احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
احسان‌نامه
📚جزئیات پرونده قاچاق کتاب @ehsanname 🔹کمیته صیانت اتحادیه ناشران و کتابفروشان، هفته گذشته موفق شد با همکاری پلیس امنیت، ۵ انبار کتاب قاچاق را توقیف کند. 🔸«کتاب قاچاق» اصطلاحی است به معنای کتابهایی که افرادی از روی کتاب اصلی چاپ و تکثیر می‌کنند. این‌طوری کتاب…
📚جزئیات جدید از پروندۀ قاچاق کتاب
@ehsanname
«کتاب قاچاق» اصطلاحی است برای کتابهایی که از روی کتاب اصلی (معمولاَ کتابهای موفق و پرفروش) چاپ و تکثیر می‌شود. این‌طوری کتاب جدید بدون اینکه کوچکترین سودی به نویسنده/مترجم و ناشر اصلی برسد، فروخته می‌شود. اخیراً اتحادیه ناشران و کتابفروشان موفق شده با همکاری پلیس امنیت، ۵ انبار از این کتابها را با حدود ۱۰۰ تن کتاب به ارزش حدود ۲۰میلیارد تومان قاچاق کشف کند. اگر از این عددهای بزرگ تعجب کردید، حرفهایی را بخوانید که یکی از اعضای کارگروه صیانت از حقوق ناشران، مؤلفان و مترجمانِ اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان به ایسنا گفته. این منبع آگاه که نامش قید نشده،ساز و کار قاچاق کتاب را توضیح می‌دهد:
bit.ly/2SJR6qR
🔸این افراد سه مدل کتاب را برای چاپ افست انتخاب می‌کردند؛ کتاب‌های ضاله، کتاب‌های پرفروش ناشران (عیناً یا با اندکی تغییر) و کتاب‌هایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز نداشتند. مسئله دیگر این است که قاچاقچیان کتاب نام افراد معروف را بر روی کتاب‌ها می‌گذاشتند تا جلب توجه کنند، یعنی آنها ذائقه مخاطبان را می‌شناختند؛ مثلاً برای کتاب «دنیای سوفی» که مترجمش شخص دیگری است، از اسم داریوش آشوری استفاده می‌کردند؛ در حالی که بنده ‌خدا روحش هم خبر ندارد.

🔹در برخی از موارد قیمت بالاتری از ناشر اصلی بر روی کتاب می‌گذاشتند؛ مثلاً انتشارات ققنوس «ملت عشق» را ۳۳هزار تومان قیمت گذاشته بود و آنها ۴۳هزار تومان؛ این درحالی است که در محاسبه انتشارات ققنوس، حق مؤلف، ویراستار، طراح جلد، حروفچین و چاپ لحاظ شده بود، اما قاچاقچیان کتاب این هزینه‌ها را هم ندارند.

🔸این افراد کتاب‌های حدود ۹۵۰ بساطی‌ و کتاب‌فروشی‌ را در سطح تهران و شهرستان‌ها تأمین می‌کردند. کتاب‌فروشی‌ها برخی آگاهانه به خاطر سودی که این کتاب‌ها برای‌شان داشت این کار را می‌کردند و برخی هم نمی‌دانستند؛ نمی‌شود قضاوت کرد. دو یا سه کتاب‌فروشی در تهران که حتی دارای پروانه کسب از اتحادیه بودند، کتاب قاچاق می‌فروختند که پلمب شده‌اند. فقط این را در نظر داشته باشید که بساطی‌ها دست‌فروش نیستند. بحثی که ما با شهرداری و شورای شهر داریم این است که به این افراد عنوان دست‌فروش اطلاق می‌شوند، در حالی که این‌ها فروشندگان سیار کتاب قاچاق هستند و دست‌فروش نیستند.

🔹این افراد برای فروش کتاب‌هایشان می‌گویند این کتاب‌ها بدون سانسور و اصل است. در واقع سانسور برای آن‌ها دستمایه‌ای برای فروش است.

