💊پزشکان، مترجمان دردها
@ehsanname
✍️احسان رضایی: خیلیها هستند که در یک رشته تحصیل میکنند و بعدا بهکار دیگری مشغول میشوند و تجربههای متفاوتی را از سر میگذرانند. مثلا بیلگیتس- غول دنیای کامپیوتر و آیتی- در دانشگاه هاروارد حقوق میخواند که البته نیمهکاره ماند که حالا کاری نداریم. نکته اینجاست که ما موقع شنیدن جمله بالا اینقدر تعجب نمیکنیم که مثلا حین خواندن زندگینامه چه گوارا بفهمیم این اسطورۀ مبارز چریکی، پزشک بوده.
اشتغال صاحبان هیچ شغل دیگری به کاری غیر از تحصیلاتشان، به اندازه پزشکان جالب، جذاب و عجیب نیست. درک میکنیم که علاقهمندیهای یک پزشک که ممکن است با پرداختن صرف به امر طبابت ارضا نشود، یا اصلا علاقهمندیهایی که در خود پزشکی و ارتباطات گسترده آن با علوم و مسائل اجتماعی بهوجود میآید، باعث شده بسیاری از پزشکان در زمینههای دیگر هم فعالیت کنند. اما باز هم اینکه کسانی کنار گوشی پزشکیشان، قلم، میکروفن، بوم نقاشی، ... یا حتی تفنگ در دست داشتند، برایمان عجیب است. این بهخاطر اهمیتی است که خود پزشکی دارد. بین مشاغل مختلف، پزشکی است که عینیترین مواجهه را با انسان دارد. البته بقیه مشاغل هم موضوعشان انسان است؛ نجاری که صندلی میسازد برای راحتی آدمی کار میکند و کارگری که در کارخانه تراکتورسازی کار میکند، مشغول ساخت ماشینی است که دسترسی بشر به غذایش را تسهیل میکند اما هیچ شغل دیگری نیست که به اندازه طب از نزدیک با انسان و بدن انسان درگیر باشد. این مسئله خودش ابهتی به این شغل میدهد که در دیگر مشاغل نیست. برای همین است که از اشتغال یک پزشک به کاری دیگر تعجب میکنیم.
پزشکها خودشان روایتگر دردها و رنجهای بشری هستند و این، اصلا چیز کمی نیست. با این حال پزشکان زیادی هم داریم که در زمینههایی دیگر، از سیاست تا ادبیات معروف و مشهور هستند. پزشکان نویسنده شاید مورد جالبتری باشند. آنتون چخوف (استاد بیبدیل داستان کوتاه)، میخاییل بولگاکف (خالق «مرشد و مارگیتا»)، آرتور کانندویل (خالق شرلوک هولمز)، لویی فردینان سلین (نویسنده فرانسوی «سفر به انتهای شب»)، فرانسوا رابله (منتقد مشهور فرانسوی)، فردریش فون شیللر (شاعر دراماتیست آلمانی)، جان کیتز (شاعر انگلیسی)، آلبرت شوایترز (شاعر و فیلسوفی که برای خدمات انساندوستانهاش به آفریقاییها، نوبل صلح ۱۹۵۲ را برد)، مایکل کرایتون (نویسنده آمریکایی «پارک ژوراسیک»)، دیپاک چاپرا (نویسنده هندیالاصل آمریکایی که داستانهای روانشناسی دارد)، خالد حسینی (داستاننویس افغانیالاصل) و... همگی ادیبان پزشک هستند. در بین پزشکان ایرانی هم اسمهایی مثل قاسم غنی، غلامحسین ساعدی، بهرام صادقی، تقی مدرسی و افشین یداللهی را داریم؛ پزشکانی که هم در درمان دردها کوشیدند و هم در ترجمه دردها. هیجانانگیز است، نه؟
bit.ly/2Mr1jJj
📌یادداشت در روزنامه «هشمهری» (سهشنبه ۳۰ مرداد ۹۷)
http://newspaper.hamshahri.org/id/27878/
📸 چخوف در جزیرۀ ساخالین، تبعیدگاه مجرمان در سیبری. چخوف در ۱۸۹۰ به این جزیرۀ جهنمی رفت، سه ماه آنجا ماند و بعدها مشاهداتش را در قالب رسالهای به همین اسم «جزیره ساخالین» منتشر کرد (جلد ۵ از مجموعه آثار چخوف با ترجمۀ سروژ استپانیان) تا به قول خودش دینش را به پزشکی ادا کرده باشد. انتشار این تکنگاری، باعث بهبود شرایط زندانیان شد
@ehsanname
✍️احسان رضایی: خیلیها هستند که در یک رشته تحصیل میکنند و بعدا بهکار دیگری مشغول میشوند و تجربههای متفاوتی را از سر میگذرانند. مثلا بیلگیتس- غول دنیای کامپیوتر و آیتی- در دانشگاه هاروارد حقوق میخواند که البته نیمهکاره ماند که حالا کاری نداریم. نکته اینجاست که ما موقع شنیدن جمله بالا اینقدر تعجب نمیکنیم که مثلا حین خواندن زندگینامه چه گوارا بفهمیم این اسطورۀ مبارز چریکی، پزشک بوده.
