Naghse Ghali
Khosro Shakibayi
🎼 «نقش قالی»، شعری از افسانه شعباننژاد با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «سخاوت»، ۱۳۹۲ @ehsanname
Entezar
Khosro Shakibayi
🎼 «انتظار»، شعری از #یوسفعلی_میرشکاک با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «سخاوت»، ۱۳۹۲ @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️روحالله رجایی، همکار قدیمی و سردبیر روزنامه «جامجم» هم رفت. روحالله متولد ۱۳۶۱ بود و سالها عضو تحریریه روزنامه و مجلاتِ قدیم همشهری. از روزی که خبر ابتلایش به کرونا و وخامت حالش را شنیدم، بارها و بارها این ویدیو سرشار از امیدواری او را تماشا کردم. حیف؛ حیف از آن همه استعداد و ادب و امید @ehsanname
🔹روحالله رجایی - که صفت «زندهیاد» چقدر برایش ناباور است!- جزو خبرنگارهای پشت میزنشین نیست، یعنی نبود و گزارشهای میدانی خوبی دارد، یعنی داشت. این روایت اینستاگرامی را از سیل گلستان در فرودین ۹۸ بخوانید، که دربارۀ یک کتابفروش است:
@ehsanname
«در آققلا وقتی اکثر مغازهها بسته و مردم در کمپ بودند، این کتابفروشی باز بود و صاحبش با سختی کتابها را جابجا میکرد. هی میگفت: "وای کتابها، حیف از کتابها". گفتم خدا بزرگه، درست میشه.
گفت: دلم برای کتابها میسوزه. حیفه. میترسم تا آب رو جمع کنن، نم بکشن.
کمی حرف زدیم و موقع خداحافظی از روی عادت گفتم: به حق حضرت زهرا کتابهایت سالم میمانند.
بعد یادم آمد اهل سنت است. نگاهش کردم و خواستم چیزی بگویم. تندی گفت: "خوب گفتی، خوب دعایی کردی"
یک عطر هدیه داد و گفت: ممنونم برادر.
برادر اهل سنت من در آققلا، نامش آخوند علی بود.»
@ehsanname
«در آققلا وقتی اکثر مغازهها بسته و مردم در کمپ بودند، این کتابفروشی باز بود و صاحبش با سختی کتابها را جابجا میکرد. هی میگفت: "وای کتابها، حیف از کتابها". گفتم خدا بزرگه، درست میشه.
گفت: دلم برای کتابها میسوزه. حیفه. میترسم تا آب رو جمع کنن، نم بکشن.
کمی حرف زدیم و موقع خداحافظی از روی عادت گفتم: به حق حضرت زهرا کتابهایت سالم میمانند.
بعد یادم آمد اهل سنت است. نگاهش کردم و خواستم چیزی بگویم. تندی گفت: "خوب گفتی، خوب دعایی کردی"
یک عطر هدیه داد و گفت: ممنونم برادر.
برادر اهل سنت من در آققلا، نامش آخوند علی بود.»
📓"در کنار دریا نشستیم. زوربا قفس [طوطی را که از بالای سر مرده برداشته بود] وسط زانوانش گرفت و مدتی مدید ساکت ماند. با حالتی خلسهمانند و با دهان بازمانده از حیرت به آسمان نگاه کرد، گویی نخستین بار بود که آسمان را میدید.
زمزمهکنان گفت: «آن بالاها باید چه خبر باشد؟»
لحظهای بعد تصمیم گرفت که حرف بزند. همچنان که صدایش پرشکوه و هیجانزده در آن شب گرم طنین میانداخت گفت:
- تو، ارباب، میتوانی به من بگویی که همۀ این چیزها چه معنی دارد؟ چه کسی آنها را ساخته و برای چه ساخته است؟ و بخصوص (در اینجا صدای زوربا از خشم و ترس مرتعش شد) چرا آدم میمیرد؟
من مثل اینکه آسانترین و در عین حال اساسیترین مسأله را از من پرسیده باشند که توضیح دادن درباره آن برایم مشکل باشد، خجلتزده جواب دادم:
-نمیدانم، زوربا.
زوربا گفت: «نمیدانی؟» و چشمانش از تعجب گرد شد.
لحظه ای ساکت ماند و ناگهان ترکید.
