This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 روایت قاسمعلی فراست از علاقۀ مسعود کیمیایی برای اقتباس از رمان «نخلهای بیسر» و ساخت فیلمی برای دفاع مقدس. «نخلهای بیسر» فراست در کنار «زمین سوخته» احمد محمود، قدیمیترین رمان با موضوع جنگ تحمیلی است @ehsanname
🔹سیدعباس حسینی نیک، مدیر مسئول انجمن فرهنگی ناشران دانشگاهی، دربارۀ حجم تخلفات در فضای مجازی و نشر غیرقانونی کتابها: در برخی موارد دانلود غیرقانونی یک کتاب به بالای دومیلیون میرسد و تقریباً از نظر قانونی کاری صورت نمیگیرد. برداشت از قانون در این حوزه دقیق نیست تا در دادسرای فرهنگ و رسانه بررسی و پیگیری شود. (منبع +)
@ehsanname
@ehsanname
❗️کار به جلد کتابها رسیده! به زودی در کتابها میخوانیم: «امین ب اکرم گفت بیا بریم کوه ولی ب بابات نگو. ی روز بریم که خلوت باشِ!!!» این مسئله همچنان غلطِ «هـ کسره» است. (منبع +) @ehsanname
🔸روایت احسان عبدیپور از درگذشت مادر داریوش غریبزاده داستان نویس، کتاببازترین پیرزن دنیا (+):
@EhsanAbdipourStories
ننهی داریوش رفت؛ به قول ما.
به قول خودش: امضا کرد.
الان که مو دارم اینا رو تایپ میکنم، او امضا کرده رفته یه گوشهی نشسته. ما فعلا باید پُر کنیم... تایپ کنیم... تا بینُم کی پاش امضا بزنیم. امضایی که نشه زیرش بزنی.
داریوش میگفت بچه بودیم ننهم به یه والذاریاتی خرجی خونه از پدرم میگرفت میرفت بازار خرید یومیه؛ ماچِله. هیچ سواد نداشت، اما تو خرید دقت میکرد، به خودش سخت میگرفت، کوچیکترا میخرید، پلاسیدهترا میخرید، کم میخرید... باقی پولش برمیداشت میرفت کتابفروشی، میگفت: ننه والله هَفدَه قرون کتاب سی بچهی هفت ساله و نُه ساله و ده ساله بدُم!
کتابا میذاشت تو زنبیل و پا تند میکرد سمت خونه.
داریوش میگه مو جک لندنا رو با بو ادویه خوندم، تام سایر با طعم تماته، گرگ دریا با بو ریحون.... داستان، سی مو یعنی زنبیل سُرخِ ننهم.
امشو، ادبیات کلاسیک یکی از بنگاههای نشرش تو خاورمیانه رو از دست داد. بنگاه کوچیکی که حتی از وجودش خبر هم نداشت...
پنجاه سال پیش، زنی پا رو دلش گذاشت و تماته های گُلزده و پیازای پلاسیده خرید، تا پنجاه سال بعد، ما قصههای بیمانندی بشنویم از پسر لاغر و محجوبش.
ادبیات کلاسیک یه دسته گلی ورداره ببره گوشهی قبرستون شکری، رو خاکِ تر یه پیرزنی بذاره، که سواد نداشت ولی احترامشو داشت... زنی که روز آخر زندگی جون نداد، بلکه پای "داستانش" رو امضا کرد، کتابو بست و رفت.
صاحب زنبیل سرخ، سرانجام کتاب شد.
@ehsanname
@EhsanAbdipourStories
ننهی داریوش رفت؛ به قول ما.
به قول خودش: امضا کرد.
الان که مو دارم اینا رو تایپ میکنم، او امضا کرده رفته یه گوشهی نشسته. ما فعلا باید پُر کنیم... تایپ کنیم... تا بینُم کی پاش امضا بزنیم. امضایی که نشه زیرش بزنی.