اشتغال صاحبان هیچ شغل دیگری به کاری غیر از تحصیلاتشان، به اندازه پزشکان جالب، جذاب و عجیب نیست. درک میکنیم که علاقهمندیهای یک پزشک که ممکن است با پرداختن صرف به امر طبابت ارضا نشود، یا اصلا علاقهمندیهایی که در خود پزشکی و ارتباطات گسترده آن با علوم و مسائل اجتماعی بهوجود میآید، باعث شده بسیاری از پزشکان در زمینههای دیگر هم فعالیت کنند. اما باز هم اینکه کسانی کنار گوشی پزشکیشان، قلم، میکروفن، بوم نقاشی، ... یا حتی تفنگ در دست داشتند، برایمان عجیب است. این بهخاطر اهمیتی است که خود پزشکی دارد. بین مشاغل مختلف، پزشکی است که عینیترین مواجهه را با انسان دارد. البته بقیه مشاغل هم موضوعشان انسان است؛ نجاری که صندلی میسازد برای راحتی آدمی کار میکند و کارگری که در کارخانه تراکتورسازی کار میکند، مشغول ساخت ماشینی است که دسترسی بشر به غذایش را تسهیل میکند اما هیچ شغل دیگری نیست که به اندازه طب از نزدیک با انسان و بدن انسان درگیر باشد. این مسئله خودش ابهتی به این شغل میدهد که در دیگر مشاغل نیست. برای همین است که از اشتغال یک پزشک به کاری دیگر تعجب میکنیم.
پزشکها خودشان روایتگر دردها و رنجهای بشری هستند و این، اصلا چیز کمی نیست. با این حال پزشکان زیادی هم داریم که در زمینههایی دیگر، از سیاست تا ادبیات معروف و مشهور هستند. پزشکان نویسنده شاید مورد جالبتری باشند. آنتون چخوف (استاد بیبدیل داستان کوتاه)، میخاییل بولگاکف (خالق «مرشد و مارگیتا»)، آرتور کانندویل (خالق شرلوک هولمز)، لویی فردینان سلین (نویسنده فرانسوی «سفر به انتهای شب»)، فرانسوا رابله (منتقد مشهور فرانسوی)، فردریش فون شیللر (شاعر دراماتیست آلمانی)، جان کیتز (شاعر انگلیسی)، آلبرت شوایترز (شاعر و فیلسوفی که برای خدمات انساندوستانهاش به آفریقاییها، نوبل صلح ۱۹۵۲ را برد)، مایکل کرایتون (نویسنده آمریکایی «پارک ژوراسیک»)، دیپاک چاپرا (نویسنده هندیالاصل آمریکایی که داستانهای روانشناسی دارد)، خالد حسینی (داستاننویس افغانیالاصل) و... همگی ادیبان پزشک هستند. در بین پزشکان ایرانی هم اسمهایی مثل قاسم غنی، غلامحسین ساعدی، بهرام صادقی، تقی مدرسی و افشین یداللهی را داریم؛ پزشکانی که هم در درمان دردها کوشیدند و هم در ترجمه دردها. هیجانانگیز است، نه؟
bit.ly/2Mr1jJj
📌یادداشت در روزنامه «هشمهری» (سهشنبه ۳۰ مرداد ۹۷)
http://newspaper.hamshahri.org/id/27878/
📸 چخوف در جزیرۀ ساخالین، تبعیدگاه مجرمان در سیبری. چخوف در ۱۸۹۰ به این جزیرۀ جهنمی رفت، سه ماه آنجا ماند و بعدها مشاهداتش را در قالب رسالهای به همین اسم «جزیره ساخالین» منتشر کرد (جلد ۵ از مجموعه آثار چخوف با ترجمۀ سروژ استپانیان) تا به قول خودش دینش را به پزشکی ادا کرده باشد. انتشار این تکنگاری، باعث بهبود شرایط زندانیان شد
Forwarded from احساننامه
📚 معروفترین پزشکهای داستانی
✍️ احسان رضایی
@ehsanname
پزشکها و شرایط ویژه کارشان، سوژه خوبی برای داستاننویسها هستند. بیمارستان و مطب، جاهایی هستند که حضور اتفاقی آدمها در آنها عجیب نیست و خیلی راحت میشود از تکنیک داستانیِ تصادف استفاده کرد و باقی ماجرا را پیش برد. با این حال، خیلی از پزشکهای معروف در دنیای داستانها، برای اتفاقاتی خارج از این فضاها معروف شدهاند. این چهرهها کم هم نیستند. در ادبیات فارسی معاصر، آلنی اوجا (قهرمان جلدهای ۲ تا ۷ رمان «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی که یک جراح اعصاب حاذق و در عین حال انقلابی است)، دکتر عبدالله خان (از شخصیتهای فرعی رمان «سووشون» خانم دانشور، که رفتار مهربانانهاش در زری تاثیر زیادی میگذارد)، پرویز بکتاش (شخصیت رمان «دکتر بکتاش» محمدعلی افغانی که ماجرایی عاشقانه دارد) و مجید شریفی (شوهر آزاده خانم در رمان «آزاده خانم و نویسندهاش» رضا براهنی) را داریم. اما در ادبیات دنیا، پزشکهای معروفتری هم هستند:
🔸سینوهه (پزشک مخصوصِ فرعون آخناتون که میکا والتاری، تاریخینویسِ فنلاندی داستانش را نوشت و ذبیحالله منصوری ترجمه-تالیفش کرد. شرح مبسوطی درباره پزشکی در مصر باستان دارد.)
🔹فاوست (حکیمی در آلمان قرون وسطی که دنبال مهارت زندهکردن مردگان و جاودانگی بشر است. طیعتا نمیتواند و این نتوانستن عذابش میدهد و عاقبت با شیطان معامله میکند و روحش را به او میفروشد. معروفترین روایتها از فاوست، برای کریستوفر مارلو و گوته است.)
