➖ماجرای آلبوم عکس گمشدۀ کاخ گلستان ظاهراً ختم به خیر شد. اما این ماجرا، ضرورت دقت در حفظ میراث فرهنگی و موارد آسیب یا سرقت از موزههای ایران را به یاد آورد. مهمترین مورد سرقت آثار تاریخی ایران، ماجرای سرقت لوح زرین کاخ آپاداناست.
🔹ماجر از این قرار است که عملیات ساخت کاخ آپادانا در مجموعۀ تخت جمشید، سال ۵۱۵ پیش از میلاد به دستور داریوش اول هخامنشی شروع شد. این، کاخی بود که برای برگزاری مراسم نوروز استفاده میشد و در سنگنگارههای پلکانش اقوام مختلف دارند هدایایی برای شاه میآورند. موقع کلنگ زدن پروژه، بنا به سنتی که هنوز هم رایج است، متن یادبود ساخت کاخ را نوشتند و آن را روی چهار لوح طلایی و چهار لوح نقرهای، به سه زبان و خط پارسی باستان، بابلی و ایلامی حک کردند و هر کدام را در یک جعبه سنگی در چهار گوشۀ کاخ خاک کردند. در دوهزار و چهارصد سال بعدی، دو جفت از این الواح به سرقت رفتند. تا اینکه فردریک کرفترِ آلمانی، از اعضای هیات حفاری در تخت جمشیددر شهریور ۱۳۱۲، چهار لوح دیگر را از زیر ستونهای اصلی کاخ آپادانا پیدا کرد. این چهار لوح طلایی و نقرهای بلافاصله به کاخ مرمر تهران (دفتر کار رضا شاه) و از آنجا به موزۀ ملی انتقال یافت. یک جفت از آنها در سال ۱۳۵۰ و موقع افتتاح موزه برج شهیاد (آزادی فعلی) به این مکان انتقال یافت. زمستان ۱۳۵۷ و در اوضاع انقلابی، تمام اشیای موزۀ برج به موزه ملی منتقل شد و یکی از این الواح هم ناپدید شد. ماجرا ۲۰ سال مسکوت ماند، چون اصلاً کسی متوجه مفقود شدن لوح نشد. تازه در میانۀ دهه هفتاد و زمان مراجعه یک باستانشناس به موزه بود که فهمیدند لوح نقرهای موزۀ برج آزادی هست، اما لوح طلایی نه!
🔸طبق اطلاعات شماره سوم ماهنامه «سرزمین من» (خرداد ۸۸) سال ۱۳۷۷ باستانشناسی به اسم ن.م راهی کاوشهای باستانشناسی تپه زیویه در کردستان شده بود که مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی ماجرای لوح طلایی را میفهمند. ن.م سال ۱۳۵۹ امین اموال موزه بود. پس او را به تهران برگرداندند. در جریان بازجوییها، ن.م اعتراف کرد لوح زرین هخامنشی را تکه تکه و با کمک برادرزنش آب کرده و به طلافروشها به قیمت یک میلیون تومان(!) فروخته تا با پولش پیکان بخرد. «ن.م، باستانشناس باسابقهای بود که کاوشهای بسیاری در محوطههای باستانی داشت. برای همین هم به خاطر شناختی که روی موضوع میراث فرهنگی داشت کسی باور نمیکرد این بلا را سر یکی از مهم ترین اسناد تاریخی ایران بیاورد. به گفتۀ میرعابدین کابلی، از پیشکسوتان باستانشناسی که از همدورهای های ن.م است، او در سال ۱۳۷۷ به جرم تخریب اموال ملی به پرداخت عینالمال محکوم و برای همیشه راهی زندان میشود.»
@ehsanname
🔻متن روی این لوح را با ترجمۀ سهیل دلشاد، متخصص زبانهای باستانی ایران (+) بخوانید: «داریوش، شاهِ بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ سرزمینها، فرزند ویشتاسپ، (یک) هخامنشی. گوید داریوش شاه: این شاهی، که من دارم، از سکاهایی که آن سوی سغد (هستند)، تا حبشه؛ از هند تا لودیه (است) و اهورامزدا، که بزرگترین خدایان (است)، آن را به من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و خاندانم را بپایاد!»
