احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔺صبح دوم جولای ۱۹۶۱، ماری ولش، همسر ارنست همینگوی با صدای شلیک گلوله از خواب پرید. صدایی که به زندگی یکی از بزرگترین نویسندگان دوران پایان داد. همینگوی یکی از آن آدمهایی بود که چند زندگی را در یک زندگی تجربه کرد: در جوانی حریف تمرینی بوکسورها بود، در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس شد، در جنگ داخلی اسپانیا خبرنگار بود، برای شکار به آفریقا رفت، در کوبا قایق ماهیگیری داشت، چهار بار ازدواج کرد، ... و همۀ اینها در کنار سبک شخصی‌اش در ساده و کوتاه نوشتن، از او قصه‌گویی یگانه ساخت. تصویر، طراحی مرتضی ممیز برای سالگرد همینگوی در شماره تیر ۱۳۵۱ مجله «نگین» است @ehsanname
گنجشک چگونه لرزد از باران؟
چون یاد کنم تو را، چنان لرزم
(آغاجی بخاری)

🔹نخواستم با توضیح اضافه لطافت شعر رو خراب کنم:
اولاً بیت به اسم ابوالعباس ربنجنی هم آمده؛ ثانیاً به اسم آغاجی که آمده بیت دومی هم داره:
ترّ است زمین ز دیدگان من
چون پی بنهم همی فرو لغزم
ثالثاً فخرالدین اسعد گرگانی هم گفته:
بلرزم چون بیندیشم ز هجران
چو گنجشکی که تر گردد ز باران.

بیت اول و دوم در «شاعران بی‌دیوان» (ص ۱۹۵) به اسم آغاجی و بیت اول، با ضبط "بنجشک"، در «شاعران همعصر رودکی» (ص ۱۰۰) و بیت فخرالدین اسعد در «ویس و رامین» (چاپ بنیاد فرهنگ، ص ۳۹۹)
twitter.com/Jamasb_2/status/1141439034339856385
🔖اعلانات: چهارشنبه‌های تهران، این هفته: «بچه تهرون» به میزبانی احسان رضایی. باحضور: هوشنگ مرادی‌کرمانی، هارون یشایایی، فرزانه ابراهیم‌زاده، بهرنگ بقایی، غزاله سلطانی. چهارشنبه عصر، از ساعت ۱۸ تا ۲۰:۳۰، باغ کتاب تهران @ehsanname
📸 مشرق - نانوای ساوه‌ای دوستدار طبیعت، به بچه‌هایی که برای خرید کیسه پارچه‌ای بیاورند و و از نایلون استفاده نکنند، کتابهایی با موضوع محیط زیست هدیه می‌دهد و یک‌تنه جور کلی برنامۀ فرهنگی را به دوش می‌کشد! @ehsanname
❗️وقتی لغت Existentialist را جدا از هم (Existentia و List) میخوانی @ehsanname
🎯 پس از مدتی سر وقت کتابخانه و کتاب‌هایمان که می‌رویم اکثرشان دیگر با هم تفاوت زیادی نمی‌کنند، چون تقریباً چیز زیادی از آن‌ها یادمان نمی‌آید؛ محتوای هر کتاب صرفاً به‌صورتی مبهم و آشفته از ذهن ما عبور می‌کند. در چنین مواقعی ابتدا پریشان می‌شویم که مشکل از حافظۀ ضعیف خودمان است یا شاید کتاب‌ها تأثیر اندکی بر ما داشته‌اند. اما وقتی می‌فهمیم بسیاری از دوستانمان هم همین تجربه را دارند کمی احساس آسودگی می‌کنیم. اگر محتوای کتاب‌ها تا بدین حد کم به خاطر می‌مانند، اساساً اهمیت مطالعه در چیست؟ رولف دوبلی، نویسندۀ کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، پیشنهادهایی دارد.

