احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
🔸"من این بخت و این اجازه را یافته بودم که او را «مادر» صدا کنم. عشقی را که به مادربزرگم داشتم دوباره در او پیدا کردم. تا بتوانم این عشقم را به او ثابت کنم دردسر بسیاری کشیدم. ظاهرا ‌آدم چغری بود، حریم داشت، اهل بگو بخند نبود، مراعات و ملاحظه‌اش از یک تربیت اشرافی می‌آمد. اما درونش، باطنش این‌جوری نبود. مثل خود اسم رُزا، که برخی از کتابفروشان ما با بی‌احتیاطی «رضا» صدا می‌زدند، مثل گل سرخ، خودش را پشت تیغ پنهان کرده بود. مثل جوجه‌تیغی. زمانه، زندگیِ سخت، کار بی‌وقفه، مسئولیت‌شناسی و دقت در جزئیات که پروای کارش بود او را این‌ریختی بار آورد. سال‌ها، روزهای دوشنبه مهمان او بودم. از خوراکش می‌چشیدم، می‌چریدم. اما در مهمانی‌ها گاهی سربه‌سرش می‌گذاشتم. معمولِ او آن بود که سر میز، در میانه میز، جای مخصوص خودش را داشت. برای مهمان‌ها خودش غذا می‌کشید. وقتی اولین لقمه را برمی‌داشتم مطابق معمول، مثل همه، لب به تحسین دستپخت او باز می‌کردم. اغلب این شوخی را با او تکرار می‌کردم: گمانم مادر این غذا را از روی کتاب پخته‌ای! در این حال به من چشم‌غرّه می‌رفت؛ گاهی می‌گفت خجالت بکش! ولی همیشه قند در دلش آب می‌شد. می‌دانستم. چون همین اشاره که «از روی کتاب پخته‌ای» خودش به نشان ستایش از کتاب بود – اما بدون در نظر گرفتن خودش. او و کتاب «هنر آشپزی» یکی بودند. خودش کتاب ناطق بود. بعدتر هنر آشپزی شخصیت مستقل پیدا کرد. برای خودش کسی شد. حالا کمی هم به کتابش حسودی‌اش می‌شد هم ازش کیف می‌کرد. غذای من‌درآری به هیچ صورتی تو کتش نمی‌رفت. تربیت سرراست خانوادگی و منش شخصی‌اش او را تابع اصول بار آورده بود. همین تبعیت از قواعد و اصول باعث شده بود کتابش قابل اعتماد باشد. حرف او مصداق این شعر بود:
اگر سفره باشد ز خوردن تهی
از آن بِه که ناخوب‌خوانی نهی
حالا که او در میان ما نیست برای ما روشن است که کتاب او خود اوست."

✍️بخشی از یادداشت استاد قاسم هاشمی‌نژاد، در شماره ۶۲ «همشهری داستان» (دی ۱۳۹۴) درباره خانم رزا منتظمی
@ehsanname
فاطمه بحرینی مشهور به رزا منتظمی، مولف کتاب «هنر آشپزی» یکی از پرفروشترین کتابهای فارسی در نیم‌قرن اخیر، ۱ آبان ۱۳۸۸ درگذشت. اولین ویرایش کتاب «هنر آشپزی» سال ۱۳۴۳ منتشر شد و به گفته خانم منتظمی، تا نیمه دهه ۸۰ هر سال ۲۰هزار نسخه از این کتاب چاپ می‌شد. در سال‌های جنگ و دوران کمبود کاغذ و مشکلات چاپ، «هنر آشپزی» با دفترچه بسیج اقتصادی خانوار فروخته می‌شد.
goo.gl/jguS3o
🗓قرار است روز اول آبان به نام ابوالفضل بیهقی، یکی از خداوندگاران نثر فارسی در تقویم رسمی ثبت شود. بخشی از «تاریخ بیهقی»، داستان بر دار کردن حسنک وزیر، را با دو اجرا بشنوید: @ehsanname
Vaziri Amir Hasanak
Mahmood DolatAbadi
🎧 بخشی از داستان بر دار کردن حسنک وزیر، با صدای محمود دولت‌آبادی، از کتاب صوتیِ «وزیری امیر حسنک» @ehsanname
Dastaane Bar Daar Kardane Hassanake Vazir
Ardalan Zargham
🎧 بخشی از داستان بر دار کردن حسنک وزیر، با صدای اردلان ضرغام و موسیقی بهزاد روشن‌پور، از کتاب صوتیِ «بر دار کردن حسنک وزیر» @ehsanname
🗞۲۹ سال پیش در چنین روزی، اولین شماره هفته نامه «گل‌آقا» توسط کیومرث صابری و جمعی از بهترین کارتونیست‌ها و طنزنویسان ایران منتشر شد. مجله‌ای که در دوران خود، تاریخ ساز شد و فضای جامعه را تا حدودی برای نقد و شنیدن انتقاد، مهیا کرد. تصویر جلد اولین شماره به قلم ناصر پاکشیر (از توییتر هادی حیدری) @ehsanname
🗓 برای اول آبان که روز بیهقی است، خواستم چیزکی بنویسم در مورد اینکه چرا باید تاریخ بیهقی خواند؟ از مزایای آشنایی با نثر فوق‌العادۀ این مرد تا نکات جالب و جذابی که در کتابش پیدا می‌شود. یک جستجوی ساده در توییتر فارسی اما نشانم داد که ملت چقدر با بیهقیِ دبیر آشنا هستند و چه نکاتی از گرفته‌اند. چند نمونه‌اش:
@ehsanname
🔹احمدعلی فرهودی:
بیهقی در وصف بوسهل زوزنی، بدترین شخصیت کتابش:
"این بوسهل مردی امام‌زاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، اما شرارتی و زعارتی در طبع وی مؤکد شده -و لا تبدیل لخلق الله-..."

