احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 اکران فیلم سینمایی «تالکین» که روایتی است از زندگی خالقِ «ارباب حلقه‌ها» جمعه همین هفته شروع می‌شود. در این فیلم نیکلاس هولت نقشِ تالکین را بازی می‌کند. قرار است در مراسم افتتاحیه این فیلم در لوس‌آنجلس، جورج آرآر مارتین، نویسندۀ «نغمه آتش و یخ» (همان «بازی تاج و تخت») هم شرکت کند. مارتین در یادداشتی نوشته: «آثار تالکین، فانتزی را دوباره معنا کرد و همۀ ما که دنباله‌روی او هستیم، به او بدهکاریم.» @ehsanname
تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب
@ehsanname
در روز اول ماه مبارک رمضان، چند اجرا از غزل مولانا را با هم بشنویم 🔻
ghazal 264
Abdolkarim Soroush
🎧 خوانش غزل مولانا با صدای عبدالکریم سروش و موسیقی پیمان خسروی از آلبوم «رسول آفتاب» @ehsanname
Saz Va Avaz (Molana)
Mohammad Reza Shajarian
🎼 ساز و آواز: غزل مولانا با صدای محمدرضا شجریان و موسیقی پرویز مشکاتیان از آلبوم «سرّ عشق» @ehsanname
Bigharar
Shahram Nazeri
🎼 تصنیف «بی‌قرار»: غزل مولانا با صدای شهرام ناظری و موسیقی محمد جلیل عندلیبی از آلبوم «بی‌قرار» @ehsanname
Rooz o Shab
Bijan Bijani
🎼 تصنیف «روز و شب»: غزل مولانا با صدای بیژن بیژنی و موسیقی اسماعیل واثقی از آلبوم «آفتاب خوبان» @ehsanname
Rooz o Shab
Salar Aghili
🎼 تصنیف «روز و شب»: غزل مولانا با صدای سالار عقیلی و موسیقی جاوید افسری‌راد از آلبوم «در رد پای رومی» @ehsanname
🔍در نمایشگاه کتاب دنبال چه چیزی می‌گشتند؟
@ehsanname
امسال سایت رسمی نمایشگاه کتاب (book32.ir) امکان جستجو برای یافتن کتاب یا ناشر مورد نظر داشت و حالا گزارشی از این جستجوها ارایه شده که معلوم شود مخاطبان نمایشگاه، دقیقاً دنبال چه چیزهایی می‌گشتند. آمار و ارقامی که می‌تواند سلیقۀ عمومی کتابخوان‌های را تا حدودی مشخص کند. اعداد زیر طبق گزارش ایبنا است و چند مورد را هم از روی توئیت‌های عادل طالبی، معاون اطلاع‌رسانی نمایشگاه کتاب اضافه کرده‌ام.

📚بیشترین جستجوی کتاب
از بین ۱۵۳هزار و ۱۵۱ عبارت جستجو شده: رتبه‌های اول عبارتند از ۱-ملت عشق (الیف شافاک)، ۲-انسان خردمند (یووال نوح هراری)، ۳-خودت باش دختر (ریچل هالیس)، ۴-من سر قولم هستم» (امیرعلی ق)، ۵-دنیای سوفی (یوستین گوردر)، ۶-کیمیاگر (پائولو کوئیلو)، ۷-اکنون (فاضل نظری)، ۸-جزء از کل (استیو تولتز)، ۸-شدن (میشل اوباما) و ۱۰-وقتی نیچه گریست (اروین یالوم)

📂بیشترین جستجوی ناشر
از بین ۱۱۷هزار و ۴۲۱ عبارت جستجو شده: ۱۰ رتبه اول به ترتیب عبارتند از چشمه، جنگل، قطره (که البته در نمایشگاه حضور نداشت)، افق، ققنوس، نگاه، نیلوفر، سوره مهر، نی و هرمس. رتبه‌های ۱۱ تا ۲۹ هم این ناشران هستند: خوارزمی، کوله پشتی، گاج، مرکز، نیماژ، نشر‌ نو، سمت، پرتقال، آموت، هوپا، ارجمند، ماهی، سخن، پارسه، ثالث، امیرکبیر، مدرسان شریف، معارف و میلکان.