🔖 ۱۲۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۸ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9440/

🔻 اشتراک چهار شمارۀ فصلنامه

🔗 @tarjomaanweb
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺امروز (۱۳ تیر) سالروز درگذشت یکی از استادان بزرگ ادبیات، دکتر محمد معین است. برای دانستن مقام علمی و فضایل شخصی او کافی است بدانیم چه کسانی به دکتر معين اعتماد داشتند. نيما يوشيج او را وصی خود قرار داد و در وصیت‌نامه‌اش مسئولیت آثار منتشرنشده‌‌اش را به «دکتر محمد معین که نسل صحیح علم و دانش است» داد. همین‌طور علامه دهخدا وصیت کرد که معین کار «لغتنامه» را بعد از خودش سرپرستی کند و ادامه دهد. در این فیلم کوتاه، مولانا خواندن دکتر معین را بشنوید و نظر دو استاد بزرگ دیگر، دکتر محمدجعفر محجوب و علامه سیدجعفر شهیدی را. دکتر شهیدی بعد از معین سرپرست «لغتنامه» شد و این اثر و «فرهنگ معین» را کامل کرد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دندان #گاندو در تن گلستان سعدی!

احسان محمدی

_ اینقدر که کتاب ‎#گلستان_سعدی در تقابل با ایران به من کمک کرده، منابع مالی آمریکا و قدرت دولت آمریکا نکرده!

📺 چند قسمت از سریال #گاندو را دیده‌ام. علیرغم نقدهای عمومی، اتفاقاً ساخت سریالِ درست در حوزه جاسوسی و امنیتی را برای آگاهی مردم بیشتر از هشدار و بیلبورد مفید می‌دانم، اما این جمله عجیب یکی از شخصیت‌های منفی در قسمت بیست‌و‌پنجم مصداق ایجاد نفرت و بدگمانی بخشی از مردم علیه یکی از شاهکارهای ادبیات نیست؟

📗 کتاب اندازه کافی در ایران مهجور هست و تلویزیون جز در برنامه محترم #کتاب_باز کمتر توجه و ارادتی به آن می‌کند، چه ضرورت و اصراری برای بدنام کردنش وجود دارد؟

📗حتی اگر این پلان جزو غیرقابل حذفی از سریال باشد و بعداً گرهی بگشاید امکان اسم بردن از کتاب دیگری وجود نداشت؟

📗 گلستان سعدی به باور بسیاری، تاثیرگذارترین کتاب نثر ادبیات فارسی است و در آن آمده:"سه چیز پایدار نمانَد: مالِ بی‌تجارت و علمِ بی بحث و مُلک بی‌سیاست".

به چه کار آیدت ز #سریال طَبَقی
از گلستان سعدی ببر ورقی

سریال همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد!
🖋 @ehsanmohammadi95
Dasthaman
Fereydoun Moshiri
🎧شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
خوشترین مایۀ دلبستگی من با اوست
@ehsanname
شعر و صدای #فريدون_مشيرى از آلبوم «شب شعر»
📚علیرضا بهرامی، هم خودش شاعر است و هم ناشر (نشر آرادمان) و هم از قدیمی‌های حوزۀ خبررسانی و ژورنالیسمِ کتاب. به همین دلیل، حرفهای او دربارۀ نمایشگاه کتاب امسال و تحلیل‌هایش از روند صنعت نشر کشور خواندنی است. او در مصاحبه با هنرآنلاین، می‌گوید وضعیت نشر و کتاب ما در یک وضعیت بحرانی و اورژانس قرار گرفته است. خلاصۀ دلایلش را بخوانید:
@ehsanname
🔹در سال ۹۸ به نقطه اوج و موقعیت حساسی از روند کتاب‌سازی در صنعت نشرمان رسیده‌ایم. در نمایشگاه کتاب و در صنعت نشرمان یک جور پوپولیسم تقویت و تبلیغ می‌شود که این پوپولیسم، هم ناشر متعهد و ارزشی را شامل می‌شود و هم ناشر مدعی روشنفکری را در برمی‌گیرد. هم ناشر مدعی حوزه تخصصی شعر یا ادبیات را شامل می‌شود و هم ناشر مدعی حوزه روان‌شناسی یا دین و اندیشه را. زمانی که ناشری با استراتژی فله‌ای کار می‌کند، دیگر به مبانی فرهنگی و فکری اهمیتی نمی‌دهد. چند سالی بود که در حوزه کتاب کودک داشتیم خوب پیش می‌رفتیم. حتی ناشران بزرگی آمده بودند با نویسنده‌های شناخته‌شده کودک و نوجوان قرارداد بسته بودند که مثلاً براساس داستان‌های شاهنامه کار کنند و در طول سال تعدادی از این‌گونه کتاب‌ها را تحویل بدهند. طبیعتاَ با فرایند فله‌ای وارداتی که نسبت به حوزه کتاب کودک صورت گرفت، دیگر آن رویکرد از اولویت خارج شد. البته این موضوع مختص به نمایشگاه کتاب امسال نیست اما در سال ۹۸ به نقطه اوج خود رسید.

