گوشه ای از مجلس ضربت زدن
فرید حامد
🎧 «شما با من چه کردید؟ ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنۀ شما، حقیقتِ من کجاست؟...» برشی از نمایشنامه «مجلس ضربتزدن»، اثر بهرام بیضایی، با صدای فرید حامد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔖دومین جشنوارۀ خودنویس به دبیری احسان رضایی شروع شده و همۀ کسانی که تا به حال کتاب داستانی منتشر نکردهاند، میتوانند با فرستادن طرح داستانی تا ۲۰ خرداد ۹۹ (از طریق سایت khodnevis.ir) در این مسابقه شرکت کنند تا بعد از انتخاب طرحهای برگزیده، زیر نظر مدرسان داستاننویسی این جشنواره، رمان خودشان را بنویسند و جایزه هم بگیرند. اما این طرح یا پیرنگ (plot) داستانی یعنی چی؟ ویدیو بالا را ببینید @ehsanname
🗓 ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی. تصویری از مراحل ساخت مجسمه معروف فردوسی اثر استاد ابوالحسن صدیقی در سال ۱۳۵۰ - از آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
Iran Zamin
Alireza Ghorbani
🎼نخوانند بر ما کسی آفرین/ چو ویران بود بومِ ایرانزمین/ دریغ است ایران که ویران شود/ کُنامِ پلنگان و شیران شود
@ehsanname
تصنیف «ایرانزمین» با شعر فردوسی و صدای علیرضا قربانی از آلبوم «از خشت و خاک»
@ehsanname
تصنیف «ایرانزمین» با شعر فردوسی و صدای علیرضا قربانی از آلبوم «از خشت و خاک»
Forwarded from احساننامه
HJ 309 - Shahname.pdf
2.1 MB
📚خلاصه شاهنامه، نقشه شاهنامه، آدمهای شاهنامه، و هر چیز دیگری که از شاهنامه باید بدانید را اینجا پیدا کنید: مطلبی از احسان رضایی در شماره ۳۰۹ هفتهنامه «همشهری جوان» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹یک کتاب سهبعدی (اصطلاحاً Pop-up) از داستانهای شاهنامه (ضحاک) که در آمریکا منتشر شده است (منبع +). چقدر جای چنین آثاری در کشورمان خالی است @ehsanname
🗓احسان رضایی: روز ۲۵ اردیبهشت به نام شاعر بزرگ ما، فردوسی بزرگ است. کسی که فقط و فقط با یک کتاب، یعنی «شاهنامه» توانست به جایگاهی برسد که دیگران با آثار متعدد نتوانستهاند به آن نزدیک هم بشوند. شاعران بزرگ بعدی بارها و بارها از فردوسی و هنرش به نیکی و عظمت یاد کردهاند که شاید بهترینش این قطعۀ منسوب به انوری باشد:
آفرین بر روان فردوسی
آن سخنآفرین فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد
او خداوند بود و ما بنده
اما فردوسی چطور توانست به این جایگاه یگانه برسد؟ استادان ادبیات در پاسخ به این سوال، جوابهای مختلفی دادهاند و از حکمت و هنر فردوسی گفتهاند. بگذارید من هم یک نکتۀ آماری بگویم. میدانیم که فردوسی سرودن «شاهنامه» را ظرف ۳۰ سال به انجام رساند. این عدد ۳۰ را هم خود شاعر گفته («بسی رنج بردم در این سال سی») و هم شواهد بیرونی تایید میکنند. سرودن «شاهنامه» و تبدیل قصههای ایران باستان به نظم را اول دقیقی، دوست فردوسی به عهده داشته. این وظیفه را دولت سامانی به او محول کرده بود. دقیقی حدود هزار بیت که دربارهٔ پادشاهی گشتاسپ و ظهور زرتشت و تاختن ارجاسپ به ایران است را میسراید، اما بعد در سال ۳۶۹ قمری، در حادثهای به قتل میرسد. فردوسی بعد از کشته شدن دقیقیِ شاعر انجام کار ناتمام او را برعهده میگیرد. فردوسی آخر «شاهنامه» که از ۷۱سالگی خود میگوید، تاریخ پایان کتاب را اینطور قید میکند:
سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد
به ماهِ سفندارمذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهانداورِ کردگار
از این پس نمیرم که من زندهام
که تخمِ سخن را پراگندهام
در ایران باستان، هر روز از ماه اسمی داشته که به جای عدد، آن روز را با اسمش میشناختند. مثلاً روز ۱۱ ماه به اسم خور (آفتاب) بوده و روز ۱۲ به اسم ماه. روز اِرد، ۲۵م ماه است. پس پایان کار بزرگ فردوسی، روز «اِرد» از ماه اسفند سال ۴۰۰ (پنج هشتاد بار) هجری است، که میشود همان ۳۰ سال کار. حالا حجم کار چقدر بوده؟
از قدیم معروف بود که «شاهنامه» ۶۰هزار بیت دارد و محمود غزنوی هم اول به فردوسی ۶۰هزار سکه نقره داد که باعث رنجش او شد، با این وجود قدیمیترین دستنویسهای کامل شاهنامه حدود ۵۰هزار بیت دارند (مثلاً شاهنامهٔ لندن، مورخ ۶۷۵ هجری ۴۹٬۶۱۸ بیت دارد) و تصحیح «شاهنامه» خالقی مطلق هم شامل ۴۹٬۵۳۰ بیت است. ما برای سهولت حساب و کتاب همان ۶۰هزار را فرض میگیریم. این عدد را اگر تقسیم به ۳۰ سال کنیم و نتیجه را هم به ۳۶۵ بخش کنیم، میانگین بیتهای سرودهشده در هر روز از این ۳۰سال کار به دست میآید: عدد حیرتانگیز روزی ۵ونیم بیت. آیا طبع استاد بزرگ، فقط روزی این قدر میتوانسته بسراید؟ طبیعی است که نه. این عدد، چیز دیگری به ما میگوید.
صرف ۳۰ سال از عمر برای ۵۰ یا ۶۰هزار بیت یعنی تلاش خستگیناپذیر برای ارتقای مداوم خود. طبق همان حساب و کتاب بالا، فردوسی برای هر یک بیت از «شاهنامه» به طور متوسط ۴ساعت و ۳۳ دقیقه زمان گذاشته و بیت به بیت کارش را بارها و بارها بازبینی و بررسی کرده. طبیعی است که چنین دقت و تعهدی برای کار، نتیجه هم میدهد. فرمول موفقیت، همان هزار سال پیش هم مداومت و پیشکار بوده.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه اعتماد منتشر شده است
آفرین بر روان فردوسی
آن سخنآفرین فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد
او خداوند بود و ما بنده
اما فردوسی چطور توانست به این جایگاه یگانه برسد؟ استادان ادبیات در پاسخ به این سوال، جوابهای مختلفی دادهاند و از حکمت و هنر فردوسی گفتهاند. بگذارید من هم یک نکتۀ آماری بگویم. میدانیم که فردوسی سرودن «شاهنامه» را ظرف ۳۰ سال به انجام رساند. این عدد ۳۰ را هم خود شاعر گفته («بسی رنج بردم در این سال سی») و هم شواهد بیرونی تایید میکنند. سرودن «شاهنامه» و تبدیل قصههای ایران باستان به نظم را اول دقیقی، دوست فردوسی به عهده داشته. این وظیفه را دولت سامانی به او محول کرده بود. دقیقی حدود هزار بیت که دربارهٔ پادشاهی گشتاسپ و ظهور زرتشت و تاختن ارجاسپ به ایران است را میسراید، اما بعد در سال ۳۶۹ قمری، در حادثهای به قتل میرسد. فردوسی بعد از کشته شدن دقیقیِ شاعر انجام کار ناتمام او را برعهده میگیرد. فردوسی آخر «شاهنامه» که از ۷۱سالگی خود میگوید، تاریخ پایان کتاب را اینطور قید میکند:
سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد
به ماهِ سفندارمذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهانداورِ کردگار
