احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
تلخ است روزگار من و روزگار، تلخ
دورِ سپهر و گردش لیل و نهار، تلخ

در چشم من صباح سیاه است چون مَسا
صبحِ وصال همچو شب انتظار، تلخ

در گوش من حدیث بهار و خزان یکی‌ست
بیم خزان سیاه و امید بهار، تلخ

گردید قاه قاهِ بتِ صبح‌رو مرا
چون های های گریۀ شبهای تار تلخ

مرغان کنند زمزمه بر شاخ گل، حزین
کبکان زنند قهقهه در کوهسار، تلخ

افتاد چون به قامت سروِ سهی شکست،
آید به گوش زمزمۀ جویبار، تلخ

سر می‌زند به سنگ ز بیداد روزگار
می‌گرید از ستم همه شب آبشار، تلخ

آب دهان چو خون دل و خون دل چو اشک
آه جگر چو نالۀ سینه گذار تلخ

عیسی‌صفت کشیده شدن بر صلیب مرگ
بالای دار رفتنِ منصوروار، تلخ

ترکیب چار مادر هستی ز تلخی است
فرزند را چه بهره ازین هر چهار تلخ؟

من آب هفت بحر جهان را چشیده‌ام
هر شش جهت یکی‌ست، میان و کنار تلخ

پشت کتیبه نیز چو روی کتیبه است
تاریخ اصله‌ای‌ست همه برگ و بار تلخ

شیرین دریده پهلو و فرهاد غرق خون
پایان کارِ خسروِ شیرین‌شکار، تلخ

پایان صبح، سرد چو آغاز شامگاه
پایین دار همچون بالای دار تلخ

نور فلق چو چهرۀ دیو سپید زشت
رنگ شفق چو خون یل اسفندیار تلخ

خون می‌خورد ز صحبت تهمینه تَهْمتَن
آغازِ کار و عاقبتِ کارزار تلخ

سهراب را نصیب ز مهر پدر چه بود؟
دیدار تلخ بود و سرانجام کار، تلخ

شیرین نبود آخر شهنامه زآنکه بود
تاراج قوم تیغ‌کش نیزه‌دار تلخ

این غم کجا بریم که سوگند دوست گشت
چون عهد بی حقیقتِ زنهارخوار، تلخ؟

تا گاومان چه زاید در سالهای بعد
امسال ما گذشت چو پیرار و پار تلخ ...
@ehsanname
🔺بخشی از شعر استاد مظاهر مصفا در سوگ #مهدی_اخوان_ثالث. دکتر مظاهر مصفا، شاعر و استاد ادبیات، عصر دیروز (چهارشنبه ۸ آبان ۹۸) درگذشت. او از آخرین قصیده‌سرایان بزرگ زبان فارسی بود. تصحیح «دیوان سنایی» و تذکرۀ «مجمع الفصحاء» از مهمترین کارهای پژوهشی اوست. علی مصفا، بازیگر معروفِ سینما، یکی از فرزندان استاد مظاهر مصفا و خانم دکتر امیربانو کریمی، دختر استاد کریم امیری فیروزکوهیِ شاعر است.
📸 تصویری از جلسه دفاع دکتری #قیصر_امین_پور در سال ۷۶ است که مرحوم دکتر مظاهر مصفا هم در جلسه حاضر است. استاد و شاگرد هر دو در هشتم آبان درگذشتند.
@ehsanname
📌عکس از کانال
@Menhaye_yek_derakht
📖 ادبیات معاصر در کتابهای درسی
@ehsanname
بخش مهمی از آموزه‌های ما از کتابهای درسی است. در این منابع از ادبیات معاصر ما چه افراد و چه آثاری معرفی شده؟ فهرست زیر، تمام مواردی است که کتابهای فارسی دورۀ دبیرستان در سال تحصیلی ۹۸-۹۹ متن یا شعری از ادبای معاصر دارند. اعداد داخل پرانتر شماره صفحات است. متن‌های انتخابی را در پایگاه کتابهای درسی (chap.sch.ir) از روی این فهرست می‌توانید پیدا کنید.

