Shourideh
AliAkbar Dadashzadeh
🎼 تصنیف «شوریده» با صدای علیاکبر داداشزاده و موسیقی مهسا عظیمی، از آلبوم «این بار من یکبارگی» (۹۵) @ehsanname
Taryagh
Mohsen Chavoshi
🎼 تصنیف «تریاق» با صدا و موسیقی محسن چاوشی، از آلبوم «امیرِ بی گزند» (۹۵) @ehsanname
🌕 قرار است پنجشنبه بعدی (۷ اکتبر) برنده نوبل ادبی۲۰۲۱ اعلام شود. سایتهای شرطبندی بیشتر از همه روی نوبلیست شدن هاروکی موراکی حساب میکنند (با شانسِ یک به ۱۱). شرطهای بعدی هم نگوگی وا تیونگو، نویسندۀ کنیایی ساکن آمریکا و آنه کارسون، شاعر و نویسندۀ کانادایی هستند که اسم آنها هم سالهاست مثل موراکامی در همۀ گمانهزنیها تکرار میشود. مارگارت آتوود، دن دلیلو، جویس کارول اوتس، خابیر ماریاس، یون فوسه، النا فرانته، اسماعیل کاداره، کورمک مککارتی، هیلاری مانتل، جی کی رولینگ، میلان کوندرا و استیون کینگ در بین شانسهای بعدی هستند. کمترین احتمال هم برای ریچارد عثمان، کمدین و پلیسینویس انگلیسی است (که «باشگاه قتل پنجشنبه» او سه ترجمه به فارسی دارد) با شانس یک به ۱۰۱. (+) برای اینکه اوضاع دستتان بیاید، در ۲۰۱۹ روی آنه کارسون یک به ۴ میبستند ولی پیتر هاندکه با شانس یک به ۲۱ نوبلیست شد. سال پیش هم همه حدس میزدند نوبل به یک رنگینپوست برسد و برای همین، شانس ماریس کُنده، نویسندۀ زن سیاهپوست فرانسوی یک به ۴ بود، اما آخرش لوئیز گلوگ برنده شد با پیشبینی شانس یک به ۲۶. حالا فکر میکنید نوبل ادبی امسال به کی برسد؟ @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓 یک پیشنهاد
حدود دو دهه است که فدراسیون بینالمللی ترجمه، روز ۳۰ سپتامبر را به نام روز جهانی ترجمه گرامی میدارد. این روز سالگرد درگذشت قدیس جروم (در سال ۴۲۰ میلادی)، کسی که اولین مترجم کتاب مقدس از عبری به لاتین بود، یکی از مهمترین ترجمهها در تاریخ مسیحیت. به علاوه میگویند این کشیش جروم، قدیسِ حامیِ مترجمان هم هست.
نمونۀ چنین ترجمۀ مهم و تاریخسازی را در ادبیات فارسی هم داریم: «ترجمۀ تفسیر طبری». این ترجمه، اولین ترجمۀ قرآن به زبان فارسی است. چون آن طور که در مقدمۀ این کتاب آمده، پادشاه سامانی، منصور بن نوح (حکومت ۳۵۰-۳۶۵) فتوایی از از علمای ماوراءالنهر گرفت که آیا برگرداندن کتاب آسمانی به زبانی دیگر مجاز است؟ از این سوال و از جواب مثبت آن فقها ــ که گویا هجده یا نوزده نفر بودند ــ میشود فهمید که این، اولین باری بوده که چنین کاری انجام شده. بعد از این فتوا بود که گروه مترجمانی زیر نظر ابوعلی بلعمی، وزیرِ معروف سامانیان مشغول به کار شدند و تفسیر ابوجریر طبریِ آملی را اصل قرار داده و از روی آن هم قرآن را ترجمه و هم تفسیری به زبان فارسی ارایه کردند. ترجمۀ تفسیر طبری، درکنار ترجمۀ تاریخ طبری (که به «تاریخ بلعمی» هم معروف شده) از قدیمیترین کتابهای نوشتهشده به زبان فارسی هستند که در عین حال از شاهکارهای نثر فارسی هم به حساب میآیند.
