🔺در روزهای اخیر، خبری دست به دست میشود که تندیس برنزی شاپوردختک، همسر بهرام دوم و نوۀ شاپور اول ساسانی به مجموعۀ آلثانی قاچاق شده. (ظاهراً گزارش روزنامه «پیام ما» منبع اولیه این خبر است.) این اطلاع صحیح و دقیق نیست. چراکه این تندیس برنزی، متعلق به مجموعۀ الصباح کویت است و قبلاً در کاتالوگهای این مجموعه، منتشر شده بود. مجسمه در سال ۲۰۲۰ برای نمایش به موزه ملی قطر امانت داده شد و عکسی که این روزها دست به دست میشود از همان نمایشگاه است. و بالاخره اینکه انتساب این تندیس به ملکه شاپوردختک هم قطعی نیست. بهرام دوم علاقۀ زیادی به همسرش داشت و تصاویر زیادی از این ملکه در زمان بهرام دوم به جا مانده. در اغلب این تصاویر رسمی (مثلاً در سنگنگارۀ درباریان بهرام دوم در نقش رستم، بر روی سکههای بهرام دوم و نیز جامی که به نام محل کشف آن، جامِ سرگوِشی گرجستان معروف است) ملکه کلاهی به سر دارد که جلوی کلاه، با سر اسب تزیین شده. بنابراین تندیس برنزی مورد بحث، ممکن است برای بانوی عالیمقام دیگری، یا یک الهه باشد. @ehsanname
🔖 اعلانات: خانم دکتر پاسالار در سه دهه تدریسش برای چند نسل از دانشآموختگان دانشگاه علوم پزشکی تهران خاطره ساخت. فردا (سهشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۹:۳۰) به تالار عزلت دانشکده پزشکی میرویم تا در این آخرین جلسه تدریس رسمی، ما برای او خاطره بسازیم @ehsanname
Forwarded from خانه شعر و ادبیات
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#احسان_رضایی تجربهاش را با ما در میان میگذارد: چرا باید کتاب بخوانیم؟ کتاب خواندن فرصت تنفس دوباره است ... این حدود دویست ثانیه را ببینید و بشنوید:
این آیتمها که در خانه شعر و ادبیات تولید شده، در شبهای ماه رمضان ساعت ۲۱ از شبکه پنج و برنامه جشن رمضان پخش میشود.
#خانه_شعر_و_ادبیات
@khanehadabiat 📄
این آیتمها که در خانه شعر و ادبیات تولید شده، در شبهای ماه رمضان ساعت ۲۱ از شبکه پنج و برنامه جشن رمضان پخش میشود.
#خانه_شعر_و_ادبیات
@khanehadabiat 📄
Forwarded from احساننامه
📚این روزها نمایشگاه کتاب برپاست و برای یک کتابدوست، هیچ چیز مفیدتر از فهرست خرید نیست. در این کانال قبلاً فهرستهای متعددی را منتشر کردهایم، از پیشنهادهای کتابی استاد علی نصیریان و سایر اساتید برجسته، از کتابهای محبوب چهرههای تاریخی مثل ناصرالدین شاه و کمالالملک و سیدجمال اسدآبادی، تا فهرست کتابخانه اسامه بن لادن، از پولدارترین شخصیتهای داستانی، راهنمای خواندن آثار مارکز و داستایوسکی و انتخاب بهترین تصحیح حافظ و سعدی، از کتابخانه برندگان نوبل سالهای اخیر تا پرفروشهای هر سال بازار نشر و اپلیکیشنها، ... با این حال به نظرم ۲۰ فهرست پایینی کاربردیتر و مناسبتر هستند. ببینید و بر اساس سلیقه و پسند خودتان انتخاب کنید:
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی
🗒کتابهای محبوب گابو مارکز
🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس
🗒رمانهای محبوب بیل گیتس
🗓پرفروشترین کتابهای داستانی تاریخ
🗒بهترین داستانهای کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بیبیسی
🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)
🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی
🗓بهترین داستانهای مدرسهای و محبوبترین معلمهای ادبیات
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰
🗓پرفروشترین رمانهای ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)
🗒پرفروشترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰
🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان
🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی
🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی
🗒کتابهایی که حالمان را خوش میکنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی
🗒کتابهای محبوب گابو مارکز
🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس
🗒رمانهای محبوب بیل گیتس
🗓پرفروشترین کتابهای داستانی تاریخ
🗒بهترین داستانهای کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بیبیسی
🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)
🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی
🗓بهترین داستانهای مدرسهای و محبوبترین معلمهای ادبیات
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰
🗓پرفروشترین رمانهای ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)
🗒پرفروشترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰
🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان
🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی
🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی
🗒کتابهایی که حالمان را خوش میکنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓 ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی گرامی باد
@ehsanname
تصویری از مراحل ساخت مجسمه معروف فردوسی اثر استاد ابوالحسن صدیقی - از آرشیو کتابخانه ملی
@ehsanname
تصویری از مراحل ساخت مجسمه معروف فردوسی اثر استاد ابوالحسن صدیقی - از آرشیو کتابخانه ملی
Forwarded from احساننامه
HJ 309 - Shahname.pdf
2.1 MB
📚خلاصه شاهنامه، نقشه شاهنامه، آدمهای شاهنامه، و هر چیز دیگری که از شاهنامه باید بدانید را اینجا پیدا کنید: مطلبی از احسان رضایی در شماره ۳۰۹ هفتهنامه «همشهری جوان» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹یک کتاب سهبعدی (اصطلاحاً Pop-up) از داستانهای شاهنامه (ضحاک) که در آمریکا منتشر شده است (منبع +). چقدر جای چنین آثاری در کشورمان خالی است @ehsanname
Khayyam Symphony
Hosein Sarshar
🎼 پنج رباعی از خیام با صدای حسین سرشار، از سمفونی خیام اثر شاهین فرهت تالار رودکی ۱۳٥٥ @ehsanname
درباره احوال و آثار حکیم عمر خیام
حسین معصومی همدانی
درباره احوال و آثار عمر خیام
سخنرانی ارزشمند حسین معصومی همدانی در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
@qadahha
سخنرانی ارزشمند حسین معصومی همدانی در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
@qadahha
احساننامه
حسین معصومی همدانی – درباره احوال و آثار حکیم عمر خیام
🔸دکتر معصومی همدانی، استاد تاریخ و فلسفه علم، از آن دسته اساتیدی است که هرچه از او خوانده ام برایم آموزنده و کلاس درس بوده است. اخیراً کتابی هم با عنوان «اخلاق نوشتن» از او منتشر شده (نشر فرهنگ معاصر) که مجموعهای از مقالات اندک ولی پرنکتۀ اوست @ehsanname
📊نمایشگاه کتاب چقدر فروخت؟
@ehsanname
طبق اعلام سخنگوی سیوچهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران (+) مجموع فروش نمایشگاه امسال بیش از ۴۰۱ میلیارد تومان است. یعنی مردم ۲۵۱ میلیارد و ۲۹۰ میلیون تومان در بخش حضوری و ۱۴۹ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان در بخش مجازی کتاب خریدند
تعداد کتابهای خریداری شده بیش از ۳.۵ میلیون نسخه تخمین زده میشود. تعداد نسخههای فروشرفته در بخش مجازی (دقیق): ۱.۳۶۹.۶۰۶نسخه است و تخمین تعداد نسخههای فروشرفته در بخش حضوری (براساس میانگین قیمت فروش بخش مجازی) میشود ۲.۲۹۷.۵۲۹نسخه کتاب. [قیمت متوسط هر کتاب ۱۱۰هزار تومان]
@ehsanname
طبق اعلام سخنگوی سیوچهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران (+) مجموع فروش نمایشگاه امسال بیش از ۴۰۱ میلیارد تومان است. یعنی مردم ۲۵۱ میلیارد و ۲۹۰ میلیون تومان در بخش حضوری و ۱۴۹ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان در بخش مجازی کتاب خریدند
تعداد کتابهای خریداری شده بیش از ۳.۵ میلیون نسخه تخمین زده میشود. تعداد نسخههای فروشرفته در بخش مجازی (دقیق): ۱.۳۶۹.۶۰۶نسخه است و تخمین تعداد نسخههای فروشرفته در بخش حضوری (براساس میانگین قیمت فروش بخش مجازی) میشود ۲.۲۹۷.۵۲۹نسخه کتاب. [قیمت متوسط هر کتاب ۱۱۰هزار تومان]
Dar Kamin...