✍️بیشترین جستجوی نام پدید آور (مؤلف، نویسنده و مترجم)
از بین ۵۰هزار و ۴۲۹ عبارت جستجو شده: ۹ رتبه اول عبارتند از ۱-فاضل نظری ۲-سیمین دانشور ۳-هوشنگ ابتهاج ۴-صادق هدایت ۵-نادر ابراهیمی ۶-محمود دولت‌آبادی ۷-کریم زمانی ۸-برایان تریسی و ۸-میشل اوباما. نام رضا امیرخانی رتبه ۱۳م جستجوها را دارد (+) و الیف شافاک ۱۵م است. (+)

📌بیشترین جستجوی موضوع
از بین ۱۸هزار و ۳۱۶ عبارت جستجو شده: بیشترین موضوعات عبارتند از ۱-رمان ۲-روانشناسی ۳-شعر ۴-حقوق، ۵-پزشکی، ۶-موسیقی، ۷-بورس، ۸-عاشقانه، ۹-معماری و ۱۰-فلسفه. هنر رتبه ۱۳م جستجوها را دارد (+) و بازاریابی ۱۴مین عبارت جستجو شده است. (+)
@ehsanname
🖥 علاوه بر جستجوی اینترنتی، غرفه‌های اطلاع‌رسانی هم در نمایشگاه مستفر بود که آمار مراجعه به آنها هم از قرار زیر است:
🔹 بیشترین جستجوی کتاب (از میان ۱۳۴هزار و ۳۱۹ مورد): ملت عشق، انسان خردمند، خودت باش دختر، بنویس تا اتفاق بیفتد (هنریت کلاوسر)، جزء از کل، اثر مرکب (دارن هاردی)، توحید مفضل، بیشعوری (خاویر کرمنت)، کیمیاگر، نخل و نارنج (وحید یامین‌پور)، اکنون، عقاید یک دلقک (هاینریش بل)، دنیای سوفی، شازده کوچولو (آنتوان دو سنت اگزوپری)، چهار اثر، قرآن، تئوری انتخاب، صد سال تنهایی (گابریل گارسیا مارکز)، راز (راندا برن)، قلعه حیوانات (جورج اورول) و کوری (ژوزه ساراماگو).
🔸بیشترین جستجوی ناشر (از میان ۱۶۷هزار و ۳۴۲ مورد) به ترتیب: ماهی، افق، چشمه، هوپا، پرتقال، گاج، جنگل، سمت، نگاه، ققنوس، ورجاوند، هرمس، ارجمند، معارف، میزان، سوره مهر، سخن، نی، قدیانی، نیلوفر، کاظمی، مرکز، رشد، خیلی سبز، نیماژ، ویدا، مهر و ماه، رهنما، نشر نو، آموت، ثالث و دانشگاه تهران.
🔺مهدی توسلی (با نام مستعار «مهدی آفریده») یک مهاجر افغانستانی است که در مشهد کارگر ساختمانی است ولی در لندن کتاب چاپ می‌کند. او نویسندۀ داستان «روز وابستگی» (Dependence Day) است، رمانی که به رقابت‌های دو رقیب انتخاباتی خیالی در آمریکا و تأثیر جنگ‌های مداوم آمریکا در خاورمیانه بر آن می‌پردازد. مصاحبه با روزنامه‌های قدس و شهرآرا، گزارش یورونیوز و لینک فروش کتاب او در آمازون هر کدام بخش‌هایی از زندگی و موفقیت غیرمنتظرۀ مهدی توسلی را روایت می‌کنند @ehsanname
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸نهمین گزارش احسان رضایی از نمایشگاه کتاب سی و دوم، ویژه‌برنامه «کتاب۴» - گفتگو با فرهاد حسن‌زاده، هوشنگ مرادی کرمانی و محمدرضا شرفی خبوشان @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸دهمین گزارش احسان رضایی از نمایشگاه کتاب سی و دوم، ویژه‌برنامه «کتاب۴» - بازدید از نشرهای مختلف و معرفی کتاب @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸آخرین گزارش احسان رضایی از نمایشگاه کتاب سی و دوم، ویژه‌برنامه «کتاب۴» - حواشی نمایشگاه، گفتگو با مدیرعامل خانه کتاب و رامبد خانلری @ehsanname
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📊یک کم آمار: اوضاع کتاب در سال ۹۷
@ehsanname
گزارش تفصیلی که ایبنا از آمارهای نشر در سال گذشته منتشر کرده، نشان می‌دهد که تعداد عناوین کتاب‌ها کمی زیاد شده، تیراژها اما پایین آمده، قیمت‌ها اضافه شده و کمک‌درسی‌ها و کتاب‌های کودک نیمی از بازار کتاب را در اختیار خود دارند. عددهای مهم این گزارش را بخوانید:

🔹کل کتاب‌­های منتشرشده در سال ۱۳۹۷، شامل بر ۱۰۰هزار و ۹۲۷ عنوان بود.

🔸با اینکه تعداد کل کتاب‌های ۹۷ سه درصد بیشتر از پیارسال (با ۹۹.۶۰۴ عنوان) بود، اما افزایش قیمت کاغذ باعث کاهش قابل توجه ۵میلیونی مجموع شمارگان کتاب­‌ها شد. یعنی تیراژ ۱۴۴.۶۳۶.۵۰۴ نسخه‌ای کتاب‌های ۹۶ به ۱۳۹.۳۹۳.۹۷۴ نسخه در سال ۹۷ رسید، یعنی کاهش ۶/۳ درصدی. از این شمارگان کل، دو حوزه کمک درسی و آموزشی با ۲۷٪ و کودک و نوجوان با ۲۲٪ به تنهایی حدود نصف (۴۸٪) مجموع کتاب­‌های کشور را تشکیل دادند.

🔹 در سال ۹۷، فقط ۳۸٪ کتاب‌ها چاپ مجدد بودند. یعنی ۶۱.۳۵۰ عنوان چاپ اولی داشتیم و ناشرها برای تجدید چاپ ۳۹.۵۷۷ عنوان کتاب از سال‌های قبلی هزینه کردند. فقط در دو حوزه کمک آموزشی و کودک و نوجوان، تعداد تجدید چاپی‌ها از چاپِ یک بیشتر است.

🔸این کتاب‌ها را ۵.۵۰۷ ناشر منتشر کردند که از این تعداد، ۴.۵۴۲ ناشر (۸۲٪) «حقوقی» (دارای پروانه نشر) و ۹۶۵ ناشر (۱۸٪) «حقیقی» (ناشر مؤلف، سازمان‌ها و نهادها) بودند.

🔹ارزش ریالی مجموع قیمت پشت جلد کتاب‌های ۹۷، حدود ۳۷هزار میلیارد ریال بود که ۴۰٪ آن به حوزه کتاب‌های کمک‌درسی و آموزشی اختصاص داشت.

🔸میانگین قیمت هر جلد کتاب در سال ۹۷، مبلغ ۲۲هزار و ۶۰۰ تومان بود که در مقایسه با ۱۷هزار و ۶۰۰ تومانِ سال پیش از آن، ۲۸٪ افزایش داشت. (تقریباً همان میزان افزایش فروشی که در مورد نمایشگاه کتاب امسال مطرح می‌شود.)

🔹میانگین تیراژ کتاب­‌ها در سال ۹۷، طبق روال این سال­‌ها باز هم کاهش یافت و به ۱۴۰۱ نسخه برای هر کتاب رسید. برای مقایسه متوسط تیراژ سال ۹۶ تعداد ۱۴۶۷ نسخه برای هر عنوان بود.
پارسال یک‌سوم (۳۱٪) کتاب­‌ها تیراژی کمتر از ۱۰۰۰ نسخه داشتند که نصف آنها تیراژشان ۵۰۰ نسخه‌­ای بود.

