احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📘کتابهای یووال نوح هراری ممنوع شده، اما نه همۀ آثارش. در فهرست عناوین کتابهای ممنوع او (ایرنا) کتاب «انسان خداگون» ترجمۀ نیک گرگین نیست. احتمالاً مقدمۀ ۵۰صفحه‌ای که این کتاب در نقد مطالب هراری دارد، باعث این اتفاق باشد. @ehsanname
🔸ایبنا - الیا کازان، کارگردان معروف و خالق آثاری مثل «اتوبوسی به نام هوس» و «زنده‌باد زاپاتا»، رمانی با نام «آمریکا آمریکا» دارد که خودش فیلمش را هم ساخت، داستانی دربارۀ مهاجرت. این کتاب را سال ۴۳ غلامحسین ساعدی و محمدنقی براهنی (برادر بزرگتر رضا براهنی) با هم ترجمه کردند. (آنها یک ترجمۀ مشترک دیگر هم دارند: «شناخت خویشتن» از آرتور جرسیلد.) عجیب این‌که انتشارات امیرکبیر در چاپ جدید کتاب نام ساعدی را از روی جلد حذف کرده (البته نام او در شناسنامه آمده) و در فیپایی هم که انشارات نگاه هم برای نشر این کتاب گرفته نام ساعدی به عنوان مترجم ذکر شده و از براهنی خبری نیست! @ehsanname
Forwarded from مانا روانبد
Masoumi_Pasokh.pdf
230.6 KB
امروز هفتادویکمین سالروز تولد جناب آقای حسین معصومی‌همدانی بود. به شادباش هفتادویک‌سالگی‌شان جستار درخشان «پاسخ دندان‌شکن» را بخوانید که در شماره‌ی ۱۰۵ مجله‌ی «نشر دانش» (به تاریخ پاییز ۱۳۸۱) منتشر شده است و در چشم من از بی‌نظیرترین نوشته‌های خلاقانه و انتقادی و طنزآمیز فارسیِ جدید است؛ بی که نامی از کسی برده باشد در هر مجادله و مباحثه‌ای یادش می‌افتم.
پارسال یادداشت کوتاهی در وبلاگ نوشتم به یادکردِ هفتادسالگی‌شان و ترجمه‌ی جنابشان از جستار طنازانه و تلخِ «پیشنهاد فروتنانه»‌ی جاناتان سوییفت را بازنشر کردم.
@manaravanbod
روانشناسی_تاریک_شبکه‌های_اجتماعی.pdf
132 KB
زهرا شمس:
«این مقاله اخیرا در آتلانتیک منتشر شده و مختصر و مفید توضیح میده که فضای شبکه‌های اجتماعی (فیسبوک و توییتر و غیره) چطور آدم‌ها رو تشویق به ابراز مداوم خشم، ترویج خشونت و تمسخر، و جلب توجه با توسل به موضع‌گیری‌های اخلاقی میکنه؛ و باعث میشه تمام توجه ما و مخصوصا نسل‌های جوون‌تر فقط معطوف به اخبار و شایعات و جنجال‌های روزمره باشه و ارتباط ما با تاریخ و دانش اندوخته بشری هر روز کمرنگ‌تر بشه. و در نهایت اینکه این آسیب‌ مهم شبکه‌های اجتماعی، چه لطمه بزرگی به تجربه‌های نسل ما و نسل‌های بعدی از دموکراسی خواهد زد. دو نویسنده مقاله، در پایان سه راه‌حل هم برای کنترل و غلبه بر این آسیب‌ها پیشنهاد میدن.»

فایل بالا ترجمه مقاله است به قلم زهرا شمس. این هم اصل مقاله:

https://www.theatlantic.com/magazine/archive/2019/12/social-media-democracy/600763/
.
