احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔺 دکتر اسماعیل امینی در اینستاگرام نوشته: این کتاب نمود کامل نادانی و تعصب و بی‌غیرتی نسبت به میراث فرهنگی ایران و زبان و ادب فارسی است. گلستان سعدی را با دستکاری در نثر و نظم دل‌انگیز سعدی به خیال خودشان از کلمات عربی پیراسته‌اند و نظم و نثری سست و مضحک را به عنوان گلستان امروز منتشر کرده‌اند. @ehsanname
احسان‌نامه
تصویر پایین «عامه‌پسند» چارلز بوکوفسکی ترجمه پیمان خاکسار است و بالایی، همان رمان با ترجمه جدید. خودتان ببینید شخصیت "ریتو" از کجا آمده! - از اینستاگرام پیمان خاکسار @ehsanname
🔹یکی از مشکلات نشر ما، شکایت صاحبان آثار پرفروش از ناشرانی است که کتابهای آنها را دوباره و به اسم یک مترجم ناشناس منتشر می‌کنند. پیمان خاکسار، مترجمی که «عامه‌پسند» چارلز بوکوفسکی، «اتحادیه ابلهان» جان کندی تول و «جزء از کل» استیو تولتز را ترجمه کرده، دربارۀ این موضوع در اینستاگرام نوشته: "می‌توانم صدای ناشر را بشنوم که به تایپیست می‌گوید: خودت یه‌جوری جمله‌ها رو عوض کن که نتونن شکایت کنن. این هم حکایت ماست... یکی از «جزء از کل»ها را ورق زدم و دیدم اسم مترجم روی جلد، با اسمی که در شناسنامۀ صفحۀ اول کتاب نوشته شده فرق دارد. متنش را هم چند سطر خواندم و احساس کردم یک روانی مست افتاده به جان جملات و تا توانسته با مشت و لگد اوراق‌شان کرده. روی جلد یکی از «اتحادیه ابلهان»ها نام خانوادگی نویسنده نیامده: «نوشتۀ جان کندی». مثل این که روی جلد «اولیس» بنویسیم نوشتۀ جیمز! ..." خاکسار قبلاً هم نمونه‌ای از متن یکی از «عامه‌پسند»ها در اینستاگرام نشان داده بود که بدخوانی تایپیست از متن او، باعث تبدیل ناسزایی در دیالوگ به یک شخصیت جدید به اسم «ریتو» شده بود! @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جهان را چاره‌ای جز فرهنگ نیست - پیام بهرام بیضایی به جشن انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر
@ehsanname
🔹در این جشن نشان کمیسیون ملی یونسکو به بهرام بیضایی اهدا شد و حمید امجد به نمایندگی از بیضایی نشان را دریافت کرد. ویدیو از کانال محمد تاجیک
@tajik57
🔹نظر یوسا درباره‌ وضعیت فرهنگی امروز:
«منظور ما از تمدن نمایشی چیست؟ مراد تمدن دنیایی است که در آن سرگرمی بالاترین معیار ارزش‌هاست و خوش گذراندن و فرار از ملال، اشتیاقی همگانی شده است. این هدف چیزی کاملاً مشروع است. اما وقتی این میل طبیعی به لذت، بدل به والاترین ارزش ما بشود، پیامدهایی نامنتظر خواهد داشت، از جمله به ابتذال کشیدن فرهنگ و رواج ولنگاری و، در عرصۀ خبررسانی، اشاعه‌ی ژورنالیسمی بی‌مسئولیت که بنیادش بر شایعه و جنجال استوار است.
در تمدن امروزی ما طبیعی و حتی الزامی است که آشپزی و طراحی لباس بخش بزرگی از فرهنگ را تسخیر کند، چراکه سرآشپزها و مُدسازان امروز جایگاهی یافته‌اند که قبلاً در اختیار دانشمندان و موسیقی‌دانان و فیلسوفان بود. در نظام فرهنگی امروز ما، بخاری و اجاق‌گاز و سکوی نمایش مُد، هم‌تراز با کتاب و آزمایشگاه و سالن اپرا شده است و ستارگان تلویزیون و فوتبالیست‌های مشهور همان سلطه‌ای را بر عادات و ذوق و سلیقه و مُد لباس ما دارند که پیش از این قلمرو معلمان و متفکران و (پیش از آن) عرصۀ الاهیون بود.