🔸 سه‌چهارم (۷۵٪) کتاب‌­های سال پیش تألیفی و ۲۵٪ هم ترجمه بود. بیشترین مقدار تألیف (۲۵٪ کل تألیفی‌ها) متعلق به رده کمک‌درسی و بعد ادبیات (۲۳٪) بود، بیشترین میزان ترجمه (۲۷٪ کل ترجمه‌ها) در حوزه کودک و نوجوان و سپس ادبیات (۲۱٪) بود.
@ehsanname
🔺دو جملۀ یادگاری از دو شبِ دیوانه‌وار فوتبال: محمد صلاح، غایب دیدار لیورپول-بارسلونا برای تماشای بازی یارانش که با ۴ گل نتیجۀ ۳-۰ دیدار رفت را برگرداندند، تی‌شرتی به تن داشت با این نوشته: «هرگز تسلیم نشو» و لوکاس مورا، زنندۀ هر ۳ گل تاتنهام بعد از دریافت دو گل از آژاکس، در اینستاگرامش این جمله از انجیل لوقا را یادآوری کرد: «برای خدا هیچ امری محال نیست» @ehsanname
🎼 صداها
@ehsanname
احسان رضایی : گفته است آن شاعر «تنها صداست که می‌ماند» و به گمانم پر بیراه هم نگفته است. صوت و صدا کیفیتی دارد که در تصویر و صورت نیست. ساختار مغز آدمیزاد که همه چیز را با تصویرها آرشیو می‌کند و به یاد می‌سپارد باعث می‌شود تا دیدن، بیننده را محدود کند. همه چیز همان است که دیده‌ایم. دیگر رازی در کار نیست. یا اگر هم در کار باشد، چشم ما را به این گمان می‌اندازد که همه چیز را دیده و بنابراین فهمیده است. برای همین است که نقاش‌ها و گرافیست‌ها و خوشنویس‌ها مدام در کارشان سعی می‌کنند تا آشنایی تصاویر را به هم بزنند و به ما بگویند که دوباره نگاه کن و بیشتر ببین. صوت و صدا اما این طور نیست. صدا انگار چیزی را از عمد حذف کرده باشد. در وقت شنیدن صدا، ذهن ما آن تصویرهای آشنای همیشگی را دیگر در دسترس ندارد و هر شنونده‌ای بسته به تجربه و سابقه و ذوق و معرفت و زیبایی‌شناسی خودش تصوراتی خواهد داشت. تصوراتی که هر بار هم لزوماً یکی و یکسان نخواهد بود. شما هر بار که یک فیلم را می‌بینی همان تصاویر را می‌بینی و فوقش جزئیات بیشتری از ریزه‌کاری‌های تصویر را درک می‌کنی، اما با هر بار تکرار در شنیدن یک آواز، ذهن خودش تصویری می‌سازد. اینجوری است که خیلی وقتها تصویر حواس را از معنای اصلی دور می‌کند و بزرگترها به ما هشدار می‌دهند که «انظر الی ما قال» به گوینده نگاه نکن، اصل حرف را بچسب. اما اگر همان حرف را به شکل فایل صوتی بشنویم، صدا تمرکز را بیشتر روی محتوا نگه می‌دارد. صدا و تصویر، ماهیتی متفاوت دارند. انگار که صدا از آسمان آمده باشد و تصویر از زمین. یکی هل می‌دهد به سمت عالم پایین و حواس را پرت می‌کند، یکی می‌گوید همه چیز همین‌هایی که می‌بینی نیست و «چشم دل باز کن». بی‌دلیل نیست که هنوز هم با رواج این همه تصاویر رنگارنگ و انواع نمایشگرهای بزرگ و کوچک، هنوز هم خوش‌صدایی، ارزش خودش را از دست نداده و همه‌مان مجموعه‌هایی از فایل‌های صوتی محبوبمان را داریم؛ دقت کرده باشید در اصطلاح رایج برای لوازم دیجیتال «صوتی» را مقدم بر «تصویری» می‌گوییم؛ یا اینکه برای جلب توجه دیگران، آنها را صدا می‌کنیم؛ و همه‌مان با مفهوم این بیت ارتباط برقرار می‌کنیم: «دل به امید صدایی که مگر در تو رسد/ ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد». این که رمضان را با آواهایش به خاطر می‌آوریم هم شاید به همین دلیل‌ها باشد. رمضان ماهی است که قرار است توجه ما را از عالم محسوسات بگیرد و یادمان بیاندازد که آن بالا بالاها هم خبرهایی هست. برای این کار چه ابزاری بهتر از صدا؟ این ماه، ماه صداهاست. آوای قرآن و اذان و تواشیح و سخنرانی‌ها، همه مال همین ماه است. نوستالژی این ماه تصویری نیست، بلکه صوتی است و در این حکمتی است. این صداها قرار است توجه ما را از دور وبرمان بگیرند. اینها که نباشند، «ربنا»ی شجریان و آن تواشیح ظاهراً مصری «اسماء الحسنی» و اذان بیات ترک مرحوم مؤذن‌زاده که نباشد، انگار کن که رمضان چیزی کم دارد و افطار دیگر به دل آدم نمی‌چسبد. چون که این صداها مال این دنیا نیستند. لذت روزه‌داری و فضای معنوی این ماه با صداهای رمضانی تکمیل می‌شود و می‌شود همان که خواجه شیراز گفت: «ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند/ فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست».

