🗓 ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت عالیجناب فردوسی است. این جام سفالی از عصر سلجوقی که در کاشان ساخته شده و امروزه در گالری فریر (موزه اسمیتسونین) واشنگتن نگهداری میشود، یکی از نمونههای تاثیرات «شاهنامه» بر هنر ایران است. روی این جام تصاویری در سه ردیف، مثل یک کتاب کمیک، داستان بیژن و منیژه را روایت میکنند. در این نما، عشرت بیژن و منیژه و نیز به چاه افتادن بیژن پیداست @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓احسان رضایی: روز ۲۵ اردیبهشت به نام شاعر بزرگ ما، فردوسی بزرگ است. کسی که فقط و فقط با یک کتاب، یعنی «شاهنامه» توانست به جایگاهی برسد که دیگران با آثار متعدد نتوانستهاند به آن نزدیک هم بشوند. شاعران بزرگ بعدی بارها و بارها از فردوسی و هنرش به نیکی و عظمت یاد کردهاند که شاید بهترینش این قطعۀ منسوب به انوری باشد:
آفرین بر روان فردوسی
آن سخنآفرین فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد
او خداوند بود و ما بنده
اما فردوسی چطور توانست به این جایگاه یگانه برسد؟ استادان ادبیات در پاسخ به این سوال، جوابهای مختلفی دادهاند و از حکمت و هنر فردوسی گفتهاند. بگذارید من هم یک نکتۀ آماری بگویم. میدانیم که فردوسی سرودن «شاهنامه» را ظرف ۳۰ سال به انجام رساند. این عدد ۳۰ را هم خود شاعر گفته («بسی رنج بردم در این سال سی») و هم شواهد بیرونی تایید میکنند. سرودن «شاهنامه» و تبدیل قصههای ایران باستان به نظم را اول دقیقی، دوست فردوسی به عهده داشته. این وظیفه را دولت سامانی به او محول کرده بود. دقیقی حدود هزار بیت که دربارهٔ پادشاهی گشتاسپ و ظهور زرتشت و تاختن ارجاسپ به ایران است را میسراید، اما بعد در سال ۳۶۹ قمری، در حادثهای به قتل میرسد. فردوسی بعد از کشته شدن دقیقیِ شاعر انجام کار ناتمام او را برعهده میگیرد. فردوسی آخر «شاهنامه» که از ۷۱سالگی خود میگوید، تاریخ پایان کتاب را اینطور قید میکند:
سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد
به ماهِ سفندارمذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهانداورِ کردگار
از این پس نمیرم که من زندهام
که تخمِ سخن را پراگندهام
در ایران باستان، هر روز از ماه اسمی داشته که به جای عدد، آن روز را با اسمش میشناختند. مثلاً روز ۱۱ ماه به اسم خور (آفتاب) بوده و روز ۱۲ به اسم ماه. روز اِرد، ۲۵م ماه است. پس پایان کار بزرگ فردوسی، روز «اِرد» از ماه اسفند سال ۴۰۰ (پنج هشتاد بار) هجری است، که میشود همان ۳۰ سال کار. حالا حجم کار چقدر بوده؟
از قدیم معروف بود که «شاهنامه» ۶۰هزار بیت دارد و محمود غزنوی هم اول به فردوسی ۶۰هزار سکه نقره داد که باعث رنجش او شد، با این وجود قدیمیترین دستنویسهای کامل شاهنامه حدود ۵۰هزار بیت دارند (مثلاً شاهنامهٔ لندن، مورخ ۶۷۵ هجری ۴۹٬۶۱۸ بیت دارد) و تصحیح «شاهنامه» خالقی مطلق هم شامل ۴۹٬۵۳۰ بیت است. ما برای سهولت حساب و کتاب همان ۶۰هزار را فرض میگیریم. این عدد را اگر تقسیم به ۳۰ سال کنیم و نتیجه را هم به ۳۶۵ بخش کنیم، میانگین بیتهای سرودهشده در هر روز از این ۳۰سال کار به دست میآید: عدد حیرتانگیز روزی ۵ونیم بیت. آیا طبع استاد بزرگ، فقط روزی این قدر میتوانسته بسراید؟ طبیعی است که نه. این عدد، چیز دیگری به ما میگوید.
