🔹اغلب خبرها و تحلیلهای امروز دربارۀ ونزوئلا و اتفاقات سیاسی آن است. اما ما چقدر دربارۀ این کشور میدانیم؟ جستجو در سایت خانه کتاب نشان میدهد فقط ۱۹ عنوان کتاب با موضوع ونزوئلا داریم که ۱۳تایشان چاپ اول است. تنها اثر ادبی در این فهرست، رمان «دونیا باربارا» است. این رمان که در ادبیات آمریکای لاتین شهرت فراوانی دارد، نوشتۀ رومولو گایهگوس است که سال ۱۹۴۸ به ریاستجمهوری ونزوئلا رسید، اما یک سال نشده با کودتای نظامی برکنار شد @ehsanname
🔸طاها صفری، مترجم نوشته برای گرفتن مجوز چاپ در قطع جدیدی از کتاب «نوبت من» زندگینامه یوهان کرایف (که دو سال پیش مجوز گرفته و چهار نوبت تجدید چاپ شده) اقدام کردهاند و حدود ۱۰صفحه از کتاب ممیزی خورده. در نتیجه، حالا هم مجوز چاپ نسخهای از کتاب (در قطع قبلی) را داریم با آن ۱۰صفحه، هم مجوز نسخهای بدون این صفحات. معلوم نیست بالاخره این ۱۰ صفحه ایراد دارند، یا نه؟! @ehsanname
📊 دلایل کتاب نخواندن کاربرهای توئیتر در نظرسنجی وزیر ارتباطات، به ترتیب: پول/ وقت/ علاقه ندارم. ۳۱درصد هم گفتهاند کتاب میخوانند @ehsanname
📚اختتامیۀ اولین دورۀ جایزۀ رمان گمانهزن نوفه برگزار شد و رمان «ما و را: سلسله جنایات بین کهکشانی» (محمدرضا ایدرم) به عنوان برگزیده و رمانهای «بیتابوت» (لاله زارع)، «خدمات دستگاه هیولاساز دمشقی» (بهزاد قدیمی)، «سورمهسرا» (رامبد خانلری) و «کاج زدگی» (ضحی کاظمی) به عنوان تقدیریهای اولین جایزۀ نوفه معرفی شدند @ehsanname
احساننامه
📊 دلایل کتاب نخواندن کاربرهای توئیتر در نظرسنجی وزیر ارتباطات، به ترتیب: پول/ وقت/ علاقه ندارم. ۳۱درصد هم گفتهاند کتاب میخوانند @ehsanname
📸 ۲۵درصد توئیتریها گفتهاند وقت ندارند کتاب بخوانند. خب حق هم دارند؛ شبکههای اجتماعی حسابی وقتگیر هستند. تصویر بالا (که استنلی کوبریک در جوانی گرفته) برای متروی نیویورک در ۱۹۴۶ است و پایینی برای متروی سئول در سال ۲۰۱۵ @ehsanname
📚چرا باید کلاسیکها را خواند؟
@ehsanname
حتماً شما هم به کسانی برخوردهاید که میگویند سعدی قدیمی است!، شعرهای حافظ به چه درد امروز میخورد؟، ما که مثل شخصیتهای «شاهنامه» گرز و شمشیر دست نمیگیریم!، اصلا آثار مربوط به چند قرن پیش را بخوانیم که چی بشود؟ و ... این مشکلی است که برایان مورتون، یک استاد نویسندگی خلاق در آمریکا هم داشته و در موردش یک مقاله نوشته:
📌 http://nyti.ms/2HbGkb8
در این متن میخوانیم که استاد به دانشجویش رمانی از ادیت وارتون (۱۸۶۲-۱۹۳۷) بانوی نویسندۀ آمریکایی (که از او رمانهای «عصر بیگناهی»، «ایتان فروم» و «تابستان» به فارسی ترجمه شده). میدهد و او بعد از چند صفحه، رمان را به درد نخور ارزیابی میکند.