داریوش میگفت بچه بودیم ننهم به یه والذاریاتی خرجی خونه از پدرم میگرفت میرفت بازار خرید یومیه؛ ماچِله. هیچ سواد نداشت، اما تو خرید دقت میکرد، به خودش سخت میگرفت، کوچیکترا میخرید، پلاسیدهترا میخرید، کم میخرید... باقی پولش برمیداشت میرفت کتابفروشی، میگفت: ننه والله هَفدَه قرون کتاب سی بچهی هفت ساله و نُه ساله و ده ساله بدُم!
کتابا میذاشت تو زنبیل و پا تند میکرد سمت خونه.
داریوش میگه مو جک لندنا رو با بو ادویه خوندم، تام سایر با طعم تماته، گرگ دریا با بو ریحون.... داستان، سی مو یعنی زنبیل سُرخِ ننهم.
امشو، ادبیات کلاسیک یکی از بنگاههای نشرش تو خاورمیانه رو از دست داد. بنگاه کوچیکی که حتی از وجودش خبر هم نداشت...
پنجاه سال پیش، زنی پا رو دلش گذاشت و تماته های گُلزده و پیازای پلاسیده خرید، تا پنجاه سال بعد، ما قصههای بیمانندی بشنویم از پسر لاغر و محجوبش.
ادبیات کلاسیک یه دسته گلی ورداره ببره گوشهی قبرستون شکری، رو خاکِ تر یه پیرزنی بذاره، که سواد نداشت ولی احترامشو داشت... زنی که روز آخر زندگی جون نداد، بلکه پای "داستانش" رو امضا کرد، کتابو بست و رفت.
صاحب زنبیل سرخ، سرانجام کتاب شد.
@ehsanname
Tashbaad
ehsan abdipoor
🎧داستان کوتاهی از کتاب «تشباد»، مجموعه داستانهای داریوش غریبزاده با صدای احسان عبدیپور @ehsanname
☕️اگر دوستدار قهوه هستید، باید بدانید که متأسفانه فقط چند دهه دیگر این نوشیدنی لذیذ را داریم. دانشمندها میگویند احتمالاً ظرف ۲-۳ دهه گیاه قهوه منقرض میشود. ماجرا به تغییرات آبوهوایی برمیگردد و اینکه قهوه، فقط در یک نوار باریک جغرافیایی نزدیک به استوا رشد میکند. منطقهای که از تغییرات آب و هوایی دارد آسیب میبیند. (منبع + ترجمه +) قهوه نوشیدنی محبوب نویسندگان هم هست و خیلیها نوشتن را با کافئین شروع میکنند. از بین ادیبان معروف، مارسل پروست عاشق قهوه بود و اغلب هم اسپرسو میخورد. پروست رکورد ۱۶ فنجان اسپرسو پشت سر هم را دارد. والت ویتمن، نه فقط قهوه مینوشید بلکه خوراکی محبوبش هم کیک قهوه بود. ویکتور هوگو همان یک فنجان صبح را میخورد، منتها به این شکل که قبل از بالا انداختن قهوه، دوتا تخممرغ خام داخلش میریخت. رژیم جان اشتاینبک از این هم عجیبتر بود: نان تست بیات و قهوۀ مانده. اما قهوهبازترین نویسندۀ تاریخ کسی نبود جز اونوره دو بالزاک که معتقد بود قهوه باعث فوران خلاقیت میشود. او تا روزی ۵۰ فنجان قهوه مینوشید و در فواصلش هم دانههای قهوه میخورد. علت مرگ بالزاک مسمومیت با کافئین بود (+) @ehsanname
🗓 صد و اندی سال پیش، روز ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۱، آقای هرمان ملویل در حالی این دنیا را ترک کرد که ۴۰سال از انتشار شاهکارش «موبیدیک» گذشته بود. در طول این ۴۰ سال، کل فروش این رمان در انگلستان ۵۰۰ نسخه و در آمریکا ۳۲۱۵ نسخه بود و کل درآمد ملویل از این کتاب ۱۲۶۰ دلار (یعنی سالی ۳۱.۵ دلار). عددی که حتی با دلار ۳۰هزار تومانی هم خندهدار از آب درمیآید. بعد از فوت ملویل و در چاپهای ۱۸۹۲ و ۱۸۹۸ هم بیوۀ ملویل ۸۱ دلار دیگر دریافت کرد.
