Forwarded from احساننامه
🔍راهنمای سریع شرلوک هولمز
@ehsanname
یک راهنمای جمعوجور درباره اینکه بدانیم در داستانهای کانندویل دقیقا کی به کی هست؟
goo.gl/1GWZPc
@ehsanname
یک راهنمای جمعوجور درباره اینکه بدانیم در داستانهای کانندویل دقیقا کی به کی هست؟
goo.gl/1GWZPc
Telegraph
راهنمای سریع شرلوک هولمز
🔹ایرنه آدلر (۱۸۵۸ تا ۱۹۰۳): شرلوک از زنها میترسید. تنها زنی که دوست داشت، یک خواننده اپرای آمریکایی بود که بارها به خاطرش توی دردسر افتاد. آدلر در ۵داستان حضور دارد و بعد از مرگش، هولمز دیگر کار نمیکند. کانندویل وضعیت دقیق این دو نفر را روشن نکرده، اما…
Forwarded from احساننامه
🔍اولین ترجمه شرلوک هولمز به فارسی، همزمان با مشروطه منتشر شد: ۱۳۲۳ قمری یا ۱۲۸۴ شمسی. چون این ترجمه از متن روسی بود، شده است «شرلوک خلمس». کانندویل تا ۱۲سال بعد ماجراهای شرلوک را مینوشت @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🔍اولین داستان پلیسی مدرن سال ۱۳۰۴ شمسی نوشته شد. آن موقع، شرلوک هولمز آنقدر در ایران محبوب بود که نویسنده قهرمان خودش را «شرلوک هلمس ایران» معرفی کند. هولمز وطنی، اسمش «صادق ممقلی» است @ehsanname
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 بعضیها کتابباز نیستند، نه کتاب میخرند و نه تظاهر میکنند اهل کتاب هستند. اما کتاببازها متفاوتاند. کتابها در نظر آنها ارزشمند است؛ ساعتها بین قفسهٔ کتابفروشیها پرسه میزنند، با ولع تمامنشدنی کتابهای جدید را میخرند و در شبکههای اجتماعی گروههای کتابخوانی را دنبال میکنند و در پروفایل خود علاقهشان به کتاب را در صدر تمایلاتشان مینویسند و از همه مهمتر اینکه افراد بیگانه با کتاب را تحقیر و ملامت میکنند. اما آیا کتاببازها خود مرتکب گناهی بزرگ نشدهاند؟ کارلا دِروس کتاببازی است که اعتراف میکند.
🔖 ۱۴۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9452/
🔻 اشتراک چهار شمارۀ فصلنامه
🔗 @tarjomaanweb
🔖 ۱۴۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9452/
🔻 اشتراک چهار شمارۀ فصلنامه
🔗 @tarjomaanweb
Forwarded from نور سیاه
از صبح که این عکس نجف دریابندری را در ایبنا دیدم حالم خراب است. محمد زهرایی میگفت از دریابندری پرسیدند جمالزاده چه میکند؟ با همان ظرافت معهودش گفت: سالهاست مشغول مردن است. عکس دریابندری را که دیدم به یاد این حرفش افتادم. هیهات از زندگی! دریغ از دریابندری!
