احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📊گزارش سال ۱۳۹۹ فیدیبو منتشر شد (+). طبق این گزارش، میانگین مطالعه کاربران این اپلیکیشن در پارسال روزی ۸ ساعت خواندن کتاب الکترونیک و ۵ ساعت گوش دادن به کتاب صوتی است. بیشترین میزان مطالعه در ساعات ۲۱ تا ۲۴ شب بوده. رکوردهای بیشترین میزان شنیدن کتاب صوتی یا مطالعه کتاب الکترونیک در یک روز برای ماه فروردین است. رکورد خرید یک نفر در یک روز، ۷میلیون تومان بوده و بزرگترین کتابخانه یک کاربر در این اپلیکیشن، ۳۴۱۶ کتاب دارد... عوامل موثر بر بازار کتاب الکترونیک در سال گذشته هم اینطور معرفی شده: همه‌گیری کرونا (کتابهای روانشناسی و انگیزشی جزو پرفروشترین‌ها بودند)، عادل فردوسی‌پور (کتاب صوتی «هنر شفاف اندیشیدن» ترجمه و با صدای عادل پرفروشترین محصول صوتی فیدیبو بوده)، بازار بورس (کتاب «صفر تا صدسرمایه‌گذاری در بورس» دومین کتاب الکترونیک پرفروش تابستان پارسال بوده)، انتخابات آمریکا و همکاری چهره‌های معروف در خوانش کتابهای صوتی (مثل «هیچ دوستی جز کوهستان» با صدای نوید محمدزاده و «بیشعوری» توسط امیرمهدی ژوله) @ehsanname
📊طاقچه آماری از ۲۰ کتاب پرفروش سال ۹۹ خود دارد (+) که با پرفروش‌های پارسال فیدیبو (+) کاملاً متفاوت است. پرفروشترین اثر این اپیلیکیشن، کتاب الکترونیک «شنود - تجربه نزدیک به مرگ» است. کلاً ۳ کتاب با موضوع تجربۀ مرگ» در این فهرست دیده می‌شود (همین اثر، «سه دقیقه در قیامت» و «بازگشت»). سهم کتابهای روانشناسی از ۲۰ کتاب برتر پرفروش طاقچه ۱۱ عنوان است. فقط ۳ کتاب داستانی در فهرست هست. کتاب‌های صوتی هم ۳ نماینده دارند (از جمله «مغازه خودکشی» با گویندگی هوتن شکیبا). حضور دو ترجمه از یک کتاب («خرده‌عادت‌ها» و «عادت‌های اتمی») در لیست ۲۰ کتاب پرفروش ۹۹ طاقچه هم جالب است. از ۲۰ کتاب پرفروش طاقچه ۱۲ کتاب کمتر از ۱۰هزار تومان قیمت دارند @ehsanname
📊یک کم آمار: خانه کتاب و ادبیات ایران، گزارشی از آمار فروش نمایشگاه مجازی کتاب تهران (که دهه اول بهمن‌ ۱۳۹۹ برگزار شد) منتشر کرده است. آمارهای این گزارش، به لحاظ حجم نمونه، آمار قابل‌توجهی از وضعیت خرید کتاب در کشورمان است.
@ehsanname
🔸اول اینکه در نمایشگاه کتاب مجازی پارسال، یک میلیون و ۳۶۴هزار و ۵۶۵ نسخه کتاب توسط ۱۶۱هزار و ۱۲۵ نفر خریداری شده. فروش کلی نمایشگاه کتاب مجازی ۶۴میلیارد و ۵۱ میلیون و ۶۶۹هزار تومان بوده. متوسط خرید هر نفر ۲۹۰هزار تومان بوده و میانگین قیمت کتابهای عرضه شده ۲۴هزار و ۸۰۰ تومان.

🔹خریداران مرد (۵۶.۶ درصد کل خریداران) خریدهای بیشتری داشتند و به‌طور متوسط هرکدام ۳۰۰هزار و ۸۰۰ تومان خرید کردند و میانگین خرید زن‌ها (۴۳.۳ درصد کل خریداران) ۲۶۵هزار و ۳۰۰ تومان. در بین گروه‌های سنی اما میانسال‌ها بیشتر خرید کرده‌اند. متوسط خرید ۴۰تا۶۰ساله‌ها متوسط هر کدام ۳۹۸هزار تومان بوده، گروه سالمند (بالای ۶۰سال) میانگین نفری ۳۲۶هزار تومان خرید داشتند و جوان‌ها (۲۰تا۴۰سال) به‌طور متوسط نفری ۲۶۲هزار تومان خرید داشتند.