تبلیغات به‌‌گونه‌ای نامحسوس خلأی را که در غیاب نقد پدید آمده، پر کرده و این تبلیغات دیگر نه فقط پاره‌ای جداناشدنی از فرهنگ، که درواقع محمل اصلی آن شده است. امروز تبلیغات نقش عمده‌ای در شکل‌گیری سلیقه و حساسیت و تخیل و رسم و عرف ما دارد. تصادفی نیست که سیاستمداران امروز در کارزار انتخابات به جای اینکه مثل گذشته سعی کنند با دانشمندان سرشناس و نمایشنامه‌نویسان صاحب‌نام عکس بگیرند، می‌کوشند حمایت خوانندگان باب روز، هنرپیشگان سینما و بازیکنان فوتبال یا سایر ورزشکاران را جلب کنند. این شخصیت‌ها امروز به جای روشنفکران معیار و محک وجدان سیاسی طبقه متوسط و اقشار وسیعی از مردم کوچه و بازار شده‌اند.
@ehsanname
📌از مقالۀ «چرا روشنفکران ذلیل و پادرهوا شده‌اند؟» ترجمۀ عبدالله کوثری در «اندیشه پویا» شماره ۶۰ (مرداد ۹۸)
🗞بخشهایی از گزارش روزنامه «جام‌جم» از وضعیت محصولات فرهنگی ایرانی در افغانستان:
🔸سیدرضا محمدی، شاعر: تقریباً ۸۰درصد بازار کتاب افغانستان را کتاب ایرانی تشکیل می‌دهد، به طور مثال پاساژ ملی که بزرگ‌ترین پاساژ کتاب در کابل است و همچنین در شهرکتاب و جاده کتاب‌فروشی که متشکل از ۴۰۰ کتاب فروش هستند، میانگین ۸۰ تا ۸۵درصد کتاب‌ها چاپ ایران هستند.
🔹شاهد فرهوش، مسئول شهر کتاب کابل: بخش عمده کتاب‌هایی که امروز در افغانستان داریم، به برکت ایران به دست‌مان می‌رسند. اگر مترجمان ایرانی نبودند امروز کمتر کسی در افغانستان چخوف، راسل، نیچه، الیف شافاک، اورهان پاموک، جومپا لاهیری و ... را می‌شناخت. شعر ایران اینجا خیلی مخاطب دارد. اگر صد جلد کتاب شعر فاضل نظری بیاوریم، یک هفته‌ای تمام می‌شود. این شاعر به کابل آمد و وقتی می‌خواند، حاضران شعرهایش را حفظ بودند و راهنمایی‌اش می‌کردند. همین‌طور آثار بزرگ علوی و به‌خصوص «چشم‌هایش» خیلی مخاطب دارد و نیامده تمام می‌شود.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺کتاب «تمامی آنچه که مردان در باب زنان می‌دانند» محمدصالح علاء خاطرتان هست؟ کتابی ۱۱۴صفحه‌ای که تمام صفحاتش سفید و خالی است و اتفاقاً همین ایده با استقبال مواجه شد و کتاب به چاپ ۲۸م هم رسید (ویدیو بالا). حالا یک نویسندۀ برزیلی همین کار را تکرار کرده و کار او هم گرفته. به گزارش فاکس‌نیوز ویلیام تامس نویسنده ۳۰ساله برزیلی یک کتاب ۱۹۰صفحه‌ای نوشته که چرا باید به ژائیر بولسونارو رئیس‌جمهور جدید و تندرو برزیل احترام گذاشت و تمام صفحات را خالی گذاشته است @ehsanname
احسان‌نامه
📖 تجدید چاپ رمان «فیل در تاریکی» قاسم هاشمی‌نژاد بعد از چهل سال. این کتاب را اولین رمان پلیسیِ مدرن ایرانی می‌دانند. عکس از اینستاگرام نشر هرمس @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖 گزارش ایرنا از رمان «فیل در تاریکی» اثر استاد قاسم هاشمی‌نژاد که امسال بعد از ۴۰ سال تجدید چاپ شد. این کتاب را اولین رمان پلیسیِ مدرن ایرانی می‌دانند @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