از این پس نمیرم که من زندهام
که تخمِ سخن را پراگندهام
در ایران باستان، هر روز از ماه اسمی داشته که به جای عدد، آن روز را با اسمش میشناختند. مثلاً روز ۱۱ ماه به اسم خور (آفتاب) بوده و روز ۱۲ به اسم ماه. روز اِرد، ۲۵م ماه است. پس پایان کار بزرگ فردوسی، روز «اِرد» از ماه اسفند سال ۴۰۰ (پنج هشتاد بار) هجری است، که میشود همان ۳۰ سال کار. حالا حجم کار چقدر بوده؟
از قدیم معروف بود که «شاهنامه» ۶۰هزار بیت دارد و محمود غزنوی هم اول به فردوسی ۶۰هزار سکه نقره داد که باعث رنجش او شد، با این وجود قدیمیترین دستنویسهای کامل شاهنامه حدود ۵۰هزار بیت دارند (مثلاً شاهنامهٔ لندن، مورخ ۶۷۵ هجری ۴۹٬۶۱۸ بیت دارد) و تصحیح «شاهنامه» خالقی مطلق هم شامل ۴۹٬۵۳۰ بیت است. ما برای سهولت حساب و کتاب همان ۶۰هزار را فرض میگیریم. این عدد را اگر تقسیم به ۳۰ سال کنیم و نتیجه را هم به ۳۶۵ بخش کنیم، میانگین بیتهای سرودهشده در هر روز از این ۳۰سال کار به دست میآید: عدد حیرتانگیز روزی ۵ونیم بیت. آیا طبع استاد بزرگ، فقط روزی این قدر میتوانسته بسراید؟ طبیعی است که نه. این عدد، چیز دیگری به ما میگوید.
صرف ۳۰ سال از عمر برای ۵۰ یا ۶۰هزار بیت یعنی تلاش خستگیناپذیر برای ارتقای مداوم خود. طبق همان حساب و کتاب بالا، فردوسی برای هر یک بیت از «شاهنامه» به طور متوسط ۴ساعت و ۳۳ دقیقه زمان گذاشته و بیت به بیت کارش را بارها و بارها بازبینی و بررسی کرده. طبیعی است که چنین دقت و تعهدی برای کار، نتیجه هم میدهد. فرمول موفقیت، همان هزار سال پیش هم مداومت و پیشکار بوده.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه اعتماد منتشر شده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺گزارشی از قدیمیترین نسخۀ دستنویس «شاهنامه» که در کتابخانۀ ملی فلورانس نگهداری میشود و متعلق به سال ۶۱۴ق / ۱۲۱۷م است. در مورد اینکه چرا دستنویس دیگری از «شاهنامه» قبل از این تاریخ به ما نرسیده، دکتر خالقی مطلق اینطور میگوید: «اول به این علت که این نسخهها خوشخط نبودند تا اینکه نسخ و نستعلیق جای خط کوفی را میگیرد. دوم اینکه به نظر برخی هم یک یک داستانهای کتاب و هم کل شاهنامه کوتاه آمده است و از این رو به تدریج با افزودن الحاقات حجم کتاب زیاد شده است. علت سوم این است که نسخهها مصور نبودند. بعدها نسخهها خوشخط و پرحجم و مصور میشوند تا اینکه به دوران صفویه میرسیم و توجه به شاهنامه بسیار گسترش مییابد.» @ehsanname
Forwarded from شهرآرانیوز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥با هزارسالهگان
🔸در جریان بازسازی آرامگاه فردسی در سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷، قبر فردوسی را میشکافند و بقایای او را پس از هزار سال از مزارش بیرون میآورند.
🔸روایت بازسازی آرامگاه و شکافتن قبر فردوسی را از زبان سرکارگر بازسازی آرامگاه، کسی که سراینده شاهنامه را از قبر بیرون آورده و خود دفن کرده، ببینید و بشنوید.
#رسانه_تصویری_شهرآرا
@ShahraraNews
🔸در جریان بازسازی آرامگاه فردسی در سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷، قبر فردوسی را میشکافند و بقایای او را پس از هزار سال از مزارش بیرون میآورند.
