🗓خرمشهر در رمان معاصر
✍️احسان رضایی: سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر بعد از ۵۷۵ روز اشغال، یکی از روزهای به یادماندنی تاریخ معاصر ماست. جنگ تحمیلی و وقایع مربوط به آن، در ادبیات معاصر ما بازتاب داشته. برای آثار جنگ در شهرهای مختلف داستانها و رمانهایی داریم. مثلا بازتاب جنگ در زندگی مردم اهواز را در رمانهای «زمین سوخته» احمد محمود، «زمستان ۶۲» اسماعیل فصیح و «دعای مرغ آمین» سیروس طاهباز میبینیم و رمانهای «کودکیهای زمین» جمشید خانیان و «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده به جنگ در آبادان اختصاص دارند. خرمشهر، با آن مقاومت شگفتانگیز و آزادسازی شورآفرینش هم سوژۀ داستانهایی هست. چند رمان با موضوع جنگ در خرمشهر که خواندهام اینها هستند:
@ehsanname
📕نخلهای بیسر (قاسمعلی فراست، ۱۳۶۳): رمان با اشغال خرمشهر شروع و با آزادی شهر تمام میشود. داستان، ماجرای خانوادهای خرمشهری است که با شروع جنگ آواره میشوند. دو نفر از بچههای خانواده شهید میشوند و فقط ناصر میماند که او هم با وجود بحران روحی، جبهه را ترک نمیکند و به گروهِ رضا دشتی، یکی از اولین گروههای مقاومت ملحق میشود.
📘جنگی که بود (کاوه بهمن، ۱۳۷۳): شخصیتهای داستان، دو جانباز به نامهای رضا و حبیب هستند. رضا دو چشمش را در جنگ از دست داده و حبیب دو پایش را. حالا و بعد از جنگ، رضا برای پیدا کردن خواهرش به تهران آمده و در ادامه حوادث، با فلاشبکهایی گذشتۀ این دو نفر، کودکی و نوجوانی و جوانی آنها در خرمشهر را میبینیم. جوانی که مصادف است با حمله عراقیها به خرمشهر و دفاع جوانها از شهر.
📙در جستوجوی من (منیژه جانقلی، ۱۳۷۸): یک روایت زنانه از جنگ. هانیه، پزشکی است که در یکی از بیمارستانهای خرمشهر کار میکند و با شروع جنگ هم حاضر به ترک شهر نیست. داستان با نگرانیهای او برای مادر پیرش پیش میرود.
@ehsanname
📗ضیافت به صرف گلوله (مجید قیصری، ۱۳۸۰): یکی از متفاوتترین کارها در مورد جنگ. داستان سالها پس از جنگ اتفاق میافتد و ساختاری معمایی و پیچیده دارد. بهزاد فرحان کسانی را که در زمان جنگ میشناخته در تاریخ معینی دعوت کرده و روایت هر کدام از این افراد، بخشهایی از ماجراهای خرمشهر را بازگو میکند تا شاید راز یک قتل روشن شود.
📕مهمان مهتاب (فرهاد حسنزاده، ۱۳۸۷): ماجرای دو برادر دوقلو که بعد از حمله عراقیها سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند. یکی در شهر میماند تا در کنار علیکبابی به مدافعان خرمشهر غذا برساند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در میآورد.
📘بچههای کارون (احمد دهقان، ۱۳۹۲): ماجرای داستان در روزهای قبل از عملیات بیتالمقدس (آزادسازی خرمشهر) و در یک پایگاه کوچک کنار رود کارون میگذرد. راوی داستان، ناصر، یک رزمندۀ نوجوان است و ما، ماجراهای این عملیات بزرگ را از نگاهی نوجوانانه و سرخوش او میبینیم.
@ehsanname
📙هرس (نسیم مرعشی، ۱۳۹۶): روایتی از ادامۀ جنگ در زندگی مردم خرمشهر. رسول و نوال، زوجی هستند که زندگیشان بعد از شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچوقت به شکل عادی خود برنمیگردد.