برایان مورتون دربارۀ ایراد کار آن دانشجو مینویسد: «این فقط مشکل تو نبود، بلکه یک سوء تفاهم عمومی است. به نظر میرسد که ما یک کتاب قدیمی را به عنوان ماشین زمانی تصور میکنیم که نویسنده به ما داده. کتاب را میخریم، آن را به خانه میبریم و نویسنده را میبینیم که درخواست پذیرش در شرکت ما را داده است. اگر بفهمیم که دیدگاه نویسندگان قوم گرایانه یا جنسیتی یا نژادپرستانه [یا به هر حال خلاف نظرات مورد پذیرش ما] است، درخواست را رد میکنیم و ما ورود او را به حال حاضر مانع میکنیم
فکر میکنم بهتر است همۀ ما خوانندگان متوجه باشیم که این نویسنده نیست که مسافر زمان است؛ بلکه این در مورد خواننده است. وقتی ما رمان قدیمی را انتخاب میکنیم، رماننویس را به دنیای خودمان نمیآوریم تا تصمیم بگیریم که آیا او به قدر کافی خوب است که به اینجا تعلق داشته باشد؛ بلکه ما در حال سفر به دنیای رماننویس هستیم و دنیای او را میبینیم.
این چشمانداز متفاوت، فهم اینکه دقیقاً چه کسی مسافرت میکند، احتمالاً منجر به نوع دیگری از تجربه خواندن میشود.»
در واقع ما با سفر به دنیایی متفاوت از جهان امروز، با ذهنهای زیبایی آشنا میشویم که در همان زمان خودشان متفاوت فکر میکردند. آنها کسانی هستند که باعث تغییر در دنیای دیروز و تبدیل آن به چیزی که امروز هستیم شدهاند. اهمیت خواندن متون کهن، علاوه بر لذت ادبیات، در همین نکته است.
@ehsanname
حتماً شما هم به کسانی برخوردهاید که میگویند سعدی قدیمی است!، شعرهای حافظ به چه درد امروز میخورد؟، ما که مثل شخصیتهای «شاهنامه» گرز و شمشیر دست نمیگیریم!، اصلا آثار مربوط به چند قرن پیش را بخوانیم که چی بشود؟ و ... این مشکلی است که برایان مورتون، یک استاد نویسندگی خلاق در آمریکا هم داشته و در موردش یک مقاله نوشته:
📌 http://nyti.ms/2HbGkb8
در این متن میخوانیم که استاد به دانشجویش رمانی از ادیت وارتون (۱۸۶۲-۱۹۳۷) بانوی نویسندۀ آمریکایی (که از او رمانهای «عصر بیگناهی»، «ایتان فروم» و «تابستان» به فارسی ترجمه شده). میدهد و او بعد از چند صفحه، رمان را به درد نخور ارزیابی میکند.
برایان مورتون دربارۀ ایراد کار آن دانشجو مینویسد: «این فقط مشکل تو نبود، بلکه یک سوء تفاهم عمومی است. به نظر میرسد که ما یک کتاب قدیمی را به عنوان ماشین زمانی تصور میکنیم که نویسنده به ما داده. کتاب را میخریم، آن را به خانه میبریم و نویسنده را میبینیم که درخواست پذیرش در شرکت ما را داده است. اگر بفهمیم که دیدگاه نویسندگان قوم گرایانه یا جنسیتی یا نژادپرستانه [یا به هر حال خلاف نظرات مورد پذیرش ما] است، درخواست را رد میکنیم و ما ورود او را به حال حاضر مانع میکنیم
فکر میکنم بهتر است همۀ ما خوانندگان متوجه باشیم که این نویسنده نیست که مسافر زمان است؛ بلکه این در مورد خواننده است. وقتی ما رمان قدیمی را انتخاب میکنیم، رماننویس را به دنیای خودمان نمیآوریم تا تصمیم بگیریم که آیا او به قدر کافی خوب است که به اینجا تعلق داشته باشد؛ بلکه ما در حال سفر به دنیای رماننویس هستیم و دنیای او را میبینیم.
این چشمانداز متفاوت، فهم اینکه دقیقاً چه کسی مسافرت میکند، احتمالاً منجر به نوع دیگری از تجربه خواندن میشود.»
در واقع ما با سفر به دنیایی متفاوت از جهان امروز، با ذهنهای زیبایی آشنا میشویم که در همان زمان خودشان متفاوت فکر میکردند. آنها کسانی هستند که باعث تغییر در دنیای دیروز و تبدیل آن به چیزی که امروز هستیم شدهاند. اهمیت خواندن متون کهن، علاوه بر لذت ادبیات، در همین نکته است.
