احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔺ارباب سکه‌ها؛ شوخی با پوسترهای فیلم «ارباب حلقه‌ها» و واکنش به قیمت سکه بهار آزادی - کاری از سعید بگلو، گرافیست @ehsanname
📸 بازگشایی موزه لوور پاریس بعد از ۱۶ هفته تعطیلی به دلیل کرونا و سلفی با مونالیزا همراه ماسک (منبع عکس +) @ehsanname
🔺با شکایت احمد کیارستمی، فرزند عباس کیارستمی دادگاه دستور جمع‌آوری کتاب «من خانه‌م»، مجموعه نامه‌های عباس کیارستمی به همسر سابقش پروین امیرقلی را صادر کرد. کتاب «من خانه‌م» به کوشش بهمن کیارستمی پسر دیگر آقای کارگردان تهیه شده. اما بعد از انتشار آن احمد کیارستمی از عدم رعایت حریم خصوصی در این کتاب و نگرفتن مجوز نشر آن شکایت کرده و وعدۀ پیگری «از طرق قانونی» داد. برای حل موضوع برخی چهره‌های سینمایی و فرهنگی پیگیری‌هایی انجام دادند که به نتیجه نرسید. (فرارو) حالا بهمن کیارستمی نوشته: « دیروز با شکایت اخوی (اشاره به احمد کیارستمی) ریختند دفتر نشر نظر و پیش از بررسی شکایت، ۶۷۴ جلد از کتاب را با حکم موقت بردند و ضبط کردند.» احمد کیارستمی از انتشار کتاب «مرگ و دیگر هیچ» (دستنوشته‌های کیارستمی در سررسید سال ۱۳۷۶) توسط برادرش هم گلایه داشت. ظاهراً اختلافات درون خانواده کیارستمی از زمان فوت عباس کیارستمی و بر سر اختلاف نظر در مورد درمان او شروع شده است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔍امروز (۷ جولای) سالمرگ دکتر آرتور کانن‌دویل، خالق شرلوک هولمز است. این تصویر اولین داستان شرلوک (A Study in Scarlet، در ترجمه خانم دقیقی «اتود در قرمزِ لاکی») است در یک سالنامه در ۱۸۸۷ @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔍اولین ترجمه شرلوک هولمز به فارسی، همزمان با مشروطه منتشر شد: ۱۳۲۳ قمری یا ۱۲۸۴ شمسی. چون این ترجمه از متن روسی بود، شده است «شرلوک خلمس». کانن‌دویل تا ۱۲سال بعد ماجراهای شرلوک را می‌نوشت @ehsanname
📖 جدول بالا، نموداری است که اکونومیست از وضعیت فروش کتابهای مرتبط با ترامپ منتشر کرده. 📘آبی‌ها بهترین عناوین ضدترامپ هستند و 📕قرمزها بهترین کتابهای به نفع او. آمار فروش قابل توجه است. بخصوص چهار کتاب «آتش و خشم» مایکل وولف، «وحشت: ترامپ در کاخ سفید» باب وودوارد، «یک وفاداری بالاتر» جیمز کومی و «آنچه اتفاق افتاد» هیلاری کلینتون که بیشتر از ۵۰۰هزار جلد فروخته‌اند. (هر چهار عنوان به فارسی هم ترجمه شده‌اند. از دستۀ دیگر هم «کشتی احمق‌ها» تاکر کارلسون ترجمه شده.) تازه این جدول برای دو هفته پیش است و از آن زمان کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» جان بولتون هم ۷۸۰هزار نسخه فروخت. هفته بعد کتاب ماری ترامپ، برادرزادۀ روانشناسِ ترامپ هم منتشر می‌شود که زیرعنوانش گویاست: «چگونه خانوادۀ من خطرناک‌ترین مرد دنیا را خلق کرد؟» ناشر برای چاپ اول این کتاب تیراژ ۷۵هزار نسخه در نظر گرفته. ترامپ خودش کتاب‌خوان نیست، ولی وجودش هدیه‌ای است برای ناشرها و کتابفروش‌ها @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اگر شرلوک هولمز نبود، جهان چیزی کم داشت؟ گفتگوی مهام میقانی، سروش روحبخش، احسان رضایی و سروش صحت، در برنامه «کتاب‌باز» ۱۱دی۹۸ @ehsanname
