☕️اگر دوستدار قهوه هستید، باید بدانید که متأسفانه فقط چند دهه دیگر این نوشیدنی لذیذ را داریم. دانشمندها میگویند احتمالاً ظرف ۲-۳ دهه گیاه قهوه منقرض میشود. ماجرا به تغییرات آبوهوایی برمیگردد و اینکه قهوه، فقط در یک نوار باریک جغرافیایی نزدیک به استوا رشد میکند. منطقهای که از تغییرات آب و هوایی دارد آسیب میبیند. (منبع + ترجمه +) قهوه نوشیدنی محبوب نویسندگان هم هست و خیلیها نوشتن را با کافئین شروع میکنند. از بین ادیبان معروف، مارسل پروست عاشق قهوه بود و اغلب هم اسپرسو میخورد. پروست رکورد ۱۶ فنجان اسپرسو پشت سر هم را دارد. والت ویتمن، نه فقط قهوه مینوشید بلکه خوراکی محبوبش هم کیک قهوه بود. ویکتور هوگو همان یک فنجان صبح را میخورد، منتها به این شکل که قبل از بالا انداختن قهوه، دوتا تخممرغ خام داخلش میریخت. رژیم جان اشتاینبک از این هم عجیبتر بود: نان تست بیات و قهوۀ مانده. اما قهوهبازترین نویسندۀ تاریخ کسی نبود جز اونوره دو بالزاک که معتقد بود قهوه باعث فوران خلاقیت میشود. او تا روزی ۵۰ فنجان قهوه مینوشید و در فواصلش هم دانههای قهوه میخورد. علت مرگ بالزاک مسمومیت با کافئین بود (+) @ehsanname
🗓 صد و اندی سال پیش، روز ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۱، آقای هرمان ملویل در حالی این دنیا را ترک کرد که ۴۰سال از انتشار شاهکارش «موبیدیک» گذشته بود. در طول این ۴۰ سال، کل فروش این رمان در انگلستان ۵۰۰ نسخه و در آمریکا ۳۲۱۵ نسخه بود و کل درآمد ملویل از این کتاب ۱۲۶۰ دلار (یعنی سالی ۳۱.۵ دلار). عددی که حتی با دلار ۳۰هزار تومانی هم خندهدار از آب درمیآید. بعد از فوت ملویل و در چاپهای ۱۸۹۲ و ۱۸۹۸ هم بیوۀ ملویل ۸۱ دلار دیگر دریافت کرد.
حالا را نگاه نکنید که «موبیدیک» یکی از کلاسیکها شده و هرساله چند دههزار نسخه از آن فروش میرود. ملویل خودش هیچ خیری از این کتاب ندید و انتشار آن برایش یک شکست بزرگ بود.
البته ملویل کلاً در زمان خودش پرفروش نبود، اما «موبی دیک» وضعش از بقیه هم خرابتر بود. برای مقایسه، کتاب اول ملویل، یعنی «تایپه» و داستان زندگی در جزیرۀ آدمخوارها (توسط پرویز داریوش ترجمه شده) در انگلستان ۶۷۲۲ نسخه و در آمریکا ۹۵۹۸ نسخه فروخته بود. (آمارها از اینجا +)
با این حال «موبی دیک» یک نمونه از پایان خوشِ کلاسیک است. اقبال و توجه به این کتاب از دهۀ ۱۹۲۰ شروع شد و ماجرا طوری پیش رفت که ویلیام فاکنر گفت آرزو داشته این کتاب را او نوشته بود، دیاچ لارنس آن را بهترین کتاب در مورد دریا لقب داد، خوزه مورینیو آن را الهامبخش زندگیاش دانست ... شانس، موجود خیلی خیلی تنبلی است!
@ehsanname
🔻لوگو گوگل برای سالگرد نشر «موبی دیک» در ۲۰۱۲
حالا را نگاه نکنید که «موبیدیک» یکی از کلاسیکها شده و هرساله چند دههزار نسخه از آن فروش میرود. ملویل خودش هیچ خیری از این کتاب ندید و انتشار آن برایش یک شکست بزرگ بود.