📔فارسی هفتم: #قیصر_امین_پور (۱۲-۱۴)، علی شریعتی (۱۸-۲۰)، طاهره ایبد (داستان «کژال» ۲۳-۲۸)، محمدجواد محبت (۳۷)، نادر ابراهیمی (۵۰-۵۴)، پروین اعتصامی (۵۸-۶۱)، عباس اقبال آشتیانی (۶۵-۶۷)، هوشنگ مرادی کرمانی (یکی از «قصه‌های مجید» ۷۰-۷۷) ملک‌الشعراء بهار (۹۶)، امیرحسین فردی (زندگینامۀ امام خمینی ۱۲۰-۱۲۳)، محمدرضا کاتب (داستان کوتاه «مرخصی» ۱۲۶-۱۳۱)، غلامعلی حدادعادل (دربارۀ زبان فارسی ۱۳۸-۱۳۹)، فتح‌الله دیده‌بان (از کتاب «قوی سفید» ۱۶۲-۱۶۵)
خارجی‌ها: ویتاتو ژیلینسکای (داستان «آدم آهنی و شاپرک»)، کلیک مورمان

📕فارسی هشتم: قیصر امین‌پور (۱۲-۱۳)، جلال‌الدین کزازی (از کتاب «فرزند ایران» ۳۰-۳۲)، مصطفی رحماندوست (از کتاب «فوت کوزه‌گری» ۳۵)، ایرج میرزا (۴۹)، حبیب یوسف‌زاده (زندگینامه شهید مهدی باکری ۶۳-۶۶)، فرهاد حسن‌زاده (دو داستان از امیرکبیر ۶۸-۷۱)، محمود حکیمی (داستانی امیرکبیر ۷۲)، سلمان هراتی (۸۶-۸۸)
خارجی‌ها: #محمود_درویش، #نزار_قبانی، شکسپیر

📒فارسی نهم: نیما یوشیج (۲۲)، پروین اعتصامی (۲۶)، ثمین باغچه‌بان (ترجمۀ «زندگی من» هلن کلر ۳۶-۴۰)، بهاءالدین خرمشاهی (درباره حافظ ۵۴)، محمد دهریزی (شعری برای شهید فهمیده ۷۴-۷۸)، سیدمرتضی آوینی (متن یکی از قسمتهای «روایت فتح» ۸۹-۹۰)، قیصر امین‌پور (۹۸)، امام خمینی (یک غزل ۹۹)، علی شریعتی (۱۳۸)
خارجی‌ها: هلن کلر، ویکتور هوگو، سنت اگزوپری (از «شازده کوچولو»)، رابرت فیشر
@ehsanname
📘 فارسی دهم: نیما یوشیج (۱۴-۱۳)، جمال میرصادقی (داستان «دیوار» ۲۱-۲۷)، علی موسوی گرمارودی (۳۱-۳۳)، شهریار (۴۲-۴۳)، #سهراب_سپهری (از کتاب نثر «اتاق آبی» ۶۴-۶۵)، جلال آل‌احمد (دربارۀ نیما ۶۸-۷۱)، سیدمرتضی آوینی (متن قسمتی از «روایت فتح» ۷۵ -۷۸)، سپیده کاشانی (۸۲)، معصومه آباد (از کتاب «من زنده‌ام» ۸۵-۹۱)، محمود شاهرخی (۱۰۸-۱۰۹)، عبدالحسین وجدانی (داستان «خسرو» ۱۲۰-۱۲۵)
خارجی‌ها: نزار قبانی، آندره ژید (از «مائده‌های زمینی»)، لئو تولستوی (یک داستان کوتاه)

📙 فارسی یازدهم: فریدون مشیری (۱۵)، مهدی حمیدی شیرازی (۲۸-۳۰)، مجید واعظی (دربارۀ عباس میرزا ۳۸-۴۲)، جواد کامور بخشایش (خاطرات اسارت ۴۵-۴۹)، بدیع‌الزمان فروزانفر (زندگی مولانا ۶۷-۷۱)، محمدعلی اسلامی ندوشن (از کتاب «روزها» ۷۵-۷۸)، لطفعلی صورتگر (یک خاطره ۸۱-۸۵)، حمید سبزواری (۸۸-۸۹)، سیدضیاءالدین شفیعی (۹۲)، سیدحسن حسینی (۹۳)، قیصر امین‌پور (۹۷)، غلامحسین یوسفی (دربارۀ ضحاک ۱۰۰-۱۰۱)، رسول پرویزی (داستان «قصۀ عینکم» ۱۲۶-۱۳۱)، نادر ابراهیمی (از رمان «سه دیدار» ۱۳۴-۱۳۹)، علی شریعتی (۱۵۰)
خارجی‌ها: تاگور، جبران خلیل جبران، گوته، ریچارد باخ (از «جاناتان مرغ دریایی»)