🔹اگر از دوستداران «شاهنامه» هستید، حتماً راهنمای سریع برای خواندن به کارتان میآید. این دوتا خلاصه با جداول گرافیکیشان را ببینید:
✍️نوشتۀ جلال افشار (از مجله «دانستنیها» اسفند ۱۳۹۲)
http://twitter.com/jalalafshar/status/1089263345356689409
✍️نوشتۀ احسان رضایی (از «همشهری جوان» اردیبهشت ۱۳۹۰)
https://t.me/ehsanname/1680
✍️نوشتۀ جلال افشار (از مجله «دانستنیها» اسفند ۱۳۹۲)
http://twitter.com/jalalafshar/status/1089263345356689409
✍️نوشتۀ احسان رضایی (از «همشهری جوان» اردیبهشت ۱۳۹۰)
https://t.me/ehsanname/1680
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 چرا شاهنامه برای ما مهم است؟ پاسخ استاد مجتبی مینوی را در بخشی از مستند «فردوسی و مردم» (حسین ترابی) ببینید. مینوی، یکی از مهمترین اساتید ادبیات معاصر در ۷ بهمن ۱۳۵۵ درگذشت @ehsanname
📊مقایسۀ وضعیت کتاب و شبکههای اجتماعی در بین ایرانیان. اطلاعات از طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار سال۹۶، اینفوگرافی از ایرنا @ehsanname
🔹استاد قباد شیوا ۷۸ساله شد. این گرافیست برجسته در زمینۀ طراحی جلد کتاب هم سابقۀ فراوانی دارد. دو طرح جلد از او برای نوبتهای چاپ متفاوتِ یک کتاب، «چنین کنند بزرگان» نجف دریابندری را ببینید @ehsanname
🔹وقتی از پایین آمدن تیراژ کتاب و سرانه مطالعه حرف میزنیم، یادمان باشد که بخشی از تولیدات نشر ما هم چنین کتابسازیهای کاسبکارانهای است. آثاری که باعث شلوغ شدن پیشخوان نشر و کمتر دیده شدن کتابهای خوب و خواندنی هستند @ehsanname
❗️از فردوسی چه میدانید؟ کارمند شرکت نفت بوده! نمونه جوابهای دانشجویان در امتحان درس ادبیات فارسی (منبع: +) @ehsanname
🎬فیلم های اقتباسی جشنواره امسال: در جشنواره فجر ۳۷م دو اثر اقتباسی داریم. فیلم «۲۳نفر» مهدی جعفری اقتباسی است از خاطرات احمد یوسفزاده در کتاب «آن بیست و سه نفر» (و با نگاهی به کتاب «ملاصالح» نوشته رضیه غبیشی). فيلم «تیغ و ترمه» كيومرث پوراحمد هم برداشتی است از رمان «کی از این چرخ فلک پیاده میشوم؟» نوشته گلرنگ رنجبر @ehsanname
احساننامه
📖 اگر از آنهایی هستید که به کیفیت ترجمۀ رمان و داستان اهمیت میدهید، فهرست نامزدهای سومین جایزۀ ابوالحسن نجفی به کارتان میآید. جایزه نجفی با هدف انتخاب بهترین ترجمۀ داستانیِ سال برگزار میشود و اعتبارش را از داوران برجستهاش (موسی اسوار، مهستی بحرینی، منوچهر…
📸 تصویر روز: احمد اخوت، مترجم پرسابقه برای ترجمۀ «اسبها و آدمها» ویلیام فاکنر سومین جایزۀ ابوالحسن نجفی را دریافت کرد. دیگر برگزیدۀ این جایزه، زینب یونسی برای ترجمۀ «زلیخا» نوشتۀ گوزل یاخینا بود @ehsanname
bit.ly/2Wxve3Q
🔹مرتضی روحانی (مدیر انتشارات ترجمان): بچهها سلام یادتان هست هفته پیش کاغذ بندی ۳۶۰هزار تومان بود؟ حالا به قیمت جدید سلام کنید. ناقابل بندی ۴۱۲هزار تومان در سایت که در بازار تا ۴۲۰ معامله میشود. واقعا مچکریم!