🔸قاچاقچیان کتاب حتی در نمایشگاه‌ کتاب تهران و نمایشگاه‌های استانی کتاب غرفه داشتند، یا در شرکت‌های نفت، ایران خودرو، سایپا، فولاد اهواز یا نمایشگاه‌های کتاب در ایستگاه‌های مترو کتاب‌های خود را عرضه می‌کردند. این افراد حتی برای فروش کتاب‌هایشان یارانه نیز دریافت می‌کردند. به طور مثال در یک نمایشگاه کتاب، اداره ارشاد شهرستان ۲۵درصد و ۲۵درصد هم سازمان برگزارکننده نمایشگاه، به این افراد کمک می‌کردند. یعنی این افراد در این نمایشگاه‌ها کتاب‌های قاچاقی را با قیمت پشت جلد می‌فروختند و ۵۰درصد هم یارانه می‌گرفتند.
📌 https://www.isna.ir/news/97080904631/
🔹بازخوانی: یکی از پرونده‌های مرتبط با اشغال سفارت امریکا داستان اعظم.ع بود که از سرپرست تفنگداران دریایی سفارت حامله شد و به دست برادرش عبدالناصر به قتل رسید. عبدالناصر به زندگی‌اش ادامه داد و مایکل مولر پس از ۴۴۴ روز به امریکا برگشت. هیچکدام برای این پرونده به دادگاه نرفتند!
twitter.com/HSetareh/status/1029649592122523648
🔹بازخوانی: از ماجراهای مربوط به کانون نویسندگان، اختلافات درونی آنهاست. مثلاً در جریان تسخیر سفارت آمریکا #احمد_شاملو و دوستانش یک بیانیه در حمایت دادند (bit.ly/2Opz1uP) و به‌آذین، هوشنگ ابتهاج #سایه و دوستان، بیانیۀ حمایتی جداگانه. @ehsanname
Forwarded from شعر و عکس و خبر/علیرضا بهرامی
چند روز پیش اعلام رسمی شد، بخشی از ده‌ها تن کتاب قاچاق کشف شده، با کاغذ وارداتی با ارز دولتی 4200تومانی چاپ شده‌اند
📛 حال این سند نشان می‌دهد که در یک نوبت، چه میزان کاغذ با ارز دولتی، توسط چه کسانی به کشور وارد شده است:
علاوه بر کاغذ مطبوعات و مؤسسه‌هایی چون همشهری که خود ماجرا و نقدهای مفصلی را با واردات معادل یک میلیون و 312هزار و 500 یورو ارز دولتی در بر می‌گیرند، در حوزه‌ی کتاب، 📎شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان قم: 6میلیون و 300هزار دلار، 📎اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران کشور (آشنا): چهار میلیون و 200هزار یورو، 📎شرکت تعاونی کارآفرینان فرهنگ و هنر (زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که خیلی از پول‌های این وزارتخانه از این طریق خارج می‌شود): یک میلیون و 570هزار دلار، 📎شرکت راهکار برگ بهشت (شرکت تولید و عرضه کاغذ): چهار میلیون یورو، 📎محمدحسین متولی (ناشر دانشگاهی و کودک (هوپا)): یک میلیون و 640 هزار یورو، 📎علی‌اکبر تورانیان (ناشر و عضو مجمع ناشران دانشگاهی): دو میلیون و 140 هزار دلار، واردات کاغذ داشته‌اند
🔖اعلانات: کتاب «ما و جهان اساطیری» متن مصاحبۀ خواندنی و پرنکتۀ هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار است. رونمایی این کتاب فردا دوشنبه ۱۴ آبان، ساعت ۱۶ در کتابخانه ملی برگزار می‌شود.
