احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🌕چرا موراکامی نوبل نمی‌گیرد؟
@ehsanname
🔹از سال ۲۰۰۷ اسم هاروکی موارکامی،نویسندۀ ژاپنی به عنوان یکی از مهمترین مدعیان دریافت نوبل ادبیات مطرح است. ژاپن‌تایمز در گفتگو با یک استاد ادبیات ژاپنی، حدس زده به این سه دلیل است که آکادمی سوئد با موراکامی حال نمی‌کند و به او نوبل نمی‌دهد:
اول اینکه نوبل به مواضع نویسندگان اهمیت می‌دهد. برندۀ اسال (عبدالرزاق گورنا) دربارۀ اثرات استعمار می‌نویسد، برندۀ ۲۰۱۵ سوتلانا الکسیویچ، به خاطر گزارش‌های افشاگرنه‌اش مورد تقدیر قرار گرفت. یا پاتریک مودیانو، برندۀ ۲۰۱۴ در مورد جهان تحت اشغال نازی‌ها می‌نوشت. درحالی‌که موراکامی موضع خاصی در آثارش ندارد. بلکه برعکس، او با شرکتی همکاری کرده که اتهاماتی در مورد استفاده آنها از محصولات اردوگاه‌های کار اجباری اویغورها در سین کیانگ وجود دارد.
نکته دوم اینکه موراکامی در مورد نحوه نمایش مسایل زنان در آثارش با چالش‌هایی مواجه بوده. مثلاً در رمان 1Q84 قهرمان داستان با دختری زیر سن قانونی رابطه دارد.
و بالاخره اینکه در آثار موراکامی نوعی تمایل به فرهنگ مصرف‌کننده وجود دارد. قهرمانان داستان‌های او اغلب زندگی شیکی دارند، به موسیقی غربی گوش می‌دهند، لباس‌های زیبا می‌پوشند و پاستا و ساندویچ می‌خورند... که این، پسندِ روشن‌فکرها نیست. (پایان نقل از ترجمۀ ایبنا)
@ehsanname
🔸در مورد نکات بالا، مورد دوم را ما خیلی نمی‌توانیم نظر بدهیم، چون هم ممیزی و هم بعضی از مترجم‌ها، زحمتش را می‌کشند (مثلا در ترجمۀ یک رمان از موراکامی، شخصیت زنی به نام میو هست که وسطهای قصه تبدیل به مرد شده، دوباره زن می‌شود! +) اما در مورد دو نکتۀ دیگر، واقعیت این است که نوبل بیشتر دوست دارد ژست موضع‌دار بودن بگیرد، وگرنه همین‌ها در ۲۰۱۹ به پیتر هاندکه نوبل ادبی دادند که در دهه ۱۹۹۰ و سال‌های جنگ بالکان طرفدار سرسختِ صرب‌ها بود و همین باعث اعتراض‌های جهانی شد و از رئیس‌جمهور آلبانی تا انجمن قلم آمریکا، جایزه دادن به حامی نسل‌کشیِ صربها را تقبیح کردند، آن وقت نوبل اعلام کرد «این یک جایزۀ ادبی است، سیاسی نیست»! (+)
@ehsanname
🔻تجمع طرفدارهای هاروکی موراکامی در یک معبد در توکیو به انتظار شنیدن خبر نوبل ۲۰۱۷. آن سال هموطن او، کازوئو ایشی‌گورو برندۀ نوبل شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺شعر عجیب و مبتذلی است بی وزن و قافیه و هر بحث ادبی، که در شرکت ایران خودرو برای وزیر صمت خوانده‌اند. (+) کاری ندارم که حکم اخلاقیِ مدح و مدیحه‌سرایی چیست، اما کاش اگر شعر سفارشی هم می‌گویند همان را درست بگویند. نمونه را از استاد سخن سعدی نقل کنم که در باب اول «بوستان»، در داستان معروفِ «یکی از بزرگان اهل تمیز» که حکایت می‌کند عمر ابن عبدالعزیز انگشتری قیمتی داشت و موقع خشکسالی فروخت و خرج ملت کرد، در آخر ماجرا هم مدحِ امیر وقت، اتابک سعد زنگی را می‌کند و می‌گوید: «بحمدللَه این سیرت و راهِ راست/ اتابک ابوبکرِ بِن سعد راست» و این‌طوری سفارش رعایت خلق را می‌کند و بعد چنین شاهکار می‌سراید که در دورۀ آن امیر، اوضاع طوری خوب شده که «کس از فتنه در پارس دیگر نشان/ نبیند، مگر قامتِ مَهوَشان». مدحیه هم می‌گویید، لااقل زیبا بگویید! @ehsanname