🔸پریا آقایی (مدیر نشر بهنگار): کاغذ داره میرسه به بندی ۴۰۰ هزار تومان. یعنی ۴ برابر همین چند ماه پیش. بعد ناشر کتاب ۱۰۰ صفحهای رو به جای ۱۰ تومان میتونه ۴۰ تومان بفروشه؟ کی میتونه بخره دیگه با این وضع؟
🔹سمیرا رستگارپور (مدیر، کتابهای زرافه-واحد کودک انتشارات سیمای شرق): قیمت کاغذ برای یه کتابی که میخواستیم چاپ کنیم در تاريخ ۲۵ اردیبهشت میشده ۱.۶۵۰.۰۰۰، در ۸ دی میشده ۶.۱۳۰.۰۰۰ و امروز ۹ بهمن شده ۱۰.۲۰۰.۰۰۰ بماند که پول کپیرایت داده بودیم و این وسطها یه ناشر سرشناس بدون کپیرایت چاپش کرده. خب چه قیمتی باید روی کتاب بذاریم آخه؟ من دیگه حرفی ندارم جداً.
🔸امیلی امرایی (مترجم و منتقد): ۳ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۱۹۰۰۰ تومان/ ۷ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۲۵۰۰۰ تومان
دیگه باید کتابها رو بدون جلد چاپ کنند.
🔹طاها صفری (مدیر نشر گلگشت): جالبه بدونین که قیمت بینالمللی کاغذ نهایتاً بندی ۲۰ دلاره و حتی با دلار ۱۲ هزار تومن امروز میشه ۲۴۰ هزار تومن. این بازی قیمت فقط زورگویی واردکنندههاست که سهمیه ناشرین رو انتقال بدن به صنف خودشون.
🔺نفیسه مرشدزاده (مدیر نشر اطراف): ما به شکل انتحاری داریم همهی کتابهایی که آماده کرده بودیم برای نمایشگاه چاپ میکنیم ولی قرارداد تازه دیگه نمیبندیم که مدیون کسی نباشیم و بشود تمامش کرد. دیوانگی هم بالاخره یک حدی دارد.
🔸محمد کشوری (سردبیر ماهنامه «طیف برق» که بعد از ۱۲سال در ۹۷ دیگر منتشر نشد): انگار یکی نشسته، هی قیمت کاغذ رو میبره بالا و به بازار یه نگاه میکنه و زیر لب میگه:
بابا شما ناشرها، مجلهها و روزنامهها چرا نمیمیرید؟ بمیرید دیگه! اَه!
@ehsanname
📚 نتیجه اخلاقی: تا میتوانید کتاب بخرید، اولویت با چاپهای ۹۶ به قبل است.
🔹مرتضی روحانی (مدیر انتشارات ترجمان): بچهها سلام یادتان هست هفته پیش کاغذ بندی ۳۶۰هزار تومان بود؟ حالا به قیمت جدید سلام کنید. ناقابل بندی ۴۱۲هزار تومان در سایت که در بازار تا ۴۲۰ معامله میشود. واقعا مچکریم!
🔸پریا آقایی (مدیر نشر بهنگار): کاغذ داره میرسه به بندی ۴۰۰ هزار تومان. یعنی ۴ برابر همین چند ماه پیش. بعد ناشر کتاب ۱۰۰ صفحهای رو به جای ۱۰ تومان میتونه ۴۰ تومان بفروشه؟ کی میتونه بخره دیگه با این وضع؟
🔹سمیرا رستگارپور (مدیر، کتابهای زرافه-واحد کودک انتشارات سیمای شرق): قیمت کاغذ برای یه کتابی که میخواستیم چاپ کنیم در تاريخ ۲۵ اردیبهشت میشده ۱.۶۵۰.۰۰۰، در ۸ دی میشده ۶.۱۳۰.۰۰۰ و امروز ۹ بهمن شده ۱۰.۲۰۰.۰۰۰ بماند که پول کپیرایت داده بودیم و این وسطها یه ناشر سرشناس بدون کپیرایت چاپش کرده. خب چه قیمتی باید روی کتاب بذاریم آخه؟ من دیگه حرفی ندارم جداً.
