🗣جنجالهای ترجمه
@ehsanname
✍️احسان رضایی: عمدۀ بحثهای فوتبالی پیش از بازی ایران و عمان، مصاحبۀ تند کارلوس کیروش بود که گفته بود وقتی کسانی هستند که غذا برای خوردن ندارند، چرا به پرسپولیس پول دادند؟ در این جمله او از لغت people استفاده کرده بود و منتقدانش به او ایراد میگرفتند که چرا برای حمله به رقیب (برانکو) از مردم ایران مایه میگذارد؟ موافقان او هم میگفتند people در اینجا «افراد» معنی میدهد و منظور کیروش کادر تیم ملی بوده و در واقع او فقط در مورد امکانات تیم خودش خلاف گفته (که عدل همان روز ۶۰۰هزار دلار پاداش گرفت)! این جنجال ترجمه در اصل، از تلاش مترجم شخصی و مورد اعتماد کیروش آمده بود که چه بسا از قصد و برای تأثیرگذاری بیشتر، معنای مردم را انتخاب کرده بود.
دیلماجهای قدیم از این قبیل کارها زیاد میکردند که در ترجمه، حرف را به میل شخصی که در استخدامش بودند برمیگرداندند. مثلاً طرف مینوشت «خواستار دوستی دو دولتیم» و مترجم «اظهار عبودیت و اخلاص و اِشعار رِقیّت و احتساب» ترجمه میکرد. چنین ترجمههایی تا وقتی که در حد تعارف و تملق باقی میماند مشکلی نداشت، اما وقتی که مبنای اقدام مشترک قرار میگرفتند باعث گرفتاری بود. نمونهاش معاهدۀ وایتانگی که در فوریه ۱۸۴۰ نمایندۀ دولت بریتانیا با ۶۰۰ رئیس قبیلۀ مائوری، یعنی بومیان ساکن نیوزلند بست. اول هر دو طرف از این معاهده راضی بودند ولی خیلی زود معلوم شد که متن انگلیس و مائوری با هم در چند کلمۀ اساسی تفاوت دارد. انگلیسیها متنی نوشته بودند که حق مالکیتشان بر آن سرزمین را به رسمت میشناخت و مائوریها ترجمهای امضا کرده بوند که به حاکمیت مشترک آنها و بریتانیا صحه میگذاشت. بدیهی است که طرفین فقط متن خودشان را قبول داشتند و این تفاوت ترجمه، باعث مشکلات و جنگهای مداومی شود که اثراتش هنوز هم در نیوزلند به جا مانده.
با گسترش روابط سیاسی، دقت و صحت در ترجمه جای تعارفها را گرفت؛ کاری که البته چندان هم آسان نبود. نمونهاش اتفاقی که در نوامبر ۱۹۵۶ و ضیافت شام سفارت لهستان در مسکو افتاد. آن شب قرار بود مهمانی بین رهبران شوروی و سفرای کشورهای غربی دلها را به هم نزدیک کند اما اشتباه ترجمه ماجرا را کاملاً عکس کرد. نیکیتا خروشچف، رهبر وقتِ شوروی در سخنرانیاش مختصری لاف زد و گفت: «بودن یا نبودن ما به شما بستگی ندارد. چه بخواهید و چه نخواهید، تاریخ به نفع ماست. شما زودتر از ما میمیرید.» این جملۀ آخر یک تکیهکلام روسی بود، چیزی در حد «من تا حلوای تو را نخورم نمیمیرم» خودمان، اما مترجم جمله را اینطوری برگرداند: «ما شما را دفن خواهیم کرد!» که یعنی تهدید مستقیم. بلافاصله دیپلماتهای ۱۳ کشور غربی مجلس را ترک کردند و جنگ سرد هم شدیدتر شد.
در ترجمه حتی یک حرف کوچک هم مهم است. شورای امنیت در نوامبر ۱۹۶۷ قطعنامۀ ۲۴۲ را تصویب کرد که خواستار «عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی در درگیریهای اخیر» بود که معنیاش میشد: اسرائیل به مرزهای قبل از جنگ ۱۹۶۷ بگردد و بلندیهای جولان، کرانه باختری رود اردن و نوار غزه را به سوریه، اردن و فلسطین برگرداند. اما یک ایراد کوچک در کار بود. در نسخۀ انگلیسی قطعنامه، جلو کلمۀ «سرزمینها» حرف معرفه (the) نیامده بود و اینطوری بحث عقبنشینی مربوط به بخشی از این سرزمینها میشد، نه همۀ آن. البته در نسخۀ فرانسوی و عربی قطعنامه حرف معرفه آمده بود، اما رژیم صهیونیستی به متن انگلیسی استناد میکرد.
