احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📘 یکی از اتفاقات مهم نمایشگاه کتاب، انتشار ترجمه‌ای از رمان معروف «اولیس» بود. این اثر جیمز جویس که در اغلب نظرسنجی‌ها و تقدهای ادبی، جزو شاهکارها طبقه‌بندی می‌شود تا به حال به فارسی برگردانده نشده بود. از دهۀ هفتاد شنیده بودیم که آقای منوچهر بدیعی این اثر را ترجمه کرده است، اما به خاطر سانسورهای احتمالی حاضر به چاپ آن نیست. بدیعی البته سال ۷۲ ترجمه فصل ۱۷ رمان را (همراه با مقاله‌ای در معرفی جویس) منتشر کرد و سال ۹۳ هم خلاصۀ رمان را بیرون داد. اما امسال فرید قدمی، مترجمی که قبلاً مجموعه شعرهای جویس و نمایشنامه «تبعیدی‌ها»ی جویس را ترجمه و منتشر کرده بود، اولین جلد ترجمه‌اش از «اولیس» را (با نشر مانیا هنر) بیرون داد. (تقریباً همزمان، ترجمۀ دیگری از جلد اول «اولیس» هم توسط خانم اکرم پدرام‌نیا در خارج از کشور منتشر شده.)
فرید قدمی امروز در گفتگویی با روزنامه «هفت صبح» گفته که از ترجمه‌اش فقط ۶۷ کلمه (در حدود ۲۰۰صفحه) ممیزی خورده، چون شرایط نشر امروز با دهه هفتاد متفاوت است و باقی متن رمان را تا بهار ۹۹ می‌رساند. قدمی می‌گوید بحث سانسور این رمان، مسأله اصلی نیست؛ مسأله اصلی توانایی مترجم در ترجمه آن است. و "در پاسخ به این‌که می‌گویند اگر یک کلمه از رمان «اولیس» بیرون بیاید، دیگر این رمان قابل فهم نیست، من فقط یک مثال برایتان می‌زنم. این رمان اولین بار که در سال ۱۹۴۲ در پاریس چاپ شد، بیش از دوهزار غلط تایپی داشت. یکی از این غلطها همچنان تا دهه ۱۹۶۰ هم در کتاب بود؛ آن هم یک غلط مهم. جویس نوشته بود Nother اما در تمام نسخه‌ها آمده بود Mother؛ یعنی تا این حد غلط مهمی بود. باید کل نسخه‌های قبل از آن را بریزیم دور و هیچ کس هم تا آن زمان نفهمیده جویس چه گفته؟!" یک خاطرۀ بامزه هم دارد این مصاحبه: اینکه وقتی قدمی کار ترجمه را شروع کرده بود روی اینستاگرامش فراخوانی خطاب به ناشران داد که هر ناشری مایل به نشر این ترجمه است پیش‌پرداختی به او بدهد تا بعداً از حق‌الترجمه کم کند، اما هیچ ناشری حاضر به سرمایه‌گذاری نشده بود، جز ناشری که جیمز جویس را با جوجو مویز اشتباه گرفته و خواهان چاپ ترجمه جدیدی از جوجو مویز بود!
@ehsanname
🔖اعلانات: نشست «شعری به وسعت جهان؛ روایتی از نگاه فرامرزیِ شاهنامه» با حضور دکتر حمیدرضا نمازی، احسان رضایی، حلیه صبورنژاد و بهاره جهاندوست. چهارشنبه (۲۵ اردیبهشت)، ساعت ۵ عصر، خانه هنرمندان
@usern_net
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 طنز: ترانه «تمنا» بهنام صفوی بعد از ممیزی چطور می‌شود؟ - آیتم «ممیزی شعر و ترانه» از برنامه تلویزیونی عصرانه «شهرآورد» (۱۳۹۳)
@ehsanname
قطعه «تمنا» با ترانه‌ای از ساغر شفیعی سال ۱۳۸۵ منتشر شد و باعث شهرت بهنام صفوی شد. این قطعه در اولین آلبوم رسمی او، یعنی «عشق من باش» هم هست. بهنام صفوی، دیروز و بعد از یک دوره بیماری، در ۳۵سالگی درگذشت.
🔸گاردین - یک زندگینامۀ جدید از سوزان سونتاگ، منتقد و نویسندۀ مشهور، نشان می‌دهد که نویسندۀ واقعی کتاب «فرويد: ذهن اخلاق‌گرا» سونتاگ است و سونتاگ حاضر شده برای گرفتن حق حضانت کامل پسرش، این کتاب به اسم فیلیپ ریف، شوهر سابق سونتاگ منتشر شود.
@ehsanname
🔹امیلی امرایی:
فکر اینکه سوزان سونتاگ برای به دست آوردن حضانت بچه‌اش مجبور شده همچین باج بزرگی بده و کتابی که نوشته به اسم شوهر سابقش چاپ کنه، شبیه برق گرفتگیه.
زندگینامه‌نویس‌ها و منتقدهای ماچو [Macho = طرفدار روحیات خشن مردانه] بعدها در بحث‌هاشون نوشتند که هارهار زن‌های روشنفکر و نویسنده از جمله سونتاگ نمی‌تونند مادرهای خوبی باشند و اصلا برای همین هست که اغلب یه دونه بچه دارند و مف دماغ دیوید ریف، پسر سونتاگ، تو عکس‌های بچگی‌ آویزونه. اما دیوید ریف می‌دونه مادرش چه مشقتی برای داشتنش متحمل شده و شاید برای همین‌هاست که آن قدر مادرش رو دوست داره و دربارۀ جدال مادرش برای زنده موندن نوشته و ستایشش کرده. [کتاب «سوزان سانتاگ در جدال با مرگ» که به فارسی هم ترجمه و منتشر شده]
البته خانم سونتاگ موقع طلاق خیلی خیلی جوان بوده و طبق اسنادی که زندگینامه‌نویس از آرشیو دست‌نوشته‌هاش در دانشگاه یوسی‌ال‌ای به دست آورده سال ۱۹۵۷ مشغول یادداشت‌برداری دربارۀ فروید بوده و طلاق دو سال بعد بوده.
درواقع اولین کتاب سونتاگ رو از چنگش درآورده و به جاش بچه رو داده بهش. البته فیلیپ ریف جامعه‌شناس و استاد دانشگاه بعدها یه کتاب دیگه هم دربارۀ فروید نوشت و تا سال ۲۰۰۶ که زنده بود به روی خودش نیاورد اولین کتابی که بالا کشیده مال سوزان سونتاگ بوده.
https://twitter.com/EmilyAmraee/status/1128193996973576193