البته ملویل کلاً در زمان خودش پرفروش نبود، اما «موبی دیک» وضعش از بقیه هم خرابتر بود. برای مقایسه، کتاب اول ملویل، یعنی «تایپه» و داستان زندگی در جزیرۀ آدمخوارها (توسط پرویز داریوش ترجمه شده) در انگلستان ۶۷۲۲ نسخه و در آمریکا ۹۵۹۸ نسخه فروخته بود. (آمارها از اینجا +)
با این حال «موبی دیک» یک نمونه از پایان خوشِ کلاسیک است. اقبال و توجه به این کتاب از دهۀ ۱۹۲۰ شروع شد و ماجرا طوری پیش رفت که ویلیام فاکنر گفت آرزو داشته این کتاب را او نوشته بود، دیاچ لارنس آن را بهترین کتاب در مورد دریا لقب داد، خوزه مورینیو آن را الهامبخش زندگیاش دانست ... شانس، موجود خیلی خیلی تنبلی است!
@ehsanname
🔻لوگو گوگل برای سالگرد نشر «موبی دیک» در ۲۰۱۲
Forwarded from احساننامه
این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام (تابلویی از ربابه حسینپور)
@ehsnname
🔻چند اجرای مختلف بشنویم از غزل زیبای مولانا:
@ehsnname
🔻چند اجرای مختلف بشنویم از غزل زیبای مولانا:
ghazal 1372
Abdolkarim Soroush
🎧 «این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام ...» غزل مولانا با صدای عبدالکریم سروش و موسیقی پیمان خسروی، از آلبوم «رسول آفتاب» (۸۴) @ehsannsme
Dar Asheghi Pichideham
Shahram Nazeri
🎼 تصنیف «در عاشقی پیچیدهام» با صدای شهرام ناظری و موسیقی گروه دستان، از آلبوم «سفر به دیگر سو» (۷۷) @ehsannsme
Dar Asheghi Pichideham
Alireza Eftekhari
🎼 تصنیف «در عاشقی پیچیدهام» با صدای علیرضا افتخاری و موسیقی جلال ذوالفنون، از آلبوم «مستانه» (۷۹) @ehsannsme
Boroon Az Dideh_Ha
Homayoun Shajarian
🎼 مقدمۀ چهارگاه و آواز بداهه «برون از دیدهها» با صدای همایون شجریان و موسیقی علی قمصری، از آلبوم «آب، نان، آواز» (۸۸) @ehsanname
Dar Asheghi
Homayoun Shajarian
🎼 تصنیف «در عاشقی» با صدای همایون شجریان و موسیقی علی قمصری، از آلبوم «آب، نان، آواز» (۸۸) @ehsannsme
Dar Asheghi
Alireza Ghorbani
🎼 تصنیف «در عاشقی» با صدای علیرضا قربانی و موسیقی حمیدرضا خبازی و اسحاق چگینی، از آلبوم «قاف عشق» (۸۸) @ehsannsme
Homayoon
Salar Aghili
🎼 تصنیف «همایون» با صدای سالار عقیلی و موسیقی ارشد طهماسبی، از آلبوم «عاشقی» (۸۸) @ehsannsme
Shourideh
AliAkbar Dadashzadeh
🎼 تصنیف «شوریده» با صدای علیاکبر داداشزاده و موسیقی مهسا عظیمی، از آلبوم «این بار من یکبارگی» (۹۵) @ehsannsme
Taryagh
Mohsen Chavoshi
🎼 تصنیف «تریاق» با صدا و موسیقی محسن چاوشی، از آلبوم «امیرِ بی گزند» (۹۵) @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 غزل مولانا با صدای محمد معتمدی و موسیقی ستار اورکی، تیتراژ میانیِ سریال «جلالالدین» (شهرام اسدی و آرش معیریان، ۹۳) @ehsannsme
📸سوتلانا آلکسیویچ، نویسندۀ ۷۲ساله و برندهٔ نوبل ادبی ۲۰۱۵، بعد از چهل روز مبارزه سیاسی، بلاروس را ترک کرد و راهی آلمان شد. آلکسیویچ یکی از منتقدان سرسخت الکساندر لوکاشنکو، رییسجمهوری بلاروس است و بعد از انتخابات ۹ آگوست و پیروزی لوکاشنکو برای ششمین بار، آلکسیویچ هم عضو شورای هماهنگی اپوزیسیون شد. با دستگیری سایر اعضا، نویسندۀ «زمزمههای چرنوبیل» رفته رفته نقش سیاسی پررنگتری هم پیدا کرد تا دیروز که از کشور خارج شد. این تصویر یکی از مصاحبههای او از جلوی در آپارتمانش در مینسک، پایتخت بلاروس است @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بعد از انتقادها به ایرادهای مسعود فراستی در خواندن اشعاری از «شاهنامه»، او در برنامه «کتاب باز» از این موضوع عذر خواست و به خودش صفر داد. هم حساسیت و دقت دوستداران ادبیات نسبت به این میراث ملی ارزشمند است و هم پذیرش اشتباه فراستی. جامعه با همین چیزهاست که رشد میکند @ehsanname