🔸دربین گروههای موضوعی کتاب، گروه کودک و نوجوان، ادبیات، علوم اجتماعی و دین به ترتیب بیشترین تعداد نسخه‌های فروخته‌شده را داشتند. اما بین آنهایی که بن خرید کتاب داشتند این ترتیب اینطوری است: دین، ادبیات، علوم اجتماعی و کمک درسی.
البته اگر فروش هر گروه از کتابها را بر حسب مبلغ کلی نسخه‌های روش رفته حساب کنیم، خریداران بیشترین هزینه را برای گروه ادبیات (و در این گروه هم رمان خارجی) کرده‌اند، بعد علوم اجتماعی، کمک‌درسی و آموزشی، کودک و نوجوان و دین.
@ehsanname
🔹موفقترین ناشرها اینها بودند: قدیانی با ۳۶هزار و ۹۵۹ نسخه کتاب فروش رفته، افق با ۲۹هزار و ۶۵۱ جلد، مانون پرورش فکری کودک و نوجوان با ۲۳هزار و ۴۷۳ نسخه فروش. رتبه‌های بعدی که بین ۲۰ تا ۱۶هزار نسخه کتاب فروختند هم اینها هستند: سوره مهر، دفتر نشر معارف، سمت، چشمه، کتاب ارجمند، ذکر و امیرکبیر. البته اگر بر اساس مبلغ فروش درنظر بگیرید، ترتیب اینطوری می شود: کتاب ارجمند، نیلوفر، ویژه نشر، افق، نگاه، چشمه، نی، سخن، امیرکبیر، اندیشه رفیع (رتبه دهم).

🔸 ۵۴.۶ درصد کتابهای فروش رفته تالیفی و ۴۴.۳ درصد ترجمه‌ها بودند. ۳۸درصد فروش از کتابهای چاپ اول بوده و ۶۱درصد تجدید چاپ‌ها.

🔹یک نکته هم توزیع کتاب در سطح استانهاست. ناشران تهرانی بیشترین فروش را داشتند (با یک میلیون و ۱۰۰هزار نسخه فروش) و کمترین فروش برای ناشران استان کهگیلویه و بویراحمد بوده با ۳۱ نسخه فروش. (البته از استان چهارمحال و بختیاری هیچ کتابی در نمایشگاه عرضه نشده بود.) در بین خریداران هم استان تهرانی‌ها بیشترین خرید را داشتند با ۱۹.۶ میلیارد تومان. اهالی استان قم ۵ میلیارد تومان خرید کتاب داشتند، استان اصفهان ۴.۸۳ میلیارد تومان، استان خرسان رضوی ۴.۲۸ میلیارد تومان، استان فارس ۳.۳۲ میلیارد تومان و باقی استان‌ها زیر ۲ میلیارد تومان. کمترین میزان خرید کتاب هم برای کتابدوست‌های استان سیستان و بلوچستان با ۵۷۱ میلیون تومان خرید، استان خراسان شمالی ۵۶۴ میلیون تومان، کهگیلویه و بویراحمد ۳۱۸ میلیون تومان و استان ایلام با ۲۶۵ میلیون تومان.
@ehsanname
▪️هفته پیش بود که خبر برگزیدگان جشنواره قلم زرین آمد و بین سطرها، اسم رمان «بُرشکن» را دیدم و درباره‌اش خواندم که نام یک رسم کهن در بین کشاورزان استان چهارمحال و بختیاری است مربوط به فصل درو و پیش خودم اسم کتاب را به عنوان رمان بومیِ قابل توجه یادداشت کردم برای خواندن و سعی کردم این نویسنده را به خاطر بسپارم: حمید علیدوستی شهرکی. امروز اما دیدم اطلاع داده‌اند که این نویسنده ۵۱ساله شهرکردی با سکته قلبی درگذشته است. یعنی تازه داشته رمانش دیده می‌شده و زحماتش به بار می‌نشسته که ... آن شاعر چه دقیق زندگی را توصیف کرده بود: کوتاه، مثل آه! @ehsanname
احسان‌نامه
🔺با شکایت احمد کیارستمی، فرزند عباس کیارستمی دادگاه دستور جمع‌آوری کتاب «من خانه‌م»، مجموعه نامه‌های عباس کیارستمی به همسر سابقش پروین امیرقلی را صادر کرد. کتاب «من خانه‌م» به کوشش بهمن کیارستمی پسر دیگر آقای کارگردان تهیه شده. اما بعد از انتشار آن احمد کیارستمی…