🔸روایت بازسازی آرامگاه و شکافتن قبر فردوسی را از زبان سرکارگر بازسازی آرامگاه، کسی که سراینده شاهنامه را از قبر بیرون آورده و خود دفن کرده، ببینید و بشنوید.
#رسانه_تصویری_شهرآرا
@ShahraraNews
مقتل امیرالمؤمنین علی (ع)
ترجمۀ تفسیر طبری
#حلقه_کرگدنیه
• مقتل امیرالمؤمنین علی (ع) از ترجمهٔ تفسیر طبری
• روایت سیّد علی میرفتاح
👇
@kargadanmagazine
• مقتل امیرالمؤمنین علی (ع) از ترجمهٔ تفسیر طبری
• روایت سیّد علی میرفتاح
👇
@kargadanmagazine
مجلس ضربت زدن
بهرام بیضائی
📻 نمآوا: "مجلس ضربت زدن"
👈 نمایشنامهای که بهرام بیضایی آن را در سال۱۳۷۹ نوشت. نمایشنامه در ده صحنه است و ماجراهای گروهی است که میخواهند واقعه ضربت زدن امام علی را به صحنه ببرند. علاوه بر اینکه صحنههای واقعه ضربت زدن و... در زمان وقوع آن در نمایش هست، فضای نمایش در زمان حال است.
صحنه یکم 00:02:13
صحنه دوم 00:10:07
صحنه سوم 00:22:08
صحنه چهارم 00:29:57
صحنه پنجم 00:44:27
صحنه ششم 00:56:49
صحنه هفتم 01:07:53
صحنه هشتم 01:25:09
صحنه نهم 01:36:45
صحنه دهم 01:46:13
🔹گروه کتاب گویا این نمایشنامه را در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به صورت نمایشنامه گویا تهیه و منتشر کرده است.
🎶گویندگان نقشها:
نقش نویسنده: فرید حامد
نقش کارگردان: فرهان بیژنگ
نقش دستیار کارگردان: فریناز عسگری
ابن ملجم: ابوالفضل حسن زاده
اعرابی اول: محسن پورحسین
اعرابیِ دوّم: سهیل قاسمی
قطامه: میترا اللهیاری
▪️از متن:
"آنها سه تناند که میمیرند: یکی برای ظُلمَش، یکی برای مَکرش و دیگری برای عِدالتش... ولی نه! حالا پس از قرنها میدانیم واقعا چه شد؛ در عمل، ظالم و مکّار جان به در بردند. تنها سومی بود که فرقش شکافت..."
@javadrooh
👈 نمایشنامهای که بهرام بیضایی آن را در سال۱۳۷۹ نوشت. نمایشنامه در ده صحنه است و ماجراهای گروهی است که میخواهند واقعه ضربت زدن امام علی را به صحنه ببرند. علاوه بر اینکه صحنههای واقعه ضربت زدن و... در زمان وقوع آن در نمایش هست، فضای نمایش در زمان حال است.
صحنه یکم 00:02:13
صحنه دوم 00:10:07
صحنه سوم 00:22:08
صحنه چهارم 00:29:57
صحنه پنجم 00:44:27
صحنه ششم 00:56:49
صحنه هفتم 01:07:53
صحنه هشتم 01:25:09
صحنه نهم 01:36:45
صحنه دهم 01:46:13
🔹گروه کتاب گویا این نمایشنامه را در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به صورت نمایشنامه گویا تهیه و منتشر کرده است.
🎶گویندگان نقشها:
نقش نویسنده: فرید حامد
نقش کارگردان: فرهان بیژنگ
نقش دستیار کارگردان: فریناز عسگری
ابن ملجم: ابوالفضل حسن زاده
اعرابی اول: محسن پورحسین
اعرابیِ دوّم: سهیل قاسمی
قطامه: میترا اللهیاری
▪️از متن:
"آنها سه تناند که میمیرند: یکی برای ظُلمَش، یکی برای مَکرش و دیگری برای عِدالتش... ولی نه! حالا پس از قرنها میدانیم واقعا چه شد؛ در عمل، ظالم و مکّار جان به در بردند. تنها سومی بود که فرقش شکافت..."