حالا را نگاه نکنید که «موبیدیک» یکی از کلاسیکها شده و هرساله چند دههزار نسخه از آن فروش میرود. ملویل خودش هیچ خیری از این کتاب ندید و انتشار آن برایش یک شکست بزرگ بود.
البته ملویل کلاً در زمان خودش پرفروش نبود، اما «موبی دیک» وضعش از بقیه هم خرابتر بود. برای مقایسه، کتاب اول ملویل، یعنی «تایپه» و داستان زندگی در جزیرۀ آدمخوارها (توسط پرویز داریوش ترجمه شده) در انگلستان ۶۷۲۲ نسخه و در آمریکا ۹۵۹۸ نسخه فروخته بود. (آمارها از اینجا +)
با این حال «موبی دیک» یک نمونه از پایان خوشِ کلاسیک است. اقبال و توجه به این کتاب از دهۀ ۱۹۲۰ شروع شد و ماجرا طوری پیش رفت که ویلیام فاکنر گفت آرزو داشته این کتاب را او نوشته بود، دیاچ لارنس آن را بهترین کتاب در مورد دریا لقب داد، خوزه مورینیو آن را الهامبخش زندگیاش دانست ... شانس، موجود خیلی خیلی تنبلی است!
@ehsanname
🔻لوگو گوگل برای سالگرد نشر «موبی دیک» در ۲۰۱۲
حالا را نگاه نکنید که «موبیدیک» یکی از کلاسیکها شده و هرساله چند دههزار نسخه از آن فروش میرود. ملویل خودش هیچ خیری از این کتاب ندید و انتشار آن برایش یک شکست بزرگ بود.
البته ملویل کلاً در زمان خودش پرفروش نبود، اما «موبی دیک» وضعش از بقیه هم خرابتر بود. برای مقایسه، کتاب اول ملویل، یعنی «تایپه» و داستان زندگی در جزیرۀ آدمخوارها (توسط پرویز داریوش ترجمه شده) در انگلستان ۶۷۲۲ نسخه و در آمریکا ۹۵۹۸ نسخه فروخته بود. (آمارها از اینجا +)
با این حال «موبی دیک» یک نمونه از پایان خوشِ کلاسیک است. اقبال و توجه به این کتاب از دهۀ ۱۹۲۰ شروع شد و ماجرا طوری پیش رفت که ویلیام فاکنر گفت آرزو داشته این کتاب را او نوشته بود، دیاچ لارنس آن را بهترین کتاب در مورد دریا لقب داد، خوزه مورینیو آن را الهامبخش زندگیاش دانست ... شانس، موجود خیلی خیلی تنبلی است!
@ehsanname
🔻لوگو گوگل برای سالگرد نشر «موبی دیک» در ۲۰۱۲
Forwarded from احساننامه
این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام (تابلویی از ربابه حسینپور)
@ehsnname
🔻چند اجرای مختلف بشنویم از غزل زیبای مولانا:
@ehsnname
🔻چند اجرای مختلف بشنویم از غزل زیبای مولانا:
ghazal 1372
Abdolkarim Soroush
🎧 «این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام ...» غزل مولانا با صدای عبدالکریم سروش و موسیقی پیمان خسروی، از آلبوم «رسول آفتاب» (۸۴) @ehsannsme
Dar Asheghi Pichideham
Shahram Nazeri
🎼 تصنیف «در عاشقی پیچیدهام» با صدای شهرام ناظری و موسیقی گروه دستان، از آلبوم «سفر به دیگر سو» (۷۷) @ehsannsme
Dar Asheghi Pichideham
Alireza Eftekhari
🎼 تصنیف «در عاشقی پیچیدهام» با صدای علیرضا افتخاری و موسیقی جلال ذوالفنون، از آلبوم «مستانه» (۷۹) @ehsannsme
Boroon Az Dideh_Ha
Homayoun Shajarian
🎼 مقدمۀ چهارگاه و آواز بداهه «برون از دیدهها» با صدای همایون شجریان و موسیقی علی قمصری، از آلبوم «آب، نان، آواز» (۸۸) @ehsanname
Dar Asheghi
Homayoun Shajarian
🎼 تصنیف «در عاشقی» با صدای همایون شجریان و موسیقی علی قمصری، از آلبوم «آب، نان، آواز» (۸۸) @ehsannsme