📚پیشنهاد خرید کتاب برای پدر و مادرها
شورای کتاب کودک، ۵۷مین فهرست سالانه خودش از بهترین کتابهای حوزۀ کودکان و نوجوان را منتشر کرد. اعلام این فهرست قرار بود همراه با سالگرد تأسیس شورا در اسفندماه برگزار شود که به دلیل شیوع کرونا لغو شد و دیروز به صورت مجازی برگزار شد. فهرست انتخابهای شورای کتاب کودک از بین آثار منتشره در ۱۳۹۷ می‌تواند راهنمایی برای انتخاب کتاب توسط والدین باشد. (فهرست سایر انتخابهای سالانه شورا از ۱۳۴۲ اینجا هست.) در زیر فهرست امسال را می‌بینید با این توضیحات: علامت 🐟 یعنی این کتاب برگزیده شده و نشانِ ماهی سیاه کوچولو را برده. کتابهایی که این علامت را ندارند، تقدیری هستند. علامت🐢یعنی کتاب در فهرست‌های فصلی لاک‌پشت پرنده هم انتخاب شده بوده. گروه‌بندی سنی کتابها هم که یادتان هست. گروه سنی الف (تا کلاس اول دبستان)؛ ب (کلاس‌های دوم و سوم)؛ ج (کلاس‌های چهارم، پنجم و ششم)؛ د (کلاس‌های هفتم، هشتم و نهم) و گروه هـ (پایان نوجوانی از کلاس دهم به بعد).

📔داستان - تألیف
مجموعه ۳جلدی «بردیا و گولاخها» نوشتۀ مهدی رجبی، نشر افق (مناسب برای گروه سنی ج)🐢
«تک خال» نوشتۀ پیام ابراهیمی، تصویرگری رضا دالوند؛ انتشارات فاطمی (برای گروه‌های الف-ب)🐢
🐟«گفتگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگها» نوشتۀ جمشید خانیان؛ نشر افق (گروه‌های ج-د)🐢

📕داستان - ترجمه
🐟«دشمن» نوشتۀ دیوید کالی، تصویرگر سرژ بلوک، ترجمۀ رضی هیرمندی. نشر چشمه (ج-د)🐢
«شب هانا» نوشته و تصویرگری کوماکو ساکائی، ترجمۀ مهدیه متقی، انتشارات علمی فرهنگی، (۴-۲ سال)🐢
🐟«ریگو و رُزا» نوشتۀ لورنتس پاولی، تصویرگری کاترین شرر، ترجمۀ الهام مقدس؛ نشر ایرانبان (ب-ج)🐢
🐟«مراقبم باش» نوشتۀ لورنتس پاولی، تصویرگری میریام زولیوس، ترجمۀ نگین کتال؛ انتشارات مبتکران (الف-ب)

📗شعر
🐟«احتیاط کنید پرنده‌ها پای سفره صبحانه‌اند» سرودۀ حسین تولایی، تصویرگری نوشین خائفی اشکذری؛ انتشارات علمی و فرهنگی (د-ه)
🐟«بچه‌ها بهار» سرودۀ نیما یوشیج، تصویرگری هدا حدادی؛ نشر میرماه (الف)
«دل تو برد شرط را...» سرودۀ فاطمه سالاروند؛ نشر پیدایش (د-ه) [تقدیری چهاردهمین جشنواره شعر فجر]
🐟«گوزن در کافی‌شاپ» سرودۀ مریم اسلامی، تصویرگری سالومه سیاح؛ کتابهای نردبان (د-ه)

📙دانش اجتماعی و زندگینامه
🐟«خوراک زرافه با سالاد لاکپشت» نوشته و تصویرگری رضا دالوند؛ انتشارات فاطمی (۴-۲ سال)
🐟«می‌توانم یک منِ دیگر بسازم» نوشته و تصویرگری شینوسکه یوشی تاکه، ترجمۀ رضی هیرمندی؛ نشر افق (ج)🐢
