دیدگاه‌های احسان
2.49K subscribers
318 photos
1 video
12 links
کانال تحلیل و بررسی موقعیت‌های بازار فارکس و کریپتو:
https://t.me/ehsanviews_tradepulse
Download Telegram
در بازار کار یک تغییر مهم در حال رخ دادن است، دیگر سخت کار کردن مزیت رقابتی نیست، بلد بودنِ استفاده از ابزارهای جدید، مخصوصا در زمینه هوش مصنوعی، مزیت واقعی شده است.
شرکت‌های بزرگ دنیا مثل متا با مدیریت مارگ زاگرلدگ، وقتی هزاران نفر را تعدیل می‌کنند و همزمان میلیاردها دلار روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند، در واقع یک پیام واضح به بازار می‌دهند که دیگر تعداد نیروی انسانی مهم نیست بلکه میزان اثرگذاری نیروی انسانی مهم است. یعنی یک نفر بتواند با کمک هوش مصنوعی، کاری را انجام دهد که قبلاً چند نفر انجام می‌دادند. در گذشنه هر نفر یک شغل داشت حالا هر شخص مسلط به ابزارهای حوزه هوش مصنوعی چند برابر خروجی دارد و در آینده نزدیک افراد غیرمسلط در این حوزه از چرخه اشنغال حذف خواهد شد. خیلی‌ها تصور می‌کنند: هوش مصنوعی می‌آید و شغل‌ها را نابود می‌کند اما در واقع کسی که بلد نیست از هوش مصنوعی استفاده کند، شغلش را به کسی می‌بازد که بلد است.

هوش مصنوعی چه چیزهایی را حذف می‌کند؟
-کارهای تکراری
-تصمیم‌گیری‌های ساده
-تولید محتوای عمومی و بدون عمق
-اجرای صرف بدون نیاز به تحلیل عمیق

چه کسانی در این پروسه حذف نمی‌شوند؟
هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزار بشناسند، نه رقیب.
به‌جای ترسیدن، از آن برای تقویت کارشان استفاده کنند.
خروجی‌محور باشند، نه زمان‌محور. دیگر مهم نیست چند ساعت کار می‌کنی مهم این است چه نتیجه‌ای تولید می‌کنی.

یک مثال ساده اما واقعی
دو نفر تولیدکننده محتوا را در نظر بگیرید:
نفر اول: روزانه چند ساعت وقت می‌گذارد و یک محتوا تولید می‌کند.
نفر دوم: با کمک هوش مصنوعی، چندین محتوا تولید می‌کند، تحلیل اضافه می‌کند و کیفیت کارش را بالا می‌برد.
در بلندمدت کدام‌یک باقی می‌ماند؟

آینده متعلق به کسی است که سریع‌تر یاد می‌گیرد و قابلیت تطبیق پذیر بیشتر دارد، نه کسی که فقط بیشتر کار می‌کند.

@ehsanviews
👍203👎1
افزایش نقدینگی شرکت برکشایر هاتاوی به محدوده حدود ۴۰۰ میلیارد دلار، توجه بسیاری از فعالان بازار را جلب کرده است. برداشت اولیه برخی این است که این اقدام می‌تواند نشانه‌ای از انتظار برای یک سقوط سنگین در بازارهای مالی باشد. باید توجه داشت که این نقدینگی به‌صورت غیرفعال نگهداری نمی‌شود. بخش قابل‌توجهی از آن در اوراق خزانه کوتاه‌مدت ایالات متحده قرار دارد؛ ابزاری کم‌ریسک که در شرایط فعلی، بازدهی قابل قبولی نیز ارائه می‌دهد. بنابراین، این تصمیم بیش از آنکه خروج از بازار تلقی شود، نوعی مدیریت بهینه نقدینگی است.

از سوی دیگر، شرایط فعلی بازار نیز نقش مهمی در این رویکرد دارد. در حال حاضر ارزش‌گذاری سهام در سطوح بالایی قرار دارد و تمرکز رشد بر تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ است یافتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری با حاشیه امن مناسب دشوارتر شده است. افزایش سطح نقدینگی می‌تواند یک تصمیم منطقی و محافظه‌کارانه تلقی شود.

وارن بافت همواره تلاش کرده در دوره‌هایی که بازار دچار تنش یا عدم تعادل می‌شود، با در اختیار داشتن نقدینگی بالا، از فرصت‌های استثنایی استفاده کند. به بیان دیگر، این نقدینگی در عین حال یک مزیت استراتژیک برای ورود در شرایط خاص محسوب می‌شود. البته نباید از تأثیر نرخ‌های بهره نیز غافل شد. در شرایط فعلی، نگهداری دارایی‌های نقد و شبه‌نقد، برخلاف گذشته، دارای بازدهی است و همین موضوع انگیزه برای حفظ نقدینگی را افزایش می‌دهد.