📗فارسی دوازدهم: پروین اعتصامی (۱۹)، عارف قزوینی (۲۶)، فرخی یزدی (۲۷)، ملک الشعراء بهار (قصیده دماوندیه ۳۴-۳۵)، احمد عربلو (داستان طنزی از جبهه ۳۸-۴۳) محمدرضا #شفیعی_کدکنی کدکنی (۵۷)، ابراهیم باستانی پاریزی (خاطرات ۶۰-۶۴)، علی شریعتی (از «کویر» ۷۰-۷۳)، محمد بهمن‌بیگی (از «بخارای من ایل من» ۷۷-۸۱)، سلمان هراتی (۸۴-۸۵)، سیاوش کسرایی (۸۶) مهرداد اوستا (۸۷)، سیدمهدی شجاعی (داستان «آن شب عزیز» ۸۸-۹۳)، بهار (۹۵)، مرتضی امیری اسفندقه (شعری دربارۀ شهید حججی ۹۶-۹۷)، #مهدی_اخوان_ثالث (شعر «خوان هشتم» ۱۰۹-۱۱۴)، ابوالقاسم لاهوتی (۱۱۷)، محمدعلی جمالزاده (داستان «کباب غاز» ۱۳۲-۱۴۰ در خط اول ص ۱۳۳ نام صادق هدایت از متن داستان حذف شده)، رضا امیرخانی (از رمان «ارمیا» ۱۴۳-۱۴۷)، فریدون مشیری (۱۵۳)، عبدالحسین زرین‌کوب (ترجمۀ داستانی از آلفونس دوده، ۱۵۷-۱۶۲)
خارجی‌ها: پابلو نرودا، شیللر، شکسپیر، آلفونس دوده
@ehsanname
📌برای ارزیابی دقیق‌تر، باید کتابهای فارسی دبستان و نیز کتابهای «نگارش» دورۀ دبیرستان را هم دید. مثلاً مثلاً در فارسی پنجم دبستان «ایران ای سرای امید» #سایه (۷۶) آمده‌. در نگارش دهم به «اتاق آبی» سهراب سپهری (۲۹-۳۰)، «نخل» هوشنگ مرادی کرمانی (۳۵)، «اگر قره‌قاج نبود» محمد بهمن‌بیگی (۸۲)، «بی بال پریدن» قیصر امین‌پور (۸۸-۹۰) و «حالا حکایت ماست» عمران صلاحی (۱۱۳) ارجاع شده و در نگارش یازدهم، بخش‌هایی از «کوه مرا صدا زد» محمدرضا بایرامی (۷۲-۷۳) و «سووشون» سیمین دانشور (۸۱) به عنوان نمونه آمده‌اند.
@ehsanname
🔻هر دو نمونه شعری که در کتابهای فارسی نهم و دهم دبیرستان از نیما، این پیشوای شعر نو انتخاب شده، از اشعار کلاسیک اوست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺هزار سال
میان جنگلِ ستاره‌ها پی تو گشته‌ام
ستاره‌ای نگفت کزین سرای بی‌کسی، کسی صدات می‌کند؟!
هنوز دیر نیست
هنوز صبر من به قامتِ بلندِ آرزوست
عزیز هم‌زبان، تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟
@ehsanname
«همزاد» شعری تازه از #سايه، تصویر برای ۷ آبان ۹۸ و در شهر کلن است، کارِ خانم یلدا ابتهاج
@yaldaebtehaj
🔺اتحادیه ناشران و کتابفروشان، مجوز رمان‌های «ناپاک‌زاده استانبول» و «شرم» اثر الیف شافاک را باطل کرد. این دو عنوان البته یک کتاب هستند، دو ترجمه با دو اسم متفاوت از یک اثر که نگاهی دارد به واقعه کشتار ارامنۀ عثمانی در جنگ جهانی اول. قبلاً کتاب «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب» شافاک هم لغو مجوز شده بود. مترجم آن کتاب به ایسنا گفته بود ماجرا به خاطر رقابتهای ناشران است و دو ناشر که می‌خواستند خودشان این کتاب را منتشر کنند، گزارشی علیه کتاب تهیه و به مراجع ارسال کرده‌اند @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚چطور خودمان را به کتاب خواندن عادت بدهیم؟ در این ویدیو پیشنهادی برای کتابخوان شدن بر اساس الگوهای روانشناسی ارایه شده است @ehsanname