✉️نامه‌ای از دهخدا
@ehsanname
دهخدا با اینکه بعد از تشکیل مجلس دوم، سیاست را کنار گذاشت و وقتش را صرف کار «لغتنامه» کرد، اما در ایام ملی شدن صنعت نفت، جزو طرفدارانِ جنبش بود و به خاطر روابط خوبش با مصدق، بعد از ۲۸ مرداد دچار گرفتاری‌هایی شد. از جمله خانه‌اش را به تصور اینکه حسین فاطمی در آنجا مخفی شده باشد، گشتند و خودش هم چندین بار توسط سرتیپ آزموده که بعدها رییس دادگاه مصدق شد، بازجویی شد. موضوع یکی از این بازجویی‌ها را خود دهخدا در نامه زیر شرح داده. این نامه خطاب به حبیب یغمایی، ادیبِ معروف و صاحب مجله «یغما» است:
@ehsanname
دوست و آقای عزیزم
در دزآشوب در همسایگی دکتر مثقالی، خانۀ میرزاتقی شمالی هستم و خیلی دلم می‌خواهد که برای مجله [یغما] چیزی تهیه کنم ولی مبتلی به ضیق‌النفسِ شدیدی هستم و علتش سرماخوردگی بود که در سه چهار ساعت در هوای سرد زمستان آقای سرتیپ آزموده مرا در اطاق انتظار سرد برای استنطاق، در کوران نشاند. خداوند به همه عوض کرامت فرماید. این چند بیت فردوسی را فرستادم اگر صلاح دیدید در مجله جا بدهید:
چنین گفت نوشیروانِ قباد
که چون شاه را سر بپیچد ز داد
کند چرخ، منشورِ او را سیاه
ستاره نخواند ورا نیز شاه
ستم نامۀ عزلِ شاهان بُوَد
چو درد دل بیگناهان بُوَد
شاید بخواهید بدانید که موضوع استنطاق چه بود؟ موضوع، چند کلمۀ آقای مسعودی در روزنامۀ اطلاعات بود که در روز پرواز شاه به رُم بی‌اطلاعِ وزراء، که از روی نمی‌دانم چه غرضی نوشته بود: «در حال حاضر شورای سلطنتی تشکیل خواهد شد و ریاست آن با فلان (یعنی علی‌اکبر دهخدا) خواهد بود» درصورتی‌که نه آقای مصدق‌السلطنه و نه ارادتمند ابداً نه چنین حرفی گفته و نه شنیده بودیم.
دوست صمیمی شما، علی‌اکبر دهخدا

📌به نقل از: مجله «آینده»، شماره ۱و۲ سال هفتم (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۰)، صفحه ۷۸ و ۷۹
Forwarded from احسان‌نامه
📘سرنوشت یکی از کتابهای شخصی مصدق که بعد از ۲۸ مرداد به غارت رفته، به خود مصدق برگشته و او به آورنده اهدا کرده. مصدق بیشتر کتابهایش را به کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران هدیه کرده بود @ehsanname
Tasali o Salam
Poria Akhavas
🎧 «تسلّی و سلام» قصیده‌ای است از #مهدی_اخوان_ثالث برای دکتر مصدق. این شعر زمانی سروده شد که نمی‌شد اسم مصدق را آورد، برای همین در چاپ کتاب «ارغنون» شعر به «پیرمحمد احمدآبادی» تقدیم شد؛ عنوانی ساختگی از سن، نام و محل تبعید مصدق. شعر را با صدای شاعر، آواز پوریا اخواص و موسیقی مجید درخشانی بشنوید، از آلبوم «چاووشی» @ehsanname
چند روایت از اینکه نیما، اخوان را لو داد یا نداد؟
@ehsanname
احسان رضایی: کودتای ۲۸ مرداد رویای یک نسل را بر باد داد. شاید هیچ کس بهتر از #مهدی_اخوان_ثالث نتوانسته باشد شکست این رویا را تصویر کند. اخوان در شعرهای متعددی، از «زمستان» معروف تا آثار دیگرش فاجعه‌ای را روایت می‌کند که انگار ابعادی فراتاریخی دارد:
بارانِ جر جر بود و ضجۀ ناودان‌ها بود
و سقف‌هایی كه فرو مى‌ريخت
افسوس آن سقف بلند آرزوهاى نجيب ما
وآن باغ بيدار و برومندى كه اشجارش
در هر كنارى ناگهان مى‌شد صليب ما
افسوس... (از شعر «آن گاهِ پس از تندر»)
یدالله قرایی، شاعر و دوست اخوان می‌گوید روز ۲۸ مرداد اخوان در مشهد بوده و پیش رفقایش که خبر رسیده «... می‌گفت می‌خواهد به تهران برود. همین الان در تهران خیابان‌ها سنگربندی شده، تهران استالینگراد شده، مگر می‌گذارند به این مفتی تمام شود؟» («چهل و چند سال با اخوان»، انتشارات بزرگمهر ۱۳۷۰، ص۴۸) طبیعتاً اخوان با این روحیه کارش به زندان کشید. خود اخوان در نامه‌ای که در بهمن۱۳۳۳ به دوست دیگرش، محمد قهرمان، شاعر غزلسرا نوشته («با یادهای عزیز گذشته»، نشر زمستان ۱۳۸۴، ص۸۶ تا ۹۴) در مورد حبسش توضیح داده که دو نوبت به زندان افتاده که زندان دوم تا ۳۰ آذر۱۳۳۳ طول کشیده و در این مدت دخترش لاله به دنیا آمده بوذه و دست‌آخر با وساطت جهانگیر تفضلی، ادیب و مطبوعاتی که نزدیکی با دربار پهلوی داشت آزاد شده و البته با سرودن قصیده‌ای به عنوان تعهدِ دوری از سیاست. چند بیتی که از این قصیده نقل شده، نشان می‌دهد که شعر اخوان چه رندانه است:
رندی شرابخواره و درویش، همچو من
کی فکرتِ سیاستِ پرشور و شر کنم؟
من تودگی نبوده و بالله نیستم
باید گواهم ایزد و پیغامبر کنم
سودَند سر به خاکِ رضا، کاره‌های قوم
من مردِ هیچکاره چه خاکی به سر کنم! («چهل و چند سال با امید»، ص۵۱)
داستانی هست که اخوان، این زندان دوم را از چشم استادش، نیما یوشیج می‌دیده و بیتی را هم در زندان سروده: «مرا نیمای مادر ... لو داد/ مرا لو، پیشوای شعر نو داد.» دکتر شفیعی‌کدکنی می‌گوید این بیت کار اخوان نیست. («حالات و مقاماتِ میم امید»، نشر سخن ۱۳۹۱، ص۲۷) اما اخوان اشاره‌های دیگری هم به نیما دارد، مثلاً در شعر «برای دخترکم لاله و آقای مینا» (که تاریخ بهمن۱۳۳۳ دارد) خطاب به دخترش می‌گوید: «آن دست‌های کوچکت را/ سوی خدا کن/ بنشین و با من خواجه مینا را دعا کن!» و اگر اینجا با کنایه گفته، در نامه به قهرمان (که ذکرش رفت) صریحاً اسم نیما را به عنوان باعث و بانی زندانش آورده.
اما آیا واقعاً نیما، اخوان را لو داده بود؟ روایتها متفاوت است. قرایی می‌گوید لو دادن اخوان کارِ اعضای حزب توده بوده (همان، ص۵۰). اما مرتضی کاخی، ادیب و شاگرد اخوان نظر دیگری دارد. او (در مصاحبه با شماره ۲۱ هفته‌نامه «نگاه پنجشنبه»، ۲شهریور ۱۳۹۱) می‌گوید: «بعد از کودتای ۲۸ مرداد نیما جملات بدی را به زبان آورد. زمانی که دستگاه وقت به نیما اتهام توده‌ای بودن و چپ‌گرایی زده بود، او گفته بود: من اصلاً چپ نیستم و این آدم‌های وقت‌گیر مثل اخوان و شاملو که دور من جمع می‌شوند عضو حزب توده هستند. این حرف‌ها باعث گرفتاری اخوان شد.»