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
دریابندری نمونۀ یک روشنفکر روشنبین است؛ هوشمند و فهمیده. بذلهگو و نکتهپرداز. خوشمشرب. قهقهههایش مشهور بود. صابون سیاست به تنش خورده بود. زندان کشیده بود. عقدهای نبود. میتوانست خودش را دست بیندازد. بسیارخوان و بسیاردان بود. خودآموخته بود. زهرایی که سالها مصاحب دریابندری بود میگفت نجف بعد از مقداری نوشتن میگوید احساس میکنم خالی شدم و باید بخوانم و دیوانهوار میخواند. همه چیز میخواند. سایه میگفت نجف پیش از سکته قصاید خاقانی و قاآنی را از برمیخواند. خودم ازدریابندری شنیدم که معلمش را در نثرنویسی بوستان سعدی – و نه گلستان – میدانست. میگفت بوستان را از بر بوده. دریابندری مترجم درجهاولی بود. رمان و نمایشنامه و تاریخ و تاریخ هنر و تاریخ سینما و فلسفه غرب و تاریخ فلسفه غرب ترجمه کرد. نقاش بود و درباره نقاشی نوشته. طرحی که از دکتر مصدق کشیده ماندنی است. عکاس بود. به فیلم و تئاتر علاقه داشت. از جوانی دربارۀ فیلم نوشت. بخشی از تاریخ ویرایش ایران است. منتقد صاحبسبکی بود. نکتهیاب و شیریننویس و طناز و صریح. وای از وقتی که میخواست جدل کند. دعوای او با عباس میلانی خواندنی است یا آنچه دربارۀ چوبک نوشته. دریابندری به نظر من یکی از بزرگترین نثرنویسان روزگار ماست. نوشتههایش آموزگار نثر فصیح فارسی است.
یاد آقای زهرایی بخیر. هر روز دریابندری را به دفتر نشر کارنامه میبرد. در آن دفتردلپذیر بسیار دریابندری را دیدم. گوشش سنگین بود اما هوشش بجا بود. یک شب هم با سایه به کلبه ما آمد. وقتی خوب نمیشنید سایه کلافه میشد. غصه میخورد. از او درباره مرتضی کیوان پرسید. گفت: سایه میدانی که من کیوان را خیلی دوست داشتم و سایه بهدرد گریست. طفلک عاطفه آن شب چقدر دلهره داشت که باید برای مؤلف کتاب مستطاب آشپزی غذا بپزد. با رغبت غذاخورد و تعریف و تشویق کرد. دربارۀ کتاب مستطاب باید جداگانه بنویسم. به دریابندری میگفتم این کتاب نمیگذارد به یأس فلسفی برسم. میخندید. به او میگفتم حکیم.
چه نگاه عجیبی داری در این عکس استاد نجف. قربان نگاهت بروم ای حکیم دریابندری. میبینی؟! دنیا روزبهروز بدتر میشود و ما روزبهروز تیرهروزتر. کاش بلد بودم مثل تو قهقهه بزنم.
https://www.instagram.com/p/BznnhyBHdQx/
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
دریابندری نمونۀ یک روشنفکر روشنبین است؛ هوشمند و فهمیده. بذلهگو و نکتهپرداز. خوشمشرب. قهقهههایش مشهور بود. صابون سیاست به تنش خورده بود. زندان کشیده بود. عقدهای نبود. میتوانست خودش را دست بیندازد. بسیارخوان و بسیاردان بود. خودآموخته بود. زهرایی که سالها مصاحب دریابندری بود میگفت نجف بعد از مقداری نوشتن میگوید احساس میکنم خالی شدم و باید بخوانم و دیوانهوار میخواند. همه چیز میخواند. سایه میگفت نجف پیش از سکته قصاید خاقانی و قاآنی را از برمیخواند. خودم ازدریابندری شنیدم که معلمش را در نثرنویسی بوستان سعدی – و نه گلستان – میدانست. میگفت بوستان را از بر بوده. دریابندری مترجم درجهاولی بود. رمان و نمایشنامه و تاریخ و تاریخ هنر و تاریخ سینما و فلسفه غرب و تاریخ فلسفه غرب ترجمه کرد. نقاش بود و درباره نقاشی نوشته. طرحی که از دکتر مصدق کشیده ماندنی است. عکاس بود. به فیلم و تئاتر علاقه داشت. از جوانی دربارۀ فیلم نوشت. بخشی از تاریخ ویرایش ایران است. منتقد صاحبسبکی بود. نکتهیاب و شیریننویس و طناز و صریح. وای از وقتی که میخواست جدل کند. دعوای او با عباس میلانی خواندنی است یا آنچه دربارۀ چوبک نوشته. دریابندری به نظر من یکی از بزرگترین نثرنویسان روزگار ماست. نوشتههایش آموزگار نثر فصیح فارسی است.