📊 عصر امروز (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰) آمار رسمی مجموع جانباختگان به خاطر بیماری کرونا از یک میلیون نفر گذشت (آمار WHO اینجاست +). فعلاً در بین مرگبارترین #همهگیری_های_تاریخ کرونا رتبۀ دهم را دارد. طاعون سیاه یا مرگ سیاه که اوجش بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی و بیشتر در اروپا بود، با مرگ حدود ۲۰۰ میلیون نفر بدترین نمونه است. این طاعون مصادف با دورۀ تیموریان در ایران است و چند نوبت از عودهایش به ایران هم رسید، از جمله در سال ۸۳۸ قمری و زمان سلطنت شاهرخ، پسر تیمور، طاعونی آمد که فقط میزان تلفات آن در هرات (پایتخت آن روز ایران) را ۶۰۰هزار نفر نوشتهاند («روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات» ج۲، ص۹۴). بعد از طاعون سیاه، همهگیری آبله در میان سرخپوستهای بومی قارۀ آمریکا (بعد از سفر کریستف کلمب)، آنفلوانزای اسپانیایی (بعد از جنگ جهانی اول) و طاعون ژوستینین (معاصر با دورۀ انوشیروان ساسانی) بزرگترین همهگیریها تاریخ بودند. هنوز و با دستورات سادهای مثل ماسک زدن و رعایت فاصله، میشود جلوی صعود کرونا ویروس در جدولِ ترینها را گرفت @ehsanname
🔹 از سال ۲۰۰۹، هفته پایانی سپتامبر به عنوان هفته ناشنوایان نامگذاری شده است تا در مورد مشکلات این قشر بیشتر صحبت شود. معمولاً در این مواقع از نوابغی مثل بتهوون، آهنسگاز افسانهای که نیمه دوم عمر با ناشنوایی گذارند (و اتفاقاً سمفونیهای پنجم و نهمِ خودش را در همین دوران ساخت) یا توماس ادیسون، مخترع بزرگ که از نوجوانی تقریباً کر بود (و میگفت ناشنوایی مزیتی برایش است که روی کار متمرکز شود) یاد میشود. اما یک نکتۀ مهم در مورد ناشنواها، علایق و تواناییهای ادبی آنهاست.
در کلاسهای آموزش نویسندگی از اهمیت گوش دادن صحبت میشود و اینکه بین گفتار و نوشتار ارتباط زیادی هست. مثلاً یک نویسنده برای درآوردن لحن گفتگو(دیالوگ)ها باید شنوندۀ خوبی باشد، یا شاعران به نحوۀ تلفظ واژگان در کلمات پشت سر هم اهمیت زیادی میدهند و نگران تناسب یا تنافر آوایی آنها هستند. (استیون کینگ جایی توصیه کرده بهترین راه برای بازنویسی یک اثر این است که آن را با صدای بلند و با لحنهای مختلف بخوانید، چون اینطوری میتوانید چیزی را که نوشتهاید بهتر درک کنید و کم و کسریهایش را متوجه شوید.) اما نقطۀ مقابل ماجرا، قدرت تمرکز افراد ناشنوا بر روی متن و کتابخوانی بهتر و بیشتر آنهاست. انگار که کتابخانه را برای آنها ساخته باشند. اینها را سارا نوویچ، نویسندۀ ناشنوای آمریکایی-کروات در یک یادداشت گفته و توضیح داده که رماننویس ناشنوا بودن چه حسی دارد (منتشرشده در گاردین). سارا نوویچ رمان تحسینشده و پرفروش «دختری در جنگ» دربارۀ جنگ خانمانسوز بالکان را نوشته (از این رمان دو ترجمه به فارسی هست).