صرف ۳۰ سال از عمر برای ۵۰ یا ۶۰هزار بیت یعنی تلاش خستگیناپذیر برای ارتقای مداوم خود. طبق همان حساب و کتاب بالا، فردوسی برای هر یک بیت از «شاهنامه» به طور متوسط ۴ساعت و ۳۳ دقیقه زمان گذاشته و بیت به بیت کارش را بارها و بارها بازبینی و بررسی کرده. طبیعی است که چنین دقت و تعهدی برای کار، نتیجه هم میدهد. فرمول موفقیت، همان هزار سال پیش هم مداومت و پیشکار بوده.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه اعتماد منتشر شده است
آفرین بر روان فردوسی
آن سخنآفرین فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد
او خداوند بود و ما بنده
اما فردوسی چطور توانست به این جایگاه یگانه برسد؟ استادان ادبیات در پاسخ به این سوال، جوابهای مختلفی دادهاند و از حکمت و هنر فردوسی گفتهاند. بگذارید من هم یک نکتۀ آماری بگویم. میدانیم که فردوسی سرودن «شاهنامه» را ظرف ۳۰ سال به انجام رساند. این عدد ۳۰ را هم خود شاعر گفته («بسی رنج بردم در این سال سی») و هم شواهد بیرونی تایید میکنند. سرودن «شاهنامه» و تبدیل قصههای ایران باستان به نظم را اول دقیقی، دوست فردوسی به عهده داشته. این وظیفه را دولت سامانی به او محول کرده بود. دقیقی حدود هزار بیت که دربارهٔ پادشاهی گشتاسپ و ظهور زرتشت و تاختن ارجاسپ به ایران است را میسراید، اما بعد در سال ۳۶۹ قمری، در حادثهای به قتل میرسد. فردوسی بعد از کشته شدن دقیقیِ شاعر انجام کار ناتمام او را برعهده میگیرد. فردوسی آخر «شاهنامه» که از ۷۱سالگی خود میگوید، تاریخ پایان کتاب را اینطور قید میکند:
سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد
به ماهِ سفندارمذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهانداورِ کردگار
از این پس نمیرم که من زندهام
که تخمِ سخن را پراگندهام
در ایران باستان، هر روز از ماه اسمی داشته که به جای عدد، آن روز را با اسمش میشناختند. مثلاً روز ۱۱ ماه به اسم خور (آفتاب) بوده و روز ۱۲ به اسم ماه. روز اِرد، ۲۵م ماه است. پس پایان کار بزرگ فردوسی، روز «اِرد» از ماه اسفند سال ۴۰۰ (پنج هشتاد بار) هجری است، که میشود همان ۳۰ سال کار. حالا حجم کار چقدر بوده؟
از قدیم معروف بود که «شاهنامه» ۶۰هزار بیت دارد و محمود غزنوی هم اول به فردوسی ۶۰هزار سکه نقره داد که باعث رنجش او شد، با این وجود قدیمیترین دستنویسهای کامل شاهنامه حدود ۵۰هزار بیت دارند (مثلاً شاهنامهٔ لندن، مورخ ۶۷۵ هجری ۴۹٬۶۱۸ بیت دارد) و تصحیح «شاهنامه» خالقی مطلق هم شامل ۴۹٬۵۳۰ بیت است. ما برای سهولت حساب و کتاب همان ۶۰هزار را فرض میگیریم. این عدد را اگر تقسیم به ۳۰ سال کنیم و نتیجه را هم به ۳۶۵ بخش کنیم، میانگین بیتهای سرودهشده در هر روز از این ۳۰سال کار به دست میآید: عدد حیرتانگیز روزی ۵ونیم بیت. آیا طبع استاد بزرگ، فقط روزی این قدر میتوانسته بسراید؟ طبیعی است که نه. این عدد، چیز دیگری به ما میگوید.