- پس همه این کتابهای نکبتی که تو میخوانی به چه درد میخورند. ها؟ چرا آنها را میخوانی؟ و اگر آنها در این باره چیزی نمیگویند پس چه میگویند؟
- آنها از سرگردانی آدمی حرف میزنند که نمی تواند به این سؤال تو جواب بدهد، زوربا!"
@ehsanname
➖«زوربای یونانی»، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمۀ محمد قاضی، صفحه ۳۸۰و۳۸۱
زمزمهکنان گفت: «آن بالاها باید چه خبر باشد؟»
لحظهای بعد تصمیم گرفت که حرف بزند. همچنان که صدایش پرشکوه و هیجانزده در آن شب گرم طنین میانداخت گفت:
- تو، ارباب، میتوانی به من بگویی که همۀ این چیزها چه معنی دارد؟ چه کسی آنها را ساخته و برای چه ساخته است؟ و بخصوص (در اینجا صدای زوربا از خشم و ترس مرتعش شد) چرا آدم میمیرد؟
من مثل اینکه آسانترین و در عین حال اساسیترین مسأله را از من پرسیده باشند که توضیح دادن درباره آن برایم مشکل باشد، خجلتزده جواب دادم:
-نمیدانم، زوربا.
زوربا گفت: «نمیدانی؟» و چشمانش از تعجب گرد شد.
لحظه ای ساکت ماند و ناگهان ترکید.
- پس همه این کتابهای نکبتی که تو میخوانی به چه درد میخورند. ها؟ چرا آنها را میخوانی؟ و اگر آنها در این باره چیزی نمیگویند پس چه میگویند؟
- آنها از سرگردانی آدمی حرف میزنند که نمی تواند به این سؤال تو جواب بدهد، زوربا!"
@ehsanname
➖«زوربای یونانی»، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمۀ محمد قاضی، صفحه ۳۸۰و۳۸۱
📖 روزنامه گاردین در ضمیمه هفتگی این شنبۀ خود، به داستان کوتاه پرداخته و اینکه آیا میشود دوران قرنطینه را با خواندن داستان کوتاه گذراند یا حتماً باید سراغ رمانهای قطور رفت؟ یک بخش از این پرونده هم فهرست ۱۰ داستان کوتاه برتر تاریخ به انتخاب برندگان جایزۀ ملی داستان کوتاه BBC است. مجموعهای خوب و خواندنی. بیشتر داستانهای این فهرست به فارسی ترجمه شدهاند، نشانی آن ترجمهها را در زیر میبینید. آنهایی که با 🔸مشخص شدهاند هنوز ترجمه ندارند:
@ehsanname
1️⃣مردگان (The Dead) جیمز جویس: روایتی ویرانگر از عزتنفس شکننده مردانه. آخرین و بلندترین داستان از مجموعه «دوبلینیها»ک این مجموعه را هم محمدعلی صفریان (نشر نیلوفر) و هم پرویز داریوش (نشر اساطیر) ترجمه کردهاند. یک ترجمۀ جداگانه از این داستان توسط نسرین طباطبایی منتشر شده (انتشارات فرهنگ جاوید).
2️⃣ اورژانس (Emergency) دنیس جانسون: دو کارمند اورژانس یک بیمارستان، از سر کار خود جیم میشوند و باقی قضایا. این داستان بخشی از مجموعه داستانهای کتاب «پسر عیسا» است که توسط پیمان خاکسار ترجمه شده (نشر چشمه).
3️⃣ گاردن پارتی (The Garden Party) کاترین منسفیلد: ماجرای یک مجلس جشن اغنیا که همزمان با مرگ یکی از کارگرها در همسایگی آنها در حال برگزاری است. این داستان را در یکی از دو کتاب «آقای کبوتر و بانو» ترجمه شیرین تعاونی (نشر چشمه) و «گاردن پارتی» ترجمه نرگس انتخابی (نشر ماهی) میتوانید پیدا کنید.
4️⃣ موسیقی بلوزِ سانی (Sonny’s Blues) جیمز بالدوین: یک معلم ماجرای دستگیری برادرش سانی به اتهام اعتیاد و قاچاق موادمخدر را روایت میکند. این داستان هم در کتاب «ملاقات» ترجمه ستاره نعمتاللهی (نشر مرکز) هست، هم به شکل جداگانه با عنوان «اندوههای سانی» ترجمۀ آرش هوشنگیفر (نشر آزرمیدخت) منتشر شده.