📗ایرانشهر (محمدحسن شهسواری، ۱۳۹۸) این رمان که روایتی است از روزهای ابتدایی جنگ و مقاومت خرمشهر، قرار است تا روز سقوط خرمشهر را شامل شود. فعلاً جلد اول اثر منتشر شده است.
✍️احسان رضایی: سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر بعد از ۵۷۵ روز اشغال، یکی از روزهای به یادماندنی تاریخ معاصر ماست. جنگ تحمیلی و وقایع مربوط به آن، در ادبیات معاصر ما بازتاب داشته. برای آثار جنگ در شهرهای مختلف داستانها و رمانهایی داریم. مثلا بازتاب جنگ در زندگی مردم اهواز را در رمانهای «زمین سوخته» احمد محمود، «زمستان ۶۲» اسماعیل فصیح و «دعای مرغ آمین» سیروس طاهباز میبینیم و رمانهای «کودکیهای زمین» جمشید خانیان و «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده به جنگ در آبادان اختصاص دارند. خرمشهر، با آن مقاومت شگفتانگیز و آزادسازی شورآفرینش هم سوژۀ داستانهایی هست. چند رمان با موضوع جنگ در خرمشهر که خواندهام اینها هستند:
@ehsanname
📕نخلهای بیسر (قاسمعلی فراست، ۱۳۶۳): رمان با اشغال خرمشهر شروع و با آزادی شهر تمام میشود. داستان، ماجرای خانوادهای خرمشهری است که با شروع جنگ آواره میشوند. دو نفر از بچههای خانواده شهید میشوند و فقط ناصر میماند که او هم با وجود بحران روحی، جبهه را ترک نمیکند و به گروهِ رضا دشتی، یکی از اولین گروههای مقاومت ملحق میشود.
📘جنگی که بود (کاوه بهمن، ۱۳۷۳): شخصیتهای داستان، دو جانباز به نامهای رضا و حبیب هستند. رضا دو چشمش را در جنگ از دست داده و حبیب دو پایش را. حالا و بعد از جنگ، رضا برای پیدا کردن خواهرش به تهران آمده و در ادامه حوادث، با فلاشبکهایی گذشتۀ این دو نفر، کودکی و نوجوانی و جوانی آنها در خرمشهر را میبینیم. جوانی که مصادف است با حمله عراقیها به خرمشهر و دفاع جوانها از شهر.
📙در جستوجوی من (منیژه جانقلی، ۱۳۷۸): یک روایت زنانه از جنگ. هانیه، پزشکی است که در یکی از بیمارستانهای خرمشهر کار میکند و با شروع جنگ هم حاضر به ترک شهر نیست. داستان با نگرانیهای او برای مادر پیرش پیش میرود.
@ehsanname
📗ضیافت به صرف گلوله (مجید قیصری، ۱۳۸۰): یکی از متفاوتترین کارها در مورد جنگ. داستان سالها پس از جنگ اتفاق میافتد و ساختاری معمایی و پیچیده دارد. بهزاد فرحان کسانی را که در زمان جنگ میشناخته در تاریخ معینی دعوت کرده و روایت هر کدام از این افراد، بخشهایی از ماجراهای خرمشهر را بازگو میکند تا شاید راز یک قتل روشن شود.
📕مهمان مهتاب (فرهاد حسنزاده، ۱۳۸۷): ماجرای دو برادر دوقلو که بعد از حمله عراقیها سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند. یکی در شهر میماند تا در کنار علیکبابی به مدافعان خرمشهر غذا برساند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در میآورد.
📘بچههای کارون (احمد دهقان، ۱۳۹۲): ماجرای داستان در روزهای قبل از عملیات بیتالمقدس (آزادسازی خرمشهر) و در یک پایگاه کوچک کنار رود کارون میگذرد. راوی داستان، ناصر، یک رزمندۀ نوجوان است و ما، ماجراهای این عملیات بزرگ را از نگاهی نوجوانانه و سرخوش او میبینیم.