🔸هنری جکیل (قهرمان رمان رابرت لوییس استیونسون، یعنی «دکتر جکیل و آقای هاید» علاقمند به مبحث دوگانگی شخصیت است و دارویی برای جدا کردن این دو بخش میسازد و به خاطر اصول اخلاقی تحقیق، روی خودش امتحان میکند. هیچی دیگر، شبها هیولاست و روزها دکتر جکیلِ مهربان.)
🔹جان دولیتل (اول هیو لافتینگِ انگلیسی یک داستان کودکانه نوشت درباره دکتری که ترس آدمها از حیوانات را درمان میکند. بعد کم کم در جلدهای بعدی دکتر دولیتل زبان حیوانها را هم یاد گرفت و مشهور شد.)
🔸ویلیام رابینسون (سال ۱۸۱۲ جان دیوید ویس از روی دست دانیل دوفو و «رابینسون کروزوئه»اش یک رمان جدید نوشت: «خانوادهٔ سوئیسی رابینسون». داستان خانوادهای که حین سفر دریایی به استرالیا، دچار سانحه میشوند و در یک جزیره ناشناخته گیر میافتند. کارتون «خانواده دکتر ارنست» اقتباس از این کتاب بود.)
goo.gl/yaQyqQ
🔹یوری ژیواگو (یک پزشک شاعر که بوریس پاسترناک داستان زندگیاش را در «دکتر ژیواگو» ترسیم کرد و نشان داد که چطور وقایع بیرونی، مثل جنگ جهانی و انقلاب اکتبر، بین او و محبوبش لارا فاصله انداخت و بر او رفت، آنچه رفت.)
🔸لموئیل گالیور (آنطور که جاناتان سویفت تعریف کرده، گالیور اول در کمبریج درس میخواند، اما آنجا را ول کرد تا برود پیش یک جراح برجسته درس بخواند. چهار سال هم در دانشگاه لیدن هلند طب خواند. ریاضیات و دریانوردی را هم خودش یاد گرفت و بعد راهی چهار سفر معروفش به سرزمین کوتولهها، غولها و اسبهای سخنگو شد)
🔹هانیبال لکتر (یک روانپزشکِ زیادی باهوش که از طریق روانکاوی دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را به انجام کارهای خطرناک و نامربوط وادار میکند. از رمانهای «اژدهای سرخ» و «سکوت برهها»ی توماس هریس پیدایش شد و بعد به سینما رفت.)
🔸جان اچ. واتسون (دوست صمیمی شرلوک هولمز. این پزشک ارتشِ بریتانیا، در هند و افغانستان خدمت کرده بود. اما وقتی با شرلوک آشنا شد که از ارتش استعفا داده بود. این دو با هم خانه شماره ۲۲۱ب خیابان بیکر را اجاره کردند و رفتند سراغ حل مرموزترین معماهای پلیسی.)
🔹آبراهام ونهلسینگ (یکی از مشهورترین شکارچیان خونآشامها که اولین بار در رمان «دراکولا» برام استوکر ظاهر شد و بعدها به داستانهای دیگر هم رفت. او چهار مدرک دکترا در زمینهٔ طب، فلسفه، ادبیات و حقوق دارد و آدم خفنی است.)
✍️ احسان رضایی
@ehsanname
پزشکها و شرایط ویژه کارشان، سوژه خوبی برای داستاننویسها هستند. بیمارستان و مطب، جاهایی هستند که حضور اتفاقی آدمها در آنها عجیب نیست و خیلی راحت میشود از تکنیک داستانیِ تصادف استفاده کرد و باقی ماجرا را پیش برد. با این حال، خیلی از پزشکهای معروف در دنیای داستانها، برای اتفاقاتی خارج از این فضاها معروف شدهاند. این چهرهها کم هم نیستند. در ادبیات فارسی معاصر، آلنی اوجا (قهرمان جلدهای ۲ تا ۷ رمان «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی که یک جراح اعصاب حاذق و در عین حال انقلابی است)، دکتر عبدالله خان (از شخصیتهای فرعی رمان «سووشون» خانم دانشور، که رفتار مهربانانهاش در زری تاثیر زیادی میگذارد)، پرویز بکتاش (شخصیت رمان «دکتر بکتاش» محمدعلی افغانی که ماجرایی عاشقانه دارد) و مجید شریفی (شوهر آزاده خانم در رمان «آزاده خانم و نویسندهاش» رضا براهنی) را داریم. اما در ادبیات دنیا، پزشکهای معروفتری هم هستند:
🔸سینوهه (پزشک مخصوصِ فرعون آخناتون که میکا والتاری، تاریخینویسِ فنلاندی داستانش را نوشت و ذبیحالله منصوری ترجمه-تالیفش کرد. شرح مبسوطی درباره پزشکی در مصر باستان دارد.)
🔹فاوست (حکیمی در آلمان قرون وسطی که دنبال مهارت زندهکردن مردگان و جاودانگی بشر است. طیعتا نمیتواند و این نتوانستن عذابش میدهد و عاقبت با شیطان معامله میکند و روحش را به او میفروشد. معروفترین روایتها از فاوست، برای کریستوفر مارلو و گوته است.)
🔸هنری جکیل (قهرمان رمان رابرت لوییس استیونسون، یعنی «دکتر جکیل و آقای هاید» علاقمند به مبحث دوگانگی شخصیت است و دارویی برای جدا کردن این دو بخش میسازد و به خاطر اصول اخلاقی تحقیق، روی خودش امتحان میکند. هیچی دیگر، شبها هیولاست و روزها دکتر جکیلِ مهربان.)