Ahmad Reza Ahmadi
🎧 ۳۰ اردیبهشت سالروز تولد #احمدرضا_احمدی است. آقای شاعر اما ۸۳سالگی را به دلیل نارسایی ریه در بیمارستان میگذارند. شعری از او را با صدای خودش بشنویم و برای سلامتیاش دعا کنیم @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹سعدیخوانی دکتر محمدعلی موحد در جشن یکصدسالگی استاد. سرتاسر سخنرانی استاد در این مراسم که با همت مجلهٔ بخارا برگزار شد، درس است (+) از جمله واکنش او به تعریف و تمجیدهای سخنرانهای همایش از ایشان:
ننازم به سرمایهٔ فضل خویش
به دریوزه آوردهام دست پیش
خدایا به عزت که خوارم مکن
به ذُلّ گنه شرمسارم مکن
مرا شرمساری ز روی تو بس
دگر شرمسارم مکن پیش کس
@ehsanname
ننازم به سرمایهٔ فضل خویش
به دریوزه آوردهام دست پیش
خدایا به عزت که خوارم مکن
به ذُلّ گنه شرمسارم مکن
مرا شرمساری ز روی تو بس
دگر شرمسارم مکن پیش کس
@ehsanname
Nagoftamat?
Ahmad Shamloo
🎧بعد از ماجرای درگیری مرزی با طالبان، احمد مسعود، این مصرع از مولانا را توییت کرده است: «نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟» غزل مولانا را با صدای #احمد_شاملو بشنویم @ehsanname
📸این بخش از خرابههای مرو قدیم (در ترکمنستان) را مردم منطقه، محل اقامت حضرت رضا(ع) در زمان ولایتعهدی (سالهای ۲۰۱ تا ۲۰۳ قمری) میدانند، نام «قدمگاه» بر آن گذشته و به زیارت آن میآیند. (تصاویر از +) @ehsanname
🔹وقتی داستانهای علمی-تخیلی جدی میشوند. هفتۀ پیش مسئول آزمایش و عملیات هوش مصنوعی در نیروی هوایی آمریکا، ماجرایی را تعریف کرده که حالا و بعد از واکنشها گفته فقط یک فرضیه و طرح مسأله بوده. موضوع چی بوده؟ این که در جریان یک آزمایش وقتی به پهپادی که وظیفۀ انهدام تاسیسات دشمن داشته، دستور توقف عملیات و بازگشت دادند، برنامۀ هوش مصنوعی روی پهپاد، به اپراتور حمله کرده چون اپراتور مانع انجام ماموریتش شده. پس آنها برنامۀ هوش مصنوعی را اینطور ارتقا دادند که حق ندارد اپراتور را بکشد. آن وقت برنامه چه کار کرد؟ شروع به تخریب برج مخابراتی کرد که اپراتور از آن دستور توقف عملیات را صادر کرده بود! (+) @ehsanname
➖خبر درگذشت استاد علیاصغر بهرامی غمگینم کرد. بهرامی (۱۳۱۹ - ۲۴ خرداد ۱۴۰۲) از آن دست مترجمهایی بود که ظرفیت بالای زبان فارسی برای روایت داستانهای متفاوت را به ما نشان داد. ترجمههای او از کورت ونهگات، جی جی بالارد، چینو آچیبی، دوریس لسینگ، لئو تولستوی و ... همگی خواندنی و دلنشین هستند. به شخصه ترجمههای محشرش از «سلاخخانۀ شماره پنج» (ونهگات) و «همه چیز فرو میپاشد» (اچیبی) را بسیار دوست دارم. همانقدر که از مکالمات تلفنیمان یادهای خوب در خاطرم است. اوایل برای دعوت به مصاحبه زنگ میزدم و کمکم تبدیل شده بود به احوالپرسی و سراغ گرفتن. از مصاحبه و شهرت گریزان بود. میگفت فقط کاری که بلد است را انجام داده، میگفت منتی بر کسی ندارد، میگفت همینکه ترجمههایش مکرر در مکرر چاپ میشود بس است، میگفت: «دنیا دیوانه شده است آقا، من چی بگویم؟» @ehsanname