ترجمه و زیرنویس از @Bashgah_net
احسان‌نامه
📖 ادبیات معاصر در کتابهای درسی @ehsanname بخش مهمی از آموزه‌های ما از کتابهای درسی است. در این منابع از ادبیات معاصر ما چه افراد و چه آثاری معرفی شده؟ فهرست زیر، تمام مواردی است که کتابهای فارسی دورۀ دبیرستان در سال تحصیلی ۹۸-۹۹ متن یا شعری از ادبای معاصر…
🗞امروز روزنامۀ «آرمان ملی» گزارش اول خود را به کتابهای درسیِ فارسی اختصاص داده. اما عجیب اینکه منبع اطلاعات گزارشگر و طراح و مسئول تیتر، فضای مجازی است، نه خود کتابهای درسی امسال. چون اگر این کتابها را ورق می‌زدند، می‌دیدند که از #شفیعی_کدکنی غزل «ای مهربانتر از برگ در بوسه‌های باران» در کتاب فارسی دوازدهم (ص۵۷)؛، از خیام رباعی «هنگام سپیده‌دم خروس سحری ...» در فارسی دهم (۳۵)؛ از #مهدی_اخوان_ثالث شعر «خوان هشتم» در فارسی دوازدهم (۱۰۹-۱۱۴)؛ و از هوشنگ ابتهاج #سایه «ایران ای سرای امید» در فارسی پنجم دبستان (۷۶) آمده است. طبیعتاً می‌شود و باید دربارۀ این انتخاب‌ها، دربارۀ میزان آموزش‌ها دربارۀ این بزرگان و سایر چهره‌های برجسته، تغییراتِ دیگر و جهت‌گیری کتابهای درسی بحث کرد، اما نه با چنین اشتباهاتی در تصویر صفحه یک! @ehsanname
احسان‌نامه
آگهی متفاوتی که درباره سالگرد تأسیس انتشارات امیرکبیر در صفحه ۵ روزنامه «اطلاعات» دیروز (شنبه ۲۹ آبان ۹۵) منتشر شد @ehsanname
📚احسان رضایی: صد سال پیش، در ۱۲ آبان‌ ۱۲۹۸، عبدالرحیم، یا آن طور که خودش علاقه داشت بگوید تقی جعفری به دنیا آمد. مردی که یکی از معروفترین انتشاراتی‌های ایران، یعنی انتشارات امیرکبیر را در از آبان سال ۱۳۲۸ که مؤسسه امیرکبیر در یک بالاخانۀ ۱۶ متری در خیابان ناصرخسرو تأسیس کرد و شماری از معروفترین کتابهای تاریخ معاصر، از جمله فرهنگ لغت معين، فرهنگ فارسی عميد، شاهنامه امیرکبیر، فرهنگ انگليسی به فارسی آریانپور، آثار دکتر زرین‌کوب، تاریخ ایران کمبریج، رمان «صد سال تنهایی»، ... و صدها عنوان کتاب دیگر در حوزه‌های ادبيات و تاریخ و فرهنگ را در کارنامه داشت. اما اهمیت عبدالرحیم جعفری، فقط به خاطر چاپ این همه کتاب نبود. او در امیرکبیر کارهایی انجام داد که مسیر صنعت نشر و شیوه چاپ کتاب را هم تغییر داد. او بود که به نویسندگان و مترجمانش حق‌التألیف داد و سعی کرد فروش کتاب را به شکل یک فعالیت اقتصادی دربیاورد. طرح‌هایی مثل فروش اقساطی کتاب به راه انداخته و هم به فکر پیدا کردن بازارهای جدید و مخاطبان نو بوده و از ایده های جدید استقبال می کرده. این ایده های جدید، چیزهایی بوده مثل انتشار «تاریخ علوم» پییر روسو به عنوان سومین کتاب انتشاراتی‌اش که همه به او می‌گفتند دیوانگی نکند و چنین کتابهایی خواهان ندارد، اما بعدها این کتاب جزو پرفروش‌ترین آثار امیرکبیر شد و یکی از کتاب‌های کالتِ دانشجویان دهۀ چهل. امیرکبیر اولین ناشری بود که مفهوم تولیدِ سری و دوره را در کتاب عملیاتی کرد. او که شعارش غلط نداشتن در متن کتاب بود، برای خواننده کتابش اهمیت و احترامی قایل می‌شد که شاید هنوز هم جز چند ناشر خاص، کسی این دقت و وسواس را ندارد. او اولین گروه ویراستاری کتاب را در دفتر انتشاراتش به راه انداخت. با گروهی از هنرمندها هم برای انتشارات آتلیه به راه انداخت. بهمن