یاد آقای زهرایی بخیر. هر روز دریابندری را به دفتر نشر کارنامه میبرد. در آن دفتردلپذیر بسیار دریابندری را دیدم. گوشش سنگین بود اما هوشش بجا بود. یک شب هم با سایه به کلبه ما آمد. وقتی خوب نمیشنید سایه کلافه میشد. غصه میخورد. از او درباره مرتضی کیوان پرسید. گفت: سایه میدانی که من کیوان را خیلی دوست داشتم و سایه بهدرد گریست. طفلک عاطفه آن شب چقدر دلهره داشت که باید برای مؤلف کتاب مستطاب آشپزی غذا بپزد. با رغبت غذاخورد و تعریف و تشویق کرد. دربارۀ کتاب مستطاب باید جداگانه بنویسم. به دریابندری میگفتم این کتاب نمیگذارد به یأس فلسفی برسم. میخندید. به او میگفتم حکیم.
چه نگاه عجیبی داری در این عکس استاد نجف. قربان نگاهت بروم ای حکیم دریابندری. میبینی؟! دنیا روزبهروز بدتر میشود و ما روزبهروز تیرهروزتر. کاش بلد بودم مثل تو قهقهه بزنم.
https://www.instagram.com/p/BznnhyBHdQx/
📚 نه فروش مقطعی بالا و نه قدر ندیدن یک اثر در ابتدا، ملاک موفقیت نهایی یک اثر نیست. جدول فروش آثار داستانی معروف در سال اول انتشارشان را (به نقل از LitHub و ترجمهاش در ایبنا) ببینید @ehsanname
🔹سعید بیابانکی در گفتگو با مهر: به یاد دارم سالها پیش برای جشنواره شعر فجر خدمت دکتر شفیعی کدکنی رفتیم و در آنجا دوست عزیزی از همکاران دولتی جشنواره از ایشان پرسید: چه کاری انجام دهیم که برای شعر خوب باشد و شعر را پاس بداریم؟ ایشان فرمودند برای شعر اگر هیچکاری نکنید بهترین کار را انجام دادید!
@ehsanname
@ehsanname
🗓 ۱۸تیر، علاوه بر مناسبتهای دیگر، سالروز درگذشت دکتر ناصر ملکنیا، استاد و بنیانگذار علم بیوشیمی در ایران است. روایت «شما سیروس را ندیدید؟» با قلم و صدای #احسان_رضایی ادای دینی است به این استاد بزرگ👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 ۱۰سال از مرگ مهدی آذریزدی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان گذشت. مردی که به مکتب نرفت اما کتابها نوشت و چند نسل با قصههای خوبش بزرگ شدند. این ویدیو، معرفی خوبی از اوست ( از اینستاگرام ایرنا) @ehsanname
📊 فرهیختگان - طبق آمارها سال ۹۵ در حوزۀ کتابهای کودک و نوجوان، تعداد آثار ترجمه به نسبت کتابهای تألیفی کمتر بوده، اما در سالهای ۹۶ و ۹۷ و حالا ۹۸، رشد کتابهای ترجمه را شاهد هستیم. با این روند تا آخر امسال ۱۱ درصد افزایش کتاب ترجمه و ۵۵ درصد کاهش چاپ آثار تألیفی در حوزه کودک خواهیم داشت. معمولاً ناشرها به دلیل حذف هزینۀ تصویرسازی و نیز ریسک پایینتر فروش در مورد کتابهای موفق خارجی، سراغ این آثار میروند، اما خطر ترجمههای بد و احتمال تفاوت فرهنگی در آثار ترجمه، میتواند ذوق کتابخوانی را هم در کودک از بین ببرد @ehsanname
🔹معاونت فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دستور جمعآوری کتابهای گروهی از نویسندگان خارجی از کتابخانههای مراکز این دانشگاه را داده است. (منبع +) اغلب آثار این فهرست از دستۀ آثار روانشناسی بازاری یا عامهپسند است. دانشگاهی با آن سابقه و اساتید برجسته، نمیتوانست در مورد این کتابها «توصیه» کند و کتابهای مناسب دیگری «پیشنهاد» دهد؟ @ehsanname
📸 این اتوبوس آبی، کتابخانۀ سیاری است با نام «۴مغز» که در خیابانهای کابل میگردد و بچهها را دعوت به کتابخوانی میکند. (گزارش الجزیره از این اتوبوس را اینجا + بخوانید) @ehsanname
🎬 مورد عجیب اقتباس ادبی در سینمای ایران
@ehsanname
در سینمای ما آثار اقتباسی بسیار کم است ولی همان موارد معدود هم حسابی حاشیه و حرف و حدیث دارند. معروفترینش ماجرای فیلم «پری» (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳) بود که با برداشتی آزاد از دو داستان «فرانی و زویی» و «یک روز خوش برای موزماهی» سلینجر ساخته شده و چون بدون اجازۀ او بود، با شکایت وکلای سلینجر هرگز موفق به اکران جهانی نشد.