🔺یک سال بعد از انتشار دو مجموعه «من خانه‌م» (نامه‌های عباس کیارستمی به همسرش) و «من سفرم» (نامه‌های آقای کارگردان به دوستانش) این دو کتاب از توقیف درآمدند. این کتابها به کوشش بهمن کیارستمی، پسر آقای کارگردان منتشر و با شکایت احمد کیارستمی، پسر دیگر کیارستمی به اتهام افشای اسرار و تحصیل مال نامشروع و با حکم قضایی جمع‌آوری شده بود. حالا ناشر خبر از پایان پرونده و رأی دادگاه به نفع انتشار داده است (اینستاگرام نشر نظر و ایبنا) @ehsanname
🔺خبر روزنامه «هفت صبح» (دوشنبه ۲۱ تير) دربارۀ ساخت سریالی اقتباسی از رمان «سووشون» خانم سیمین دانشور، به کارگردانی نرگس آبیار و بازی بهنوش طباطبایی در نقش اصلی (زری). قبلاً نوشا عبدالله‌زاده، فیلمنامه‌نویس گفته حق اقتباس «سووشون» را از لیلی ریاحی، خواهرزاده خانم دانشور گرفته است (مهر). تا به حال از «سووشون» فقط یک اقتباس نمایشی انجام شده: تئاتری با همین نام و با کارگردانی منیژه محامدی که بهار ۱۳۸۰ روی صحنه رفت و در آن افسانه بایگان (در نقش زری) و محمد اسکندری (در نقش یوسف) بازی کردند @ehsanname
▪️«روزی روزگاری آرزوهایی داشتیم. اما آنها را فراموش کرده‌ایم، چون از ما دور شده‌اند و به دنیای دیگری تعلق دارند... همه‌شان از ما دل کنده‌اند و گاه و بی‌گاه به سان تصاویری تیره و مبهم در افقی دسترسی‌ناپذیر خودنمایی می‌کنند... حتی اگر امروز جوانی از کف رفته‌مان را دودستی تقدیممان کنند، نمی‌دانیم با آن چه کنیم. احساس آن روزها دیگر در ما نخواهد جوشید. می‌خواهیم در دل آن خاطره‌ها غوطه بخوریم، اما چه بی‌اثر. مثل خیره شدن به عکسی از رفیق از دست رفته‌ای که اجزای صورت او را می‌بینی، ولی خود او را پیدا نمی‌کنی. خاطرات او با تو هستند، اما خودش کجا است؟...»
حمیدرضا صدر دوست‌داشتنی، خاطره‌باز بزرگ، این را زمانی (در مجله «فیلم» شماره ۳۰۰) نوشته بود. او که عمری سعی در زنده نگه داشتن خاطرات داشت و از عشق و زیبایی و رویا نوشت و گفت، حالا خودش به خاطرات پیوسته است. حمیدرضا صدر ۳۰ فروردین ۱۳۳۵ - ۲۵ تیر ۱۴۰۰ @ehsanname
📚همه کتابهای حمیدرضا صدر: «ت‍اری‍خ س‍ی‍اس‍ی س‍ی‍ن‍م‍ای ای‍ران» (بررسی سینمای معاصر از دریچه وقایع سیاسی)، «تو در قاهره خواهی مُرد» (روایتی داستانی از زندگی محمدرضا شاه پهلوی در دهه ۴۰)، «سیصد و بیست و پنج» (روایتی از زندگی و مرگ حسنعلی منصور، نخست‌وزیر ترورشدۀ دهه چهل)، «روزی روزگاری فوتبال» (از اولین کتابهای فوتبالی بازار نشر ما و دربارۀ تأثیرات متقابل فوتبال و جامعه)، «نیمکت داغ» (تک‌نگاری‌هایی دربارۀ مربیان مشهور فوتبال و تغییرات تاکتیک‌های بازی)، «پسری روی سکوها» (وقایع‌نگاری چهار دهه فوتبال ایران)، «پیراهن‌های همیشه» (تک‌نگاری‌هایی دربارۀ ستاره‌های فوتبال)، «یونایتد نفرین‌شده» (ترجمه رمانی دربارۀ برایان کلاف، مربی جنجالی لیدزیونایتد) و «یه چیزی بگو» (ترجمۀ رمانی با موضوع تنهایی و رنج دختر نوجوانی که دیگران درکش نمی‌کنند) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
رمان نوشتن با ایموجی
@ehsanname
احسان رضایی: ظاهراً ۱۷ جولای، روز جهانی ایموجی است. کلمۀ ایموجی (Emoji) از زبان ژاپنی آمده و به معنی تصویرنگاشت است: ترکیبی از تصویر (e) + شخصیت (moji). اغلب این شکلک‌ها هم متعلق به فرهنگ ژاپنی هستند مثل 🙏 به علامت تشکر. با این حال در دهۀ ۲۰۱۰ این علایم جهانی و به یک زبان مشترک بین همۀ فرهنگ‌ها تبدیل شدند. روزانه بیشتر از ۶ میلیارد ایموجی میان افراد مختلف رد و بدل می‌شود و سال ۲۰۱۵ هم لغتنامۀ آکسفورد 😂 را که پرکاربردترین ایموجی است، به عنوان لغت سال انتخاب کرد.