@inmmedia
@ehsanname
✉️روزنامه «سازندگی» امروز متن نامۀ انتقادی آیت‌الله محمد یزدی در فروردین۹۴ به علی جنتی، وزیر ارشادِ وقت و پاسخ او را منتشر کرده. بخش کوتاهی از این نامه‌نگاری دربارۀ ممیزی کتاب است. جنتی در جواب یزدی نوشته ظرف ۱۸ماه از انتشار ۷۰۰ کتاب مغایر قانون «اعم از رمان‌های سخیف و مبتذل یا کتب مروّج عرفان‌های کاذب» جلوگیری کرده و «در دولت گذشته [دولت احمدی‌نژاد] تعدادی کتاب نامناسب ازجمله آثار متعدد صادق هدایت به چاپ رسید.» خلاصه که این‌طور! @ehsanname
Forwarded from راهبرد
🔉 پژواک صدا/5: "داستان مرد تنها"|درباره ناصر ایرانی|یادداشتی از احسان رضایی در هشتمین شماره دوره جدید صدا
@javadrooh
🔹قرار است ماه بعدی رمان جدید جیمز پترسون، جنایی‌نویس پرفروش آمریکا، با نام «سرآشپز» در ۴۰۰ صفحه منتشر شود. اما این رمان قبل از انتشار کاغذی، روی فیسبوک منتشر شده. هر کاربری می‌تواند به صفحۀ پترسون برود و از طریق مسنجر رمان را دریافت کند. به علاوه کاربرها می‌توانند با شخصیت‌های داستان و مکان‌های داستان از طریق ویدیو و کلیپ‌های صوتی ضبط‌شده وارد تعامل شوند. فیسبوک حتی برای هر کدام از شخصیت‌های اصلی داستانی یک حساب در اینستگرام باز کرده است. تجربه‌ای جدید در قصه‌گویی @ehsanname
📸 تصویری از تمرین‌ نمایش «رستم و سهراب» مددجویان آسایشگاه کهریزک. این نمایش بعد از یک دهه تمرین، قرار است ۲۰ تا ۲۲ آبان‌ماه در تالار وحدت روی صحنه برود/ ایسنا @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸سند و مدرکی که ثابت می‌کند شعری که محمدرضا گلزار از قول سهراب سپهری خواند، سروده سهراب نیست!

#تلویزیون

@KhabarOnline_IR
🎯 هاروکی موراکامی هفتادساله است. هر روز، چهار صبح بیدار می‌شود، پنج‌شش ساعت می‌نویسد و سپس نُه کیلومتر می‌دود. تنها یکی از رمان‌هایش، در اولین سال انتشار، ۳.۵ میلیون نسخه فروش رفته. خودش خبر ندارد چرا این‌همه مردم دوستش دارند، اما می‌داند محبوبیتش بی‌ربط به عجیب‌بودن اتفاقات قصه‌هایش نیست: ماهی‌هایی که از آسمان می‌بارند و گربه‌هایی که در خیابان گم می‌شوند. می‌گوید «در رمان‌نوشتن نباید خیلی چون‌وچرا کرد، من به تاریکیِ ناخودآگاهم می‌روم و با دست پُر از آنجا برمی‌گردم. نتیجه‌اش می‌شود رمان‌هایی که نوشته‌ام».

🔖 ۲۱۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۱۳ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
tarjomaan.com/interview/9182/

🔗 @tarjomaanweb
📚طرح پاییزه کتاب اعلام شد: از ۲۴ آبان (در شهرستان‌ها) یا ۲۶ آبان (در تهران) تا ۴آذر، در کتابفروشی‎های عضو طرح و تا سقف ۱۰۰هزار تومان، برای کتاب تألیفی ۲۵ و برای کتاب ترجمه ۱۵درصد یارانه بگیرید. روز کتابگردی هم پنج‌شنبه اول آذر است که تخفیف بیشتری هم دارد @ehsanname
احسان‌نامه
🔍اولین داستان پلیسی مدرن سال ۱۳۰۴ شمسی نوشته شد. آن موقع، شرلوک هولمز آن‌قدر در ایران محبوب بود که نویسنده قهرمان خودش را «شرلوک هلمس ایران» معرفی کند. هولمز وطنی، اسمش «صادق ممقلی» است @ehsanname