@ehssnviews
3👌3👍2🤔1
دیدگاه‌های احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
دلار عدد روانی ۲۰۰ رو رد کنه و بعد از تثبیت تبدیل به کف حمایتی بشه تارگت بعدی ۲۵۰ هزار تومان هست.

@ehsanviews
😢10🔥8🙈1
دیدگاه‌های احسان
در لایحه بودجه ۱۴۰۵، دولت از یک‌سو مالیات پلکانی حقوق را با ظاهری عدالت‌محور معرفی می‌کند، اما از سوی دیگر همان حقوق را عملاً زیر تیغ تورم و مالیات می‌گذارد. در ظاهر تا ۴۰ میلیون تومان معافیت از مالیات وجود دارد و پلکان‌های ۱۰ تا ۳۰٪ مالیات برای حقوق‌های…
آپدیت تحلیل قیمت دلار: اگر در آذر ۱۴۰۴ می‌گفتیم بودجه ۱۴۰۵ می‌تواند دلار را تا پایان سال به محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برساند، امروز دیگر باید آن تحلیل را از پایه به‌روزرسانی کرد.
آن پیش‌بینی بر مبنای چند متغیر بود: کسری بودجه، حذف تدریجی حمایت‌های ارزی، افزایش مالیات، رشد پایین حقوق نسبت به تورم، فروش بیشتر اوراق، و فشار ساختاری بر منابع ارزی دولت.
اما حالا و در اردیبهشت ۱۴۰۵، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی شده، فازی که در آن بودجه انقباضی با جنگ، انسداد تجاری، شوک ارزی و تخریب انتظارات ترکیب شده است. دلار امروز در محدوده ۱۹۰ هزار تومان ایستاده یعنی بخشی از سناریویی که قرار بود شاید تا انتهای ۱۴۰۵ رخ دهد، در همان ابتدای سال فعال شده است.

در تحلیل قبلی، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ یک سناریوی نسبتاً بدبینانه اما منطقی بود. اما آن تحلیل هنوز سه شوک بزرگ امروز را در خود نداشت:

اول، جنگ مستقیم و پرهزینه ایران با آمریکا و اسرائیل که طبق برخی گزارش‌ها، خسارت مستقیم و غیرمستقیم آن برای اقتصاد ایران حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده و در برخی برآوردها حتی تا ۳۰۰ میلیارد دلار هم بالا می‌رود. پس ما با یک شوک معمولی طرف نیستیم، با ضربه‌ای در مقیاس چند سال درآمد ارزی کشور مواجهیم.

دوم، اختلال جدی در صادرات نفت و مسیرهای دریایی است. گزارش‌های بین‌المللی هم نشان می‌دهند بسته‌شدن یا اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت خلیج فارس را به‌شدت محدود کرده و قیمت نفت را به ۱۲۰ دلار رسانده است. این یعنی حتی اگر نفت گران شود، ایران لزوماً از آن منتفع نمی‌شود؛ چون مسئله اصلی، توان فروش، حمل، بیمه، تسویه و وصول پول است.

سوم، از دست رفتن نقش امارات و حواله درهم است. قبل از جنگ، بازار ارز ایران تا حد زیادی با کانال درهم امارات تنظیم می‌شد. درهم، ستون تسویه واردات، تجارت غیررسمی، حواله‌جات، قیمت‌گذاری کالا و حتی انتظارات بازار بود. وقتی این کانال تضعیف یا از دسترس خارج می‌شود، بازار ارز عملا به مسیرهای کوچک‌تر و شکننده‌تر مثل سلیمانیه و هرات وابسته می‌شود، مسیرهایی که ظرفیت کنترل بازار بزرگ ایران را ندارند.

بودجه ۱۴۰۵ پیش از جنگ هم بودجه‌ای ضدرفاه و فشارزا بود.افزایش حقوق ۲۰ درصدی در برابر تورم بالای ۵۰٪، یعنی کاهش واقعی قدرت خرید.

از سمت دیگر، افزایش مالیات بر ارزش افزوده از ۱۰ به ۱۲ درصد، حذف ارز ترجیحی برای کالاهای حساس، رشد درآمدهای مالیاتی، افزایش اوراق بدهی و افزایش نرخ‌های گمرکی، همه به این معناست که دولت می‌خواهد کسری خود را از جیب مصرف‌کننده، واردکننده، تولیدکننده و حقوق‌بگیر جبران کند. اما در شرایط جنگی، این سیاست‌ها اثر شدیدتری دارند.

چون وقتی بنادر جنوبی دچار اختلال‌اند، کالا ترخیص نمی‌شود، نفت فروخته نمی‌شود، مسیر دِرهم از کار می‌افتد و واردات تقریبا متوقف می‌شود، افزایش مالیات و حذف ارز ترجیحی تبدیل می‌شود به شتاب‌دهنده تورم و نرخ ارز.