هستند کسانی که با ایموجی‌ها مخالفت می‌کنند و آن را پس‌رفتی در رشد و تکامل زبان‌ها می‌دانند. از آن طرف هم کسانی از ایموجی‌ها دفاع می‌کنند و استفاده از این علایم تصویری مشترک را گام بزرگی در برقراری ارتباط غیرکلامی می‌دانند و در دفاع از ایموجی‌ها، به این نکته اشاره می‌کنند که بخش عمده‌ای از ارتباطات شخصی ما هم غیرکلامی و مثلاً با حالت چهره یا حرکات دستها انجام می‌شود.
اما بجز بحث‌های زبانشناسی، یک ماجرای ادبی در مورد ایموجی‌ها، تلاش برای تعریف کردن داستان با آنهاست. این تلاش‌ها معمولاً داستان‌های کوتاه و چند کلمه‌ای است. اما سال ۲۰۱۳ فرِد بنسون نامی، رمان «موبی‌دیک» هرمان ملویل را با علایم ایموجی بازنویسی کرد و اسم آن را Emoji Dick 🐳 گذاشت. البته این کار دقیقاً رمان‌نویسی با ایموجی نبود و بازنویسی به زبان ایموجی‌ها محسوب می‌شد. سال ۲۰۱۴ انتشارات دانشگاه MIT کتابی منتشر کرد از ژو بینگ، یک هنرمند چینی که تمامش از ایموجی‌ها تشکیل شده. این هنرمند قبلاً نمایشگاهی از حروف چینی با عنوان «کتابی از آسمان» داشت و برای همین اسم کتابش را گذاشت «کتابی از زمین» (Book from the Ground). این کتاب، داستان اتفاقات روزانه یک مرد ۲۸ساله مجرد است که محل کارش طبقه ۸۹ یک آسمانخراش است. این کاراکتر 🚶‍♂ را «آقای سیاه» صدا می‌کنند (صفحات کتاب سیاه و سفید است). ماجراهای کتاب خیلی ساده است: آقای سیاه صبحانه می‌پزد، اما بیکن و تخم‌مرغ‌ها می‌سوزند و او قهوه رویشان می‌ریزد تا آتش خاموش شود. آقای سیاه با مترو به محل کارش می‌رود، اما کسی پایش را له می‌کند و دردش می‌گیرد. آقای سیاه در جلسه‌ای سخنرانی می‌کند؛ اما تنگش می‌گیرد و به سمت دستشویی می‌دود، اما لیز می‌خورد و زمین می‌افتد...‌ و چیزهایی از این دست. از این کتاب استقبال نشد.
دربارۀ دلایل عدم موفقیت «کتابی از زمین» بحثهای زیادی شده. یکی‌اش این‌که ایموجی‌ها وقتی ضمن گفتگو و از طرف یک شخص معین که از او سابقه ذهنی داریم می‌آید، ممکن است معانی متعددی را حمل کنند، اما آنها برای انتقال معانی و مفاهیم انتزاعی که سبب همدلی ما با شخصیت‌های داستان‌ها هستند، چندان کارآیی ندارند. برای نمونه، چند سطر ابتدایی ایموجی‌دیک را با متن «موبی‌دیک» مقایسه کنید. عنوان بخش اول کتاب (در ترجمۀ پرویز داریوش) «پندارها» است. در برگردان به ایموجی، این عنوان می‌شود:
1️⃣👀👇👎☁️☁️
جملۀ اول کتاب هست: «اسماعيل خطابم کنید». که در انگلیسی بوده: Call me Ishmael. برای همین از ایموجی تلفن (یکی از معانی call) استفاده شده و اسماعیل را هم که نمی‌شده تبدیل کرد، به جایش نهنگ و دریا آمده که موضوع داستان است:
☎️👱⛵️🐳👌
حالا جمله بعدی را داشته باشید: «سالها پیش (کاری نداریم درست چند سال پیش) از آنجا که چندان پولی در جیب نداشتم و چیز خاصی هم در ساحل مرا جذب نمی‌کرد، انديشيدم اندکی به کشتی بنشینم و آن قسمت جهان را که آب گرفته به تماشا گیرم.» همۀ این عبارت در ایموجی‌دیک شده سه کاراکتر: علامت قمار، مربعی که در فرهنگ ایموجی‌ها «مقصد» معنی می‌دهد و علامت کشتی.