🔹جان دولیتل (اول هیو لافتینگِ انگلیسی یک داستان کودکانه نوشت درباره دکتری که ترس آدمها از حیوانات را درمان میکند. بعد کم کم در جلدهای بعدی دکتر دولیتل زبان حیوانها را هم یاد گرفت و مشهور شد.)
🔸ویلیام رابینسون (سال ۱۸۱۲ جان دیوید ویس از روی دست دانیل دوفو و «رابینسون کروزوئه»اش یک رمان جدید نوشت: «خانوادهٔ سوئیسی رابینسون». داستان خانوادهای که حین سفر دریایی به استرالیا، دچار سانحه میشوند و در یک جزیره ناشناخته گیر میافتند. کارتون «خانواده دکتر ارنست» اقتباس از این کتاب بود.)
goo.gl/yaQyqQ
🔹یوری ژیواگو (یک پزشک شاعر که بوریس پاسترناک داستان زندگیاش را در «دکتر ژیواگو» ترسیم کرد و نشان داد که چطور وقایع بیرونی، مثل جنگ جهانی و انقلاب اکتبر، بین او و محبوبش لارا فاصله انداخت و بر او رفت، آنچه رفت.)
🔸لموئیل گالیور (آنطور که جاناتان سویفت تعریف کرده، گالیور اول در کمبریج درس میخواند، اما آنجا را ول کرد تا برود پیش یک جراح برجسته درس بخواند. چهار سال هم در دانشگاه لیدن هلند طب خواند. ریاضیات و دریانوردی را هم خودش یاد گرفت و بعد راهی چهار سفر معروفش به سرزمین کوتولهها، غولها و اسبهای سخنگو شد)
🔹هانیبال لکتر (یک روانپزشکِ زیادی باهوش که از طریق روانکاوی دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را به انجام کارهای خطرناک و نامربوط وادار میکند. از رمانهای «اژدهای سرخ» و «سکوت برهها»ی توماس هریس پیدایش شد و بعد به سینما رفت.)
🔸جان اچ. واتسون (دوست صمیمی شرلوک هولمز. این پزشک ارتشِ بریتانیا، در هند و افغانستان خدمت کرده بود. اما وقتی با شرلوک آشنا شد که از ارتش استعفا داده بود. این دو با هم خانه شماره ۲۲۱ب خیابان بیکر را اجاره کردند و رفتند سراغ حل مرموزترین معماهای پلیسی.)
🔹آبراهام ونهلسینگ (یکی از مشهورترین شکارچیان خونآشامها که اولین بار در رمان «دراکولا» برام استوکر ظاهر شد و بعدها به داستانهای دیگر هم رفت. او چهار مدرک دکترا در زمینهٔ طب، فلسفه، ادبیات و حقوق دارد و آدم خفنی است.)
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 اول شهریور، زادروز استاد نجف دریابندری است که عمرش دراز باد. او این روزها مبتلای آلزایمر است، اما هنوز «افسانه» نیما را به خاطر دارد
@ehsanname
فیلم از اینستاگرام شوکا حسینی
@ehsanname
فیلم از اینستاگرام شوکا حسینی
گردشگری ادبی - رادیو کتاب
🎧 گردشگری ادبی و راههایی که میشود بدون تخریب از خانۀ نیما کسب درآمد کرد. گفتگوی احسان رضایی با رادیو فرهنگ، برنامه «رادیو کتاب»، عصر پنجشنبه ۱ شهریور ۹۷ @ehsanname
🔺بالا: مارگارت اتوود، نویسنده ۶۰ اثر ازجمله رمانهای معروف «سرگذشت ندیمه» و «آدمکش کور» از فالوئرها معنی یک اصطلاح را پرسیده
🔻پایین: نویسندۀ جوانِ یک رمان، جواب انتقاد فالوئرش را داده @ehsanname
🔻پایین: نویسندۀ جوانِ یک رمان، جواب انتقاد فالوئرش را داده @ehsanname
عقاب
پرویز ناتل خانلری
«گر در اوج فلکم باید مُرد
عمر در گند به سر نتوان برد»
@qadahha
@ehsanname
🎧شعر عقاب، سروده و صدای دکتر پرویز ناتل خانلری
عمر در گند به سر نتوان برد»
@qadahha
@ehsanname
🎧شعر عقاب، سروده و صدای دکتر پرویز ناتل خانلری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹کتابخانه عمومی نیویورک در اینستاگرامش ابتکار به خرج داد و متن رمان «آلیس در سرزمین عجایب» را در قالب استوری منتشر کرد. نتیجه شگفتانگیز بود: ظرف یک هفته ۳۹۶۷۳ نفر این رمان را خواندند @ehsanname
احساننامه
📚برای استفاده از تخفیف طرح تابستانه تا ۵ شهریور در تهران و تا ۸ شهریور در شهرهای دیگر وقت هست. تخفیف کتابهای تألیفی ۲۵٪ و آثار ترجمه ۱۵٪ است @ehsanname 📍فهرست کتابفروشی های عضو طرح: bit.ly/2w2wErN
📚طبق آمار سایت خانه کتاب، تا امشب در طرح تابستانه ۱۲۲هزار و ۱۶۸ جلد کتاب، به مبلغ ۲میلیارد و ۸۷۳میلیون تومان فروش رفته. تهرانیها برای استفاده از تخفیفهای این طرح، فقط دو روز وقت دارند @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓 چهارم شهریور، سالروز خاموشی راوی قصههای از یاد رفته و آرزوهای بر باد رفته #مهدی_اخوان_ثالث است. یادش گرامی باد
@ehsanname
📸 مراسم چهلم اخوان، مهر ۱۳۶۹ - از وبلاگ رضا افضلی
@ehsanname
📸 مراسم چهلم اخوان، مهر ۱۳۶۹ - از وبلاگ رضا افضلی