گاهی هم اشتباهات بیاهمیت باعث جنجال میشود. ژانویه ۲۰۱۴ یک شبکه تلویزیونی تایلندی در برنامهای لغات لائوسی را اشتباه ترجمه کرد و سر همین، روابط دو کشور تیره و تار شد. آن معادلهای اشتباه چیزهایی به این خندهداری بود: ترجمۀ قطار به "حرکت ردیف خانهها"، ترجمۀ نوار بهداشتی به "طلسم پارچهای برای بند آوردن خون"، ترجمۀ چراغ قرمز به "رنگ قدرت" و چراغ سبز به "رنگ آزادی". خب لائوس یکی از معدود دولتهای کمونیست باقیمانده است و آن شبکۀ تلویزیونی هم متعلق به ارتش تایلند. هیچی دیگر، دعوا شد.
اما فاجعهآمیزترین خطای ترجمه در تاریخ، پایان جنگ جهانی دوم است. در جولای ۱۹۴۵ سران متفقین، یعنی چرچیل، استالین و هری ترومن، در شهر پوتسدام (در آلمان اشغالشده) جمع شدند تا از جمله در مورد ژاپن که بعد از سقوط هیتلر هنوز مقاومت میکرد بحث کنند. آنها بیانیهای خطاب به ژاپن دادند که اگر تسلیم نشوید، ال میکنیم و بل میکنیم. نخستوزیر ژاپن، کانتارو سوزوکی هم جواب داد: «این بیانیه هم مثل بیانیههای قبلی؛ دولت ژاپن در موردش نظری نمیدهد.» این نظر ندادن با لغت ژاپنی Mokusatsu اظهار شده بود که از شانس، معانی متعدد دارد. این واژه معادل سکوت، بیاعتنایی و تحقیر است که اتفاقاً مترجم آمریکایی همین آخری را برای رئیسجمهور ترومن معنی کرد و شد، آنچه شد: بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی!
@ehsanname
@ehsanname
✍️احسان رضایی: عمدۀ بحثهای فوتبالی پیش از بازی ایران و عمان، مصاحبۀ تند کارلوس کیروش بود که گفته بود وقتی کسانی هستند که غذا برای خوردن ندارند، چرا به پرسپولیس پول دادند؟ در این جمله او از لغت people استفاده کرده بود و منتقدانش به او ایراد میگرفتند که چرا برای حمله به رقیب (برانکو) از مردم ایران مایه میگذارد؟ موافقان او هم میگفتند people در اینجا «افراد» معنی میدهد و منظور کیروش کادر تیم ملی بوده و در واقع او فقط در مورد امکانات تیم خودش خلاف گفته (که عدل همان روز ۶۰۰هزار دلار پاداش گرفت)! این جنجال ترجمه در اصل، از تلاش مترجم شخصی و مورد اعتماد کیروش آمده بود که چه بسا از قصد و برای تأثیرگذاری بیشتر، معنای مردم را انتخاب کرده بود.
دیلماجهای قدیم از این قبیل کارها زیاد میکردند که در ترجمه، حرف را به میل شخصی که در استخدامش بودند برمیگرداندند. مثلاً طرف مینوشت «خواستار دوستی دو دولتیم» و مترجم «اظهار عبودیت و اخلاص و اِشعار رِقیّت و احتساب» ترجمه میکرد. چنین ترجمههایی تا وقتی که در حد تعارف و تملق باقی میماند مشکلی نداشت، اما وقتی که مبنای اقدام مشترک قرار میگرفتند باعث گرفتاری بود. نمونهاش معاهدۀ وایتانگی که در فوریه ۱۸۴۰ نمایندۀ دولت بریتانیا با ۶۰۰ رئیس قبیلۀ مائوری، یعنی بومیان ساکن نیوزلند بست. اول هر دو طرف از این معاهده راضی بودند ولی خیلی زود معلوم شد که متن انگلیس و مائوری با هم در چند کلمۀ اساسی تفاوت دارد. انگلیسیها متنی نوشته بودند که حق مالکیتشان بر آن سرزمین را به رسمت میشناخت و مائوریها ترجمهای امضا کرده بوند که به حاکمیت مشترک آنها و بریتانیا صحه میگذاشت. بدیهی است که طرفین فقط متن خودشان را قبول داشتند و این تفاوت ترجمه، باعث مشکلات و جنگهای مداومی شود که اثراتش هنوز هم در نیوزلند به جا مانده.