📸 غرفه خالی افغانستان در نمایشگاه کتاب فرانکفورت با شعار «امسال کتاب نداریم!» پیش از این اتحادیه ناشران افغانستان اعلام کرده بود فعالیت‌ ۹۵ درصد ناشرها و کتابفروشی‌های شهر کابل در دو ماه اخیر دورۀ طالبان متوقف شده است (+) و معروفترین کتابفروشی کابل هم گفته بود در همین مدت فقط دو مشتری داشته است (+) @ehsanname
Forwarded from میراث‌نما
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏۴۲ سال از ثبت جهانی تخت جمشید گذشت

به همت دکتر شهریار عدل در ۴ آبان ۱۳۵۸ و در سومین اجلاس میراث جهانی یونسکو در قاهره، تخت جمشید ثبت جهانی شد. فیلم از آرشیو پته و از قدیمی‌ترین فیلم‌ها از تخت جمشید پیش از کاوش‌های گسترده در این محوطه است.
@mirasnama
🔺۲۹۵سال پیش در چنین روزی (۲۸ اکتبر ۱۷۲۶) کتابی در لندن منتشر شد که هنوز جزو کلاسیک‌هاست: «سفرهای گالیور» اثر جاناتان سویفت و شرح چهار سفر عجیب و غریبِ پزشکی به اسم لموئیل گالیور به سرزمین کوتوله‌ها، غول‌ها، دانشمندها و اسبهای سخنگو. تصویری که در بالا می‌بینید، جلد اولین ترجمۀ «سفرهای گالیور» (یا به قول مترجم: گولی‌ور) به فارسی است، در عهد مظفرالدین شاه، به تاریخ ربیع‌الثانی ۱۳۱۹ قمری (مرداد ۱۲۸۰ شمسی) همراه با تصویری از لی‌لی‌پوتی‌ها در این چاپ. این ترجمه از زبان واسط فرانسوی و توسط علیرضا مترجم‌السلطنه انجام شده بود. چاپ مجددی از این ترجمه هم در بازار کتاب هست (نشر مدید، ۹۸) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️ایران درودی، نقاش معروف معاصر هم به خاطر عوارض بیماری کرونا درگذشت. خانم درودی در نقاشی‌هایش از رنگ مشکی استفاده نمی‌کرد و به کشیدن نور در آثارش شهرت دارد. او در شش دهه فعالیت هنری، شهرتی جهانی داشت و هنرمندانی چون آندره مالرو و سالوادور دالی درباره‌اش نوشته یا حرف زده‌اند، با این حال معتقد بود بهترین اثرش را هنوز خلق نکرده و باز در حال تلاش بود.(+) خانم درودی یک زندگینامه خودنوشت هم دارد با عنوان «در فاصلۀ دو نقطه» که پرفروش است و تاکنون سی نوبت چاپ شده. در ویدیو بالا، خانم درودی می‌نوازد و متنی را در توضیح هنرش می‌خواند: «نقاشی عصیان من است و شکیبایی من ...» @ehsanname
Eshaarati
Ahmad Shamloo
🎧#احمد_شاملو در دفتر «ابراهیم در آتش» شعری را به ایران درودی هدیه کرده است. شعر شاملو برای خانم درودی را با صدای خودش و موسیقی مرتضی حنانه بشنویم @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 «بیایید از عشق صحبت کنیم ...» ویدیو کوتاهی از شعرخوانی #قیصر_امین_پور در شهریور ۱۳۸۶. آقای شاعر ۸ آبان همان سال درگذشت @ehsanname
📊 یک‌کم آمار
@ehsanname
