This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙خانم میترا حجار، در پاسخ به سؤالی در مورد رفتار و گفتار متفاوت برخی از ستارهها، از کتاب «انس التائبین» شیخ احمد جامی میخواند:
«نه هر که از حقیقت سخن گوید، حقیقت دارد ویا حقیقت داند
همچنان که نه هرکس از گنج سخن گوید، گنج داند
یا از زر سخن گوید، زرشناس بوَد
یا از مبارزات سخن گوید، مبارز بوَد
اگر هر که از چیزی سخنی گفتی آن چیز بودی، کارها آسان بودی
اما نه چنان است
از هزار گوینده یکی خداوند معنی باشد»
@ehsanmohammadi95
@ehsanname
«نه هر که از حقیقت سخن گوید، حقیقت دارد ویا حقیقت داند
همچنان که نه هرکس از گنج سخن گوید، گنج داند
یا از زر سخن گوید، زرشناس بوَد
یا از مبارزات سخن گوید، مبارز بوَد
اگر هر که از چیزی سخنی گفتی آن چیز بودی، کارها آسان بودی
اما نه چنان است
از هزار گوینده یکی خداوند معنی باشد»
@ehsanmohammadi95
@ehsanname
🔺یک وقتی هم چنین تیراژهایی عجیب نبود. چاپ هفتم مجموعه داستان «شهری چون بهشت» خانم سیمین دانشور در سال ۸۱ با ۳۳هزار نسخه @ehsanname
📌شاعر، شاعر، کارگردان
@ehsanname
مسعود کیمیایی در چنین روزی (۷ مرداد ۱۳۲۰) به دنیا آمد. همانطور که تم اصلی فیلمهای مسعود کیمیایی «رفاقت» است، بخش مهمی از زندگی او هم رفاقت است. او با چهرههای بسیاری دوست و رفیق صمیمی بوده، از فرامرز قریبیان و سعید پیردوست که بچه محلش بودند، تا بهروز وثوقی، نعمت حقیقی و اسفندیار منفردزاده که با هم ۱۰ فیلم ساختند، تا آیدین آغداشلو و عباس کیارستمی و پرویز دوایی و ... در بخشی از «کتاب مسعود کیمیایی» (مهدی مظفری ساوجی، کتاب آبان، ۹۶) کیمیایی دربارۀ #احمد_شاملو و #مهدی_اخوان_ثالث حرف زده و خاطراتی از این دو شاعر بزرگ گفته است. بخشهایی از این خاطرات را بخوانید:
@ehsanname
🔹احمد شاملوی عزیز و از دست رفتۀ ما، هنرمند زندگی میکرد. سینما را بسیار دوست داشت، موسیقی را عاشقانه، با تمام گوشهایش میشنید. دلش میخواست بازیگر بزرگی هم باشد. کارگردان بزرگی هم باشد، که حوصلهاش سر رفت و رفت و نماند. همین. خیلی دلش میخواست کارگردان «خشت و آینه» [اثر ابراهیم گلستان] باشد. در همان سال ۶۸ از او خواستم «میراث» را خود کارگردانی کند. یک بار در خانۀ من «میراث» را خوانده بود و محمود سماکباشی از آن فیلم گرفته بود. نمیتوانست کارگردانی کند. آیدا گفت از نظر جسمی نمیتواند. گفتم با من، لای پنبه میذارمت رو صحنه. میخواست. آن چشمهای هوشمند شاعر میخواست، اما... شاید کمی دیر بود. اگر میساخت... اگر میساخت... همین «میراث» را، یکی از بهترینهای جهان در آن سالها میشد. گفت اگر اسپیلبرگ یا فلینی این سناریو را بخواهند... فقط باید تو آن را بسازی. مثل «سرب». «سرب» را بسیار دوست داشت. (ص۶۸)
🔸در پاییز سال ۶۶ شاملو شعری را به من داد که فقط در صفحۀ اول فیلمنوشت «میراث» نوشته شده. [شعر «پارهای مشعل همسایه را روشن میکنند پارهای خاموش و اینها مردم بیتاریخاند...» که در صفحه۵۱ همین کتاب آمده.] لطفی که شاملو با این شعر به من داشته، غرورانگیز است. (ص۶۶)
🔹شاملو شعر را با سینما و سینما را با شعر مینویسد. یک عیار در وجود او بود که همه را به خود میخواند. احمد شاملو جذاب بود، کاریزما داشت. صدای خوب ، آن خواندن شعر، موهای سفید و موجوارش روی آن سر بزرگ.
لباس را ارزان نمیپوشید. در سفرهایش همۀ دوستدارانش باید منتظر او بودند. وارد که میشد باید میفهمیدند شاملو آمده است. و چه کودکانه پارهای از وقتها خاکی بودن را دوست داشت و آن را بازی نمیکرد، به بازی میگرفت. شاملو هیچگاه خاکی نبود. هیچ شاعری به اندازه او عکاسی نشده است. در عکس میدانست چهطور باید نگاه کند. لباسش چه رنگ با چه رنگی باشد. (ص۶۹)
🔸من خیلی با اخوان نشستم. یک شب اخوان و شاملو را به خانهام آوردم و مادر پولاد [گیتی پاشایی] را که شعر «چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم» از اخوان را خوانده بود، بیرون از اتاق گذاشتم و خودم هم به بهانهای بیرون ماندم و فقط گاهی پولاد به اتاق رفت و آمد میکرد و من از او میپرسیدم اتفاقی که نیست؟، می گفت باهم میخندند بابا.