Dar Asheghi
Alireza Ghorbani
🎼 تصنیف «در عاشقی» با صدای علیرضا قربانی و موسیقی حمیدرضا خبازی و اسحاق چگینی، از آلبوم «قاف عشق» (۸۸) @ehsannsme
Homayoon
Salar Aghili
🎼 تصنیف «همایون» با صدای سالار عقیلی و موسیقی ارشد طهماسبی، از آلبوم «عاشقی» (۸۸) @ehsannsme
Shourideh
AliAkbar Dadashzadeh
🎼 تصنیف «شوریده» با صدای علیاکبر داداشزاده و موسیقی مهسا عظیمی، از آلبوم «این بار من یکبارگی» (۹۵) @ehsannsme
Taryagh
Mohsen Chavoshi
🎼 تصنیف «تریاق» با صدا و موسیقی محسن چاوشی، از آلبوم «امیرِ بی گزند» (۹۵) @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 غزل مولانا با صدای محمد معتمدی و موسیقی ستار اورکی، تیتراژ میانیِ سریال «جلالالدین» (شهرام اسدی و آرش معیریان، ۹۳) @ehsannsme
📸سوتلانا آلکسیویچ، نویسندۀ ۷۲ساله و برندهٔ نوبل ادبی ۲۰۱۵، بعد از چهل روز مبارزه سیاسی، بلاروس را ترک کرد و راهی آلمان شد. آلکسیویچ یکی از منتقدان سرسخت الکساندر لوکاشنکو، رییسجمهوری بلاروس است و بعد از انتخابات ۹ آگوست و پیروزی لوکاشنکو برای ششمین بار، آلکسیویچ هم عضو شورای هماهنگی اپوزیسیون شد. با دستگیری سایر اعضا، نویسندۀ «زمزمههای چرنوبیل» رفته رفته نقش سیاسی پررنگتری هم پیدا کرد تا دیروز که از کشور خارج شد. این تصویر یکی از مصاحبههای او از جلوی در آپارتمانش در مینسک، پایتخت بلاروس است @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بعد از انتقادها به ایرادهای مسعود فراستی در خواندن اشعاری از «شاهنامه»، او در برنامه «کتاب باز» از این موضوع عذر خواست و به خودش صفر داد. هم حساسیت و دقت دوستداران ادبیات نسبت به این میراث ملی ارزشمند است و هم پذیرش اشتباه فراستی. جامعه با همین چیزهاست که رشد میکند @ehsanname
📊 عصر امروز (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰) آمار رسمی مجموع جانباختگان به خاطر بیماری کرونا از یک میلیون نفر گذشت (آمار WHO اینجاست +). فعلاً در بین مرگبارترین #همهگیری_های_تاریخ کرونا رتبۀ دهم را دارد. طاعون سیاه یا مرگ سیاه که اوجش بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی و بیشتر در اروپا بود، با مرگ حدود ۲۰۰ میلیون نفر بدترین نمونه است. این طاعون مصادف با دورۀ تیموریان در ایران است و چند نوبت از عودهایش به ایران هم رسید، از جمله در سال ۸۳۸ قمری و زمان سلطنت شاهرخ، پسر تیمور، طاعونی آمد که فقط میزان تلفات آن در هرات (پایتخت آن روز ایران) را ۶۰۰هزار نفر نوشتهاند («روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات» ج۲، ص۹۴). بعد از طاعون سیاه، همهگیری آبله در میان سرخپوستهای بومی قارۀ آمریکا (بعد از سفر کریستف کلمب)، آنفلوانزای اسپانیایی (بعد از جنگ جهانی اول) و طاعون ژوستینین (معاصر با دورۀ انوشیروان ساسانی) بزرگترین همهگیریها تاریخ بودند. هنوز و با دستورات سادهای مثل ماسک زدن و رعایت فاصله، میشود جلوی صعود کرونا ویروس در جدولِ ترینها را گرفت @ehsanname