📌از روزنامه «ایران» (۱۹ اردیبهشت) صفحه ۹
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
🔺طرحی از مجتبی حیدرپناه. از او تصویرسازی مجموعه داستان‌های «بچه‌محل نقاش‌ها» به قلم محمدرضا مرزوقی (نشر هوپا) را دیده‌ایم @ehsanname
🔹امضای مخصوص آقای صندوقی
@ehsanname
✍️احسان رضایی: قبل از نمایشگاه کتاب بود که مستندی دربارۀ طراح جلد معروف روزگار ما، زنده‌یاد صادق صندوقی رونمایی و اکران شد. رونمایی این مستند «عامه‌پسند» هم مثل باقی اخبار فرهنگی زیر موج نمایشگاه قرار گرفت و درست دیده نشد. این است که اجازه بدهید الان در مورد آقای صندوقی و طرح جلدهای حیرت‌انگیزش گپ بزنیم. مرحوم صادق صندوقی امضای خاصی داشت، مربعی که با نوشتن فامیلش می‌ساخت، اینطوری که آن خط مایل صاد را تا پایین می‌آورد، ی آخر اسمش را هم می‌کشید و آن پایین یک زاویه قائمه می‌ساخت که برمی‌گشت و می‌آمد با خطی که از صاد آمده بود، می‌شد امضایش. این امضا را ما روی جلد کتابهای مختلف و چند تا از نقاشی‌های کتاب فارسی کلاس سوم دبستان دیده بودیم و می‌شناختیم. نقاشی‌های واقعگرا و پر از رنگ و حرکتی که همیشه چندتا صحنۀ مختلف از یک داستان را کنار هم جا می‌داد و با همان فریم‌های مختلف می‌شد خلاصۀ داستان را حدس زد. صندوقی طرح جلدهای بسیار فراوانی داشت. از کتابهای مذهبی و تاریخی تا رمان‌های خارجی همه جور کاری در کارنامه داشت، بخصوص یک نقاشی‌اش از چهرۀ امیرکبیر آن قدر معروف شده که حالا به عنوان چهرۀ واقعی امیرکبیر شناخته می‌شود. اما شاید خاطره‌انگیزترین طرح جلدهای او برای نسل ما آنهایی باشد در دهه ۱۳۶۰ برای آثار ژول ورن (عمدتاً در انتشارات سپیده) زد. یکی از دلایلی که نسل ما ژول ورن خوان شد، اصلاً همین طرح جلدها بود.
آشنایی خود من با ژول ورن اینطوری بود که چون توی مدرسه زیاد شیطنت می‌کردم و با بغل دستی و پشت سری و جلویی حرف می‌زدم، مدام پدر و مادرم را می‌خواستند و می‌گفتند این پسر خودش درسش خوب است، اما شلوغ می‌کند و نمی‌گذارد بقیه بچه‌ها درس را بفهمند. می‌گفتند نصیحتش کنید. پدرم هم دعوایم می‌کرد، تشر می‌زد، توصیه می‌کرد، شعر می‌خواند، جریمه می‌کرد ... که هیچ کدام افاقه نکرد، تا اینکه یک بار در جواب من که گفتم وقتی درس را می‌فهمم دیگر حوصله‌ام از تکرار مداوم معلم سر می‌رود، جواب داد «خب کتابت را بردار سر کلاس بخوان». همین شد ایدۀ اینکه سر کلاس‌ها با خودم کتاب ببرم و بخوانم. اینجوری هم پسر سربه‌راهی شده بودم و نمره انضباطهایم بیست می‌شد، هم لذت خواندن فراهم بود. کتاب را توی جامیزی می‌گذاشتم و می‌خواندم و فقط باید حواسم می‌بود