@javadrooh
🔺نجف دریابندری یک مجموعهای دوجلدی از ۸ نمایشنامه ساموئل بکت دارد که سال ۵۴ منتشر شد و علیرغم استقبال، دیگر تجدید چاپ نشده و نایاب ماند. به زودی قرار است این مجموعه با ویرایش جدید توسط نشر کارنامه منتشر شود.(+) البته خبر انتشار این مجموعه سالهاست که نقل میشود (مثلا خبر ایسنا در ۸۵) و زمانی باربد گلشیری گفته بود این ترجمه را برای نشر کارنامه مقابله کرده، اما در ارشاد از ۶۰ صفحه کتاب ایراد گرفتند و به همین دلیل کار متوقف ماند.(+) @ehsanname
📚 پابلیشرز ویکلی - کرونا الگوی خرید کتاب در آمریکا را تغییر داده است. در دوماه مارس و آوریل، خرید کتابهای مهارتآموزی (۷۴درصد)، کتابهای تاریخ پزشکی، از جمله آثار مربوط به همهگیری آنفولانزای ۱۹۱۸ (۷۱درصد) و داستانها (۱۰درصد) افزایش داشته است.بیشترین افزایش در حوزۀ رمان، مربوط به کتابهای خاص نوجوانان است که ظاهراً به خاطر تعطیلی مدارس، چنین استقبالی از آنها شده. / فکر میکنید در ایران الگوی خرید و مطالعه کتاب چه تغییراتی کرده است؟ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آیا هوش مصنوعی میتواند داستان بنویسد؟ یا داستانگویی همچنان توانایی منحصر به فرد بشر باقی خواهد میماند؟ چه تلاشهایی برای ساخت ماشین قصهگو انجام شده؟ و اصلاً این کار چه فایدهای دارد؟... #احسان_رضایی در این سخنرانی، از آیندۀ داستان میگوید. (ارایه در نشست یوسرن، ۱۰ دی ۹۸) @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓 ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام گرامی باد
@ehsanname
🎨 نقاشی جی همبیج (Jay Hambidge) هنرمند آمریکایی از مزار خیام در ۱۹۱۱ میلادی
@ehsanname
🎨 نقاشی جی همبیج (Jay Hambidge) هنرمند آمریکایی از مزار خیام در ۱۹۱۱ میلادی
Forwarded from احساننامه
تصویر آرامگاه خیام، قبل از بنای فعلی که در ۱۳۳۸ ساخته شد - به نقل از سالنامه «چمن» ۱۳۱۳ @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📸 نمایی از مراحل ساخت آرامگاه امروزی خیام - عکس از محسن رزاز زاده - طراحی این بنا کار هوشنگ سیحون است و در شهریور ۱۳۴۱ کار ساخت به پایان رسید @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔟 ده نکتهای که [احتمالا] درباره خیام نمیدانستید - نوشته احسان رضایی و صدای محیالدین تقیپور، از برنامه «کتابباز» شبکه نسیم @ehsanname
📊 در سال گذشته (۹۸) فقط ۳۹ عنوان کتاب از یا دربارۀ خیام منتشر شده که ۲۶ عنوان تجدید چاپ رباعیات توسط ناشران مختلف است. مجموع شمارگان منتشرشده از رباعیات خیام و آثاری که درباره زندگی و اندیشههای او منتشر شده ۳۵۵۰۰ نسخه است.
@ehsanname
📌از یادداشت علیاصغر محمدخانی در ایبنا
@ehsanname
📌از یادداشت علیاصغر محمدخانی در ایبنا
Forwarded from 1pezeshk یک پزشک
گالری عکس: برخی چیزهایی که دوستداران کتاب را به شدت عصبی میکند!