Avaze Karak
Mehdi Akhavan Sales
🎧 «آوازِ کرَک» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «صدای شاعر» کانون پرورش فکری، با موسیقی فریدون شهبازیان @ehsanname
Avaze Karak
Salar Aghili
🎼 «آوازِ کرَک» شعر #مهدی_اخوان_ثالث با آواز سالار عقیلی از آلبوم «وطن» با موسیقی نوید دهقان @ehsanname
Avaze Karak
Alireza Ghorbani/Alireza Ghorbani
🎼 «آوازِ کرَک» شعر #مهدی_اخوان_ثالث با آواز علیرضا قربانی از آلبوم «همآواز پرستوهای آه» با موسیقی سیاوش ولیپور @ehsanname
Avaze Karak
Farhad
🎧بشنوید: شعر «آواز کرَک» از #مهدی_اخوان_ثالث با دکلمه فرهاد، از آلبوم «بازم صدای نی میاد» @ehsanname
📸خانم کارولین کراسکری، مترجم ۱۸ رمان ایرانی به زبان انگلیسی، در جشنواره ادبی ملل در آمریکا، غرفه ادبیات ایرانی را برپا کرده. این جشنواره در شهر سنت لوئیس در ایالت میسوری برگزار میشود @ehsanname
🗞تعطیلی یک نشریۀ قدیمی دیگر
@ehsanname
بعد از «دنیای ورزش»، مؤسسه اطلاعات مجله «جوانان امروز» را هم تعطیل کرد. اولین شمارۀ این هفتهنامه معروف چهارم مهر ۱۳۴۵ منتشر شد، اول هم اسمش «جوانان» بود که بعد از چند شماره «امروز» به آن اضافه شد. سردبیر مجله رجبعلی اعتمادی، یا آنطور که بین خوانندگان آثارش معروف است «ر. اعتمادی» بود که خودش از پاورقینویسهای معروف بود. سردبیر «اطلاعات هفتگی» هم رسول ارونقی کرمانی، یک پاورقینویس دیگر بود. برای همین این دو نشریه، داستانهای زیادی به شکل پاورقی چاپ و منتشر کردند و نوعی از ادبیات داستانی را شکل دادند که به «عامهپسند» معروف است. حتی در سالهای دهه شصت و تغییر سردبیری و رویکرد مجله هم، پاورقیهای خاطرات بازپرس ویژه قتل احمد محققی از معروفترین بخشهای «جوانان امروز» بود.
«جوانان امروز» که میگویند زمانی تیراژ ۳۰۰هزار نسخهای هم داشت، در دهه هفتاد و هشتاد قافیه را به مجلات جوانانۀ جدید باخت و به تدریج از روزهای اوجش فاصله گرفت. تعطیلی نشریات کاغذی کممخاطب، آن هم در عصر دیجیتال، شاید اجتنابناپذیر باشد، اما تعطیلی نشریهای با ۵۲ سال سابقه و انتشار ۲۲۵۷ شماره یک کم غمانگیز است. نیست؟
bit.ly/2wgykOb
🔻لوگو «جوانان امروز» در دهههای ۱۳۵۰(بالا) و ۱۳۹۰
@ehsanname
بعد از «دنیای ورزش»، مؤسسه اطلاعات مجله «جوانان امروز» را هم تعطیل کرد. اولین شمارۀ این هفتهنامه معروف چهارم مهر ۱۳۴۵ منتشر شد، اول هم اسمش «جوانان» بود که بعد از چند شماره «امروز» به آن اضافه شد. سردبیر مجله رجبعلی اعتمادی، یا آنطور که بین خوانندگان آثارش معروف است «ر. اعتمادی» بود که خودش از پاورقینویسهای معروف بود. سردبیر «اطلاعات هفتگی» هم رسول ارونقی کرمانی، یک پاورقینویس دیگر بود. برای همین این دو نشریه، داستانهای زیادی به شکل پاورقی چاپ و منتشر کردند و نوعی از ادبیات داستانی را شکل دادند که به «عامهپسند» معروف است. حتی در سالهای دهه شصت و تغییر سردبیری و رویکرد مجله هم، پاورقیهای خاطرات بازپرس ویژه قتل احمد محققی از معروفترین بخشهای «جوانان امروز» بود.
«جوانان امروز» که میگویند زمانی تیراژ ۳۰۰هزار نسخهای هم داشت، در دهه هفتاد و هشتاد قافیه را به مجلات جوانانۀ جدید باخت و به تدریج از روزهای اوجش فاصله گرفت. تعطیلی نشریات کاغذی کممخاطب، آن هم در عصر دیجیتال، شاید اجتنابناپذیر باشد، اما تعطیلی نشریهای با ۵۲ سال سابقه و انتشار ۲۲۵۷ شماره یک کم غمانگیز است. نیست؟
bit.ly/2wgykOb
🔻لوگو «جوانان امروز» در دهههای ۱۳۵۰(بالا) و ۱۳۹۰
📸 انتشار چاپ دوم ترجمۀ «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد، توسط خانم سرور کسمایی در فرانسه. این رمان تاکنون به ۱۵ زبان مختلف ترجمه شده است @ehsanname
🏠 در مصایب حفظ خانههای تاریخی
@ehsanname
فکر میکنید اگر خانۀ نیما یا خانۀ پدری فروغ توسط نهادهای عمومی خریداری شود، کار تمام است؟ ماجرای خرید خانۀ اخوانثالث (در خیابان فاطمی) و ساخت خانه-موزه اخوان، نشان میدهد که خیر. امروز ایبنا گزارشی در مورد سرنوشت این خانه منتشر کرد که در آن با پسر اخوان، روابط عمومی شهرداری منطقه ۶ و احمد مسجدجامعی حرف زده و آخرش اینکه قرار شده حالا دوباره از نو در شورای شهر تهران در مورد خانۀ شاعر بزرگ روزگار ما حرف بزنند، ببینید چکار میشود کرد!