مجموعه ۳جلدی «نامه‌های نیلی» (نیلی در شهر سوخته/ سرزمین زعفران/ قلعه گنج) نوشتۀ مهدی رجبی، تصویرگری مریم رجبی، انتشارات زعفران (ج-د)

📘هنر بازی و سرگرمی
«سه نوازنده - با الهام از نقاشی پیکاسو» نوشتۀ ورونیک ماسنو، تصویرگری ونسا اییه، ترجمۀ زهره هدایتی بیدهندی. انتشارات علمی و فرهنگی (ج)
«قورباغه کجاست؟ - با الهام از نقاشی کلود مونه» نوشتۀ ژرالدین الشنر، تصویرگری استفان جیرل، ترجمۀ هایده مشایخ؛ انتشارات علمی و فرهنگی (ج)
«موج بزرگ - با الهام از چاپ باسمه چوبی» نوشتۀ ورونیک ماسنو، تصویرگری برونو پیلورژه، ترجمۀ مهدی مقیسه؛ انتشارات علمی و فرهنگی (ب-ج)
«هیپو؛ اسب آبی کوچولو - با الهام از هنر مصر» نوشتۀ ژرالدین الشنر، تصویرگری آنیا کلاوس، ترجمۀ هایده مشایخ؛ انتشارات علمی و فرهنگی (ب-ج)

📖علوم تجربی
🐟«این پی‌پی مال کیه؟» نوشتۀ دارین پی اند. تصویرگری کلسی اوسید، ترجمۀ سارا قربانی برزی؛ انتشارات فاطمی (الف-ب)
«تکامل» نوشتۀ دانیل لاکستون، ترجمۀ کاوه فیض‌اللهی و طاهره رنجبر؛ انتشارات فاطمی (د)🐢

📓مرجع (کلیات)
«دانشنامه محیط زیست» نوشتۀ هنریک مجنونیان، بهرام حسن‌زاده‌کیابی و شکوه حاجی‌‌نصرالله؛ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (هـ)🐢

📒تصویرگری
مجموعه ۴جلدی «بچه‌محل نقاش‌ها: زمانی که هم‌خانه داوینچی/ همسایه میکل آنژ /هم‌سفر ونگوگ/ هم‌سنگر پیکاسو بودم» نوشتۀ محمدرضا مرزوقی، تصویرگری مجتبی حیدرپناه؛ نشر هوپا (ج-د)
🐟«تک خال» نوشتۀ پیام ابراهیمی، تصویرگری رضا دالوند؛ انتشارات فاطمی (ب)
«کبوترباشی و زرافه‌های پرنده» نوشتۀ مسعود ملکیاری، تصویرگری مجید فخارزواره؛ کتابهای نردبان (د)🐢
«هفت اسب، هفت رنگ» نوشتۀ محمدهادی محمدی، تصویرگری نوشین صفاخو؛ موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان (ج)

🎧کتاب صوتی
«افتادن برگی به نام فردی» نوشتۀ لئو بوسکالیا، ترجمۀ مسیحا برزگر، با صدای مرجان امینی تهرانی؛ نوین کتاب گویا (ج)
🐟«تام سایر» نوشتۀ مارک تواین، ترجمۀ لیلا سبحانی، با صدای امیرمحمد صمصامی؛ نشر ماه آوا (ج-د)
🐟«دیوید کاپرفیلد» نوشتۀ چارلز دیکنز، ترجمۀ لیلا سبحانی، با صدای امیرمحمد صمصامی؛ نشر ماه آوا (ج-د)
«قصه‌های مجید» نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی، صدای مهدی پاکدل و آهنگسازی مهدی زارع؛ نوین کتاب گویا (د-ه)
@ehsanname
🔺کاریکاتوری قدیمی از هفته‌نامه «گل‌آقا» (۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۴) اثر ناصر پاکشیر. (+) نکتۀ جالب، اطلاعی است که این کاریکاتور از قیمت کتابها در آن سال می‌دهد: دوره آثار افلاطون ۲۴هزار تومان. چاپ جدید همین دورۀ ۴جلدی ۳۵۰هزار تومان قیمت دارد @ehsanname
اندر_آداب_چای‌نوشی_قاسم_هاشمی‌نژاد.pdf
5.3 MB
⭕️ چه نثر شیرین و روانی دارد قاسم هاشمی‌نژاد!