5️⃣ گوسِف (Gusev) آنتون چخوف: داستانی دربارۀ مرگ. چخوف در این داستان آخرین روزهای زندگی یک سرباز را که در حال بازگشت به خانه است روایت میکند. این داستان را در جلد سوم «مجموعه آثار چخوف» ترجمه سروژ استپانیان (نشر توس) و کتاب «دشمنان» ترجمۀ سیمین دانشور (انتشارات امیرکبیر) بخوانید.
6️⃣ سرگذشت آ کیو (The True Story of Ah Q) لو شون: داستانی از نویسندۀ مشهور چینی، کسی که مائو ستایشگر او بود. در این داستان هجوآمیز، ماجرای مرد فقیری و بیسوادی روایت میشود که موفقیتهایش تبدیل به شکست میشود. این داستان در کتابی با همین نام توسط جلال بایرام (نشر نیلوفر) به فارسی ترجمه شده.
🔸7️⃣ این صدا از کجا میآید؟ (Where is the Voice Coming From?) یودورا وِلتی: داستان کوتاهی دربارۀ نژادپرستی. از ولتی داستان «راه فرسوده» (ترجمه ادریس قدم، نشر نیلا) و رمان «دختر آقای خوشبین» (ترجمه شیوا قدمی، ایجاز) به فارسی ترجمه شده.
8️⃣ تشنجها (Fits) آلیس مونرو: روایت متفاوت ساکنان شهری کوچک از یک قتل/خودکشی. این داستان را در کتاب «روند عشق» ترجمه نیایش عبدالکریمی (انتشارات نقد فرهنگ) میتوانید بخوانید.
🔸9️⃣ در جستوجوی خدای باران (Looking for a Rain God) بِسی هد: داستانی دربارۀ خشکسالی وحشتناک در بوتسوانا. از این نویسندۀ آفریقایی داستان «زندانی عینکی» را در کتاب «زن و شوهر واقعی» ترجمه اسدالله امرایی (نشر افراز) خواندهایم.
🔸🔟 دسته گرگها (The Company of Wolves) آنجلا کارتر: روایتی متفاوت از داستان «شنل قرمزی». از آنجلا کارتر، دو مجموعۀ «زنمرد» (نشر هیرمند) و «ریش آبی» (نشر روزگار نو) به فارسی ترجمه شده ولی این داستان در آنها نیست.
@ehsanname
@ehsanname
1️⃣مردگان (The Dead) جیمز جویس: روایتی ویرانگر از عزتنفس شکننده مردانه. آخرین و بلندترین داستان از مجموعه «دوبلینیها»ک این مجموعه را هم محمدعلی صفریان (نشر نیلوفر) و هم پرویز داریوش (نشر اساطیر) ترجمه کردهاند. یک ترجمۀ جداگانه از این داستان توسط نسرین طباطبایی منتشر شده (انتشارات فرهنگ جاوید).
2️⃣ اورژانس (Emergency) دنیس جانسون: دو کارمند اورژانس یک بیمارستان، از سر کار خود جیم میشوند و باقی قضایا. این داستان بخشی از مجموعه داستانهای کتاب «پسر عیسا» است که توسط پیمان خاکسار ترجمه شده (نشر چشمه).
3️⃣ گاردن پارتی (The Garden Party) کاترین منسفیلد: ماجرای یک مجلس جشن اغنیا که همزمان با مرگ یکی از کارگرها در همسایگی آنها در حال برگزاری است. این داستان را در یکی از دو کتاب «آقای کبوتر و بانو» ترجمه شیرین تعاونی (نشر چشمه) و «گاردن پارتی» ترجمه نرگس انتخابی (نشر ماهی) میتوانید پیدا کنید.
4️⃣ موسیقی بلوزِ سانی (Sonny’s Blues) جیمز بالدوین: یک معلم ماجرای دستگیری برادرش سانی به اتهام اعتیاد و قاچاق موادمخدر را روایت میکند. این داستان هم در کتاب «ملاقات» ترجمه ستاره نعمتاللهی (نشر مرکز) هست، هم به شکل جداگانه با عنوان «اندوههای سانی» ترجمۀ آرش هوشنگیفر (نشر آزرمیدخت) منتشر شده.
5️⃣ گوسِف (Gusev) آنتون چخوف: داستانی دربارۀ مرگ. چخوف در این داستان آخرین روزهای زندگی یک سرباز را که در حال بازگشت به خانه است روایت میکند. این داستان را در جلد سوم «مجموعه آثار چخوف» ترجمه سروژ استپانیان (نشر توس) و کتاب «دشمنان» ترجمۀ سیمین دانشور (انتشارات امیرکبیر) بخوانید.