یکی از مهم‌ترین تناقض‌های بودجه، بستن نرخ ارز در حوالی ۱۰۷ هزار تومان است، درحالی‌که بازار آزاد امروز حوالی ۱۹۰ هزار تومان را دیده. این شکاف یعنی دولت در بودجه یک نرخ می‌نویسد، اما اقتصاد با نرخ دیگری ارزش‌گذاری می‌شود.

این فاصله معمولا از سه مسیر تخلیه می‌شود:
افزایش قیمت کالاهای وارداتی،
افزایش انتظارات تورمی،
و فشار بیشتر روی نرخ بازار آزاد.
به زبان ساده، وقتی نرخ بودجه ۱۰۷ هزار تومان است و نرخ بازار ۱۹۰ هزار تومان، یعنی دولت هنوز دارد صورت‌مسئله را کوچک‌تر از واقعیت نشان می‌دهد.

با شرایط قبل از جنگ، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ سناریوی محتمل بود.
اما با شرایط فعلی، این محدوده می‌تواند به سناریوی میانی سال تبدیل شود، مخصوصا اگر انسداد تجاری و محدودیت فروش نفت ادامه پیدا کند.
با داده‌های فعلی، سناریوی واقع‌بینانه‌تر این است که دلار تا پایان ۱۴۰۵ در محدوده ۳۳۰ تا ۴۵۰ هزار تومان قرار بگیرد، و در صورت تشدید درگیری‌ها و انسداد تجاری، محدوده ۴۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان نیز قابل تصور است.

@ehsanviews
🤯35👍1611🙏73👎2💔2
درگیری اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل برای بازارهای مالی، تبدیل شد به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های جابه‌جایی پول در سال‌های اخیر.

در کمتر از دو ماه، نفت از محدوده زیر ۷۰ دلار تا بالای ۱۲۰ دلار رفت و دوباره با خبرهای آتش‌بس و مذاکره ریزش‌های ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تجربه کرد. بازاری که هر توییت یا خبر و کنفرانس خبری، می‌توانست میلیاردها دلار را جابه‌جا کند.

طبق گزارش‌های منتشرشده، فقط چند دقیقه قبل از بعضی اعلامیه‌های مهم مربوط به جنگ و آتش‌بس، معاملات عظیمی روی بازار نفت انجام شده، معامله‌هایی در ابعاد ۵۰۰ میلیون، ۷۶۰ میلیون و حتی ۹۲۰ میلیون دلار.

یکی از عجیب‌ترین موارد، فروش استقراضی سنگین روی نفت بود که حدود یک ساعت قبل از انتشار خبر نزدیک شدن ایران و آمریکا به توافق انجام شد.

بعد از انتشار خبر، نفت بیش از ۱۲٪ سقوط کرد و تخمین زده می‌شود فقط همان معامله حدود ۱۲۵ میلیون دلار سود ساخته باشد.

حالا هم وزارت دادگستری آمریکا و نهادهای ناظر بازار در حال بررسی بخشی از این معاملات هستند.

جنگ اخیر، برای خیلی از بازیگران بزرگ اقتصادی تبدیل شد به یک فرصت تاریخی کسب درآمد. شرکت‌های بزرگ انرژی مثل شل و برخی غول‌های نفتی، از نوسانات شدید بازار سودهای چند میلیارد دلاری ساختند. خود شل اعلام کرد بخش مهمی از سود سه‌ماهه‌اش از نوسانات ناشی از جنگ بوده است.

صندوق‌های پوشش ریسک، معامله‌گران نفت، بازارسازهای وال‌استریت، شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، بیمه‌های انرژی، شرکت‌های تسلیحاتی و حتی بخشی از بازار رمزارزها، همگی از این تنش منتفع شدند.

وقتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز مطرح می‌شد، نفت و گاز جهش می‌کردند.
وقتی خبر مذاکره یا آتش‌بس می‌آمد، بازار ناگهان فرو می‌ریخت و در این بین، کسانی که چند دقیقه زودتر از بقیه خبر داشتند، پول‌های نجومی جابه‌جا می‌کردند.

طبق برآوردها، حدود ۲۰٪ نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و همین باعث شد رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، بحران اخیر را بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی جهان توصیف کند.

در دنیای امروز بخش مهمی از جنگ روی مانیتورهای معاملاتی، قراردادهای آتی نفت، بازار مشتقات و اتاق‌های معاملات رخ می‌دهد و برای ساختار مالی جهان، همین بحران‌ها تبدیل شده‌اند به فرصت‌های چندصد میلیون دلاری. اخبار را از رد همین معاملات باید دنبال کرد.

@ehsanviews
👍126👏1😐1
بازار آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری به چند شرکت محدود گره خورده، وضعیتی که در تاریخ بازارهای مالی معمولاً فقط در دوره‌های حبابی دیده شده است.