https://www.1pezeshk.com/archives/2020/05/things-that-book-lovers-hate.html
https://www.1pezeshk.com/archives/2020/05/things-that-book-lovers-hate.html
چنین گفت دریابندری
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب علاقمندان ادبیات به بازخوانی کارنامۀ حرفهای آقای مترجم و نظریات او در کار و ترجمه پرداختهاند. از جمله چیزهایی که در مورد دریابندری جالب است، صراحت لهجۀ اوست که گاهی حتی باعث دلخورهایی هم میشد. مثلاً نجف دریابندری رمان معروف «بوف کور» صادق هدایت را «منحط» میخواند و میگفت منظورش نقطۀ مقابل «مترقی» است؛ «سنگ صبور» صادق چوبک را «تلاشی رقتآور برای اثبات وجود خویش» میدانست؛ از نثر ابراهیم گلستان خوشش نمیآمد و و میگفت «آن به اصطلاح سبکی که برای خودش درست کرده، بکلی آدم را کلافه میکند»؛ «سووشون» خانم دانشور را «کمخون و کمرمق» میدانست و در عوض از «شوهر آهوخانم» علیمحمد افغانی به شدت دفاع میکرد. یا در مورد فیلم «قیصر» کیمیایی، نجف دریابندری هم، مثل پرویز دوایی، از کسانی بود که از فیلم حمایت میکرد و در برابر «سخیف» خواندن فیلم از طرف دکتر کاووسی مقاومت کرده و البته پیروز شدند. طبیعتاً این صراحت در اظهار نظر، باعث جوابهای صریح تندی هم از طرف کسانی که نظر متفاوتی نسبت به این مسایل داشتند میشد که پرداختن به این جدالها، میتواند بخشی از تاریخ روشنفکری معاصر باشد. اما از این جدالها بر سر مهمترین بخش کاری نجف دریابندری، یعنی ترجمههای او هم درگرفته. توجه به این نقدها و خواندن آنها، هم میتواند نشان از سختی کار ترجمه باشد و هم کلاس درسی برای مترجمان جوان و علاقمندان ادبیات. مهمترین منتقد دریابندری در کار ترجمه، جناب یدالله موقن است. او و دریابندری دو کتاب فلسفی مشترک دارند که اتفاقاً هر دو این آثار از اِرنست کاسیرِر، فیلسوف نوکانتی آلمانی و تاریخنگار فلسفهٔ غرب است. یکی را موقن با عنوان «اسطورۀ دولت» ترجمه کرده و دریابندری «افسانۀ دولت»، دیگری را موقن به «فلسفۀ روشنگری» ترجمه کرده و دریابندری به «فلسفۀ روشناندیشی». موقن که ظاهراً این بازترجمهها را حمل بر مشکل شخصی کرده بود، دو مقاله در نقد ترجمههای دریابندری نوشته است: یکی در «کیهان فرهنگی» شماره ۱۱ (بهمن ۶۸) در نقد «افسانۀ دولت» که بخصوص در مورد ترجمۀ عنوان اثر که دریابندری myth را به افسانه برگردانده توضیح مفصلی داده و بعدها هم در «نگاه نو» شماره ۲۱ (مرداد- شهریور ۷۳) ۱۶ غلط از ترجمۀ «فلسفه روشناندیشی» گرفت. دریابندری در برابر این مقالات، بعدها (۸۰) با انتشار کتابی ۲۵۰صفحهای با عنوان «افسانۀ اسطوره» از انتخاب واژۀ افسانه به عنوان معادل myth دفاع کرد و با ذکر مباحث لغوی، تاریخی و چکیده نظریات اسطورهشناسی مدرن نشان داد که به نظرش لغت اسطوره، اصلاً برگردان مناسبی نیست. اما یکی دیگر از ماجراهای پرسروصدا، داستانی بود که سر «گور به گور» فاکنر اتفاق افتاد. زمستان۷۳ روزنامه «خبر جنوب» شیراز دست به انتشار ضمیمهای ادبی با عنوان «سرو» زد. مهمترین مقالۀ این فصلنامه نقدی بود که شخصی با نام مسعود طوفان بر «گور به گور» انجام داد و به عقیده خودش در ۴۳ صفحه متن کتاب ۱۰۲ مورد غلط پیدا کرد. به عنوان نمونهای از مطالب این نقد، او برای ترجمۀ عنوان داستان فاکنر یعنی As I Lay Dying