محمد قائد، روزنامه‌نگار معروف (در یادداشت «معصومیت بربادرفتۀ شاعر»، بی‌بی‌سی ۴ شهریور ۱۳۸۹) از یک شعر می‌گوید: «مأموران فرمانداریِ نظامی ابیات هجوآمیزِ بی‌امضایی نزد نیما یوشیج بردند و او تشخیص داد باید کار اخوان باشد ...» (این شعر را بعضی‌ها شعر «زمستان» گفته‌اند که درست نیست چون «زمستان است ...» تاریخ دی۱۳۳۴ دارد.)
یک روایت دیگر پای آل‌احمد را هم به ماجرا باز می‌کند. محمدمهدی حسنی، خبرنگار، بعد از مصاحبه‌ای با تقی خاوریِ شاعر و از دوستان نیما (روزنامه «روزگار» ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰) در وبلاگش از خاوری نقل کرد که: «اخوان گفت ... وقتی مرا برای بازجویی به اتاق تیمسار تیمور بختیار [رییس وقت ساواک] بردند. او روی میز کار دفتر خود نشسته و با هفت‌تیرش بازی می‌کرد. پس از مدتی سکوت در همان وضع گفت: تو علیه اعلیحضرت همایونی شعر گفته‌ای؟ گفتم من چنین شعری نگفته‌ام... شعری را به من نشان داد که با دستخط نیما نوشته و زیرش قید شده بود که از اخوان است و گفت: ببین پیشوایتان نوشته این شعر را تو گفته‌ای و تو انکار می‌کنی؟ من وقتی خط نیما را شناختم، برای رَستنِ پیرمرد، موضوع را به گردن گرفتم. بعدها فهمیدم جلال آل‌احمد به نیما گفته بود تو با این جسم نحیف اگر به زندان بروی، می‌میری، بگذار جوان‌ها فولادِ آبدیده شوند و انتخابشان من بودم.»
اخوان البته از پیروی نیما در شعر دست برنداشت. بعدها بارها از نیما تعریف کرد و جواب منتقدانش را داد. دو کتاب هم دربارۀ نیما و تأثیرش در شعر معاصر نوشت و بخصوص در مقدمۀ «بدعتها و بدایع نیما» (چاپ اول ۱۳۵۷) متن بلندی در ستایش او دارد با این عنوان: «فصل دربارۀ اینکه نیما مردی بود مردستان».
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
مجلس نقاشی واقعه غدیر، در نسخه‌ای از «آثار الباقیه» ابوریحان بیرونی، که در فرانسه نگهداری می‌شود و در قرن شانزدهم میلادی کتابت شده است @ehsanname
Padesha khooban
Seyed khalil Alinejad
🎼 قطعه «پادشه خوبان»، ابیاتی از سعدی و حافظ با تنبور و آواز درویش خلیل عالی‌نژاد از آلبوم «ثنای علی (ع)» @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💬 سروش صحت، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون، و مجری برنامهٔ کتاب‌باز از تجربهٔ خواندن فقر احمق می‌کند و کتاب‌های انتشارات ترجمان می‌گوید.

— برای خرید کتاب فقر احمق می‌کند با ۱۵٪ + ۵٪ تخفیف ویژه، فقط تا ۴ شهریور ماه فرصت دارید.