صرف ۳۰ سال از عمر برای ۵۰ یا ۶۰هزار بیت یعنی تلاش خستگیناپذیر برای ارتقای مداوم خود. طبق همان حساب و کتاب بالا، فردوسی برای هر یک بیت از «شاهنامه» به طور متوسط ۴ساعت و ۳۳ دقیقه زمان گذاشته و بیت به بیت کارش را بارها و بارها بازبینی و بررسی کرده. طبیعی است که چنین دقت و تعهدی برای کار، نتیجه هم میدهد. فرمول موفقیت، همان هزار سال پیش هم مداومت و پیشکار بوده.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه اعتماد منتشر شده است
اگر هنوز به نمایشگاه کتاب سر نزدید، فرصت باقی است. این هم کتابهای موجود از من، در نمایشگاه کتاب امسال:
📓آداب کتابخواری
📍شبستان، راهرو ۲۴، غرفه ۵۴۱، موسسه جامجم
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
📔باغ وحش اساطیر
📍شبستان، انتهای راهرو ۲۱، انتشارات امیرکبیر
📕کتابهای تاریخساز
📍شبستان، راهرو ۱۰/۱ (روبروی راهرو ۱۴و۱۵)، غرفه ۲۰۸، نشر سایان
📍بخش کودک (رواق)، راهرو ۵، غرفه ۷۰، نشر سایان
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
📗نویسندگان تاریخساز
📍شبستان، راهرو ۱۰/۱، غرفه ۲۰۸، نشر سایان
📍بخش کودک (رواق)، راهرو ۵، غرفه ۷۰، نشر سایان
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
📚مجموعه ۴ جلدی تاریخ مصور ایران باستان
📍شبستان، راهرو ۱۰/۱، غرفه ۲۰۸، نشر سایان
📍بخش کودک (رواق)، راهرو ۵، غرفه ۷۰، نشر سایان
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
@ehsanname
📓آداب کتابخواری
📍شبستان، راهرو ۲۴، غرفه ۵۴۱، موسسه جامجم
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
📔باغ وحش اساطیر
📍شبستان، انتهای راهرو ۲۱، انتشارات امیرکبیر
📕کتابهای تاریخساز
📍شبستان، راهرو ۱۰/۱ (روبروی راهرو ۱۴و۱۵)، غرفه ۲۰۸، نشر سایان
📍بخش کودک (رواق)، راهرو ۵، غرفه ۷۰، نشر سایان
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
📗نویسندگان تاریخساز
📍شبستان، راهرو ۱۰/۱، غرفه ۲۰۸، نشر سایان
📍بخش کودک (رواق)، راهرو ۵، غرفه ۷۰، نشر سایان
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
📚مجموعه ۴ جلدی تاریخ مصور ایران باستان
📍شبستان، راهرو ۱۰/۱، غرفه ۲۰۸، نشر سایان
📍بخش کودک (رواق)، راهرو ۵، غرفه ۷۰، نشر سایان
🔗 لینک خرید در نمایشگاه کتاب مجازی
@ehsanname
📚 کتابدرمانی؛ یا چطور کتاب خواندن حالمان را بهتر میکند؟
@ehsanname
در نمایشگاه کتاب امسال، فرصتی شد تا در جوار دو دوست دانشورم، دکتر حمیدرضا نمازی و دکتر یاسر مالی در مورد تاثیرات روانی خواندن صحبت کنیم. به گمانم گفتگوی بسیار خوبی شد که از تاریخچۀ کتاب درمانی (بیبلیوتراپی) شروع شده، به بررسی مکانیسمهای مختلف آن پرداخته و در نهایت به جواب این سوال همیشگی رسید که: حالا چی بخوانیم؟ بحث جالبی است که پیشنهاد میکنم گوش دهید.
@ehsanname
در نمایشگاه کتاب امسال، فرصتی شد تا در جوار دو دوست دانشورم، دکتر حمیدرضا نمازی و دکتر یاسر مالی در مورد تاثیرات روانی خواندن صحبت کنیم. به گمانم گفتگوی بسیار خوبی شد که از تاریخچۀ کتاب درمانی (بیبلیوتراپی) شروع شده، به بررسی مکانیسمهای مختلف آن پرداخته و در نهایت به جواب این سوال همیشگی رسید که: حالا چی بخوانیم؟ بحث جالبی است که پیشنهاد میکنم گوش دهید.