🔻سوزان سونتاگ و پسرش، دیوید ریف در ۱۹۶۷
▪️محسن صالحی حاجی‌آبادی، جانبار و نویسنده کودک و نوجوان، بر اثر عوارض جراحات شیمایی به شهادت رسید. صالحی حاجی‌آبادی، نویسندۀ مجموعه ۱۰ جلدی «اکبر کاراته» بود که در آن داستان‌هایی از دفاع مقدس را با لحن طنز روایت می‌کرد @ehsanname
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
رادیو کرگدن
• پرونده شخصیت/نویسنده محبوب من
• «با صدای بلند گریه کرد»
به قلم احسان رضایی
روایت سحر امام جمعه
شماره ۱۱۱
👇
@kargadanmagazine
با صدای بلند گریه کرد
احسان رضایی
#رادیو_کرگدن
• پرونده شخصیت/نویسنده محبوب من
• «با صدای بلند گریه کرد»
به قلم #احسان_رضایی
روایت #سحر_امام‌جمعه
#شماره۱۱۱
👇
@kargadanmagazine
Forwarded from احسان‌نامه
🗓 ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی گرامی باد
@ehsanname
تصویری از مراحل ساخت مجسمه معروف فردوسی اثر استاد ابوالحسن صدیقی - از آرشیو کتابخانه ملی
Forwarded from احسان‌نامه
🔸شجره‌نامه قهرمانان بخشِ حماسی شاهنامه و اطلاعات دیگر درباره حماسه ملی ایرانیان را در مطلب زیر 👇ببینید و بخوانید @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
HJ 309 - Shahname.pdf
2.1 MB
📚خلاصه شاهنامه، نقشه شاهنامه، آدمهای شاهنامه، و هر چیز دیگری که از شاهنامه باید بدانید را اینجا پیدا کنید: مطلبی از احسان رضایی در شماره ۳۰۹ هفته‌نامه «همشهری جوان» @ehsanname
Iran Zamin
Alireza Ghorbani
🎼نخوانند بر ما کسی آفرین/ چو ویران بود بومِ ایران‌زمین/ دریغ است ایران که ویران شود/ کُنامِ پلنگان و شیران شود
@ehsanname
تصنیف «ایران‌زمین» با شعر فردوسی و صدای علیرضا قربانی از آلبوم «از خشت و خاک»
دو سه چیزی که از او می‌دانیم
احسان رضایی
@ehsanname
📝 اسمش حسن بود، پسر علی، پدر قاسم. اهل روستای پاژ در توس بود و به خاطر باغ‌های پدری به «فردوسی» معروف شد. بجز «شاهنامه» اثر دیگری از او نمی‌شناسیم. بقیه آثاری که به او نسبت داده‌اند (مثل مثنوی «یوسف و زلیخا») از او نیست. از همسرش در مقدمه داستان «بیژن و منیژه» یاد کرده و در بخش پادشاهی خسرو پرویز، از مرگ پسرش در ۳۷سالگی نالیده. وقتی که درگذشت، فقط یک دختر از او مانده بود و کتابش.