کد تخفیف: efm5

📌 اطلاعات بیشتر و خرید کتاب فقر احمق می‌کند:
https://tarjomaan.shop/famcmp98/

🔗 @tarjomaanweb
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بحث بر سر چرایی انصراف ایران از نمایشگاه‌های کتابِ وین، بلگراد و پاریس و الزام شرکت در نمایشگاه‌های کتابِ کابل، بغداد، دمشق و بیروت، در برنامه «شب شعر» شبکه چهار @ehsanname
🔺 از «تاریخ اندیشه‌های دینی» میرچا الیاده، دو ترجمه در بازار کتاب ما هست. یک مقایسۀ ساده بین این دو ترجمه را ببینید: در یکی مکتب «اشراق» عرفان نور ترجمه شده، در یکی عرفان روشنایی (در اصل «اشراق» یعنی تاباندن پرتوی نور، اصطلاحاً روشنگری)؛ در یکی سهروردی ۳۸ سال عمر کرده در دیگری ۳۶ سال (تفاوتِ سالشمار قمری و میلادی - اما ۳۶سال مشهور است)؛ در یکی شیخ اشراق به مرگ طبیعی درگذشته، در دیگری اعدام شده (در اصل سهروردی را در زندان - با گرسنگی دادن، یا خفه کردن - کشتند)؛ زمان این واقعه در یکی سال ۱۹۱۱ است، در دیگری ۱۱۹۱ میلادی! @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 اول شهریور، زادروز استاد نجف دریابندری است که عمرش دراز باد. ویدیو کوتاهی از استاد ببینیم که شعر «افسانه» نیما را می‌خواند
@ehsanname
فیلم از کانال شوکا حسینی و برای عید ۹۶ است
Forwarded from احسان‌نامه
💊پزشکان، مترجمان دردها
@ehsanname
✍️احسان رضایی: خیلی‌ها هستند که در یک رشته تحصیل می‌کنند و بعدا به‌کار دیگری مشغول می‌شوند و تجربه‌های متفاوتی را از سر می‌گذرانند. مثلا بیل‌گیتس- غول دنیای کامپیوتر و آی‌تی- در دانشگاه هاروارد حقوق می‌خواند که البته نیمه‌کاره ماند که حالا کاری نداریم. نکته اینجاست که ما موقع شنیدن جمله بالا این‌قدر تعجب نمی‌کنیم که مثلا حین خواندن زندگینامه چه گوارا بفهمیم این اسطورۀ مبارز چریکی، پزشک بوده.
اشتغال صاحبان هیچ شغل دیگری به کاری غیر از تحصیلاتشان، به اندازه پزشکان جالب، جذاب و عجیب نیست. درک می‌کنیم که علاقه‌‌مندی‌های یک پزشک که ممکن است با پرداختن صرف به امر طبابت ارضا نشود، یا اصلا علاقه‌مندی‌‌هایی که در خود پزشکی و ارتباطات گسترده آن با علوم و مسائل اجتماعی به‌وجود می‌آید، باعث شده بسیاری از پزشکان در زمینه‌های دیگر هم فعالیت کنند. اما باز هم اینکه کسانی کنار گوشی پزشکی‌شان، قلم، میکروفن، بوم نقاشی، ... یا حتی تفنگ در دست داشتند، برایمان عجیب است. این به‌خاطر اهمیتی است که خود پزشکی دارد. بین مشاغل مختلف، پزشکی است که عینی‌ترین مواجهه را با انسان دارد. البته بقیه مشاغل هم موضوعشان انسان است؛ نجاری که صندلی می‌سازد برای راحتی آدمی کار می‌کند و کارگری که در کارخانه تراکتورسازی کار می‌کند، مشغول ساخت ماشینی است که دسترسی بشر به غذایش را تسهیل می‌کند اما هیچ شغل دیگری نیست که به اندازه طب از نزدیک با انسان و بدن انسان درگیر باشد. این مسئله خودش ابهتی به این شغل می‌دهد که در دیگر مشاغل نیست. برای همین است که از اشتغال یک پزشک به کاری دیگر تعجب می‌کنیم.