🔸امیلی امرایی (مترجم و منتقد): ۳ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۱۹۰۰۰ تومان/ ۷ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۲۵۰۰۰ تومان
دیگه باید کتابها رو بدون جلد چاپ کنند.
🔹طاها صفری (مدیر نشر گلگشت): جالبه بدونین که قیمت بینالمللی کاغذ نهایتاً بندی ۲۰ دلاره و حتی با دلار ۱۲ هزار تومن امروز میشه ۲۴۰ هزار تومن. این بازی قیمت فقط زورگویی واردکنندههاست که سهمیه ناشرین رو انتقال بدن به صنف خودشون.
🔺نفیسه مرشدزاده (مدیر نشر اطراف): ما به شکل انتحاری داریم همهی کتابهایی که آماده کرده بودیم برای نمایشگاه چاپ میکنیم ولی قرارداد تازه دیگه نمیبندیم که مدیون کسی نباشیم و بشود تمامش کرد. دیوانگی هم بالاخره یک حدی دارد.
🔸محمد کشوری (سردبیر ماهنامه «طیف برق» که بعد از ۱۲سال در ۹۷ دیگر منتشر نشد): انگار یکی نشسته، هی قیمت کاغذ رو میبره بالا و به بازار یه نگاه میکنه و زیر لب میگه:
بابا شما ناشرها، مجلهها و روزنامهها چرا نمیمیرید؟ بمیرید دیگه! اَه!
@ehsanname
📚 نتیجه اخلاقی: تا میتوانید کتاب بخرید، اولویت با چاپهای ۹۶ به قبل است.
✅در تاریخ ترجمههای #شکسپیر_در_ایران باید از ترجمۀ مینوی هم نام برد. مجتبی مینوی در سالهای ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۸ در لندن زندگی کرد. ظاهراً ترجمهٔ کتاب «وضع دولت و ملت و دربار در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان» باعث سوء ظن دستگاه اختناق رضاشاه و گرفتاری او بود و به جلای وطن منجر شد. مینوی از نخستین گویندگان رادیو بیبیسی فارسی بود، ولی بعداً و در زمان نهضت ملی شدن نفت همکاری خود با بیبیسی را قطع کرد و به تهران بازگشت. در این دوران، مینوی با مجله «روزگار نو» که آرتور جان آربری، مستشرق معروف منتشر میکرد هم همکاری داشت. از جمله مطالب او در این مجله ترجمۀ قطعۀ معروف To be or not to be از نمایشنامه «هملت» شکسپیر است که در شماره ژانویه ۱۹۴۴ (بهمن ۱۳۲۲) «روزگار نو» منتشر شد. این ترجمه، موزون و آهنگین است و در قالبی شبیه به "بحر طویل" انجام شده. شمسالدین ادیب سلطانی در مقدمۀ ترجمه خودش از این قطعه (نشر نی، ۱۳۷۵) میگوید ترجمۀ مینوی «یک گوهر بینظیر در جهان هنر» است و مانند خود اثر شکسپیر «زمانناپذیر».
@ehsanname
✍ویلیام شکسپیر - مجتبی مینوی:
"ببودن یا نبودن؟ بحث در اینست: آیا عقل را شایستهتر اینکه مدام از منجنیق و تیر دوران جفاپیشه ستم بردن، و یا بر روی یک دریا مصائب تیغ آهختن، و از راه خلاف، ایام آنها را سر آوردن؟ بمردن، خواب رفتن، بس؛ و بتوانیم اگر گفتن که با یک خفتنِ تنها همه آلام قلبی و هزاران لطمه و زجر طبیعی را که جسم ما دچارش هست پایان میتوان دادن، چنین انجام را باید به اخلاص آرزو کردن. بمردن؛ خواب رفتن؛ خواب رفتن! یحتمل هم خواب دیدن! ها، همین اشکال کار ماست؛ زیرا، اینکه در آن خواب مرگ و بعد از آن کز چنبر این گیرودار بیبقا فارغ شویم آنگه چه رؤیاها پدید آید، همین باید تامل را برانگیزد: همین پروا بلایا را طویلالعمر میسازد؛ وگرنه، کیست کو تن در دهد در طعن و طنز دهر و آزار ستمگر، وهن اهل کبر و رنج خفت از معشوق و سرگرداندن قانون، تجرّیهای دیوانی و خواریها که دایم مستعدانِ صبور از هر فرومایه همیبینند، اینها جمله در حالی که هر آنی به نوکِ دشنهای عریان حساب خویش را صافی توان کردن؟ کدامین کس بخواهد اینهمه بار گران بردن، عرقریزان و نالان زیر ثقل عمر سر کردن، جز آنکه خوف از چیزی پس از مرگ (آن زمینِ کشف ناکرده که هرگز هیچ سالک از کرانش برنمیگردد) همانا عزم را حیران و خاطر را مردد کرده، ما را برمیانگیزد که در هر آفت و شرّی که میبینیم تاب آورده، بیهوده به دامان بلیّاتی جز از اینها که واقف نیستیم از حال آنها خویشتن را درنیندازیم؟ بدین آیین، شعور و معرفت ما جمله را نامرد میسازد، بدین سان، پوشش اندیشه و سودا صفای صبغۀ اصلیِ همت را به روزردی مبدّل سازد و نیات والا و گرانسنگ از همین پروا ز مجرا منحرف گردیده، از نام عمل محروم میمانند."