🔹کتاب جدید Sherlock Holmes is like معرفی ۶۰ کاراکتر ادبی است که از نظر شخصیتی به هولمز شباهت دارند؛ که صادق ممقلی هم به عنوان شرلوکِ ایرانی معرفی شده. مقالۀ صادق ممقلی در این کتاب را نوید فرخی، از مترجمان شرلوک هولمز به فارسی نوشته. داستان صادق ممقلی سال ۱۳۰۴ چاپ شد و وقایعش در شهر اصفهان می‌گذرد @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📗صادق ممقلی، شرلوک و دیگران
[معرفی اولین داستان پلیسی مدرن ایران، به بهانۀ چاپ مجدد آن]
@ehsanname
✍️احسان رضایی: اولین حضور کارآگاه‌های داستانی در ایران، مربوط می‌شود به حول و حوش انقلاب مشروطه. تازه علما از مهاجرت صغری و تحصن در حرم شاه‌عبدالعظیم برگشته بودند و علاءالدوله، حاکم خشن از کار برکنار شده بود که در همین شهر تهران، کتابچه‌ای کوچک با عنوان «مفتّش غیررسمی لندن» به چاپ رسید. شاید اگر بقیه نوشته‌های روی جلد را بدانید، راحتتر بتوانید حدس بزنید که این پلیس لندنی چه کسی است: «از مصنفات کونان دویل». بله، اولین کارآگاهی که پایش به ایران باز شد شرلوک هولمز بود که چون کتاب از روی ترجمه روسی شرلوک هلمز برگردانده شده، در این چاپ، فامیلی هولمز شده است «خلمس». به علاوه در مقدمۀ این کتاب مترجم، میراسماعیل عبدالله‌زاده، آقای کارآگاه را شخصیتی تاریخی فرض کرده که در آن زمان دیگر درگذشته بوده، درحالی‌که کانن دویل تا ۱۲ سال بعد از این تاریخ به نوشتن داستان‌های شرلوک هلمز ادامه داد. کاری نداریم. منظور این که شرلوک هلمز یا به قول مترجم‌های بعدی کانن‌دویل، «هلمس» خیلی زود در ایران جای خودش را باز کرد و پرطرفدار شد. طبیعی هست که اولین داستان‌های پلیسی ایرانی هم تحت تأثیر او باشند.
دقیقا همین اتفاق هم افتاد و اولین داستان پلیسی امروزی، بیست سالی بعد از ترجمۀ شرلوک، یعنی در شهریور ۱۳۰۴ نوشته و چاپ شد، با این عنوان: «شرلوک هلمس ایران، داروغۀ اصفهان». این کتاب را کسی با نام کاظم مستعان هوشی‌دریان نوشته که اطلاع چندانی از زندگی‌اش در دست نیست. کتاب او دو چاپ مختلف دارد، اولی را محمد رمضانی، ناشر معروف که انتشاراتی با عنوان «شرق» داشت، در تهران به قیمت ۴ قران و در ۱۶۰ صفحه منتشر کرده و تجدید چاپش را بعدها «بنگاه مطبوعاتی فهم» در ۱۵۵ صفحه و به قیمت ۲۰ ریال چاپ کرده است. [اخیراً هم نشر مانیاهنر، آن را با حروفچینی جدید و قیمت ۲۰هزار تومان بازنشر کرده است.]
ماجرای کتاب «داروغه اصفهان»، در فصل بهار و کنار زاینده‌رود اتفاق می‌افتد. داستان، داستان داروغه‌ای به اسم «صادق ممقلی» است که در فضایی کاملا شبیه داستان‌های «هزار و یک شب» و باقی داستان‌های کهن، با حضور داروغه و شبگرد و فراشباشی پیش می‌رود. البته در داستان کاظم مستعان، خبری از سحر و جادو و عجایب نیست و جناب صادق ممقلی، معما را با کمک هوش خود و به شیوۀ استنتاج منطقی، قدم به قدم حل می‌کند و دست آخر به نتیجه‌ای می‌رسد که واقعا خواننده را غافلگیر می‌کند: رئیس دزدها دختری جوان است که صرفا برای انتقام از از ظلم عوامل حکومت طغیان کرده است. اینطوری نویسنده یک لگدی هم به قاجارها می‌زند.