فرزانه را او پیدا کرد و در زمانی که هیچ کس در ایران مارکز را نمی‌شناخت، ترجمه «صد سال تنهایی» را از او منتشر کرد. یا پرویز شهریاری اولین کتابش را به سفارش او ترجمه کرد. یا وقتی مهدی آذریزدی که نمونه‌خوان انتشارات بود دفترچه بازنویسی‌هایش از داستان‌های «کلیله و دمنه» را پیش او برد، بعد از یک شب خواندن آن دفترچه، قراداد ده جلد سری «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» را با او بست. خیلی از کتاب‌بازهای ایرانی در سالهای کودکی سری کارهای کودکانۀ امیرکبیر مثل «کتابهای طلایی» و در سالهای جوانی، رمان‌های امیرکبیر و در سالهای بعد، آثار تاریخی امیرکبیر را خوانده‌اند. بی‌وجه نیست اگر بگوییم، ما، همه ما، به عبدالرحیم جعفری مدیون هستیم.
کتاب دو جلدی «در جستجوی صبح»، خاطرات عبدالرحیم جعفری است که کاش زودتر جلد سومش هم (که به ماجراهای عجیب این انتشارات معروف بعد از انقلاب اختصاص دارد) منتشر شود. پسر آن مرحوم با همکاری امیرکبیری‌های سابق، انتشارات فرهنگ نو را راه انداختند که هنوز هم فعال است.
@ehsanname
📸 مهدی آذریزدی، در کنار عبدالرحیم جعفری
🔸ایلنا - «داش آکل به‌گفتۀ مرجان» جدیدترین اثر بهرام بیضایی است که نوروز ۱۳۹۹ در استنفورد، روی صحنۀ تئاتر می‌رود. این نمایش بر اساس داستان «داش آکل» صادق هدایت است که این‌بار اتفاقات از زبان مرجان، معشوقِ داش آکل روایت می‌شود @ehsanname
🔺جایزه گنکور ۲۰۱۹ به ژان پل دوبوآ برای رمان «تمام مردان به یک روش زندگی نمی‌کنند» رسید. از دوبوآ قبلاً رمان «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند» به فارسی ترجمه شده بود که روایتی است از روابط پیچیدۀ پدران و پسران. گنکور معتبرترین جایزه ادبی فرانسه است که در مقایسه با جایزه یک و نیم میلیون دلاری نوبل ارزش مادی ندارد و تنها یک چک ۱۰ یورویی به برنده اهدا می‌شود، اما اعتبار خود جایزه آن‌قدر هست که فروش موفق کتاب نویسنده را تضمین کند. نویسندگانی مثل مارسل پروست، آندره مالرو، سیمون دوبوار، مارگارت دوراس و پاتریک مودیانو برنده گنکور بوده‌اند. رومن گاری تنها نویسنده‌ای است که دو بار (یک بار با نام مستعار) این جایزه را برد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فیلم جالبی از پشت صحنۀ دوبلاژ فیلم «هابیت». از جمع هنرمندان حاضر در این صحنه، سه نفر دیگر میان ما نیستند: استاد حسین عرفانی، استاد ناصر احمدی و زنده یاد بیژن علیمحمدی (دومین صدای این ویدیو). علیمحمدی ۱۴ آبان درگذشت - فیلم از اینستاگرام روابط عمومی انجمن گویندگان فیلم @ehsanname
احسان‌نامه
آکادمی سوئد بعد از ماجرای رسوایی‌هایی که به تعطیل نوبل ادبیات ۲۰۱۸ منجر شد، سعی داشت تا امسال اعتبار این جایزه را احیا کند؛ اما انگار چندان هم در این کار موفق نبوده. چون انتخاب پیتر هاندکه باعث اعتراض‌های بسیاری شده. هاندکه اتریشی، در دهه ۱۹۹۰ و سال‌های جنگ…
📸 اعتراض‌ها به نوبل پیتر هاندکه هنوز ادامه دارد. تصویر واشنگتن‌پست از تجمع مادران قربانی‌های جنگ بالکان در برابر سفارت سوئد، در بوسنی، پایتخت بوسنی. هاندکه در دهه ۱۹۹۰ و سال‌های جنگ بوسنی طرفدار صرب‌ها بود. @ehsanname
Dr.shafieikadkani 14 aban 1398
@shafiei_kadkani
@shafiei_kadkani