ما از سال دقیق ترجمۀ تفسیر طبری خبر نداریم؛ چون اسامی مترجمان را در اختیار نداریم از زمان درگذشت آنها هم بیخبریم؛ تاریخ دقیق درگذشت بلعمیِ وزیر (که چون پدرش هم وزیر بود به بلعمی کوچک یا «امیرک» بلعمی معروف است) را هم در دست نداریم، به جای همۀ اینها تاریخ درگذشت امیر منصور بن نوح را داریم که (طبق نقل «تاریخ یمینی») ۱۱ شوال ۳۶۵ قمری است (با محاسبۀ ایرانیکا ۱۳ ژوئن ۹۷۶ میلادی، یا ۲۴ خرداد ۳۵۵ شمسی). میتوانیم ما هم تاریخ درگذشت این امیرِ حامیِ مترجمان را در تقویممان به نام روز مترجم ثبت کنیم.
@ehsanname
🔻آغاز نسخهای از تاریخ بلعمی که در کتابخانه کنگره امریکا نگهداری میشود و عربی-فارسی نوشته شده
حدود دو دهه است که فدراسیون بینالمللی ترجمه، روز ۳۰ سپتامبر را به نام روز جهانی ترجمه گرامی میدارد. این روز سالگرد درگذشت قدیس جروم (در سال ۴۲۰ میلادی)، کسی که اولین مترجم کتاب مقدس از عبری به لاتین بود، یکی از مهمترین ترجمهها در تاریخ مسیحیت. به علاوه میگویند این کشیش جروم، قدیسِ حامیِ مترجمان هم هست.
نمونۀ چنین ترجمۀ مهم و تاریخسازی را در ادبیات فارسی هم داریم: «ترجمۀ تفسیر طبری». این ترجمه، اولین ترجمۀ قرآن به زبان فارسی است. چون آن طور که در مقدمۀ این کتاب آمده، پادشاه سامانی، منصور بن نوح (حکومت ۳۵۰-۳۶۵) فتوایی از از علمای ماوراءالنهر گرفت که آیا برگرداندن کتاب آسمانی به زبانی دیگر مجاز است؟ از این سوال و از جواب مثبت آن فقها ــ که گویا هجده یا نوزده نفر بودند ــ میشود فهمید که این، اولین باری بوده که چنین کاری انجام شده. بعد از این فتوا بود که گروه مترجمانی زیر نظر ابوعلی بلعمی، وزیرِ معروف سامانیان مشغول به کار شدند و تفسیر ابوجریر طبریِ آملی را اصل قرار داده و از روی آن هم قرآن را ترجمه و هم تفسیری به زبان فارسی ارایه کردند. ترجمۀ تفسیر طبری، درکنار ترجمۀ تاریخ طبری (که به «تاریخ بلعمی» هم معروف شده) از قدیمیترین کتابهای نوشتهشده به زبان فارسی هستند که در عین حال از شاهکارهای نثر فارسی هم به حساب میآیند.
ما از سال دقیق ترجمۀ تفسیر طبری خبر نداریم؛ چون اسامی مترجمان را در اختیار نداریم از زمان درگذشت آنها هم بیخبریم؛ تاریخ دقیق درگذشت بلعمیِ وزیر (که چون پدرش هم وزیر بود به بلعمی کوچک یا «امیرک» بلعمی معروف است) را هم در دست نداریم، به جای همۀ اینها تاریخ درگذشت امیر منصور بن نوح را داریم که (طبق نقل «تاریخ یمینی») ۱۱ شوال ۳۶۵ قمری است (با محاسبۀ ایرانیکا ۱۳ ژوئن ۹۷۶ میلادی، یا ۲۴ خرداد ۳۵۵ شمسی). میتوانیم ما هم تاریخ درگذشت این امیرِ حامیِ مترجمان را در تقویممان به نام روز مترجم ثبت کنیم.
@ehsanname
🔻آغاز نسخهای از تاریخ بلعمی که در کتابخانه کنگره امریکا نگهداری میشود و عربی-فارسی نوشته شده
Forwarded from احساننامه
❤️تو به اندازه کشتیگرفتنهای حسن یزدانی زیبایی!