🎰🈁🚤
شخصیت داستان «موبی‌دیک» ادامه می‌دهد: «این راهی است که من برای برطرف کردن سودا و تنظیم جریان خون در پیش می‌گیرم.» که در تبدیل به ایموجی شده:
5️⃣👃💹💪🌻
کل عبارت بعدی هم شده ۱۰ ایموجی: «هر وقت احساس کنم کامم ناخوش شده، هرگاه ببینم روحم دچارخزان نمناک و بارانی شده، هر موقع ببینم بی اراده برابر مرده‌شويخانه ایستاده مرده‌ها را تشییع می‌کنم، و به‌خصوص هر وقت خونم چنان به غليان بیاید که بر من چیره شود و باید به اصول اخلاقی محکمی متوسل شوم تا به این قصد به کوچه نروم که با عزم جزم کلاه مردم را از سرشان بیندازم - در این مواقع به نظرم وقت آن شده که هرچه زودتر خود را به دریا برسانم.»
😣👄☔️💦☕️✋️🌃🍔🌅
محدودیت ایموجی‌ها را در سطرهای بالا می‌شود دید. حرفهایی که چندان هم پیچیده نیست، در انتقال با ایموجی از بین می‌رود. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای قصه گفتن توسط هوش مصنوعی شروع شده، اما هنوز این کار به نتیجه مطلوب نرسیده. داستان گفتن، یکی از چیزهایی است که هنوز هم خاص ذهن بشر است و می‌توانیم به آن افتخار کنیم.
@ehsanname
📌این مطلب در روزنامه «اعتماد» ۲۷تیر۹۸ منتشر شده
Ab Nan Avaz
Homayoun Shajarian
🎼 «کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آن‌گاه آوازی ...»
تصنیف «آب، نان، آواز» با شعری از استاد #شفیعی_کدکنی آواز همایون شجریان و آهنگسازی علی قمصری (۱۳۸۸) @ehsanname
احسان‌نامه
👤وقتی زنان با اسم مستعار مردانه می‌نویسند @ehsanname 🔸بسیاری از نویسندگان، از نام مستعار یا تخلص استفاده می‌کنند. این مساله آن‌قدر رایج است که امروزه ما خیلی‌ها را اصلاً به این نام مستعارشان می‌شناسیم نه نام واقعی. مثلاً کسی نمی‌گوید «علی اسفندیاری»، بلکه…
📊مردان کمتر کتابی را که توسط یک زن نوشته شده، می‌خوانند. از میان خوانندگان ۱۰ نویسنده زن پرفروش که شامل جین آستن، مارگارت آتوود و همچنین دانیل استیل و جوجو مویز می‌شود، تنها ۱۹درصد مردها و ۸۱٪ زن‌ها هستند. اما برای ۱۰ نویسنده مرد پرفروش شامل چارلز دیکنز، جی‌آرآر تالکین، لی چایلد و استیفن کینگ ۵۵درصد از خوانندگان را مردان و ۴۵٪ را زنان تشکیل می‌دهند.

مارگارت آتوود، نویسنده‌ای که آثارش باید در قفسه کتاب‌های هر کسی که به داستان اهمیت می‌دهد باشد، تنها ۲۱٪ از خوانندگانش را مردان تشکیل می‌دهند. جولین بارنز و یان مارتل، برندگان جایزه بوکر تقریباً دو برابر این مقدار (۳۹٪ و ۴۰٪) خواننده مرد دارند. این‌طور نیست که زنان در نوشتن داستان‌های ادبی مهارت کمتری داشته باشند. هر پنج رمان برتر پرفروش سال ۲۰۱۷ توسط زنان نوشته شده‌اند. و این‌طور هم نیست که مردان وقتی کتاب یک نویسنده زن را باز می‌کنند، از خواندن آن لذت نبرند؛ در واقع می‌توان گفت کمی آنها را ترجیح هم می‌دهند. میانگین امتیازاتی که مردان در شبکه اجتماعی گودریدز به کتابی که توسط یک زن نوشته‌ شده می‌دهند، ۳/۹ از ۵ و این رقم برای کتاب‌های نویسندگان مرد ۳/۸ است.
@ehsanname
از گزارش گاردین دربارۀ تآثیر جنسیت بر مطالعه و ترجمۀ آن در ایبنا
🔹یکی از معروفترین قربانیان بیماری آلزایمر، گابریل گارسیا مارکز، نویسندۀ معروف است. نویسنده‌ای که به پرداختن به حافظه و زمان معروف بود، در روزهای آخر هر دو را داشت از دست می‌داد. مارکز می‌گفت: «خاطرات ابزار و دستمایه کار من است. من نمی‌توانم بدون آن کار کنم.» او در سال ۲۰۱۴ مدام داشت به پسرش رودریگو گارسیا التماس می‌کرد: «کمکم کن.»