bit.ly/2RsRWXp
@ehsanname
✍ویلیام شکسپیر - مجتبی مینوی:
"ببودن یا نبودن؟ بحث در اینست: آیا عقل را شایستهتر اینکه مدام از منجنیق و تیر دوران جفاپیشه ستم بردن، و یا بر روی یک دریا مصائب تیغ آهختن، و از راه خلاف، ایام آنها را سر آوردن؟ بمردن، خواب رفتن، بس؛ و بتوانیم اگر گفتن که با یک خفتنِ تنها همه آلام قلبی و هزاران لطمه و زجر طبیعی را که جسم ما دچارش هست پایان میتوان دادن، چنین انجام را باید به اخلاص آرزو کردن. بمردن؛ خواب رفتن؛ خواب رفتن! یحتمل هم خواب دیدن! ها، همین اشکال کار ماست؛ زیرا، اینکه در آن خواب مرگ و بعد از آن کز چنبر این گیرودار بیبقا فارغ شویم آنگه چه رؤیاها پدید آید، همین باید تامل را برانگیزد: همین پروا بلایا را طویلالعمر میسازد؛ وگرنه، کیست کو تن در دهد در طعن و طنز دهر و آزار ستمگر، وهن اهل کبر و رنج خفت از معشوق و سرگرداندن قانون، تجرّیهای دیوانی و خواریها که دایم مستعدانِ صبور از هر فرومایه همیبینند، اینها جمله در حالی که هر آنی به نوکِ دشنهای عریان حساب خویش را صافی توان کردن؟ کدامین کس بخواهد اینهمه بار گران بردن، عرقریزان و نالان زیر ثقل عمر سر کردن، جز آنکه خوف از چیزی پس از مرگ (آن زمینِ کشف ناکرده که هرگز هیچ سالک از کرانش برنمیگردد) همانا عزم را حیران و خاطر را مردد کرده، ما را برمیانگیزد که در هر آفت و شرّی که میبینیم تاب آورده، بیهوده به دامان بلیّاتی جز از اینها که واقف نیستیم از حال آنها خویشتن را درنیندازیم؟ بدین آیین، شعور و معرفت ما جمله را نامرد میسازد، بدین سان، پوشش اندیشه و سودا صفای صبغۀ اصلیِ همت را به روزردی مبدّل سازد و نیات والا و گرانسنگ از همین پروا ز مجرا منحرف گردیده، از نام عمل محروم میمانند."
