احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📸 خردادماه گذشته، مجموعه ۳۱۰۰ عکس از بایگانی آلبوم‌خانۀ کاخ گلستان در فضای مجازی منتشر شد (لینک) که با توجه به سیاستهای سختگیرانۀ این کاخ-موزه، اتفاق مهمی در حوزه مطالعات قاجار به حساب می‌آمد و این تصاویر دستمایه پژوهش‌هایی شد. (برای نمونه مهدی طباطبایی، پژوهشگر توانست با تصاویر آزادشده، یک سفرنامه تصویری از سفر ناصرالدین شاه به مازندران در سال ۱۲۹۲ قمری بسازد). حالا به مناسبت نوروز، مجموعه جدیدی از تصاویر تاریخی کاخ گلستان منتشر شده که شامل ۷۳۰ عکس از ۸۰ آلبوم است (لینک). کیفیت تمام تصاویر یک اندازه نیست و برخی تصاویر هم قبلاً منتشر شده بودند (از جمله ۲۰۰ عکس با سری اول تصاویر لورفته مشترکند)، اما تازه‌های تصاویر کم نیست و موضوعات جالبی میان آنها می‌شود پیدا کرد (مثل عکس‌های تشییع ناصرالدین شاه در آلبوم شماره ۱۸۰). موضوع تصاویر بناها، رجال و سبک زندگی مردم در دوران قاجار است. منتشرکنندۀ ناشناس تصاویر، ضمن تقبیح «حبس» اسناد تاریخی، برای استفاده از این عکس‌ها شرط ارسال برای چند نفر دیگر گذاشته است.
@ehsanname
🔺از سری دوم عکس‌های لورفته کاخ گلستان
📸 دو نما از اعتراضات ترکیه: حضور یک درویش از طریقت مولویه (گاردین) و کتابخوانی الیف شافاک، نویسندۀ «ملت عشق» در کف خیابان. شافاک کتاب «قرارداد اجتماعی» روسو را در دست گرفته است (اینستاگرام) @ehsanname
🔸خیام را بنا به وصیتش نزدیک امامزاده محمد محروق به خاک سپردند. در زمان امیر تیموری، سلطان حسین بایقرا بقعه‌ای برای امامزاده محروق بنا شد و در عصر شاه طهماسب صفوی ایوان جلوی بقعه و غرفه‌های اطراف احداث گردید. یکی از غرفه‌های شرق ایوان امامزاده، مزار خیام و قبری مکعب‌مستطیل بود. (تصویر ۱) سال ۱۳۱۳ و همزمان با جشن هزارۀ فردوسی، بر مزار خیام هم ستون یادبودی بنا شد که طرح استاد کریم طاهرزاده بهزاد بود (عکس ۲). در جریان ساخت آرامگاه‌های مشاهیر ایران، استانداری خراسان از انجمن آثار ملی بنایی برای خیام خواست. انجمن از هوشنگ سیحون، معمار برجسته طرح گرفت. پس از تایید دانشکده هنر دانشگاه تهران، ابتدا مزار خیام جابجا شد تا این طرح تداخلی با بنای امامزاده نداشته باشد. مراسم انتقال و تدفین استخوان‌های خیام فروردین ۱۳۴۱ انجام شد (عکس ۳). بنای امروزی آرامگاه خیام پس از دو سال تکمیل شد (عکس ۴)؛ بنایی با ۱۰ ستون مورب که کنار هم و در بالای بنا، ستاره‌ای را می‌سازند، روی آنها رباعیات نوشته شده و یک جام واژگون را تداعی می‌کنند. تفصیل ماجرا در کتاب «کارنامه انجمن آثار ملی» (حسین بحرالعلومی، ۱۳۵۵) صفحات ۲۷۹-۳۲۸ آمده است @ehsanname
Forwarded from زُروان (Alireza Yazdiani)
♦️ قسمتی از یادداشت‌های هوشنگ سیحون در مورد طرح آرامگاه عمر خیام

+ منبع: مجموعه مریم سیحون

🕊 @Zourvann
🎯 آیا کتاب‌‌خواندن نوعی بیماری است؟

🔴 این روزها اگر ببینیم کسی در حال کتاب‌خواندن است تحسینش می‌کنیم. اما همیشه این‌طور نبوده است. در بیشتر تاریخ کتاب‌خواندن کاری خطرناک به حساب می‌آمده است و آدم‌هایی که کتاب دستشان می‌گرفتند مشکوک یا حتی ترسناک به نظر می‌رسیدند.