«پدرم همیشه شکایت داشت که از مرگ متنفر است چون تنها وجه از زندگی‌اش است که نمی‌تواند درباره‌اش بنویسد.» حالا رودریگو گارسیا این کار را برای پدرش انجام داده و در کتابی باعنوان «یک خداحافظی با گابو و مرسده» خاطراتش از پدر و مادرش را ضبط کرده است. رودریگو گارسیا که کارگردان است و این روزها مشغول برگردان آثار پدرش به تصاویر سینمایی، چهره‌ای از پدرش را معرفی کرده که پیش از این ندیده بودیم: فراموشکار، درمانده، محزون و دلسرد. او رفته‌رفته دیگر قادر به نوشتن نبود، نمی‌توانست صورت‌های آشنا را تشخیص دهد و در حین حرف زدن، سررشته کلام از دست در می‌رفت. او سعی می‌کرد کتاب‌های خودش را بخواند - کاری که قبلاً از آن اجتناب می‌کرد - و بعد از تمام کردن کتاب، از دیدن تصویر خودش پشت جلد کتاب شگفت‌زده می‌شد. یک بار با تعجب پرسیده بود: «همۀ اینها از کجا پیدایشان شده؟»
گابو همیشه به شوخ‌طبعی شناخته می‌شد و وقتی بیماری‌اش پیشرفت کرد هم آن را کنار نگذاشت. می‌گفت: «من حافظه‌ام را از دست می‌دهم. اما خوشبختانه فراموش می‌کنم که آن را از دست داده‌ام.» او هنوز هم می‌توانست اشعاری از عصر طلایی ادبیات اسپانیا را از حفظ بخواند و وقتی این اشعار هم از حافظه‌اش رفتند، آهنگهای محبوبش هنوز باقی مانده بودند. روزهای آخر پرستارها مدام برایش موسیقی وایناتو (یکی از دو سبک موسیقی فولکلور) کلمبیا را می‌گذاشتند. یک بار هم مارکز به پسرها گفته بود اینجا خانۀ خودش نیست و خواسته بود او را به خانه ببرند، به رختخواب کودکی خودش در آرکاتاکای کلمبیا. رختخوابی کنار تخت پدربزرگش سرهنگ نیکلاس مارکز که تا هشت سالگی مارکز زنده بود و بعدها منبع الهامش برای خلق شخصیت سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در رمان مشهور «صد سال تنهایی» شد.
مارکز زمانی نوشته بود «زندگی، آن چیزی نیست که یک نفر زندگی کرده، بلکه چیزی است که به خاطر می‌آورد.»
@ehsanname
بخشی از معرفی کتاب خاطرات پسر مارکز در ال‌پائیس و نیویورک تایمز. این دومی را همشهری آنلاین ترجمه کرده است. امیدوارم کتاب زودتر ترجمه شود، چون ظاهراً اطلاعات و خاطرات زیادی از آقای نویسنده دارد. چیزهایی مثل اینکه در حین نوشتن «صد سال تنهایی»، یکی از سختترین بخش‌های کار برای مارکز، مرگ سرهنگ آئورلیانو بوئندیا بوده. پسر گابو نوشته آن روز مارکز از اتاق کارش بیرون آمدو دنبال همسرش مرسده به اتاق خواب رفت و با غصه گفت: «من سرهنگ را کشتم.» و بعد زن و شوهر با شنیدن این خبر غم‌انگیز چند لحظه ساکت ماندند.
@ehsanname
📚طرح تخفیف فصلی کتاب از امروز (شنبه ۹ مرداد) به مدت یک هفته (تا ۱۵ خرداد) برگزار می‌شود و در آن با هر کد ملی، برای هر ۳۰۰هزار تومان خرید، از ۲۰ درصد (۶۰هزار تومان) تخفیف می‌توانید استفاده کنید. فقط اینکه همۀ کتابفروشی‌ها عضو طرح نیستند (فهرست کتابفروشی‌های عضو اینجا) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
❤️نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
از صبح دارم خبرهای سقوط هرات به دست طالبان را می‌خوانم، عکس‌ها را می‌بینم و به اهالی این شهر فکر می‌کنم. هرات شهری است در همسایگی (۱۲۰ کیلومتری مرز) ما که ریشه‌ها و خاطره‌های مشترک بسیاری با آن داریم. شهری که خاطرۀ خواجه عبدالله انصاری و جامی و امیر علیشیر نوایی و کمال‌الدین بهزادِ نقاش و بسیاری دیگر از بزرگان فرهنگ ما را در خود دارد؛ زمانی پایتخت ایران بوده (در دولت تیموری) و یکبار هم برای خاطرش با دولت بریتانیا جنگیدیم (در زمان محمدشاه قاجار). چند هفته‌ای بود که فضلای افغانستانی در مورد وضعیت این شهر هشدار می‌دادند. #محمدکاظم_کاظمی شاعر معاصر که خودش زادۀ هرات است، این شعر را در ششم تیرماه امسال سروده و منتشر کرده بود، و افسوس که خیلی زود شعرش معنا یافت:

به زودی قدرتِ بی‌قدرتان تسلیم خواهد شد
به جایش دولتِ بی‌دولتان تحکیم خواهد شد

جهان در قرن نو بر صفحۀ تقویم می‌رقصد
وطن آمادۀ برگشتن تقویم خواهد شد

به قانون خدا نانِ حلالی بود مردم را
که آن هم با قوانین بشر تحریم خواهد شد

قِرانی مانده از قرنی غریبی در کف ملت
که بین دزد خوب و دزد بد تقسیم خواهد شد

به تنظیمات اصلی بازمی‌گردد بشر آخر
و روی حالتِ «بل هم اضل» تنظیم خواهد شد

خدا می‌گوید آن چیزی که من گفتم نشد انسان
ملک می‌گوید آن چیزی که ما گفتیم خواهد شد!