bit.ly/2RsRWXp
🔺گاردین خبری منتشر کرده از یک ایرانی که ۶ سال است به جرم تلاش برای ورود غیرقانونی به استرالیا، در جزیره مانوسِ پاپوآ گینهنو اسیر است. بهروز بوچانی، در غربت این اردوگاه کتابی نوشته که برندۀ معتبرترین جایزه ادبی استرالیا شد. کتاب No friend but the mountains (دوستی جز کوهستان ندارم) که روایتی از سالهای گرفتاری بوچانی در این جزیره است، برندۀ ویکتوریا ۲۰۱۹ در دو بخش شده که ۱۲۵۰۰۰ دلار استرالیا میارزد. بوچانی کتابش را به فارسی نوشته و بخش بخش در واتساپ برای مترجمی ایرانی در استرالیا فرستاده بود. او قبلاً با همین موبایل تصاویری از وضعیت پناهجویان مانوس گرفته بود که با کمک یک فیلمساز ایرانی-هلندی، تبدیل به مستند شد. حالا داشته باشید که بوچانی هنوز حق ورود به استرالیا را ندارد و نتوانست برای گرفتن جایزه کتابش برود. دنیای غریبی است @ehsanname
احساننامه
📖 اگر از آنهایی هستید که به کیفیت ترجمۀ رمان و داستان اهمیت میدهید، فهرست نامزدهای سومین جایزۀ ابوالحسن نجفی به کارتان میآید. جایزه نجفی با هدف انتخاب بهترین ترجمۀ داستانیِ سال برگزار میشود و اعتبارش را از داوران برجستهاش (موسی اسوار، مهستی بحرینی، منوچهر…
📖 یک فهرست کتاب پیشنهادی دیگر برای کسانی که به کیفیت ترجمۀ رمان و داستان اهمیت میدهند؛ جایزۀ کتاب سال هم فهرست نامزدهای بخش ادبیات ترجمهاش را منتشر کرد. از ۵نانزد این حایزه، دو اثر («زلیخا» و «سفر شگفتانگیز مرتاضی که ...») نامزد جایزۀ ابوالحسن نجفی هم بودند. فهرست نامزدهای جایزه کتاب سال از این قرار است:
@ehsanname
📕 آدمفروش (پل بیتی، ترجمه سیدسعید کلاتی، نشر ستاک)
📗 خاطرات تاریکی (مارسل بئالو، ترجمه مسعود قارداشپور، نشر مشکی) [مجموعه داستانک]
📘 زلیخا (گوزل یاخینا، ترجمه زینب یونسی، انتشارات نیلوفر)
📙 سفر شگفتانگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود (رومن پوئرتولاس، ترجمه ابوالفضل اللهدادی، انتشارات ققنوس)
📔 قطار به سوی پاکستان (خوشوانت سینگ، ترجمه نوذر نیازی، نشر مروارید)
@ehsanname
📕 آدمفروش (پل بیتی، ترجمه سیدسعید کلاتی، نشر ستاک)
📗 خاطرات تاریکی (مارسل بئالو، ترجمه مسعود قارداشپور، نشر مشکی) [مجموعه داستانک]
📘 زلیخا (گوزل یاخینا، ترجمه زینب یونسی، انتشارات نیلوفر)
📙 سفر شگفتانگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود (رومن پوئرتولاس، ترجمه ابوالفضل اللهدادی، انتشارات ققنوس)
📔 قطار به سوی پاکستان (خوشوانت سینگ، ترجمه نوذر نیازی، نشر مروارید)
احساننامه
📊 نمودار مقایسهای متوسط تیراژ کتاب در ۴۰ سال اخیر. با یک مقایسه ساده با نمودار تعداد کتابهای منتشرشده در این چهار دهه، معلوم میشود که میانگین تیراژ با تعداد کلی عناوین رابطۀ عکس دارد @ehsanname
📊 نمودار مقایسهای متوسط قیمت یک جلد کتاب در ۴۰ سال اخیر (منبع: ایبنا). از سال ۶۸ نمودار با شیب ملایمی بالا میرود، از ۸۶ و با حذف یارانۀ دولتی کاغذ یکباره شیب زیاد شده و در سالهای اخیر هم شدت گرفته است. طوری که قیمت متوسط ۱۷هزار و ۷۰۰تومانی سال ۹۶ در شهریور۹۷ قیمت کتاب به عدد میانگین ۲۳هزار تومان برای یک جلد کتاب رسید @ehsanname
📗خانم صفورا غلهزاری، معلم بازنشسته انزلیچی با جمعآوری کاغذ باطلهها از سطح شهر، فروش آنها و خرید کتاب با مبلغش، موفق شده تاکنون ۷ کتابخانه عمومی در بیمارستان، زندان، باشگاههای ورزشی، انجمن ناشنوایان و شهرداری بندر انزلی راه بیاندازد / از گزارش کتابک @ehsanname