bit.ly/2wtXHeG
🔹روایت زردشت اخوان، پسر آقای شاعر، از وضعیت خانۀ اخوانثالث: خانه خیابان زرتشت را حدود سال ۱۳۹۰ به شهرداری منطقه ۶ واگذار کردیم و من و مادر وسایل شخصی خود را برداشتیم و از آن خانه رفتیم و تمامی وسایل زندگی اخوانثالث داخل خانه ماند تا خانه به معنی واقعی کلمه خانه اخوان باشد. متأسفانه دوستان شهرداری تنها علاقه داشتند تا خانه را از ما بخرند و بعد از خرید ملک تا ۳ سال به خانه دست نزدند و در نتیجه تمام وسایل خانه نابود شد و تازه بعد از ۳ سال آمدند و آنجا را یک بازسازی خیلی بد انجام دادند. بازسازی کاملاً سلیقهای انجام شده و به همین دلیل خانه هیچ شباهتی به محل اقامت اخوان ثالث ندارد. شما فکر کنید در خانه را برداشتند و یک در فرفورژه گذاشتند یا باغچه به آن خوشگلی که پر از گل و گیاه بود، سطحاش را پوشاندند و یک حوضچه آبنمای سه طبقه که بالای سرش یک اردک است، نصب کردند یا دیوار را سنگ مرمر کردند و در مجموع باید بگویم که یک حرکت بازاری بچگانه انجام دادند و همین باعث شد تا بروم و اعتراض کنم که در جواب به من گفتند که «شما خانه را فروختید و دیگه با اون چیکار دارید؟» من هم بعد از این بیاحترامیها دیگر پیگیر نشدم.
http://ibna.ir/fa/doc/report/264647/
📸کتابخانه شخصی #مهدی_اخوان_ثالث
@ehsanname
فکر میکنید اگر خانۀ نیما یا خانۀ پدری فروغ توسط نهادهای عمومی خریداری شود، کار تمام است؟ ماجرای خرید خانۀ اخوانثالث (در خیابان فاطمی) و ساخت خانه-موزه اخوان، نشان میدهد که خیر. امروز ایبنا گزارشی در مورد سرنوشت این خانه منتشر کرد که در آن با پسر اخوان، روابط عمومی شهرداری منطقه ۶ و احمد مسجدجامعی حرف زده و آخرش اینکه قرار شده حالا دوباره از نو در شورای شهر تهران در مورد خانۀ شاعر بزرگ روزگار ما حرف بزنند، ببینید چکار میشود کرد!
bit.ly/2wtXHeG
🔹روایت زردشت اخوان، پسر آقای شاعر، از وضعیت خانۀ اخوانثالث: خانه خیابان زرتشت را حدود سال ۱۳۹۰ به شهرداری منطقه ۶ واگذار کردیم و من و مادر وسایل شخصی خود را برداشتیم و از آن خانه رفتیم و تمامی وسایل زندگی اخوانثالث داخل خانه ماند تا خانه به معنی واقعی کلمه خانه اخوان باشد. متأسفانه دوستان شهرداری تنها علاقه داشتند تا خانه را از ما بخرند و بعد از خرید ملک تا ۳ سال به خانه دست نزدند و در نتیجه تمام وسایل خانه نابود شد و تازه بعد از ۳ سال آمدند و آنجا را یک بازسازی خیلی بد انجام دادند. بازسازی کاملاً سلیقهای انجام شده و به همین دلیل خانه هیچ شباهتی به محل اقامت اخوان ثالث ندارد. شما فکر کنید در خانه را برداشتند و یک در فرفورژه گذاشتند یا باغچه به آن خوشگلی که پر از گل و گیاه بود، سطحاش را پوشاندند و یک حوضچه آبنمای سه طبقه که بالای سرش یک اردک است، نصب کردند یا دیوار را سنگ مرمر کردند و در مجموع باید بگویم که یک حرکت بازاری بچگانه انجام دادند و همین باعث شد تا بروم و اعتراض کنم که در جواب به من گفتند که «شما خانه را فروختید و دیگه با اون چیکار دارید؟» من هم بعد از این بیاحترامیها دیگر پیگیر نشدم.