با گسترش روابط سیاسی، دقت و صحت در ترجمه جای تعارفها را گرفت؛ کاری که البته چندان هم آسان نبود. نمونهاش اتفاقی که در نوامبر ۱۹۵۶ و ضیافت شام سفارت لهستان در مسکو افتاد. آن شب قرار بود مهمانی بین رهبران شوروی و سفرای کشورهای غربی دلها را به هم نزدیک کند اما اشتباه ترجمه ماجرا را کاملاً عکس کرد. نیکیتا خروشچف، رهبر وقتِ شوروی در سخنرانیاش مختصری لاف زد و گفت: «بودن یا نبودن ما به شما بستگی ندارد. چه بخواهید و چه نخواهید، تاریخ به نفع ماست. شما زودتر از ما میمیرید.» این جملۀ آخر یک تکیهکلام روسی بود، چیزی در حد «من تا حلوای تو را نخورم نمیمیرم» خودمان، اما مترجم جمله را اینطوری برگرداند: «ما شما را دفن خواهیم کرد!» که یعنی تهدید مستقیم. بلافاصله دیپلماتهای ۱۳ کشور غربی مجلس را ترک کردند و جنگ سرد هم شدیدتر شد.
در ترجمه حتی یک حرف کوچک هم مهم است. شورای امنیت در نوامبر ۱۹۶۷ قطعنامۀ ۲۴۲ را تصویب کرد که خواستار «عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی در درگیریهای اخیر» بود که معنیاش میشد: اسرائیل به مرزهای قبل از جنگ ۱۹۶۷ بگردد و بلندیهای جولان، کرانه باختری رود اردن و نوار غزه را به سوریه، اردن و فلسطین برگرداند. اما یک ایراد کوچک در کار بود. در نسخۀ انگلیسی قطعنامه، جلو کلمۀ «سرزمینها» حرف معرفه (the) نیامده بود و اینطوری بحث عقبنشینی مربوط به بخشی از این سرزمینها میشد، نه همۀ آن. البته در نسخۀ فرانسوی و عربی قطعنامه حرف معرفه آمده بود، اما رژیم صهیونیستی به متن انگلیسی استناد میکرد.
گاهی هم اشتباهات بیاهمیت باعث جنجال میشود. ژانویه ۲۰۱۴ یک شبکه تلویزیونی تایلندی در برنامهای لغات لائوسی را اشتباه ترجمه کرد و سر همین، روابط دو کشور تیره و تار شد. آن معادلهای اشتباه چیزهایی به این خندهداری بود: ترجمۀ قطار به "حرکت ردیف خانهها"، ترجمۀ نوار بهداشتی به "طلسم پارچهای برای بند آوردن خون"، ترجمۀ چراغ قرمز به "رنگ قدرت" و چراغ سبز به "رنگ آزادی". خب لائوس یکی از معدود دولتهای کمونیست باقیمانده است و آن شبکۀ تلویزیونی هم متعلق به ارتش تایلند. هیچی دیگر، دعوا شد.
اما فاجعهآمیزترین خطای ترجمه در تاریخ، پایان جنگ جهانی دوم است. در جولای ۱۹۴۵ سران متفقین، یعنی چرچیل، استالین و هری ترومن، در شهر پوتسدام (در آلمان اشغالشده) جمع شدند تا از جمله در مورد ژاپن که بعد از سقوط هیتلر هنوز مقاومت میکرد بحث کنند. آنها بیانیهای خطاب به ژاپن دادند که اگر تسلیم نشوید، ال میکنیم و بل میکنیم. نخستوزیر ژاپن، کانتارو سوزوکی هم جواب داد: «این بیانیه هم مثل بیانیههای قبلی؛ دولت ژاپن در موردش نظری نمیدهد.» این نظر ندادن با لغت ژاپنی Mokusatsu اظهار شده بود که از شانس، معانی متعدد دارد. این واژه معادل سکوت، بیاعتنایی و تحقیر است که اتفاقاً مترجم آمریکایی همین آخری را برای رئیسجمهور ترومن معنی کرد و شد، آنچه شد: بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی!