در جریان نشست هیأت علمی جایزۀ ادبی جلال آل‌احمد، آماری هم از تولیدات داستانی سال گذشته (۹۹) ارایه شده: « ۸۳۲ عنوان در حوزه رمان و داستان بلند، ۲۸۷ عنوان در حوزه داستان کوتاه، ۳۶۰ عنوان در حوزه مستندنگاری و ۳۲ عنوان در حوزه نقد ادبی به دبیرخانه چهاردهمین دوره جایزه ادبی جلال ارسال شده است.» (+) این یعنی ۱۵۱۱ عنوان کتاب در حوزه ادبیات داستانی (یا اگر فقط رمان‌ها و داستان‌هایش را جدا کنیم ۱۱۱۹ عنوان) فقط در طول یک سال به انبوه آثار قبلی اضافه می‌شود. چنین رقمی، خودش یکی از مشکلات نشر ماست. چراکه به خاطر همین حجم بالای عناوین و کتابها، بسیاری از آثار خوب و خواندنی فرصت مناسبی برای دیده، خوانده و نقد شدن پیدا نمی‌کنند. و وقتی آثار ادبی نقد نشوند، رشدی هم اتفاق نمی‌افتد. معمولاً در گزارش‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، به آمار نشر و ناشرها کفایت می‌شود، ولی باید به کیفیت آثار هم توجه داشت. اینکه از این تعداد رمان و مجموعه داستان، چندتایشان خواندنی و تاثیرگذار هستند؟ و چه کاری برای ارتقای بقیه می‌شود انجام داد؟ ... حرفهایی که با این اعداد و ارقام، خیلی جور درنمی‌آید. فرض کنید منتقد یا مسئولی بخواهد وضعیت رمان و داستان سال ۹۹ را ارزیابی کند. این شخص اگر تمام روزهای سال را کار کند و هر روز هم فقط بخواند و هیچ وقتی را حتی برای خوردن و خوابیدن از دست نداد، تازه برای خواندن هر کدام از رمان و مجموعه داستانهای پارسال، ۷ ساعت و ۴۹ دقیقه وقت دارد!
@ehsanname
❗️تورم، بازار راکد کتاب و تغییر الگوی مطالعاتی، همگی با هم به روایت یک تصویر. کتابی بعد از هفت نوبت چاپ آن‌قدر فروش نرفته که فروشنده چندبار قیمتش را تغییر داده است - عکس از سعید سعادت @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸«میدونم حق با شماست ...» ۹۰ ثانیه با استاد #محمدعلی_بهمنی و ترانۀ زیبایش @ehsanname
🔺مقاله‌ای دیدم (در BBC) دربارۀ اینکه عیسی مسیح واقعاً چه شکل و شمایلی داشته است. (نویسنده بعدها همین مقاله را تبدیل به کتاب هم کرده.) خلاصه‌اش این است که برخلاف تصویر رایج کلیسا که امروزه بسیار آشناست و مسیح را با صورت کشیده، ریش و موی بلند و لباس‌هایی شبیه پوشش قضات روم باستان تصویر می‌کند [چپ]، احتمالاً نزدیکترین تصویر به او، نقاشی‌های دیواری صومعۀ دورا-اروپوس از قرن سوم است از یک پیامبر دیگر (این صومعه امروزه در دهکده صالحیه سوریه در نزدیکی مرز عراق است و آثاری هم از دورۀ ساسانی در آنجاست w). در آن نقاشی‌ها موسای پیامبر با ریش و موی کوتاه و ردایی ساده شبیه یونانیان باستان که یک سرش را روی شانه مخالف می‌انداختند تصویر شده. [راست] مقاله از منظر مطالعات جامعه‌شناسی ادیان و تحول تصویر یک مرد مقدس در زمینۀ تاریخ اجتماعی جالب است؛ اما برای نویسندگان داستان‌های تاریخی هم، تأملات نویسنده دربارۀ نحوۀ آرایش سر، نوع لباس و پای‌افزار و روش تحقیق او برای رسیدن به تصویری دقیق‌تر و اصیل‌تر، می‌تواند یک کلاس درس فوق‌العاده باشد. @ehsanname