که در فواصلی که معلم از کنار میزمان رد می‌شد سرم را بیاورم بالا و کتاب را بدهم داخل. شاید معلم‌ها هم می‌فهمیدند ولی به روی خودشان نمی‌آوردند. نمی‌دانم. هرچه بود در همین ایام کتابخوانی یواشکی بود که چون کتابهای خودم تمام شد، رفقای همکلاسی به کمکم آمدند و برایم کتابهای جدیدی که خوانده بودند را می‌آوردند تا همانجا توی کلاس بخوانم و پسشان بدهم، ... و در همین رد و بدل کردن‌ها بود که با ژول ورن‌های آقای صندوقی آشنا شدم. اسم کتاب بود: «ناخدای پانزده ساله». روی نوار بالای جلد زده بود: «داستانی از ژول ورن» و شماره ۵ هم داشت که یعنی کلی داستان دیگر هم دارد این آدم و روی جلدش هم یک نوجوان با موی زرد پشت سکان یک کشتی بود که باد موهایش را زده بود یک طرف و پشت سرش چند نفر روی عرشه نگران صحنه‌ای بودند که یک نهنگ، با دمش قایقی را داشت غرق می‌کرد. این، اولین ژول ورنی بود که خواندم.
بعد همین‌طور ژول ورن های بعدی بود که باید دوره را کامل می‌کردیم و گمانم تا شماره ۲۶ هم رفتم. طوری که الان می‌دانم هر کدام از ژول ورن‌ها را در چه سال تحصیلی و کدام ثلث خواندم یا همزمان با هر کدام چه اتفاقاتی افتاد. مثلاً ماجرای «میشل استروگف» با اتفاق نیمۀ خرداد ۶۸ همزمان شد. هنوز یادم هست. صبح که از خواب بیدار شده بودم، توی رختخواب داشتم ژول ورن می‌خواندم با نقاشی روی جلدی که در آن یک افسر با اسب سیاهش داشت دنبال مردی ایلیاتی سوار بر اسب سفید می‎کرد و شمشیرش را هم درآورده بود و حرکت شمشیرش روی هوا خطی انداخته بود و باقی جزئیاتی که خاص آقای صندوقی بود. البته آن موقع نقاشی جلد کتاب پیدا نبود، چون با روزنامه جلدش کرده بودم و به عادت همیشگی زیر کتابهای درسی استتار شده بود تا بزرگترها نبینند و نگویند که موقع امتحان چه وقت داستان خواندن است؟ شاید هم می‌دانستند و از قصد به رویم نمی‌آوردند تا ترس لو رفتن و در نتیجه حرص کتاب خواندنم کم نشود. نمی‌دانم. هرچه بود به وسطهای کتاب رسیده بودم و استروگف وسط دشتی خشک و سرد گیر افتاده بوده که خودم شک کردم چرا نمی‌آیند صدایم کنند و بگویند دیر می‌شود؟ پا شدم از اتاق رفتم توی آشپزخانه. رادیوی توی آشپزخانه داشت خبر را می‌گفت و همه هم همانجا بودند. هیچ‌کس هیچ‌چیزی نمی‌گفت و فقط صدای رادیو می‌آمد. آن سال نظم زندگی به هم خورد، امتحان‌ها رفتند برای چهل روز بعد، من هم کلی کتاب دیگر از ژول ورن و صادق صندوقی خواندم. اما دیگر «میشل استروگف» را تمام نکردم.

📌از روزنامه «اعتماد» (۱۹ اردیبهشت) صفحه ۸
شمشیر و جغرافیا
محمدکاظم کاظمی
شمشیر و جغرافیا، شعر و صدای محمدکاظم کاظمی
@qadahha