دیدگاه‌های احسان
2.49K subscribers
318 photos
1 video
12 links
کانال تحلیل و بررسی موقعیت‌های بازار فارکس و کریپتو:
https://t.me/ehsanviews_tradepulse
Download Telegram
اگر ضرورتی نداره در شرایط فعلی فروشنده طلا و ارز نباشید صرفا در صورت داشتن نقدینگی خریدار باشید.

@ehsanviews
👍179
در ایران بارها یک الگوی تکرارشونده دیده‌ایم: شکل‌گیری یک حرکت جمعی اعتراضی، رسیدن به نقطه اثرگذاری، و سپس فروپاشی همان حرکت در مواجهه با یک محرک کوتاه‌مدت.

نمونه‌ش کمپین تحریم خودروهای داخلی در سال ۱۳۹۴ بود. فشار اجتماعی تا جایی پیش رفت که فروش شرکت‌هایی مثل ایران خودرو و سایپا به شکل محسوسی افت کرد و حتی نشانه‌هایی از بحران جدی در جریان نقدینگی آن‌ها دیده می‌شد. اما این روند با یک تصمیم ساده شکست: ارائه تسهیلات فروش جذاب. همان مردمی که در کمپین مشارکت داشتند، در برابر یک منفعت کوتاه‌مدت، تصمیم جمعی خود را کنار گذاشتند و موج خرید شکل گرفت.این اتفاق نشانه یک الگوی عمیق‌تر در رفتار اقتصادی جامعه است: غلبه منافع کوتاه‌مدت بر اهداف بلندمدت و شکنندگی هماهنگی جمعی در نبود ساختار پایدار و آسیب‌پذیری کمپین‌ها در برابر سیاست‌های جبرانی سریع.

حالا اگر این الگو را به وضعیت امروز تعمیم بدهیم مثلا در مسئله قطع طولانی مدت اینترنت و فیلترینگ و ارائه خدمات اپراتورها مثل همراه اول در زمینه اینترنت پرو یک نکته مهم روشن می‌شود: هر حرکت جمعی، حتی اگر در ابتدا قدرتمند باشد، تا زمانی که به یک ساختار پایدار تبدیل نشود د منافع جمعی به منفعت فردی اولست پیدا نکند با اولین مشوق یا فشار معکوس از هم می‌پاشد.

ارائه‌دهندگان خدمات، به جای اصلاح ساختاری و عمل به خواست جامعه یاد می‌گیرند با ابزارهای کوتاه‌مدت (تخفیف، تسهیلات، رفع محدودیت‌های موقتی با ایجاد تبعیض جهت شکستن اتحاد و ایجاد تفرقه) رفتار جامعه را مدیریت کنند بدون اینکه تغییری واقعی ایجاد شود.

@ehsanviews
👍293👌3🤔2
دیدگاه‌های احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
به خاطر جنگ اخیر و بسته شدن مسیرهای دریایی، واردات مواد اولیه به‌خصوص در حوزه پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شده. حاکمیت برای جلوگیری از توقف تولید، دسترسی واردات را از حالت متمرکز خارج کرده و به بازیگران بیشتری اجازه ورود داده که باعث افزایش تقاضای پراکنده و همزمان برای ارز در بازار شده
وقتی تعداد بیشتری از افراد و شرکت‌ها به‌صورت مستقل اقدام به تأمین ارز می‌کنند، فشار روی منابع ارزی بالا میره. در حالی که سمت عرضه، به‌دلیل همون محدودیت‌های لجستیکی و کاهش درآمدهای ارزی به اندازه کافی تقویت نشده.

@ehsanviews
👍14🤣1
دیدگاه‌های احسان
به خاطر جنگ اخیر و بسته شدن مسیرهای دریایی، واردات مواد اولیه به‌خصوص در حوزه پتروشیمی با اختلال جدی مواجه شده. حاکمیت برای جلوگیری از توقف تولید، دسترسی واردات را از حالت متمرکز خارج کرده و به بازیگران بیشتری اجازه ورود داده که باعث افزایش تقاضای پراکنده…
یادتون باشه قبل شروع مجدد درگیری‌ها و حین مذاکرات یکسری به اصطلاح کارشناس، سیگنال خروج از طلا و ارز میدادند و میگفتن ما تبدیل میکنیم روی ریال میمونیم(غیرمستقیم سیگنال موفقیت مذاکرات میدادن) حالا بشینن سماق بمکند و با ضرر مجدد طلا و ارزی که فروختند رو خریداری کنند.