طبق داده‌های جدید بخش تحقیقات "Bank of America Global Research" سهم ۱۰ شرکت بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی و فناوری حالا به حدود ۴۰٪ کل وزن شاخص S&P500 رسیده؛ عددی که از نظر تمرکز سرمایه، تقریباً هم‌سطح حباب دات‌کام سال ۲۰۰۰ و حباب معروف Nifty Fifty در دهه ۷۰ میلادی است.

جالب‌تر اینکه در اوج حباب اینترنت، تمرکز سهام تکنولوژی و مخابرات روی S&P500 حدود ۴۱٪ بود. امروز بازار دوباره تقریبا به همان نقطه برگشته، فقط این‌بار با عاملی به اسم هوش مصنوعی!

سال ۲۰۰۰ بسیاری از شرکت‌های اینترنتی عملا سودده نبودند امروز اما شرکت‌هایی مثل انویدیا، مایکروسافت و متا جریان نقدی عظیم و سودهای چندده میلیارد دلاری دارند. فقط انویدیا طی کمتر از دو سال، از یک شرکت چیپ‌ساز به یکی از ارزشمندترین شرکت‌های جهان تبدیل شد رشدی که حتی در تاریخ وال‌استریت هم کم‌سابقه است.

وقتی چند سهم محدود موتور اصلی رشد شاخص می‌شوند، بازار از بیرون آرام به نظر می‌رسد اما درونش شکننده‌تر می‌شود. یعنی اگر فقط یکی دو حلقه از زنجیره AI دچار مشکل شوند ( از محدودیت صادرات چیپ گرفته تا افت تقاضای دیتاسنترها یا کاهش سرعت رشد سود شرکت‌ها ) اثرش می‌تواند کل شاخص را تحت فشار بگذارد.

تاریخ بازارهای مالی نشان می‌دهد تقریبا تمام حباب‌های بزرگ دنیا با یک فناوری واقعی شروع شدند:
راه‌آهن، برق، اینترنت، مسکن و حالا هوش مصنوعی.

هوش مصنوعی اقتصاد جهان را متحول می‌کند اما این به این معنا نیست که هر قیمتی برای سهام مرتبط با آن منطقی است. اینجاست که تفاوت انقلاب تکنولوژیک با حباب قیمتی مشخص می‌شود.

@ehsanviews
👍95
فعلا چیزی که در منطقه می‌بینیم وقفه برای بازآرایی بوده تا آتش‌بس واقعی. هم‌زمان با اعلام آتش‌بس، حملات محدود، تهدیدها و جابه‌جایی تجهیزات ادامه دارد، یعنی طرف‌های درگیر هزینه و فایده مرحله بعدی را محاسبه می‌کنند.

تماس ترامپ و نتانیاهو می‌تواند مشخص کند نحوه ورود به فاز جدید فشار ترکیبی(ترکیب فشار نظامی اقتصادی، اطلاعاتی و زیرساختی) چگونه خواهد بود.

در جنگ‌های مدرن، بانک اهداف و میزان انعطاف در انتخاب هدف است که موازنه را تغییر می‌دهد.

طرفی که بتواند فشار را از میدان نظامی به اقتصاد، انرژی، حمل‌ونقل، برق، مواد اولیه و روان بازار منتقل کند، بدون استفاده گسترده از مهمات هم می‌تواند فرسایش ایجاد کند.

هر سه بازیگر اصلی بررسی می‌کنند تا ببینند دور بعدی بازی را کجا و با چه هزینه‌ای باید آغاز کنند. در نهایت اسرائیل و امریکا می‌خواهند کار ناتمام را به سرانجام برسانند و طرف مقابل سعی بر بقا با ایجاد هزینه مضاعف برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی دارد.

@ehssnviews
13👍6👎1
دیدگاه‌های احسان
چطور به اینترنت بین الملل دسترسی دارید؟
اگر همه کسانیکه نظرسنجی رو ویو میزنند شرکت کنند جامعه آماری بزرگتر شه ممنون میشم.

@ehsanviews
4
حین زلزله این توصیه ها رو جدی بگیرید و عملی به کار ببندید. امیدوارم که همگی عزیزان در صحت و سلامت باشند.

@ehsanviews
3👍2🙏2
در نگاه اول شاید تصور شود که ایران با بستن هرمز، نبض انرژی جهان را در دست گرفته و توانسته فشار بزرگی به آمریکا و متحدانش وارد کند. این تحلیل در کوتاه‌مدت تا حدی درست بود چون تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال نفت و گاز جهان است. اما در شرایط فعلی توان تحملِ ادامه بازی اهمیت دارد چون ایران هم به همین مسیر وابسته است. اقتصاد ایران در شرایط تحریم برای صادرات انرژی، واردات کالا، دسترسی به ارز خارجی و تجارت منطقه‌ای به امنیت خلیج فارس نیاز دارد. حالا که خلیج فارس وارد فاز بحران شده، هزینه حمل‌ونقل، بیمه و مبادلات مالی برای خود ایران هم جهش کرده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد تهران مجبور شده بخشی از تجارتش را به مسیرهای زمینی، ریلی و دریای خزر منتقل کند، مسیرهایی که هم محدودترند و هم بسیار پرهزینه‌تر.