@ehsanname
➖دیوارنوشتهای به سبک #جداریات عربی (عاشقانههایی با ارجاع به اتفاقات روز) - اینجا تذکر داده شده عکس فتوشاپی است، اما باز هم زیباست
@ehsanname
➖دیوارنوشتهای به سبک #جداریات عربی (عاشقانههایی با ارجاع به اتفاقات روز) - اینجا تذکر داده شده عکس فتوشاپی است، اما باز هم زیباست
➖اوضاع ادبیات ما رو به جلو است یا پسرفت؟ این، سوالی است که از دورۀ قاجاریه پرسیده میشده. از جمله در «جلسه مباحثه دربارۀ وضع کنونی ادبیات در ایران» که به مدیریت ابراهيم خواجهنوری (نویسندۀ کتاب «بازیگران عصر طلایی») و در ۹ تیر ۱۳۳۷ در باشگاه دانشگاه تهران تشکیل شده بود، حاضران حرفهایی زدند که هنوز هم در جلسات با موضوع مشابه، شبیه به همین استدلالها شنیده میشود. گزارش این جلسه را به نقل از شمارۀ اول مجله «راهنمای کتاب» صفحه ۹۵ بخوانید و اسمهای بزرگان حاضر در مجلس را ببینید، جایی که حتی نادر نادرپور نه جزو سخنرانها که از شرکتکنندگان در این نشست بوده.
🔹دکتر محسن هشترودی: وقتی که در ایران صحبت از ادبیات به میان میآید اساساً ذهن متوجه شعر میشود، ولی امروز باید به زمینههای دیگر ادبی مانند داستان و نمایشنامه و مقالات ادبی Essai نیز توجه داشت. هیچگاه در ادبیات رکود به معنای عام پیدا نمیشود فقط کیفیت آن است که تغییر میکند که این سیر، علل مادی و معنوی دارد.
🔸دکتر لطفعلی صورتگر: اساساً كلمۀ رکود را نمیپسندم ولی درباره ادبیات کنونی ایران به این نتیجه رسیدهام که فعلاً مادر دوره اعتلاء و مجد ادبی نیستیم و نمیتوانیم تصور دورۀ مجد و عظمت بعد را هم بکنیم. ولی آنچه مسلم است فعلاً برای دورۀ مجد و عظمت میکوشیم و علت عمده رکود، متوجه بحران فکری کنونی است.
🔹دکتر عبدالحسین زرینکوب: در ادبیات ایران دورههای مختلف تحت نفوذ گروه ادبی هر عصر بوده است چنانکه سبک خراسانی زادۀ اندیشه شاعران درباری یا متمتع از دربار و سبک عراقی پروردۀ فکر «اهل مدرسه» و سبک هندی بوجود آمده «اهل پیشه» بوده است.
🔸دکتر احسان یارشاطر: ادبیات ایران در پانزده سال اخیر در حال رکود است، و دورۀ نزول خود را طی میکند. علت آن هم توجهی است که به کسب مال پیدا شده و ادبیات «حرفه» خاص نیست تا ذوقها پرورده شود و آثار جاودانی بهدست آید.
🔹از میان حضار آقایان دکتر رحمت مصطفوی و نادر نادرپور صحبت کردند. عقیدۀ آقای دکتر مصطفوی بر این بود که اکنون در دوره «مایهگیری ادبی» هستیم و نباید آن را رکود دانست. آقای نادر نادرپور هم در این باره صحبت کردند که دورۀ کنونی دوره «تکاپو»ست، در همین دورههاست که آثار مهم ادبی به وجود میآید.
@ehsanname
🔹دکتر محسن هشترودی: وقتی که در ایران صحبت از ادبیات به میان میآید اساساً ذهن متوجه شعر میشود، ولی امروز باید به زمینههای دیگر ادبی مانند داستان و نمایشنامه و مقالات ادبی Essai نیز توجه داشت. هیچگاه در ادبیات رکود به معنای عام پیدا نمیشود فقط کیفیت آن است که تغییر میکند که این سیر، علل مادی و معنوی دارد.
🔸دکتر لطفعلی صورتگر: اساساً كلمۀ رکود را نمیپسندم ولی درباره ادبیات کنونی ایران به این نتیجه رسیدهام که فعلاً مادر دوره اعتلاء و مجد ادبی نیستیم و نمیتوانیم تصور دورۀ مجد و عظمت بعد را هم بکنیم. ولی آنچه مسلم است فعلاً برای دورۀ مجد و عظمت میکوشیم و علت عمده رکود، متوجه بحران فکری کنونی است.
🔹دکتر عبدالحسین زرینکوب: در ادبیات ایران دورههای مختلف تحت نفوذ گروه ادبی هر عصر بوده است چنانکه سبک خراسانی زادۀ اندیشه شاعران درباری یا متمتع از دربار و سبک عراقی پروردۀ فکر «اهل مدرسه» و سبک هندی بوجود آمده «اهل پیشه» بوده است.
