احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
احسان‌نامه
🔹خبر از این تلخ‌تر نمی‌شود. استاد نجیب مایل هروی، نویسنده و پژوهشگر برجستۀ افغانستانی مقیم ایران، در نتیجه بی‌مهری مسئولان و اطرافیان، این روزها در یک بیمارستان روانپزشکی روزگار می‌گذراند. @ehsanname خبر را محمدابراهیم شریعتی، پژوهشگر و ناشر افغانستانی مقیم…
🔺آخرین خبرها از وضعیت استاد مایل هروی
@ehsanname
انتشار خبر بستری بودن استاد نجیب مایل هروی، بازتاب وسیعی میان دوستان و دوستداران ادبیات داشت و افراد و گروه‌های مختلف به این موضوع واکنش نشان دادند. امروز دو خبر هم در این باره منتشر شد که نشان از حل مشکل دارد.
bit.ly/2m7FnDo
🔹دکتر محسن جوادی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد برای پیگیری وضعیت نجیب مایل هروی به مشهد رفته و به روزنامه ایران گفته است «مشکلی برای تأمین هزینه‌های این پژوهشگر نیست.»
iran-newspaper.com/Newspaper/Page/6823/Last/24/0

🔸شهاب‌الدین مایل هروی، پسر استاد هم به ایبنا گفته بیماری پدرش افسردگی است. او دربارۀ وضعیت پدرش توضیح داده: «در حال ترخیص پدرم از بیمارستان هستم و هزینه ۵۰ روز بستری او را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان تخمین می‌زنم.» (یعنی کمتر از یک همایش و سمینار!) به گفتۀ شهاب مایل هروی، نیکنام حسینی‌‌پور، مدیرعامل خانه کتاب هزینه‌های درمان استاد را تقبل کرده است و اینکه «اگر پدرم تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار داشت، هزینه‌‌ بیمارستان ۳ میلیون تومان تمام می‌شد.» حیف!
ibna.ir/fa/doc/shortint/263105

📸 تقدیر از مایل هروی توسط رئیس‌جمهور روحانی در مراسم کتاب سال ۱۳۹۳ به عنوان پژوهشگر برتر
📙نامزدهای هشتمین جشنواره پروین اعتصامی در بخش داستان. این جایزۀ دوسالانه ویژه بانوان نویسنده است و اختتامیه‌اش روز شنبه برگزار می‌شود @ehsanname
🔹روایتِ اسماعیل آذری از روزگاری که پر از خط‌کشی است. آذری روستا به روستا می‌رود و برای بچه‌ها قصه می‌خواند @ehsanname
احسان‌نامه
🌕نوبل جایگزین هم به بازار آمد @ehsanname لابد در جریان هستید که بعد از انتشار آن خبر شنیع، نوبل ادبیات ۲۰۱۸ رفت روی هوا. جریان از این قرار است که زمستان گذشته ۱۸ زن رفتند عارض شدند که مدیر یک باشگاه کتابخوانی در استکهلم آن کار دیگر می‌کند. دست بر قضا این آقا…
🌕نوبل جایگزین شروع کرد
@ehsanname
بعد از انتشار اخبار مربوط به رسوایی همسر یکی از اعضای آکادمی سوئد و داستان‌هایی که بعدش راه افتاد، نوبل ادبیات ۲۰۱۸ هم رفت روی هوا. قضیه به روشنفکرهای سوئد بر خورد و صد نفر از نویسندگان، بازیگرها، روزنامه‌نگارها و باقی اصحاب فرهنگ در سوئد برای خودشان یک آکادمی جدید راه انداختند تا نوبل را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند. قرار شد آنها امسال خودشان نوبل ادبیات بدهند.