اقتصاد داخلی ایران در موقعیتی نیست که یک بحران فرسایشی طولانی را تحمل کند. تورم بالا، فشار معیشتی، کاهش ارزش پول ملی و رکود چندساله، اقتصاد را از قبل فرسوده‌تر کرده بود. هرچه بحران هرمز طولانی‌تر شود، زمان به ضرر حاکمیت خواهد بود. آسیب فرسایش اقتصادی تدریجی به مراتب از جنگ مستقیم بیشتر است.

در سطح منطقه‌ای هم شرایط پیچیده‌تر شده، عربستان و امارات طی سال‌های اخیر روی مسیرهای جایگزین سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا وابستگی کامل به هرمز نداشته باشند. شاید این مسیرها نتوانند کل صادرات خلیج فارس را پوشش دهند، اما هرچه زمان بگذرد، بازار جهانی بیشتر خودش را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد. این یعنی با طولانی شدن بحران بخشی از اهرم فشار اولیه ایران به مرور کاهش پیدا می‌کند.

با ادامه انسداد تنگه هرمز چین، هند، اروپا و بخش بزرگی از اقتصاد جهان از این وضعیت آسیب می‌بینند. همین مسئله می‌تواند اجماع جهانی علیه ادامه بحران ایجاد کند؛، چون وقتی امنیت انرژی جهان تهدید شود، بسیاری از کشورها حتی آن‌هایی که رابطه خصمانه مستقیمی با ایران ندارند به سمت فشار بیشتر حرکت می‌کنند.

بستن تنگه هرمز در کوتاه‌مدت یک شوک بزرگ ژئوپلیتیکی بود، اما ادامه طولانی‌مدت آن می‌تواند به یک بازی فرسایشی تبدیل شود که هزینه‌اش برای اقتصاد ایران به مراتب بیشتر از رقبایش خواهد بود.

@ehsanviews
👍186👎1
شهبازی مجری شبکه ۲ صداوسیما: بهترین کاری که جمهوری اسلامی تو ۴۷ سال گذشته انجام داد، ملی کردن اینترنت و دادن اينترنت به اهلش بود نه يه مشت مزدور داخلی!

طوری از اینترنت دادن به اهلش حرف می‌زنه انگار اینترنت ارث پدرشون بوده و ملت رعیتشون هستند. مشکل اینجاست که هر وقت مردم آزادانه حرف می‌زنند، امثال اینا یاد امنیت میفتن، ولی وقتی خودشون شبانه‌روز از همون اینترنت برای دیده شدن، پول درآوردن و پروپاگاندا استفاده می‌کنن، اسمش میشه بصیرت. کسب و کار مردم تعطیل شده به خاک سیاه نشستند امثال این بی‌ریشه به ریش مردم می‌خندند

اینها انقدر عمرشون رو صرف توجیه سانسور و فیلترینگ کردن که اگر فردا روزی اینترنت آزاد بشه کاری بلد نیستند و عملا بیکار میشن.

@ehsanviews
🤬31👍148👏7👌2👎1🖕1
نمایش سلاح و آموزش کار با اسلحه در صداوسیما بیشتر از هر چیز نشان می‌دهد که از حاکمیت سناریوی ورود به فاز پرتنش‌تر را جدی گرفته است. وقتی رسانه رسمی حکومت از فضای تبلیغات سیاسی عبور می‌کند و وارد آماده‌سازی روانی جامعه برای درگیری می‌شود، یعنی در پشت صحنه، احتمال تشدید تنش‌ها بالاتر از قبل ارزیابی شده است.

تهران احساس می‌کند وارد دوره‌ای از درگیری‌های فرسایشی، حملات ترکیبی و فشارهای امنیتی شدیدتر خواهد شد. مخصوصا بعد از ماه‌های اخیر که تنش‌های منطقه‌ای، حملات نیابتی، بحران دریایی و درگیری‌های مستقیم و غیرمستقیم، سطح تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل را به یکی از بالاترین نقاط چند دهه اخیر رسانده است.

در طرف مقابل هم ماجرا فقط محدود به حملات موضعی نیست. اگر درگیری بزرگ‌تری شکل بگیرد، ایران با ترکیبی از قدرت نظامی آمریکا، اسرائیل و شبکه اطلاعاتی و لجستیکی متحدان منطقه‌ای روبه‌رو خواهد شد، از ناوهای هواپیمابر و جنگنده-بمب‌افکن‌های دوربرد گرفته تا جنگ الکترونیک، پهپادهای پیشرفته، حملات سایبری و عملیات فلج‌کننده زیرساختی. چنین سناریویی حتی اگر به اشغال زمینی کلاسیک ختم نشود، می‌تواند منطقه را وارد یک جنگ بسیار پرهزینه و خونبار کند، جنگی که بازار انرژی را هم به شدت ملتهب خواهد کرد.