▪️آقای درمبخش هم رفت. کامبیز درمبخش، یکی از برجسته‌ترین هنرمندان معاصر ایران و کاریکاتوریستی با شهرت جهانی بود که امروز (۱۵ آبان ۱۴۰۰) در ۷۹سالگی و بر اثر عوارض کرونا درگذشت. از مجموعه کاریکاتورهای درمبخش با آن خطوط نازک مخصوص، چند کتاب منتشر شده که اثر محبوب من، مجموعه «مینیاتورهای سیاه» است که چند نمونه‌اش را می‌بینید. این کتاب گزیده‌ای از طرح‌های درمبخش در سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ است، نقدهای اجتماعی و سیاسی او که با تلفیق دو هنر مینیاتور و کاریکاتور انجام شده و بعضی‌هایشان هنوز تازگی دارند. چهره‌های تیره با خطوط درشت و هراس‌انگیز و آنچه بر جان و جهانِ ایرانی می‌رود. کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا) دربارۀ درمبخش گفته بود: «همه با دهان فریاد می‌کشند و او با دستش». @ehsanname
📖 در ستایش کم‌خواندن
@ehsanname
این روزها همه از خواندن، همه از کتاب، همه از کتابخانه و همه از نشر و طبع و مطبوعات سخن می‌گویند... آن‌قدر که حتی من کتابدار هم به امان می‌آیم و وقتی صدای سوزناک تبلیغات‌چی را از رادیو می‌شنوم که از کتاب حرف می‌زند بی‌اختیار رادیو را خاموش می‌کنم.
خواندن امروز همانگونه تبلیغ می‌شود که کالاهای تجارتی در رادیو و تلویزیون. ملاک همه چیز کمیت است نه کیفیت. زیاد پول داشته باشیم، زیاد بخوریم، زیاد بنوشیم، لباس زیاد داشته باشیم، زمین زیاد داشته باشیم، کتاب زیاد داشته باشیم. بهترین ناشر، ناشری است که تعداد کتابهای منتشرشده‌اش بیشتر باشد. روشنفکر به کسی گفته می‌شود که زیاد خوانده باشد. ملاک ارزشیابی در عالی‌ترین مدارج دانشگاهی، کثرت انتشار است و کثرت سابقهٔ کار. این است که آدمها، حتی استادان دانشگاه‌ها برای کسب مقام و شخصیت و به دست آوردن اعتبار بیشتر در سوپرمارکت روز مدام می‌نویسند. اینکه چه می‌نویسند مهم نیست. فکر می‌کنید از این‌همه کتابی که در سال در ایران منتشر می‌شود چندتای آن‌ها را واقعاً اندیشه‌ای جدید، فکری اصیل و هوشمندانه را عرضه می‌دارند؟

قدمای ما چگونه می‌خواندند؟ آنها با کتاب عشق می‌ورزیدند. با کتاب زندگی می‌کردند. با کتاب گفت‌وشنودی دوجانبه برقرار می‌کردند. آنها هر کتاب را ده‌ها و ده‌ها بار می‌خواندند. هر کلمهٔ آن برایشان متضمن معانی بی‌شمار بود و هر جمله‌ای دنیایی از رازهای سربه‌مهر که باید گشوده می‌شد. با هر کلمه حرف می‌زدند. این است که می‌بینیم بر کتاب‌ها، بر کلمات هر کتاب شروح و حواشی بسیار نوشته می‌شود. شروحی که خود دنیایی است از آنچه خواننده از این گفت‌وشنود دوجانبه تحصیل کرده است.

کدامیک از ما این روزگار می‌توانیم ادعا کنیم که یک کتاب را بیش از یک یا دوبار خوانده‌ایم؟
مردم بسیاری را دیده‌ام که غالباً به مطالعه نقدی که دربارهٔ کتابی نوشته می‌شود اکتفا می‌کنند و بدون اینکه اصل کتاب را خوانده باشند در مجالس و محافل از کتاب سخن می‌رانند. مسئله این نیست که به کشفی برسیم، به آگاهی و شناختی اصیل دست یابیم. مسئله بر سر کثرت است. زیاد بخوانیم یا تظاهر کنیم که زیاد خوانده‌ایم، زیرا که کثرت در بازار شخصیت اهمیت دارد. زیرا انسان با خودش با هم‌نوعش و با طبیعت بیگانه شده است و انرژی حیات خویش را چون نوعی سرمایه‌گذاری تلقی می‌کند که باید با آن بیشترین سودها را به چنگ آورد.