Audio
🎧کتابدرمانی؛ یا چطور کتاب خواندن حالمان را بهتر میکند؟
@ehsanname
گفتگوی جمعی دکتر حمیدرضا نمازی، دکتر یاسر مالی و احسان رضایی در نمایشگاه کتاب تهران (۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳)
@ehsanname
گفتگوی جمعی دکتر حمیدرضا نمازی، دکتر یاسر مالی و احسان رضایی در نمایشگاه کتاب تهران (۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳)
🔶اخیراً فردی ناشناس، مجموعهای از تصاویر تاریخی کاخ گلستان را در فضای مجازی منتشر کرده که با توجه به سختی دسترسی به آرشیوهای این مجموعه، اتفاق بسیار مهمی است. در این فایلها (با کسر موارد تکراری و توضیحات آلبومها) ۳۱۰۰ عکس از ۷۶ آلبوم وجود دارد. البته که تعداد تصاویر آلبومخانۀ کاخ گلستان بسیار بیشتر از اینهاست. (به روایت کتاب «کاخ گلستان آلبومخانه»، محمدحسن سمسار و فاطمه سراییان، ۱۳۸۲، صفحه ۴۳۳ کاخ گلستان ۱۰۴۰ آلبوم قدیمی دارد با ۴۰۰۰ قطعه عکس منفرد که از آنها ۳۰۰ آلبوم جدید ساختهاند. در این کتاب تصاویری از چند آلبوم نظیر آلبوم ۳۶۲ از زنان حرمسرا هم آمده که در فایلهای آپلودی نیست. در واکنش کاخ گلستان هم که گفته شده خودمان قصد انتشار این تصاویر را داشتیم، حرف با اینکه این مجموعه «بخش کوچکی از آلبوم عکسهای تاریخی» است شروع شده.) کیفیت اسکن این تصاویر همگی یکدست نیست و در بسیاری از موارد، توضیحات پایین عکسها ناخواناست. با این حال همین مقدار هم بسیار بسیار مغتنم است: دریچهای گشوده بر چیزی دیگر.
بیشتر این تصاویر، پرترههای اشخاص و رجال قاجاری (بیشتر از همه ناصرالدین شاه) و در درجۀ بعدی، تصویر عمارتها و مناظر شهری است. از این جهت، این مجموعه کمک بزرگی برای پژوهشگران تاریخ معماری است، چون هم تصاویر بسیاری از بناهای باستانی در اواخر قاجار در این مجموعه است و هم جزئیات بسیاری از معماری قاجاری. (برای نمونه در آلبوم ۱۸۸ مراحل ساخت شمسالعماره و در آلبوم ۱۲۳۸ ساخت یک سد خاکی تصویر شده است). تصاویر فقط منحصر به تهران نیست و عکسهای زیادی از شهرستانهای ایران، عتبات عراق و حتی شهرهای اروپایی هم در این مجموعه دیده میشود (یادگار سفرهای خارجی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه). برای پژوهشگر تاریخ اجتماعی هم این مجموعه چیزهایی دارد و مناسک محرم، نوروز، نیمه شعبان، جشن آشپزان و ... را میتوان تماشا کرد، هرچند در این مورد توجه و دقت عکاسان به اندازۀ علاقه آنها به معماری نیست. یک نکتۀ جالب دیگر این مجموعه، داشتن تصاویری از تنوع زیستی ایران است که از علاقه ناصرالدین شاه به شکار میآید. در این مجموعه انواع قوچها و کلهای مناطق مختلف، چند نوع گربه، ببر مازندران، فیل و حتی یک نمونه از ماهیهای خزر (در آلبوم ۲۲۰) عکاسی شدهاند.
@ehsanname
🔻در این پایین، انتخابهای من از مجموعه عکسهای لو رفتۀ کاخ گلستان را ببینید.
بیشتر این تصاویر، پرترههای اشخاص و رجال قاجاری (بیشتر از همه ناصرالدین شاه) و در درجۀ بعدی، تصویر عمارتها و مناظر شهری است. از این جهت، این مجموعه کمک بزرگی برای پژوهشگران تاریخ معماری است، چون هم تصاویر بسیاری از بناهای باستانی در اواخر قاجار در این مجموعه است و هم جزئیات بسیاری از معماری قاجاری. (برای نمونه در آلبوم ۱۸۸ مراحل ساخت شمسالعماره و در آلبوم ۱۲۳۸ ساخت یک سد خاکی تصویر شده است). تصاویر فقط منحصر به تهران نیست و عکسهای زیادی از شهرستانهای ایران، عتبات عراق و حتی شهرهای اروپایی هم در این مجموعه دیده میشود (یادگار سفرهای خارجی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه). برای پژوهشگر تاریخ اجتماعی هم این مجموعه چیزهایی دارد و مناسک محرم، نوروز، نیمه شعبان، جشن آشپزان و ... را میتوان تماشا کرد، هرچند در این مورد توجه و دقت عکاسان به اندازۀ علاقه آنها به معماری نیست. یک نکتۀ جالب دیگر این مجموعه، داشتن تصاویری از تنوع زیستی ایران است که از علاقه ناصرالدین شاه به شکار میآید. در این مجموعه انواع قوچها و کلهای مناطق مختلف، چند نوع گربه، ببر مازندران، فیل و حتی یک نمونه از ماهیهای خزر (در آلبوم ۲۲۰) عکاسی شدهاند.