http://ibna.ir/fa/doc/report/264647/
📸کتابخانه شخصی #مهدی_اخوان_ثالث
احساننامه
📚پرمخاطبترین آثار داستانی ایرانی در دهه ۹۰ @ehsanname مجله اینترنتی الفیا در مطلبی، به معرفی ۳۰+۱ کتاب پرفروش داستانی پرداخته که هم در دهۀ ۱۳۹۰ منتشر شده و هم یک نوبت چاپ در سال جاری داشته باشند (alefyaa.ir/?p=9680). این فهرست را به اضافۀ زمان چاپ اول هر…
📚پرمخاطبترین کتابهای شعر در دهه ۹۰
@ehsanname
مجله اینترنتی الفیا قبلا در مطلبی، به معرفی ۳۰+۱ کتاب پرفروش داستانی دهۀ ۱۳۹۰ پرداخته بود که بعداً با اضافه شدن «شبپرهها» از مرتضی مؤدبپور (با ۱۵۰۰۰نسخه) شد ۳۲ اثر داستانی پرفروشی که در این دهه منتشر شدهاند (alefyaa.ir/?p=9680). حالا این مجله همین کار را برای کتابهای شعر دهه ۱۳۹۰ انجام داده و فهرستی ۱۵تایی از کتابهای شعری که چاپ اولشان در دهه نود است، امسال هم یک نوبت تجدید چاپ شدهاند و مجموع تیراژشان بالای ۱۰هزار است را به دست داده (alefyaa.ir/?p=9878). جالب است که در بخش ادبیات داستانی تعداد چنین آثار تقریباً دو برابر بود. فهرست دفتر شعرهای پرمخاطب این دهه را ببینید:
📔ضد (فاضل نظری، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۲) با چاپ ۸۵۰۰۰ نسخه
📕کتاب (فاضل نظری، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۵) با چاپ ۵۵۰۰۰ نسخه
📙قبله مایل به تو (حمیدرضا برقعی، انتشارات فصل پنجم، ۱۳۹۰) با چاپ ۳۳۸۰۰ نسخه
📗فیضبوک (ناصر فیض، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۲) با چاپ ۲۷۲۲۰ نسخه
📘 آتایا (علیرضا آذر، نشر نیماژ، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۷۴۰۰ نسخه
📔حفرهها (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه، ۱۳۹۰) با چاپ ۱۷۰۰۰ نسخه
📕پیشآمد (کاظم بهمنی، نشر نیماژ، ۱۳۹۰) با چاپ ۱۶۷۰۰ نسخه
📙فکر کنم دیشب باران مرا شسته امروز «تو»ام (کامران رسولزاده، نشر مروارید، ۱۳۹۱) با چاپ ۱۵۹۵۰ نسخه
📗کوتاه بیا عمرم به نیامدنت قد نمیدهد (کامران رسولزاده، نشر مروارید، ۱۳۹۲) با چاپ ۱۵۴۰۰ نسخه
📘پذیرفتن (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۵۲۰۰ نسخه
📔 اسمش همین است (علیرضا آذر، نشر نیماژ، ۱۳۹۲) با چاپ ۱۵۲۰۰ نسخه
📕عطارد (کاظم بهمنی، نشر نیماژ، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۳۰۰۰ نسخه
📙رقعه (حمیدرضا برقعی، انتشارات فصل پنجم، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۲۵۰۰ نسخه
📗 اسکارلت دهه شصت (سجاد افشاریان، نشر چشمه، ۱۳۹۶) با چاپ ۱۲۰۰۰ نسخه
📘 اثر انگشت (علیرضا آذر، نشر نیماژ، ۱۳۹۵) با چاپ ۱۱۰۰۰ نسخه
@ehsanname
🔺تحلیل این فهرست و بررسی دلایل فروش هر کدام از این آثار که در قالبها و سبکهای متفاوتی هم هستند، بحث مفصلتری لازم دارد. فعلاً همینها را داشته باشید که در این فهرست، پرمخاطبترین شاعر فاضل نظری است. علیرضا آذر با ۳ کتاب بیشترین تعداد کتاب را در این سیاهه دارد. پرفروشترین نشر در حوزۀ شعر، نشر نیماژ با ۵ کتاب پرفروش است. سهم بانوان شاعر از این سیاهه صفر است. کلاسیکسراها از سپیدگوها در فروش جلو زدهاند. و بالاخره اینکه مجموع تیراژ دفتر شعرهای پرفروش (۳۶۲هزار) تقریباً یک سوم مجموع تیراژ داستانهای پرفروش و بالای ۱۰هزار تیراژ است.