احساننامه
🔸سنگنگارۀ جدید ساسانی در اتاق شماره ۵۳ موزه بریتانیا به نمایش درآمده و تصاویر جدیدی از آن منتشر شده (عکسهای بالا از لیندزی آلن، متخصص تاریخ هخامنشی +). جز توجه به جزئیات مشخص در تصاویر، آخرین بحثها در مورد اصلی یا جعلی بودن آن است. کسانی که در اصالت اثر تردید…
🔸سنگنگارۀ جدید ساسانی به ایران بازگشت. این حجاری که هفت سال پیش در لندن کشف شده بود، بعد از مرمت و نمایش در موزه بریتانیا، روز جمعه به سفارت ایران در لندن تحویل داده شد و بامداد امروز چهارشنبه ۷ تیر به وطن خودش برگردانده شد. (عکس از +) اغلب خبرگزایها از این سنگنگاره با عنوان «مجسمه سرباز ساسانی» یاد میکنند که عبارت درستی نیست. در مورد اصالت و هویت صاحب این سنگنگاره بحثهایی است (خلاصه مهمترین مطالب را اینجا و اینجا بخوانید) که با بازگشت نقش برجسته، بهتر دنبال خواهد شد. @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🔹احسان رضایی: دهم تیرماه به نام صائب تبریزی است. صائب یک نمونۀ قدیمی از پدیدۀ مهاجرت نخبگان، یا همان «فرار مغزها»ست. نه فقط صائب، که جمع زیادی از شاعران و هنرمندان آن عصر چنین کردند. مقصد مهاجرت در قرن دهم و یازدهم هجری سرزمین هند بودند که پادشاهان آن روزش به فرهنگ و ادب فارسی علاقۀ زیادی داشتند. در کتاب «کاروان هند» (اثر احمد گلچین معانی) ۷۴۵ شاعر عصر صفوی که از ایران به هندوستان رفتهاند، معرفی شدهاند. از جمله صائب هم در سال ۱۰۳۴ قمری و از راه افغانستان عزم هند کرد. در کابل، با ظفرخان تربتی که خودش هم شاعر بود و جای پدرش در آنجا حکومت میکرد آشنا شد و به خدمت او درآمد و اشعاری در مدحش سرود. (در مورد ظفرخان «تاریخ ادبیات در ایران» دکتر صفا، جلد ۵، قسمت دوم، صفحات ۱۲۴۱ تا ۱۲۴۵ را ببینید.) سال ۱۳۰۹ ظفرخان، صائب را به دربار شاهجهان (بانی تاجمحل) برد و پادشاه هند به او یک مقام دولتی و لقب تشویقآمیز «مستعد خان» داد. ظاهراً اوضاع مرتب بود، اما صائب آدم غربت نبود و از دیار هند هم خوشش نمیآمد:
صائب از خاک سیاه هند کِی بیرون روَد؟
بشکند کی مور لنگی این طلسم قیر را؟
ز اهل کرم به هند کسی را ندیدهایم
از طوطیان کریم کریمی شنیدهایم!
زنده میسوزد برای مرده در هندوستان
دل نمیسوزد درین کشور عزیزان را به هم
این بود که وقتی شنید پدرش به جستجوی او تا شهر آگره آمده، از ظفرخان که حالا حاکم کشمیر بود اجازۀ برگشت خواست. بعد از یک سال اصرار، بالاخره موافقت شد و صائب بعد از ۷ سال به اصفهان برگشت. این بار همۀ سرودههایی که در جوانی در وصف هند داشت را عوض کرد، مثلاً در بیت:
همچو عزم سفر هند که در هر دل هست
رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست
مصرع اول را اینطوری تغییر داد: «نه همین ذره در این دایره سرگردانست» (دیوان صائب، تصحیح محمد قهرمان، ص ۷۹۴)
یا وقتی نسخۀ خطی یک تذکره («خیر البیان») به دستش رسید، در قسمت شرح حال خودش لقب «مستعد خان» را که در هند به او داده بودند خط زد. («کاروان هند» جلد ۱، صفحه ۷۰۱)