@ehsanname
📙هرس (نسیم مرعشی، ۱۳۹۶): روایتی از ادامۀ جنگ در زندگی مردم خرمشهر. رسول و نوال، زوجی هستند که زندگیشان بعد از شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچوقت به شکل عادی خود برنمیگردد.
📗ایرانشهر (محمدحسن شهسواری، ۱۳۹۸) این رمان که روایتی است از روزهای ابتدایی جنگ و مقاومت خرمشهر، قرار است تا روز سقوط خرمشهر را شامل شود. فعلاً جلد اول اثر منتشر شده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخوان، خدای را بخوان
گرهگشای را بخوان
مگر نوای مرغ حق، ثمری بخشد
به ما صفای عالم دگری بخشد
بر آور ای نشان حق، ز دل آوایی
مگر که بر دعای ما اثری بخشد
@ehsanname
🔺دقایقی از کنسرت تابستان ۱۳۷۸ در محوطه کاخ چهلستون به رهبری فرهاد فخرالدینی
گرهگشای را بخوان
مگر نوای مرغ حق، ثمری بخشد
به ما صفای عالم دگری بخشد
بر آور ای نشان حق، ز دل آوایی
مگر که بر دعای ما اثری بخشد
@ehsanname
🔺دقایقی از کنسرت تابستان ۱۳۷۸ در محوطه کاخ چهلستون به رهبری فرهاد فخرالدینی
گوشه ای از مجلس ضربت زدن
فرید حامد
🎧 «شما با من چه کردید؟ ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنۀ شما، حقیقتِ من کجاست؟...» برشی از نمایشنامه «مجلس ضربتزدن»، اثر بهرام بیضایی، با صدای فرید حامد @ehsanname
🔸ناصر فکوهی، استاد انسانشناسی دانشگاه تهران، دربارۀ کتابهای اینستاگرامی میگوید: پدیدهای که ما با آن روبهرو هستیم «ابتذال سلیقه مردمی» است و سقوط آن در ورطه عوامگرایی، بیفرهنگی و بیکیفیتی. دلیل این امر نیز ازدیاد بیش از اندازه محصولات فرهنگی بیکیفیت و بیارزش است...
@ehsanname
📌حرفهای دکتر فکوهی را اینجا بخوانید:
ibna.ir/fa/doc/longint/275871/
@ehsanname
📌حرفهای دکتر فکوهی را اینجا بخوانید:
ibna.ir/fa/doc/longint/275871/
Forwarded from احساننامه
✅جامعهشناسی نامهای تاریخ اسلام
✍️دکتر #شفیعی_کدکنی
این اواخر، چاپ تازهای از کتاب «تاریخ الإسلام» ذهبی (متوفی ۷۴۸) نشر یافته که دو جلد آن فهرست است و ۱۵جلد دیگر متن. جمعاً ۱۷مجلد، به جای آن چاپ قبلی که متجاوز از ۵۰مجلد بود و هر مجلدی فهرستهای ویژه خود را داشت. چاپ حاضر برای مراجعه دمدستی راحتتر است و جای کمتری را در کتابخانه، اشغال میکند. آنچه در چاپ حاضر بیشتر جلب توجه مرا کرد و این یادداشت را بیشتر برای همان نکته میخواهم بنویسم، این است که فهرست اعلام این چاپ، شاید یکی از جامعترین و متنوعترین اسناد در مطالعه نامگذاری اشخاص در قلمرو پهناور جهان اسلام تا قرن هشتم، یعنی عصر مؤلف، باشد. قرن هشتم این امتیاز را دارد که قرن پس از حمله تاتار است و یک مرحله بسیار مهم از تاریخ و تمدن و فرهنگ جهان اسلام را، از آغاز تا پایان آن در خود آینگی میکند.