دو عبارت «جان که میسپردم» یا «جانسپار که افتاده بودم» را پیشنهاد داده بود (خود دریابندری در کتابش متذکر شده که عنوان را عوض کرده). در مقابل این نقد، نجف دریابندری و دو نفر از دوستانش، منوچهر بدیعی و صالح حسینی جوابیههایی نوشتند که در «دنیای سخن» شماره ۶۳ (بهمن ۷۳) منتشر شد و البته دریابندری ۶ مورد از نقدهای او را هم پذیرفت. کریم امامی هم (در «کلک» شماره ۶۰، اسفند ۷۳) اینطور از نجف دفاع کرد: «بیشتر دوستداران ترجمههای دریابندری کار او را در کلیتش تحسین میکنند و نه لزوماً به خاطر برگردان دقیق تک به تک واژهها ... نقطه قوت ترجمههای او در خواندنی بودن، و دلچسب بودنشان است که به لطف فارسی خوب و لحن مناسب و بذل ذوق فراهم میآید.» یک بار هم در شماره دوم گاهنامۀ «نقد آگاه» (۶۲) دریابندری از ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی در رمان «گریزگاه شیطان» فردریک فورسایت ایراد گرفت که در شماره سوم همان گاهنامه (۶۳) علیاصغر بهرامبیگی به او جوابی داد. حرف اصلی دریابندری در نقدش این بود: «ترجمه کتاب، هیچ ارزش ادبی ندارد. البته ترجمهای است روی هم رفته صحیح و آن نوع اغلاطی که معمولاً در کار مترجمان کتابهای پلیسی و جاسوسی فراوان است در این کتاب شاید نتوان سراغ گرفت. اما پیداست مترجم از آن انگلیسیدانهای "ادارهجاتی" است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را - که زبان اصلی آن ساده و روشن و دقیق است - مثل يک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیتهای دراماتيک و شگردهای ادبی نویسنده ترجمه کرده است.» این حرف، میتواند نمونۀ خوبی از نگاه نجف دریابندری به کار ترجمه و نیز پایانبخش این گزارش کوتاه باشد. / اعتماد
@ehsanname
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب علاقمندان ادبیات به بازخوانی کارنامۀ حرفهای آقای مترجم و نظریات او در کار و ترجمه پرداختهاند. از جمله چیزهایی که در مورد دریابندری جالب است، صراحت لهجۀ اوست که گاهی حتی باعث دلخورهایی هم میشد. مثلاً نجف دریابندری رمان معروف «بوف کور» صادق هدایت را «منحط» میخواند و میگفت منظورش نقطۀ مقابل «مترقی» است؛ «سنگ صبور» صادق چوبک را «تلاشی رقتآور برای اثبات وجود خویش» میدانست؛ از نثر ابراهیم گلستان خوشش نمیآمد و و میگفت «آن به اصطلاح سبکی که برای خودش درست کرده، بکلی آدم را کلافه میکند»؛ «سووشون» خانم دانشور را «کمخون و کمرمق» میدانست و در عوض از «شوهر آهوخانم» علیمحمد افغانی به شدت دفاع میکرد. یا در مورد فیلم «قیصر» کیمیایی، نجف دریابندری هم، مثل پرویز دوایی، از کسانی بود که از فیلم حمایت میکرد و در برابر «سخیف» خواندن فیلم از طرف دکتر کاووسی مقاومت کرده و البته پیروز شدند. طبیعتاً این صراحت در اظهار نظر، باعث جوابهای صریح تندی هم از طرف کسانی که نظر متفاوتی نسبت به این مسایل داشتند میشد که پرداختن به این جدالها، میتواند بخشی از تاریخ روشنفکری معاصر باشد. اما از این جدالها بر سر مهمترین بخش کاری نجف دریابندری، یعنی ترجمههای او هم درگرفته. توجه به این نقدها و خواندن آنها، هم میتواند نشان از سختی کار ترجمه باشد و هم کلاس درسی برای مترجمان جوان و علاقمندان ادبیات. مهمترین منتقد دریابندری در کار ترجمه، جناب یدالله موقن است. او و