ساعت سه شب همه چیز تمام شده بود. دلگیریها، دعواهای حزبی... چرا همدیگر را نمیبینیم؟ ابراهیم گلستان و معرکه استودیو و حقوق دادن. شاملو از نهادش به گلستان تاریک میگفت و اخوان روشن. من هم در مورد گلستان با شاملو مخالف بودم.
صبح، وقت رفتن، شاملو گفت هر آنچه میان ما به قول مسعود تاریک بود روشن شد و قهر تمام شد. اما مهدی... بیا قهرو ادامه بدیم، بهتره چیزی برا خرچنگا بمونه. خندیدیم. (ص۸۴)
🔹سیمای اخوان شگفت بود. هیچ تراشهای در تن نداشت. آهوی تنهایی بود که شعر بلد بود و پرخاش میکرد. یک آنارشیست باوقار بود که گاهی آواز هم میخواند. وقتی لاله دخترش در سد کرج غرق شد، اخوان یا دیگر نخواند یا وقتی خواند، بیشتر سرخ شد و بیشتر فریاد زد. برای سرزمین ما با این همه وسعت و نعمت جای دريغ است که تختنشینانش آن قدر بیحواس هستند يا خودشان را به بیحواسی میزنند که نمیبینند شاعری به بزرگی اخوان سخت زندگی میکند و سخت میگذراند و از پول یومیه دور است. (ص۸۵)
🔸آخرین بار اخوان در افتتاح فيلم «سرب» آمد. با براهنی بود و خیلیهای دیگر. پسفردای آن روز یکی از مدیران وقت سینمایی گفت اینا کیان؟... اینا رو ول کن... یه پاشون اون وره ... اخوان رفت. شاملو گریست. یاد آن شب در ما ماند. تا یک جراحی برای من و پای شاملو... (ص۸۴)
@ehsanname
📸 کیمیایی در پشت صحنه فیلم «سرب» ۱۳۶۷
@ehsanname
مسعود کیمیایی در چنین روزی (۷ مرداد ۱۳۲۰) به دنیا آمد. همانطور که تم اصلی فیلمهای مسعود کیمیایی «رفاقت» است، بخش مهمی از زندگی او هم رفاقت است. او با چهرههای بسیاری دوست و رفیق صمیمی بوده، از فرامرز قریبیان و سعید پیردوست که بچه محلش بودند، تا بهروز وثوقی، نعمت حقیقی و اسفندیار منفردزاده که با هم ۱۰ فیلم ساختند، تا آیدین آغداشلو و عباس کیارستمی و پرویز دوایی و ... در بخشی از «کتاب مسعود کیمیایی» (مهدی مظفری ساوجی، کتاب آبان، ۹۶) کیمیایی دربارۀ #احمد_شاملو و #مهدی_اخوان_ثالث حرف زده و خاطراتی از این دو شاعر بزرگ گفته است. بخشهایی از این خاطرات را بخوانید:
@ehsanname
🔹احمد شاملوی عزیز و از دست رفتۀ ما، هنرمند زندگی میکرد. سینما را بسیار دوست داشت، موسیقی را عاشقانه، با تمام گوشهایش میشنید. دلش میخواست بازیگر بزرگی هم باشد. کارگردان بزرگی هم باشد، که حوصلهاش سر رفت و رفت و نماند. همین. خیلی دلش میخواست کارگردان «خشت و آینه» [اثر ابراهیم گلستان] باشد. در همان سال ۶۸ از او خواستم «میراث» را خود کارگردانی کند. یک بار در خانۀ من «میراث» را خوانده بود و محمود سماکباشی از آن فیلم گرفته بود. نمیتوانست کارگردانی کند. آیدا گفت از نظر جسمی نمیتواند. گفتم با من، لای پنبه میذارمت رو صحنه. میخواست. آن چشمهای هوشمند شاعر میخواست، اما... شاید کمی دیر بود. اگر میساخت... اگر میساخت... همین «میراث» را، یکی از بهترینهای جهان در آن سالها میشد. گفت اگر اسپیلبرگ یا فلینی این سناریو را بخواهند... فقط باید تو آن را بسازی. مثل «سرب». «سرب» را بسیار دوست داشت. (ص۶۸)
🔸در پاییز سال ۶۶ شاملو شعری را به من داد که فقط در صفحۀ اول فیلمنوشت «میراث» نوشته شده. [شعر «پارهای مشعل همسایه را روشن میکنند پارهای خاموش و اینها مردم بیتاریخاند...» که در صفحه۵۱ همین کتاب آمده.] لطفی که شاملو با این شعر به من داشته، غرورانگیز است. (ص۶۶)
🔹شاملو شعر را با سینما و سینما را با شعر مینویسد. یک عیار در وجود او بود که همه را به خود میخواند. احمد شاملو جذاب بود، کاریزما داشت. صدای خوب ، آن خواندن شعر، موهای سفید و موجوارش روی آن سر بزرگ.