🔸دکتر احسان یارشاطر: ادبیات ایران در پانزده سال اخیر در حال رکود است، و دورۀ نزول خود را طی میکند. علت آن هم توجهی است که به کسب مال پیدا شده و ادبیات «حرفه» خاص نیست تا ذوقها پرورده شود و آثار جاودانی بهدست آید.
🔹از میان حضار آقایان دکتر رحمت مصطفوی و نادر نادرپور صحبت کردند. عقیدۀ آقای دکتر مصطفوی بر این بود که اکنون در دوره «مایهگیری ادبی» هستیم و نباید آن را رکود دانست. آقای نادر نادرپور هم در این باره صحبت کردند که دورۀ کنونی دوره «تکاپو»ست، در همین دورههاست که آثار مهم ادبی به وجود میآید.
@ehsanname
▪️امروز علی گلستانه، یکی از مشهورترین نقاشان معاصر، در ۸۱سالگی و بر اثر کرونا درگذشت. تصاویر بالا پرترههایی است که او در فروردین ۱۳۴۳ وقتی دانشجوی سال آخر نقاشی دانشگاه تهران بود از جلال آلاحمد کشیده است. ماجرا از این قرار بوده که شمیم بهار و آیدین آغداشلو برای گفتوگو با آلاحمد (برای شماره ۴ «اندیشه و هنر») رفته بودند پیش جلال و دعوا هم بالا گرفته بود... گلستانه هم این طرحها را همانجا کشید (از آرشیو معراج قنبری) @ehsanname
🌕ایرانیها در نوبل
@ehsanname
احسان رضایی: امروز قرار است برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۲۱ اعلام شود. میدانیم که بین ۱۱۷ برندۀ این جایزه معروف هیچ ادیب ایرانی نبوده، اما نامزد جایزه چرا. بگذارید کمی دربارۀ مفهوم نامزدی نوبل توضیح دهیم. اگر شما بخواهید برندۀ نوبل ادبی شوید، اول باید یک نفر اسمتان را به فرهنگستان (آکادمی) سوئد پیشنهاد دهد. البته هر کسی هم نمیتواند این کار را کند، بلکه فقط اعضای آکادمی سوئد، استاد تمام (پروفسور)های ادبیات، برندگان قبلی نوبل و انجمن قلم هر کشور میتوانند فرمهای مربوط را ارسال کنند. بنابراین هر سال یک فهرست ۶۰-۷۰نفره از نامزدها به فرهنگستان سوئد میرسد که آنها از بینش، برنده را انتخاب میکنند. بنیاد نوبل هر سال اسناد ۵۰سال قبل را آزاد میکند و فعلاً اطلاعات تا ۱۹۷۰ را داریم (+ و +) که بینشان نامزدهای ایرانی نوبل ادبیات هم هست:
🔸اولین پیشنهاد ایرانی برای نوبل ادبیات، ابوالقاسم اعتصامزاده است. این اعتصامزاده دو دوره نماینده مجلس بود و به خاطر ترجمۀ رباعیات خیام به فرانسوی برندۀ جایزه فرهنگستان فرانسه شد. آثار فارسیاش اما اینقدر پروپیمان نیست: «هزار مسئله حساب و هندسه و جبر و مقابله»، «هزار و یک خنده» و ترجمۀ «نامههای ایرانی» منتسکیو. او را عیسی سپهبدی، استاد زبان فرانسه دانشگاه تهران برای نامزدی نوبل ادبی ۱۹٤٤ معرفی کرد.
🔹۲٠سال بعد احمد متیندفتری، استاد حقوق دانشگاه تهران و سیاستمدار، حسین قدسنخعی را نامزد نوبل ادبی ۱۹۶٤ کرد. در ۱۹۶۶ هم آرتور جان آربری، استاد کمبریج و مترجم معروف قرآن به انگلیسی او را نامزد کرد. این قدسنخعی هم سیاستمدار بود، سفیر بود، وزیر خارجه شد، بخش از هزینۀ «تاریخ ایران کمبریج» را تأمین کرد، ... رباعی هم میگفت. از رباعیاتش: «آنان که خردمندتر از ما بودند/ رفتند و غنودند در این خاکِ نژند/ ای دوست! در این جهان پرمحنت و غم/ این بیم و امید زندگی، تا کی و چند؟»
🔸زینالعابدین رهنما هم دوبار کاندیدای نوبل ادبی شده. علیاصغر حکمت که رییس انجمن قلم بود، زینالعابدین رهنما را در ۱۹۶۵ و ۱۹۶۷ معرفی کرد. رهنما روزنامهنگار معروفی بود که نمایندۀ مجلس هم شد. او زمان رضاشاه به لبنان تبعید شد و آنجا، رمان تاریخی «پیامبر» (دربارۀ رسول اسلام) را نوشت.