@ehsanname
🔹"در سطح نخبگان، قوانین در چین راحتتر بوده و هست. وقتی نخستین ترجمه چینی رمان «۱۹۸۴» جورج اورول در سال ۱۹۷۹ منتشر شد [تصویر بالا👆] در بخش ویژهای در کتابخانهها و کتابفروشیها نگهداری میشد که دسترسی به آن محدود بود و مردم عادی تا سال ۱۹۸۵ دستشان به این کتاب نرسید."
@ehsanname
📌بخشی از گزارش آتلانتیک و ترجمه آن در ایبنا، درباره سانسور کتاب در چین
@ehsanname
📌بخشی از گزارش آتلانتیک و ترجمه آن در ایبنا، درباره سانسور کتاب در چین
🔹معلم به این دانشآموز گفته دیگر انشا ننویس! (+) حیف شد، نگاه و خلاقیت این پسر شبیه فضای فیلمهای تیم برتون است @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔖اعلانات: رونمایی و جشن امضای کتاب خاطرات استاد #محمدعلی_بهمنی با عنوان «روزگار من و شعر» (گرداوردۀ احمد امیرخلیلی، انتشارات نگاه). جمعه (۵ بهمن)، از ساعت ۱۴، فرهنگسرای نیاوران @ehsanname
📚 ترجمههای مکرر و همزمان.
@ehsanname
ترجمۀ کتاب خاطرات میشل اوباما توسط دو ناشر منتشر شده، دو ناشر دارند ترجمهشان را پیشفروش میکنند و (طبق اطلاعات سایت کتابخانۀ ملی) پنج ناشر دیگر هم برای ترجمهشان شابک گرفتهاند.
خلاصه اگر کتابهایی با عناوین «شدن»، «ما شدن» و «میشل اوباما شدن» دیدید، همگی یک متن هستند!
@ehsanname
ترجمۀ کتاب خاطرات میشل اوباما توسط دو ناشر منتشر شده، دو ناشر دارند ترجمهشان را پیشفروش میکنند و (طبق اطلاعات سایت کتابخانۀ ملی) پنج ناشر دیگر هم برای ترجمهشان شابک گرفتهاند.
خلاصه اگر کتابهایی با عناوین «شدن»، «ما شدن» و «میشل اوباما شدن» دیدید، همگی یک متن هستند!
🔹اغلب خبرها و تحلیلهای امروز دربارۀ ونزوئلا و اتفاقات سیاسی آن است. اما ما چقدر دربارۀ این کشور میدانیم؟ جستجو در سایت خانه کتاب نشان میدهد فقط ۱۹ عنوان کتاب با موضوع ونزوئلا داریم که ۱۳تایشان چاپ اول است. تنها اثر ادبی در این فهرست، رمان «دونیا باربارا» است. این رمان که در ادبیات آمریکای لاتین شهرت فراوانی دارد، نوشتۀ رومولو گایهگوس است که سال ۱۹۴۸ به ریاستجمهوری ونزوئلا رسید، اما یک سال نشده با کودتای نظامی برکنار شد @ehsanname
🔸طاها صفری، مترجم نوشته برای گرفتن مجوز چاپ در قطع جدیدی از کتاب «نوبت من» زندگینامه یوهان کرایف (که دو سال پیش مجوز گرفته و چهار نوبت تجدید چاپ شده) اقدام کردهاند و حدود ۱۰صفحه از کتاب ممیزی خورده. در نتیجه، حالا هم مجوز چاپ نسخهای از کتاب (در قطع قبلی) را داریم با آن ۱۰صفحه، هم مجوز نسخهای بدون این صفحات. معلوم نیست بالاخره این ۱۰ صفحه ایراد دارند، یا نه؟! @ehsanname
📊 دلایل کتاب نخواندن کاربرهای توئیتر در نظرسنجی وزیر ارتباطات، به ترتیب: پول/ وقت/ علاقه ندارم. ۳۱درصد هم گفتهاند کتاب میخوانند @ehsanname