@ehsanviews
👍17🤣62😐1
جنگ ایران و آمریکا یک اتفاق مهم را عریان کرد: اوپک دیگر آن قدرت دهه ۷۰ میلادی نیست که با چند جلسه بتواند قیمت نفت را تعیین کند. امروز وقتی صادرات نفت از تنگه هرمز مختل می‌شود، بازار انرژی به اوپک نگاه نمی‌کند بلکه به واشنگتن، ناوگان آمریکا، صادرات نفت شیل، ذخایر استراتژیک، بیمه نفتکش‌ها و مسیرهای جایگزین نگاه می‌کند.

طبق داده‌های IEA، جریان نفت و فرآورده از تنگه هرمز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به کمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز در مارس سقوط کرده است، همزمان صادرات مسیرهای جایگزین مثل ساحل غربی عربستان و فجیره امارات بالا رفته است. این یعنی قیمت نفت دیگر فقط تابع تولید نیست، تابع کنترل مسیر عبور است.

اینجاست که جنگ، جایگاه آمریکا را عوض کرد. آمریکا از قبل بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان بود، اما در این بحران نقش جدیدی گرفت: تأمین‌کننده جایگزین برای اروپا و آسیا. رویترز گزارش داده صادرات نفت خام آمریکا به رکورد ۶.۴۴ میلیون بشکه در روز رسیده و آمریکا برای نخستین بار در مقیاس هفتگی به صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شده؛ چون اروپا و آسیا بعد از اختلال هرمز به نفت آمریکا هجوم آوردند.

جنگ ایران و آمریکا باعث شد نفت از ابزار اوپک، به ابزار ژئوپلیتیک آمریکا تبدیل شود.
نه به این معنی که آمریکا هر قیمتی بخواهد تعیین می‌کند بلکه به این معنی که آمریکا می‌تواند با مدیریت بحران، مسیر صادرات، تحریم، ناوگان دریایی، بیمه، ذخایر و صادرات شیل، فشار را بین بازیگران جهانی پخش کند.

چین بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان است و به نفت خلیج فارس، مسیرهای دریایی و قیمت پایین انرژی نیاز دارد. وقتی هرمز ناامن می‌شود، چین سه ضربه می‌خورد:
اول، هزینه واردات انرژی بالا می‌رود.
دوم، امنیت مسیر تأمین انرژی‌اش زیر سؤال می‌رود.
سوم، مجبور می‌شود یا نفت گران‌تر بخرد یا به روسیه و مسیرهای پرریسک‌تر وابسته‌تر شود.

IEA گفته جنگ ایران چشم‌انداز تقاضای جهانی نفت را به‌هم زده و برای ۲۰۲۶ حتی کاهش تقاضای جهانی را پیش‌بینی کرده؛ مخصوصاً در آسیا-پاسیفیک و خاورمیانه، مصرف نَفتا، LPG و سوخت جت تحت فشار قرار گرفته است.

این برای چین خطرناک است، چون چین اقتصاد صادرات‌محور دارد. نفت گران یعنی هزینه تولید، حمل‌ونقل، پتروشیمی و زنجیره تأمین بالا می‌رود. آمریکا در چنین شرایطی می‌تواند با یک پیام غیرمستقیم فشار بیاورد: امنیت انرژی آسیا بدون نظم دریایی تحت رهبری آمریکا شکننده است.

اروپا بعد از جنگ اوکراین خودش را از انرژی روسیه جدا کرد، اما حالا با بحران ایران دوباره فهمید که هنوز از نظر انرژی آسیب‌پذیر است. AP گزارش داده جنگ ایران باعث افزایش شدید هزینه انرژی اروپا شده و مقام‌های اتحادیه اروپا هشدار داده‌اند که کمک‌های انرژی اگر هدفمند نباشد، میلیاردها یورو هدر می‌رود. در همان گزارش آمده بحران می‌تواند روزانه حدود ۵۰۰ میلیون یورو به اروپا فشار بیاورد.

یعنی آمریکا از دو مسیر به اروپا اهرم پیدا می‌کند:
۱. فروش نفت و فرآورده بیشتر به اروپا
۲. تقویت وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا در مسیرهای انرژی و دریایی
اروپا می‌خواهد مستقل باشد، ولی در بحران انرژی مجبور است دوباره به واشنگتن نگاه کند. این دقیقاً همان چیزی است که نفت را به ابزار فشار تبدیل می‌کند.