🔹بین کاندیداهای نوبل ۱۹۶۷ اسم بسیج خلخالی هم هست که از طرف صادق رضازاده شفق، استاد ادبیات و سیاستمدار معروف نامزد شده. بسیج خلخالی که ترانۀ معروفِ «نامهرسان نامۀ من دیر شد» از اوست، منظومهای دارد با نام «حماسۀ هیزمشکن» که دربارۀ آبراهام لینکلن است (با این شروع: صبح شد هیزمشکن، هیزمشکن بیدار شو/ بردگان چشم انتظارستند، گرم کار شو...) جمالزاده میگوید برای این کارش به نوبل پیشنهاد شد.
🔸اما جدیترین کاندیدای ایرانی نوبل ادبیات، محمدعلی جمالزاده داستاننویس است که حداقل ۳بار نامزد نوبل بوده. اول در ۱۹۶۵ ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس معروف (همان که عید۹۳ درگذشت و وصیت دفنش کنار زایندهرود داستان شد) از هاروارد، جمالزاده را پیشنهاد داد. آن سال شولوخف برندۀ نوبل شد. دو سال بعد، احسان یارشاطر از دانشگاه تهران جمالزاده را نامزد نوبل ۱۹۶۷ کرد که میگل آنخل آستوریاس برنده شد. در ۱۹۶۹ هم ایرانشناس دانمارکی، یِس پیتر آسموسن (مصحح مثنوی «جمشید و خورشید» سلمان ساوجی) جمالزاده را کاندید کرد و ساموئل بکت نوبل گرفت. جمالزاده مدعی است در ۱۹۶۷ بخت بالایی برای نوبل داشته. اسامی کاندیداهای آن سال (بکت، بورخس، تالکین، گراهام گرین، اوژن یونسکو، پابلو نرودا، ژرژ سیمنون، ...) نشان میدهد جمالزاده چه کار سختی داشته، ولی خود جمالزاده معتقد است رقابت را نه به این اسامی، که به دلیل دیگری واگذار کرده: حمایت دربار پهلوی از بسیج خلخالی. («اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» جلد ۴، صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸ +)
🔹بین ادبای ایرانی دو کاندید دیگر هم داریم، ولی برای نوبل صلح. محمد حجازی رماننویس، از طرف وزیر خارجۀ وقت نامزد نوبل صلح ۱۹۶۵ شد و حسین کاظمزاده ایرانشهر توسط حسن تقیزاده، سیاستمدار معروف نامزد نوبل صلح ۱۹۵۵. جلوی اسم ایرانشهر نوشته «او از ۱۹٠٤ عمرش را برای پیوند زدن بین شرق و غرب صرف کرده» (ایرانشهر ساکن سوئیس بود و آنجا نشریه و کتاب چاپ میکرد) ولی محمد حجازی معلوم نیست که چرا؟
🔸بجز این نامزدها، آن طرف قضیه هم اسم ایرانی هست: خانم ژیلا مساعد، شاعر معاصر. مساعد در ایران یک کتاب با نام «غزالان چالاک خاطره» (۱۳۶۵) منتشر کرده که دفتری از اشعار سپید است. (نمونه: من ماه سرد را/ از ورای آرامش بخار کتری میدیدم/ که با رگهای سرمهایرنگ/ آسمانی بیاوهام/ میآفریند.) او در ۱۹۸۶ به سوئد مهاجرت کرد و ۱۰ سال بعد اولین کتاب شعرش به زبان سوئدی را منتشر کرد. حالا هم با ۷ دفتر شعر سوئدی، عضو فرهنگستان سوئد است و از کسانی که در انتخاب برندۀ نوبل ادبیات نقش دارد.