بازار نفت روی همین ریسکِ بسته شدن مسیر انرژی و گسترش جنگ حساس است. اگر تنش‌ها از سطح فعلی عبور کند و پای درگیری مستقیم و گسترده‌تر به خلیج فارس و مسیرهای صادرات نفت باز شود، رسیدن نفت به محدوده ۱۳۰ تا ۱۳۵ دلار دیگر سناریوی عجیب و دور از ذهنی نخواهد بود. بازار انرژی بیشتر از خود جنگ، از بی‌ثباتی، نااطمینانی و تهدید عرضه می‌ترسد.

برای همین، این تصاویر اسلحه در صدا و سیما را باید بخشی از یک پیام بزرگ‌تر دید: حاکمیت احساس می‌کند وارد دوره‌ای شده که احتمال برخوردهای شدیدتر نسبت به گذشته واقعی‌تر شده، دوره‌ای که همه طرف‌ها برای سناریوهای سخت‌تر و شاید تعیین تکلیف نهایی آماده می‌شوند.

@ehsanviews
👍154👎3
چهار دسته شرکتی که نمادشان تعلیق می‌شود

جعفری، مدیر نظارت بر ناشران سازمان بورس، در تشریح سازوکار تعلیق نماد معاملاتی برخی شرکت‌ها بورس 24 گفت: نمادهایی که تعلیق می‌شوند در چهار دسته قرار می‌گیرند.

دسته اول: شرکت‌هایی که به‌صورت مستقیم و در اثر حمله دشمن دچار آسیب جدی شده‌اند و بخش بااهمیت از فعالیت‌ها یا تولید آن‌ها مختل شده است. دسته دوم: شرکت‌هایی که به‌دلیل آسیب‌دیدگی شرکت‌های دسته اول، بخش بااهمیت از تولید یا ارائه خدمات آن‌ها نیز متوقف شده است. دسته سوم شامل شرکت‌های هلدینگ تخصصی یا چندرشته‌ای است که بخش بااهمیتی از سودآوری آن‌ها (مطابق آخرین صورت‌های مالی حسابرسی‌شده) وابسته به شرکت‌های دسته اول و دوم است. دسته چهارم شرکت‌های سرمایه‌گذاری هستند که بخش بااهمیت از پرتفوی آن‌ها صرف سرمایه‌گذاری در شرکت‌های تعلیق‌شده باشد.

این دسته‌بندی جدید سازمان بورس، در واقع اعتراف غیرمستقیم به عمق اثرات زنجیره‌ای جنگ و نااطمینانی روی اقتصاد است، چون حالا فقط شرکت هدف‌خورده مشکل ندارد، بلکه از تأمین‌کننده و سهامدار عمده تا هلدینگ و شرکت سرمایه‌گذاری هم می‌تواند وارد چرخه تعلیق شود. با طولانی شدن توقف بورس و ابهام درباره میزان خسارت صنایع بزرگی مثل فولادی‌ها و پتروشیمی‌ها، نگرانی اصلی بازار نه تنها افت قیمت بلکه بحران نقدشوندگی و دشوار شدن کشف قیمت واقعی سهام است. تجربه ماه‌های اخیر هم نشان داده هرچه شفافیت اطلاعاتی کمتر باشد، احتمال رفتارهای هیجانی و صف‌های فروش سنگین بعد از بازگشایی بیشتر می‌شود.

@ehsanviews
👍11😢1😐1
دوستی یادآوری کرد اردیبهشت ۱۴۰۰ میخواست ۸۰ میلیون دلار و طلا بخره دلار ۳۵۰۰ تومان بود و طلا گرمی ۱۱۰۰. بهش گفته بودم توصیه می‌کنم طلا بخری اما اگر با دلار راحت تری برای حفظ ارزش پولت دلار بخر دلار سال ۱۴۰۲ بین ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان هست. جواب داد درسته همه چی رفت بالا ولی فکر نکنم دلار ۲ سال دیگه بشه ۵۰ تا ۷۰هزار تومان! حتی اگر روزی شرایط با ثبات بشه مدت قابل توجهی طول میکشه تا پول ملی به ثبات برسه پس تو تبدیل سرمایه در هر قیمتی شک نکنید. مقداری ریال نگه دارید خرج چند ماه اینده رو تبدیل به دلار کنید و مابقی رو به دارایی های دیگه با دید درازمدت(مثل طلا، نقره و بیت‌کوین) اختصاص بدید. مخصوصا بیت‌کوین به دید ۳تا ۴ ساله ارزش افزوده خوبی داره و سود دلاری قابل توجه میده.