لباس را ارزان نمیپوشید. در سفرهایش همۀ دوستدارانش باید منتظر او بودند. وارد که میشد باید میفهمیدند شاملو آمده است. و چه کودکانه پارهای از وقتها خاکی بودن را دوست داشت و آن را بازی نمیکرد، به بازی میگرفت. شاملو هیچگاه خاکی نبود. هیچ شاعری به اندازه او عکاسی نشده است. در عکس میدانست چهطور باید نگاه کند. لباسش چه رنگ با چه رنگی باشد. (ص۶۹)
🔸من خیلی با اخوان نشستم. یک شب اخوان و شاملو را به خانهام آوردم و مادر پولاد [گیتی پاشایی] را که شعر «چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم» از اخوان را خوانده بود، بیرون از اتاق گذاشتم و خودم هم به بهانهای بیرون ماندم و فقط گاهی پولاد به اتاق رفت و آمد میکرد و من از او میپرسیدم اتفاقی که نیست؟، می گفت باهم میخندند بابا.
ساعت سه شب همه چیز تمام شده بود. دلگیریها، دعواهای حزبی... چرا همدیگر را نمیبینیم؟ ابراهیم گلستان و معرکه استودیو و حقوق دادن. شاملو از نهادش به گلستان تاریک میگفت و اخوان روشن. من هم در مورد گلستان با شاملو مخالف بودم.
صبح، وقت رفتن، شاملو گفت هر آنچه میان ما به قول مسعود تاریک بود روشن شد و قهر تمام شد. اما مهدی... بیا قهرو ادامه بدیم، بهتره چیزی برا خرچنگا بمونه. خندیدیم. (ص۸۴)
🔹سیمای اخوان شگفت بود. هیچ تراشهای در تن نداشت. آهوی تنهایی بود که شعر بلد بود و پرخاش میکرد. یک آنارشیست باوقار بود که گاهی آواز هم میخواند. وقتی لاله دخترش در سد کرج غرق شد، اخوان یا دیگر نخواند یا وقتی خواند، بیشتر سرخ شد و بیشتر فریاد زد. برای سرزمین ما با این همه وسعت و نعمت جای دريغ است که تختنشینانش آن قدر بیحواس هستند يا خودشان را به بیحواسی میزنند که نمیبینند شاعری به بزرگی اخوان سخت زندگی میکند و سخت میگذراند و از پول یومیه دور است. (ص۸۵)
🔸آخرین بار اخوان در افتتاح فيلم «سرب» آمد. با براهنی بود و خیلیهای دیگر. پسفردای آن روز یکی از مدیران وقت سینمایی گفت اینا کیان؟... اینا رو ول کن... یه پاشون اون وره ... اخوان رفت. شاملو گریست. یاد آن شب در ما ماند. تا یک جراحی برای من و پای شاملو... (ص۸۴)
@ehsanname
📸 کیمیایی در پشت صحنه فیلم «سرب» ۱۳۶۷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 فاتحه خواندن استاد باستانی پاریزی، تاریخنگار معروف برای ویکتور هوگو - بخشی از مستند «از پاریز تا پاریس» (سیدجواد میرهاشمی، ۱۳۹۳) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚چطور تولستوی بخوانیم؟ متنی از احسان رضایی با صدای فاطمه صداقتی، از برنامه تلویزیونی «کاغذ رنگی» ۲۵ دی ۱۳۹۳ @ehsanname
🔖اعلانات: چهارشنبههای تهران، این هفته: «انتقال خون» به میزبانی احسان رضایی و با حضور: امیرپوریا، احمد قویدل مژده الفت، محمد طلوعی و دکتر امید رضایی. چهارشنبه (۹ مرداد)، از ساعت ۱۸، باغ کتاب تهران @ehsanname
شرخ غزل حافظ
استاد حسین آهی
◾️حسین آهی شاعر و پژوهشگر و یکی از صداهای خاطرهانگیز برای ما، امروز (۸ مرداد) پس از تحمل یک دوره بیماری سرطان لنفاوی درگذشت. یکی از برنامههای رادیویی آهی، برنامه «تماشاگه راز» بود که در آن آهی با دانش وسیعش به شرح غزلیات حافظ میپرداخت. این برنامه از اواخر ۱۳۸۸ تا بهمن ۱۳۹۲ هر روز عصر از شبکه رادیویی فرهنگ پخش میشد. بخشی از شرح زندهیاد حسین آهی را بر غزل «الا یا ایها الساقی ...» بشنوید @ehsanname
Forwarded from رادیو شعر و داستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کی برای شازده کوچولو گریه کرد؟
امروز (۳۱ جولای) سالگرد آخرین پرواز #آنتون_دو_سنت_اگزوپری، خالق «شازده کوچولو» است که به عنوان سالگرد درگذشت او هم درنظر گرفته میشود. اطلاع غلطی که در فضاهای مجازی درباره اگزوپری زیاد دست به دست میشود، ماجرای مرگ اگزوپری و گریه گزارشگر راديو آلمان در وقت اعلام خبر مرگ خلبان دشمن است.