ذهبی به راستی موّرخ اسلام است و در یک دوره پهناور و عظیم و متنوع از تمدن اسلامی، به مدت هشت قرن، اعلام جهان اسلام را در کتاب خویش ثبت کرده است؛ چه در ضمن وقایع و چه در شرح حالها.
در این کتاب، جمع انبوهی از مردم مسلمان، از اقالیم متنوّع و مذاهب و فِرَق گوناگون در پهنۀ گستردهای که جغرافیای آن بخش عظیمی از آسیا و آفریقا و حتی اروپا را تشکیل میدهد، نام و یادشان میآید و از رهگذر فهرست جامعی که در این چاپ برای آن فراهم آمده است، میتوان هزاران نکته باریکتر از مو را تحلیل و بررسی کرد.
مثلاً اینکه اگر نامگذاری به نام خلفای راشدین در جهان اسلام رایج بوده است، در مجموع کسانی از دانشمندان و بزرگان که به نام این چهار خلیفه نامگذاری شدهاند، تسمیۀ چند تن به نام خلیفه اول و چند تن به نام خلیفه دوم و چند تن به نام خلیفه سوم و یا چهارم است؟
من در یک نگاه سرسری و بسیار تورقی متوجه شدم که نامگذاری دانشمندان اسلام به نام خلیفه اول، عتیق، ۳۳تن و به نام خلیفه دوم، عمر ۴۸۰تن و به نام خلیفه سوم عثمان ۲۴۰تن و به نام خیلفه چهارم، علی ۱۵۰۰تن است که نشان میدهد نامگذاری به نام آن سه خلیفه دیگر، بر روی هم، برابر نیمی از نامگذاری به نام خلیفه چهارم است.
این مسئله را در مورد کنیههای ایشان نیز که عبارت است از ابوبکر و ابوحفص و ابوعمرو و ابوالحسن میتوان مورد مطالعه قرار داد. همین مسئله نامگذاری به نام خلفای راشدین را میتوان از دید توزیع جغرافیایی این نامگذاریها در پهنۀ جهان اسلام مورد تحلیل قرار داد تا ببینیم عامل جغرافیایی در این مسئله چقدر نقش داشته است؟ پس از عامل جغرافیا، میتوان دورههای تاریخی و قرنها را ملاک بررسی قرار داد...
قصد من ورود به چنین مسئلهای نبود، آنچه بیشتر مرا به نوشتن این یادداشت وادار کرد، این بود که وقتی انبوه جمعیت جهان اسلام به نام مبارک امام علی بن ابیطالب(ع) اینگونه شیفتگی از خود نشان میدهد که نامگذاری به نام علی، دو برابر مجموع نامگذاریها به نام آن سه خلیفه دیگر است، این یک گزینش تاریخی است که هیچ کس در آن نمیتوانسته دخالت داشته باشد، نوعی رأیگیری اجتماعی و تاریخی در جهت محبوبیت بلامنازع اوست، و من در این لحظه به هیچ روی قصد ورود به مجادلات مذهبی و دینی را ندارم و هرگز اهل ورود به این گونه مباحث نبودهام، نه در نوشتههایم و نه در کلاسهای درسم. اگر نوعی ضرورت بحث نبود، از تصریح به این نکته نیز پرهیز میکردم؛ اما مقصود من چیزی دیگر است و آن این که یادآور شوم همیشه قلب تاریخ در سمت و سوی خاص خود میتپد و نسلهای پی در پی گزینشهای خود را ارائه میدهند.