6️⃣ سرگذشت آ کیو (The True Story of Ah Q) لو شون: داستانی از نویسندۀ مشهور چینی، کسی که مائو ستایشگر او بود. در این داستان هجوآمیز، ماجرای مرد فقیری و بیسوادی روایت میشود که موفقیتهایش تبدیل به شکست میشود. این داستان در کتابی با همین نام توسط جلال بایرام (نشر نیلوفر) به فارسی ترجمه شده.
🔸7️⃣ این صدا از کجا میآید؟ (Where is the Voice Coming From?) یودورا وِلتی: داستان کوتاهی دربارۀ نژادپرستی. از ولتی داستان «راه فرسوده» (ترجمه ادریس قدم، نشر نیلا) و رمان «دختر آقای خوشبین» (ترجمه شیوا قدمی، ایجاز) به فارسی ترجمه شده.
8️⃣ تشنجها (Fits) آلیس مونرو: روایت متفاوت ساکنان شهری کوچک از یک قتل/خودکشی. این داستان را در کتاب «روند عشق» ترجمه نیایش عبدالکریمی (انتشارات نقد فرهنگ) میتوانید بخوانید.
🔸9️⃣ در جستوجوی خدای باران (Looking for a Rain God) بِسی هد: داستانی دربارۀ خشکسالی وحشتناک در بوتسوانا. از این نویسندۀ آفریقایی داستان «زندانی عینکی» را در کتاب «زن و شوهر واقعی» ترجمه اسدالله امرایی (نشر افراز) خواندهایم.
🔸🔟 دسته گرگها (The Company of Wolves) آنجلا کارتر: روایتی متفاوت از داستان «شنل قرمزی». از آنجلا کارتر، دو مجموعۀ «زنمرد» (نشر هیرمند) و «ریش آبی» (نشر روزگار نو) به فارسی ترجمه شده ولی این داستان در آنها نیست.
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
🎧 از بین خاطرات کودکی نسل ما، یکی هم «نوار قصه»هایی است که در آنها صداپیشگان بزرگ بعضی از داستانهای معروف را برای ما روایت کرده بودند. از جمله یکی هم «مسافر کوچولو» بود، داستان سنت اگزوپری که با ترجمه و صدای #احمد_شاملو در سال ۱۳۶۴ آمد. فقط فهرست اسامی صداپیشگان این کار را را ببینید، تا متوجه اهمیت آن شوید:
احمد شاملو (خلبان، راوی)، مهوش افشاری (شازدهکوچولو)، عزتالله مقبلی (جغرافیدان)، بهزاد فراهانی (روباه)، مهدی فتحی (پادشاه)، صدرالدین شجره (تاجر اول)، رضا فیاضی (تاجر دوم)، احمد آقالو (خودپسند)، بیوک میرزایی (مار) و ...
@ehsanname
در سالروز درگذشت شاملو، این یادگاری او را با هم بشنویم:
احمد شاملو (خلبان، راوی)، مهوش افشاری (شازدهکوچولو)، عزتالله مقبلی (جغرافیدان)، بهزاد فراهانی (روباه)، مهدی فتحی (پادشاه)، صدرالدین شجره (تاجر اول)، رضا فیاضی (تاجر دوم)، احمد آقالو (خودپسند)، بیوک میرزایی (مار) و ...
@ehsanname
در سالروز درگذشت شاملو، این یادگاری او را با هم بشنویم:
📚معرفی کتاب: در یک تحقیق در مورد روش تصمیمگیری، از افراد خواستند مثل یک قاضی در مورد سرپرستی یک کودک یتیم، بین این دو خانواده داوری کنند:
➖خانوادۀ الف: زن و شوهری با درآمد متوسط، سلامت معمول، ساعات کاری معمولی، ارتباطات قابل قبول با کودک، زندگی اجتماعی نسبتاً باثبات
➖خانوادۀ ب: زن و شوهری با درآمد بیشتر از متوسط، مشکلات سلامتی، سفرهای کاری فراوان، رابطه خیلی نزدیک با کودک، زندگی اجتماعی به شدت فعال
از یک گروه پرسیدند شما سرپرستی بچه را به کدام زوج میدهید؟ از یک گروه پرسیدند حضانت را به کدام زوج نمیدهید؟
در هر دو حالت اکثریت جوابها (۶۴ و ۵۵ درصد) گزینه «ب» بود. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟ قاعدتاً اگر یک زوج مناسب کاری باشند، زوج دیگری نامناسب هستند. پس یکی از این دو تصمیم، غیرمنطقی است. اما واقعیت این است که ذهن ما همینطور عمل میکند و به آن طرفی که یک نکته عجیب و شاخص (extreme) دارد توجه بیشتری نشان میدهد.