🖋 به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
امروز (۳۱ جولای) سالگرد آخرین پرواز #آنتون_دو_سنت_اگزوپری، خالق «شازده کوچولو» است که به عنوان سالگرد درگذشت او هم درنظر گرفته میشود. اطلاع غلطی که در فضاهای مجازی درباره اگزوپری زیاد دست به دست میشود، ماجرای مرگ اگزوپری و گریه گزارشگر راديو آلمان در وقت اعلام خبر مرگ خلبان دشمن است.
🖋 به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
Forwarded from احساننامه
تصویری از جوانیِ محمود دولتآبادی، همراه با مهین شهابی در فیلم «گاو». دولتآبادی متولد ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ است @ehsanname
🔺امروز مراسم تشییع زندهیاد حسین آهی بود. شعر بالا را آهی سال ۹۵ و برای استاد #شفیعی_کدکنی سروده بود که در آن به اسامی کتابهای استاد هم اشاره شده است @ehsanname
🎧 #مهدی_اخوان_ثالث، شاعر نامدار سالها (از ۱۳۳۶) در رادیو ایران به نویسندگی و اجرای برنامه میپرداخت. از جمله در ابتدای دهه ۱۳۴۰ برنامهای داشت با عنوان «ادبیات ایران» که در آن به موضوعات مختلف در زمینۀ شعر فارسی میپرداخت که همین تنوع موضوعات و نگاه متفاوت به مطالب ادبی، نشان از دانش وسیع او در زمینۀ شعر فارسی دارد. مطالب این برنامه یک بار هم در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسید که چون چاپ بسیار محدودی داشت به دست همۀ علاقمندان به اخوان نرسید. کانال تلگرامی خانوادۀ اخوان، اخیراً دست به انتشار این مجموعه برنامهها زده و تاکنون شش برنامه را بر روی تلگرام منتشر کرده است. اگر دوست دارید، از فهرست زیر میتوانید بشنوید. متن تمام برنامهها نوشتۀ اخوان ثالث است که خود او و خانم آذر پژوهش، گویندۀ معروف، متن را میخوانند. زمان هر قسمت هم حدود نیم ساعت است.
@ehsanname
📻برنامه اول: هایکو و شعرهای کوتاه پارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/37
🎧برنامه دوم: شهرت و ناموری شاعران پارسیزبان
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/39
📻برنامه سوم: اوزان مثنویهای پارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/41
🎧برنامه چهارم: پدران و پسران شاعر
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/91
📻برنامه پنجم: رودکی، پدر شعر پارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/102
🎧برنامه ششم: مرام قلندران در شعر فارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/115
@ehsanname
📻برنامه اول: هایکو و شعرهای کوتاه پارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/37
🎧برنامه دوم: شهرت و ناموری شاعران پارسیزبان
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/39
📻برنامه سوم: اوزان مثنویهای پارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/41
🎧برنامه چهارم: پدران و پسران شاعر
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/91
📻برنامه پنجم: رودکی، پدر شعر پارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/102
🎧برنامه ششم: مرام قلندران در شعر فارسی
https://t.me/mehdi_akhavan_sales/115
Telegram
مهدی اخوان ثالث mehdiakhavansaless
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: آذر پژوهش، اخوان ثالث
برنامه ی نخست: هایکو و شعرهای کوتاه پارسی
"بررسی هفتگی سروده های اخوان ثالث"
https://t.me/mehdi_akhavan_saaless
تنها صفحهی رسمی و مشترک خانوادهی مهدی اخوانثالث(م.امید)…
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: آذر پژوهش، اخوان ثالث
برنامه ی نخست: هایکو و شعرهای کوتاه پارسی
"بررسی هفتگی سروده های اخوان ثالث"
https://t.me/mehdi_akhavan_saaless
تنها صفحهی رسمی و مشترک خانوادهی مهدی اخوانثالث(م.امید)…
📊یک کم آمار
@ehsanname
طرح تابستانه کتاب امسال از ۲۵ (در تهران: ۲۷) تیر تا ۳ مرداد برگزار شد. در این ده روز، مردم با استفاده از تخفیفهای طرح، در ۶۲۸ کتابفروشی در سرتاسر کشور ۳۸۴هزار و ۱۳۱ جلد کتاب خریدند. این خرید البته کل خرید کتاب در کشور نیست، اما به دلیل ثبت اطلاعات و آمار آن، برای بررسی وضعیت نشر و شناسایی ذائقه فرهنگی مخاطبان نمونۀ خوبی است.
📚در طرح تابستانه امسال برای اثار تألیفی، تخفیف بیشتری در نظر گرفته شده بود (۲۵درصد) اما در نهایت باز هم آثار ترجمه بیشتر فروش رفت. طوری که میزان فروش داستانهای خارجی ۳۳هزار و ۵۰ نسخه بود در برابر ۲۷هزار و ۸۲۲ نسخه داستان ایرانی. دیگر گروههای پرفروش از نظر موضوعی، دین با ۲۹۴۸۹ نسخه، روانشناسی با ۱۸۹۳۶ نسخه، ادبیات خارجی (شعر، طنز، نمایشنامه، ...) با ۱۸۱۳۴ نسخه و شعر فارسی با ۱۶۴۶۲ نسخه بودند.