خروج امارات از اوپک همزمان با جنگ، ضربه دوم به نظم قدیمی نفت بود. امارات می‌گوید دیگر نمی‌خواهد زیر سقف‌های اوپک محدود بماند و دنبال منافع ملی خودش است. این یعنی حتی داخل خلیج فارس هم اجماع قدیمی تولیدکنندگان ترک برداشته است. خروج امارات از اوپک از ۱ می ۲۰۲۶ اجرایی می‌شود.

برای آمریکا این خبر خوشایند است. هرچه انسجام اوپک کمتر شود، توان آمریکا برای اثرگذاری روی بازار بیشتر می‌شود. چون وقتی تولیدکنندگان خلیج فارس باهم هماهنگ نیستند، واشنگتن راحت‌تر می‌تواند با هرکدام جداگانه بازی کند: یکی را به افزایش تولید تشویق کند، یکی را با امنیت دریایی وابسته نگه دارد، یکی را با تحریم کنترل کند.

آمریکا اهرم انرژی جهان را در دست گرفته، اما این اهرم مثل شمسیر دو لبه است: می‌تواند با آن به چین و اروپا را فشار بیاورد، اما اگر قیمت نفت بیش از حد بالا بماند، تورم و نارضایتی را به داخل آمریکا میکشاند و این یک چالش بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود.

@ehsanviews
👍175👎1
در بازار کار یک تغییر مهم در حال رخ دادن است، دیگر سخت کار کردن مزیت رقابتی نیست، بلد بودنِ استفاده از ابزارهای جدید، مخصوصا در زمینه هوش مصنوعی، مزیت واقعی شده است.
شرکت‌های بزرگ دنیا مثل متا با مدیریت مارگ زاگرلدگ، وقتی هزاران نفر را تعدیل می‌کنند و همزمان میلیاردها دلار روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند، در واقع یک پیام واضح به بازار می‌دهند که دیگر تعداد نیروی انسانی مهم نیست بلکه میزان اثرگذاری نیروی انسانی مهم است. یعنی یک نفر بتواند با کمک هوش مصنوعی، کاری را انجام دهد که قبلاً چند نفر انجام می‌دادند. در گذشنه هر نفر یک شغل داشت حالا هر شخص مسلط به ابزارهای حوزه هوش مصنوعی چند برابر خروجی دارد و در آینده نزدیک افراد غیرمسلط در این حوزه از چرخه اشنغال حذف خواهد شد. خیلی‌ها تصور می‌کنند: هوش مصنوعی می‌آید و شغل‌ها را نابود می‌کند اما در واقع کسی که بلد نیست از هوش مصنوعی استفاده کند، شغلش را به کسی می‌بازد که بلد است.

هوش مصنوعی چه چیزهایی را حذف می‌کند؟
-کارهای تکراری
-تصمیم‌گیری‌های ساده
-تولید محتوای عمومی و بدون عمق
-اجرای صرف بدون نیاز به تحلیل عمیق

چه کسانی در این پروسه حذف نمی‌شوند؟
هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزار بشناسند، نه رقیب.
به‌جای ترسیدن، از آن برای تقویت کارشان استفاده کنند.
خروجی‌محور باشند، نه زمان‌محور. دیگر مهم نیست چند ساعت کار می‌کنی مهم این است چه نتیجه‌ای تولید می‌کنی.

یک مثال ساده اما واقعی
دو نفر تولیدکننده محتوا را در نظر بگیرید:
نفر اول: روزانه چند ساعت وقت می‌گذارد و یک محتوا تولید می‌کند.
نفر دوم: با کمک هوش مصنوعی، چندین محتوا تولید می‌کند، تحلیل اضافه می‌کند و کیفیت کارش را بالا می‌برد.
در بلندمدت کدام‌یک باقی می‌ماند؟

آینده متعلق به کسی است که سریع‌تر یاد می‌گیرد و قابلیت تطبیق پذیر بیشتر دارد، نه کسی که فقط بیشتر کار می‌کند.

@ehsanviews
👍203👎1
افزایش نقدینگی شرکت برکشایر هاتاوی به محدوده حدود ۴۰۰ میلیارد دلار، توجه بسیاری از فعالان بازار را جلب کرده است. برداشت اولیه برخی این است که این اقدام می‌تواند نشانه‌ای از انتظار برای یک سقوط سنگین در بازارهای مالی باشد. باید توجه داشت که این نقدینگی به‌صورت غیرفعال نگهداری نمی‌شود. بخش قابل‌توجهی از آن در اوراق خزانه کوتاه‌مدت ایالات متحده قرار دارد؛ ابزاری کم‌ریسک که در شرایط فعلی، بازدهی قابل قبولی نیز ارائه می‌دهد. بنابراین، این تصمیم بیش از آنکه خروج از بازار تلقی شود، نوعی مدیریت بهینه نقدینگی است.