📚اختتامیۀ اولین دورۀ جایزۀ رمان گمانهزن نوفه برگزار شد و رمان «ما و را: سلسله جنایات بین کهکشانی» (محمدرضا ایدرم) به عنوان برگزیده و رمانهای «بیتابوت» (لاله زارع)، «خدمات دستگاه هیولاساز دمشقی» (بهزاد قدیمی)، «سورمهسرا» (رامبد خانلری) و «کاج زدگی» (ضحی کاظمی) به عنوان تقدیریهای اولین جایزۀ نوفه معرفی شدند @ehsanname
احساننامه
📊 دلایل کتاب نخواندن کاربرهای توئیتر در نظرسنجی وزیر ارتباطات، به ترتیب: پول/ وقت/ علاقه ندارم. ۳۱درصد هم گفتهاند کتاب میخوانند @ehsanname
📸 ۲۵درصد توئیتریها گفتهاند وقت ندارند کتاب بخوانند. خب حق هم دارند؛ شبکههای اجتماعی حسابی وقتگیر هستند. تصویر بالا (که استنلی کوبریک در جوانی گرفته) برای متروی نیویورک در ۱۹۴۶ است و پایینی برای متروی سئول در سال ۲۰۱۵ @ehsanname
📚چرا باید کلاسیکها را خواند؟
@ehsanname
حتماً شما هم به کسانی برخوردهاید که میگویند سعدی قدیمی است!، شعرهای حافظ به چه درد امروز میخورد؟، ما که مثل شخصیتهای «شاهنامه» گرز و شمشیر دست نمیگیریم!، اصلا آثار مربوط به چند قرن پیش را بخوانیم که چی بشود؟ و ... این مشکلی است که برایان مورتون، یک استاد نویسندگی خلاق در آمریکا هم داشته و در موردش یک مقاله نوشته:
📌 http://nyti.ms/2HbGkb8
در این متن میخوانیم که استاد به دانشجویش رمانی از ادیت وارتون (۱۸۶۲-۱۹۳۷) بانوی نویسندۀ آمریکایی (که از او رمانهای «عصر بیگناهی»، «ایتان فروم» و «تابستان» به فارسی ترجمه شده). میدهد و او بعد از چند صفحه، رمان را به درد نخور ارزیابی میکند.
برایان مورتون دربارۀ ایراد کار آن دانشجو مینویسد: «این فقط مشکل تو نبود، بلکه یک سوء تفاهم عمومی است. به نظر میرسد که ما یک کتاب قدیمی را به عنوان ماشین زمانی تصور میکنیم که نویسنده به ما داده. کتاب را میخریم، آن را به خانه میبریم و نویسنده را میبینیم که درخواست پذیرش در شرکت ما را داده است. اگر بفهمیم که دیدگاه نویسندگان قوم گرایانه یا جنسیتی یا نژادپرستانه [یا به هر حال خلاف نظرات مورد پذیرش ما] است، درخواست را رد میکنیم و ما ورود او را به حال حاضر مانع میکنیم
فکر میکنم بهتر است همۀ ما خوانندگان متوجه باشیم که این نویسنده نیست که مسافر زمان است؛ بلکه این در مورد خواننده است. وقتی ما رمان قدیمی را انتخاب میکنیم، رماننویس را به دنیای خودمان نمیآوریم تا تصمیم بگیریم که آیا او به قدر کافی خوب است که به اینجا تعلق داشته باشد؛ بلکه ما در حال سفر به دنیای رماننویس هستیم و دنیای او را میبینیم.
این چشمانداز متفاوت، فهم اینکه دقیقاً چه کسی مسافرت میکند، احتمالاً منجر به نوع دیگری از تجربه خواندن میشود.»
در واقع ما با سفر به دنیایی متفاوت از جهان امروز، با ذهنهای زیبایی آشنا میشویم که در همان زمان خودشان متفاوت فکر میکردند. آنها کسانی هستند که باعث تغییر در دنیای دیروز و تبدیل آن به چیزی که امروز هستیم شدهاند. اهمیت خواندن متون کهن، علاوه بر لذت ادبیات، در همین نکته است.