اما در بین آثار تألیفی و ایرانی کدامها بیشتر فروختند؟
1️⃣ چشمهایش (بزرگ علوی، انتشارات نگاه) با ۸۴۱ نسخه فروش
2️⃣ سمفونی مردگان (عباس معروفی، نشر ققنوس) ۸۲۱ نسخه
3️⃣ نخل و نارنج (وحید یامینپور، کتاب جمکران) ۷۵۰ نسخه
4️⃣ جای خالی سلوچ (محمود دولتآبادی، نشر چشمه) ۶۲۱ نسخه
5️⃣ شرح جامع مثنوی معنوی (کریم زمانی، انتشارات اطلاعات) ۵۴۸ نسخه
6️⃣ اکنون (فاضل نظری، سوره مهر) ۴۷۳ نسخه
7️⃣ مثل خون در رگهای من (احمد شاملو، نشر چشمه) ۴۶۸ نسخه
8️⃣ یک عاشقانه آرام (نادر ابراهیمی روزبهان) ۴۶۴ نسخه
9️⃣ قهوۀ سرد آقای نویسنده (روزبه معین، نشر نیماژ) ۴۱۰ نسخه
🔟 چراغها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۳۸۵ نسخه
۱۰ اثر پرفروش بعدی هم عبارتند از: «سال بلوا» (عباس معروفی، نشر ققنوس)، «من او» (رضا امیرخانی، نشرافق)، «شوهر آهو خانم» (علیمحمد افغانی، انتشارات نگاه)، «خاطرات سفیر» (نیلوفر شادمهری، سوره مهر)، «سووشون» (سیمین دانشور، انتشارات خوارزمی)، «پاییز فصل آخر سال است» (نسیم مرعشی، نشر چشمه)، «دعبل و زلفا» (مظفر سالاری، بهنشر)، «قاشق چایخوری» (هوشنگ مرادی کرمانی، نشر معین)، «چهل نامۀ کوتاه به همسرم» (نادر ابراهیمی، نشر روزبهان) و «ادواردو» (بهزاد دانشگر، نشر عهد مانا).
فهرستی که بیشتر آثارش داستانی است و در آن فقط یک مجموعه شعر («اکنون» فاضل نظری)، یک اثر مربوط به ادبیات کلاسیک (شرح مثنوی کریم زمانی)، یک تاریخ شفاهی («خاطرات سفیر») و دو مجموعه نامه («مثل خون در رگهای من» شاملو و «چهل نامۀ کوتاه به همسرم» نادر ابراهیمی) دیده میشود.
@ehsanname
📝 در مورد دلایل فروش هر کدام از این آثار میشود جداگانه صحبت کرد، اما نکتۀ کلی آمار فروشهای زیر هزار نسخه است که نشان از تنوع بازار نشر و نیز سلیقه مخاطب امروزی دارد. در مورد نویسندگان هم آمار همینطور است. بین نویسندگان، بیشترین فروش مجموع آثار برای یک شاعر کودک پیشتاز است: ناصر کشاورز که چند مجموعه شعر خردسال دارد (مجموعههای «میمینی» و «تاتی کوچولو» و ...) پنج نویسندهای که بیشتر از هزار نسخه از آثارشان در ایام طرح تابستانه خریداری شده، از این قرارند:
1️⃣ ناصر کشاورز (با ۲۴ عنوان کتاب فروشرفته) ۲۳۴۷ نسخه
2️⃣ محمود دولتآبادی (با ۷ عنوان) ۱۴۴۸ نسخه
3️⃣ عباس معروفی (با ۲ عنوان) ۱۲۲۱ نسخه
4️⃣ فاضل نظری (با ۶ عنوان) ۱۲۱۰ نسخه
5️⃣ نادر ابراهیمی (با ۴ عنوان) ۱۰۸۵ نسخه
@ehsanname
📌منبع اعداد بالا، دو گزارش ایبنا است:
http://ibna.ir/fa/doc/report/279017/
http://ibna.ir/fa/doc/report/279028/
@ehsanname
طرح تابستانه کتاب امسال از ۲۵ (در تهران: ۲۷) تیر تا ۳ مرداد برگزار شد. در این ده روز، مردم با استفاده از تخفیفهای طرح، در ۶۲۸ کتابفروشی در سرتاسر کشور ۳۸۴هزار و ۱۳۱ جلد کتاب خریدند. این خرید البته کل خرید کتاب در کشور نیست، اما به دلیل ثبت اطلاعات و آمار آن، برای بررسی وضعیت نشر و شناسایی ذائقه فرهنگی مخاطبان نمونۀ خوبی است.
📚در طرح تابستانه امسال برای اثار تألیفی، تخفیف بیشتری در نظر گرفته شده بود (۲۵درصد) اما در نهایت باز هم آثار ترجمه بیشتر فروش رفت. طوری که میزان فروش داستانهای خارجی ۳۳هزار و ۵۰ نسخه بود در برابر ۲۷هزار و ۸۲۲ نسخه داستان ایرانی. دیگر گروههای پرفروش از نظر موضوعی، دین با ۲۹۴۸۹ نسخه، روانشناسی با ۱۸۹۳۶ نسخه، ادبیات خارجی (شعر، طنز، نمایشنامه، ...) با ۱۸۱۳۴ نسخه و شعر فارسی با ۱۶۴۶۲ نسخه بودند.