انبوه بیشماری از مردم، نام فرزندان خود را «علی» میگذراند و درعینحال، آدمهایی هم بودهاند که اسم بچههایشان را «معاویه» بگذارند. در همین فهرست، ما به چندین نفر معاویه برخورد میکنیم. میخواهم این نکته را یادآور شوم که نارواترین حرفها را وقتی شما در عرصه جامعه و تاریخ عرضه کنید، اقلّ قلیلی ممکن است آن را بپذیرند و دلبستگی به آن نشان دهند؛ اما هیچگاه اکثریت جامعه و تاریخ به طرف آنگونه حرفها، هرگز، تمایل نشان نمیدهد. گویی برای «حرفهای کژ» به گفته حضرت مولانا، باید خریداری، گرچه اندک، وجود داشته باشد. آنگونه که «کفشهای کژ» برای «پاهای کژ». به عبارت دیگر، همیشه پاهای کژی وجود دارد که نیاز به کفش کژ دارد، ذوقها وسلیقههای کژی هم هست که خریدار حرفهای مهمل و شعرهای بیمعنی و مدرنیسم قلابی است. از نظر مولانا، حرف حسابی که بشریت شیفته آن است، و به تعبیر او «کلام پاک»، در «دلهای کور» نمیتواند وارد شود، برعکس «فسون دیو» در «دلهای کژ» جای خود را میشناسد:
پس کلام پاک در دلهای کور
مینپاید میرود تا اصل نور
وآن فسون دیو در دلهای کژ
میرود چون کفش کژ در پای کژ
بگذریم؛ این حاشیه هم قدری طولانی شد...
@ehsanname
📌نسخۀ کامل این مقاله در روزنامه «اطلاعات» ۲۶ مهر ۱۳۸۵ اینجا
magiran.com/npview.asp?ID=1237711
✍️دکتر #شفیعی_کدکنی
این اواخر، چاپ تازهای از کتاب «تاریخ الإسلام» ذهبی (متوفی ۷۴۸) نشر یافته که دو جلد آن فهرست است و ۱۵جلد دیگر متن. جمعاً ۱۷مجلد، به جای آن چاپ قبلی که متجاوز از ۵۰مجلد بود و هر مجلدی فهرستهای ویژه خود را داشت. چاپ حاضر برای مراجعه دمدستی راحتتر است و جای کمتری را در کتابخانه، اشغال میکند. آنچه در چاپ حاضر بیشتر جلب توجه مرا کرد و این یادداشت را بیشتر برای همان نکته میخواهم بنویسم، این است که فهرست اعلام این چاپ، شاید یکی از جامعترین و متنوعترین اسناد در مطالعه نامگذاری اشخاص در قلمرو پهناور جهان اسلام تا قرن هشتم، یعنی عصر مؤلف، باشد. قرن هشتم این امتیاز را دارد که قرن پس از حمله تاتار است و یک مرحله بسیار مهم از تاریخ و تمدن و فرهنگ جهان اسلام را، از آغاز تا پایان آن در خود آینگی میکند.
ذهبی به راستی موّرخ اسلام است و در یک دوره پهناور و عظیم و متنوع از تمدن اسلامی، به مدت هشت قرن، اعلام جهان اسلام را در کتاب خویش ثبت کرده است؛ چه در ضمن وقایع و چه در شرح حالها.
در این کتاب، جمع انبوهی از مردم مسلمان، از اقالیم متنوّع و مذاهب و فِرَق گوناگون در پهنۀ گستردهای که جغرافیای آن بخش عظیمی از آسیا و آفریقا و حتی اروپا را تشکیل میدهد، نام و یادشان میآید و از رهگذر فهرست جامعی که در این چاپ برای آن فراهم آمده است، میتوان هزاران نکته باریکتر از مو را تحلیل و بررسی کرد.