🔸نمی‌توانیم از ناشران توقع داشته باشیم صرفاً دغدغه فرهنگی داشته باشند. یک بنگاه نشر، به هر حال یک بنگاه اقتصادی است. اینجا نقش تعیین‌کننده سیاست‌گذاران است که چطور بتوانند سازوکارها را به سمتی سوق بدهند که ما با یک تهدید عملی مواجه نشویم. ناشران امسال در شرایطی که قیمت هر بند کاغذ بین ۵ تا ۷ برابر افزایش پیدا کرده بود، آمدند سهم خودشان را ادا کردند و کتاب‌ها را رساندند، یعنی ناشران کار بزرگی انجام دادند. اما بازار کاغذ آن‌قدر وقیح شده است که وقتی مقام معظم رهبری هم در نمایشگاه می‌گویند: "وضعیت کاغذ را سازماندهی کنید"، فردای آن روز قیمت کاغذ را به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهند.

🔹یک سری آمارها ارائه شد که نمایشگاه برخلاف حرف‌ها و تبلیغات موجود، افزایش فروش داشته است. اعلام شد ۳۰درصد افزایش فروش، ۵درصد افزایش تراکنش. برخی از دوستان و همکاران، مسئولان را به آمارسازی متهم کردند. من می‌گویم قبول ندارم آمارسازی شده و فرض قطعی را بر این می‌گذارم که مسئولان آماردهنده آن‌قدر شریف و محترم هستند که به هیچ وجه این کار را نمی‌کنند، اما براساس همین آمار موجود یقین حاصل می‌کنم که صنعت نشر ما ورشکست شده است. وقتی همه تایید می‌کنند که قیمت کاغذ و هزینه‌های تولید کتاب ۴۰۰ تا ۶۰۰درصد افزایش پیدا کرده است، وقتی می‌گوییم فروش ۳۰درصد افزایش پیدا کرده، یعنی تراز مالی ما منفی ۳۷۰ درجه است! پس ما داریم در مورد یک صنعت ورشکسته صحبت می‌کنیم. آیا مسئولان ما درباره یک صنعت ورشکسته فکر کرده‌اند و نقشه چیده‌اند؟

🔸سال ۹۸ سال مرگ رویکرد بنگاه‌های کوچک نشر فرهنگی است. آن‌ها بیش از پیش به سمت کتاب‌سازی سوق پیدا می‌کنند، چون اولاً واقعیت‌های عینی را می‌بینند. دوم این که بسیاری از مسئولان نمایشگاه و وزارتخانه ما به رغم این که رویکردهای ذهنی‌شان دور شدن از کتاب‌سازی است، عملاً با بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها و عملکردها، دارند ناشران را به سمت کتاب‌سازی سوق می‌دهند. در چند سال گذشته، از ناشران کوچک خصوصی به میزان ۷۰درصد هزینه غرفه‌، کتاب با ۳۰درصد تخفیف و موعد پرداخت یک‌ساله می‌خریدند. امسال مسئولان در ابتدای امر به آنها اعلام کردند که به خاطر مشکلات مالی نمی‌توانیم از شما حمایت کنیم. این رقم برای ناشر قابل ملاحظه نبود اما پیامی که داشت خیلی مهم بود.