اما در بین آثار تألیفی و ایرانی کدامها بیشتر فروختند؟
1️⃣ چشمهایش (بزرگ علوی، انتشارات نگاه) با ۸۴۱ نسخه فروش
2️⃣ سمفونی مردگان (عباس معروفی، نشر ققنوس) ۸۲۱ نسخه
3️⃣ نخل و نارنج (وحید یامینپور، کتاب جمکران) ۷۵۰ نسخه
4️⃣ جای خالی سلوچ (محمود دولتآبادی، نشر چشمه) ۶۲۱ نسخه
5️⃣ شرح جامع مثنوی معنوی (کریم زمانی، انتشارات اطلاعات) ۵۴۸ نسخه
6️⃣ اکنون (فاضل نظری، سوره مهر) ۴۷۳ نسخه
7️⃣ مثل خون در رگهای من (احمد شاملو، نشر چشمه) ۴۶۸ نسخه
8️⃣ یک عاشقانه آرام (نادر ابراهیمی روزبهان) ۴۶۴ نسخه
9️⃣ قهوۀ سرد آقای نویسنده (روزبه معین، نشر نیماژ) ۴۱۰ نسخه
🔟 چراغها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد، نشر مرکز) ۳۸۵ نسخه
۱۰ اثر پرفروش بعدی هم عبارتند از: «سال بلوا» (عباس معروفی، نشر ققنوس)، «من او» (رضا امیرخانی، نشرافق)، «شوهر آهو خانم» (علیمحمد افغانی، انتشارات نگاه)، «خاطرات سفیر» (نیلوفر شادمهری، سوره مهر)، «سووشون» (سیمین دانشور، انتشارات خوارزمی)، «پاییز فصل آخر سال است» (نسیم مرعشی، نشر چشمه)، «دعبل و زلفا» (مظفر سالاری، بهنشر)، «قاشق چایخوری» (هوشنگ مرادی کرمانی، نشر معین)، «چهل نامۀ کوتاه به همسرم» (نادر ابراهیمی، نشر روزبهان) و «ادواردو» (بهزاد دانشگر، نشر عهد مانا).
فهرستی که بیشتر آثارش داستانی است و در آن فقط یک مجموعه شعر («اکنون» فاضل نظری)، یک اثر مربوط به ادبیات کلاسیک (شرح مثنوی کریم زمانی)، یک تاریخ شفاهی («خاطرات سفیر») و دو مجموعه نامه («مثل خون در رگهای من» شاملو و «چهل نامۀ کوتاه به همسرم» نادر ابراهیمی) دیده میشود.
@ehsanname
📝 در مورد دلایل فروش هر کدام از این آثار میشود جداگانه صحبت کرد، اما نکتۀ کلی آمار فروشهای زیر هزار نسخه است که نشان از تنوع بازار نشر و نیز سلیقه مخاطب امروزی دارد. در مورد نویسندگان هم آمار همینطور است. بین نویسندگان، بیشترین فروش مجموع آثار برای یک شاعر کودک پیشتاز است: ناصر کشاورز که چند مجموعه شعر خردسال دارد (مجموعههای «میمینی» و «تاتی کوچولو» و ...) پنج نویسندهای که بیشتر از هزار نسخه از آثارشان در ایام طرح تابستانه خریداری شده، از این قرارند:
1️⃣ ناصر کشاورز (با ۲۴ عنوان کتاب فروشرفته) ۲۳۴۷ نسخه
2️⃣ محمود دولتآبادی (با ۷ عنوان) ۱۴۴۸ نسخه
3️⃣ عباس معروفی (با ۲ عنوان) ۱۲۲۱ نسخه
4️⃣ فاضل نظری (با ۶ عنوان) ۱۲۱۰ نسخه
5️⃣ نادر ابراهیمی (با ۴ عنوان) ۱۰۸۵ نسخه
@ehsanname
📌منبع اعداد بالا، دو گزارش ایبنا است:
http://ibna.ir/fa/doc/report/279017/
http://ibna.ir/fa/doc/report/279028/
🔺تلاش برای سادهنویسی: ۸۴سال پیش، محمدعلی فروغی نخستوزیر بخشنامه کرد که در نوشتههای رسمی صفت بعد از عدد برای شمارش (مثل چند شعله چراغ، چند فروند کشتی، چند رأس اسب و ...) به کار نبرند چون «بهکلی زاید و غیرلازم است»./ از آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
🌕چرا ما نوبل نمیبریم؟
➖حرفهایی از مصاحبهام با خبرگزاری آنا دربارۀ برنامه «کتابباز» (که سری جدیدش از شهریور پخش میشود):
@ehsanname
🔹ما نویسندگان بسیار بزرگی داریم. حداقل در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نویسندههای مطرح در سطح جهانی داریم که به مهمترین جایگاه ادبیات کودک مثل جایزه هانس کریستین آندرسن راه پیدا کردهاند. سال گذشته آقای فرهاد حسنزاده یکی از چهار کاندید نهایی بود، در دورههای دیگر هم ما کاندید داشتیم. چقدر جامعه را نسبت به حضور ایشان آگاه میکنیم؟ مقایسه کنیم با کاری که کشورهای دیگر برای نویسندههایشان میکنند.