@jalaeipour
Audio
👆 فایل صوتیِ «اندر آداب چای‌نوشی» با نثر شیرین قاسم هاشمی‌نژاد!
@jalaeipour
📊این بزرگترهای کتاب‌نخوان! طبق آمار نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، سال ۱۳۹۸ مجموع کتابهای امانت‌گرفته از کتابخانه‌های عمومی ایران ۲۸میلیون جلد کتاب بوده که ۲۳میلیون نسخه‌اش کتابهای کودک و نوجوان بوده. یعنی ۸۲ درصد از امانت کتاب برای بچه‌ها و نوجوان‌ها بود، درحالی‌که ۶۰ درصد اعضای کتابخانه‌های عمومی را گروه سنی زیر ۱۸ سال تشکیل می‌دهند. بیشترین میزان امانت کتابهای کودک هم متعلق به این مجموعه‌ها بوده: «دفتر خاطرات بچه لاغرمردنی» جف کینی، «قصه‌های من و بابام» اریش اُزر و «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» مهدی آذریزدی @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، دیشب دستور تغییر کاربری موزۀ ایاصوفیه به مسجد را اعلام کرد. اقدامی که با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد. یک نکته در این میان، شعرخوانی اردوغان به فارسی در سخنرانی‌اش بود: «بوم نوبت می‌زند بر طارم افراسياب/ پرده‌داری می‌كند در قصر قیصر عنکبوت». این، بیتی است که سلطان محمد فاتح روز فتح قسطنطنیه/ استانبول (۲۹ می۱۴۵۳) خواند و امپراتور بیزانس را شبیه افراسیاب «شاهنامه» شکست‌خورده‌ای توصیف کرد که قصرش خانۀ عنکبوت و جغد (بوم) شده. سلطان محمد دوم عثمانی دوستدار شعر فارسی بود. خودش هم شعر می‌گفت و دیوان شعری با تخلص «عونی» دارد. به جهدی، یکی از شاعران دربارش، دستور داد تاریخ عثمانی را به فارسی و شبیه «شاهنامه» فردوسی بسراید. وقتی در تصرف قونیه یکی از نوادگان مولوی به اسارت سپاهش درآمد، سلطان از او معذرت خواست و مولوی‌زاده را احترام کرد. از عبدالرحمن جامی هم برای سفر به استانبول دعوت کرد و برای او هدایایی می‌فرستاد. مرحوم حکمت در کتاب «جامی» (ص۴۳-۴۹) اشعاری که جامی برای این سلطان سروده و نیز دو نامۀ سلطان بایزید دوم، پسر و جانشین سلطان محمد به جامی و جوابهای او را آورده است @ehsanname
Ernest Hemingway - Pursuit as Happiness.pdf
199.2 KB
▪️«جست‌وجویی همچون خوشبختی»
▫️نوشته‌‌ی «ارنست همینگوی»
▫️ترجمه‌ی «نازنین معماریان»

📎 جدیدترین #داستان همینگوی، منتشر شده در مجله نیویورکر June 1, 2020

@NewYorkFaMag
💔علت عاشق ز علتها جداست
✍️احسان رضایی: ویدیویی دیدم از عملیات بیرون کشیدن دو جسد از دریاچه یک سد که در شرحش نوشته بودند متعلق به دختر و پسر جوانی است اهل اندیکا در استان خوزستان که از آب سد گدار‌لندر بیرون‌ کشیده شده. ظاهراً جوان‌ها همدیگر را می‌خواسته‌اند و خانواده‌ها مخالف بوده‌اند و این دو هم رفته‌اند همدیگر را با طناب به هم بسته و درون دریاچه سد پریده‌اند، مگر این‌طوری با هم باشند. آن که فیلم را فرستاده بود، مقداری هم در باب عشق و عاشقی ضمیمه و از داستان‌های عشاق معروف یاد کرده بود. اما آیا واقعاً این ماجرا، یک داستان عاشقانه است؟ بگذارید از اول شروع کنیم. عشق را در طب قدیم نوعی بیماری می‌دانستند، از دستۀ امراض دِماغی یا ذهنی. اصلاً عنوان عشق از گیاه عَشَقه گرفته شده که دور تنۀ یک گیاه دیگر می‌پیچد و بالا می‌رود و شیرۀ گیاه اصلی را می‌مکد و می‌کشد. برای همین ابن‌سینا هم در کتاب «قانون» عشق را یک جور مالیخولیای پایدار معرفی کرده و برایش نشانه‌هایی ذکر کرده مثل نبض نامنظم، پریدن پلکها، نفس کشیدن نامنظم و خُلق ناپایدار که فرد به راحتی به گریه یا خنده می‌افتد. همۀ اینها را گفتم که برسم به درمان این بیماری از نظر شیخ‌الرئیس که می‌گوید باید «عاشق و معشوق را با زنجیرِ ازدواج به هم پیوند دهند». منظور اینکه از اساس، داستان عاشقانه، داستان «نرسیدن» است. اینکه بعد از رسیدن احتمالی چی می‌شود، ربطی به قصه‌های عشقی ندارد. آن ماجرا، خودش یک داستان دیگر است. ممکن است درام از کار دربیاید، کمدی بشود، یا حتی تراژدی. اما ربطی به عاشقانه ندارد. وقتی داریم دربارۀ عاشقانه‌های معروف حرف می‌زنیم دربارۀ قصه‌هایی حرف می‌زنیم که انواع مختلف «نرسیدن» را روایت می‌کنند. غریبی و اسیری و غم یار. بنابراین آن حکایتی که اول حرف تعریف کردم هم چون به نرسیدن منجر شده، یک وجه مشترک با عاشقانه‌ها دارد. اما داستان عاشقیت، بجز مصایب رسیدن یک عنصر مهم دیگر هم می‌خواهد: تلاش برای رسیدن.‌‍ خسرو برای رسیدن شیرین حاضر می‌شود از بزرگترین مهندس امپراتوری، یعنی فرهاد چشم بپوشد و او را پی نخود سیاه بفرستد و فرهاد هم برای رسیدن به شیرین کار محال کوه کندن را به عهده می‌گیرد. برای همین است که آنها عاشقان بزرگی بودند. «نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد» و زمین و زمان را به هم بدوزد. وگرنه که اسمش عشق نیست. عشق، همان که «مرضی است از قسم جنون که از دیدن صورت حُسن پیدا می‌شود» درست مثل جادۀ یکطرفه‌ای است که دور برگردان هم ندارد. به قول خواجه: «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست». دو جوان قصه ما اما خواستند میانبر بزنند. محبت آنها، چنان عشقی نبود که بتواند برای ایستادن در برابر همۀ دنیا به آنها نیرو و انگیزه بدهد. به جایش صورت مسأله را پاک کردند. و این‌طوری است که از شنیدن حکایتشان متأثر می‌شویم، اما نمی‌توانیم به ماجرایشان، لقب «عاشقانه» یا حداقل عاشقانۀ بزرگ بدهیم. به قول آقای شاعر: «افسانه‌ها میدان عشاق بزرگند/ ما عاشقانِ کوچکِ بی‌داستانیم». / اعتماد
@ehsanname
🔺«شکسپیر» قدیمی‌ترین کتابفروشی محله ساغریسازان رشت بعد از از ۴۵سال فعالیت، تعطیل شد. ظاهراً ویلیام شکسپیر، نویسندۀ محبوبِ محمدعلی هنرجوئی، صاحب این کتابفروشی بوده که وقتی سال ۱۳۵۵ این کتابفروشی را راه انداخت، چنین اسمی برایش گذاشت. حالا اما هنرجوئی مغازه را فروخته و شکسپیر بسته شده است (خبر و عکس از اینجا + یک گزارش قدیمی از شکسپیر رشت هم اینجا +) @ehsanname
Audio
Khosro Shakibayi
🔹پادشاهی به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی مَلِک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن، که گفته‌اند هرکه دست از جان بشوید، هرچه در دل دارد بگوید. وقت ضرورت چو نماند گریز/ دست بگیرد سر شمشیر تیز. مَلِک پرسید: چه می‌گوید؟ یکی از وزرای نیک‌محضر گفت: ای سلطان، همی‌‌گوید: وَالکاظمینَ الغَیْظ وَ العافینَ عَن النّاس. مَلِک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت. وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان بجز راستی سخن گفتن. این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک روی از این سخن درهم کشید و گفت: آن دروغ وی پسندیده‌تر آمد مرا زین راست که تو گفتی، که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خُبث طینتی!