@ehsanname
مجله اینترنتی الفیا قبلا در مطلبی، به معرفی ۳۰+۱ کتاب پرفروش داستانی دهۀ ۱۳۹۰ پرداخته بود که بعداً با اضافه شدن «شبپرهها» از مرتضی مؤدبپور (با ۱۵۰۰۰نسخه) شد ۳۲ اثر داستانی پرفروشی که در این دهه منتشر شدهاند (alefyaa.ir/?p=9680). حالا این مجله همین کار را برای کتابهای شعر دهه ۱۳۹۰ انجام داده و فهرستی ۱۵تایی از کتابهای شعری که چاپ اولشان در دهه نود است، امسال هم یک نوبت تجدید چاپ شدهاند و مجموع تیراژشان بالای ۱۰هزار است را به دست داده (alefyaa.ir/?p=9878). جالب است که در بخش ادبیات داستانی تعداد چنین آثار تقریباً دو برابر بود. فهرست دفتر شعرهای پرمخاطب این دهه را ببینید:
📔ضد (فاضل نظری، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۲) با چاپ ۸۵۰۰۰ نسخه
📕کتاب (فاضل نظری، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۵) با چاپ ۵۵۰۰۰ نسخه
📙قبله مایل به تو (حمیدرضا برقعی، انتشارات فصل پنجم، ۱۳۹۰) با چاپ ۳۳۸۰۰ نسخه
📗فیضبوک (ناصر فیض، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۲) با چاپ ۲۷۲۲۰ نسخه
📘 آتایا (علیرضا آذر، نشر نیماژ، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۷۴۰۰ نسخه
📔حفرهها (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه، ۱۳۹۰) با چاپ ۱۷۰۰۰ نسخه
📕پیشآمد (کاظم بهمنی، نشر نیماژ، ۱۳۹۰) با چاپ ۱۶۷۰۰ نسخه
📙فکر کنم دیشب باران مرا شسته امروز «تو»ام (کامران رسولزاده، نشر مروارید، ۱۳۹۱) با چاپ ۱۵۹۵۰ نسخه
📗کوتاه بیا عمرم به نیامدنت قد نمیدهد (کامران رسولزاده، نشر مروارید، ۱۳۹۲) با چاپ ۱۵۴۰۰ نسخه
📘پذیرفتن (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۵۲۰۰ نسخه
📔 اسمش همین است (علیرضا آذر، نشر نیماژ، ۱۳۹۲) با چاپ ۱۵۲۰۰ نسخه
📕عطارد (کاظم بهمنی، نشر نیماژ، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۳۰۰۰ نسخه
📙رقعه (حمیدرضا برقعی، انتشارات فصل پنجم، ۱۳۹۳) با چاپ ۱۲۵۰۰ نسخه
📗 اسکارلت دهه شصت (سجاد افشاریان، نشر چشمه، ۱۳۹۶) با چاپ ۱۲۰۰۰ نسخه
📘 اثر انگشت (علیرضا آذر، نشر نیماژ، ۱۳۹۵) با چاپ ۱۱۰۰۰ نسخه
@ehsanname
🔺تحلیل این فهرست و بررسی دلایل فروش هر کدام از این آثار که در قالبها و سبکهای متفاوتی هم هستند، بحث مفصلتری لازم دارد. فعلاً همینها را داشته باشید که در این فهرست، پرمخاطبترین شاعر فاضل نظری است. علیرضا آذر با ۳ کتاب بیشترین تعداد کتاب را در این سیاهه دارد. پرفروشترین نشر در حوزۀ شعر، نشر نیماژ با ۵ کتاب پرفروش است. سهم بانوان شاعر از این سیاهه صفر است. کلاسیکسراها از سپیدگوها در فروش جلو زدهاند. و بالاخره اینکه مجموع تیراژ دفتر شعرهای پرفروش (۳۶۲هزار) تقریباً یک سوم مجموع تیراژ داستانهای پرفروش و بالای ۱۰هزار تیراژ است.
🎬پیشنهاد فیلم: مستند «رزمآرا، یک دوسیۀ مسکوت» در گروه هنروتجربه و در شهرهای مختلف دارد اکران میشود. اگر دوست دارید یک روایت جذاب و غیرکلیشهای از تاریخ معاصر ببینید، فرصت را از دست ندهید @ehsanname
🔹بهار امسال بود که شش وزیر به دادستان نامه نوشتند و خواهان رفع فیلتر توئیتر شدند. سیدعباس صالحی، وزیر ارشاد یکی از این وزرا بود. صالحی خودش هم اهل توئیتر است و اتفاقاً ماجراهایی که در این ایام شاهدش بودیم، نشان میدهد توئیتهایی که او را منشن کنند را هم با دقت دنبال میکند.
@ehsanname
📔 هفتۀ پیش بود که امیرحسین خداپرست توئیت کرد در ترجمهاش از کتاب «فضیلت» اثر هتر باتلی (نشر کرگدن)، کتاب را به سه نسل از خاندان سحابی تقدیم کرده ولی بررسِ اداره کتاب اسم هاله سحابی را خط زده است. عصر همان روز او از پیگیری وزیر و حل مشکل خبر داد.
twitter.com/amkhodaparast/status/1031905604158345217
📕 مورد دیگر مربوط به حسین وحدانی است که نوشت کتاب «دالِ دوست داشتن» او (نشر ویدا) بعد از ۱۴نوبت چاپ دچار ممیزی شده و بررس برای مجوز چاپ پانزدهم خواسته تا «معشوق»های کتاب کمتر شود. حالا هم یک روز بعد خبر از رفع مشکل با دستور وزیر ارشاد داده.
twitter.com/HoseinVahdani/status/1034495242920181761
@ehsanname
📔 هفتۀ پیش بود که امیرحسین خداپرست توئیت کرد در ترجمهاش از کتاب «فضیلت» اثر هتر باتلی (نشر کرگدن)، کتاب را به سه نسل از خاندان سحابی تقدیم کرده ولی بررسِ اداره کتاب اسم هاله سحابی را خط زده است. عصر همان روز او از پیگیری وزیر و حل مشکل خبر داد.
twitter.com/amkhodaparast/status/1031905604158345217
📕 مورد دیگر مربوط به حسین وحدانی است که نوشت کتاب «دالِ دوست داشتن» او (نشر ویدا) بعد از ۱۴نوبت چاپ دچار ممیزی شده و بررس برای مجوز چاپ پانزدهم خواسته تا «معشوق»های کتاب کمتر شود. حالا هم یک روز بعد خبر از رفع مشکل با دستور وزیر ارشاد داده.
twitter.com/HoseinVahdani/status/1034495242920181761
Forwarded from احساننامه
گفتی ثنای شاه ولایت نکردهام؟
بیرون ز هر ستایش و حد ثنا علی است ...
@ehsanname
✍️ شعر و خط نیما یوشیج در مدح امیرالمؤمنین(ع) - عید غدیر مبارک
بیرون ز هر ستایش و حد ثنا علی است ...
@ehsanname
✍️ شعر و خط نیما یوشیج در مدح امیرالمؤمنین(ع) - عید غدیر مبارک