@mkazemkazemi
@ehsanname
📸پیام‌‌هایی که دانش‌آموزان افغانستانی برای معلم خود ارسال کرده‌اند (+)
🔹خالد حسینی، رمان‌نویس مشهور افغانستانی و نویسندۀ آثاری چون «بادبادک‌باز» و «هزار خورشید تابان»: تصمیم آمریکا گرفته شده است. و کابوس وحشتناک افغان‌ها در برابر چشمان ما آشکار می‌شود. ما نمی‌توانیم مردمی را که چهل سال در جستجوی صلح بوده‌اند رها کنیم. زنان افغان نباید دوباره پشت درهای قفل و پرده‌های کشیده مجبور به زوال باشد. @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 بازخوانی فیلمنامه «روز واقعه» بهرام بیضایی توسط گروهی از بازیگران (ستاره اسکندری، آزاده صمدی، مسعود کرامتی، بهاره کیان‌افشار، مجید مظفری، نیکی مظفری و سام نوری) - کاری از آرت‌تاکس @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗓 روز پزشک بر همۀ مدافعان سلامت، قهرمانان دوران مبارزه با کرونا، مبارک باشد. شعر و صدای #شمس_لنگرودی با موسیقی آریل چرمچی تقدیم به همۀ پزشکان عزیز @ehsanname
▪️گاهی هست که کارهای نکرده هم به اندازۀ انجام‌داده‌ها اهمیت پیدا می‌کند. استاد علامه محمدرضا حکیمی که عصر دیروز درگذشت، آثار مهم و فراوانی دارد. در شعر و نثر قلم پرشوری داشت و در پژوهش هم جزو نام‌آوران بود. از شیخ آقا‌بزرگ تهرانی، کتابشناس بزرگ شیعه، اجازۀ روایت داشت. در محضر ادیب نیشابوری درس خوانده بود و با بزرگانی چون فروزانفر و همایی و علامه امینی نشست و برخاست داشت. اخوان‌ثالث به او «سربدارِ روزگار ما» لقب داده بود (در تقدیمیۀ شعر «دگر ره شب آمد تا جهانی سیا کند ...» در دفتر «ارغنون»)، ... و هزار تعریف دیگر می‌شود از او کرد. اما نامه‌ای که در آبان ۱۳۸۸ و برای امتناع از دریافت جایزۀ دولتی فارابی، که اختصاص به برگزیدگان علوم انسانی دارد، نوشته به تنهایی برای شناخت او کافی است:

باسمه ‌الحکیم
اطلاع یافتم که به عنوان یکی از برگزیدگان جشنواره فارابی انتخاب شده‌ام. ضمن سپاسگزاری از اظهار لطف داوران، به استحضار می‌رساند که اینجانب در جشنواره‌ها حضور نمی‌یابد. در جشنوارۀ اخیر نیز حضور نیافته و جایزه‌ای دریافت نکرده است.
همان‌گونه که پیش‌تر هم یادآور شده‌ام، بار دیگر تأکید می‌کنم که تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی ونامرئی بیداد می‌کند، برگزاری چنین جشنواره‌هایی، از نظر اینجانب در اولویت نیست.
در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت ۵۰ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتاب‌ها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیتِ خارجی و عینیت؟ نصاب مقام انسان در معیشت و زندگی به منظور رشد متعالی، رسیدن به اقامۀ «قسط قرآنی» در حیات اقتصادی است (لیقوم الناس بالقسط) و برخوردار بودن انسان‌ها از حیثیت و کرامت و آزادی در حیات اجتماعی و سیاسی (ولقد کرّمنا بنی‌آدم).