احسان‌نامه
🔹آندره بابیش، نخست‌وزیر چک، در فیسبوکش نوشته در جریان سفرش به پاریس به آپارتمان میلان کوندرا رفته، با همسرانشان به رستوران محبوب کوندرا رفته‌اند، سه ساعت گپ زده‌اند، از «ژاک و اربابش» نقل قول کرده‌اند و «این افتخار بزرگی برای من بود». حالا آقای نخست‌وزیر از…
🔺گاردین - میلان کوندرا پس از چهار دهه زندگی در تبعید، شهروندی زادگاهش را پس گرفت. سفیر چک در فرانسه پنجشنبه گذشته به دیدار کوندرای ۹۰ساله رفته و مدارک شهروندی‌اش به او تحویل داده شده است. میلان کوندرا به دلیل مخالفت با حزب کمونیست چکسلواکی، سال ۱۹۷۵ به فرانسه فرار کرد و در ۱۹۷۹ دولت وقت تابعیت کوندرا را لغو کرد. سیاستمدارها رفتند، نویسنده باقی ماند @ehsanname
🔹شکسپیر وارد می‌شود
✍️احسان رضایی: ویلیام شکسپیر، جایی از نمایشنامه «ریچارد سوم» یکی از کاراکترهایش را اینطوری توصیف کرده که «در مغزش ضرابخانه جمله‌سازی دارد» و این، شاید بهترین توصیف درباره خود شکسپیر باشد. مردی که در ذهنش ضرابخانه جمله‌سازی داشت، ضرابخانه‌ای که سکه‌هایش در سرتاسر این کرۀ خاکی رواج دارد. از جمله در ایران هم ترجمه‌های زیادی از شکسپیر هست.
آشنایی ایرانیان با شکسپیر به ۲۰۰سال پیش برمی‌گردد. در چهار قرنی که از مرگ شکسپیر (آوریل ۱۶۱۶) می‌گذرد، ایرانیان در نیمۀ اول این تاریخ اصلاً شکسپیر را نمی‌شناختند و برای اولین بار، دویست سال بعد از مرگ او، یک ایرانی نام این شاعر بزرگ را در مطلبی آورد. آن ایرانی، میرزا صالح شیرازی است که معمولاً او را به انتشار اولین روزنامه ایرانی با نام «کاغذ اخبار» می‌شناسیم. میرزا صالح که برای یادگیری صنعت چاپ، از طرف عباس‌میرزا به اروپا و انگلیس فرستاده شده بود در سفرنامه‌اش، در روز ۲۴ شعبان ۱۲۳۴ قمری معادل ۱۶ ژوئن ۱۸۱۶ میلادی تاریخچه مفصلی از انگلستان نوشته و از جمله در مورد عصر الیزابت (یا به قول خودش «الیزابث») نوشته: «شکسپیر یکی از شعرای عصر، از جمله مشاهیر در آن عهد، به عرصۀ وجود آمد» این اولین باری است که اسم شکسپیر به فارسی نوشته شد.
برای ترجمۀ شکسپیر اما هنوز صد سالی زمان لازم بود. در عهد ناصرالدین شاه که به تشویق دربار موجی از ترجمۀ ادبیات اروپایی به راه افتاد، اولین ترجمه شکسپیر در ایران هم منتشر شد. این ترجمه، ترجمۀ نمایشنامه «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» (ترجمۀ امروزی: « رام کردن زن سرکش») توسط حسینقلی سالور ﻋﻤﺎداﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، نوۀ محمدشاه قاجار بود. تاریخ انتشار چاپ سنگی این نمایشنامه، سال ۱۳۱۸ قمری یعنی ۱۲۷۸ شمسی است و آن طور که در شرح احوال عمادالسلطنه آمده، او زبان فرانسه می‌دانسته و این نمایشنامه را از زبانِ واسط ترجمه کرده است.