🔸اگر ادبیات ما در سطح جهان دیده نمیشود همهاش این نیست که مثلاً کمیته نوبل با ایرانیها لج است! یک بخش این است که ما خودمان با خودمان لج هستیم، ما خودمان به خودمان کمک نمیکنیم، باعث نمیشویم مفاخرمان در جامعه خودمان شناخته شوند. یک ناشر خارجی که میخواهد بیاید یک کتاب از کشورهای دیگر را به زبان خودش ترجمه کند، اولین چیزی که نگاه میکند این است که تیراژ آن کتاب چقدر بوده است، کما اینکه ناشران ما هم همین کار را میکنند. ناشر خارجی هم اول توجه میکند که این کتاب در کشور خودش و در میان جامعه و همزبانهای خودش چه جایگاهی دارد. وقتی با تیراژهای مثلاً یک هزار و ۵۰۰ نسخه مواجه میشود، با چاپ سوم و چهارم مواجه میشود، چرا باید آن را ترجمه کند؟ و وقتی ترجمه نشود و در دنیا آن را نشناسند، خب معلوم است نه نوبلی میبریم نه بوکر میبریم نه جایزه دیگری. اینها مال این نیست که دیگران با ما بد باشند، حقمان را بخورند، ... مال این است که خودمان حق خودمان را میخوریم و خودمان به خودمان بد میکنیم.
🔹چرا هری پاتر رکوردهای فروش کتاب را جابهجا میکند؟ علاوه بر اینکه یک موضوع خوبی است که نویسنده با هوشمندی انتخاب میکند، یک داستان مدرسهای مینویسد که مدرسه در همه جای دنیا شبیه به همدیگر است، تصور ما از مدیر و ناظم در همه جای دنیا یک چیز است. به جز این، بخش دیگر آن مربوط به تبلیغات است. شما میبینید برای جلد هشتم سری هری پاتر با عنوان «هری پاتر و فرزند نفرین شده»، در صفی که تشکیل شد برای خرید این کتاب، شهردار لندن هم ایستاده بود. اینهاست که یک چیز را ارزشمند میکند و به آن بها میدهد. ولی شما ببینید سیاستمداران ایرانی چندتا کتاب معرفی کردهاند؟
🔸تا خواندن و آگاهی اتفاق نیفتد، جامعه بالنده و در حال رشدی نخواهیم داشت و اگر میخواهیم که جامعه رشد کند، راهش فقط تبلیغ، ترویج و خواندن کتاب است. وقتی مسابقات «کتاب زندگی» برگزار میشد، برای آن تیزر تلویزیونی ساخته میشد، کمپینهایی برگزار میکردند که چهرهها و هنرپیشهها تبلیغش میکردند، تعریفش میکردند، کتاب به راحتی به چاپ صدم میرسید. این نشان میدهد که جامعه ما ظرفیت کتاب خواندن و علاقه به کتاب خواندن را هم دارد و این راه را ما امتحان هم کردیم، جواب هم داده، باز هم میتوانیم امتحان کنیم. وقتی کتابی به چاپ صدم برسد، حتماً در دنیا هم دیده میشود، حتماً حرفهای بیشتری میزند.
🔹کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» خانم رویا پیرزاد که به چاپ صدم رسیده است، به هشت زبان زنده دنیا هم ترجمه شده است. این اتفاق کم چیزی نیست، همین اتفاقها باعث میشود فرهنگ ما با کشورهای دیگر تبادل پیدا کند، دیده شود و قدرش را بدانند؛ منتهی به شرط اینکه جریان باشد، به شرط اینکه مداوم باشد، یک مورد و دو مورد نباشد. ما نیاز داریم صحبت دربارۀ کتاب تبدیل به یک جریان شود.
📌نسخه کامل مصاحبه را اینجا بخوانید:
http://ana.ir/fa/news/57/406054/
➖حرفهایی از مصاحبهام با خبرگزاری آنا دربارۀ برنامه «کتابباز» (که سری جدیدش از شهریور پخش میشود):
@ehsanname
🔹ما نویسندگان بسیار بزرگی داریم. حداقل در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نویسندههای مطرح در سطح جهانی داریم که به مهمترین جایگاه ادبیات کودک مثل جایزه هانس کریستین آندرسن راه پیدا کردهاند. سال گذشته آقای فرهاد حسنزاده یکی از چهار کاندید نهایی بود، در دورههای دیگر هم ما کاندید داشتیم. چقدر جامعه را نسبت به حضور ایشان آگاه میکنیم؟ مقایسه کنیم با کاری که کشورهای دیگر برای نویسندههایشان میکنند.