🔹مجموع این‌ گفته‌ها یعنی از نظر تاریخی در یک موقعیت اضطراری قرار داریم. البته وضع نشر ما در سال ۹۸ در هر صورت از برخی منظرها بهتر از سال گذشته خواهد بود. در سال گذشته کشور از نظر اقتصادی و ارزی با یک شوک روبه‌رو شد که امسال دیگر این شوک را نخواهیم داشت و هم ما و هم مردم کم‌کم با قیمت‌ها هماهنگ می‌شویم. همه اینها یعنی از یک بلاتکلیفی خارج می‌شویم و از این منظر وضع‌مان بهتر می‌شود. ولی ما در نمایشگاه سال آینده یا به عنوان کتاب‌ساز به نمایشگاه کتاب می‌رویم یا با کتاب جدید به نمایشگاه نمی‌رویم. این وضعیت اگر دو سه سال ادامه پیدا کند، یعنی کلاً داریم به سمت مرگ تدریجی می‌رویم. همین حالا، مسئولان عالی‌رتبه فرهنگ باید به این موضوع فکر کنند که چرا وضعیت بنگاه‌های نشر بزرگ ما که در حوزه اندیشه کار می‌کردند، امسال بیشتر از سال‌های گذشته کچلی گرفته بود؟ این مسایل باید هم دغدغه رسانه‌ها باشد و هم دغدغه مسئولان.