🔹از این دست اتفاقات در مورد آثار نویسندگان داخلی هم افتاده. نمونۀ معروفش فیلم «خاک» (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۲) بود که آن را از روی «اوسنۀ باباسبحان» محمود دولتآبادی ساخت، اما دولتآبادی از فیلم به داستانش راضی نبود و برای همین نقد تندی بر آن نوشت که منجر به یکی از دعواهای دنبالهدار در تاریخ روشنفکری ما شد. دولتآبادی بعدها کیمیایی را متهم کرد که فیلم معروف «گوزنها» (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۳) را هم از نمایشنامۀ «تنگنا»ی او برداشته که البته کیمیایی جوابش را داد. اما دولتآبادی سر حرفش ماند و در مصاحبه با سالنامه ۱۳۹۳ روزنامه «شرق»، هم ادعایش بر «گوزنها» را تکرار کرد، هم گفت فیلمنامۀ «اتوبوس» (یدالله صمدی، ۱۳۶۴) که در تیتراژ فیلم نام نویسندهاش داریوش فرهنگ است، در اصل متعلق به دولتآبادی بوده. هم اینکه فیلم «مادیان» (علی ژکان، ۱۳۶۴) اقتباس بدون اجازهای از نیمۀ دوم کتاب «جای خالی سلوچ» است و حتی دولتآبادی شکایت کرده و وزارت ارشاد حق را به او داده. هم اینکه فیلم «تمام وسوسههای زمین» (حمید سمندریان، ۱۳۶۸) از روی طرح فیلمنامه «هیولا»یی که دولتآبادی به درخواست سمندریان نوشته بوده ساخته شده اما در تیتراژ هیچ اشارهای به او نشده.
https://www.salamcinama.ir/news/595/
🔸یک نمونۀ جدید از این ماجرا، حواشی فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» (هومن سیدی، ۱۳۹۶) است که از همان زمان اکران فیلم در جشنوارۀ فجر، احمد طالبینژاد در نقدهایش به اقتباس فیلم از رمان «سالتو» مهدی افروزمنش اشاره کرد. هومن سیدی البته در این مورد توضیح یا جوابی نداد. تا اینکه در همین ماه جاری مهدی افروزمنش نوشت که خودش بالاخره فیلم را دیده و «یقین دارم بخشهایی از رمان “تأثیر شدید” گذاشته است. درگیری کنار ریل راه آهن نمونه بارزش است و بعضی شخصیتها و مشخصههای آنها.»