@ehsanname
🔻در این پایین، انتخابهای من از مجموعه عکسهای لو رفتۀ کاخ گلستان را ببینید.
📸 گروهی از بازیگرها و مقلدها در شهر ساری که سه نفر جلویی ماسک دیو دارند (از آلبوم ۱۷۶ کاخ گلستان) @ehsanname
📸 ازدحام کالسکههای سفرای خارجی در میدان توپخانه که برای مراسم سلام نوروز ۱۲۶۹ (۱۳۰۷ قمری) و تبریک عید به شاه آمدهاند (از آلبوم ۱۴۸ کاخ گلستان) @ehsanname
📸 صدراعظم و باقی دولتمردان در حال کمک برای آمادهسازی آش نذری ناصرالدین شاه (از آلبوم ۱۰۸ کاخ گلستان) @ehsanname
📸 نمایی از کاوشهای دومرگان در شوش و کشف سنگ نرامسین (از آلبوم ۱۳۷ کاخ گلستان). عکاس این تصویر (حیدر میرزا که پزشک هم بود) زیر عکسش نوشته: «مسیو دمرگان از دادن عکس هرچه به خط میخی است تحاشی دارد و این عکس بر حسب اتفاق جزو عکسهای چاکر واقع شد.» این ستون یادبود، امروز در موزۀ لوور است @ehsanname
📸 آتشبازی روسها برای ناصرالدین شاه در بندر انزلی (از آلبوم ۲۴۸ کاخ گلستان). از همان موقع بلدِ کار بودند @ehsanname
📸 چهار قوچ را که شاه در فیروزکوه شکار کرده است به همین ترتیبی که ملاحظه میکنید سرپا کرده و عکس گرفتهاند (از آلبوم ۱۹۰ کاخ گلستان) @ehsanname
📸 میدانستید ناصرالدین شاه فیل داشته؟ (این عکس در دو آلبوم ۱۸۹ و ۲۵۱ کاخ گلستان تکرار شده است) @ehsanname
📸 تصویر جالبی از نصب اسکلت فلزی برای چادر بالای تکیه دولت (از آلبوم ۳۸۶ کاخ گلستان) @ehsanname
📸 میرزا بزرگخان دواساز با تشکیلات خفن کارش (از آلبوم ۱۸۸ کاخ گلستان) @ehsanname
📸 شاهزاده نصرالله خان، تلگرافچی مخصوص شاه در کاخ صاحبقرانیه، سر کار خوابش برده است (از آلبوم ۱۱۸ کاخ گلستان). تصویر نمادینی است @ehsanname
📕 این آقا، گری پربولا، ۸۰هزار جلد کمیک به کتابخانه دانشگاه پنسیلوانیا اهدا کرده است. در گزارش آمده عشق به کمیک از ۳سالگی و با خرید یک نسخه سوپرمن به جانش نشسته و در شش دهه بعدی عمرش دیوانهوار کمیک میخریده و میخوانده و هیچوقت کمیکهایش را دور نینداخته یا نفروخته. (+ و +) جا دارد همگی به آن جشن بیکرانی که استاد از آنهمه کمیک دیدن و کمیک خواندن و کمیک داشتن برده، حسودی کنیم @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸خبر آمد که استاد #محمدعلی_بهمنی عزیز، در پی سکته مغزی، در بیمارستان بستری و ناخوش است. یک دقیقه شعرخوانی آقای غزل را بشنویم و برای سلامتش دعا کنیم @ehsanname
احساننامه
🔺«قدرت هیچ چیز از یک داستان خوب بیشتر نیست.» دیالوگی از قسمت پایانی سریال «بازی تاج و تخت» در ستایش داستانها @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه چیزی مردم را متحد میکند؟
ارتشها؟ طلا؟ پرچمها؟
داستانها!
هیچ چیز قویتر از یک داستان خوب نیست.
هیچ چیزی جلودارش نیست، هیچ دشمنی نمیتواند شکستش دهد.
@ehsanname
ارتشها؟ طلا؟ پرچمها؟
داستانها!
هیچ چیز قویتر از یک داستان خوب نیست.
هیچ چیزی جلودارش نیست، هیچ دشمنی نمیتواند شکستش دهد.