اول خوبی طرف رو میگه، بعد برای بیان بدی‌هاش از فعل مجهول استفاده می‌کنه.
آدمی با این سعه صدر رو طوفان تکون نمیده.
aafarhoodi

🔹مهدی اسدزاده:
جایی هم بیهقی می‌نویسد:
"و حکما تن مردم را تشبیه کرده‌اند به خانه‌ای که اندر آن خانه مردی و خوکی و شیری باشند و به مرد خرد خواستند و به خوک آرزوی و به شیر خشم و گفته‌اند از این سه، هر که به‌نیروتر، خانه او راست."

غرض آن که خانۀ تن ما یقیناً متعلق است به خوک.
خوکش هم اخته است.
goorbachof1

🔹سهند ایرانمهر:
از کشفیات اینکه معادل «نرمش قهرمانانه» در ادبیات کلاسیک اصطلاح«گرگ‌آشتی» است. از در گفتگو‌ و‌ صلح درآمدن با خصمی که بدان بدبینی:

"صواب آن است که گرگ‌آشتی کنیم."
(تاریخ بیهقی)

"با تو گر این سگ کند، عزم به گرگ‌آشتی
بازی بز کی ‌دهد، تا کندت خوک بند"
(عطار)
sahandiranmehr

🔹مهلا
توی تاریخ بیهقی خواجه احمد همش به بوسهل زوزنی میگه "کَشخانَک" یعنی ناچیز [البته معنی کشخان، مردِ بی‌غیرت است]
جای دَری وری دیگه اینجوری فحش میدم؛ هم آهنگش مناسب فحشه، هم قاعدتا طرف معنیش رو نمیدونه فک میکنه چه کلفتی گفتی حالا!
Mahl4_vvk

🔹نسیم:
با این قسمت تاریخ بیهقی خیلی کیف کردم. ببین چطور اون زمان و به سادگی لزوم تراپی رو مطرح می‌کنه.
می‌گه همونطور که جسم بیمار طبیب و دارو می‌خواد، روح هم طبیب و دارو می‌خواد. اولی موجوده و از هند و اینور اونور میارن و دومی داروی خِرَده، برگرفته از تجربه و مطالعه طبیبان مخصوصش.
Nasimooon
Forwarded from احسان‌نامه
✍️ بورخس به روایت میرعلایی
@ehsanname
دوم آبان، سالگرد درگذشت احمد میرعلایی، مترجم معروف است. میرعلایی نویسندگان بسیاری، از جمله بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ را به فارسی‌زبان‌ها معرفی کرد. او بیشتر از هر نویسنده دیگری، از بورخس ترجمه کرد و اغلب کتابخوان‌ها، بورخس را با ترجمه‌های میرعلایی می‌شناسند. به مناسبت سالگرد درگذشت او، معرفی او از بورخس در «جنگ اصفهان» شماره سوم (تابستان ۱۳۴۵) را بازنشر کردیم که قدیمی‌ترین مطلب به فارسی، درباره بورخس است.
goo.gl/3KjsZs
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖 «میدل مارچ»، شاهکار جورج الیوت، به روایت مترجمش، استاد رضا رضایی (کاری از ایرنا) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 چه کتابهایی بیشترین تعداد ترجمه را به زبان‌های مختلف دارند؟ متنی از احسان رضایی با صدای فاطمه صداقتی، از برنامه تلویزیونی «کاغذ رنگی» ۲۱ اسفند ۹۳ @ehsanname
📚چرا کتابهای چاپی هنوز پرطرفدارند؟
@ehsanname
با وجود علاقه و گرایش شدیدی که برای استفاده از لوازم دیجیتال هست، اما کتاب‌های چاپی هنوز در برابر کتابخوان‌های الکترونیک دستِ بالا را دارند و اتفاقاً وضعشان بهتر هم دارد می‌شود. خودتان بخش‌هایی از یک گزارش CNBC (و ترجمه‌اش در ایبنا) را بخوانید:

🔸طبق گزارش ۲۰۱۹ انجمن ناشران آمریکا در سال گذشته ناشران آمریکایی ۲۶میلیارد دلار داشتند که ۲۲/۶ میلیاردش برای کتاب‌های چاپی و ۲/۰۴ میلیارد دلارش برای کتابهای الکترونیک بوده است.

🔹 ژانرهای محبوب طرفداران کتاب‌های چاپی شامل موضوعاتی مثل طبیعت، آشپزی و کتاب‌های کودک است. در حالی که مردم ترجیح می‌دهند رمان‌های جنایی، عاشقانه و تریلر را از طریق کتابخوان الکترونیکی بخوانند.

🔸برخلاف انتظار توجه نسل جوان به کتاب چاپی بیشتر است. ۶۳درصد خریداران کتاب‌های چاپی در بریتانیا کمتر از ۴۴سال سن دارند درحالی‌که ۵۲درصد خریداران کتاب‌های الکترونیک بالای ۴۵سال سن دارند. در بازار کتاب آمریکا هم آمارهای مشابهی دیده می‌شود. سال ۲۰۱۷ در یک تحقیق ۷۵درصد از آمریکایی‌های بین ۱۸ تا ۲۹سال گفتند که یک کتاب چاپی مطالعه کرده‌اند (بالاتر از میانگین ۶۷درصدی).

🔹همۀ نویسندگان طرفدار کتاب الکترونیکی نیستند: سلینجر، خالق «ناتور دشت» در برابر رسانه‌های دیجیتال و به اشتراک گذاشتن اطلاعات به صورت آنلاین مقاومت می‌کرد، گرچه ورثه او در ماه آگوست بالاخره موافقت کردند که اثار او به شکل الکترونیکی منتشر شود.