https://www.instagram.com/p/By7C9iohA6L/
🔻در آخرین نمونه هم سیامک گلشیری در گفتوگو با روزنامه «شهروند» (چهارشنبه ۱۹ تیر) گفته داستان یکی از فیلمهای کمدی که سه چهار سال پیش صاحب عنوان پرفروشترین فیلم سینمای ایران شد و نام شخصیت اصلی فیلم هم رویا است، بسیار شبیه به رمان «نفرینشدگان» اثر اوست و «چون میترسیدم مبادا این موضوع توهم من باشد با خانمی که کارگردان تئاتر بود، موضوع را مطرح کردم. میخواستم کسی که تخصصش هنر سینما و تئاتر است هم فیلم را ببیند و بعد با کتابم مقایسه کند. البته این را هم بگویم که کتاب من جدی بود، اما این فیلم کمدی، ولی بههرحال اگر فیلم را ببینید و کتاب را هم بخوانید کاملا متوجه میشوید که موضوع از روی کتاب من الهام گرفته شده است. خلاصه این خانم کتاب را خواند و بعد به من زنگ زد و گفت شک نکن، کاملا از کتاب تو برداشت شده.» البته گلشیری اسمی از آن فیلم نیاورده است اما با توجه به حال و هوای رمان او و باقی کدهایی که این نویسنده داده میشود فهمید که منظورش فیلم «نهنگ عنبر» (سامان مقدم، ۱۳۹۳) است.
http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/166672/
▶️@ehsanname
@ehsanname
در سینمای ما آثار اقتباسی بسیار کم است ولی همان موارد معدود هم حسابی حاشیه و حرف و حدیث دارند. معروفترینش ماجرای فیلم «پری» (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳) بود که با برداشتی آزاد از دو داستان «فرانی و زویی» و «یک روز خوش برای موزماهی» سلینجر ساخته شده و چون بدون اجازۀ او بود، با شکایت وکلای سلینجر هرگز موفق به اکران جهانی نشد.
🔹از این دست اتفاقات در مورد آثار نویسندگان داخلی هم افتاده. نمونۀ معروفش فیلم «خاک» (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۲) بود که آن را از روی «اوسنۀ باباسبحان» محمود دولتآبادی ساخت، اما دولتآبادی از فیلم به داستانش راضی نبود و برای همین نقد تندی بر آن نوشت که منجر به یکی از دعواهای دنبالهدار در تاریخ روشنفکری ما شد. دولتآبادی بعدها کیمیایی را متهم کرد که فیلم معروف «گوزنها» (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۳) را هم از نمایشنامۀ «تنگنا»ی او برداشته که البته کیمیایی جوابش را داد. اما دولتآبادی سر حرفش ماند و در مصاحبه با سالنامه ۱۳۹۳ روزنامه «شرق»، هم ادعایش بر «گوزنها» را تکرار کرد، هم گفت فیلمنامۀ «اتوبوس» (یدالله صمدی، ۱۳۶۴) که در تیتراژ فیلم نام نویسندهاش داریوش فرهنگ است، در اصل متعلق به دولتآبادی بوده. هم اینکه فیلم «مادیان» (علی ژکان، ۱۳۶۴) اقتباس بدون اجازهای از نیمۀ دوم کتاب «جای خالی سلوچ» است و حتی دولتآبادی شکایت کرده و وزارت ارشاد حق را به او داده. هم اینکه فیلم «تمام وسوسههای زمین» (حمید سمندریان، ۱۳۶۸) از روی طرح فیلمنامه «هیولا»یی که دولتآبادی به درخواست سمندریان نوشته بوده ساخته شده اما در تیتراژ هیچ اشارهای به او نشده.
https://www.salamcinama.ir/news/595/
🔸یک نمونۀ جدید از این ماجرا، حواشی فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» (هومن سیدی، ۱۳۹۶) است که از همان زمان اکران فیلم در جشنوارۀ فجر، احمد طالبینژاد در نقدهایش به اقتباس فیلم از رمان «سالتو» مهدی افروزمنش اشاره کرد. هومن سیدی البته در این مورد توضیح یا جوابی نداد. تا اینکه در همین ماه جاری مهدی افروزمنش نوشت که خودش بالاخره فیلم را دیده و «یقین دارم بخشهایی از رمان “تأثیر شدید” گذاشته است. درگیری کنار ریل راه آهن نمونه بارزش است و بعضی شخصیتها و مشخصههای آنها.»