ظاهراً اولین ترجمۀ شکسپیر از زبان اصلی، کار ابوالقاسم خان ناصرالملک، از بزرگان ایل قاجار است که ما او را به عنوان دومین نایب‌السلطنه احمدشاه می‌شناسیم. ناصرالملک اولین ایرانی است که در آکسفورد تحصیل کرد و در آنجا با لرد کرزن، نخست‌وزیر آینده بریتانیا رفاقتی به هم زد. آشنایی او با شکسپیر (یا آن‌طور که خودش نوشته «شاکسپیر») هم باید برای همین دوران باشد. ناصرالملک دو ترجمه از شکسپیر انجام داد: «داستان غم‌انگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (همان تاجر ونیزی). او این ترجمه‌ها را در سال ۱۲۹۶ شمسی انجام داد. ترجمه‌های او که هنوز هم خواندنی است و از نمونه‌های شیرین نثر قاجار، در زمان خودش به صورت عمومی منتشر نشد و فقط در چند اجرای تئاتر استفاده شد. وقتی ترجمۀ «اتللو» در ۱۳۱۲ منتشر شد، محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت مقدمه‌ای بر آن نوشت و آن را «سرمشقی از ترجمۀ ادیب فصیحانه» معرفی کرد. نمونه‌ای از نثر ناصرالملک را در ترجمۀ «اتللو» ببینید:

اتللو: دستت را به من بده، خانم! این دست، تر است.
دزدمونا: هنوز سن و اندوه در آن اثر نکرده.
اتللو: این دست می‌نماید برومندی و آزاده‌دلی را. گرم، گرم و تر. آن را که این دست است باید کنج تنهایی گزیند، روزه بدارد، نماز بگذارد، تن را فرسوده و پرهیز پیش گیرد. در اینجا بچه شیطانی خوی‌کرده پنهان است که همواره سرکشی می‌‌‌کند. دست خوبی است.
دزدمونا: این را به راستی می‌توانید بگویید چون همین دست بود که دلم را به شما داد.
اتللو: دستِ بادَهِشی است. در قدیم دل دست را می‌داد، اما به رسم جدید دست هست و دل نیست.
دزدمونا: من نمی‌دانم چه می‌خواهید بگویید. بیایید سر وعده‌ای که کردیم.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دورهمیِ برنامه «کتاب‌باز» با موضوع «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز، با حضور احسان رضایی، سروش صحت و دکتر مسعود کوثری. امشب (چهارشنبه ۱۳ آذر) ساعت۲۰، شبکه نسیم (تکرار ۱ بامداد، ۹ و ۱۵ فردا)
@ketabbaztv
@ehsanname
📊 یک‌کم آمار
@ehsanname
روز گذشته، در جریان نشست خبری دوازدهمین جایزۀ ادبی جلال آل‌احمد، آماری هم از تولیدات داستانی سال گذشته (۹۷) ارایه شد: «بر اساس فهرست خانه کتاب آثار چاپ اوّل سال ۱۳۹۷ آثاری که مورد بررسی و داوری قرار گرفتند ۵۴۵ عنوان کتاب بود که از این بین ۲۳۲ عنوان کتاب در بخش رمان و داستان بلند، ۱۰۴ عنوان در بخش مجموعه داستان کوتاه،  ۱۵۳ عنوان کتاب در بخش مستندنگاری و ۵۶ عنوان کتاب در بخش نقد ادبی بود.» (+) این عدد، به خاطر گرانی کاغذ کمتر از سال‌های قبلی بوده. اما در همین شکل فعلی‌اش هم عدد عجیبی است. ۵۴۵ عنوان کتاب در حوزه ادبیات داستانی (یا اگر فقط رمان‌ها و داستان‌هایش را جدا کنیم ۳۳۶ عنوان) برای یک سال داریم. چنین رقمی، خودش یکی از مشکلات نشر ماست. به خاطر همین انبوه عناوین و کتابها، بسیاری از آثار خوب و خواندنی فرصت مناسبی برای دیده، خوانده و نقد شدن پیدا نمی‌کنند. اغلب سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، به افزایش آمار نشر و ناشرها توجه دارند. اما چنین اعدادی، به معنای است که برای دیده شدن هر رمان و مجموعه داستان در کل یک سال (۳۶۵ روز)، فقط ۲۵ ساعت و نیم وقت هست!
