احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📚پاییزه کتاب امسال از ۲۴ تا ۳۰ آبان (هفته کتاب) برگزار می‌شود و در آن برای هر ۲۰۰هزار تومان خرید، از ۲۰ درصد یارانه (۴۰هزار تومان) و تخفیف می‌توانید استفاده کنید. فقط اینکه همۀ کتابفروشی‌ها عضو طرح نیستند (فهرست کتابفروشی‌های عضو اینجا) @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺خاطرات رضا امیرخانی از ممیزی کتاب و پیشنهادهایش برای وزارت ارشاد؛ بخشی از گفتگوی امیرخانی با رسانه طنز «دم خروس»
@dome_khoroos
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺مقدمه عادل فردوسی‌پور بر ترجمۀ جدیدش، کتاب «پیگیر اخبار نباشد» از رولف دوبلی (که قبلاً «هنر شفاف اندیشیدن» و «هنر خوب زندگی کردن» از همین نویسنده را هم با همکارانش ترجمه کرده بود)؛ بخشی از مراسم رونمایی مجازی این کتاب @ehsanname
▪️از جملۀ رفتگان این راه دراز، و از کسانی که کرونا از ما گرفت، یکی هم دکتر جواد اژه‌ای است که امروز رفت. دکتر اژه‌ای، استاد روانشناسی و دکترای روانشناسی تجربی (از دانشگاه وین) بود. اما مهمتر از آن، او رئیس محبوبِ مدارس و سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) یا همان تیزهوشان بود. جایی که مسیر ناهموار رسیدن به موفقیت را برای بخشی از دانش‌آموزان نخبۀ ایران هموارتر کرد و کسانی نظیر مریم میرزاخانی را پرورش داد. اژه‌ای، از ۱۳۶۶ تا دی ۱۳۸۷ رئیس این سازمان بود. وقتی با فشار کسانی که تلقی دیگری از مفهوم عدالت داشتند رفت، در نامۀ خداحافظی‌اش نوشت: «بچه‌های این سرزمین را در هر کجای ایران عزیز، همانند هر ایرانی مسلمان، با تمام وجود دوست داشته‌ام و این دوست داشتن را لازمۀ ذهن هر معلمی می‌دانم که بخواهد راه انبیا، و نه دریوزگی اغنیا، را طی کند. سمپاد را برای آنها به وجود آوردم که کمتر کسی به فکر آنهاست. وقتی فرزند استانداری در آزمون ورودی سمپاد مردود می‌شد، خوشحال نمی‌شدم، اما وقتی فرزند بلال‌فروش روبروی همان استانداری قبول می‌شد، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم.» شاگردان فراوانش گواه درستی این مطلب هستند @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
💔«هنگام که خفته‌ام، خفته‌ام در خاک، بُوَد که خطاهايم نيافرينند
در سينه‌ات محنتی، محنتی.
ياد آر مرا، ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشت‌ام را از ياد ببر.
ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشت‌ام را از ياد ببر.»

When I am laid, am laid in earth, May my wrongs create
No trouble, no trouble in thy breast;
Remember me, remember me, but ah! forget my fate.
Remember me, but ah! forget my fate.

بخشی از اپرای «دایدو و آینیاس» اثر هنری پُرسِل، آهنگساز قرن هفدهمی انگلستان. (ترجمه از +) این داستان یکی از تراژیک‌ترین نمونه‌های عشق بدفرجام است که ماجرایش در «انئید» ویرژیل هم آمده. داستان عشق نافرجام دایدو، ملکهٔ افسانه‌ای کارتاژ و آنیاس، مردی که از جنگ تروا گریخت و به ایتالیا رفت تا نوادۀ او رومولوس، روم را بنیانگذاری کند.
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
چگونه کتاب و کاغذها را در صورت آلوده شدن به ویروس کرونا ضدعفونی کنیم؟
پاسخ موسسه ملی تحقیقات سلامت و دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران (+): بهترین روش ضدعفونی کردن اشیای کاغذی، قرنطینه کردن آنها است. مطالعه‌ای که در خصوص ماندگاری ویروس کرونا بر سطح اجسام مختلف انجام شد، نشان داد این ویروس به مدت ۲۴ ساعت روی سطوح مقوایی و به مدت ۷۲ ساعت روی سطوح پلاستیکی (مثل CD و DVD) فعال می‌ماند. پس می‌توانید ۲۴ ساعت کتاب را در گوشه‌ای از خانه قرار داده و بعد به آن دست بزنید. البته مطالعات نشان می‌دهد زمان ماندگاری ویروس کرونا روی اسکناس ۴ روز است.