آری، باید بکوشیم تا جامعۀ ما چنان نباشد که درباره‌اش بتوان گفت: «از دو مفهوم انسان و انسانیت، اولی در کوچه‌ها سرگردان است و دومی در کتاب‌ها»!
محمدرضا حکیمی
@ehsanname
📊در روزهای سیاه کرونا (امروز ۷۰۹نفر دیگر با کرونا جان باختند) آماری هم از آسیب‌های همه‌گیری بر بخش فرهنگ داریم. سیدعباس صالحی، وزیر ارشاد در آخرین گفتگوی خود (با ایسنا) می‌گوید برآورد خسارت‌های عرصه فرهنگ هنر و رسانه در ایران تا پایان فروردین امسال ۸هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بوده است که این رقم تا پایان خرداد به بالای ۹هزار میلیارد هم می‌رسد.

📖 در حوزه نشر در سال ۱۳۹۷ صد و یک‌هزار مجوز کتاب صادر شده بود و در سال‌ ۹۸ این آمار ۱۰۵ هزار عنوان کتاب بوده، ولی در سال ۹۹ به ۸۲ هزار مجوز رسیده است.
🎭در حوزه‌ تئاتر در سال ۹۷ حدود ۷۰۰۰ اجرای نمایشی داشتیم و در سال‌ ۹۸ شش‌هزار اجرا، اما در سال ۹۹ فقط ۲۶۰ اجرا. از لحاظ تعداد تماشاگر هم آمار ۸ میلیون و ۲۰۰هزار نفر در سال ۹۷ و ۵ میلیون و ۶۰۰هزار نفر در سال ۹۸ به یک میلیون و ۱۰۰هزار نفر در سال ۹۹ رسید.
🎹 در حوزه موسیقی‌های صحنه‌ای آمار سال ۹۷ ده‌هزار اجرا بود که در سال ۹۸ شد ۶۸۰۰ اجرا ولی سال ۹۹ فقط ۸۹ اجرا داشتیم.
🎬 تعداد فیلم‌های اکران‌شده در سال ۹۷، ۸۰ فیلم و در سال ۹۸، ۷۴ فیلم بوده ولی در سال ۹۹ فقط ۲۲ فیلم اکران شده است. از لحاظ تعداد تماشاگر هم در سال ۹۷، ۲۸ میلیون و ۵۰۰هزار نفر تماشاگر سینما داشته‌ایم و در سال ۹۸ هم ۲۶ میلیون و ۳۰۰هزار نفر که در سال ۹۹ به ۶۱۸هزار نفر رسیده است.
🎞فروش سینما در سال ۹۷ مبلغ ۲۵۰ میلیارد تومان، در سال ۹۸ رقم ۳۰۰ میلیارد تومان بوده که در سال ۹۹ شده است ۹ میلیارد تومان.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺در سخنرانی امروز جناب آقای ضرغامی، برای رأی اعتماد مجلس، چند اشتباه وجود داشت: 1️⃣ مجسمه‌ای که رئیس‌جمهور روحانی در سفر زمستان۹۴ به ایتالیا کنار آن نشست خبری داشت، متعلق به مارکوس اورلیوس، امپراتورِ فیلسوف است، نه مارک آنتونی (ویکیپدیا این مجسمه + تصاویر آن نشست). 2️⃣ در عهد مارک اورلیوس جنگی بین ایران و روم درگرفت (۱۶۱میلادی) که خودش در آن شرکت و فتحی نداشت، عاقبت هم با شیوع طاعون جنگ تمام شد. 3️⃣ سنگ‌نگارۀ مورد اشاره در نقش رستم، متعلق به شاپور اول ساسانی است، نه داریوش هخامنشی (البته این حجاری نزدیک به آرامگاه داریوش است). 4️⃣ در این سنگ‌نگاره کسی به زمین نیفتاده و طلب عفو ندارد. بلکه مچ دست امپراتور والریانوس در دست شاپور است، به نشانۀ اسارت او. فیلیپ عرب هم زانو زده (ویکیپدیا این نقش). 5️⃣ در سنگ‌نگارۀ دیگری از شاپور، در بیشاپور است که امپراتور گوردیان زیر اسب شاپور افتاده (معرفی این اثر). در نبردهای شاپور ساسانی با روم، زمانی گوردیان کشته شد و فیلیپ عرب جانشینش باج داد تا جنگ تمام شود (۲۴۴م) و بار دیگر والریانوس اسیر شد (۲۶۰م). در جنگ بعدی (۲۹۸م) هم روم پیروز شد. ماجراهایی که ۷ قرن طول کشید @ehsanname