در سابقۀ ادبی کشور ما، جز موارد معدودی مثل محمدابراهیم خان صدیق خلوت، پیشکار ناصرالدین شاه که شعر هم میگفت و در اواخر عمر ناشنوا شد اما همچنان برای شعرخوانی به مراسم دربار دعوت میشد، نویسندۀ ناشنوایی نداریم که یک دلیلش عدم آموزش به افراد ناشنوا بوده. بعد از راهاندازی مدرسۀ باغچهبان و سوادآموزی این گروه، نویسندگی آنها هم شروع شد. اولین کتاب، «خورشید ما خاموشان» نوشتۀ کامران رحیمی، یکی از دانشآموزان این مدرسه بود که سال ۴۷ منتشر شد. در سالهای اخیر به آموزش نویسندگی برای ناشنوایان و برگزاری مسابقاتی برای آنها توجه بیشتری شده. شور و شوق جلسات داستانخوانی عزیزان ناشنوا در بنیاد شعر و ادبیات داستانی که به همت خانم زهره عارفی که سال ۹۶ برگزار میشد را خودم به چشم دیدهام. دو کتاب «اول کلمه بود» و «خش خش کفشهای من» (هر دو منتشرشده توسط انتشارات شکل) که حاصل دو دوره جشنوارۀ داستاننویسی «صدای سکوت» است هم در دسترس است. در این گزارش روزنامه اطلاعات هم تعدادی از شاعران و نویسندگان ناشنوا معرفی شدهاند. کسانی که با همۀ مشکلات و محدودیتها، عاشق کلمهاند.
@ehsanname
در کلاسهای آموزش نویسندگی از اهمیت گوش دادن صحبت میشود و اینکه بین گفتار و نوشتار ارتباط زیادی هست. مثلاً یک نویسنده برای درآوردن لحن گفتگو(دیالوگ)ها باید شنوندۀ خوبی باشد، یا شاعران به نحوۀ تلفظ واژگان در کلمات پشت سر هم اهمیت زیادی میدهند و نگران تناسب یا تنافر آوایی آنها هستند. (استیون کینگ جایی توصیه کرده بهترین راه برای بازنویسی یک اثر این است که آن را با صدای بلند و با لحنهای مختلف بخوانید، چون اینطوری میتوانید چیزی را که نوشتهاید بهتر درک کنید و کم و کسریهایش را متوجه شوید.) اما نقطۀ مقابل ماجرا، قدرت تمرکز افراد ناشنوا بر روی متن و کتابخوانی بهتر و بیشتر آنهاست. انگار که کتابخانه را برای آنها ساخته باشند. اینها را سارا نوویچ، نویسندۀ ناشنوای آمریکایی-کروات در یک یادداشت گفته و توضیح داده که رماننویس ناشنوا بودن چه حسی دارد (منتشرشده در گاردین). سارا نوویچ رمان تحسینشده و پرفروش «دختری در جنگ» دربارۀ جنگ خانمانسوز بالکان را نوشته (از این رمان دو ترجمه به فارسی هست).