▫️یکی دیگر از روش‌های ضدعفونی کتاب‌ها، تمیز کردن آنها است. بهتر است از یک پارچه میکروفیبر استفاده شود. استفاده از دستمال مرطوب ضدعفونی‌کننده روی سطح کتاب نیز می‌تواند اثربخش باشد. با این روش‌ها، اشیای کاغذی آسیب نمی‌بینند.

▪️اگر بیمار هستید، تا زمانی که علائم شما از بین نرفته، کتاب‌های خود را به اشتراک نگذارید.

▫️اگر آشنایان شما بیمار هستند، آنها را در منزل/کتابخانه‌تان نپذیرید.

▪️هر بار که از کتابخانه استفاده می‌کنید، دست‌های خود را بشویید یا از ضدعفونی‌کننده دستی استفاده کنید.

▫️با دیگران برای بررسی کتاب‌ها و مطالعه آنها، در کتابخانه جمع نشوید. رعایت فاصله فیزیکی برای کنترل گسترش و سرعت کرونا ویروس بسیار مهم است.
@ehsanname
🔻نقاشی جنی کرویک، یکی از طراحان جلد «نیویورکر» از یک کتابدار ایرانی (+)
bebar ey baroon bebar
Shajarian
🎼 زیر این باران شدید، چی گوش بدهیم بهتر از «ببار ای بارون ببار ...»؟ صدای شجریان و ترانه علی معلم دامغانی، روی موسیقی فولکلور شمال خراسان @ehsanname
آیا ما سزاوار بودیم
تمام خیابان را در باران برویم،
و در انتهای خیابان
کسی در انتظار ما نباشد؟!…
#احمدرضا_احمدی