پزشک‌ها خودشان روایتگر دردها و رنج‌های بشری هستند و این، اصلا چیز کمی نیست. با این حال پزشکان زیادی هم داریم که در زمینه‌‌هایی دیگر، از سیاست تا ادبیات معروف و مشهور هستند. پزشکان نویسنده شاید مورد جالب‌تری باشند. آنتون چخوف (استاد بی‌بدیل داستان کوتاه)، میخاییل بولگاکف (خالق «مرشد و مارگیتا»)، آرتور کانن‌دویل (خالق شرلوک هولمز)، لویی فردینان سلین (نویسنده فرانسوی «سفر به انتهای شب»)، فرانسوا رابله (منتقد مشهور فرانسوی)، فردریش فون شیللر (شاعر دراماتیست آلمانی)، جان کیتز (شاعر انگلیسی)، آلبرت شوایترز (شاعر و فیلسوفی که برای خدمات انسان‌دوستانه‌اش به آفریقایی‌ها، نوبل صلح ۱۹۵۲ را برد)، مایکل کرایتون (نویسنده آمریکایی «پارک ژوراسیک»)، دیپاک چاپرا (نویسنده‌ هندی‌الاصل آمریکایی که داستان‌های روانشناسی دارد)، خالد حسینی (داستان‌نویس افغانی‌الاصل) و... همگی ادیبان پزشک هستند. در بین پزشکان ایرانی هم اسم‌هایی مثل قاسم غنی، غلامحسین ساعدی، بهرام صادقی، تقی مدرسی و افشین یداللهی را داریم؛ پزشکانی که هم در درمان دردها کوشیدند و هم در ترجمه دردها. هیجان‌انگیز است، نه؟
bit.ly/2Mr1jJj
📌یادداشت در روزنامه «هشمهری» (سه‌شنبه ۳۰ مرداد ۹۷)
http://newspaper.hamshahri.org/id/27878/
📸 چخوف در جزیرۀ ساخالین، تبعیدگاه مجرمان در سیبری. چخوف در ۱۸۹۰ به این جزیرۀ جهنمی رفت، سه ماه آنجا ماند و بعدها مشاهداتش را در قالب رساله‌ای به همین اسم «جزیره ساخالین» منتشر کرد (جلد ۵ از مجموعه آثار چخوف با ترجمۀ سروژ استپانیان) تا به قول خودش دینش را به پزشکی ادا کرده باشد. انتشار این تک‌نگاری، باعث بهبود شرایط زندانیان شد
Forwarded from احسان‌نامه
📚 معروفترین پزشکهای داستانی
✍️ احسان رضایی
@ehsanname
پزشکها و شرایط ویژه کارشان، سوژه خوبی برای داستان‌نویس‌ها هستند. بیمارستان و مطب، جاهایی هستند که حضور اتفاقی آدمها در آنها عجیب نیست و خیلی راحت می‌شود از تکنیک داستانیِ تصادف استفاده کرد و باقی ماجرا را پیش برد. با این حال، خیلی از پزشکهای معروف در دنیای داستان‌ها، برای اتفاقاتی خارج از این فضاها معروف شده‌اند. این چهره‌ها کم هم نیستند. در ادبیات فارسی معاصر، آلنی اوجا (قهرمان جلدهای ۲ تا ۷ رمان «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی که یک جراح اعصاب حاذق و در عین حال انقلابی است)، دکتر عبدالله خان (از شخصیت‌های فرعی رمان «سووشون» خانم دانشور، که رفتار مهربانانه‌اش در زری تاثیر زیادی می‌گذارد)، پرویز بکتاش (شخصیت رمان «دکتر بکتاش» محمدعلی افغانی که ماجرایی عاشقانه دارد) و مجید شریفی (شوهر آزاده خانم در رمان «آزاده خانم و نویسنده‌اش» رضا براهنی) را داریم. اما در ادبیات دنیا، پزشکهای معروفتری هم هستند:

🔸سینوهه (پزشک مخصوصِ فرعون آخناتون که میکا والتاری، تاریخی‌نویسِ فنلاندی داستانش را نوشت و ذبیح‌الله منصوری ترجمه-تالیفش کرد. شرح مبسوطی درباره پزشکی در مصر باستان دارد.)
🔹فاوست (حکیمی در آلمان قرون وسطی که دنبال مهارت زنده‌کردن مردگان و جاودانگی بشر است. طیعتا نمی‌تواند و این نتوانستن عذابش می‌دهد و عاقبت با شیطان معامله می‌کند و روحش را به او می‌فروشد. معروفترین روایتها از فاوست، برای کریستوفر مارلو و گوته است.)