در سابقۀ ادبی کشور ما، جز موارد معدودی مثل محمدابراهیم خان صدیق خلوت، پیشکار ناصرالدین شاه که شعر هم میگفت و در اواخر عمر ناشنوا شد اما همچنان برای شعرخوانی به مراسم دربار دعوت میشد، نویسندۀ ناشنوایی نداریم که یک دلیلش عدم آموزش به افراد ناشنوا بوده. بعد از راهاندازی مدرسۀ باغچهبان و سوادآموزی این گروه، نویسندگی آنها هم شروع شد. اولین کتاب، «خورشید ما خاموشان» نوشتۀ کامران رحیمی، یکی از دانشآموزان این مدرسه بود که سال ۴۷ منتشر شد. در سالهای اخیر به آموزش نویسندگی برای ناشنوایان و برگزاری مسابقاتی برای آنها توجه بیشتری شده. شور و شوق جلسات داستانخوانی عزیزان ناشنوا در بنیاد شعر و ادبیات داستانی که به همت خانم زهره عارفی که سال ۹۶ برگزار میشد را خودم به چشم دیدهام. دو کتاب «اول کلمه بود» و «خش خش کفشهای من» (هر دو منتشرشده توسط انتشارات شکل) که حاصل دو دوره جشنوارۀ داستاننویسی «صدای سکوت» است هم در دسترس است. در این گزارش روزنامه اطلاعات هم تعدادی از شاعران و نویسندگان ناشنوا معرفی شدهاند. کسانی که با همۀ مشکلات و محدودیتها، عاشق کلمهاند.
@ehsanname
🔺مجله تایم امسال هم فهرست ۱۰۰نفره خودش از بانفوذترین شخصیتهای جهان را انتخاب و منتشر کرد. در فهرست امسال، یک نویسنده وجود دارد: تومی اِدیمی (Tomi Adeyemi) نویسندۀ نیجریهای ساکن آمریکا. به نوشتۀ تایم، آثار او انگیزۀ بسیاری از جوانها برای نوشتن شده. (+) جالب است که این نویسنده ۲۷ساله فقط با داستان دو جلدی «فرزندان خون و استخوان» به این موقعیت رسیده که هنوز هم تمام نشده و جلد سومش منتشر نشده است. رمانی که از آن با عنوان هری پاترِ سیاهپوست یاد میشود. داستان مبارزۀ نوجوانی که در سرزمینش (اوریشا) جادو توسط پادشاهی ستمگر خاموش شده. از جلد اول این اثر دو ترجمه به فارسی هست @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷ویدیویی پر حس و حال از تصنیف «ایران من»، با صدای همایون شجریان، موسیقی سهراب پورناظری، شعر پوریا سوری و حضور افتخاری تعدادی از قهرمانان ایران که توسط آژانس تبلیغاتی پازل و با تکنیک deep fake تهیه شده است @ehsanname
احساننامه
📹 معرفی نویسندگان کروات (اسلاونکا دراکولیچ و ایوو آندریچ) و کتابهای ترجمهشدۀ آنها به فارسی توسط برانکو ایوانکوویچ، سرمربی پرسپولیس در برنامه تلویزیونی «کتابباز» (۱۵ بهمن ۹۶) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕به بهانۀ برد پرسپولیس: ترکیب تیم نویسندگان محبوبِ برانکو ایوانکوویچ در گفتگو با برنامه تلویزیونی «کتابباز» (۱۶ بهمن ۹۶) @ehsanname
🌕 این پنجشنبه قرار است برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۰ اعلام شود، اما چه کسی نوبل میگیرد؟ یک سایت شرطبندی بیشترین احتمال را متعلق به ماریس کُنده، نویسندۀ زن و سیاهپوست فرانسوی میداند (شانسِ یک به ۴). بعد از او هم لودمیلا اولیتسکایا، نویسندۀ زن روس که مواضع سیاسی ضد پوتین دارد (از او به تازگی رمان «تدفین پارتی» توسط نشر برج منتشر شده). هاروکی موراکامی، مارگارت آتوود، خابیر ماریاس، کورمک مککارتی، دن دلیلو، یون فوسه، هیلاری مانتل، میلان کوندرا و استیون کینگ هم شانسهای بعدی هستند (این آخری، کینگ، یک به ۵۱). البته نوبل نشان داده چندان قابل پیشبینی نیست (همین سایت پارسال آنه کارسون، بانوی شاعر سوئدی را بخت اول میدانست و شانس پیتر هاندکه را یک به ۲۱)، اما نوبلیست شدن یک نویسنده رنگینپوست بعید نیست @ehsanname