@ehsanname
حتماً شما هم به کسانی برخوردهاید که میگویند سعدی قدیمی است!، شعرهای حافظ به چه درد امروز میخورد؟، ما که مثل شخصیتهای «شاهنامه» گرز و شمشیر دست نمیگیریم!، اصلا آثار مربوط به چند قرن پیش را بخوانیم که چی بشود؟ و ... این مشکلی است که برایان مورتون، یک استاد نویسندگی خلاق در آمریکا هم داشته و در موردش یک مقاله نوشته:
📌 http://nyti.ms/2HbGkb8
در این متن میخوانیم که استاد به دانشجویش رمانی از ادیت وارتون (۱۸۶۲-۱۹۳۷) بانوی نویسندۀ آمریکایی (که از او رمانهای «عصر بیگناهی»، «ایتان فروم» و «تابستان» به فارسی ترجمه شده). میدهد و او بعد از چند صفحه، رمان را به درد نخور ارزیابی میکند.
برایان مورتون دربارۀ ایراد کار آن دانشجو مینویسد: «این فقط مشکل تو نبود، بلکه یک سوء تفاهم عمومی است. به نظر میرسد که ما یک کتاب قدیمی را به عنوان ماشین زمانی تصور میکنیم که نویسنده به ما داده. کتاب را میخریم، آن را به خانه میبریم و نویسنده را میبینیم که درخواست پذیرش در شرکت ما را داده است. اگر بفهمیم که دیدگاه نویسندگان قوم گرایانه یا جنسیتی یا نژادپرستانه [یا به هر حال خلاف نظرات مورد پذیرش ما] است، درخواست را رد میکنیم و ما ورود او را به حال حاضر مانع میکنیم
فکر میکنم بهتر است همۀ ما خوانندگان متوجه باشیم که این نویسنده نیست که مسافر زمان است؛ بلکه این در مورد خواننده است. وقتی ما رمان قدیمی را انتخاب میکنیم، رماننویس را به دنیای خودمان نمیآوریم تا تصمیم بگیریم که آیا او به قدر کافی خوب است که به اینجا تعلق داشته باشد؛ بلکه ما در حال سفر به دنیای رماننویس هستیم و دنیای او را میبینیم.
این چشمانداز متفاوت، فهم اینکه دقیقاً چه کسی مسافرت میکند، احتمالاً منجر به نوع دیگری از تجربه خواندن میشود.»
در واقع ما با سفر به دنیایی متفاوت از جهان امروز، با ذهنهای زیبایی آشنا میشویم که در همان زمان خودشان متفاوت فکر میکردند. آنها کسانی هستند که باعث تغییر در دنیای دیروز و تبدیل آن به چیزی که امروز هستیم شدهاند. اهمیت خواندن متون کهن، علاوه بر لذت ادبیات، در همین نکته است.
🔹اگر از دوستداران «شاهنامه» هستید، حتماً راهنمای سریع برای خواندن به کارتان میآید. این دوتا خلاصه با جداول گرافیکیشان را ببینید:
✍️نوشتۀ جلال افشار (از مجله «دانستنیها» اسفند ۱۳۹۲)
http://twitter.com/jalalafshar/status/1089263345356689409
✍️نوشتۀ احسان رضایی (از «همشهری جوان» اردیبهشت ۱۳۹۰)
https://t.me/ehsanname/1680
✍️نوشتۀ جلال افشار (از مجله «دانستنیها» اسفند ۱۳۹۲)
http://twitter.com/jalalafshar/status/1089263345356689409
✍️نوشتۀ احسان رضایی (از «همشهری جوان» اردیبهشت ۱۳۹۰)
https://t.me/ehsanname/1680
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 چرا شاهنامه برای ما مهم است؟ پاسخ استاد مجتبی مینوی را در بخشی از مستند «فردوسی و مردم» (حسین ترابی) ببینید. مینوی، یکی از مهمترین اساتید ادبیات معاصر در ۷ بهمن ۱۳۵۵ درگذشت @ehsanname
📊مقایسۀ وضعیت کتاب و شبکههای اجتماعی در بین ایرانیان. اطلاعات از طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار سال۹۶، اینفوگرافی از ایرنا @ehsanname