🔸هنری جکیل (قهرمان رمان رابرت لوییس استیونسون، یعنی «دکتر جکیل و آقای هاید» علاقمند به مبحث دوگانگی شخصیت است و دارویی برای جدا کردن این دو بخش می‌سازد و به خاطر اصول اخلاقی تحقیق، روی خودش امتحان می‌کند. هیچی دیگر، شبها هیولاست و روزها دکتر جکیلِ مهربان.)
🔹جان دولیتل (اول هیو لافتینگِ انگلیسی یک داستان کودکانه نوشت درباره دکتری که ترس آدمها از حیوانات را درمان می‌کند. بعد کم کم در جلدهای بعدی دکتر دولیتل زبان حیوان‌ها را هم یاد گرفت و مشهور شد.)
🔸ویلیام رابینسون (سال ۱۸۱۲ جان دیوید ویس از روی دست دانیل دوفو و «رابینسون کروزوئه»اش یک رمان جدید نوشت: «خانوادهٔ سوئیسی رابینسون». داستان خانواده‌ای که حین سفر دریایی به استرالیا، دچار سانحه می‌شوند و در یک جزیره ناشناخته گیر می‌افتند. کارتون «خانواده دکتر ارنست» اقتباس از این کتاب بود.)
goo.gl/yaQyqQ
🔹یوری ژیواگو (یک پزشک شاعر که بوریس پاسترناک داستان زندگی‌اش را در «دکتر ژیواگو» ترسیم کرد و نشان داد که چطور وقایع بیرونی، مثل جنگ جهانی و انقلاب اکتبر، بین او و محبوبش لارا فاصله انداخت و بر او رفت، آنچه رفت.)
🔸لموئیل گالیور (آن‌طور که جاناتان سویفت تعریف کرده، گالیور اول در کمبریج درس می‌خواند، اما آنجا را ول کرد تا برود پیش یک جراح برجسته درس بخواند. چهار سال هم در دانشگاه لیدن هلند طب خواند. ریاضیات و دریانوردی را هم خودش یاد گرفت و بعد راهی چهار سفر معروفش به سرزمین کوتوله‌ها، غول‌ها و اسبهای سخنگو شد)
🔹هانیبال لکتر (یک روانپزشکِ زیادی باهوش که از طریق روانکاوی دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را به انجام کارهای خطرناک و نامربوط وادار می‌کند. از رمان‌های «اژدهای سرخ» و «سکوت بره‌ها»ی توماس هریس پیدایش شد و بعد به سینما رفت.)
🔸جان اچ. واتسون (دوست صمیمی شرلوک هولمز. این پزشک ارتشِ بریتانیا، در هند و افغانستان خدمت کرده بود. اما وقتی با شرلوک آشنا شد که از ارتش استعفا داده بود. این دو با هم خانه شماره ۲۲۱ب خیابان بیکر را اجاره کردند و رفتند سراغ حل مرموزترین معماهای پلیسی.)
🔹آبراهام ون‌هلسینگ (یکی از مشهورترین شکارچیان خون‌آشام‌ها که اولین بار در رمان «دراکولا» برام استوکر ظاهر شد و بعدها به داستان‌های دیگر هم رفت. او چهار مدرک دکترا در زمینهٔ طب، فلسفه، ادبیات و حقوق دارد و آدم خفنی است.)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚روایت وزیر ارشاد از پدیدۀ کتابسازی و قاچاق کتاب در بازار نشر - از گفتگوی ویژه خبری شبکه دو (۳۰ مرداد) @ehsanname
🔸کتابی که با عنوان «پول» از یووال نوح هراری منتشر شده، گزیده‌ای از دو کتاب «انسان خردمند» و «انسان خداگونه» اوست. در سایت amazon به این مطلب تصریح شده، ولی ناشر ایرانی بر روی جلد کتاب آورده «اثری دیگر از نویسندۀ کتاب انسان خردمند» و همین باعث اعتراض کتابخوان‌ها و انتشار تصاویری از مقایسۀ این اثر با کتابهای قبلی شده است @ehsanname