مثلاً اینکه اگر نامگذاری به نام خلفای راشدین در جهان اسلام رایج بوده است، در مجموع کسانی از دانشمندان و بزرگان که به نام این چهار خلیفه نامگذاری شدهاند، تسمیۀ چند تن به نام خلیفه اول و چند تن به نام خلیفه دوم و چند تن به نام خلیفه سوم و یا چهارم است؟
من در یک نگاه سرسری و بسیار تورقی متوجه شدم که نامگذاری دانشمندان اسلام به نام خلیفه اول، عتیق، ۳۳تن و به نام خلیفه دوم، عمر ۴۸۰تن و به نام خلیفه سوم عثمان ۲۴۰تن و به نام خیلفه چهارم، علی ۱۵۰۰تن است که نشان میدهد نامگذاری به نام آن سه خلیفه دیگر، بر روی هم، برابر نیمی از نامگذاری به نام خلیفه چهارم است.
این مسئله را در مورد کنیههای ایشان نیز که عبارت است از ابوبکر و ابوحفص و ابوعمرو و ابوالحسن میتوان مورد مطالعه قرار داد. همین مسئله نامگذاری به نام خلفای راشدین را میتوان از دید توزیع جغرافیایی این نامگذاریها در پهنۀ جهان اسلام مورد تحلیل قرار داد تا ببینیم عامل جغرافیایی در این مسئله چقدر نقش داشته است؟ پس از عامل جغرافیا، میتوان دورههای تاریخی و قرنها را ملاک بررسی قرار داد...
قصد من ورود به چنین مسئلهای نبود، آنچه بیشتر مرا به نوشتن این یادداشت وادار کرد، این بود که وقتی انبوه جمعیت جهان اسلام به نام مبارک امام علی بن ابیطالب(ع) اینگونه شیفتگی از خود نشان میدهد که نامگذاری به نام علی، دو برابر مجموع نامگذاریها به نام آن سه خلیفه دیگر است، این یک گزینش تاریخی است که هیچ کس در آن نمیتوانسته دخالت داشته باشد، نوعی رأیگیری اجتماعی و تاریخی در جهت محبوبیت بلامنازع اوست، و من در این لحظه به هیچ روی قصد ورود به مجادلات مذهبی و دینی را ندارم و هرگز اهل ورود به این گونه مباحث نبودهام، نه در نوشتههایم و نه در کلاسهای درسم. اگر نوعی ضرورت بحث نبود، از تصریح به این نکته نیز پرهیز میکردم؛ اما مقصود من چیزی دیگر است و آن این که یادآور شوم همیشه قلب تاریخ در سمت و سوی خاص خود میتپد و نسلهای پی در پی گزینشهای خود را ارائه میدهند.
انبوه بیشماری از مردم، نام فرزندان خود را «علی» میگذراند و درعینحال، آدمهایی هم بودهاند که اسم بچههایشان را «معاویه» بگذارند. در همین فهرست، ما به چندین نفر معاویه برخورد میکنیم. میخواهم این نکته را یادآور شوم که نارواترین حرفها را وقتی شما در عرصه جامعه و تاریخ عرضه کنید، اقلّ قلیلی ممکن است آن را بپذیرند و دلبستگی به آن نشان دهند؛ اما هیچگاه اکثریت جامعه و تاریخ به طرف آنگونه حرفها، هرگز، تمایل نشان نمیدهد. گویی برای «حرفهای کژ» به گفته حضرت مولانا، باید خریداری، گرچه اندک، وجود داشته باشد. آنگونه که «کفشهای کژ» برای «پاهای کژ». به عبارت دیگر، همیشه پاهای کژی وجود دارد که نیاز به کفش کژ دارد، ذوقها وسلیقههای کژی هم هست که خریدار حرفهای مهمل و شعرهای بیمعنی و مدرنیسم قلابی است. از نظر مولانا، حرف حسابی که بشریت شیفته آن است، و به تعبیر او «کلام پاک»، در «دلهای کور» نمیتواند وارد شود، برعکس «فسون دیو» در «دلهای کژ» جای خود را میشناسد:
پس کلام پاک در دلهای کور
مینپاید میرود تا اصل نور
وآن فسون دیو در دلهای کژ
میرود چون کفش کژ در پای کژ
بگذریم؛ این حاشیه هم قدری طولانی شد...