@ehsanname
پس چرا صائب به جایی که دوست نداشت مهاجرت کرد و در آنجا ماند؟ اگر باقی شاعران این عصر به هوای توجه و عنایت شاهان گورکانی به هند میرفتند تا درآمدی کسب کنند (صائب با همین ماجرا شعر دارد: هند چون دنیای غدّارست و ایران آخرت/ هر که نفرستد به عقبی، مال دنیا غافل است)، اما صائب که پدرش از تجار معتبر و معروف بود، چنین نیازی نداشت. خودش گفته:
چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
پایم به گِل فرو شده از بَرشکال هند
[بَرْشْکال، لغتی سانسکریت است به معنی فصل بارانی هندوستان]
پس مسأله مالی که منتفی است. اینکه بعضی (مثل شبلی نعمانی در «شعر العجم») نوشتهاند برای سفر بازرگانی به هند رفت هم صحیح به نظر نمیرسد، چون در این صورت رفتن سراغ یک امیر محلی و خدمت به او معنایی ندارد. همینطور اگر این سفر، یک سفر سیاحتی و تفریحی بود، باز میشد بدون خدمت به این و آن، رفت و برگشت. دلیل سفر قاعدتاً چیز دیگری بوده. اشارات اندکی هم که در خود دیوان صائب هست همین را نشان میدهد که برای ایجاد تغییری در زندگیاش اقدام به مهاجرت کرده:
داشتم شِکوه ز ایران، به تلافی گردون
در فرامُشکدۀ هند رها کرد مرا
حاصلِ خاک مرادِ کشور هندوستان
نامرادان وطن را کام شیرین کردن است
گفتم مگر ز هند شود بختِ تیره سبز
این خاک هم علاوۀ بخت سیاه شد!
به نظر میرسد مسایل اجتماعی و سیاسی روی ذهن حساس این بزرگترین شاعر عصر چنین افکاری ایجاد کرده. صائب در دوران افول صفویه زندگی میکرد، عصری که خودش در موردش میگفت: «جهان به مجلس مستان بیخِرَد مانَد». برای نمونه کافی است بدانیم که وقتی اوضاع مملکت در زمان شاه صفی دوم (پدر سلطان حسین، آخرین شاه صفوی) رو به آشفتگی رفت، در اصفهان طاعون همهگیر شد، در آذربایجان زلزلهای مهیب آمد، قزاقها از شمال حمله کردند، خود شاه هم به خاطر نقرس و اعتیاد به الکل روز به روز مریضتر میشد، وزرا شور کردند و گفتند مشکل از منجمباشی در محاسبۀ زمان مناسب شروع سلطنت است، پس دوباره مراسم تاجگذاری تکرار شد و شاه با اسمی جدید (شاه سلیمان) به تخت نشست تا فلک را گول بزنند! صائب از چنین وزرایی شاکی است و مهاجرت را به رفتن سراغ صدور (وزرا) ترجیح میدهد:
در دیدهها اگرچه بُوَد راه هند دور
نزدیکتر بود ز درِ خانۀ صدور!
یک ماجرا هم در تذکره «ریاض الشعراء» تعریف شده. اینکه شاه سلیمان وقتی غزل صائب را خواند که:
احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
گرفت خیل پری در میان سلیمان را...
فکر کرد شاعر دارد او را متهم به تأثیر گرفتن از زنان حرمسرا میکند، عصبانی شد و تا آخر عمر با صائب سخن نگفت (تصحیح ناجی نصرآبادی، ج ۲، ص ۱۲۰۷). خیلی راحت میشود حدس زد که خشم و قهر شاه را عوامل حکومت ضربدر چند کردند و چه گرفتاریها برای صائب ساختند!
@ehsanname
📸 نمایی از مزار صائب در اصفهان
صائب از خاک سیاه هند کِی بیرون روَد؟
بشکند کی مور لنگی این طلسم قیر را؟
ز اهل کرم به هند کسی را ندیدهایم
از طوطیان کریم کریمی شنیدهایم!