🔸مریل هالز، مدیر اجرایی اتحادیه کتابفروشان بریتانیا می‌گوید درحالی که روزنامه‌ها و رسانه‌ها تبدیل به نسخه‌های الکترونیک می‌شوند، هنوز مردم دوست دارند کتاب‌ چاپ شده مطالعه کنند. «با وجود اینکه مدتی کتاب‌های الکترونیک بیشتر از انواع سنتی آن فروختند ولی فروش آنها کم شده.» او می‌گوید مردم دوست دارند چیزی را که خوانده‌اند به دیگران نشان بدهند.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺سوم آبان سالگرد درگذشت #فریدون_مشیری است. شاعری که بیشتر از تمام اشعارش با شعر عاشقانۀ «کوچه» معروف و محبوب شد؛ حکایت عاشق دلخسته‌ای که بی یار از کوچۀ خاطرات می‌گذرد. در این بریدۀ کوتاه از مستند «شاعر دیار عشق و آشتی» (ساختۀ ناصر زراعتی) شاعر از پیشینۀ سرودن شعر «کوچه» و درخواست‌های طرفداران برای دکلمۀ آن می‌گوید @ehsanname
Koucheh
Fereydoun Moshiri
🎧 «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...» شعر کوچه، سرودۀ #فریدون_مشیری با صدای شاعر از آلبوم «شب شعر مشیری» (۱۳۸۷) @ehsanname
Koocheh
Bijan Bijani
🎼 «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...» شعر کوچه، سرودۀ #فریدون_مشیری با آواز بیژن بیژنی، دکلمه #احمدرضا_احمدی و موسیقی اسماعیل واثقی، از آلبوم «کوچه» (۱۳۷۲) @ehsanname
📖 "نه درازی باریک بود و نه کوتاهی خُرد، بل که میانۀ این هر دو بود: راست‌اندام ِ تمام‌پشت. رویی داشت نه گرد و برآمده چون رویِ فربهان و نه خشک و نزار چون رویِ نحیفان، بل که روی گِردِ به‌قاعده بود: سپید و روشن و لطيف. چشمی داشت سپیده‌ها سپید و سیاهه سیاه، مُژگانی راست به هم دررُسته، دراز و بسیار. انگشتانش، هم از آنِ دست و هم از آنِ پای، درشت و بزرگ. کفهایِ وی نرم چون حریر بود و چون از جایِ خود برخاستی و می‌رفتی، از چُستى همانا که مرغ بود که می‌پرید. و در میان دو کتفش، مُهرِ نبوّت بودی. و او خود خاتم پیغامبران و مِهترِ عالمیان بود و در سَخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بیشتر بود و در فَصاحت از همه نیکوتر و تمام‌تر بود و در عهد و پیمان از همه درست‌تر بود و در خوی و خُلق از همه نیکوتر بود و در تعيّش با مردم از همه بزرگ‌تر. بر بدیهه، چون وی را بدیدندی، از وی هیبت داشتند و چون با وی مُخالَطَت کردندی، وی را چون جان و دل دوست گرفتندی. نه پیش از وی، مثلِ وی کسی توانستندی دیدن و نه بعد از وی، کسی مثلِ وی تواند یافتن."
@ehsanname
🔺این وصفِ رسول خاتم(ص) از «سیرت رسول‌الله» نمونه‌ای از توانایی‌های زبان فارسی است. وصفی دقیق و پر از جزئیات که در عین حال بسیار هم موجز است، به علاوه نوع انتخاب کلمات طوری است که تناسبهای متن، به آن نوعی ریتم و حرکت هم داده. این کتاب را ابن‌هشام ِ بصری در قرن سوم نوشته، قاضی رفیع‌الدین اسحاق همدانی در قرن ششم به فارسی برگردانده، دکتر اصغر مهدوی آن را تصحیح کرده و استاد جعفر مدرس‌صادقی در سری «بازخوانی متون» آن را در میان سایر شاهکارهای نثر فارسی، به شکلی خوشخوان آماده کرده است.
@ehsanname
📸 حسن فتحی کارگردان، اولین تصویر از فیلم «مست عشق» را در اینستاگرامش منتشر کرد: نمایی از سماع درویشان. در این فیلم قرار است پارسا پیروزفر نقش مولانا و شهاب حسینی نقش شمس تبریزی را بازی کنند. فیلم پرحاشیه‌ای که باید دید در نهایت سرنوشت آن چه می‌شود. پیش از این یک بار قرار بود در قسمت دوم سریال «جلال‌الدین» امین تارخ نقش مولانا و رضا کیانیان نقش شمس را بازی کنند که معلوم نشد چرا منتفی شد (در قسمت اول سریال، که سال ۹۳ از شبکه یک پخش شد، بازیگر نوجوان، محمدجواد جعفرپور نقش کودکی مولانا را ایفا کرد و علی دهکردی نقش بهاءولد پدر مولانا را). سه سال پیش هم خبرهایی از یک فیلم هالیوودی بود با بازی احتمالیِ لئوناردو دی‌کاپریو در نقش مولانا و رابرت داونی جونیور در نقش شمس تبریزی. این پروژه هم با واکنش اعتراضی کاربران شبکه‌های اجتماعی به استفاده نکردن هالیوود از بازیگران خاورمیانه‌ای در نقش‌های مثبت مواجه و منتفی شد @ehsanname
Saz o Avaz
MR Shajarian/Keyhan Kalhor
🎼 استاد کیهان کلهر در جشنواره جهانی موسیقی وومِکس، جایزه مرد سال موسیقی ۲۰۱۹ را دریافت کرد. بخشی از آلبوم «شب، سکوت، کویر» را بشنویم که در آن استاد شجریان، روی موسیقیِ کلهر دوبیتی‌های باباطاهر را می‌خواند @ehsanname
Andooh
Mahdi Akhavan Sales
نه چراغ چشم گرگی پير،
نه نفس‌های غريبِ كاروانی خسته و گمراه...
مانده دشتِ بيكرانِ خلوت و خاموش