@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 «تو شب سیاه، تو شب تاریک، از چپ و از راست، از دور و نزدیک، یک نفر داره جار میزنه، جار: آهای غمی که رو سینۀ من شده‌ای آوار، از گلوی من دستاتو بردار!» فیلمی تازه یافت‌شده از شعرخوانی #حسین_منزوی در دانشگاه زنجان، پاییز ۸۲ (از اینستاگرام ابراهیم اسماعیلی اراضی) @ehsanname
01 Ahay Khabardar[BehMusic.com]
Homayoun Shajarian
🎼 «تو شب سیاه، تو شب تاریک، از چپ و از راست، از دور و نزدیک، یک نفر داره جار میزنه، جار: آهای غمی که رو سینۀ من شده‌ای آوار، از گلوی من دستاتو بردار!» شعر #حسین_منزوی با صدای همایون شجریان و موسیقی سهراب پورناظری، از آلبوم «رگ خواب» @ehsanname
احسان‌نامه
🔺اقدام عجیب در کتاب فارسی پایۀ هفتم دبیرستان، اضافه کردن به متن داستان «قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟» نادر ابراهیمی (چاپ اول داستان، ۱۳۷۱). (+) اگر این متن از نظر مولفان محترم مناسب/کامل/گویا نبوده، می‌توانستند از متن دیگری استفاده کنند @ehsanname
🔺چندی پیش خبر تغییر دادن متن داستان «قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟» نادر ابراهیمی در کتاب فارسی پایۀ هفتم دبیرستان منتشر شد که وزیر آموزش و پرورش بابتش عذرخواهی کرد (+). اما ظاهراً ماجرا محدود به همان مورد نبوده و در همین کتاب در متن داستان «سفرنامه اصفهان» هوشنگ مرادی کرمانی (از مجموعه «قصه‌های مجید») هم دست برده شده است. (+) آقای مرادی کرمانی (به ایسنا) گفته این کار بدون اطلاع او صورت گرفته و «مجید به سنی نرسیده که نماز بخواند. در هیچ‌کدام از داستان‌ها هم نماز نخوانده است اما بی‌بی نماز می‌خواند و چندجای داستان سر سجاده است که کار خیلی خوبی هم هست، اما مجید یک بچه ۱۰-۱۲ ساله است.» @ehsanname
📖کیم فیلبی، یکی از معروف‌ترین جاسوسهای قرن بیستم است. کسی که در پوشش خبرنگار روزنامه تایمز، سالها در اداره ضدجاسوسیِ ام‌آی۶ انگلیس در بخش شوروی کار کرد، ولی سال ۱۹۶۴ وقتی دید که دارد لو می‌رود، به شوروی فرار کرد و آنجا رئیس بخش ضدجاسوسی کاگ‌ب در قسمت ویژه انگلیس شد. از نتایج این تغییر موضع عجیب، لو رفتن تعدادی از جاسوسان انگلیس بود. یکی از آنها دیوید کورنول، کارمند کنسولی انگلیس در آلمان بود که وقتی لو رفت و به اجبار بازنشسته شد، با اسم مستعار جان لوکاره به دنیای ادبیات آمد و تعدادی از معروفترین داستان‌های جاسوسی تاریخ را نوشت. داستان‌هایی که در آنها از دنیای فانتزی جیمز باند خبری نیست، شخصیت‌های داستان آدم‌های کم‌حرف و خسته‌ای هستند که به هیچ‌کس اعتماد ندارند و می‌دانند که ماجرا ممکن است به پایان خوش ختم نشود.
از روی داستان‌های لوکاره فیلم‌های زیاد و معروفی ساخته شده و آثار زیادی از او هم به فارسی ترجمه شده. اگر می‌خواهید از لوکاره چیزی بخوانید، شاید بهترین انتخاب اینها باشند: یکی کتاب بسیار معروف «جاسوسی که از سردسیر آمد» ترجمه فرزاد فربد (این کتاب قبل از انقلاب دو ترجمۀ دیگر به اسم «جاسوس جنگ سرد» و «جاسوسی در حصار سرد» هم داشته) که مربوط به ماجراهای دو آلمان است و حول و حوش دیوار برلین می‌گذرد. رمان «آوای مرگ» ترجمه خسرو سمیعی، یکی از پرونده‌های جورج اسمایلی، معروفترین شخصیت مخلوق لوکاره است که این بار مأمور می‌شود تا به یک پرونده خودکشی رسیدگی کند. این کتاب ضمیمۀ بسیار خوبی هم در مورد رمان جاسوسی، تاریخچه و آثار مطرح این ژانر دارد. و بالاخره سومین پیشنهاد، «پیله‌ور، خیاط، سرباز، جاسوس» ترجمه مهوش عزیزی است (که ظاهراً نشر نی هم ترجمۀ دیگری از آن را به زودی منتشر خواهد کرد). این رمان یکی از پیچیده‌ترین داستان‌های لوکاره است و بر اساس ماجرایی واقعی که برای کیم فیلبی رخ داده بود و کاگ‌ب جلوی لو رفتنش را گرفت.
لوکاره علاوه بر داستان‌هایش، به اظهارنظرهای صریحش هم معروف بود. لوکاره از «آیات شیطانی» سلمان رشدی انتقاد کرده بود. به بوش و جنگ عراق حمله کرده بود و آن را «بدتر از مک‌کارتیسم، بدتر از خلیج خوک‌ها و در درازمدت فاجعه‌بارتر از جنگ ویتنام» می‌دانست. هم علیه ترامپ بود و هم علیه پوتین. و در انتقاد از برگزیت مقالات زیادی نوشت. جان لوکاره، دو روز پیش در ۸۹ سالگی درگذشت.
@ehsanname
😷 الا یا ایها الساقی بزن ماسکی ولا وِلها
🍉توصیه‌های یلدایی مشترکِ شاعران و حضرت حافظ
@ehsanname
«ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد»
چرا که ماسک سه‌لایه به صورتش زده بود
#محمود_اکرامی_فر

«چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست»
خطاست اینکه به بازار می‌روی بی ماسک
#محمود_اکرامی_فر

هر آن کسی که در این حلقه ماسک می‌نزند
«بر او نمرده به فتوای من نماز کنید»
#زهرا_میریان_کریمی

ناگهان ماسک برانداخته‌ای یعنی چه؟
«مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟»
#سعید_بیابانکی

«عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت»
ماسک بر چهره بزن، جان همه در خطر است
#نیره_جهانبین

«مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغام دوست»
ماسک خود را می‌زند یا دائما در کیف اوست
#فرامرز_ریحان_صفت

«گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن»
ماسک زیبایی چشمان تو را افزون کرد
#جواد_شب_زنده_دار

«روزگاری است که ما را نگران می‌داری»
ماسک بگذار و خیال همه را راحت کن
#ایمان_طرفه

«مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم»
چرا بی ماسک می‌آیی، رفیق ناجوانمردم؟
#ایمان_طرفه

«دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او»
بی ماسک آمد نزد من، دوری گزیدم زود از او
#داریوش_عزیزی

«دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود»
بینی‌اش بر اثر ماسک زدن سوخته بود
#علیرضا_قزوه