@ehsanname
@ehsanname
احسان رضایی: امروز قرار است برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۲۱ اعلام شود. میدانیم که بین ۱۱۷ برندۀ این جایزه معروف هیچ ادیب ایرانی نبوده، اما نامزد جایزه چرا. بگذارید کمی دربارۀ مفهوم نامزدی نوبل توضیح دهیم. اگر شما بخواهید برندۀ نوبل ادبی شوید، اول باید یک نفر اسمتان را به فرهنگستان (آکادمی) سوئد پیشنهاد دهد. البته هر کسی هم نمیتواند این کار را کند، بلکه فقط اعضای آکادمی سوئد، استاد تمام (پروفسور)های ادبیات، برندگان قبلی نوبل و انجمن قلم هر کشور میتوانند فرمهای مربوط را ارسال کنند. بنابراین هر سال یک فهرست ۶۰-۷۰نفره از نامزدها به فرهنگستان سوئد میرسد که آنها از بینش، برنده را انتخاب میکنند. بنیاد نوبل هر سال اسناد ۵۰سال قبل را آزاد میکند و فعلاً اطلاعات تا ۱۹۷۰ را داریم (+ و +) که بینشان نامزدهای ایرانی نوبل ادبیات هم هست:
🔸اولین پیشنهاد ایرانی برای نوبل ادبیات، ابوالقاسم اعتصامزاده است. این اعتصامزاده دو دوره نماینده مجلس بود و به خاطر ترجمۀ رباعیات خیام به فرانسوی برندۀ جایزه فرهنگستان فرانسه شد. آثار فارسیاش اما اینقدر پروپیمان نیست: «هزار مسئله حساب و هندسه و جبر و مقابله»، «هزار و یک خنده» و ترجمۀ «نامههای ایرانی» منتسکیو. او را عیسی سپهبدی، استاد زبان فرانسه دانشگاه تهران برای نامزدی نوبل ادبی ۱۹٤٤ معرفی کرد.
🔹۲٠سال بعد احمد متیندفتری، استاد حقوق دانشگاه تهران و سیاستمدار، حسین قدسنخعی را نامزد نوبل ادبی ۱۹۶٤ کرد. در ۱۹۶۶ هم آرتور جان آربری، استاد کمبریج و مترجم معروف قرآن به انگلیسی او را نامزد کرد. این قدسنخعی هم سیاستمدار بود، سفیر بود، وزیر خارجه شد، بخش از هزینۀ «تاریخ ایران کمبریج» را تأمین کرد، ... رباعی هم میگفت. از رباعیاتش: «آنان که خردمندتر از ما بودند/ رفتند و غنودند در این خاکِ نژند/ ای دوست! در این جهان پرمحنت و غم/ این بیم و امید زندگی، تا کی و چند؟»
🔸زینالعابدین رهنما هم دوبار کاندیدای نوبل ادبی شده. علیاصغر حکمت که رییس انجمن قلم بود، زینالعابدین رهنما را در ۱۹۶۵ و ۱۹۶۷ معرفی کرد. رهنما روزنامهنگار معروفی بود که نمایندۀ مجلس هم شد. او زمان رضاشاه به لبنان تبعید شد و آنجا، رمان تاریخی «پیامبر» (دربارۀ رسول اسلام) را نوشت.
🔹بین کاندیداهای نوبل ۱۹۶۷ اسم بسیج خلخالی هم هست که از طرف صادق رضازاده شفق، استاد ادبیات و سیاستمدار معروف نامزد شده. بسیج خلخالی که ترانۀ معروفِ «نامهرسان نامۀ من دیر شد» از اوست، منظومهای دارد با نام «حماسۀ هیزمشکن» که دربارۀ آبراهام لینکلن است (با این شروع: صبح شد هیزمشکن، هیزمشکن بیدار شو/ بردگان چشم انتظارستند، گرم کار شو...) جمالزاده میگوید برای این کارش به نوبل پیشنهاد شد.