https://www.instagram.com/p/By7C9iohA6L/
🔻در آخرین نمونه هم سیامک گلشیری در گفتوگو با روزنامه «شهروند» (چهارشنبه ۱۹ تیر) گفته داستان یکی از فیلمهای کمدی که سه چهار سال پیش صاحب عنوان پرفروشترین فیلم سینمای ایران شد و نام شخصیت اصلی فیلم هم رویا است، بسیار شبیه به رمان «نفرینشدگان» اثر اوست و «چون میترسیدم مبادا این موضوع توهم من باشد با خانمی که کارگردان تئاتر بود، موضوع را مطرح کردم. میخواستم کسی که تخصصش هنر سینما و تئاتر است هم فیلم را ببیند و بعد با کتابم مقایسه کند. البته این را هم بگویم که کتاب من جدی بود، اما این فیلم کمدی، ولی بههرحال اگر فیلم را ببینید و کتاب را هم بخوانید کاملا متوجه میشوید که موضوع از روی کتاب من الهام گرفته شده است. خلاصه این خانم کتاب را خواند و بعد به من زنگ زد و گفت شک نکن، کاملا از کتاب تو برداشت شده.» البته گلشیری اسمی از آن فیلم نیاورده است اما با توجه به حال و هوای رمان او و باقی کدهایی که این نویسنده داده میشود فهمید که منظورش فیلم «نهنگ عنبر» (سامان مقدم، ۱۳۹۳) است.
http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/166672/
▶️@ehsanname
احساننامه
🎬 مورد عجیب اقتباس ادبی در سینمای ایران @ehsanname در سینمای ما آثار اقتباسی بسیار کم است ولی همان موارد معدود هم حسابی حاشیه و حرف و حدیث دارند. معروفترینش ماجرای فیلم «پری» (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳) بود که با برداشتی آزاد از دو داستان «فرانی و زویی» و «یک روز…
⬆️⬆️⬆️ بازتاب
@ehsanname
دوست گرامی، دکتر امید رضایی، که علاوه بر مهارت در تخصص انکولوژی، دستی بر نوشتن هم دارد و از جمله رمان «نور زمستانی»اش در سال گذشته منتشر شد، این مطلب را در تکمیل گزارش کوتاه بالا فرستاد.
➖ سلام بر احسان عزیز
درباره مطلبت درباره اقتباس:
«هامون» با نگاهی واضح به «هرتزوگ» سال بلو ساخته شده. در فیلمنامه چاپ شده، مهرجویی اشاره کرده ولی بعدش در فیلم اشارهای نکرده. بسیاری از دیالوگها دقیقاً همان دیالوگهای هرتزوگ هستند...
«نیمه پنهان» تهمینه میلانی به نظرم با نگاهی به «چشمهایش» بزرگ علوی ساخته شده که البته یادم هست در یکی دوتا نقد هم اون زمان نوشتنذ
که شباهتهایی وجود داره
اما یک نکته جالب، اتفاقی هست که برای خودم افتاد
یکی از داستانهای رمان «نور زمستانی» با شباهت بسیار بالایی در «ماجرای نیمروز ۲ (رد خون)» وجود داره. داستانی درباره حمله منافقین و عملیات مرصاد و دختری که بینیاش خون میاد و پدری که این ور خط ایستاده و مادری که اون وره و...
کتاب تقریباً یک ماه قبل از کلید خوردن فیلم تحویل ارشاد شده. از اون چیزهایی که آدم متوجه نمیشه از تصادف و شانس بوده یا ...
مخلص
@omidrezaie55
@ehsanname
دوست گرامی، دکتر امید رضایی، که علاوه بر مهارت در تخصص انکولوژی، دستی بر نوشتن هم دارد و از جمله رمان «نور زمستانی»اش در سال گذشته منتشر شد، این مطلب را در تکمیل گزارش کوتاه بالا فرستاد.
➖ سلام بر احسان عزیز
درباره مطلبت درباره اقتباس:
«هامون» با نگاهی واضح به «هرتزوگ» سال بلو ساخته شده. در فیلمنامه چاپ شده، مهرجویی اشاره کرده ولی بعدش در فیلم اشارهای نکرده. بسیاری از دیالوگها دقیقاً همان دیالوگهای هرتزوگ هستند...