از سوی دیگر، شرایط فعلی بازار نیز نقش مهمی در این رویکرد دارد. در حال حاضر ارزش‌گذاری سهام در سطوح بالایی قرار دارد و تمرکز رشد بر تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ است یافتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری با حاشیه امن مناسب دشوارتر شده است. افزایش سطح نقدینگی می‌تواند یک تصمیم منطقی و محافظه‌کارانه تلقی شود.

وارن بافت همواره تلاش کرده در دوره‌هایی که بازار دچار تنش یا عدم تعادل می‌شود، با در اختیار داشتن نقدینگی بالا، از فرصت‌های استثنایی استفاده کند. به بیان دیگر، این نقدینگی در عین حال یک مزیت استراتژیک برای ورود در شرایط خاص محسوب می‌شود. البته نباید از تأثیر نرخ‌های بهره نیز غافل شد. در شرایط فعلی، نگهداری دارایی‌های نقد و شبه‌نقد، برخلاف گذشته، دارای بازدهی است و همین موضوع انگیزه برای حفظ نقدینگی را افزایش می‌دهد.

@ehssnviews
3👌3👍2🤔1
دیدگاه‌های احسان
قیمت اسمی دلار امروز ۱۷۵ هزار تومان، ولی در بازار آزاد زیر ۱۹۰ هزار تومان معامله نمیشه. @ehsanviews
دلار عدد روانی ۲۰۰ رو رد کنه و بعد از تثبیت تبدیل به کف حمایتی بشه تارگت بعدی ۲۵۰ هزار تومان هست.

@ehsanviews
😢10🔥8🙈1
دیدگاه‌های احسان
در لایحه بودجه ۱۴۰۵، دولت از یک‌سو مالیات پلکانی حقوق را با ظاهری عدالت‌محور معرفی می‌کند، اما از سوی دیگر همان حقوق را عملاً زیر تیغ تورم و مالیات می‌گذارد. در ظاهر تا ۴۰ میلیون تومان معافیت از مالیات وجود دارد و پلکان‌های ۱۰ تا ۳۰٪ مالیات برای حقوق‌های…
آپدیت تحلیل قیمت دلار: اگر در آذر ۱۴۰۴ می‌گفتیم بودجه ۱۴۰۵ می‌تواند دلار را تا پایان سال به محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برساند، امروز دیگر باید آن تحلیل را از پایه به‌روزرسانی کرد.
آن پیش‌بینی بر مبنای چند متغیر بود: کسری بودجه، حذف تدریجی حمایت‌های ارزی، افزایش مالیات، رشد پایین حقوق نسبت به تورم، فروش بیشتر اوراق، و فشار ساختاری بر منابع ارزی دولت.
اما حالا و در اردیبهشت ۱۴۰۵، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی شده، فازی که در آن بودجه انقباضی با جنگ، انسداد تجاری، شوک ارزی و تخریب انتظارات ترکیب شده است. دلار امروز در محدوده ۱۹۰ هزار تومان ایستاده یعنی بخشی از سناریویی که قرار بود شاید تا انتهای ۱۴۰۵ رخ دهد، در همان ابتدای سال فعال شده است.

در تحلیل قبلی، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ یک سناریوی نسبتاً بدبینانه اما منطقی بود. اما آن تحلیل هنوز سه شوک بزرگ امروز را در خود نداشت:

اول، جنگ مستقیم و پرهزینه ایران با آمریکا و اسرائیل که طبق برخی گزارش‌ها، خسارت مستقیم و غیرمستقیم آن برای اقتصاد ایران حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده و در برخی برآوردها حتی تا ۳۰۰ میلیارد دلار هم بالا می‌رود. پس ما با یک شوک معمولی طرف نیستیم، با ضربه‌ای در مقیاس چند سال درآمد ارزی کشور مواجهیم.

دوم، اختلال جدی در صادرات نفت و مسیرهای دریایی است. گزارش‌های بین‌المللی هم نشان می‌دهند بسته‌شدن یا اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت خلیج فارس را به‌شدت محدود کرده و قیمت نفت را به ۱۲۰ دلار رسانده است. این یعنی حتی اگر نفت گران شود، ایران لزوماً از آن منتفع نمی‌شود؛ چون مسئله اصلی، توان فروش، حمل، بیمه، تسویه و وصول پول است.