@ehsanname
1⃣ میزگردهای فرهنگی نامزدهای انتخابات از پنجشنبه ۲۴م تا چهارشنبه ۳۰ خرداد، از شبکه دو و رادیو فرهنگ پخش شد (🔗لینک تماشا، به ترتیب پخش: قالیباف، قاضیزاده، جلیلی، زاکانی، پورمحمدی، پزشکیان). هر میزگرد حدود ۸۰ دقیقه بود و در مجموع ۸ ساعت طول کشید.
2⃣ این میزگردها بیشتر به جنبۀ عمومی فرهنگ نظر داشت و وقت به موضوعاتی نظیر خانواده و آموزش و پرورش گذشت، تا مسایل خاص فرهنگ و هنر. در واقع این جلسات، میزگرد اجتماعی بود.
عمدۀ حرفها به تکرار کلیاتی نظیر فرهنگ خوب است، خانواده اهمیت دارد، ما سابقۀ فرهنگی چندهزارساله داریم و ... گذشت. تنها چند نفر از مشاوران نامزدها، حرفهای متفاوتی زدند و چندتایی از پرسشهای کارشناسان برجسته شد.
3⃣ هر نامزد با خودش دو مشاور به استودیو میآورد. شناختهشدهترین چهرههای فرهنگی میان مشاوران، سیدمحمد بهشتی (با سابقۀ ریاست سازمان میراث فرهنگی، مدیریت جشنواره فیلم فجر و مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی) به همراه پزشکیان و حجتالله ایوبی (با سابقه دبیرکلی یونسکو در ایران و رایزنی فرهنگی ایران در فرانسه) در همراهی پورمحمدی بودند. جدیترین حرفهای فرهنگی این میزگردها را همین دو نفر زدند. همراهی دکتر شهرام یزدانی (ارتوپد و چهرۀ شاخص مطالعات توسعه و آموزش پزشکی) به عنوان مشاور جلیلی هم جالب بود. او سخنان کوتاهی در مورد مفهوم عدالت در آموزش مطرح و از ایدۀ مدارس تیزهوشان دفاع کرد.
4⃣ کارشناسان و پرسشگران این میزگردها خانم دکتر الهام یاوری (رئیس سازمان سمپاد یا استعدادهای درخشان)، دکتر حسین انتظامی (مدیر سایت خبرآنلاین) و دکتر شهاب اسفندیاری (رئیس دانشکده صداوسیما) بودند. بین این سه نفر، سوالات اسفندیاری ارتباط کمتری با موضوع داشت. مثلا از زاکانی پرسید چرا دایم پُست عوض میکند؟ (و اینطوری به فرهنگ ربطش داد که جوانان الگو میگیرند!) از قاضیزاده پرسید چرا در اعتراضات سال ۱۴۰۱ ساکت بودی؟ از جلیلی پرسید اگر سال ۱۳۸۸ «نامزد معترض» به تلویزیون میآمد تا کارشناسان ادعاهایش را رد کنند بهتر نبود؟ از پزشکیان پرسید آسیبشناسی و نقدهای خودت به جریان اصلاحات چیست؟ ... از همین جنس بود درگیری او با محمد فاضلی جامعهشناس (دیگر مشاور پزشکیان). اسفندیاری در رد نظر پزشکیان در مخالفت با اخراج اساتید، گفت اساتید اخراجی مشکلات اداری داشتند و همین دکتر فاضلی چنین و چنان «... و چه المشنگهای راه انداختند. به خاطر پنج نفر حیثیت آموزش عالی ما را خدشهدار کردند...» این حرف با اعتراض فاضلی که ادعای اسفندیاری را دروغ میدانست مواجه شد و به جنجال کشید.
تنها باری که اسفندیاری از موضع تخصصی خودش (سینما) پرسید، از جلیلی بود که گفت شما که اینهمه برنامه و کارشناس داری، چرا در برخی موضوعات مثل سینما و فضای مجازی برنامههایتان را روی سایتتان نگذاشتید؟ (که همان را هم جلیلی به بخش سینمایش جواب نداد.)
تمام پرسشهای خانم یاوری در حوزۀ آموزش و پرورش بود و پای ثابتِ سوالاتِ حسین انتظامی هم مسایل رسانه، خبرنگاران یا شفافیت بود (پاسخ قالیباف به همین سوال که گفت از هیچ خبرنگاری شکایت نکرده، پرگفتگو شد). انتظامی به موضوع حجاب و برخورد خیابانی با زنان هم توجه داشت و در موردش میپرسید. (ماجرای «عمق راهبردی»، جواب جلیلی به همین سوال انتظامی بود که سهبار پرسید موضع جلیلی در برابر تعطیلی یک رستوران یا توقیف خودرو به دلیل حجاب چیست و مدام پاسخ شنید: «باید عمق راهبردی موضوع را درک کنید ...»)