🔹ماجر از این قرار است که عملیات ساخت کاخ آپادانا در مجموعۀ تخت جمشید، سال ۵۱۵ پیش از میلاد به دستور داریوش اول هخامنشی شروع شد. این، کاخی بود که برای برگزاری مراسم نوروز استفاده میشد و در سنگنگارههای پلکانش اقوام مختلف دارند هدایایی برای شاه میآورند. موقع کلنگ زدن پروژه، بنا به سنتی که هنوز هم رایج است، متن یادبود ساخت کاخ را نوشتند و آن را روی چهار لوح طلایی و چهار لوح نقرهای، به سه زبان و خط پارسی باستان، بابلی و ایلامی حک کردند و هر کدام را در یک جعبه سنگی در چهار گوشۀ کاخ خاک کردند. در دوهزار و چهارصد سال بعدی، دو جفت از این الواح به سرقت رفتند. تا اینکه فردریک کرفترِ آلمانی، از اعضای هیات حفاری در تخت جمشیددر شهریور ۱۳۱۲، چهار لوح دیگر را از زیر ستونهای اصلی کاخ آپادانا پیدا کرد. این چهار لوح طلایی و نقرهای بلافاصله به کاخ مرمر تهران (دفتر کار رضا شاه) و از آنجا به موزۀ ملی انتقال یافت. یک جفت از آنها در سال ۱۳۵۰ و موقع افتتاح موزه برج شهیاد (آزادی فعلی) به این مکان انتقال یافت. زمستان ۱۳۵۷ و در اوضاع انقلابی، تمام اشیای موزۀ برج به موزه ملی منتقل شد و یکی از این الواح هم ناپدید شد. ماجرا ۲۰ سال مسکوت ماند، چون اصلاً کسی متوجه مفقود شدن لوح نشد. تازه در میانۀ دهه هفتاد و زمان مراجعه یک باستانشناس به موزه بود که فهمیدند لوح نقرهای موزۀ برج آزادی هست، اما لوح طلایی نه!
🔸طبق اطلاعات شماره سوم ماهنامه «سرزمین من» (خرداد ۸۸) سال ۱۳۷۷ باستانشناسی به اسم ن.م راهی کاوشهای باستانشناسی تپه زیویه در کردستان شده بود که مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی ماجرای لوح طلایی را میفهمند. ن.م سال ۱۳۵۹ امین اموال موزه بود. پس او را به تهران برگرداندند. در جریان بازجوییها، ن.م اعتراف کرد لوح زرین هخامنشی را تکه تکه و با کمک برادرزنش آب کرده و به طلافروشها به قیمت یک میلیون تومان(!) فروخته تا با پولش پیکان بخرد. «ن.م، باستانشناس باسابقهای بود که کاوشهای بسیاری در محوطههای باستانی داشت. برای همین هم به خاطر شناختی که روی موضوع میراث فرهنگی داشت کسی باور نمیکرد این بلا را سر یکی از مهم ترین اسناد تاریخی ایران بیاورد. به گفتۀ میرعابدین کابلی، از پیشکسوتان باستانشناسی که از همدورهای های ن.م است، او در سال ۱۳۷۷ به جرم تخریب اموال ملی به پرداخت عینالمال محکوم و برای همیشه راهی زندان میشود.»
@ehsanname
🔻متن روی این لوح را با ترجمۀ سهیل دلشاد، متخصص زبانهای باستانی ایران (+) بخوانید: «داریوش، شاهِ بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ سرزمینها، فرزند ویشتاسپ، (یک) هخامنشی. گوید داریوش شاه: این شاهی، که من دارم، از سکاهایی که آن سوی سغد (هستند)، تا حبشه؛ از هند تا لودیه (است) و اهورامزدا، که بزرگترین خدایان (است)، آن را به من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و خاندانم را بپایاد!»
Forwarded from احساننامه
خلیلخان ثقفی اعلمالدوله، پزشک معروف عصر قاجار، در نشریه «عصر جدید» شماره ۹۴ (۱۶ رجب ۱۳۳۵ قمری) نوشته امانت دادن کتاب، بچههای کنجکاو و آتش، بزرگترین دشمنان کتاب هستند @ehsannane
احساننامه
📖با استقبالی که از کتاب جان بولتون و حواشی آن شده، به زودی شاهد انتشار چندین ترجمۀ همزمان از آن خواهیم بود. کتاب خاطرات این سیاستمدار ضدایران، به خاطر اختلافاتش با ترامپ خبرساز شده و سه روزنامه مختلف در سه روز ابتدایی این هفته، صفحه یکِ خود را به آن اختصاص…
📚ترجمههای مکرر و همزمان: کتاب خاطرات جان بولتون از همان اول مورد توجه رسانههای ایران بود و برخی سایتها ترجمۀ آن را به صورت سریالی منتشر میکردند. به تازگی ۴ ترجمه از آن به شکل کتاب منتشر شده و طبق اطلاعات سایت کتابخانه ملی، ۵ ناشر دیگر هم برای ترجمهشان فیپا گرفتهاند @ehsanname