سوم، از دست رفتن نقش امارات و حواله درهم است. قبل از جنگ، بازار ارز ایران تا حد زیادی با کانال درهم امارات تنظیم می‌شد. درهم، ستون تسویه واردات، تجارت غیررسمی، حواله‌جات، قیمت‌گذاری کالا و حتی انتظارات بازار بود. وقتی این کانال تضعیف یا از دسترس خارج می‌شود، بازار ارز عملا به مسیرهای کوچک‌تر و شکننده‌تر مثل سلیمانیه و هرات وابسته می‌شود، مسیرهایی که ظرفیت کنترل بازار بزرگ ایران را ندارند.

بودجه ۱۴۰۵ پیش از جنگ هم بودجه‌ای ضدرفاه و فشارزا بود.افزایش حقوق ۲۰ درصدی در برابر تورم بالای ۵۰٪، یعنی کاهش واقعی قدرت خرید.

از سمت دیگر، افزایش مالیات بر ارزش افزوده از ۱۰ به ۱۲ درصد، حذف ارز ترجیحی برای کالاهای حساس، رشد درآمدهای مالیاتی، افزایش اوراق بدهی و افزایش نرخ‌های گمرکی، همه به این معناست که دولت می‌خواهد کسری خود را از جیب مصرف‌کننده، واردکننده، تولیدکننده و حقوق‌بگیر جبران کند. اما در شرایط جنگی، این سیاست‌ها اثر شدیدتری دارند.

چون وقتی بنادر جنوبی دچار اختلال‌اند، کالا ترخیص نمی‌شود، نفت فروخته نمی‌شود، مسیر دِرهم از کار می‌افتد و واردات تقریبا متوقف می‌شود، افزایش مالیات و حذف ارز ترجیحی تبدیل می‌شود به شتاب‌دهنده تورم و نرخ ارز.

یکی از مهم‌ترین تناقض‌های بودجه، بستن نرخ ارز در حوالی ۱۰۷ هزار تومان است، درحالی‌که بازار آزاد امروز حوالی ۱۹۰ هزار تومان را دیده. این شکاف یعنی دولت در بودجه یک نرخ می‌نویسد، اما اقتصاد با نرخ دیگری ارزش‌گذاری می‌شود.

این فاصله معمولا از سه مسیر تخلیه می‌شود:
افزایش قیمت کالاهای وارداتی،
افزایش انتظارات تورمی،
و فشار بیشتر روی نرخ بازار آزاد.
به زبان ساده، وقتی نرخ بودجه ۱۰۷ هزار تومان است و نرخ بازار ۱۹۰ هزار تومان، یعنی دولت هنوز دارد صورت‌مسئله را کوچک‌تر از واقعیت نشان می‌دهد.

با شرایط قبل از جنگ، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ سناریوی محتمل بود.
اما با شرایط فعلی، این محدوده می‌تواند به سناریوی میانی سال تبدیل شود، مخصوصا اگر انسداد تجاری و محدودیت فروش نفت ادامه پیدا کند.
با داده‌های فعلی، سناریوی واقع‌بینانه‌تر این است که دلار تا پایان ۱۴۰۵ در محدوده ۳۳۰ تا ۴۵۰ هزار تومان قرار بگیرد، و در صورت تشدید درگیری‌ها و انسداد تجاری، محدوده ۴۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان نیز قابل تصور است.

@ehsanviews
🤯35👍1611🙏73👎2💔2
درگیری اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل برای بازارهای مالی، تبدیل شد به یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های جابه‌جایی پول در سال‌های اخیر.

در کمتر از دو ماه، نفت از محدوده زیر ۷۰ دلار تا بالای ۱۲۰ دلار رفت و دوباره با خبرهای آتش‌بس و مذاکره ریزش‌های ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تجربه کرد. بازاری که هر توییت یا خبر و کنفرانس خبری، می‌توانست میلیاردها دلار را جابه‌جا کند.

طبق گزارش‌های منتشرشده، فقط چند دقیقه قبل از بعضی اعلامیه‌های مهم مربوط به جنگ و آتش‌بس، معاملات عظیمی روی بازار نفت انجام شده، معامله‌هایی در ابعاد ۵۰۰ میلیون، ۷۶۰ میلیون و حتی ۹۲۰ میلیون دلار.