در اولین قدم آنها از کتابدارهای سوئدی خواستند هر نویسنده‌ای از هر کجای دنیا را که می‌خواهند -به شرطی که حداقل ۲کتاب و یکی‌اش را در ۱۰سال اخیر نوشته باشد - به عنوان نامزد معرفی کنند. حالا اسامی ۴۷نفرۀ نامزدهای این نوبل جدید آماده است تا ملت به صورت اینترنتی رأی بدهند. سه نفر اول این رأی‌گیری اینترنتی و یک نفر هم به انتخاب کتابدارها می‌روند مرحلۀ بعد تا اعضای این آکادمی، خودشان برنده را انتخاب کنند.
bit.ly/2NJoICR
در فهرست ۴۷تایی نامزدهای نوبل جایگزین، ۲ آسیایی، ۲ آفریقایی، یک نویسنده اهل آمریکای لاتین و ۴۲ غربی وجود دارند که طبیعتاً سوئد با ۱۲ نویسنده بیشترین نماینده را دارد. اما نکتۀ جالبتر، حضور نویسندگان مشهوری است که نوبلی‌ها اغلب آنها را نادیده می‌گرفتند و به قول معروف در لیست سیاهِ نوبل بودند: نویسندگانی مثل هاروکی موراکامی (از ژاپن)، پل استر، جویس کرول، دون دلیلو و کورمک مک‌کارتی (از آمریکا)، جی.کی.رولینگ، نیل گیمن و زادی اسمیت (از بریتانیا)، مارگارت آتوود (کانادا)، النا فرانته (ایتالیا)، آرونداتی روی (هند)، نگوگی وا تیونگو (کنیا) و...

حالا اگر شما هم می‌خواهید به برنده شدن نویسندۀ محبوب خودتان کمک کنید، تا ۱۴ آگوست (۲۳ مرداد) وقت دارید که به این آدرس بروید و رأی بدهید:
📌 www.dennyaakademien.com
🔸«امید هرگز نمی‌میرد» یک رمان پلیسی است که کارآگاهش باراک اوباما و دستیار/راوی‌اش، جو بایدن است. آنها بعد انتخابات۲۰۱۶ درگیر قتل یک نگهبان قطار هستند. کتاب یک هفته است آمده و خوب هم فروخته @ehsanname
📒 در هشتمین دوسالانه پروین اعتصامی، دو رمان در بخش‌های بزرگسال (بگذار تروا بسوزد) و کودک (شاخ دماغی‌ها) شایستۀ تقدیر معرفی شدند @ehsanname
🗓 امروز (۲۳ تیر) اولین سالگرد درگذشت پروفسور مریم میرزاخانی است. یک سال از روزهایی که خبر درگذشت این نابغۀ جوان، همه را منقلب کرد می‌گذرد. قاعدتاً حالا باید انبوه مطالب مشابه در صفحات مجازی و صفحات نشریات، جای خودش را به کتابها داده باشد. اما آیا این اتفاق افتاده است؟ جواب را ببینید:
@ehsanname
📚سیاه‍ۀ کتابها دربارۀ خانم مریم میرزاخانی
-کتاب ۱۳۴ صفحه‌ای «دختری از تبار ما» (کامران شهبازی، انتشارات نقد فرهنگ)
-صفحات ۱۸ تا ۲۵ جلد اول کتاب «پیشتازان ایرانی» (سمانه رحیمی، نشر شهر)
-صفحات ۱۴۸ و ۱۴۹ «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» (ترجمۀ امید سهرابی‌نیک و آرزو گودرزی، نشر نو)
bit.ly/2LfAVxj
ممکن است کسانی بگویند دلیل این کم‌کاری، وجود اصطلاحات علمی و تخصصی در کار و زندگی پروفسور میرزاخانی، چیزهایی مثل نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک یا هندسه هم‌تافته... باشد که معنای آن بر همگان روشن نیست. اما واقعیت این است که برای روایت دخترانی که بعد از او ریاضی و المپیاد را جدی گرفتند، برای داستان نوشتن، برای کتاب کودک، برای فیلم و انیمیشن، برای هزار کار دیگر، این اصطلاحات چندان نقشی ندارند.
@ehsanname
مرگ قو
حمیدی شیرازی
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ...
@ehsanname
🎧 ۲۳تیر سالگرد درگذشت مهدی حمیدی شیرازی است. از آقای شاعر، جز خاطرۀ دعواهایش با نیما و طرفدارانش، اشعار زیبایی به جا مانده. «مرگ قو» را با صدای خودش بشنوید
🔹خاطرۀ عباس کیارستمی از حمیدی شیرازی
@ehsanname
بخشی از گفتگوی عباس کیارستمی و آیدین آغداشلو در سالنامهٔ ۹۳ «شرق» (که بعدها نسخۀ کاملش در کتاب «خانه‌ای با شیروانی قرمز» چاپ شد):