مثال بالا از صفحه ۸۲ کتاب «درآمدی بسیار کوتاه بر تفکر و استدلال» (نوشتۀ جاناتان ایوانز، ترجم، مهدی صادقی) بود. کتابی که سعی دارد تا نشان بدهد فرآیند تفکر ما از چه فیلترهایی میگذرد. کتاب دیگری از همین ناشر (کولهپشتی) هم دقیقاً با همین موضوع منتشر شده: «توهم آگاهی» (نوشتۀ استیو اسلومن/ فیلیپ فرنباخ و ترجمۀ مینا تربتی/ محسن فشی) که به یک تناقض بنیادی بشر میپردازد. اینکه: «ذهن انسان، هم نبوغ آمیز عمل میکند و هم اسفبار، هم درخشان ظاهر میشود و هم نابخرد.» (ص۹) هر دو کتاب کنکاشی هستند دربارۀ مفهوم فکر کردن و اینکه چرا همۀ ما فکر میکنیم بیشتر از بقیه میدانیم. یکی از فصلهای جالب کتاب «توهم آگاهی»، فصل هفتم آن، یعنی «اندیشیدن با فنآوری» است که میگوید اکتفا به جستجوهای اینترنتی، اعتماد به نفسِ شناختی (یعنی حس افراد نسبت به تواناییهای ذهنی خود در یادآوری و پردازش اطلاعات) را افزایش میدهد، درحالیکه این اعتماد به نفس کاذب است.
روش بحث دو کتاب متفاوت است، اما به نظرم خواندن جفتش میتواند کمککننده باشد و مطالب همدیگر را کامل میکنند.
@ehsanname
➖خانوادۀ الف: زن و شوهری با درآمد متوسط، سلامت معمول، ساعات کاری معمولی، ارتباطات قابل قبول با کودک، زندگی اجتماعی نسبتاً باثبات
➖خانوادۀ ب: زن و شوهری با درآمد بیشتر از متوسط، مشکلات سلامتی، سفرهای کاری فراوان، رابطه خیلی نزدیک با کودک، زندگی اجتماعی به شدت فعال
از یک گروه پرسیدند شما سرپرستی بچه را به کدام زوج میدهید؟ از یک گروه پرسیدند حضانت را به کدام زوج نمیدهید؟
در هر دو حالت اکثریت جوابها (۶۴ و ۵۵ درصد) گزینه «ب» بود. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟ قاعدتاً اگر یک زوج مناسب کاری باشند، زوج دیگری نامناسب هستند. پس یکی از این دو تصمیم، غیرمنطقی است. اما واقعیت این است که ذهن ما همینطور عمل میکند و به آن طرفی که یک نکته عجیب و شاخص (extreme) دارد توجه بیشتری نشان میدهد.
مثال بالا از صفحه ۸۲ کتاب «درآمدی بسیار کوتاه بر تفکر و استدلال» (نوشتۀ جاناتان ایوانز، ترجم، مهدی صادقی) بود. کتابی که سعی دارد تا نشان بدهد فرآیند تفکر ما از چه فیلترهایی میگذرد. کتاب دیگری از همین ناشر (کولهپشتی) هم دقیقاً با همین موضوع منتشر شده: «توهم آگاهی» (نوشتۀ استیو اسلومن/ فیلیپ فرنباخ و ترجمۀ مینا تربتی/ محسن فشی) که به یک تناقض بنیادی بشر میپردازد. اینکه: «ذهن انسان، هم نبوغ آمیز عمل میکند و هم اسفبار، هم درخشان ظاهر میشود و هم نابخرد.» (ص۹) هر دو کتاب کنکاشی هستند دربارۀ مفهوم فکر کردن و اینکه چرا همۀ ما فکر میکنیم بیشتر از بقیه میدانیم. یکی از فصلهای جالب کتاب «توهم آگاهی»، فصل هفتم آن، یعنی «اندیشیدن با فنآوری» است که میگوید اکتفا به جستجوهای اینترنتی، اعتماد به نفسِ شناختی (یعنی حس افراد نسبت به تواناییهای ذهنی خود در یادآوری و پردازش اطلاعات) را افزایش میدهد، درحالیکه این اعتماد به نفس کاذب است.