@ehsanname
احسان‌نامه
آکادمی سوئد بعد از ماجرای رسوایی‌هایی که به تعطیل نوبل ادبیات ۲۰۱۸ منجر شد، سعی داشت تا امسال اعتبار این جایزه را احیا کند؛ اما انگار چندان هم در این کار موفق نبوده. چون انتخاب پیتر هاندکه باعث اعتراض‌های بسیاری شده. هاندکه اتریشی، در دهه ۱۹۹۰ و سال‌های جنگ…
🔹قرار است هفتۀ آینده در ضیافت شام پادشاه سوئد جوایز نوبل، از جمله برندگان نوبل ادبیات اهدا شود، اما هنوز اعتراض به نوبل پیتر هاندکه ادامه دارد. هاندکه در دهه ۱۹۹۰ و جنگ بوسنی طرف صرب‌ها را گرفت و در چند سخنرانی گفت که صرب‌ها هیچ نسل‌کشی راه نینداخته‌اند و در سربرنیتسا اصلاً قتل‌عامی رخ نداده است. حالا دو نفر از اعضای فرهنگستان سوئد استعفا کرده‌اند که یک نفرشان (گان بریت سانداستورم) اهدای نوبل ادبیات ۲۰۱۹ به هاندکه را جزو دلایل استعفایش ذکر کرده. (+) قبلاً رئیس کمیته نوبل در فرهنگستان سوئد سه نامه به معترضانی در کوزوو و بوسنی و هرزگوین فرستاده بود. از جمله در نامه به رئیس فرهنگستان علوم و هنر کوزوو آمده: «جایزه نوبل به یک دستاورد می‌رسد. وقتی جایزه به هاندکه تعلق می‌گیرد، باید اثر ادبی خارق‌العاده خود را جشن بگیریم و به شخص توجه نکنیم» (+) این نامه‌ها هم با انتقادات شدیدی مواجه شد. از جمله پیتر ماس، نویسندۀ آمریکایی گفته باید این سه نامه را در موزۀ انکار نسل‌کشی به نمایش گذاشت. (+) خلاصه ماجرایی است @ehsanname
🗞تیتر و خبر «هفت صبح» دربارۀ بازار ترجمه در ایران. هیچ کدام از کتابهای برتر ۲۰۱۹ ترجمه نشده‌اند و همچنان کتابهای نویسندگان پرفروش دوباره و چندباره ترجمه می‌شوند @ehsanname
🗓خانم دکتر ژاله آموزگار، یکی از خدمتگزاران فرهنگ ایران ۸۰ساله شد. این استاد برجسته، دکترای زبان‌های باستانی از دانشگاه سوربن دارد و بیشتر از ۳۰ سال است که در دانشگاه تهران تدریس می‌کند. اگر تاکنون آشنایی با نام و قلم او نداشتید، برای شروع «تاریخ اساطیری ایران» را که در حجمی بسیار کم، اساطیر ما را به شکل داستانی روایت کرده پیشنهاد می‌کنم. دو سخنرانی از این استاد برجسته را (به نقل از کانالِ قدح‌های نهانی) بشنویم @ehsanname
چرا فردوسی ماندگار شد
ژاله اموزگار
چرا فردوسی ماندگار شد؟، سخنرانی ژاله آموزگار
در مورد تداوم فرهنگی در تاریخ ايران، سال ۱۳۹۳
@qadahha
زبان شیرین فارسی
ژاله اموزگار
زبان شیرین فارسی، سخنرانی ژاله آموزگار
@qadahha
احسان‌نامه
📝 پوستر فیلم «فردوسی»، یکی از اولین‌های سینمای ایران که مثل «دختر لر» محصول كمپانی امپریال فیلم بمبئی است، طراح: چاندا واکِر، ۱۳۱۳ شمسی @ehsanname