@ehsanviews
👍169
از اول ژوئن، ژاپن مسیر استفاده قانونی از برخی استیبل‌کوین‌های خارجی را به‌عنوان ابزار پرداخت الکترونیکی باز می‌کند. این یعنی کریپتو جای ین را نمی‌گیرد و دلار هم فردا صبح تمام نمی‌شود؛ موضوع اصلی این است که ریل پرداخت جهانی دارد عوض می‌شود: از بانک، حواله، کارت، سوئیفت و تسویه چندروزه، به سمت پول دیجیتال، انتقال ۲۴ ساعته و تسویه سریع.

خیلی‌ها وقتی اسم استیبل‌کوین می‌آید، سریع به پایان سلطه دلار فکر می‌کنند. در حالی که فعلاً ماجرا برعکس است. بخش بزرگی از استیبل‌کوین‌های جهان به دلار وصل‌اند. یعنی اگر USDT، USDC و مدل‌های مشابه بزرگ‌تر شوند، ممکن است دلار نه‌تنها حذف نشود، بلکه با لباس تازه‌ای وارد مرحله بعد شود.
به زبان ساده‌تر:

آمریکا امروز نزدیک ۳۹ تریلیون دلار بدهی دارد. عدد ترسناکی است، اما بدهی وقتی واقعا خطرناک می‌شود که دنیا دیگر به بدهکار اعتماد نکند. بدهی آمریکا هنوز در قالب اوراق خزانه، یکی از امن‌ترین دارایی‌های مالی جهان شناخته می‌شود.

حالا اگر استیبل‌کوین‌های دلاری رشد کنند، برای حفظ ارزش خود معمولاً باید پشتوانه نقد، شبه‌نقد یا اوراق خزانه آمریکا داشته باشند. یعنی چیزی که عده‌ای تهدید دلار می‌بینند، می‌تواند در عمل به ابزار تازه‌ای برای تقاضای بیشترِ دلار و بدهی آمریکا تبدیل شود.

پس داستان، پایان سلطه دلار نیست بلکه دیجیتالی‌شدن دلار است. اما این مسیر آرام و بی‌هزینه نیست. دنیا وارد دوره‌ای شده که پول ارزان دارد جمع می‌شود. سال‌هایی که شرکت‌ها راحت وام می‌گرفتند، دولت‌ها بی‌محابا خرج می‌کردند و بازارها با نقدینگی بالا می‌رفتند، دیگر شبیه گذشته نیست. نرخ بهره بالا، بدهی سنگین، جنگ‌های تجاری، ژئوپلیتیک، انرژی و حالا هوش مصنوعی، همه با هم اقتصاد جهانی را وارد یک فاز سخت‌تر کرده‌اند.

۴ سال آینده دوره‌ای است که خیلی از مدل‌های قدیمی کسب‌وکار، اشتغال و حتی وام‌دهی زیر سؤال می‌رود. شرکت‌هایی که فقط با پول ارزان زنده بودند، فشار را حس می‌کنند. دولت‌هایی که با بدهی جلو می‌رفتند، مجبور می‌شوند بین تورم، مالیات، کاهش هزینه‌ها یا چاپ پول یکی را انتخاب کنند. همزمان AI هم فقط یک ابزار نرم‌افزاری نیست و آرام‌آرام فرم بازار کار را تغییر می‌دهد.

اینجاست که بحث‌هایی مثل UBI یا درآمد پایه جدی‌تر می‌شود. نه اینکه فردا صبح همه کشورها به مردم پول رایگان بدهند، اما اگر AI بخشی از مشاغل را حذف کند و بهره‌وری بالا برود ولی درآمد عادلانه پخش نشود، دولت‌ها ناچار می‌شوند به مدل‌های تازه حمایت اجتماعی فکر کنند.

به نظر جهان احتمالا به سمت فروپاشی فوری نظام پولی نمی‌رود، اما وارد مرحله تغییر فرم پول شده است. پول همان پول است، بدهی همان بدهی است، قدرت همان قدرت است، فقط ابزار انتقال، نگهداری، تسویه و کنترل آن دارد عوض می‌شود.
در گذشته، امپراتوری‌ها با سکه، طلا، بانک و نفت قدرت می‌ساختند. امروز قدرت ممکن است از ترکیب دلار، داده، استیبل‌کوین، AI، اوراق خزانه و زیرساخت پرداخت دیجیتال ساخته شود.

سؤال اینجاست که آیا دلار در نسخه بعدی خودش چه شکلی خواهد داشت، چه کسانی به آن دسترسی خواهند داشت، چه کسانی از آن حذف می‌شوند، و چه کسانی زودتر می‌فهمند بازی عوض شده است.