«شاه شمشاد قدان خسرو شیرین‌دهنان»
ماسک را بر رخ زیبای خودت حائل کن!
#عذرا_کبودتبار

«خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود»
به چهره ماسک زند، بی سبب سفر نرود
#بهار_مهدی_پور

🍉 @ehsanname
🕓 شاید حقیقت آن دو دست جوان بود
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد
و سال دیگر، وقتی بهار
با آسمان پشت پنجره همخوابه می‌شود
و در تنش فوران می‌کنند
فواره‌های سبز ساقه‌های سبک بار
شکوفه خواهدداد ...
@ehsanname
🎧 «امروز، روز اول دی‌ماه است» پس جا دارد در ساعت ۴ عصر، شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد را که برای همین ساعت و روز است، بشنویم 👇
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Forogh Farokhzad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر و صدای #فروغ_فرخزاد از آلبوم «شعرهای فروغ فرخزاد» کانون پرورش فکری، ۱۳۴۴ @ehsanname
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Khosro Shakibaei
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «پری خوانی»، ۱۳۸۲ @ehsanname
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Elham Pavenejad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای الهام پاوه‌نژاد، از آلبوم «کجاست خانۀ باد؟»، ۱۳۹۳ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📖 معرفی کتابهای «طفل صدساله‌ای به نام شعر نو» (گفتگوی صدرالدین الهی با نادر نادرپور) و «زبان زنده» (نوشتۀ منوچهر انور) توسط استاد علی نصیریان، در ویژه برنامه شب یلدای «کتاب‌باز» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️ یک عاشقانه آرام، با روایت احسان عبدی‌پور @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📚معروفترین داستان‌های کریسمس
✍️احسان رضایی: ۲۵ دسامبر روز کریسمس یا عید میلاد حضرت مسیح است. اما اگر دوست ارمنی دارید، حواستان باشد این روز را به او تبریک نگویید. کلیسای ارمنی، میلاد پیامبرشان را در ۶ ژانویه جشن می‌گیرند. نکتۀ دیگری که باید در مورد کریسمس بدانید، این است که این جشن تا حد زیادی مدیون ادبیات و بخصوص چارلز دیکنز است. دیکنز در ایجاد و تقویت بسیاری از سنت های کریسمس دخیل بوده است؛ داستان‌های ارواح حول وحوش کریسمس، کارت تبریک سال نو، خیریه، دور هم جمع شدن خانواده، تعطیلات کریسمس (پیش از دیکنز کریسمس تعطیل نبود؛ یادتان هست که اسکروچ اجازه نداد کارمندش کراچت روز عید را مرخصی بگیرد؟)، خوردن غاز شب عید در انگلیس (که در آمریکا به بوقلمون تبدیل شده) و بابانوئل با هیبت امروزی (تصویر او از «روح کریسمس امسال» که جایگزین سنت نیکلاس قدیمی با جامۀ سیاه راهبی شد) همگی کار دیکنز است. بعدها هم نویسندگان دیگر، انواع و اقسام داستان‌ها را برای این جشن نوشتند. مشهورترین این داستان‌ها را با هم مرور می‌کنیم:
@ehsanname
❄️سرود کریسمس (چارلز دیکنز): معروفترین داستان کریسمسیِ تاریخ؛ ماجرای یک پیرمرد تنها و بی‌احساس و خسیس به اسم ابنزر اسکروج که به مردم نزول می‌دهد و مدام پول روی پول می‌گذارد و از کارمندش حسابی کار می‌کشد. اسکروج چنان خسیس است که مدام عروسی خودش هم را عقب انداخته تا اینکه حالا سال‌هاست حتی شب کریسمس هم تنهاست، اما آن شب ارواح «کریسمس گذشته»، «کریسمس حال» و «کریسمس آینده» سراغ اسکروچ می‌آیند و گذشته خودش و آینده‌های احتمالی را نشانش می‌دهند که در یکی از آنها تام، پسربچه کارمندش می‌میرد.

❄️دخترک کبریت فروش (هانس کریستین آندرسن): ماجرا درست شب سال نو اتفاق می افتد که دختربچه‌ای دستفروش سعی دارد از شلوغی شب عید استفاده کند و کبریت‌هایش را بفروشد. اما مردم به او بی‌توجهی ندارند و همه به فکر خرید شب عید خودشان هستند. هوا سرد است و دختربچه هم نمی‌خواهد دست خالی به خانه برواد، مجبور می شود کبریت‌هایش را یکی یکی روشن کند تا گرم بماند. صبح روز بعد که سال نو شده، دخترک هم به دنیایی دیگر رفته و زندگی‌اش را نو کرده.