📝 «شاهنامه» زمانی سروده شد که چهار قرن از بعثت پیامبر اسلام(ص) گذشته بود و خلفای اموی و عباسی، تعالیم او را واژگونه کرده بودند. از برادری و مساوات اسلامی دیگر نشانی نمانده بود و عرب خود را سرور عجم می‌دانست. همه حرکت‌های استقلال‌طلبانه ایرانیان سرکوب‌ شده و ابومسلم خراسانی هم مدت‌ها پیش به قتل رسیده بود. دولت فرهنگ‌پرور سامانی رو به افول گذاشته و ایران درگیر هرج و مرج امیران کوچکی بود که همگی هم از جانب خلیفه تایید می‌شدند. در چنین اوضاعی فردوسی یک روش جدید را برای مقابله با خلیفه عربی و دست‌نشاندگانش امتحان کرد.

📝 سرودن شاهنامه، یک جور ادای دین به رفیق و رفاقت هم هست. حدود هزار بیت از «شاهنامه» را که مربوط به پادشاهی گشتاسپ و ظهور دین زرتشت است، دوستِ فردوسی، محمد بن احمد توسی معروف به «دقیقی» سروده. اول قرار بود او «شاهنامه» را تبدیل به شعر کند، اما این دوست در جوانی کشته شد و فردوسی باقی عمر را برای تمام کردن کار این دوست صرف کرد.

📝 بخش عمده شاهنامه، داستان جنگ و جنگیدن است، یعنی عینی‌ترین صورت تلاش بشر. در شاهنامه، جز در زمان ضحاک که شیطان شانه‌هایش را می‌بوسد و از جای بوسه شیطان، مارها سر برمی‌آورند، دیگر خبری از موجودات ماورایی نیست. همه جا خود انسان‌ها هستند با خوبی‌ها و بدی‌هایشان. فقط «دیو»ها هستند که در چند مورد با رستم پهلوان می‌جنگند. اما همین موجود غیرطبیعی را هم فردوسی می‌گوید که «تو مر دیو را مردم بد شناس/ کسی کو ندارد ز یزدان سپاس» تا داستان را باز هم زمینی‌تر کند.

📝 شاهنامه، بر خلاف اسمش، خیلی هم کتابِ شاهان نیست. شخصیت مورد علاقه خود فردوسی، رستم است که هرگز شاهی نمی‌کند و محبوترین شخصیت کل کتاب هم سیاوش است که به شاهی نمی‌رسد. اعتراض‌های مردمی به شاهان، تقریباً همگی بجا و درست هستند و آن دسته از شاهان شاهنامه که در خارج از محیط دربار بزرگ شده‌اند (فریدون، کیقباد، کیخسرو، سهراب) شاهانی عادل و بادرایت هستند. در عوض کسانی که شاهی از پدر به آن‌ها به ارث رسیده (نوذر، کیکاووس و گشتاسب) بی‌عرضه و کم‌خرد هستند.