🔸اما جدیترین کاندیدای ایرانی نوبل ادبیات، محمدعلی جمالزاده داستاننویس است که حداقل ۳بار نامزد نوبل بوده. اول در ۱۹۶۵ ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس معروف (همان که عید۹۳ درگذشت و وصیت دفنش کنار زایندهرود داستان شد) از هاروارد، جمالزاده را پیشنهاد داد. آن سال شولوخف برندۀ نوبل شد. دو سال بعد، احسان یارشاطر از دانشگاه تهران جمالزاده را نامزد نوبل ۱۹۶۷ کرد که میگل آنخل آستوریاس برنده شد. در ۱۹۶۹ هم ایرانشناس دانمارکی، یِس پیتر آسموسن (مصحح مثنوی «جمشید و خورشید» سلمان ساوجی) جمالزاده را کاندید کرد و ساموئل بکت نوبل گرفت. جمالزاده مدعی است در ۱۹۶۷ بخت بالایی برای نوبل داشته. اسامی کاندیداهای آن سال (بکت، بورخس، تالکین، گراهام گرین، اوژن یونسکو، پابلو نرودا، ژرژ سیمنون، ...) نشان میدهد جمالزاده چه کار سختی داشته، ولی خود جمالزاده معتقد است رقابت را نه به این اسامی، که به دلیل دیگری واگذار کرده: حمایت دربار پهلوی از بسیج خلخالی. («اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» جلد ۴، صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸ +)
🔹بین ادبای ایرانی دو کاندید دیگر هم داریم، ولی برای نوبل صلح. محمد حجازی رماننویس، از طرف وزیر خارجۀ وقت نامزد نوبل صلح ۱۹۶۵ شد و حسین کاظمزاده ایرانشهر توسط حسن تقیزاده، سیاستمدار معروف نامزد نوبل صلح ۱۹۵۵. جلوی اسم ایرانشهر نوشته «او از ۱۹٠٤ عمرش را برای پیوند زدن بین شرق و غرب صرف کرده» (ایرانشهر ساکن سوئیس بود و آنجا نشریه و کتاب چاپ میکرد) ولی محمد حجازی معلوم نیست که چرا؟
🔸بجز این نامزدها، آن طرف قضیه هم اسم ایرانی هست: خانم ژیلا مساعد، شاعر معاصر. مساعد در ایران یک کتاب با نام «غزالان چالاک خاطره» (۱۳۶۵) منتشر کرده که دفتری از اشعار سپید است. (نمونه: من ماه سرد را/ از ورای آرامش بخار کتری میدیدم/ که با رگهای سرمهایرنگ/ آسمانی بیاوهام/ میآفریند.) او در ۱۹۸۶ به سوئد مهاجرت کرد و ۱۰ سال بعد اولین کتاب شعرش به زبان سوئدی را منتشر کرد. حالا هم با ۷ دفتر شعر سوئدی، عضو فرهنگستان سوئد است و از کسانی که در انتخاب برندۀ نوبل ادبیات نقش دارد.
@ehsanname
🔺نوبل ادبیات ۲۰۲۱ به عبدالرزاق گورنا رسید، رماننویس ۷۲ساله تانزانیایی که ساکن بریتانیا است و به انگلیسی مینویسد. نوبل به خاطر انعکاس پیامدهای استعمار و همدلی با پناهندگان در رمانهایش به او جایزه داده است. تا جایی که میدانم، چیزی از گورنا قبلاً به فارسی ترجمه نشده است @ehsanname
▪️بین اهالی ادبیات شوخی رایجی بود که اسم بزرگترین استاد زبان و ادبیات عربی در روزگار ما، «آذرتاش آذرنوش» است و آنکه اصرار بر فارسیِ سَره دارد «جلالالدین کزازی» نام دارد. قسمت اول این شوخی، امروز درگذشت. آذرتاش آذرنوش (۲۹ بهمن ۱۳۱۶ - ۱۵ مهر ۱۴۰۰) استاد دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران بود و اولین ایرانی که دکترای ادبیات عرب گرفت. شاگرد فروزانفر و همایی و مینوی و استادان نسل اول بود و دوستِ احمد تفضلی و همسایۀ فروغ فرخزاد. کتابها و مقالات متعددی نوشته یا ترجمه کرده است که همگی آموزنده و مهم هستند. آثار او اغلب در زمینه زبان و آثار ادبی عربی و نقش ایرانیان در این حوزه است. فرهنگ عربی-فارسی کاربردی دارد. چند اثر هم در مورد تاریخ فرهنگی ایران دارد مثل کتاب «چالش میان فارسی و عربی در سدههای نخست» که دربارۀ تاریخ زبان فارسی است و پدیدۀ عربیگرایی در میان بعضی از ایرانیان (دربارۀ محتوای این کتاب، در این مصاحبه با ایبنا توضیح داده است). او خودش سوارکار و چوگانباز ماهری بود و در کتاب «تاریخ چوگان» تمام مدارک تاریخی مربوط به بازی چوگان در تاریخ و ادبیات فارسی را گردآوری کرده است. مرگ چنین خواجه، نه کاری است خرد.