🔹استاد قباد شیوا ۷۸ساله شد. این گرافیست برجسته در زمینۀ طراحی جلد کتاب هم سابقۀ فراوانی دارد. دو طرح جلد از او برای نوبتهای چاپ متفاوتِ یک کتاب، «چنین کنند بزرگان» نجف دریابندری را ببینید @ehsanname
🔹وقتی از پایین آمدن تیراژ کتاب و سرانه مطالعه حرف میزنیم، یادمان باشد که بخشی از تولیدات نشر ما هم چنین کتابسازیهای کاسبکارانهای است. آثاری که باعث شلوغ شدن پیشخوان نشر و کمتر دیده شدن کتابهای خوب و خواندنی هستند @ehsanname
❗️از فردوسی چه میدانید؟ کارمند شرکت نفت بوده! نمونه جوابهای دانشجویان در امتحان درس ادبیات فارسی (منبع: +) @ehsanname
🎬فیلم های اقتباسی جشنواره امسال: در جشنواره فجر ۳۷م دو اثر اقتباسی داریم. فیلم «۲۳نفر» مهدی جعفری اقتباسی است از خاطرات احمد یوسفزاده در کتاب «آن بیست و سه نفر» (و با نگاهی به کتاب «ملاصالح» نوشته رضیه غبیشی). فيلم «تیغ و ترمه» كيومرث پوراحمد هم برداشتی است از رمان «کی از این چرخ فلک پیاده میشوم؟» نوشته گلرنگ رنجبر @ehsanname
احساننامه
📖 اگر از آنهایی هستید که به کیفیت ترجمۀ رمان و داستان اهمیت میدهید، فهرست نامزدهای سومین جایزۀ ابوالحسن نجفی به کارتان میآید. جایزه نجفی با هدف انتخاب بهترین ترجمۀ داستانیِ سال برگزار میشود و اعتبارش را از داوران برجستهاش (موسی اسوار، مهستی بحرینی، منوچهر…
📸 تصویر روز: احمد اخوت، مترجم پرسابقه برای ترجمۀ «اسبها و آدمها» ویلیام فاکنر سومین جایزۀ ابوالحسن نجفی را دریافت کرد. دیگر برگزیدۀ این جایزه، زینب یونسی برای ترجمۀ «زلیخا» نوشتۀ گوزل یاخینا بود @ehsanname
bit.ly/2Wxve3Q
🔹مرتضی روحانی (مدیر انتشارات ترجمان): بچهها سلام یادتان هست هفته پیش کاغذ بندی ۳۶۰هزار تومان بود؟ حالا به قیمت جدید سلام کنید. ناقابل بندی ۴۱۲هزار تومان در سایت که در بازار تا ۴۲۰ معامله میشود. واقعا مچکریم!
🔸پریا آقایی (مدیر نشر بهنگار): کاغذ داره میرسه به بندی ۴۰۰ هزار تومان. یعنی ۴ برابر همین چند ماه پیش. بعد ناشر کتاب ۱۰۰ صفحهای رو به جای ۱۰ تومان میتونه ۴۰ تومان بفروشه؟ کی میتونه بخره دیگه با این وضع؟
🔹سمیرا رستگارپور (مدیر، کتابهای زرافه-واحد کودک انتشارات سیمای شرق): قیمت کاغذ برای یه کتابی که میخواستیم چاپ کنیم در تاريخ ۲۵ اردیبهشت میشده ۱.۶۵۰.۰۰۰، در ۸ دی میشده ۶.۱۳۰.۰۰۰ و امروز ۹ بهمن شده ۱۰.۲۰۰.۰۰۰ بماند که پول کپیرایت داده بودیم و این وسطها یه ناشر سرشناس بدون کپیرایت چاپش کرده. خب چه قیمتی باید روی کتاب بذاریم آخه؟ من دیگه حرفی ندارم جداً.
🔸امیلی امرایی (مترجم و منتقد): ۳ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۱۹۰۰۰ تومان/ ۷ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۲۵۰۰۰ تومان
دیگه باید کتابها رو بدون جلد چاپ کنند.
🔹طاها صفری (مدیر نشر گلگشت): جالبه بدونین که قیمت بینالمللی کاغذ نهایتاً بندی ۲۰ دلاره و حتی با دلار ۱۲ هزار تومن امروز میشه ۲۴۰ هزار تومن. این بازی قیمت فقط زورگویی واردکنندههاست که سهمیه ناشرین رو انتقال بدن به صنف خودشون.