5⃣ با اینکه در مورد زنان حرفهای زیادی زده شد، اما تنها نکتۀ عملیاتی، قول قاضیزاده هاشمی بود که گفت ۴۱درصد از سهونیم میلیون ورزشکار ایران زنان هستند که امکانات برابر ندارند و اگر بیاید این مشکل را حل میکند. باقی حرفها به تعارف گذشت. مثلاً پورمحمدی در پاسخ به سوالی در مورد وزیر زن گفت نمیشود «به سرعت» این کار را کرد، چون نمیخواهد برای وزیر زن احتمالیاش حاشیه درست شود و تحت فشار روحی برود!
6⃣ جدیترین نقدها به وضعیت فرهنگی فعلی از سوی دو مشاور نامزدها (و نه خودشان) طرح شد. حجتالله ایوبی مشکلات اصلی را: از جنس فرهنگ نبودن مدیران فرهنگی؛ بلاتکلیفی بعضی عرصههای فرهنگ (مثل موسیقی یا مشاهیری نظیر مولانا) و امنیت نداشتن اهل فرهنگ دانست.
سیدمحمد بهشتی هم گفت مدیریت فرهنگی هنوز در شرایط دهۀ هفتاد و به شکل قرنطینه (نظارت و نهی و ممیزی) مانده درحالیکه دنیا عوض شده و درنتیجه، ترکیه و کرهجنوبی بازار فرهنگی منطقه را از ما گرفتهاند. نظرات بهشتی با واکنش منفی اسفندیاری مواجه شد.
7⃣ تنها ذکر کتاب در این میزگردها، یکی افتخار قالیباف به ساخت باغ کتاب تهران بود؛ قاضیزاده به مستند «غیررسمی» و نمایش ارتباط رهبری با شاعران و نویسندگان در آن، ارجاع داد؛ سعید جلیلی هم از کتاب «هوش مصنوعی و آینده انسانی ما» هنری کیسینجر نقل قول کرد.
@ehsanname
2⃣ این میزگردها بیشتر به جنبۀ عمومی فرهنگ نظر داشت و وقت به موضوعاتی نظیر خانواده و آموزش و پرورش گذشت، تا مسایل خاص فرهنگ و هنر. در واقع این جلسات، میزگرد اجتماعی بود.
عمدۀ حرفها به تکرار کلیاتی نظیر فرهنگ خوب است، خانواده اهمیت دارد، ما سابقۀ فرهنگی چندهزارساله داریم و ... گذشت. تنها چند نفر از مشاوران نامزدها، حرفهای متفاوتی زدند و چندتایی از پرسشهای کارشناسان برجسته شد.
3⃣ هر نامزد با خودش دو مشاور به استودیو میآورد. شناختهشدهترین چهرههای فرهنگی میان مشاوران، سیدمحمد بهشتی (با سابقۀ ریاست سازمان میراث فرهنگی، مدیریت جشنواره فیلم فجر و مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی) به همراه پزشکیان و حجتالله ایوبی (با سابقه دبیرکلی یونسکو در ایران و رایزنی فرهنگی ایران در فرانسه) در همراهی پورمحمدی بودند. جدیترین حرفهای فرهنگی این میزگردها را همین دو نفر زدند. همراهی دکتر شهرام یزدانی (ارتوپد و چهرۀ شاخص مطالعات توسعه و آموزش پزشکی) به عنوان مشاور جلیلی هم جالب بود. او سخنان کوتاهی در مورد مفهوم عدالت در آموزش مطرح و از ایدۀ مدارس تیزهوشان دفاع کرد.