این داستان، از اولین تلاش‌ها برای خلق ادبیات پلیسی ایرانی است که از فضاهای بومی‌ به خوبی استفاده کرده، اما داستان چندان در فضاسازی و خلق هیجان موفق نیست و خیلی ساده دنبال می‌شود. اما با این حال باید انصاف داد که تا قبل از انتشار خاطرات عبدالله بهرامی، کفیل اداره تأمینات اداره نظمیه، جزو موفقترین نمونه‌های این ژانر در ایران است. دومین داستان پلیسی ایرانی، «خانم هندی» را لطف‌الله ترقی، چهرۀ معروف مطبوعات آن عصر، در سال ۱۳۰۹ و ۱۳۱۰ به صورت پاورقی در هفته‌نامه «ترقی» منتشر کرد. بعد هم عباس خلیلی، پدر سیمین بهبهانی در نشریه «اقدام» خودش، داستان پلیسی «پیر چاک هندی» را به شکل پاورقی نشر کرد. هر دوی این رمان‌ها، در زمینه ماجراهای استقلال هند و مبارزات گاندی می‌گذرند، سرشار هستند از نطق‌های طولانی از زبان شخصیتها و بخصوص مطالبی درباره جایگاه زن در جوامع سنتی (بخصوص در «خانم هندی» که شخصیت اولش زنی فریب‌خورده است) و این مونولوگ‌های طولانی، جای حل معما را گرفته است. حتی در «پیر چاک هندی» قاتل واقعی مشخص هم نمی‌شود و با این وصف، باید به کاظم مستعان حق داد که کارآگاهش، صادق ممقلی را شایستۀ لقب «شرلوک هلمس ایران» بداند.
صادق ممقلی، اولین کارآگاه ادبیات پلیسی ایران است. او مردی تنها، باهوش و دارای «طریق مردانگی» است. دستیاری به اسم محمود دارد و خبرچینی به نام فولاد. خیلی دوست دارد با پند و اندرز مجرمان را به راه راست بیاورد و از اینکه نتوانسته راز چند سرقت را کشف کند، ناراحت است. شگردی که در آن مهارت دارد، چهره عوض کردن و با لباس مبدّل به میان مردم رفتن است. صادق ممقلی در تنها کتابی که حضور دارد، یعنی همین کتاب، در تعقیب گروهی سارق است و معمای یک باند سرقت را حل می‌کند.
yon.ir/jP7nj
📌این مطلب قبلاً در شماره ۷۰ هفته‌نامه «کرگدن» منتشر شده بود
احسان‌نامه
📗صادق ممقلی، شرلوک و دیگران [معرفی اولین داستان پلیسی مدرن ایران، به بهانۀ چاپ مجدد آن] @ehsanname ✍️احسان رضایی: اولین حضور کارآگاه‌های داستانی در ایران، مربوط می‌شود به حول و حوش انقلاب مشروطه. تازه علما از مهاجرت صغری و تحصن در حرم شاه‌عبدالعظیم برگشته…
⬆️⬆️⬆️ بازتاب
@ehsanname
توضیحات تکمیلی جناب حسن حسینی نیکو دربارۀ نویسندۀ داستان «صادق ممقلی: شرلوک هلمس ایران»:
bit.ly/2Qna5G6
🔸من سنگ قبر آقای کاظم مستعان السلطان یا هوشیدریان رو چند وقت پیش در امامزاده عبدالله پیدا کردم.
و در تماسی که با آقای گنجوی داشتیم، مجموعاً اطلاعات بیشتری در مورد کاظم هوشیدریان پیدا کردیم:
از جمله اینکه جز اعضای اصلی انجمن مخفی دوم بوده (که بعدها کمیتهٔ مجازات از درون آن سر برمی‌آورد) و در جریان مشروطه یک فعال سیاسی مهم در کنار پسر سیدمحمد طباطبایی بوده.
قرار است که آقای گنجوی در مقاله‌ای این اطلاعات را منتشر کنند و بعدها هم ان‌شاءالله در چاپ های بعدی کتاب این اطلاعات را به مقدمه‌شان اضافه کنند.