🔺نجف دریابندری از محمد مصدق خیلی نقاشی میکرده. حدود سی پرتره. بیشترشان را هم در سالهای دهه شصت کشیده. چند نمونه از آنها. (علاوه بر ۴ طرحی که علی بزرگیان منتشر کرده، دو طرح هم از کتابهای «خواب آشفته نفت» موحد و «مصدق و مسائل حقوق و سیاست» گردآوردۀ ایرج افشار اضافه کردم.) @ehsanname
🔹مرسده بارچا، همسر و منبع الهام گابریل گارسیا مارکز در ۸۷سالگی درگذشت. مرسده نیم قرن با مارکز زندگی کرد و در مواقعی مثل آن ۱۸ ماهی که برای نگارش «صد سال تنهایی» صرف شد، او چرخ زندگی را میچرخاند. داستان معروفی است که وقتی مارکز در ۱۹۶۶ به پستخانه رفت تا دستنویس ۴۹۰صفحهای «صد سال تنهایی» را برای ناشری در پایتخت آرژانتین بفرستد، دید هزینۀ ارسال ۸۳ پزو میشود، درحالی که فقط ۴۵ پزو داشت، پس فقط نصف رمان را فرستاد. بعداً مرسده وسایل خانه را فروخت و باقی کتاب را برای ناشر فرستاد تا ما امروز این شاهکار را بخوانیم @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗓 روز پزشک بر همۀ مدافعان سلامت، بخصوص آن ۱۵۰ نفر از کادر درمان که در ایام مبارزه با کرونا جانهای پاک و روشنشان را از دست دادند، مبارک باشد. شعر و صدای #شمس_لنگرودی با موسیقی آریل چرمچی تقدیم به همۀ پزشکان عزیز @ehsannnme
Forwarded from احساننامه
🗓 چهارم شهریور، سالروز خاموشی راوی قصههای از یاد رفته و آرزوهای بر باد رفته #مهدی_اخوان_ثالث است. یادش گرامی باد
@ehsanname
📸 مراسم چهلم اخوان، مهر ۱۳۶۹ - از وبلاگ رضا افضلی
@ehsanname
📸 مراسم چهلم اخوان، مهر ۱۳۶۹ - از وبلاگ رضا افضلی
Ghazal 3
Mehdi Akhavan Sales
❤️«ای تکیهگاه و پناهِ
زیباترین لحظههایِ
پرعصمت و پر شکوهِ
تنهایی و خلوت من!
ای شطِ شیرینِ پر شوکتِ من!...»
🎼 شعر #مهدی_اخوان_ثالث با صدای خودش و موسیقی مجید درخشانی @ehsanname
زیباترین لحظههایِ
پرعصمت و پر شکوهِ
تنهایی و خلوت من!
ای شطِ شیرینِ پر شوکتِ من!...»
🎼 شعر #مهدی_اخوان_ثالث با صدای خودش و موسیقی مجید درخشانی @ehsanname
Shatte Shirin
Forough Farrokhzad
❤️«ای تکیهگاه و پناهِ
زیباترین لحظههایِ
پرعصمت و پر شکوهِ
تنهایی و خلوت من!
ای شطِ شیرینِ پر شوکتِ من!...»
🎼 شعر #مهدی_اخوان_ثالث با صدای #فروغ_فرخزاد و موسیقی مجید انتظامی @ehsanname
زیباترین لحظههایِ
پرعصمت و پر شکوهِ
تنهایی و خلوت من!
ای شطِ شیرینِ پر شوکتِ من!...»
🎼 شعر #مهدی_اخوان_ثالث با صدای #فروغ_فرخزاد و موسیقی مجید انتظامی @ehsanname
🔺کتابخانه ملی سامانه حافظه ملی ایرانیان را راه انداخته است. در این سامانه چهار پایگاه کتاب، نشریات، اسناد و نسخ خطی وجود دارد که امکان جستجو و پیدا کردن مدارک مختلف و محل نگهداری آنها را به دست میدهد. جالبترین بخش به نظرم سامانه نشریات این مجموعه است که با یک ثبتنام ساده، به ۲۳۰ عنوان نشریه دسترسی پیدا میکنید (اینجا: sana.nlai.ir) مثلاً هر ۳۲ شماره نشریه معروف «صوراسرافیل» در عصر مشروطه یا ۵ شماره از مجلهٔ «اندیشه و هنر»، معروفترین جُنگ هنری-ادبی دههٔ چهل در این مجموعه هست @ehsanname
The Night before "Ashura"
Loris Tjeknavorian
قطعه شب عاشورا، ساخته لوریس چکناواریان
@qadahha
@qadahha
Audio
«چشات خورشید و لبخندت ستاره، زمین از خونِ سرخت لالهزاره» در عزای علمدار، شعر #حامد_عسکری را با صدای شاعر و آواز علی لهراسبی بشنوید، از برنامه «رادیو هفت» اول دی ۱۳۹۲ @ehsanname
روایت شب و روز عاشورا (۱) از تاریخ بلعمی
ساعد باقری
روایت تاریخ بلعمی از شب و روز عاشورا (۱) - با صدای ساعد باقری
@qadahha
@qadahha
شب و روز عاشورا (۲)
ساعد باقری
روایت تاریخ بلعمی از شب و روز عاشورا و شهادت سیدالشهدا و بنیهاشمیان
@qadahha
@qadahha