❄️جنایت در کریسمس (آگاتا کریستی): ملکۀ داستان‌های جنایی چند اثر با سوژۀ مهمانی کریسمس دارد. معروفترین آنها «جنایت در کریسمس» است از سری ماجراهای هرکول پوآرو. در این داستان، یک شاهزاده قرار است ازدواج کند اما ظاهرا پای زنی دیگر در میان بوده که جواهرات گران‌قیمت شاهزاده را هم دزدیده. شاهزاده می‌ترسد گندش دربیاید و قرار می‌شود پوآرو برای حل معمای دزدی در مهمانی کریسمس شاهزاده شرکت کند. پوآرو یادداشتی دریافت می‌کند که از پودینگ‌های کریسمس چیزی نخورد و الباقی ماجرا. یک داستان کریسمسی دیگر از کریستی، «کریسمس آقای هرکول پوآرو» است که در آن درست شب کریسمس، میزبانی ثروتمند به شکل فجیعی کشته می‌شود و پوآرو هم در میهمانی مقتول شرکت دارد.

❄️درخت کریسمس و ازدواج (فئودور داستایفسکی): مردی فقیر به یک مهمانی کریسمس دعوت شده و چون کسی را نمی‌شناسد، ساکت و آرام یک گوشه نشسته. مرد یاد یک مهمانی کریسمس قدیمی می‌افتد که ظاهراً به بهانۀ تولد یک بچه در شب کریسمس ترتیب داده شده بود اما آنجا هم پولدارها داشتند در مورد کار و سرمایه‌گذاری حرف می‌زدند. پولدارترین مهمان آن مجلس به اسم ماستاکوویچ هم چشمش دنبال دختر میزبان ثروتمندش بود که مهمانی امشب، در واقع عروسی ماستاکوویچ است و ... این داستان کوتاه را در مجموعه «رویای آدم مضحک» پیدا کنید.

❄️وانکا (آنتون چخوف): ماجرای وانکا ژوکوف، پسربچه نه ساله‌ای که برای کارگری به مسکو آمده و حالا در شب کریسمس برای مدتی تنها مانده و از این فرصت استفاده کرده تا برای پدربزرگش نامه بنویسد. وانکا یادش می‌آید که وقتی کوچک بود، موقع کریسمس همراه پدربزرگش به جنگل می رفت تا درخت کریسمسی برای ارباب بیاورند. وانکا با ساده‌دلی کودکانه‌اش از پدربزرگ می‌خواهد برای او از روی کاج کریسمس یک گردوی طلایی کنار بگذرد و شرح بدرفتاری‌هایی که با او شده را می‌دهد و ... بعد هم روی پاکت نامه جای آدرس می‌نویسد: «روستا - برای پدربزرگ».

❄️خاطره‌ای از کریسمس (ترومن کاپوتی): دوتا بچه از یک فامیل فقیر، همیشه موقع تعطیلات کریسمس به کمک بزرگترهایشان کیک میوه‌ای می‌پزند و آن را برای فامیل و آشناهایی می فرستند که در طول سال با آنها مهربان بوده‌اند و ... حالا راوی دارد خاطرۀ خوش کودکی و کیک میوه‌ای‌ها را تعریف می‌کند. این داستان یک جورهایی اتوبیوگرافی نویسنده است.

❄️هدیه سال نو (او. هنری): یک زوج می‌خواهند برای هم عیدی بگیرند، اما چون پول چندانی ندارند مجبور می‌شوند چیزهای عزیزشان را بفروشند. یکی موهایش را کوتاه می‌کند و می‌فروشد و آن یکی، ساعت مچی را که از پدربزرگش به ارث رسیده. روایتی از فقر و نداری و در عین حال، عشق.
@ehsanname
▪️محمد مجلسی، از مترجمان معروف و پرکار کشورمان امروز درگذشت. محمد مجلسی مترجم آثار رومن رولان، تولستوی، آندره ژید، ماکسیم گورکی، ویکتور هوگو، اشتفان تسوایگ، چنگیز آیتماتف و نویسندگان دیگر بود، سال ۱۳۱۲ در اصفهان به دنیا آمده، دکترای علوم سیاسی داشت و در فرانسه ادبیات خوانده بود. (دکتر محمد مجلسی دیگری هم داریم که قاضی و دادستان بود و در ۱۳۵۰ درگذشت. پسر این مجلسیِ قاضی، فریدون مجلسی هم مترجم معروفی است.) @ehsanname