یکی از عجیب‌ترین موارد، فروش استقراضی سنگین روی نفت بود که حدود یک ساعت قبل از انتشار خبر نزدیک شدن ایران و آمریکا به توافق انجام شد.

بعد از انتشار خبر، نفت بیش از ۱۲٪ سقوط کرد و تخمین زده می‌شود فقط همان معامله حدود ۱۲۵ میلیون دلار سود ساخته باشد.

حالا هم وزارت دادگستری آمریکا و نهادهای ناظر بازار در حال بررسی بخشی از این معاملات هستند.

جنگ اخیر، برای خیلی از بازیگران بزرگ اقتصادی تبدیل شد به یک فرصت تاریخی کسب درآمد. شرکت‌های بزرگ انرژی مثل شل و برخی غول‌های نفتی، از نوسانات شدید بازار سودهای چند میلیارد دلاری ساختند. خود شل اعلام کرد بخش مهمی از سود سه‌ماهه‌اش از نوسانات ناشی از جنگ بوده است.

صندوق‌های پوشش ریسک، معامله‌گران نفت، بازارسازهای وال‌استریت، شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، بیمه‌های انرژی، شرکت‌های تسلیحاتی و حتی بخشی از بازار رمزارزها، همگی از این تنش منتفع شدند.

وقتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز مطرح می‌شد، نفت و گاز جهش می‌کردند.
وقتی خبر مذاکره یا آتش‌بس می‌آمد، بازار ناگهان فرو می‌ریخت و در این بین، کسانی که چند دقیقه زودتر از بقیه خبر داشتند، پول‌های نجومی جابه‌جا می‌کردند.

طبق برآوردها، حدود ۲۰٪ نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و همین باعث شد رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، بحران اخیر را بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی جهان توصیف کند.

در دنیای امروز بخش مهمی از جنگ روی مانیتورهای معاملاتی، قراردادهای آتی نفت، بازار مشتقات و اتاق‌های معاملات رخ می‌دهد و برای ساختار مالی جهان، همین بحران‌ها تبدیل شده‌اند به فرصت‌های چندصد میلیون دلاری. اخبار را از رد همین معاملات باید دنبال کرد.

@ehsanviews
👍126👏1😐1
بازار آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری به چند شرکت محدود گره خورده، وضعیتی که در تاریخ بازارهای مالی معمولاً فقط در دوره‌های حبابی دیده شده است.

طبق داده‌های جدید بخش تحقیقات "Bank of America Global Research" سهم ۱۰ شرکت بزرگ مرتبط با هوش مصنوعی و فناوری حالا به حدود ۴۰٪ کل وزن شاخص S&P500 رسیده؛ عددی که از نظر تمرکز سرمایه، تقریباً هم‌سطح حباب دات‌کام سال ۲۰۰۰ و حباب معروف Nifty Fifty در دهه ۷۰ میلادی است.

جالب‌تر اینکه در اوج حباب اینترنت، تمرکز سهام تکنولوژی و مخابرات روی S&P500 حدود ۴۱٪ بود. امروز بازار دوباره تقریبا به همان نقطه برگشته، فقط این‌بار با عاملی به اسم هوش مصنوعی!

سال ۲۰۰۰ بسیاری از شرکت‌های اینترنتی عملا سودده نبودند امروز اما شرکت‌هایی مثل انویدیا، مایکروسافت و متا جریان نقدی عظیم و سودهای چندده میلیارد دلاری دارند. فقط انویدیا طی کمتر از دو سال، از یک شرکت چیپ‌ساز به یکی از ارزشمندترین شرکت‌های جهان تبدیل شد رشدی که حتی در تاریخ وال‌استریت هم کم‌سابقه است.

وقتی چند سهم محدود موتور اصلی رشد شاخص می‌شوند، بازار از بیرون آرام به نظر می‌رسد اما درونش شکننده‌تر می‌شود. یعنی اگر فقط یکی دو حلقه از زنجیره AI دچار مشکل شوند ( از محدودیت صادرات چیپ گرفته تا افت تقاضای دیتاسنترها یا کاهش سرعت رشد سود شرکت‌ها ) اثرش می‌تواند کل شاخص را تحت فشار بگذارد.

تاریخ بازارهای مالی نشان می‌دهد تقریبا تمام حباب‌های بزرگ دنیا با یک فناوری واقعی شروع شدند:
راه‌آهن، برق، اینترنت، مسکن و حالا هوش مصنوعی.

هوش مصنوعی اقتصاد جهان را متحول می‌کند اما این به این معنا نیست که هر قیمتی برای سهام مرتبط با آن منطقی است. اینجاست که تفاوت انقلاب تکنولوژیک با حباب قیمتی مشخص می‌شود.