زير بارانی كه ساعت‌هاست می‌بارد...
@ehsanname
🎧 «اندوه» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
خانۀ آهوها
@ehsanname
نام ابومنصور محمد بن عبدالرزاق برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمع‏‌آوری روایات پراکنده از حماسه‏‌های ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمه‏‌اش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخه‌‏های قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمی‌‏ترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانه‏‌اش را می‏‌توان شناخت (نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانه‌‏هایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را ۳۶۶ قمری تخمین زده‌‏اند) و این، به ارزش این روایت‏ها اضافه می‏‌کند. این دو خبر، دربارۀ ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها می‏‌خوانیم. روایت چنین است:
@ehsanname
"ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابی‏‌جعفرِ عُتبی شنیدم که می‏‌گفت: مرا ابوجعفر عُتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابی‏‌منصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض می‏‌کردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن می‏‌بستم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب می‏‌کرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمی‏‌رفت و من آنچه می‏‌کردم که نزدیک شود، نمی‏‌شد. چون آهو از جای خود حرکت می‏‌کرد تازی آن را دنبال می‏‌کرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار می‌‏رسید، می‏‌ایستاد. آهو در حجره‏‌ای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی می‏‌آمد به زیارت حضرت می‏‌رفتم و دعا و زاری می‏‌کردم و از خدا حاجت خود می‏‌خواستم و خداوند مرحمت می‏‌فرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دوم‌بار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواسته‏‌ام جز این‏که عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده."
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی قرن یازدهم، تصحیحِ لاجوردی، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
@ehsanname
🔹روایت ناشر، مرتضی روحانی مدیرمسئول سایت و انتشارات ترجمان علوم انسانی @ehsanname
🔹احسان رضایی: این سال‌ها در حوالی ۷ آبان، در مورد کورش هخامنشی و ایران باستان بحثهای مختلف درمی‌گیرد و آدم را به این خیال می‌اندازد که توجه به تاریخ و مباحث تاریخی در کشورمان بیشتر شده. اما تیراژ کتابها، این حدس را تأیید نمی‌کند. مثلاً وضعیت انتشار آخرین اثر تحقیقیِ مهم دربارۀ کورش («شناخت کورش جهانگشای ایرانی» نوشتۀ رضا ضرغامی، با ترجمۀ عباس مخبر) این طوری است: چاپ اول (دی۹۴) ۱۲۰۰ نسخه، چاپ دوم ۱۲۰۰ نسخه، چاپ سوم ۸۰۰ نسخه و چاپ چهارم (اسفند ۹۷) ۵۰۰ نسخه! در واقع وضعیت توجه به کورش و مباحث مربوط به آن، چنین چیزی است: علاقه به تاریخ بدون مطالعه.
برای اینکه بدانیم چنین وضعیتی چه نتایجی به دنبال خواهد داشت، همین یک نکته کافی است که: از بین انبوه مورخان ایران تا قبل از مشروطه، فقط دو نفر به وجود هخامنشی‌ها و شخص کورش در کتابشان اشاره کرده‌اند: یکی دانشمند نامدار، ابوریحان بیرونی (در کتاب «آثار الباقیه») در قرن چهارم و یکی هم مورخ مسیحی، ابن العِبری (در کتاب «مختصر تاریخ الدُوَل») در قرن هفتم. بقیۀ مورخ‌ها، روایت تاریخ ایران را از پادشاهانِ خیالیِ کیانیان شروع می‌کردند که امروزه می‌دانیم روایتی داستانی از مادها و هخامنشی‌ها هستند و مثلاً کیخسرو معادل کورش است. این مورخ‌ها چنین اشتباهی مرتکب شدند، چون فقط از منابعی نظیر «خدای‌نامه» (یعنی تاریخ داستانی که در زمان ساسانیان تدوین شد) استفاده می‌کردند و آن منابع هم بخشی در مورد هخامنشی‌ها نداشت (به دلایل مختلف: مثل تغییر خط در ایران، از بین رفتن اسناد و عدم علاقۀ پادشاهان ساسانی به ذکر گذشتگان). فقط آن دو نفر بودند که دایرۀ مطالعاتی وسیعتری داشتند و آثار تاریخنگارهای یونانی را هم خوانده بودند و در تاریخشان بخشی گمشده از گذشتۀ ایران را یاد کردند.
مطالعه نداشتن، واقعاً می‌تواند به چنین اشتباهات خنده‌داری منجر شود!
@ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 «بیایید از عشق صحبت کنیم ...» ویدیو کوتاهی از شعرخوانی #قیصر_امین_پور در شهریور ۱۳۸۶. آقای شاعر ۸ آبان همان سال درگذشت @ehsanname