«نیمه پنهان» تهمینه میلانی به نظرم با نگاهی به «چشمهایش» بزرگ علوی ساخته شده که البته یادم هست در یکی دوتا نقد هم اون زمان نوشتنذ
که شباهتهایی وجود داره
اما یک نکته جالب، اتفاقی هست که برای خودم افتاد
یکی از داستانهای رمان «نور زمستانی» با شباهت بسیار بالایی در «ماجرای نیمروز ۲ (رد خون)» وجود داره. داستانی درباره حمله منافقین و عملیات مرصاد و دختری که بینیاش خون میاد و پدری که این ور خط ایستاده و مادری که اون وره و...
کتاب تقریباً یک ماه قبل از کلید خوردن فیلم تحویل ارشاد شده. از اون چیزهایی که آدم متوجه نمیشه از تصادف و شانس بوده یا ...
مخلص
@omidrezaie55
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غم گردِ دلِ پر هنران میگردد
شادی همه بر بیخبران میگردد
زنهار! که قطبِ فلکِ دایرهوار
در دیدهٔ صاحبنظران میگردد
🎼 رباعیِ فخرالدین عراقی، با آواز علیرضا قربانی، به یاد قربانیان پلاسکو و در فیلم «چهارراه استانبول»
@ehsanname
🔹روز گذشته و در نوزدهمین جشن حافظ، قربانی برای تیتراژ این فیلم برندۀ بهترین ترانه شد
شادی همه بر بیخبران میگردد
زنهار! که قطبِ فلکِ دایرهوار
در دیدهٔ صاحبنظران میگردد
🎼 رباعیِ فخرالدین عراقی، با آواز علیرضا قربانی، به یاد قربانیان پلاسکو و در فیلم «چهارراه استانبول»
@ehsanname
🔹روز گذشته و در نوزدهمین جشن حافظ، قربانی برای تیتراژ این فیلم برندۀ بهترین ترانه شد
Forwarded from شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
برایِ فرزندانِ ایران
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در سفر اخیر خود به مشهد مقدس ضمن شرکت در جشنِ موسسهٔ خیریهٔ دارالاکرام [حامی کودکانِ محروممانده از تحصیل]
عوایدِ مادیِ کتاب «تذکرةالاولیاء» را که حاصل چهل سال تلاش روی این اثر ارجمند شیخ عطّار است به این موسسه اهدا نمودند.
عکس: الیاس ایرانمنش
دانشگاه فردوسی مشهد
ـــــــــــــــــــــــ
برایِ فرزندانِ ایران
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در سفر اخیر خود به مشهد مقدس ضمن شرکت در جشنِ موسسهٔ خیریهٔ دارالاکرام [حامی کودکانِ محروممانده از تحصیل]
عوایدِ مادیِ کتاب «تذکرةالاولیاء» را که حاصل چهل سال تلاش روی این اثر ارجمند شیخ عطّار است به این موسسه اهدا نمودند.
عکس: الیاس ایرانمنش
دانشگاه فردوسی مشهد
Forwarded from احساننامه
ای علی موسی الرضا
ای پاکمردِ یثربی، در توس خوابیده
من تو را بیدار میدانم
زندهتر، روشنتر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فَرّ شور و زندگی سرشار میدانم
گرچه پندارند دیری هست، همچون قطرهها در خاک
رفتهای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزهبارانِ بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری، پاک و رحمتبار میدانم
ای (چو بختم) خفته در آن تنگنای زادگاهم، توس
-در کنار دون تبهکاری، که شیر پیر پاکآیین، پدرتْ، آن روح رحمان را به زندان کشت-
من ترا بیدارتر از روح و راهِ صبح، با آن طُرّهٔ زرتار میدانم
من تو را بی هیچ تردیدی (که دلها را کند تاریک)
زندهتر، تابندهتر از هرچه خورشید است در هر کهکشانی، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهانتر پردهٔ اسرار میدانم...