@ehsanviews
👍149👌1
هروقت اخبار مثبت زیاد میشه فرصت خرید برای اشخاص جا مانده از بازار هست. انتهای این ماجرا چیزی جز درگیری مجدد تا تعیین تکلیف نهایی نیست. چرخ زمان به عقب نمی‌گرده هر دو طرف این رو خوب می‌دونند‌. حداکثر تا زمستان امسال شرایط تغییر خواهد کرد و مناسبات جدیدی حاکم خواهد شد.

@ehsanviews
👍295👎1
حباب گرم طلا ۴،۵ درصد منفی شده برای کسانیکه میخوان دلار رو تبدیل به طلا کنند فرصت مناسبی هست.

@ehsanviews
👍1072👎1
دیدگاه‌های احسان
دوستی یادآوری کرد اردیبهشت ۱۴۰۰ میخواست ۸۰ میلیون دلار و طلا بخره دلار ۳۵۰۰ تومان بود و طلا گرمی ۱۱۰۰. بهش گفته بودم توصیه می‌کنم طلا بخری اما اگر با دلار راحت تری برای حفظ ارزش پولت دلار بخر دلار سال ۱۴۰۲ بین ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان هست. جواب داد درسته همه چی…
بازدهی بیت‌کوین از سال ۲۰۱۰:
۲۰۱۰: +۹,۹۰۰٪
۲۰۱۱: +۱,۴۷۳٪
۲۰۱۲: +۱۸۶٪
۲۰۱۳: +۵,۵۰۷٪
۲۰۱۴: -۵۸.۸۲٪
۲۰۱۵: +۳۵.۰۰٪
۲۰۱۶: +۱۲۵.۰۰٪
۲۰۱۷: +۱,۳۳۱٪
۲۰۱۸: -۷۴.۵۹٪
۲۰۱۹: +۹۲.۱۸٪
۲۰۲۰: +۳۰۳.۱۰٪
۲۰۲۱: +۵۹.۷۱٪
۲۰۲۲: -۶۴.۲۷٪
۲۰۲۳: +۱۵۶.۲۰٪
۲۰۲۴: +۱۲۱.۱۰٪
۲۰۲۵: -۶.۳۶٪
۲۰۲۶: -۱۳.۰۴٪ (از ابتدای سال تاکنون)
نکته جالب این آمار این است که تقریباً پس از هر دوره رشد انفجاری، یک یا دو سال اصلاح سنگین هم رخ داده است. برای مثال، بعد از رشد خیره‌کننده ۱,۳۳۱ درصدی در سال ۲۰۱۷، بیت‌کوین در سال ۲۰۱۸ حدود ۷۵ درصد افت کرد. همچنین پس از رشدهای قدرتمند سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، بازار در سال ۲۰۲۲ بیش از ۶۴ درصد ریزش را تجربه کرد.

این آمار نشان می‌دهد که بیت‌کوین در بلندمدت یکی از پربازده‌ترین دارایی‌های تاریخ بوده، اما مسیر رسیدن به این بازدهی با نوسانات شدید، اصلاح‌های عمیق و دوره‌های طولانی رکود همراه بوده است. بنابراین هر کسی که به بازدهی‌های چندصددرصدی آن نگاه می‌کند، باید افت‌های ۵۰ تا ۸۰ درصدی این بازار را هم در محاسبات خود در نظر بگیرد.

@ehsanviews
10🔥2👍1
دیدگاه‌های احسان
اگر بخواهیم فقط با تکیه بر الگوی سیکل قبلی برای بیت‌کوین فکر کنیم، وسوسه‌انگیز است که بگوییم چون قیمت در سیکل قبل از ۶۹ هزار دلار تا ۱۵هزار دلار سقوط کرد، پس این بار هم اگر سقف ۱۲۶ هزار دلار را دیده باشد، باید تا حوالی ۲۸ هزار دلار پایین بیاید. از نظر ریاضی…
طبق این تحلیل که همچنان پابرجاست ما در ۳ الی ۴ سال آینده اگر بخواهیم سود دلاری رو در نظر بگیریم با توجه به الگوهای وایکوف و روند بازار و رشد سنگین طلا در در سال‌های اخیر حداکثر رصد دلاری که برای طلا تا ۲۰۳۰ متصور هستم اونس حدود ۹۰۰۰ دلاری هست. اما تارگت بیت‌کوین رو "حداقل" ۳۰۰ الی ۳۵۰ هزار میبینم یعنی بازدهی دلاری ۵ برابری خواهد داشت. پس برخلاف سال‌های گذشته که تاکید مداوم روی طلا داشتم ضمن اینکه طلا رو بیمه دارایی میدونم روی اهمیت افزودن بیت‌کوین به سبد سرمایه تاکید میکنم.

بهترین استراتژی خرید پله‌ای هست روی هر قیمتی خرید کنید و میانگین کم کنید منتظر کشف کف قیمت نمونید چون کار هرکسی نیست و نیازی هم نیست، مهم گرفتن سود معقول از بازار سرمایست.

@ehsanviews
18👍72🔥1