ـــــــــــــــــــــــ
فایل صوتی صحبت‌های دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی دربارهٔ استاد فقید مظاهر مصفا
سه‌شنبه، ۱۴ آبان ۱۳۹۸
دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
Ebrahim Golestan
🎧 ابراهیم گلستان بخشی از داستان «اسرار گنج درۀ جنی‌»اش را می‌خواند - از اینستاگرام مرکز پیرسوک @ehsanname
قیدار
رضا امیرخانی
🎧 رضا امیرخانی رمان «قیدار»ش را می‌خواند. بخش آغازین از کتاب صوتی این اثر، با صدای خود نویسنده @ehsanname

🔸لینک خرید کتاب صوتی «قیدار»:
navaar.ir/audiobook/426/
Forwarded from احسان‌نامه
📚دو داستان با موضوع زلزله: «نگران نباش» مهسا محب‌علی درباره آشفتگی تهران بعد از چند لرزه است. «حتی یک دقیقه کافی است» آتوسا صالحی، داستان دختری که می‌فهمد بازمانده زلزله بم است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 در سالگرد درگذشت محمدعلی جمالزاده، نویسندۀ پیشرو، یک ویدیو کوتاه از او ببینید مربوط به دیدار با فرهاد سپهبدی در ۱۰۲سالگی. جمالزاده سه سال بعد از این ویدیو، در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ درگذشت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🌕چرا جمالزاده نوبل نگرفت؟
@ehsanname
احسان رضایی: آکادمی نوبل هر سال اسناد مربوط به ۵۰ سال قبلش را آزاد می‌کند و معلوم می‌شود کاندیداهای هر جایزه در هر سالی چه کسانی بوده‌اند و برندۀ نهایی چطور انتخاب شده. تا به حال اسناد مربوط نوبل ادبیات ۱۹۰۱ تا ۱۹۶۷ هم منتشر شد و بین آنها، کاندیداهای ایرانی هم دیده می‌شود.
کاندیداتوری نوبل البته چیز عجیبی نیست. استاد تمام (پروفسور)های دانشگاه‌های دنیا، دانشمندان معروف و برندگان قبلی نوبل می‌توانند هر کسی را به کمیته نوبل پیشنهاد داده و او را کاندیدا کنند. از بین ادیبان ایرانی، محمدعلی جمالزاده هم (حداقل تا ۱۹۶۷) دوبار کاندیدای نوبل ادبی شده بود.
بار اول ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس معروف (همان که عید۹۳ درگذشت و آرزوی دفنش در کنار زاینده‌رود داستان شد) از دانشگاه هاروارد، اسم جمالزاده را به عنوان نامزد نوبل ادبیات ۱۹۶۵ ثبت کرد. آن سال میخاییل شولوخف برندۀ نوبل شد.
دو سال بعد، احسان یارشاطر از دانشگاه تهران اسم جمالزاده را برای نوبل ادبیات ۱۹۶۷ پیشنهاد داد. اسامی بقیه کاندیداهای نوبل آن سال، نشان می‌دهد جمالزاده وارد چه رقابت سنگینی شده بوده: خورخه لوییس بورخس، جی‌آرآر تالکین، گراهام گرین، میگل آنخل آستوریاس (برندۀ نوبل آن سال)، ساموئل بکت (برندۀ نوبل ۱۹۶۹)، پابلو نرودا (برندۀ نوبل ۱۹۷۱)، ازرا پاوند، ژرژ سیمنون، اوژن یونسکو، آلبرتو موراویا و... با این حال خود جمالزاده معتقد است او رقابت را نه به این اسامی، که به یک دلیل دیگر واگذار کرده.
آن سال یک ایرانی دیگر هم به اسم بسیج خلخالی از طرف صادق رضازاده شفق، استاد تاریخ ادبیات در دانشگاه تهران و سناتور، نامزد شده بود. محمدقلی بسیج خلخالی (۱۲۹۷-۱۳۷۴) شاعری است که معرپفترین اثرش منظومه‌ای در ستایش آبراهام لینکلن است؛ جمالزاده (در کتاب «اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» جلد ۴، صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸) مدعی است شانس نوبل بردنش زیاد بوده ولی دربار پهلوی از او حمایت نکرده، چون می‌خواسته بسیج خلخالی برنده شود. روایت جمالزاده با وجود آن همه رقبای بزرگ البته خالی از اغراق به نظر نمی‌رسد، اما نثر شیرین جمالزاده خواندنی است:
@ehsanname
سالیان بسیار پیش از این، از دوست واقعا خوب و صدیق و بسیار فعالم در کار ادب، آقای دکتر یارشاطر نامه‌ای در ژنو به دستم رسید، حاکی بر اینکه ایرانشناس معروف دانمارکی (نام این مرد اکنون در خاطرم نیست) از دانمارک به نیویورک، به او نوشته است که اگر جمالزاده داوطلب جایزه ادبی نوبل بشود، چون خودم هم از اعضای کمیته ادبی این جایزه هستم، گمان می‌کنم بی‌نتیجه نباشد. قبول کردم و به خودم گفتم اگر آرزو بر جوان عیب نیست، چرا بر پیرانِ سالخورده عیب باشد و طولی نکشید که از طرف اداره جایزه نوبل، نامه‌ای چاپی (با سه امضاء) در ژنو به دستم رسید که شرایط مقدماتی آن کار را برایم نوشته بودند و معلوم شد قبل از همه چیز سه تن از معاریفِ اساتید بافضل و کمال ایرانی باید داوطلب را معرفی نمایند. معلوم شد آرزویم نه تنها عیب نیست، بلکه ممکن است بی‌نتیجه هم نباشد. لهذا به دوستان محترم، کتباً مطلب را به عرض رساندم. از جناب دکتر علی‌اکبر سیاسی (رییس دانشگاه تهران) نامه‌ای رسید که آنچه را خواسته بودی تهیه نمودم و به کمیته ادبی نوبل فرستادم... جای امیدواری بود که رفته رفته، کار چنان که مطلوب است جامه عملی بپوشد. ولی در همان ایام، روزنامه «ژورنال دو تهران» که به زبان فرانسه از طرف روزنامه «اطلاعات» در تهران به طبع می‌رسد، به دستم رسید و در همان صفحه اول به خط درشت دیده شد که از طرف ایران و ایرانیان و با سفارش و توصیه مخصوص پادشاه ایران، یک تن از دانشمندان ایران از اهالی آذربایجان را که در کار نظم و شاعری است و کتاب منظومی به صورت شاهنامه فردوسی با عنوان «حماسه هیزم‌شکن» دربارۀ خدمات فرانکلین امریکایی به عمل آورده است [در اصل«حماسه هیزم‌شکن» دربارۀ آبراهام لینکلن است] را داوطلب جایزه معرفی کرده‌اند. فوراً دستگیرم شد که هوا پس است و هرچند آرزو بر پیران هم عیب نیست، ولی اصرار، زشت و ناپسند است و عقل حکم می‌کند که بهتر است طریق عقب‌نشینی اختیار شود.
بعدها از یک نفر از هموطنان که اهل ادب و فهیم بود و در مراجعت از سوئد در ژنو به دیدنم آمد، شنیدم که کمیته نوبل، به او به رسم گله‌مندی گفته بودند که چرا نمایندگان سیاسی ایران این‌همه اصرار دارند که جایزه به مؤلف «حاسه هیزم‌شکن» داده شود؟ و چنان فهمیدم که خود این شخص محترم که در کار مطبوعات و سیاست دارای شهرتی بود، خود را به سوئد رسانیده بود که داوطلبی خود را به کمیته اطلاع دهد.
خلاصه مقال آن‌که جمالزاده یک بار دیگر در طول عمر دور و درازش نزد خود گفت: این غم هم در عاشقی بالای غم‌های دیگر.
bit.ly/2SRXrkp
🔻برگی از کتاب «حماسه هیزم‌شکن» و تصویر آبراهام لینکلن در قالب یک مینیاتور ایرانی
Jamalzade about Mashroote
🎧 خاطرات محمدعلی جمالزاده از مشروطه با صدای خود او. این صدا سال ۱۳۶۷ ضبط شده و نسخه مکتوب آن را می‌توانید در کتاب «انقلاب ایران به روایت رادیو بی‌بی‌سی» (طرح نو، ۷۲) صفحات ۶ تا ۱۷ بخوانید @ehsanname