روش بحث دو کتاب متفاوت است، اما به نظرم خواندن جفتش میتواند کمککننده باشد و مطالب همدیگر را کامل میکنند.
@ehsanname
💔«هنگام که خفتهام، خفتهام در خاک، بُوَد که خطاهايم نيافرينند
در سينهات محنتی، محنتی.
ياد آر مرا، ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشتام را از ياد ببر.
ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشتام را از ياد ببر.»
When I am laid, am laid in earth, May my wrongs create
No trouble, no trouble in thy breast;
Remember me, remember me, but ah! forget my fate.
Remember me, but ah! forget my fate.
➖بخشی از اپرای «دایدو و آینیاس» اثر هنری پُرسِل، آهنگساز قرن هفدهمی انگلستان. (ترجمه از +) این داستان یکی از تراژیکترین نمونههای عشق بدفرجام است که ماجرایش در «انئید» ویرژیل هم آمده. داستان عشق نافرجام دایدو، ملکهٔ افسانهای کارتاژ و آنیاس، مردی که از جنگ تروا گریخت و به ایتالیا رفت تا نوادۀ او رومولوس، روم را بنیانگذاری کند.
@ehsanname
در سينهات محنتی، محنتی.
ياد آر مرا، ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشتام را از ياد ببر.
ياد آر مرا، امّا آه! سرنوشتام را از ياد ببر.»
When I am laid, am laid in earth, May my wrongs create
No trouble, no trouble in thy breast;
Remember me, remember me, but ah! forget my fate.
Remember me, but ah! forget my fate.
➖بخشی از اپرای «دایدو و آینیاس» اثر هنری پُرسِل، آهنگساز قرن هفدهمی انگلستان. (ترجمه از +) این داستان یکی از تراژیکترین نمونههای عشق بدفرجام است که ماجرایش در «انئید» ویرژیل هم آمده. داستان عشق نافرجام دایدو، ملکهٔ افسانهای کارتاژ و آنیاس، مردی که از جنگ تروا گریخت و به ایتالیا رفت تا نوادۀ او رومولوس، روم را بنیانگذاری کند.
@ehsanname
▪️مجید عقیلی طراح گرافیک، هنرمند نقاش و مدیر گروه گرافیک دانشگاه سپهر اصفهان، امروز درگذشت. دو نمونه از طراحی جلد کتابهای این استاد فقید را ببینید @ehsanname
Damavand
Iraj Gorgin
🎧 حالا که خبر وقف بخشی از قلۀ دماوند و تکذیب و تاییدش داغ است و ملت دارند با قصیدۀ «دماوندیه» ملکالشعراء بهار نقیضه میسازند، اصل شعر را هم با صدای ایرج گرگین بشنویم، شعری ماندگار که جزو حافظۀ جمعی ماست @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 «خطای عمل» یعنی چی؟ بخشی از کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» رولف دوبلی، ترجمۀ عادل فردوسیپور و همکاران که قرار است به زودی کتاب صوتی آن با صدای فردوسیپور منتشر شود @ehsanname
❓چگونه کتاب و کاغذها را در صورت آلوده شدن به ویروس کرونا ضدعفونی کنیم؟
➖پاسخ موسسه ملی تحقیقات سلامت و دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران (+): بهترین روش ضدعفونی کردن اشیای کاغذی، قرنطینه کردن آنها است. مطالعهای که در خصوص ماندگاری ویروس کرونا بر سطح اجسام مختلف انجام شد، نشان داد این ویروس به مدت ۲۴ ساعت روی سطوح مقوایی و به مدت ۷۲ ساعت روی سطوح پلاستیکی (مثل CD و DVD) فعال میماند. پس میتوانید ۲۴ ساعت کتاب را در گوشهای از خانه قرار داده و بعد به آن دست بزنید. البته مطالعات نشان میدهد زمان ماندگاری ویروس کرونا روی اسکناس ۴ روز است.