قدمای ما با کیفیت کار داشتند و عمقی می‌خواندند. ما با کمیت کار داریم و سطحی می‌خوانیم. مادران و پدران ما، مادربزرگ‌ها و پدربزرگهای شما آنچه را خوانده‌اند با زندگی‌شان عجین شده است و شما اغلب تعجب می‌کنید که چگونه برای هر مطلب شاهد مثالی از سعدی، حافظ، از قرآن، از مولانا و از ناصرخسرو دارند. و ما که این‌همه به‌ظاهر باسوادتریم و مدرسه‌رفته و دانشگاه‌دیده و کتاب‌خوانده چگونه چنین قدرتی نداریم؟ برای اینکه سواد برای آنها متاعی نبوده است که با آن به بازار بروند. سواد زندگیشان است. اگر شعری از حافظ برایتان می‌خوانند برای این است که سال‌ها با این دوست راز و نیازها داشته‌اند و حالا شناختشان از او خیلی بیشتر از شناسایی شما از دوست دیرینتان است. این است که وقتی بیتی را شاهد مثال می‌آورند در واقع حرف دلشان را می‌زنند، منتهی به زبانی زیباتر. درست همانند اینکه جزئی از تجربهٔ خاصی از زندگیشان را برایتان نقل می‌کنند. مادر من شاید بیش از بیست سی کتاب در عمر خود بیشتر نخوانده باشد ولی به مراتب، به معنای واقعی کلمه، از من باسواد کتابدار که غالب نویسندگان را می‌شناسم و از انتشارات روز باخبرم باسوادتر است.

سواد [امروز] سواد تلویزیونی است. سواد روزنامه‌ای و سواد زن روزی. تمام مطالب روزنامه فقط برای یک روز معتبر است و بعد از آن هیچ می‌ماند.
تند بخوانیم، تند بخوانیم که از اخبار روز عقب نمانیم. زیاد بخوانیم، زیاد کتاب بخریم. چگونه بخوانیم، چه بخوانیم و چه می‌خواهیم از خواندن، مطرح نیست. این است که مساله تندخوانی مد روز می‌شود. تدریس می‌کنند که به جای حروف کلمات و به جای کلمات سطور و به جای سطور اوراق را بخوانیم.
تندخوانی یعنی اینکه بتوان با یک نظر یک ورق را خواند. و این‌همه بجای تامّلی است که قدمای ما در هر کلمه، در هر جمله و در هر سطر می‌کردند. در چنین دنیایی دیگر چه جای حافظ است و مولانا؟ چه جای حلاج است که با خدا یکی شد؟ و چه جای فردوسی و سعدی و طبری و بیهقی؟

ناچار توضیح بدهم که وقتی من از کتاب حرف می‌زنم منظورم کتابهای علمی نیست. بگذریم که این روزگار در کتابهای علمی هم تکرار است و ازدیاد و کثرت به جای اصالت شامل اینگونه کتاب‌ها هم شده است.
@ehsanname
📌بخشهایی از سخنرانی خانم پوری سلطانی، کتابدار معروف در سالروز درگذشتش (۱۶ آبان) که هنوز هم خواندنی است. نسخه کاملش را اینجا بیابید:
https://t.me/qadahha/6399
🔺کتابفروشی در چین که با الهام از حرف ماکسیم گورکی ساخته شده است. کتابفروشی ژونگ‌شوگه Zhongshuge در شهر شنژن، دارای راه‌پله مارپیچی عظیمی است که هم به عنوان قفسه کتاب کاربرد دارد و هم به عنوان یک چیدمان هنری طراحی شده که مسیر پرپیچ و خم تاریخ و ادبیات را نشان می‌دهد و از نمایی هم شبیه صفحه ساعت به نظر می‌رسد و حس سفر در زمان را منتقل می‌کند. در این سازه از نظر ماکسیم گورکی، نویسندۀ روس الهام گرفته شده: «کتاب‌ها نردبان پیشرفت بشر هستند». (به نقل از یک پزشک) @ehsanname