🔺تصویری خیالی از فردوسی در فیلم سینمایی «فردوسی». این فیلم ساختۀ خان‌بابا اردشیر ایرانی و عبدالحسین سپنتا در ۱۳۱۳ است و داستانی خطی از جوانی تا پیری حکیم توس را روایت می‌کند. ۲۰ دقیقه از این فیلم ۴۰ دقیقه‌ای توسط فیلمخانه ملی ایران مرمت شده و روز چهارشنبه بعد از ۸۵ سال در موزه سینما به نمایش درآمد @ehsanname
چون نیک بنگری، همه
✍️احسان رضایی: سال هشتاد بود که کتاب «دفترچۀ خاطرات و فاموشی» محمد قائد منتشر شد که از جمله مقالاتش، یکی هم دربارۀ اسنوبیسم بود و در آن ضمن شرح ریشه‌شناسی این کلمه، شواهدش در متون مختلف و نمونه‌های متفاوتش در هنر و ادبیات و جامعه، یک لطیفۀ اسپانیایی محشر هم نقل شده بود که زمانی یک نمایشنامه‌نویس شهیر در بستر مرگ از پزشکش پرسید: «من امروز می‌میرم؟» و پزشک معالج با تأسف سر تکان داد و نمایشنامه‌نویس چند باری سوالش را تکرار کرد تا کاملاً مطمئن شود و بعد که خیالش از بابت مرگ قریب‌الوقوع راحت شد، گفت: «حالا که این‌طور است می‌خواهم بگویم نوشته‌های دانته خیلی حوصله مرا سر می‌برد.»
مهمترین اتفاق که بعد از انتشار این مقاله افتاد، این بود که یک واژۀ جدید به فرهنگ غنی ناسزاهای زبان فارسی اضافه شد: «فلانی اسنوبه!» لفظی تحقیرآمیز که البته توسط افراد خاصی به کار می‌رود. افرادی که اطلاعاتی بیشتر از حد معمول دارند و مقاله قائد را خوانده یا مضمونش را از دیگری شنیده‌اند، و - اینجا که خودمان - کمی تا قسمتی هم خودشان اسنوب هستند. در همان مقالۀ مورد ارجاع، از ویلیام تکری (نویسندۀ انگلیسی که از او «بازار خودفروشی» را خوانده‌ایم) این جمله نقل شده که «در شرایط کنونی جامعه، غیرممکن است كه آدم گاهی اسنوب نباشد.» اسنوب‌ها همه جا هستند. «آقادوربینی» خاطرتان هست که می‌داند دوربین صداوسیما به چه مراسم‌هایی می‌آید و از چه زوایایی فیلم می‌گیرد؟ واقعیتش این است که همۀ ما یک «آقادوربینی»ِ درون داریم که فقط باید دوربین مناسب را پیدا کند. زمینه‌هایی مثل هنر و ادبیات و اندیشه که معمولاً از دسترس عموم خارج است جولانگاه مناسبتری است. هر دوره‌ای هم اسمها و آدمهای خودش را دارد. یک زمان صادق هدایت خواندن و نقل قول از نیچه باعث تفاخر فی الاقران بود، حالا ژاک لاکانِ فرانسوی و حتماً در سال‌های بعد، اسم‌های جدیدی باب می‌شوند. قعلاً اما همین که بلد باشید «واژه نابودی شئ است» و نظم بنیادین جهان بر مبنای سه نوع حقیقت امر واقعی، امر خیالی و امر نمادین استوار شده و نفس آدمیزاد گره پیچیده‌ای دارد به اسم «گره برومه»، شما یک اسنوب حرفه‌ای خواهید شد. بخصوص اگر در صحبتهایتان از چند اصطلاحِ «جاج نکن» و «پَساپُست فلان» و «من آنتی بهمان هستم» هم استفاده کنید. که البته استفاده می‌کنند و در هر کافه‌ای که بروی همین کلمات هستند که نقل و نباتِ محفل هستند.