📝 شاهنامه دو ویرایش دارد. فردوسی در چهل سالگی و در حدود ۳۷۰ قمری، نظم شاهنامه را شروع می‌کند و چهارده سال بعد (۳۸۴ ق) اولین ویرایش کتاب را به پایان می‌رساند. ویرایش دوم را سال ۴۰۰ قمری تمام کرد، در ۷ جلد و ۶۰هزار بیت. اینکه شاعر گفته «بسی رنج بردم در این سال سی» درباره همین ویرایش دوم است. از روی این تاریخها می‌بینیم که وقتی محمود به سلطنت رسید (۳۸۹ ق) کار فردوسی تمام شده بود و سرودن «شاهنامه» ربطی به این شاه ندارد.

📝 فردوسی بعد از پایان کارش به فکر افتاد کتابش را به نام محمود غزنوی کند. این‌طوری می‌شد از امکانات دربار برای نسخه‌برداری و تکثیر کتاب استفاده کرد. اما «شاهنامه» مورد پسند شاه محمود قرار نگرفت. هم به این خاطر که شاهنامه به اقوام مهاجم شمالی - که اجداد محمود بودند - نگاه مثبتی ندارد؛ هم به خاطر رقابت‌های درباری. فردوسی مورد حمایتِ خواجه حسن میکال (همان «حسنک وزیر» معروف) بود و سیاستمداران رقیب او، به فردوسی هم حمله می‌کردند. آخر سر، محمود دستور داد که برای هر بیت، یک درهم (سکۀ نقره) به فردوسی بدهند، در حالی‌که برای هر بیت خوب یک دینار (سکه طلا) می‌داد. وقتی فردوسی از این بی‌احترامی آزرده شد و هجونامه را سرود، وضع بدتر هم شد.

📝 در آخرین جنگِ «شاهنامه» سردار ایران، کسی است به اسم رستم فرخزاد. او در نامه‌ای که به برادرش می‌نویسد پیشگویی می‌کند که چهارصد سال بعد (یعنی زمان خود فردوسی) ایران سرنوشت بدی پیدا خواهد کرد و کسانی بر ایران مسلط می‌شوند که «زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش». این حرف که در واقع موضع‌گیری خود فردوسی در مورد زمانه‌اش بود، برای فردوسی گران تمام شد. تا حدی که پایان عمرش را در حال فرار از محمود غزنوی گذراند. اما شاهنامه برای ایرانیان، کتاب بسیار مهم و مبارکی از آب درآمد؛ زبانشان را زنده کرد و هویت‌شان را یادآوری. شاهنامه آخرِ آخرش خوش بود.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹یک کتاب سه‌بعدی (اصطلاحاً Pop-up) از داستان‌های شاهنامه (ضحاک) که در آمریکا منتشر شده است (منبع +). چقدر جای چنین آثاری در کشورمان خالی است @ehsanname
🚫 «با خارجی‌ها هرگز صحبت نکن.» تابلویی در پاتریارک پاندزِ مسکو، جایی که در فصل اول «مرشد و مارگریتا» دو شاعر با شیطان بحث می‌کنند. امروز (۱۵ می) سالروز تولد میخاییل بولگاکف است. بولگاکف، پزشک داستان‌نویس ۱۲۸سال پیش در کی‌یف به دنیا آمد تا آثاری همچون «مرشد و مارگریتا»، «برف سیاه»، «دل سگ» و ... را بنویسد @ehsanname
🔵 شهرداری مسکو سال 2014 در پروژه‌ی «1+33» که بخشی از فستیوال بهترین شهر جهان بود، صحنه‌های مرتبط با آثار میخائیل بولگاکف از جمله «مرشد و مارگریتا» و «دل سگ» را به‌صورت هنر خیابانی در سطح شهر اجرا کرد. ببینید.
.