▫️یکی دیگر از روشهای ضدعفونی کتابها، تمیز کردن آنها است. بهتر است از یک پارچه میکروفیبر استفاده شود. استفاده از دستمال مرطوب ضدعفونیکننده روی سطح کتاب نیز میتواند اثربخش باشد. با این روشها، اشیای کاغذی آسیب نمیبینند.
▪️اگر بیمار هستید، تا زمانی که علائم شما از بین نرفته، کتابهای خود را به اشتراک نگذارید.
▫️اگر آشنایان شما بیمار هستند، آنها را در منزل/کتابخانهتان نپذیرید.
▪️هر بار که از کتابخانه استفاده میکنید، دستهای خود را بشویید یا از ضدعفونیکننده دستی استفاده کنید.
▫️با دیگران برای بررسی کتابها و مطالعه آنها، در کتابخانه جمع نشوید. رعایت فاصله فیزیکی برای کنترل گسترش و سرعت کرونا ویروس بسیار مهم است.
@ehsanname
🔻نقاشی جنی کرویک، یکی از طراحان جلد «نیویورکر» از یک کتابدار ایرانی (+)
➖پاسخ موسسه ملی تحقیقات سلامت و دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران (+): بهترین روش ضدعفونی کردن اشیای کاغذی، قرنطینه کردن آنها است. مطالعهای که در خصوص ماندگاری ویروس کرونا بر سطح اجسام مختلف انجام شد، نشان داد این ویروس به مدت ۲۴ ساعت روی سطوح مقوایی و به مدت ۷۲ ساعت روی سطوح پلاستیکی (مثل CD و DVD) فعال میماند. پس میتوانید ۲۴ ساعت کتاب را در گوشهای از خانه قرار داده و بعد به آن دست بزنید. البته مطالعات نشان میدهد زمان ماندگاری ویروس کرونا روی اسکناس ۴ روز است.
▫️یکی دیگر از روشهای ضدعفونی کتابها، تمیز کردن آنها است. بهتر است از یک پارچه میکروفیبر استفاده شود. استفاده از دستمال مرطوب ضدعفونیکننده روی سطح کتاب نیز میتواند اثربخش باشد. با این روشها، اشیای کاغذی آسیب نمیبینند.
▪️اگر بیمار هستید، تا زمانی که علائم شما از بین نرفته، کتابهای خود را به اشتراک نگذارید.
▫️اگر آشنایان شما بیمار هستند، آنها را در منزل/کتابخانهتان نپذیرید.
▪️هر بار که از کتابخانه استفاده میکنید، دستهای خود را بشویید یا از ضدعفونیکننده دستی استفاده کنید.
▫️با دیگران برای بررسی کتابها و مطالعه آنها، در کتابخانه جمع نشوید. رعایت فاصله فیزیکی برای کنترل گسترش و سرعت کرونا ویروس بسیار مهم است.
@ehsanname
🔻نقاشی جنی کرویک، یکی از طراحان جلد «نیویورکر» از یک کتابدار ایرانی (+)
احساننامه
🔺وزارت ارشاد اعلام کرد دولت ایران با اعطای تابعیت به استاد نجیب مایل هروی موافقت کرده. بعد از انتشار مطالبی در مورد خودسوزی پسر استاد مایل هروی، روابط عمومی ارشاد خبر داد با پیگیری این وزارت و اقدامات وزارت کشور، وزارت خارجه، و نهادهای مرتبط موضوع پذیرش تابعیت…
📸تصویر روز: انجام مراحل اداری اعطای تابعیت ایرانی به استاد مایل هروی در منزل ایشان (ایرنا). نجیب مایل هروی، نویسنده، شاعر، پژوهشگر، نسخهشناس و از اساتید برجستۀ ادبیات فارسی است که سال ۱۳٢٩ در شهر هرات متولد شده و از سال ۱۳۵۰ ساکن مشهد است. دو سالی بود که مشکلات این استاد معروف، توجه کاربران فضای مجازی را جلب کرده اما مشکلات قانونی مربوط به تابعیت، مسیر کمکرسانی را با مشکلات و حواشی همراه کرد که چند بار خبری شد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚حالا کتابهای الکترونیکی با قابلیتهای جدیدی مثل جستجو در متن، یا همخوانی کتاب عرضه شدهاند اما هنوز و همچنان کتابهای کاغذی طرفدار دارند. چرا؟ اینجا چیپ کید (Chip Kidd) یکی از معروفترین طراحان جلد کتاب دنیا، ضمن مرور سریع تاریخچۀ کتاب، به این سوال جواب میدهد @ehsanname
➕ ترجمه و زیرنویس از @DailyTED1
➕ ترجمه و زیرنویس از @DailyTED1
Forwarded from مرکز آموزشهای نوین سوره
✅ نویسندگی خلاق
📌 مدرس: احسان رضایی
📆 جمعهها 17 تا 19
📋 طرح درس:
- سوژهیابی: چه سوژهای برای داستان نوشتن انتخاب کنیم که برای خوانندگان بیشتری جذاب باشد؟
- گسترش ایده: چطور از هر ایده و سوژه اولیه، میتوانیم به یک داستان برسیم؟
- خلق شخصیت: چه نوع شخصیتهایی برای داستانگویی مناسب هستند؟ کدامها مناسب نیستند؟
- نثر داستانی: برای یک داستان خوب، فقط ایده کافی نیست. چطور تعریف کردن داستان هم مهم است.