و تازه این، فقط شرح آنهایی است که صفر کیلومتر هستند و می‌خواهند کم نیاورند؛ به قول خواجه حافظ «چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند». حتی آنهایی که در یک زمینه هم صاحب مطالعه و نظر هستند، باز در زمینه‌های دیگر سعی می‌کنند خودشان را از تک و تا نیندازند. بخصوص که شبکه‌های اجتماعی هم امکان ابراز نظر و سلیقه را به‌راحتی فراهم کرده است و فالوئرها و دنبال‌کنندگان از ما توقع دارند که نظر خودمان را دربارۀ فلان فیلم و بهمان آلبوم موسیقی هم صادر کنیم، مبادا که ترک بردارد چینیِ نازکِ تصویری که از خودمان به عنوان یک فرهیخته ساخته‌ایم. اینجوری است که این روزها دیگر کمتر کسی پیدا می‌شود که بگوید «نمی‌دانم»، بنویسد در فلان زمینه صلاحیت اظهار نظر ندارم، و از اینکه فلان موضوع رشتۀ تخصصی‌اش نیست شرمنده نباشد. خب، وقتی می‌شود نظر داد، چرا نگوییم؟ چرا دیگران از نظرات خودمان محروم کنیم؟ آن هم حالا که همه گفته‌اند، بگذار من هم بگویم.
افتادن در چرخۀ این بازی، گروهی از اهل فرهنگ را تبدیل به اسنوب می‌کند اما عده دیگری از اصحاب حقیقی فرهنگ هم هستند که از لجِ اسنوب‌‌ها، خودشان اسنوب مب‌شوند؟ چطور؟ این‌طوری که آنها در برابر موج رو به گسترش اسنوب‌جماعت واکنش دفاعی به خودشان می‌گیرند. هر چیزی که تودۀ مردم یعنی همان اسنوب‌های بی‌فرهنگِ متظاهر خوششان بیاید، از نظرشان بد و نامربوط است. آنها سریال، کتاب یا آلبوم موسیقی که بقیه دارند در موردش حرف می‌زنند را تحریم می‌کنند و پیشاپیش در موردش حکم صادر می‌کنند. آنها گمان می‌کنند هرچه اسنوب‌ها خوب می‌دانند، مزخرف و چرتِ محض است، حتی اگر واقعاً خوب باشد. خب، این هم خودش یک جور اسنوبیسم است دیگر. تظاهر به بیشتر و بهتر دانستن از دیگران و خود را مشغول به دانته خواندن نشان دادن.
@ehsanname
📌این مطلب در هفته‌نامه «کرگدن» شماره ۱۲۰ منتشر شده است
🔺گاردین - ۶۰ سال بعد از مرگ آلبر کامو، یک نویسندۀ ایتالیایی ادعا می‌کند کامو به قتل رسیده. آلبر کامو ۴۶ساله در ژانویه ۱۹۶۰ سوار ماشینی به رانندگی میشل گالیمار، ناشر آثارش بود که ماشین از جاده منحرف شد و به درختی خورد، کامو در دم جان باخت و گالیمار چند روز بعد در بیمارستان. در زندگینامه‌های قبلی کامو، چنین عباراتی بود که این تصادف بر اثر انفجاری در موتور یا یک محور شکسته رخ داد. اما حالا جیوانی کاتلی در کتاب «مرگ آلبر کامو» ادعای قتل او توسط سرویس جاسوسی شوروی کا.گ.ب. را دارد. کامو از منتقدان شوروی بود، از انقلاب پاییز ۱۹۵۶ مجارستان علیه روس‌ها حمایت می‌کرد و طرفدار بوریس پاسترناک، نویسندۀ «دکتر ژیواگو» بود که رابطۀ خوبی با دولت کمونیست نداشت. ادعای این کتاب مبنی بر قتل کامو و کوتاهی دولت فرانسه در پیگیری ماجرا، توسط دختر کامو تأیید نشده، اما پل استر، نویسندۀ امریکایی آن را قانع‌کننده دانسته است. @ehsanname
احسان‌نامه
📚سهم کتاب از بودجه: امروز لایحه بودجه پیشنهادی ۹۸ به مجلس رفت. در پیوست۴ لایحه بودجه، بخش وزارت ارشاد، دو قسمت هم برای هزینه در مورد کتاب پیش‌بینی شده. یکجا با عنوان «برنامه توسعه نشر و ترویج کتابخوانی»، یکی هم در «برنامه حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات». اعتبار…
📚سهم کتاب از بودجه: امروز لایحه بودجه پیشنهادی ۹۹ به مجلس رفت. در این لایحه برای وزارت ارشاد ۷۴۳میلیارد و ۹۲۴میلیون تومان در نظر گرفته شده است. بودجه امسال این وزارتخانه هزارو۴۱۵میلیارد و ۶۱۶میلیون تومان بود که یعنی ۴۷درصد کاهش.