4⃣ کارشناسان و پرسشگران این میزگردها خانم دکتر الهام یاوری (رئیس سازمان سمپاد یا استعدادهای درخشان)، دکتر حسین انتظامی (مدیر سایت خبرآنلاین) و دکتر شهاب اسفندیاری (رئیس دانشکده صداوسیما) بودند. بین این سه نفر، سوالات اسفندیاری ارتباط کمتری با موضوع داشت. مثلا از زاکانی پرسید چرا دایم پُست عوض میکند؟ (و اینطوری به فرهنگ ربطش داد که جوانان الگو میگیرند!) از قاضیزاده پرسید چرا در اعتراضات سال ۱۴۰۱ ساکت بودی؟ از جلیلی پرسید اگر سال ۱۳۸۸ «نامزد معترض» به تلویزیون میآمد تا کارشناسان ادعاهایش را رد کنند بهتر نبود؟ از پزشکیان پرسید آسیبشناسی و نقدهای خودت به جریان اصلاحات چیست؟ ... از همین جنس بود درگیری او با محمد فاضلی جامعهشناس (دیگر مشاور پزشکیان). اسفندیاری در رد نظر پزشکیان در مخالفت با اخراج اساتید، گفت اساتید اخراجی مشکلات اداری داشتند و همین دکتر فاضلی چنین و چنان «... و چه المشنگهای راه انداختند. به خاطر پنج نفر حیثیت آموزش عالی ما را خدشهدار کردند...» این حرف با اعتراض فاضلی که ادعای اسفندیاری را دروغ میدانست مواجه شد و به جنجال کشید.
تنها باری که اسفندیاری از موضع تخصصی خودش (سینما) پرسید، از جلیلی بود که گفت شما که اینهمه برنامه و کارشناس داری، چرا در برخی موضوعات مثل سینما و فضای مجازی برنامههایتان را روی سایتتان نگذاشتید؟ (که همان را هم جلیلی به بخش سینمایش جواب نداد.)
تمام پرسشهای خانم یاوری در حوزۀ آموزش و پرورش بود و پای ثابتِ سوالاتِ حسین انتظامی هم مسایل رسانه، خبرنگاران یا شفافیت بود (پاسخ قالیباف به همین سوال که گفت از هیچ خبرنگاری شکایت نکرده، پرگفتگو شد). انتظامی به موضوع حجاب و برخورد خیابانی با زنان هم توجه داشت و در موردش میپرسید. (ماجرای «عمق راهبردی»، جواب جلیلی به همین سوال انتظامی بود که سهبار پرسید موضع جلیلی در برابر تعطیلی یک رستوران یا توقیف خودرو به دلیل حجاب چیست و مدام پاسخ شنید: «باید عمق راهبردی موضوع را درک کنید ...»)
5⃣ با اینکه در مورد زنان حرفهای زیادی زده شد، اما تنها نکتۀ عملیاتی، قول قاضیزاده هاشمی بود که گفت ۴۱درصد از سهونیم میلیون ورزشکار ایران زنان هستند که امکانات برابر ندارند و اگر بیاید این مشکل را حل میکند. باقی حرفها به تعارف گذشت. مثلاً پورمحمدی در پاسخ به سوالی در مورد وزیر زن گفت نمیشود «به سرعت» این کار را کرد، چون نمیخواهد برای وزیر زن احتمالیاش حاشیه درست شود و تحت فشار روحی برود!
6⃣ جدیترین نقدها به وضعیت فرهنگی فعلی از سوی دو مشاور نامزدها (و نه خودشان) طرح شد. حجتالله ایوبی مشکلات اصلی را: از جنس فرهنگ نبودن مدیران فرهنگی؛ بلاتکلیفی بعضی عرصههای فرهنگ (مثل موسیقی یا مشاهیری نظیر مولانا) و امنیت نداشتن اهل فرهنگ دانست.
سیدمحمد بهشتی هم گفت مدیریت فرهنگی هنوز در شرایط دهۀ هفتاد و به شکل قرنطینه (نظارت و نهی و ممیزی) مانده درحالیکه دنیا عوض شده و درنتیجه، ترکیه و کرهجنوبی بازار فرهنگی منطقه را از ما گرفتهاند. نظرات بهشتی با واکنش منفی اسفندیاری مواجه شد.
7⃣ تنها ذکر کتاب در این میزگردها، یکی افتخار قالیباف به ساخت باغ کتاب تهران بود؛ قاضیزاده به مستند «غیررسمی» و نمایش ارتباط رهبری با شاعران و نویسندگان در آن، ارجاع داد؛ سعید جلیلی هم از کتاب «هوش مصنوعی و آینده انسانی ما» هنری کیسینجر نقل قول کرد.
@ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 سخنان حجتالله ایوبی (در میزگرد فرهنگی تلویزیون برای انتخابات) در نقد وضعیت فرهنگی کشور. ایوبی از جنس فرهنگ نبودن مدیران فرهنگی؛ بلاتکلیفی بعضی عرصههای فرهنگ (مثل موسیقی یا مشاهیری نظیر مولانا) و امنیت نداشتن اهل فرهنگ را مشکلات اصلی میداند. @ehsanname