🔴 سقراط فکر می‌کرد کتاب‌خواندن برای اکثر افراد موجب سردرگمی اخلاقی می‌شود. او برای اشاره به متون مکتوب از کلمۀ «فارماکُن» استفاده می‌کرد. لفظی که هم به‌معنای دارو بود، هم به معنای زهر.

🔴 مناندر، نمایشنامه‌نویس رومی، توصیه‌اش این بود که زن‌ها نباید به کتاب نزدیک شوند. چرا که زنان احساسات قوی و تفکر ضعیفی دارند و کتاب‌ها آن‌ها را مسموم و پریشان می‌کند. منع زنان از خواندن و نوشتن در فرهنگ پدرمآبانۀ آن روزگار بسیار رایج بود.

🔴 توماس مور، صدراعظم مشهور انگلستان، نیز از مخالفان سرسخت کتاب‌خوانی بود. مور می‌گفت کتاب «طاعونی مسری» است که ذهن انسان‌ها را آلوده می‌کند.

🔴 در قرون جدید که رمان، به‌عنوان یک گونۀ ادبی مدرن، رواج پیدا کرد، کتاب‌هراسی نیز ابعاد تازه‌ای به خودش گرفت. ساموئل جانسون می‌گفت رمان‌های رمانتیک، ذهن خواننده را درگیر جزئیات زندگی دیگران می‌کند، بدون آنکه به آن‌ها نشان دهد کار درست چیست. روسو نیز معتقد بود به محض آنکه یک دختر رمانی را باز کند و صفحه‌ای از آن را بخواند، «هبوط» خواهد کرد.

🔴خودکشی چند جوان بعد از انتشار رمان جنجالی گوته، رنج‌های ورتر جوان، این ترس را بیشتر کرد. بااین‌حال علاقۀ مردم به خواندن دم به دم افزایش می‌یافت.

🔴 با افزایش سواد عمومی و ارزان‌شدن کتاب‌، آدم‌های بیشتر و بیشتری توانستند لذت این «طاعون» را بچشند و دیگر هیچ‌وقت آن را کنار نگذاشتند. کتاب‌ها بر تاریخ غلبه کردند، همانطور که بر ما غلبه می‌کنند و تجربه‌ای ورای کنترلمان می‌آفرینند. به همین خاطر است که دوستشان داریم و به همین خاطر است که هراس‌آورند.

📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «کتاب‌ها خطرناک‌اند» این مطلب در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۴ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ فرانک فوردی است و علیرضا شفیعی‌نسب آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید.

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:

B2n.ir/g26737

@tarjomaanweb
«ادبیات خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است، پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند.» ماریو وارگاس یوسا، آخرین پادشاه رمان در ۸۹سالگی درگذشت. او از دسته نویسندگانی بود که تعهد اجتماعی برایش اهمیت و موضوعیت داشت. رمان‌هایش همگی تم سیاسی دارند و به رنج قارۀ لاتین می‌پردازند. یکی از آخرین آثارش، رمان «روزگار سخت» (که در ۸۲سالگی نوشت) ماجرای کودتای امریکایی ۱۹۵۴ در گواتمالاست. معروفترین رمان‌هایش دربارۀ دیکتاتورهاست: «گفت‌وگو در كاتدرال» به دیکتاتوری اودریا در پرو پرداخته و «سور بز» دیکتاتوری تروخیو در جمهوری دومینیکن را تصویر می‌کند. حتی داستان عاشقانه «دختری از پرو» سرشار از وقایع سیاسی و تاریخی است. اگر تا به حال چیزی از یوسا نخوانده‌اید، برای شروع همین عاشقانه («دختری از پرو») را پیشنهاد می‌کنم، جایی که می‌توانید قدرت و مهارت نویسندگی یوسا را ببینید که نگاهش به قصۀ نامکرر عشق چقدر متفاوت است و در داستان‌گویی استادی تمام دارد @ehsanname
احسان رضایی: دهه ۱۹۶۰، درست زمانی که جریان رمان نو فرانسوی‎ها، تمام ویژگی‎های جذاب رمان کلاسیک را به چالش کشیده بود، ناگهان چهار جوان اسپانیولی‌‎زبان از گوشه‎‌ای از دنیا که ‎کسی فکرش را نمی‎کرد ظاهر شدند، سنت قصه‎‌گویی را احیا کردند و آبروی داستان را خریدند. گابریل گارسیا (گابو) مارکز، ماریو وارگاس یوسا، کارلوس فوئنتس و خولیو کورتاسار نام این چهار جوان بود. اتحاد این مربع جادویی خیلی پایدار نماند و خیلی زود، میان دو ضلع اصلی یعنی یوسا و مارکز فاصله افتاد. اختلافات سیاسی البته بی‌‎تاثیر نبود؛ مارکز دوست صمیمی فیدل کاسترو و یک چپ دوآتشه شد و در مقابل، یوسا به دفاع از اقتصاد آزاد، جناح چپ را ترک کرد و در زمره صریح‌ترین منتقدان کاسترو درآمد. اختلاف این دو نفر تا درگیری فیزیکی هم پیش رفت. در مارس ۱۹۷۶ و در جریان یک نمایش فیلم در مکزیکوسیتی، یوسا مشت محکمی زیر چشم مارکز کاشت (مطابق شایعات، دعوا سر مسایل ناموسی بوده). دوستداران آثار یوسا و مارکز هم رقابت و جنگی پنهانی دارند که در آن هر گروه نویسنده محبوب خودش را بزرگتر و برتر می‎داند. اگر شما هنوز در این دعوا موضع مشخصی ندارید، برای شروع، دانستن این نکات به دردتان می‌خورد.
@ehsanname
🔸طرفداران گابو: مارکز اگرچه مبدع سبک «رئالیسم جادویی» نیست، اما بهترین نماینده آن است. مارکز قصه‎‌گوی قهاری است، اما در نظر او بیشتر از خود قصه، نحوه بیان قصه اهمیت دارد. او نمایندۀ مکتب فرانسوی رمان است و در داستان‎هایش حتی پیش‌پاافتاده‌ترین امور را هم به نحوی بیان می‌کند که شکوه پیدا می‌کند. برخلاف یوسا که باید از اول یک سوژۀ پرجذابیت را آماده داشته باشد، مارکز با هر سوژه ساده‌ای می‌تواند داستان بنویسد. همه داستان‎های یوسا رئالیستی و مبتنی بر تجربیات شخصی خودش و اطرافیانش هستند که طبیعتا این تجربیات محدودیت دارد و برای همین گروهبان لیتومای رمان «مرگ در آند» در یک داستان کوتاه و رمان دیگر او هم حاضر می‌شود.
🔹طرفداران یوسا: یوسا نمایندۀ مکتب انگلیسی رمان است که در آن اصالت با ذات داستان است. جز اولین رمانش، یعنی «شهر و سگ‎ها» (در ایران با دو اسم «عصر قهرمان» و «سال‎های سگی» ترجمه شده) که تکنیک پیچیده‌‎ای دارد و گاهی تشخیص ۸ راوی مختلف آن سخت می‌شود، یوسا دیگر هیچ‌‎وقت داستان را فدای تکنیک نکرد. او به جای رئالیسم جادویی و سایر مکتب‎ها به رمان تخت اهمیت می‎دهد. درحالی‌که آثار مارکز ساختار پیچیده‎‌ای دارد و معمولا کسی که برای اولین بار آثار او را بخواند، نمی‌تواند توالی زمان را پیدا کند. در آثار مارکز، زمان مرتب تغییر می‌کند.