📌متن کامل حرفهای بهرامی اینجاست:
http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-135867
📸 وضعیت استاد نجف دریابندری، از گزارش تصویری عیادتِ احمد مسجدجامعی از آقای مترجم @ehsanname
روزنوشت‌های احسان محمدی
📺 دندان #گاندو در تن گلستان سعدی! احسان محمدی _ اینقدر که کتاب ‎#گلستان_سعدی در تقابل با ایران به من کمک کرده، منابع مالی آمریکا و قدرت دولت آمریکا نکرده! 📺 چند قسمت از سریال #گاندو را دیده‌ام. علیرغم نقدهای عمومی، اتفاقاً ساخت سریالِ درست در حوزه جاسوسی…
❗️سعدی از دست خویشتن فریاد
✍️احسان رضایی: گفت «برگشتن روزگار سهل است، یارب نظر تو برنگردد». زمانی شیخ سعدی در این مملکت چنان ارج و قربی داشت که «بوستان» و «گلستان» او اولین کتابهایی بودند که در مکتبخانه‌ها به بچه‌ها یاد می‌دادند. اما از سال ۱۲۵۱ که فتحعلی آخوندزاده در رسالۀ معروف «قرتیکا» خود به سعدی خرده گرفت و نوشت زمانۀ سعدی و «دورِ گلستان» گذشته است، حمله کردن به سعدی هم جزو آداب روشنفکری شد. در این قرن اخیر سعدی منتقدان طاق و جفت زیادی پیدا کرده. منتقدانی که او را محافظه‌کار، سازشکار، غیرانقلابی، نمایندۀ اخلاقیات قدیم، ... توصیف کرده و دو اثر تعلیمی‌اش را نامناسب برای زندگی امروز می‌دانند. البته که سعدی در برابر این منتقدان، مدافعانی هم داشته. اما بالاخره این حرفها هم تأثیر خودش را گذاشت و حتی در تلویزیون ما هم به سعدی حمله می‌شود، آن هم چه حمله‌ای! حرفهای منتقدان و مدافعان سعدی را در کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد» (اثر کامیار عابدی) می‌توانید بخوانید که نظرات ۱۷۰ چهره را دربارۀ این موضوع نقل کرده است. بخوانید و ببینید که همۀ انتقاداتی که تا به حال به سعدی شده، روی هم به اندازۀ حمله‌ای که در سریال «گاندو» به این شاعر بزرگ ما شد، خصمانه نبود. در قسمت ۲۵ سریال، کتاب «گلستان» را نقشۀ راه دشمنان ایران معرفی کردند. در ابتدای این قسمت که چهارشنبه (۱۲ تیر) پخش شد، شاهد صحنۀ مکالمۀ یک مأمور عالیرتبه سازان سیا (آلن بیکن) و یک جاسوس ایرانی (آیدین ستوده) در رستورانی در ترکیه بودیم که طرف ایرانی یک میلیون دلار حق مأموریتش را طلب می‌کند. طرف آمریکایی دبه می‌کند و بعد هم که آن یارو ایرانی از رستوران می‌رود، آدم می‌فرستد تا او را در قایق تفریحی‌اش بکشند که حالا کاری نداریم. نکته اینجاست که در همان گفتگوی دو نفره، مأمور آمریکایی بدون هیچ مقدمه و مؤخره‌ای، وسط بحث از جاسوس مورد نظر می‌پرسد رابطه‌اش با ادبیات کلاسیک فارسی چطور است و بعد به او می‌گوید: «من از زمانی که گلستان سعدی رو شناختم، زندگی‌ام زیر و رو شد. شما شاید باورت نشه، این‌قدر که این کتاب در تقابل با ایران به من کمک کرده، منابع مالی آمریکا و قدرت دولت آمریکا نکرده! این کتاب شاهکار بشره. توصیه می‌کنم شما هم بخونیدش.» این عین دیالوگ نقل‌شده است که جملۀ «این کتاب شاهکار بشره» روی تصویر جلد «گلستان» تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی شنیده می‌شود. در این یکی دو روز دیدم که بعضی از طرفداران سریال، در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند منظور آن جاسوس سیا، شناخت ایرانیان از روی کتاب «گلستان» است. اما قبول بفرمایید که این حسن تعبیر با عبارت «تقابل با ایران» جور درنمی‌آید و تازه برای شناخت ایران و ایرانی چه نیازی به «قدرت دولت آمریکا» است که کتاب شریف «گلستان» با آن مقایسه شود! پس این دیالوگ چه معنایی دارد؟ می‌دانیم که هشت فصل یا باب «گلستان» عبارت است از: در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق و جوانی، در ضعف و پیری، در تأثیر تربیت، در آداب صحبت. از بین این ۸ باب، تنها چیزی که در نظر اول ممکن است به سیاست مرتبط باشد، باب «در سیرت پادشاهان» است که آن هم شاید جاسوس آمریکایی خوب نخوانده باشد و نفهمد که تمام ۴۱ حکایت این باب، توصیه‌هایی به سلاطین و وزرا و دولتمردان برای رعایت حال خلق است. وگرنه نویسنده و کارگردان «گاندو» حتماً خوب می‌دانند که داستان آن دو برادر که «یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی» در همین باب است، یا آن حکایت کوتاه و کوبنده که «یکی از ملوکِ بی‌انصاف پارسایی را پرسید: از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر است؟ گفت: تو را خواب نیم‌روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.» بنابراین این باب هم به کار دشمنان ایران و انقلاب نمی‌آید. از سریال چند قسمتی بیشتر نمانده و معلوم نیست که آن دیالوگ و وسط کشیدن پای «گلستان» در یک ماجرای جاسوسی، کارکردی داستانی در باقی سریال دارد یا نه؟ اما حتی اگر هم چنین باشد و حرف آن جاسوس علیه ما علیه، بعداً معنای خاصی پیدا کند، باز این را چه کار کنیم که سریال تلویزیونی اثری است برای عموم که ممکن است مخاطب قسمتهای بعدی‌اش را نبینند و نفهمد که چرا در آن یکی قسمت، این کتاب ابزار «تقابل» با ایران معرفی شد. البته که شاید هم این‌طور نشود و ماجرا صرفاً یک کج‌سلیقگی در دیالوگ‌نویسی باشد. چون نه سازندگان سریال «گاندو» و نه هیچ ایرانی دیگری، حتی منتقدان سعدی، واقعاً چنین اتهامی به کتاب «گلستان» نمی‌زنند. اما این دیالوگ و آن سکانس از سریال، یادآور آن قاری قرآن است که سعدی در باب چهارم «گلستان» تعریف کرده که بد و بی‌قاعده می‌خواند و صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت اگر برای ثوابش و برای خدا می‌خوانی، خواهش می‌کنم «از بهر خدا مخوان.» حالا حکایت ماست. دوستان عزیز! به خاطر خدا ادبیات کهن را سوژه نکنید!
@ehsanname
📌از روزنامه «اعتماد» شنبه ۱۵تیر
احسان‌نامه
💵 رکورد جدیدِ #سهراب_سپهری: تابلوی نقاشیِ بدون عنوان او، در نهمین حراج تهران ۵میلیارد و ۱۰۰میلیون تومان فروش رفت. رکورد قبلی حراج تهران با ۳.۱میلیارد تومان (تیر۹۶) هم برای آقای شاعر بود @ehsanname
💵 این تابلوی نقاشی از #سهراب_سپهری روز جمعه در یازدهمین حراج تهران به قیمت ۲میلیارد تومان فروش رفت. رکورد آقای شاعر، فروش یکی از تابلوهایش در نهمین حراج تهران (تیر۹۷) با ۵.۱میلیارد تومان است. اما این تابلوی جدید متعلق به مجموعه خصوصی دکتر محمد‌علی موحد بود که عواید فروشش به مؤسسه صفای امید در شهر تبریز، برای ساخت مدرسه و کتابخانه عمومی و اهدای بورس تحصیلی به شاگردان ممتاز اهدا شد @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔍امروز (۷ جولای) سالمرگ دکتر آرتور کانن‌دویل، خالق شرلوک هولمز است. این تصویر اولین داستان شرلوک (A Study in Scarlet، در ترجمه خانم دقیقی «اتود در قرمزِ لاکی») است در یک سالنامه در ۱۸۸۷ @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔍اولین ترجمه شرلوک هولمز به فارسی، همزمان با مشروطه منتشر شد: ۱۳۲۳ قمری یا ۱۲۸۴ شمسی. چون این ترجمه از متن روسی بود، شده است «شرلوک خلمس». کانن‌دویل تا ۱۲سال بعد ماجراهای شرلوک را می‌نوشت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔍اولین داستان پلیسی مدرن سال ۱۳۰۴ شمسی نوشته شد. آن موقع، شرلوک هولمز آن‌قدر در ایران محبوب بود که نویسنده قهرمان خودش را «شرلوک هلمس ایران» معرفی کند. هولمز وطنی، اسمش «صادق ممقلی» است @ehsanname
🎯 بعضی‌ها کتاب‌باز نیستند، نه کتاب می‌خرند و نه تظاهر می‌کنند اهل کتاب هستند. اما کتاب‌بازها متفاوت‌اند. کتاب‌ها در نظر آن‌ها ارزشمند است؛ ساعت‌ها بین قفسهٔ کتابفروشی‌ها پرسه می‌زنند، با ولع تمام‌نشدنی کتاب‌های جدید را می‌خرند و در شبکه‌های اجتماعی گروه‌های کتاب‌خوانی را دنبال می‌کنند و در پروفایل خود علاقه‌شان به کتاب را در صدر تمایلاتشان می‌نویسند و از همه مهم‌تر اینکه افراد بیگانه با کتاب را تحقیر و ملامت می‌کنند. اما آیا کتاب‌بازها خود مرتکب گناهی بزرگ نشده‌اند؟ کارلا دِروس کتاب‌بازی است که اعتراف می‌کند.