@ehsanviews
👍95
فعلا چیزی که در منطقه می‌بینیم وقفه برای بازآرایی بوده تا آتش‌بس واقعی. هم‌زمان با اعلام آتش‌بس، حملات محدود، تهدیدها و جابه‌جایی تجهیزات ادامه دارد، یعنی طرف‌های درگیر هزینه و فایده مرحله بعدی را محاسبه می‌کنند.

تماس ترامپ و نتانیاهو می‌تواند مشخص کند نحوه ورود به فاز جدید فشار ترکیبی(ترکیب فشار نظامی اقتصادی، اطلاعاتی و زیرساختی) چگونه خواهد بود.

در جنگ‌های مدرن، بانک اهداف و میزان انعطاف در انتخاب هدف است که موازنه را تغییر می‌دهد.

طرفی که بتواند فشار را از میدان نظامی به اقتصاد، انرژی، حمل‌ونقل، برق، مواد اولیه و روان بازار منتقل کند، بدون استفاده گسترده از مهمات هم می‌تواند فرسایش ایجاد کند.

هر سه بازیگر اصلی بررسی می‌کنند تا ببینند دور بعدی بازی را کجا و با چه هزینه‌ای باید آغاز کنند. در نهایت اسرائیل و امریکا می‌خواهند کار ناتمام را به سرانجام برسانند و طرف مقابل سعی بر بقا با ایجاد هزینه مضاعف برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی دارد.

@ehssnviews
13👍6👎1
دیدگاه‌های احسان
چطور به اینترنت بین الملل دسترسی دارید؟
اگر همه کسانیکه نظرسنجی رو ویو میزنند شرکت کنند جامعه آماری بزرگتر شه ممنون میشم.

@ehsanviews
4
حین زلزله این توصیه ها رو جدی بگیرید و عملی به کار ببندید. امیدوارم که همگی عزیزان در صحت و سلامت باشند.

@ehsanviews
3👍2🙏2
در نگاه اول شاید تصور شود که ایران با بستن هرمز، نبض انرژی جهان را در دست گرفته و توانسته فشار بزرگی به آمریکا و متحدانش وارد کند. این تحلیل در کوتاه‌مدت تا حدی درست بود چون تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال نفت و گاز جهان است. اما در شرایط فعلی توان تحملِ ادامه بازی اهمیت دارد چون ایران هم به همین مسیر وابسته است. اقتصاد ایران در شرایط تحریم برای صادرات انرژی، واردات کالا، دسترسی به ارز خارجی و تجارت منطقه‌ای به امنیت خلیج فارس نیاز دارد. حالا که خلیج فارس وارد فاز بحران شده، هزینه حمل‌ونقل، بیمه و مبادلات مالی برای خود ایران هم جهش کرده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد تهران مجبور شده بخشی از تجارتش را به مسیرهای زمینی، ریلی و دریای خزر منتقل کند، مسیرهایی که هم محدودترند و هم بسیار پرهزینه‌تر.

اقتصاد داخلی ایران در موقعیتی نیست که یک بحران فرسایشی طولانی را تحمل کند. تورم بالا، فشار معیشتی، کاهش ارزش پول ملی و رکود چندساله، اقتصاد را از قبل فرسوده‌تر کرده بود. هرچه بحران هرمز طولانی‌تر شود، زمان به ضرر حاکمیت خواهد بود. آسیب فرسایش اقتصادی تدریجی به مراتب از جنگ مستقیم بیشتر است.

در سطح منطقه‌ای هم شرایط پیچیده‌تر شده، عربستان و امارات طی سال‌های اخیر روی مسیرهای جایگزین سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا وابستگی کامل به هرمز نداشته باشند. شاید این مسیرها نتوانند کل صادرات خلیج فارس را پوشش دهند، اما هرچه زمان بگذرد، بازار جهانی بیشتر خودش را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد. این یعنی با طولانی شدن بحران بخشی از اهرم فشار اولیه ایران به مرور کاهش پیدا می‌کند.

با ادامه انسداد تنگه هرمز چین، هند، اروپا و بخش بزرگی از اقتصاد جهان از این وضعیت آسیب می‌بینند. همین مسئله می‌تواند اجماع جهانی علیه ادامه بحران ایجاد کند؛، چون وقتی امنیت انرژی جهان تهدید شود، بسیاری از کشورها حتی آن‌هایی که رابطه خصمانه مستقیمی با ایران ندارند به سمت فشار بیشتر حرکت می‌کنند.