زنده میسوزد برای مرده در هندوستان
دل نمیسوزد درین کشور عزیزان را به هم
این بود که وقتی شنید پدرش به جستجوی او تا شهر آگره آمده، از ظفرخان که حالا حاکم کشمیر بود اجازۀ برگشت خواست. بعد از یک سال اصرار، بالاخره موافقت شد و صائب بعد از ۷ سال به اصفهان برگشت. این بار همۀ سرودههایی که در جوانی در وصف هند داشت را عوض کرد، مثلاً در بیت:
همچو عزم سفر هند که در هر دل هست
رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست
مصرع اول را اینطوری تغییر داد: «نه همین ذره در این دایره سرگردانست» (دیوان صائب، تصحیح محمد قهرمان، ص ۷۹۴)
یا وقتی نسخۀ خطی یک تذکره («خیر البیان») به دستش رسید، در قسمت شرح حال خودش لقب «مستعد خان» را که در هند به او داده بودند خط زد. («کاروان هند» جلد ۱، صفحه ۷۰۱)
@ehsanname
پس چرا صائب به جایی که دوست نداشت مهاجرت کرد و در آنجا ماند؟ اگر باقی شاعران این عصر به هوای توجه و عنایت شاهان گورکانی به هند میرفتند تا درآمدی کسب کنند (صائب با همین ماجرا شعر دارد: هند چون دنیای غدّارست و ایران آخرت/ هر که نفرستد به عقبی، مال دنیا غافل است)، اما صائب که پدرش از تجار معتبر و معروف بود، چنین نیازی نداشت. خودش گفته:
چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
پایم به گِل فرو شده از بَرشکال هند
[بَرْشْکال، لغتی سانسکریت است به معنی فصل بارانی هندوستان]
پس مسأله مالی که منتفی است. اینکه بعضی (مثل شبلی نعمانی در «شعر العجم») نوشتهاند برای سفر بازرگانی به هند رفت هم صحیح به نظر نمیرسد، چون در این صورت رفتن سراغ یک امیر محلی و خدمت به او معنایی ندارد. همینطور اگر این سفر، یک سفر سیاحتی و تفریحی بود، باز میشد بدون خدمت به این و آن، رفت و برگشت. دلیل سفر قاعدتاً چیز دیگری بوده. اشارات اندکی هم که در خود دیوان صائب هست همین را نشان میدهد که برای ایجاد تغییری در زندگیاش اقدام به مهاجرت کرده:
داشتم شِکوه ز ایران، به تلافی گردون
در فرامُشکدۀ هند رها کرد مرا
حاصلِ خاک مرادِ کشور هندوستان
نامرادان وطن را کام شیرین کردن است
گفتم مگر ز هند شود بختِ تیره سبز
این خاک هم علاوۀ بخت سیاه شد!
به نظر میرسد مسایل اجتماعی و سیاسی روی ذهن حساس این بزرگترین شاعر عصر چنین افکاری ایجاد کرده. صائب در دوران افول صفویه زندگی میکرد، عصری که خودش در موردش میگفت: «جهان به مجلس مستان بیخِرَد مانَد». برای نمونه کافی است بدانیم که وقتی اوضاع مملکت در زمان شاه صفی دوم (پدر سلطان حسین، آخرین شاه صفوی) رو به آشفتگی رفت، در اصفهان طاعون همهگیر شد، در آذربایجان زلزلهای مهیب آمد، قزاقها از شمال حمله کردند، خود شاه هم به خاطر نقرس و اعتیاد به الکل روز به روز مریضتر میشد، وزرا شور کردند و گفتند مشکل از منجمباشی در محاسبۀ زمان مناسب شروع سلطنت است، پس دوباره مراسم تاجگذاری تکرار شد و شاه با اسمی جدید (شاه سلیمان) به تخت نشست تا فلک را گول بزنند! صائب از چنین وزرایی شاکی است و مهاجرت را به رفتن سراغ صدور (وزرا) ترجیح میدهد:
در دیدهها اگرچه بُوَد راه هند دور
نزدیکتر بود ز درِ خانۀ صدور!
یک ماجرا هم در تذکره «ریاض الشعراء» تعریف شده. اینکه شاه سلیمان وقتی غزل صائب را خواند که:
احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
گرفت خیل پری در میان سلیمان را...
فکر کرد شاعر دارد او را متهم به تأثیر گرفتن از زنان حرمسرا میکند، عصبانی شد و تا آخر عمر با صائب سخن نگفت (تصحیح ناجی نصرآبادی، ج ۲، ص ۱۲۰۷). خیلی راحت میشود حدس زد که خشم و قهر شاه را عوامل حکومت ضربدر چند کردند و چه گرفتاریها برای صائب ساختند!
@ehsanname
📸 نمایی از مزار صائب در اصفهان