@ehsanname
🎧حکایتی از «گلستان» سعدی با صدای خسرو شکیبایی و موسیقی کارن همایون‌فر
Forwarded from احسان‌نامه
⬅️ سه روایت از یک دیدار
@ehsanname
اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۸۸ درگذشت. نویسندۀ پرکار و کم‌حرفی که نویسندگی‌اش تاثیر دیدارش با ارنست همینگوی در آوریل ۱۹۶۱ یعنی دو ماه پیش از مرگ همینگوی بود. این دیدار، چنان در زندگی فصیح تعیین‌کننده بود که در تنها مصاحبه‌های عمرش هم آن را تعریف کرده. جالب اینکه هر بار، جزئیات خاطره کمی با هم تفاوت دارد. جزئیاتی که انگار با احوالات آقای نویسنده مرتبط است. یکجا داستان را با طنز تمام می‌کند و جای دیگر با تراژدی.

🔹روایت اول: سال۱۹۶۱ که من به مزولا آمده بودم و مدرک ادبیات انگلیسی‌ام را می‌گرفتم، در آن موقع ایشان در شهر کوچک کچوم در آیداهو عمرش را می‌گذراند، جنوب مانتانا. دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه مانتانا در مزولا ایشان را دعوت کرد. بالاخره یک روز همینگوی آمد، در محوطه نشست ولی تو نیامد. در همان‌جا روی‌ چمن‌ها نشست و صحبت کرد، و دانشجوها و استادان هم دایره‌وار جلوش توی چمن. یک روز بهاری آفتابی مانتانا بود.
من و یکی از دوستان، خیلی جلو تقریباً کنار همینگوی نشسته بودیم. او آن‌ روز یک شلوار کوتاه نظامی پوشیده‌ بود، یک پیراهن اسپرت و صندل. هرکس یک سؤالی می‌کرد و او جواب کوتاهی می‌داد، کمی با دلخستگی. من فقط محو خودش و کلام و صدایش بودم، که برای مردی به آن قوی‌هیکلی و عاشق‌ شکار و تیراندازی، نازک و ظریف بود. خودش هرگز در این دانشگاه حضور پیدا نکرده بود، ولی من‌ خوب یادم بود که رابرت جردن، قهرمان اصلی رمان بزرگش «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید» را یکی از استادان این دانشگاه انتخاب کرده بود.
در دقایق آخری که می‌خواست بلند شود نفس بلندی کشید، به اطراف به‌صورت وداع نگاه کرد… بعد باز به من که نزدیکش بودم نگاه کرد و چون قیافه‌ام زیاد مانتانائی نبود، به شوخی پرسید: «شما از کجایین؟» لابد فکر می‌کرد مال امریکای لاتین و آنجاها هستم که خودش چندین سال آخر را در آنجا، در کوبا گذرانده بود قبل از این‌که انقلاب ضدامریکایی‌ فیدل کاسترو بشود و او بیاید به کچوم، آیداهو. من همانطور که نشسته بودم با لهجه خوب امریکایی‌ گفتم: “Iran … Good old Persia.”