🔸در بودجه وزارت ارشاد، دو بخش برای کتاب پیش‌بینی شده. «برنامه توسعه نشر و ترویج کتابخوانی» بودجه ۴۲میلیارد و ۹۶۰میلیون تومانی دارد و در بخش «برنامه حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات» هم اعتباری ۱۵۷میلیارد و ۲۵میلیون تومانی برای کتاب هست. روی هم ۱۵۷میلیارد و ۶۸میلیون تومان (۴میلیارد و نیم کمتر از ۹۸)؛ یک‌صدم درصد از کل بودجۀ کشور.
🔹بودجۀ بررسی (همان ممیزی) کتاب (۵.۶میلیارد تومان)، برگزاری نمایشگاه کتاب تهران (۹میلیارد تومان)، بُن کتاب (۵۴.۹میلیارد تومان)، تخفیف‌های نمایشگاه‌های کتاب استانی (۹میلیارد تومان)، تخفیف ارزی کتاب خارجیِ نمایشگاه کتاب (۴میلیارد تومان)، حضور بین‌المللی نویسندگان و ناشران (۲.۵میلیارد تومان) ... و حمایت از انجمن‌های ادبی (۱.۲ میلیارد تومان) است. (🔍جداول بالا)
🔺بودجه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم ۲۸میلیارد و ۶۸۵میلیون تومان است با ۳۵درصد رشد.
@ehsanname
🎯 پیش از عصر دیجیتال هم آدم‌های زیادی کتاب نمی‌خوانده‌اند
— آیا با فراگیر شدن کتاب‌های الکترونیک و صوتی باید منتظر مرگ کتاب کاغذی باشیم؟

📍سال‌های زیادی از رواج رسانه‌های دیجیتال نمی‌گذرد، اما همین الآن هم خیلی‌ها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژی‌بازها می‌گویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدی‌تری بودند. اما مورخی که دربارۀ تاریخ خواندن پژوهش می‌کند تصویر دیگری ارائه می‌دهد. او به جای رمان‌خوان‌های حرفه‌ای که زیر درختان غرق خواندن‌اند، از مردمی می‌گوید که تنها کتابی که می‌شناختند کتاب راهنمای تلفن بود و کتابخانه‌ها را محل شیوع بیماری تلقی می‌کردند.

🔖 ۱۸۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/interview/9581/

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
🔺طرح‌های مینیمال محسن ولیحی از چهره‌های ادب معاصر: #مهدی_اخوان_ثالث، صمد بهرنگی، هوشنگ ابتهاج #سایه، صادق هدایت، #سهراب_سپهری، نیما یوشیج و پروین اعتصامی (از توییتر سینا خزیمه) @ehsanname
🔸با این نحوۀ جایگزینی کلمات، چای سرد بر پیشانی خواننده می‌نشیند! (عکس از توییتر فؤاد سیاهکلی) @ehsanname