بستن تنگه هرمز در کوتاه‌مدت یک شوک بزرگ ژئوپلیتیکی بود، اما ادامه طولانی‌مدت آن می‌تواند به یک بازی فرسایشی تبدیل شود که هزینه‌اش برای اقتصاد ایران به مراتب بیشتر از رقبایش خواهد بود.

@ehsanviews
👍186👎1
شهبازی مجری شبکه ۲ صداوسیما: بهترین کاری که جمهوری اسلامی تو ۴۷ سال گذشته انجام داد، ملی کردن اینترنت و دادن اينترنت به اهلش بود نه يه مشت مزدور داخلی!

طوری از اینترنت دادن به اهلش حرف می‌زنه انگار اینترنت ارث پدرشون بوده و ملت رعیتشون هستند. مشکل اینجاست که هر وقت مردم آزادانه حرف می‌زنند، امثال اینا یاد امنیت میفتن، ولی وقتی خودشون شبانه‌روز از همون اینترنت برای دیده شدن، پول درآوردن و پروپاگاندا استفاده می‌کنن، اسمش میشه بصیرت. کسب و کار مردم تعطیل شده به خاک سیاه نشستند امثال این بی‌ریشه به ریش مردم می‌خندند

اینها انقدر عمرشون رو صرف توجیه سانسور و فیلترینگ کردن که اگر فردا روزی اینترنت آزاد بشه کاری بلد نیستند و عملا بیکار میشن.

@ehsanviews
🤬31👍148👏7👌2👎1🖕1
نمایش سلاح و آموزش کار با اسلحه در صداوسیما بیشتر از هر چیز نشان می‌دهد که از حاکمیت سناریوی ورود به فاز پرتنش‌تر را جدی گرفته است. وقتی رسانه رسمی حکومت از فضای تبلیغات سیاسی عبور می‌کند و وارد آماده‌سازی روانی جامعه برای درگیری می‌شود، یعنی در پشت صحنه، احتمال تشدید تنش‌ها بالاتر از قبل ارزیابی شده است.

تهران احساس می‌کند وارد دوره‌ای از درگیری‌های فرسایشی، حملات ترکیبی و فشارهای امنیتی شدیدتر خواهد شد. مخصوصا بعد از ماه‌های اخیر که تنش‌های منطقه‌ای، حملات نیابتی، بحران دریایی و درگیری‌های مستقیم و غیرمستقیم، سطح تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل را به یکی از بالاترین نقاط چند دهه اخیر رسانده است.

در طرف مقابل هم ماجرا فقط محدود به حملات موضعی نیست. اگر درگیری بزرگ‌تری شکل بگیرد، ایران با ترکیبی از قدرت نظامی آمریکا، اسرائیل و شبکه اطلاعاتی و لجستیکی متحدان منطقه‌ای روبه‌رو خواهد شد، از ناوهای هواپیمابر و جنگنده-بمب‌افکن‌های دوربرد گرفته تا جنگ الکترونیک، پهپادهای پیشرفته، حملات سایبری و عملیات فلج‌کننده زیرساختی. چنین سناریویی حتی اگر به اشغال زمینی کلاسیک ختم نشود، می‌تواند منطقه را وارد یک جنگ بسیار پرهزینه و خونبار کند، جنگی که بازار انرژی را هم به شدت ملتهب خواهد کرد.

بازار نفت روی همین ریسکِ بسته شدن مسیر انرژی و گسترش جنگ حساس است. اگر تنش‌ها از سطح فعلی عبور کند و پای درگیری مستقیم و گسترده‌تر به خلیج فارس و مسیرهای صادرات نفت باز شود، رسیدن نفت به محدوده ۱۳۰ تا ۱۳۵ دلار دیگر سناریوی عجیب و دور از ذهنی نخواهد بود. بازار انرژی بیشتر از خود جنگ، از بی‌ثباتی، نااطمینانی و تهدید عرضه می‌ترسد.

برای همین، این تصاویر اسلحه در صدا و سیما را باید بخشی از یک پیام بزرگ‌تر دید: حاکمیت احساس می‌کند وارد دوره‌ای شده که احتمال برخوردهای شدیدتر نسبت به گذشته واقعی‌تر شده، دوره‌ای که همه طرف‌ها برای سناریوهای سخت‌تر و شاید تعیین تکلیف نهایی آماده می‌شوند.

@ehsanviews
👍154👎3