#مهدی_اخوان_ثالث
@ehsanname
📌از کتاب «سال دیگر ای دوست ای همسایه» (چاپ اول، انتشارات زمستان، ۱۳۹۳) صفحه ۲۹ و ۳۰
goo.gl/9gV8Do
ای پاکمردِ یثربی، در توس خوابیده
من تو را بیدار میدانم
زندهتر، روشنتر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فَرّ شور و زندگی سرشار میدانم
گرچه پندارند دیری هست، همچون قطرهها در خاک
رفتهای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزهبارانِ بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری، پاک و رحمتبار میدانم
ای (چو بختم) خفته در آن تنگنای زادگاهم، توس
-در کنار دون تبهکاری، که شیر پیر پاکآیین، پدرتْ، آن روح رحمان را به زندان کشت-
من ترا بیدارتر از روح و راهِ صبح، با آن طُرّهٔ زرتار میدانم
من تو را بی هیچ تردیدی (که دلها را کند تاریک)
زندهتر، تابندهتر از هرچه خورشید است در هر کهکشانی، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهانتر پردهٔ اسرار میدانم...
#مهدی_اخوان_ثالث
@ehsanname
📌از کتاب «سال دیگر ای دوست ای همسایه» (چاپ اول، انتشارات زمستان، ۱۳۹۳) صفحه ۲۹ و ۳۰
goo.gl/9gV8Do
🔺 برگی از قرآن منسوب به خط امام رضا(ع) که کتابخانۀ ملی آن را به نمایش گذاشته. این اثر نفیس، مربوط به اواخر قرن دوم هجری است و با خط کوفی مشرقی بر روی پوست، با اعراب و فاقد اعجام (نقطه گذاری و تنوین) نگارش یافته. در این برگ از قرآن آیات ۷ تا ۱۰ سورۀ مجادله کتابت شده است. طبق اطلاعات کتاب «برگهایی نفیس» (رامین رامیننژاد، ۸۹) از این قرآن نفیس فقط دو برگ موجود است، این دو برگ تیرماه ۸۵ برای کتابخانه ملی خریداری شده، علت انتساب آن به حضرت رضا(ع) مقایسۀ رسمالخط آن با سایر خطوط منسوب به امام است و احتمالاً حاشیه و عنوان سورهها بعداً در زمان قاجار به اصل قرآن اضافه شده. @ehsanname
📸 دیروز سه کتاب از مجموعه آثار منتشرنشدۀ غلامحسین ساعدی با عنوانهای «در سراچه دباغان»، «محال ممکن» و «محاکمه میرزا رضای کرمانی»، با حضور استاد علی نصیریان در کتابفروشی چهل کلاغ رونمایی شد. (عکسها از اینستاگرام نشر پارسه و چهل کلاغ) @ehsanname
❌یک بیدقتی دیگر در کتابهای درسی: در کتاب «فارسی» ششم دبستان (ص ۵۶) شعری از ایرج میرزا آمده که بیت چهارمش اینطور نقل شده:
وطن ما به جای مادر ماست
مادر خویش را نگهبانیم!
درحالیکه در اصل دیوان ایرج، مصرع دوم این بیت چیز دیگری است: ما گروهِ وطنپرستانیم (دیوان ایرج میرزا، به اهتمام محمدجعفر محجوب، ص ۱۹۴). تصویر این شعر به خط ایرجمیرزا هم موجود است. حالا معلوم نیست چرا شعر در کتاب درسی عوض شده؟
@ehsanname
➖به نقل از سهیل یاری در کانال مجمع پریشانی
@majmaeparishani
وطن ما به جای مادر ماست
مادر خویش را نگهبانیم!
درحالیکه در اصل دیوان ایرج، مصرع دوم این بیت چیز دیگری است: ما گروهِ وطنپرستانیم (دیوان ایرج میرزا، به اهتمام محمدجعفر محجوب، ص ۱۹۴). تصویر این شعر به خط ایرجمیرزا هم موجود است. حالا معلوم نیست چرا شعر در کتاب درسی عوض شده؟
@ehsanname
➖به نقل از سهیل یاری در کانال مجمع پریشانی
@majmaeparishani