@ehsanname
@ehsanname
❤️ جایش خالی خواهد ماند و جای خالی او از همه کسانی که هستند زیباتر است ... #جداریات (چه عاشقانۀ لطیف و غمگینی!) @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 برنامه تلویزیونی «برگ اول» به کارگردانی ایوب آقاخانی، کار خوب و قابل تأملی در حوزه ترویج مطالعه است. این، قسمتِ مربوط به کتاب «درخت انجیر معابد» احمد محمود است (که شنبه ۱۷مهر۱۴۰۰ از شبکه آیفیلم پخش شد) @ehsanname
🔺خبری دیدم که یک کافه در ادینبورگ آتش گرفته. و آن وقت اولین چیزی که مأموران آتشنشانی نجات دادهاند چی باشد خوب است؟ میزی که خانم رولینگ در سال ۱۹۹۵ بخشهایی از هری پاتر را پشت آن نوشته است (خبر مربوط به کافه Elephant House اینجا + و دربارۀ آن میز اینجا +) «اینچنین عزتِ صاحبهنران میدارند» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📗۲۰ مهر به نام حافظ، شاعر بزرگ است. شاعری که دیوان اشعارش تقریباً در خانه همۀ ایرانیها یافت میشود. ویدیو کوتاهی ببینید دربارۀ زندگی و زمانه حافظ، ساختۀ حسین جباری، با متن و اجرای احسان رضایی @ehsanname
📖 کدام چاپ حافظ را بخریم؟
@ehsanname
جناب شمسالدین محمد حافظ شیرازی، بدون شک پرفروشترین ادیب ایرانی است. فقط داشته باشید که یک قلم در سال گذشته، ۸۰هزار نسخه از اشعارش در قالب ۳۷ چاپ دیوان و ۴ گزیده منتشر شده است (+) و این، فقط یک سال از شش و نیم قرنی است که از وفات خواجه میگذرد. طبیعتاً این همه چاپهای متعدد و متنوع این سوال را پیش میآورد که چرا فقط یک چاپ از حافظ نداریم؟ و بعد اینکه خودمان از بین اینهمه کدام چاپ را انتخاب کنیم و بخریم؟ اینجا، به تعدادی از این سوالها جواب داده شده 👇
@ehsanname
جناب شمسالدین محمد حافظ شیرازی، بدون شک پرفروشترین ادیب ایرانی است. فقط داشته باشید که یک قلم در سال گذشته، ۸۰هزار نسخه از اشعارش در قالب ۳۷ چاپ دیوان و ۴ گزیده منتشر شده است (+) و این، فقط یک سال از شش و نیم قرنی است که از وفات خواجه میگذرد. طبیعتاً این همه چاپهای متعدد و متنوع این سوال را پیش میآورد که چرا فقط یک چاپ از حافظ نداریم؟ و بعد اینکه خودمان از بین اینهمه کدام چاپ را انتخاب کنیم و بخریم؟ اینجا، به تعدادی از این سوالها جواب داده شده 👇
Telegraph
راهنمای خواندن دیوان حافظ
در بازار کتاب چاپهای مختلفی از ديوان حافظ وجود دارد كه هركدامشان در تعداد غزلها و ابيات غزلها و عبارات هر بيت، با هم تفاوت دارند و همیشه این سوال پیش میآید که کدام چاپ را بخریم؟ این سوالی است که حسابی قدمت دارد و چهار قرن پیش از این هم يک شاهزاده تیموری…
🔺با اعتراض اهالی فرهنگ، شرکت بهداشتی از اقدام عجیبش در استفاده از تصویر استاد #شفیعی_کدکنی عذرخواهی کرده که خیلی هم خوب. اما یادمان باشد که درست نوشتن، روش بهتری برای احترام به یک استاد ادبیات فارسی است. همین متن بالا را ببینید که چقدر کلیشهای و پر از تکرار و کلمات زاید است. یک فایدۀ خواندن آثار شاعران و نویسندگان بزرگ، همین است که این طوری ننویسیم @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📚 به مناسبت روز جهانی عصای سفید: معروفترین نویسندگان نابینای تاریخ. متنی از احسان رضایی با صدای فاطمه صداقتی، از برنامه تلویزیونی «کاغذ رنگی» ۳۰ بهمن ۹۳ @ehsanname