🔖 ۱۴۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۹ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9452/

🔻 اشتراک چهار شمارۀ فصلنامه

🔗 @tarjomaanweb
Forwarded from نور سیاه
از صبح که این عکس نجف دریابندری را در ایبنا دیدم حالم خراب است. محمد زهرایی می‌گفت از دریابندری پرسیدند جمالزاده چه می‌کند؟ با همان ظرافت معهودش گفت: سالهاست مشغول مردن است. عکس دریابندری را که دیدم به یاد این حرفش افتادم. هیهات از زندگی! دریغ از دریابندری!
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش
دریابندری نمونۀ یک روشنفکر روشن‌بین است؛ هوشمند و فهمیده. بذله‌گو و نکته‌پرداز. خوش‌مشرب. قهقهه‌هایش مشهور بود. صابون سیاست به تنش خورده بود. زندان کشیده بود. عقده‌ای نبود. می‌توانست خودش را دست بیندازد. بسیارخوان و بسیاردان بود. خودآموخته بود. زهرایی که سالها مصاحب دریابندری بود می‌گفت نجف بعد از مقداری نوشتن می‌گوید احساس می‌کنم خالی شدم و باید بخوانم و دیوانه‌وار می‌خواند. همه چیز می‌خواند. سایه می‌گفت نجف پیش از سکته قصاید خاقانی و قاآنی را از برمی‌خواند. خودم ازدریابندری شنیدم که معلمش را در نثرنویسی بوستان سعدی – و نه گلستان – می‌دانست. می‌گفت بوستان را از بر بوده. دریابندری مترجم درجه‌اولی بود. رمان و نمایشنامه و تاریخ و تاریخ هنر و تاریخ سینما و فلسفه غرب و تاریخ فلسفه غرب ترجمه کرد. نقاش بود و درباره نقاشی نوشته. طرحی که از دکتر مصدق کشیده ماندنی است. عکاس بود. به فیلم و تئاتر علاقه داشت. از جوانی دربارۀ فیلم نوشت. بخشی از تاریخ ویرایش ایران است. منتقد صاحب‌سبکی بود. نکته‌یاب و شیرین‌نویس و طناز و صریح. وای از وقتی که می‌خواست جدل کند. دعوای او با عباس میلانی خواندنی است یا آنچه دربارۀ چوبک نوشته. دریابندری به نظر من یکی از بزرگترین نثرنویسان روزگار ماست. نوشته‌هایش آموزگار نثر فصیح فارسی است.
یاد آقای زهرایی بخیر. هر روز دریابندری را به دفتر نشر کارنامه می‌برد. در آن دفتردلپذیر بسیار دریابندری را دیدم. گوشش سنگین بود اما هوشش بجا بود. یک شب هم با سایه به کلبه ما آمد. وقتی خوب نمی‌شنید سایه کلافه می‌شد. غصه می‌خورد. از او درباره مرتضی کیوان پرسید. گفت: سایه می‌دانی که من کیوان را خیلی دوست داشتم و سایه به‌درد گریست. طفلک عاطفه آن شب چقدر دلهره داشت که باید برای مؤلف کتاب مستطاب آشپزی غذا بپزد. با رغبت غذاخورد و تعریف و تشویق کرد. دربارۀ کتاب مستطاب باید جداگانه بنویسم. به دریابندری می‌گفتم این کتاب نمی‌گذارد به یأس فلسفی برسم. می‌خندید. به او می‌گفتم حکیم.
چه نگاه عجیبی داری در این عکس استاد نجف. قربان نگاهت بروم ای حکیم دریابندری. می‌بینی؟! دنیا روزبه‌روز بدتر می‌شود و ما روزبه‌روز تیره‌روزتر. کاش بلد بودم مثل تو قهقهه بزنم.

https://www.instagram.com/p/BznnhyBHdQx/
📚 نه فروش مقطعی بالا و نه قدر ندیدن یک اثر در ابتدا، ملاک موفقیت نهایی یک اثر نیست. جدول فروش آثار داستانی معروف در سال اول انتشارشان را (به نقل از LitHub و ترجمه‌اش در ایبنا) ببینید @ehsanname
🔹سعید بیابانکی در گفتگو با مهر: به یاد دارم سال‌ها پیش برای جشنواره شعر فجر خدمت دکتر شفیعی کدکنی رفتیم و در آنجا دوست عزیزی از همکاران دولتی جشنواره از ایشان پرسید: چه کاری انجام دهیم که برای شعر خوب باشد و شعر را پاس بداریم؟ ایشان فرمودند برای شعر اگر هیچ‌کاری نکنید بهترین کار را انجام دادید!
@ehsanname