@ehsanname
🔸طرفداران گابو: مارکز نویسنده متعهدی است. او درباره مشکلات مردم ستمدیده آمریکای لاتین می‎نویسد و علیه دیکتاتورها. فقط دربارۀ دیکتاتوری آلنده در شیلی دو کتاب نوشته: «پاییز پدرسالار» و «ماجرای اقامت پنهانی میگل لیتین در شیلی». هیچ‎ نویسندۀ دیگری این‌‎همه با دیکتاتورها درنیفتاده که مارکز. در عوض، همه قهرمان‌های داستان‎های یوسا از محله میافلورس می‌آیند که محلۀ اعیان‌‎نشین لیما، پایتخت پرو است. یوسا خودش از خانواده‎‌ای اشرافی آمده و طبیعتا هیچ وقت با فقرا همنشینی نداشته.
🔹طرفداران یوسا: برخلاف این ادعا، یوسا (جز در «سور بز» و «روزگار سخت») همیشه دربارۀ پرو و مردمش نوشته و در داستان‌هایش همواره این سوال اساسی دنبال می‌شود که انحطاط پرو از کی شروع شد؟ یوسا فقط دو رمان درباره دیکتاتورها نوشته: در «گفتگو در کاتدرال» غیرمستقیم شرایط شکل‎‌گیری دیکتاتوری اودریا در پرو را بررسی کرده و در «سور بز» دیکتاتوری تروخیو در جمهوری دومینیکن را مستقیم هدف گرفته.
@ehsanname
🔸طرفداران گابو: یوسا در رمان‌هایش اطلاعات فراوانی در مورد تاریخ، فرهنگ و اساطیر پرو به خواننده می‎‌دهد و بعضی صفحات رمان را می‎‌شود راحت ورق زد و نخواند، بدون این‎که داستان آسیبی ببیند. اوج این ماجرا در رمان «مردی که حرف می‎‌زند» است که درباره قبیله‌‎ای از سرخپوست‎های بومی آمازون است و اغلب به عنوان کتاب درسی در دانشکده‌‎های انسان‌‎شناسی استفاده می‌‎شود.
🔹طرفداران یوسا: یوسا استاد شخصیت‌‎پردازی است. در رمان‎های او حتی کم‎‌اثرترین شخصیت‎های داستان هم طوری معرفی می‌‎شوند که بشود برای هر کدامشان یک داستان کامل نوشت. (کاری که الان سال‎هاست در دانشکده هنر دانشگاه ملی لیما انجام می‌‎شود.) اما مارکز در شخصیت‎‌پردازی چندان قوی نیست و آدم‎های داستان‎های او بیشتر از آن که کاراکتر باشند، تیپ هستند. در واقع مارکز بیشتر سمبول‎ (نماد)پردازی می‌‎کند. مثلا برادران رمدیوس خوشگله در «صدسال تنهایی» در کل رمان خواب هستند و فقط یک بار یکی‎شان بلند می‎‌شود، می‌‎گوید «چهارشنبه بود» و دوباره می‎خوابد. حالا این‎که این برادرها چه نقشی در داستان دارند و نماد چه گروهی از جامعه هستند، معلوم نیست.
@ehsanname
نسحۀ کامل مطلب را اینجا بخوانید
سعدی جهان شادمانه ای دارد، ولی او هم گاهی خسته و غمگین می‌شود. و اتفاقا غم این آدم‌ها چقدر عمیق است. مثل آنجایی که سعدی دارد با خودش حرف می‌زند و از دست خودش شاکی است:

نه تو را بگفتم ای دل که سر وفا ندارد؟
به طمع ز دست رفتی و به پای درفکندت


@ehsanname
أيها الحزن! ألم تؤلمك ركبتيك من الجثو فوق صدورنا؟!

آهای غم! خودت زانوهایت درد نیامد از این‌همه نشستن روی سینه‌های ما؟!

#امین_معلوف
📊 یک‌کم آمار: ۱۶ درصد از کتابهایی که درخواست صدور مجوز می‌دهند، گرفتار ممیزی می‌شوند. سالانه ۱۴۰هزار عنوان کتاب (اعم از چاپ اول و تجدید چاپ) شامل ۶۴میلیون صفحه، درخواست مجوز می‌دهند. ۱۶ درصد این آمار می‌شود سالی ۲۲هزار و ۴۰۰ عنوان کتاب.
@ehsanname
منبع: اظهارات محمدعلی مرادیان، مدیر سابق اداره کتاب ارشاد در برنامه تلویزیونی «کتابفروشی قلم» (شبکه افق) ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