دریابندری دو کتاب فلسفی مشترک دارند که اتفاقاً هر دو این آثار از اِرنست کاسیرِر، فیلسوف نوکانتی آلمانی و تاریخنگار فلسفهٔ غرب است. یکی را موقن با عنوان «اسطورۀ دولت» ترجمه کرده و دریابندری «افسانۀ دولت»، دیگری را موقن به «فلسفۀ روشنگری» ترجمه کرده و دریابندری به «فلسفۀ روشناندیشی». موقن که ظاهراً این بازترجمهها را حمل بر مشکل شخصی کرده بود، دو مقاله در نقد ترجمههای دریابندری نوشته است: یکی در «کیهان فرهنگی» شماره ۱۱ (بهمن ۶۸) در نقد «افسانۀ دولت» که بخصوص در مورد ترجمۀ عنوان اثر که دریابندری myth را به افسانه برگردانده توضیح مفصلی داده و بعدها هم در «نگاه نو» شماره ۲۱ (مرداد- شهریور ۷۳) ۱۶ غلط از ترجمۀ «فلسفه روشناندیشی» گرفت. دریابندری در برابر این مقالات، بعدها (۸۰) با انتشار کتابی ۲۵۰صفحهای با عنوان «افسانۀ اسطوره» از انتخاب واژۀ افسانه به عنوان معادل myth دفاع کرد و با ذکر مباحث لغوی، تاریخی و چکیده نظریات اسطورهشناسی مدرن نشان داد که به نظرش لغت اسطوره، اصلاً برگردان مناسبی نیست. اما یکی دیگر از ماجراهای پرسروصدا، داستانی بود که سر «گور به گور» فاکنر اتفاق افتاد. زمستان۷۳ روزنامه «خبر جنوب» شیراز دست به انتشار ضمیمهای ادبی با عنوان «سرو» زد. مهمترین مقالۀ این فصلنامه نقدی بود که شخصی با نام مسعود طوفان بر «گور به گور» انجام داد و به عقیده خودش در ۴۳ صفحه متن کتاب ۱۰۲ مورد غلط پیدا کرد. به عنوان نمونهای از مطالب این نقد، او برای ترجمۀ عنوان داستان فاکنر یعنی As I Lay Dying دو عبارت «جان که میسپردم» یا «جانسپار که افتاده بودم» را پیشنهاد داده بود (خود دریابندری در کتابش متذکر شده که عنوان را عوض کرده). در مقابل این نقد، نجف دریابندری و دو نفر از دوستانش، منوچهر بدیعی و صالح حسینی جوابیههایی نوشتند که در «دنیای سخن» شماره ۶۳ (بهمن ۷۳) منتشر شد و البته دریابندری ۶ مورد از نقدهای او را هم پذیرفت. کریم امامی هم (در «کلک» شماره ۶۰، اسفند ۷۳) اینطور از نجف دفاع کرد: «بیشتر دوستداران ترجمههای دریابندری کار او را در کلیتش تحسین میکنند و نه لزوماً به خاطر برگردان دقیق تک به تک واژهها ... نقطه قوت ترجمههای او در خواندنی بودن، و دلچسب بودنشان است که به لطف فارسی خوب و لحن مناسب و بذل ذوق فراهم میآید.» یک بار هم در شماره دوم گاهنامۀ «نقد آگاه» (۶۲) دریابندری از ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی در رمان «گریزگاه شیطان» فردریک فورسایت ایراد گرفت که در شماره سوم همان گاهنامه (۶۳) علیاصغر بهرامبیگی به او جوابی داد. حرف اصلی دریابندری در نقدش این بود: «ترجمه کتاب، هیچ ارزش ادبی ندارد. البته ترجمهای است روی هم رفته صحیح و آن نوع اغلاطی که معمولاً در کار مترجمان کتابهای پلیسی و جاسوسی فراوان است در این کتاب شاید نتوان سراغ گرفت. اما پیداست مترجم از آن انگلیسیدانهای "ادارهجاتی" است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را - که زبان اصلی آن ساده و روشن و دقیق است - مثل يک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیتهای دراماتيک و شگردهای ادبی نویسنده ترجمه کرده است.» این حرف، میتواند نمونۀ خوبی از نگاه نجف دریابندری به کار ترجمه و نیز پایانبخش این گزارش کوتاه باشد. / اعتماد
@ehsanname