https://www.instagram.com/p/Bjpxfr7Bqez/
Audio
«هرگز کسى در بهشت گریه نکرد، مگر رسول در نیمهٔ یک شب…» صفحات ٢٨٥ و ٢٨٦ کتاب «قاف» (بازخوانی سه متن کهن از عصر طلایی نثر فارسی دربارۀ آخرین پیامبر) با صدای یاسین حجازی @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
صفحه آخر از کتاب «قاف» (بازخوانی سه متن کهن درباره زندگی پیامبر گرامی ما) و حدیثی قابل تامل از پیامبر(ص) به نقل از «شرف النبی» @ehsanname
احسان‌نامه
⛔️اصل باشیم، نه کپی @ehsanname ✍️احسان رضایی: ... چند سالی است که در کنار بازار کتاب رسمی و قانونی ما، یک بازار زیرزمینی و قاچاق هم جریان دارد. این شبکه، کتابها را برمی‌دارند و با دستگاه ریسوگراف از نو تکثیر می‌کنند و جلدی هم رویش می‌زنند و در کنار خیابان…
📚۵۰۰میلیون فروش قاچاقی «انسان خردمند»
@ehsanname
«کتاب قاچاق» اصطلاحی است برای کتابهایی که از روی کتاب اصلی چاپ و تکثیر و فروخته می‌شود. شبکۀ قاچاق کتاب، هم کتابهای بدون مجوز را تکثیر می‌کنند و می‌فروشند و هم عناوین پرفروش بازار نشر را. این‌طوری کتاب جدید بدون اینکه کوچکترین سودی به نویسنده/مترجم و ناشر اصلی برسد، فروخته می‌شود. آنها این کار را یا با استفاده از ناآگاهی مخاطب از کپی بودن کتاب انجام می‌دهند، یا با این تبلیغ که ادعا می‌کنند کتاب‌هایشان بدون سانسور و اصل است (در حالی که آنها جز کپی از کتابهای موجود، هیچ کار دیگری نمی‌کنند).
bit.ly/2qvPwMm
🔸اخیراً اتحادیه ناشران و کتابفروشان موفق شده با همکاری پلیس امنیت، ۵ انبار از این کتابها را با حدود ۱۰۰ تن کتاب به ارزش حدود ۲۰میلیارد تومان قاچاق کشف و توقیف کند.
برای اینکه برآوردی از میزان خسارت این شبکه به ناشران کشور داشته باشید، اظهارات محمدرضا جعفری، مدیر نشر نو را در گفتگو با ایسنا بخوانید: "طبق برآوردها، ما فقط از  کتاب «انسان خردمند» (نوشتۀ یووال نوح هراری) بیش از ۵۰۰میلیون تومان متضرر شده‌ایم. حالا عنوان‌های دیگر را بررسی نکرده‌ایم. البته هنوز انبارهایشان کاملاً مشخص نیست و معلوم نیست قبلاً چقدر فروخته‌اند."
📌 isna.ir/news/97081507690/
Forwarded from احسان‌نامه
خانۀ آهوها
@ehsanname
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، این اسمی است که برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمع‏‌آوری روایات پراکنده از حماسه‏‌های ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمه‏‌اش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخه‌‏های قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمی‌‏ترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانه‏‌اش را می‏‌توان شناخت (مثلا نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانه‌‏هایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم، دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را بعد از فوت رکن‏‌الدوله دیلمی در ۳۶۶ قمری تخمین زده‌‏اند) و این، به ارزش این روایت‏ها اضافه می‏‌کند. این دو خبر، هر دو درباره ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها می‏‌خوانیم. روایت چنین است: 👇
@ehsanname
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابی‏‌جعفر عتبی شنیدم که می‏‌گفت: مرا ابوجعفر عتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابی‏‌منصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض می‏‌کردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن می‏‌بستم و جامه‌‏هاشان می‏‌ربودم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب می‏‌کرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمی‏‌رفت و من آنچه می‏‌کردم که نزدیک شود، نمی‏‌شد. چون آهو از جای خود حرکت می‏‌کرد تازی آن را دنبال می‏‌کرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار می‌‏رسید، می‏‌ایستاد. آهو در حجره‏‌ای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی می‏‌آمد به زیارت حضرت می‏‌رفتم و دعا و زاری می‏‌کردم و از خدا حاجت خود می‏‌خواستم و خداوند مرحمت می‏‌فرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دوم‌بار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواسته‏‌ام جز این‏که عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده.
@ehsanname
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی که این ترجمه را در ۱۰۷۵ قمری انجام داده، چاپ و تصحیحِ انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
#برچیده_ها
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 در سالگرد درگذشت محمدعلی جمالزاده، نویسندۀ پیشرو، یک ویدیو کوتاه از او ببینید مربوط به دیدار با فرهاد سپهبدی در ۱۰۲سالگی. جمالزاده سه سال بعد از این ویدیو، در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ درگذشت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📸 مزار محمدعلی جمالزاده و همسرش مارگرت فاطمه در قبرستان پتی‌ساکونه، شهر ژنو  سوئیس - عکس از ارسطو بهبهانی @ehsanname