🔸اگر ادبیات ما در سطح جهان دیده نمیشود همهاش این نیست که مثلاً کمیته نوبل با ایرانیها لج است! یک بخش این است که ما خودمان با خودمان لج هستیم، ما خودمان به خودمان کمک نمیکنیم، باعث نمیشویم مفاخرمان در جامعه خودمان شناخته شوند. یک ناشر خارجی که میخواهد بیاید یک کتاب از کشورهای دیگر را به زبان خودش ترجمه کند، اولین چیزی که نگاه میکند این است که تیراژ آن کتاب چقدر بوده است، کما اینکه ناشران ما هم همین کار را میکنند. ناشر خارجی هم اول توجه میکند که این کتاب در کشور خودش و در میان جامعه و همزبانهای خودش چه جایگاهی دارد. وقتی با تیراژهای مثلاً یک هزار و ۵۰۰ نسخه مواجه میشود، با چاپ سوم و چهارم مواجه میشود، چرا باید آن را ترجمه کند؟ و وقتی ترجمه نشود و در دنیا آن را نشناسند، خب معلوم است نه نوبلی میبریم نه بوکر میبریم نه جایزه دیگری. اینها مال این نیست که دیگران با ما بد باشند، حقمان را بخورند، ... مال این است که خودمان حق خودمان را میخوریم و خودمان به خودمان بد میکنیم.
🔹چرا هری پاتر رکوردهای فروش کتاب را جابهجا میکند؟ علاوه بر اینکه یک موضوع خوبی است که نویسنده با هوشمندی انتخاب میکند، یک داستان مدرسهای مینویسد که مدرسه در همه جای دنیا شبیه به همدیگر است، تصور ما از مدیر و ناظم در همه جای دنیا یک چیز است. به جز این، بخش دیگر آن مربوط به تبلیغات است. شما میبینید برای جلد هشتم سری هری پاتر با عنوان «هری پاتر و فرزند نفرین شده»، در صفی که تشکیل شد برای خرید این کتاب، شهردار لندن هم ایستاده بود. اینهاست که یک چیز را ارزشمند میکند و به آن بها میدهد. ولی شما ببینید سیاستمداران ایرانی چندتا کتاب معرفی کردهاند؟
🔸تا خواندن و آگاهی اتفاق نیفتد، جامعه بالنده و در حال رشدی نخواهیم داشت و اگر میخواهیم که جامعه رشد کند، راهش فقط تبلیغ، ترویج و خواندن کتاب است. وقتی مسابقات «کتاب زندگی» برگزار میشد، برای آن تیزر تلویزیونی ساخته میشد، کمپینهایی برگزار میکردند که چهرهها و هنرپیشهها تبلیغش میکردند، تعریفش میکردند، کتاب به راحتی به چاپ صدم میرسید. این نشان میدهد که جامعه ما ظرفیت کتاب خواندن و علاقه به کتاب خواندن را هم دارد و این راه را ما امتحان هم کردیم، جواب هم داده، باز هم میتوانیم امتحان کنیم. وقتی کتابی به چاپ صدم برسد، حتماً در دنیا هم دیده میشود، حتماً حرفهای بیشتری میزند.
🔹کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» خانم رویا پیرزاد که به چاپ صدم رسیده است، به هشت زبان زنده دنیا هم ترجمه شده است. این اتفاق کم چیزی نیست، همین اتفاقها باعث میشود فرهنگ ما با کشورهای دیگر تبادل پیدا کند، دیده شود و قدرش را بدانند؛ منتهی به شرط اینکه جریان باشد، به شرط اینکه مداوم باشد، یک مورد و دو مورد نباشد. ما نیاز داریم صحبت دربارۀ کتاب تبدیل به یک جریان شود.
📌نسخه کامل مصاحبه را اینجا بخوانید:
http://ana.ir/fa/news/57/406054/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺استن لی، یکی از معروفترین نویسندگان کتابهای کمیک، میگوید اجازه ندهید کسی مانع عملی شدن رویاهایتان شود. (منبع +) استن لی خالقِ مرد عنکبوتی، هالک، چهار شگفتانگیز و مردان ایکس بود که سال پیش درگذشت @ehsanname
Forwarded from احساننامه
❤️نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
gharib - bahane
Hosein Panahi
🎼 در سالروز درگذشت حسین پناهی (۱۴ مرداد ۱۳۸۳) دو قطعه از شعر و صدای او را بشنویم از آلبوم «ستارهها» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
وقایع مشروطه ما، تقریبا با انقلاب مکزیک و زاپاتا و پانچو ویلا مصادف است. روزنامه NewYorkTribune سال ۱۹۰۸ وقایع دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه را با همین سوژه جلد کرده است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📓 علاقه مشروطهخواهان به رمان «سه تفنگدار»
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
Forwarded from احساننامه
🔍اولین ترجمه شرلوک هولمز به فارسی، همزمان با مشروطه منتشر شد: ۱۳۲۳ قمری یا ۱۲۸۴ شمسی. چون این ترجمه از متن روسی بود، شده است «شرلوک خلمس». کانندویل تا ۱۲سال بعد ماجراهای شرلوک را مینوشت @ehsanname
Jamalzade about Mashroote
🎧 خاطرات محمدعلی جمالزاده از مشروطه با صدای خود او. این صدا سال ۱۳۶۷ ضبط شده و نسخه مکتوب آن را میتوانید در کتاب «انقلاب ایران به روایت رادیو بیبیسی» (طرح نو، ۷۲) صفحات ۶ تا ۱۷ بخوانید @ehsanname