با لبخند سرش را تکان تکان داد و گفت: “Right…”
حالا نمی‌دانم مقصودش “Right” بود یا “Write” به‌ هر حال گفتم: “I’m”
پرسید: “?Going back” گفتم: “I will”
بعد جمله‌ای گفت که هنوز توی مغزم مثل ناقوس طلسم‌شده زنگ می‌زند و در آن لحظه نفهمیدم مربوط به آینده زندگی من بود یا زندگی خودش؟
گفت: “There’s hard times in the end.”
این اواسط آوریل بود. اوایل ژوئیه، یک روز صبح از رادیو شنیدم همینگوی با شلیک گلوله تفنگ توی دهانش خودکشی کرده ... شب خاکسپاری او، من فکر می‌کردم آن جمله «hard times» آن روز توی میزولا، لابد مال‌ آخرین ایام عمر خودش بوده، اما حالا مطمئن نیستم.
📌از ماهنامه «کلک» مهروآبان ۷۳ (شماره ۵۵و۵۶) صفحه ۲۰۹و۲۱۰
@ehsanname
🔹روایت دوم: وقتی در سانفرانسیسکو ازدواج کردم، با همسرم رفتم به مزولا در مانتانا. یک روز دانشگاه همینگوی را دعوت کرد تا برای دانشجویان صحبت کند، همینگوی بعد از ۱۵ سال اقامت در کوبا آن وقت‌ها در همان نزدیکی ایالت ما در مانتانا زندگی می‌کرد، مانتانا یکی از ایالت‌های بزرگ آمریکا بود و همانجا بود که لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفتم. همینگوی هم آمد، آن هم با یک شلوار کوتاه و زیرپوش. البته نیامد توی دانشگاه. جلوی در دانشگاه همه به شکل نیم‌دایره دور همینگوی نشستیم و به سؤال‌های مختلف جواب داد. همینگوی وقتی چهره متفاوت و شرقی من را دید فکر کرد که احتمالا باید اهل کوبا یا کشورهای شرقی باشم، به من نگاه کرد و گفت: Where are you come from؟ به زبان انگلیسی خیلی خوب و همان‌طور که آمریکایی‌ها «ایران» را تلفظ می‌کنند، جواب دادم: Iran و او هم گفت: You ran؟ و من هم جواب دادم: Yes, from Iran. ‍ ‍[فصیح با صدای بلند می‌خندد]
بعد گفت: Try very hard و من هم گفتم: Yes I’ll try و بعد پرسیدم: Writing or something else؟
گفت: Write یا شاید هم Right که آن موقع نفهمیدم منظورش کدامیک است، که البته احتمالاً منظورش همان «نوشتن» بوده. بعد هم من مثل نظامی‌ها دست راستم را بردم بالا و به او سلام نظامی دادم.
📌از روزنامه «اعتماد» ۲۷فروردین۸۶ (شماره ۱۳۶۸) صفحه ۱
@ehsanname
🔹روایت سوم، از دفتر یادداشتهای فصیح است و در ماهنامه «اندیشه پویا» مرداد ۹۶ (شماره ۴۴) منتشر شد. در این روایت، همینگوی در جواب lran (آی رَن) فصیح پرسیده: «تمام راه را؟ از آسیا تا آمریکا؟» فصیح از «پیرمرد و دریا» تعریف کرده و همینگوی پرسید «با خنده‌ای کم‌حوصله یک انگشتش را به طرف من من دراز کرد و پس از مکث کوتاهی فقط گفت Right. همه دست زدند. آنابل [همسرم] برگشت و با عشق و تحسین به من نگاه کرد. نمی‌دانستم همینگوی به من گفته Right یعنی درست است، یا Write یعنی بنویس.
روزی شگفت‌‌انگیز و نازنین از آب درآمد.» 👇
khabgard.com/2534/
💔«شنیده‌ام که درخت از درخت باخبر است
و من گمان دارم
که سنگ هم از سنگ
و ذره ذرۀ عالم که عاشقانِ هم‌اند
مگر دلِ تو که بیگانه است با دل من!»
@ehsanname
شعرى جدید از استاد هوشنگ ابتهاج #سايه با دستخط شاعر (منبع +)