- طنز در داستان: یکی از روشهای اصلی ایجاد جذابیت، اضافه کردن طنز به اثر است. اما چطور؟
- مدیریت متن: چه شروع و پایانبندی برای داستان جذابتر است؟ چطوری داستان از نفس نمیافتد؟
📎 کسب اطلاعات بیشتر:
سایر دورهها:https://t.me/sooretc/6
سایت مرکز: www.sooretc.com
صفحۀ اینستاگرام: @soore.training.center
پاسخگویی تلفنی و تلگرامی: 09122942405
➖ :https://t.me/sooretc
📌 مدرس: احسان رضایی
📆 جمعهها 17 تا 19
📋 طرح درس:
- سوژهیابی: چه سوژهای برای داستان نوشتن انتخاب کنیم که برای خوانندگان بیشتری جذاب باشد؟
- گسترش ایده: چطور از هر ایده و سوژه اولیه، میتوانیم به یک داستان برسیم؟
- خلق شخصیت: چه نوع شخصیتهایی برای داستانگویی مناسب هستند؟ کدامها مناسب نیستند؟
- نثر داستانی: برای یک داستان خوب، فقط ایده کافی نیست. چطور تعریف کردن داستان هم مهم است.
- طنز در داستان: یکی از روشهای اصلی ایجاد جذابیت، اضافه کردن طنز به اثر است. اما چطور؟
- مدیریت متن: چه شروع و پایانبندی برای داستان جذابتر است؟ چطوری داستان از نفس نمیافتد؟
📎 کسب اطلاعات بیشتر:
سایر دورهها:https://t.me/sooretc/6
سایت مرکز: www.sooretc.com
صفحۀ اینستاگرام: @soore.training.center
پاسخگویی تلفنی و تلگرامی: 09122942405
➖ :https://t.me/sooretc
🔺دکتر بدرالزمان قریب، استاد زبانهای باستانیِ ایران امروز درگذشت. تخصص او بیشتر زبان سُغدی بود. سغد در شمالشرقی ایران (بین دو رود جیحون و سیحون) پیش از رواج فارسی دری، زبان مخصوصی داشت که متون بازماندۀ آن، به خاطر میانجی بودن بین چند فرهنگ اهمیت تاریخی دارند. در یک قطعۀ سغدی، داستانی ناتمام از حماسۀ ملی ما آمده. آنجا دیوهایی که به جنگ رستم رفتهاند اینطور توصیف شدهاند: «دیوان بسیار کمانگیر، بسیار گردونهسوار، بسیار پیلسوار، بسیاری سوار بر خوک، بسیار سوار بر روباه، بسیاری سوار بر سگ، بسیاری سوار بر مار و سوسمار، بسیاری پیاده، بسیار در حال پرواز مانند کرکس و خفاش میرفتند و بسیاری واژگون، سر به پایین و پاها به بالا. غرشی برکشیدند و زمانی دراز باران، برف، تگرگ و تندر برانگیختند. دهان را باز گشودند و آتش، شعله، دود رها ساختند و به جستجوی رستم دلاور رهسپار شدند.» (ترجمۀ خانم دکتر قریب +) تصاویر بالا هم از نقاشی دیواریهای پنجکنت (در تاجیکستان امروزی) است که قبل از قرن ۸میلادی کشیده شده و رستم را با لباس پلنگینه و اسب قرمز (رخش) نشان میدهند در جنگ با دیوها (منبع +، +و +). همۀ اینها قبل از «شاهنامه» @ehsanname