@ehsanname
📌نسخۀ کامل این مقاله در روزنامه «اطلاعات» ۲۶ مهر ۱۳۸۵ اینجا
magiran.com/npview.asp?ID=1237711
Forwarded from نقد حال
ALI-zaryaab.pdf
2.4 MB
«علی»
جستار دانشگاهی و متکی به روش تاریخنگاری غیردینی که زندهیاد علامه «عباس زریابخویی» برای دایرهالمعارف بزرگ اسلامی نوشت.
@naghdehaal
جستار دانشگاهی و متکی به روش تاریخنگاری غیردینی که زندهیاد علامه «عباس زریابخویی» برای دایرهالمعارف بزرگ اسلامی نوشت.
@naghdehaal
Forwarded from قدحهای نهانی
کلمات قصار - امام علی.pdf
8.8 MB
مطلوب کل طالب من کلام علی بن ابیطالب
کلمات قصار امام علی بن ابیطالب به انتخاب جاحظ و ترجمه رشید وطواط، نسخه خطی مربوط به قرن ۹
@qadahha
کلمات قصار امام علی بن ابیطالب به انتخاب جاحظ و ترجمه رشید وطواط، نسخه خطی مربوط به قرن ۹
@qadahha
Forwarded from احساننامه
چند رباعی از نیما یوشیج در منقبت امیرالمؤمنین(ع) به خط خود نیما @ehsanname
شعرخوانی
پرویز بهرام
🎧 صدای پرویز بهرام، دوبلور قدیمی و گویندۀ اتللو، روبسپیر و کارآگاه کاستر امروز خاموش شد. برای یادکرد او، دکلمه شعری از استاد زندهیاد باستانی پاریزی را با صدای او بشنویم @ehsanname
Audio
parviz bahram
۱
قرائت تکه ای کوتاه از مقالات شمس تبریزی با صدای #پرویز_بهرام از آلبوم روی در آفتاب علیرضا قربانی و صادق چراغی
قرائت تکه ای کوتاه از مقالات شمس تبریزی با صدای #پرویز_بهرام از آلبوم روی در آفتاب علیرضا قربانی و صادق چراغی
Audio
parviz bahram
۲
قرائت تکهٔ کوتاه دیگری از مقالات شمس تبریزی با صدای #پرویز_بهرام از آلبوم روی در آفتاب علیرضا قربانی و صادق چراغی
قرائت تکهٔ کوتاه دیگری از مقالات شمس تبریزی با صدای #پرویز_بهرام از آلبوم روی در آفتاب علیرضا قربانی و صادق چراغی
چند حکایت از اسرارالتوحید
پرویز بهرام
چند حکایت از کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابیسعید، با صدای پرویز بهرام
@qadahha
@qadahha
🗞ماهنامه «فیلم» در شماره ۵۵۸ خود نتایج نظرسنجی از ۱۴۰ منتقد دربارۀ بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران را منتشر کرد: «گوزنها»ی کیمیایی محبوبترین است و مهرجویی هم سه فیلم از ۱۰تای اول را دارد. «فیلم» هر ۱۰ سال چنین نظرسنجی انجام میدهد که نتایج چهار دورۀ آن را در جدول میبینید. «گاو» و «گوزنها» در هر ۴ دوره جزو ۱۰تای اول بودند @ehsanname
📸 ایندیگو، بزرگترین کتابفروشی زنجیرهای در کانادا، علاوه بر کتاب وسایلی نظیر بالش و لباس راحتی هم میفروشد. علتش ماجرای جالبی است. یک دهه پیش مدیر اجرایی این فروشگاه دیداری با مارگارت اتوود، نویسنده مشهور کانادایی و خالق «سرگذشت ندیمه» داشت و از او نظر خواست. اتوود هم گفت: برای کتاب خواندن بیشتر از هر چیزی لباس و بالش راحتی لازم است. (ایبنا به نقل از نیویورک تایمز) @ehsanname