🔺نفیسه مرشدزاده (مدیر نشر اطراف): ما به شکل انتحاری داریم همهی کتابهایی که آماده کرده بودیم برای نمایشگاه چاپ میکنیم ولی قرارداد تازه دیگه نمیبندیم که مدیون کسی نباشیم و بشود تمامش کرد. دیوانگی هم بالاخره یک حدی دارد.
🔸محمد کشوری (سردبیر ماهنامه «طیف برق» که بعد از ۱۲سال در ۹۷ دیگر منتشر نشد): انگار یکی نشسته، هی قیمت کاغذ رو میبره بالا و به بازار یه نگاه میکنه و زیر لب میگه:
بابا شما ناشرها، مجلهها و روزنامهها چرا نمیمیرید؟ بمیرید دیگه! اَه!
@ehsanname
📚 نتیجه اخلاقی: تا میتوانید کتاب بخرید، اولویت با چاپهای ۹۶ به قبل است.
🔹مرتضی روحانی (مدیر انتشارات ترجمان): بچهها سلام یادتان هست هفته پیش کاغذ بندی ۳۶۰هزار تومان بود؟ حالا به قیمت جدید سلام کنید. ناقابل بندی ۴۱۲هزار تومان در سایت که در بازار تا ۴۲۰ معامله میشود. واقعا مچکریم!
🔸پریا آقایی (مدیر نشر بهنگار): کاغذ داره میرسه به بندی ۴۰۰ هزار تومان. یعنی ۴ برابر همین چند ماه پیش. بعد ناشر کتاب ۱۰۰ صفحهای رو به جای ۱۰ تومان میتونه ۴۰ تومان بفروشه؟ کی میتونه بخره دیگه با این وضع؟
🔹سمیرا رستگارپور (مدیر، کتابهای زرافه-واحد کودک انتشارات سیمای شرق): قیمت کاغذ برای یه کتابی که میخواستیم چاپ کنیم در تاريخ ۲۵ اردیبهشت میشده ۱.۶۵۰.۰۰۰، در ۸ دی میشده ۶.۱۳۰.۰۰۰ و امروز ۹ بهمن شده ۱۰.۲۰۰.۰۰۰ بماند که پول کپیرایت داده بودیم و این وسطها یه ناشر سرشناس بدون کپیرایت چاپش کرده. خب چه قیمتی باید روی کتاب بذاریم آخه؟ من دیگه حرفی ندارم جداً.
🔸امیلی امرایی (مترجم و منتقد): ۳ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۱۹۰۰۰ تومان/ ۷ بهمن ۹۷ مقوای ۲۵۰ گرم کیلویی ۲۵۰۰۰ تومان
دیگه باید کتابها رو بدون جلد چاپ کنند.
🔹طاها صفری (مدیر نشر گلگشت): جالبه بدونین که قیمت بینالمللی کاغذ نهایتاً بندی ۲۰ دلاره و حتی با دلار ۱۲ هزار تومن امروز میشه ۲۴۰ هزار تومن. این بازی قیمت فقط زورگویی واردکنندههاست که سهمیه ناشرین رو انتقال بدن به صنف خودشون.
🔺نفیسه مرشدزاده (مدیر نشر اطراف): ما به شکل انتحاری داریم همهی کتابهایی که آماده کرده بودیم برای نمایشگاه چاپ میکنیم ولی قرارداد تازه دیگه نمیبندیم که مدیون کسی نباشیم و بشود تمامش کرد. دیوانگی هم بالاخره یک حدی دارد.
🔸محمد کشوری (سردبیر ماهنامه «طیف برق» که بعد از ۱۲سال در ۹۷ دیگر منتشر نشد): انگار یکی نشسته، هی قیمت کاغذ رو میبره بالا و به بازار یه نگاه میکنه و زیر لب میگه:
بابا شما ناشرها، مجلهها و روزنامهها چرا نمیمیرید؟ بمیرید دیگه! اَه!
@ehsanname
📚 نتیجه اخلاقی: تا میتوانید کتاب بخرید، اولویت با چاپهای ۹۶ به قبل است.