▫️کیارستمی: آیدین، نمی‌دانم تو چطور به شعر نگاه می‌کنی اما آدم یک دوره از چیزهایی خوشش می‌آید و بعد آنها را کنار می‌گذارد. در مورد من اینطور بوده است. مثلا من شعرهای «دکتر حمیدی‌شیرازی» را عاشقانه دوست داشتم و تمام دیوان شعرش را حفظ بودم و در دوره‌ای از اینکه او را دوست داشتم بسیار عصبی بودم که چرا حافظه من را دیوان او پر کرده است. این دوره گذشت و دوباره بعد از مدتی که به شوخی این شعر را خواندم دیدم شعرهایش احساساتی است اما بد نیست.

▪️آغداشلو: شعری داشت درباره دختری که دوست داشت و با کس دیگری ازدواج کرده بود. شعرهای تکان‌دهنده پر از غیظ و فحاشی دارد.

▫️کیارستمی: این شعری که گفتی یادم است:
دیدمش آخر به کوری چشم من آبستن من
کوری چشم مرا آبستن از اهریمن من
بچه دیوی خود همین فردا برآرد شیون من
سر گذارد خواب را بر دامن سیمین‌تن من
هر دم از دیدار او تابنده گردد آذر من
وای بر من، وای بر من

▪️آغداشلو: من بعدها و همین الان هم در هنر غیظ را دوست ندارم اما این شعر زیباست و نشان می‌دهد چقدر به او سخت گذشته.

▫️کیارستمی: چون این غیظ تجربی بود. یک‌بار عاشق دختر سرهنگی بوده که آن دختر را به او نداده بودند. من در ۱۵سالگی با او همدل شده بودم! و چون کتابش‌گران بود نمی‌توانستم آن را بخرم و دوستم از میان کتاب‌های برادرش آن را برایم می‌آورد و می‌گفت صبح باید بگذارم سر جایش چون برادرم دقیق است و متوجه می‌شود کتاب نیست. به‌همین‌خاطر من در دو شب این دیوان را در دفترچه‌ای پاکنویس کردم و حفظ شدم.

▪️آغداشلو: چه حافظه درخشانی!

▫️کیارستمی: سال‌ها بعد که خیلی عصبانی بودم- مثل کسانی که بعد از مدتی از اینکه خالکوبی کرده‌اند پشیمان می‌شوند- از اینکه یک دیوان شعر «هارد» مغزم را پر کرده و هیچ جایی به دردم نمی‌خورد خیلی عصبی بودم. در سفری به لندن در خانه دوستم مرتضی کاخی بودم. مرتضی به من گفت: دوستی از ایران آمده و برای دیدارش به سفارت می‌روم. گفتم: چه کسی آمده؟ گفت: نمی‌‌شناسی. یک شاعر است به نام دکتر حمیدی‌شیرازی. گفتم من نمیشناسم؟! (خنده) همانجا به این آدم چند ناسزا گفتم و مرتضی گفت بیا ۱۰ دقیقه پایین منتظر باش تا من برگردم. در نهایت و به ناچار همراه مرتضی به دیدار دکتر حمیدی رفتم و دیدم موجودی نحیف روی تخت افتاده و حال خوبی ندارد. مرتضی بالای سر او رفت و گفت آقای دکتر حمیدی، آقای کیارستمی از شیفتگان شعر شما و از علاقه‌مندان‌تان هستند. همه دیوانتان را هم حفظ‌اند (خنده) مایل هستید یکی از شعرهای شما را بخوانند؟ او هم با سر تایید کرد. من هم شعری را خواندم که تا دیدمش یک‌باره به ذهنم آمد. شعری عجیب که بیان حال ایشان بود: خسته من، رنجور من، بیمار من، بی‌بال و پر من/ تا سحر بیدار من، همدرد مرغان سحر من/... وای بر من وای بر من.

همان‌طور که این شعر را می‌خواندم، دیدم از گوشه چشم‌هایش اشک سرازیر است. مرتضی را هم که نگاه کردم، دیدم به شیوۀ ناصر ملک‌مطیعی در فیلم «قیصر» رو به دیوار کرده و شانه‌هایش تکان می‌‌خورد! خودم هم بغض کرده بودم و شعر هم طولانی بود: گفتمت دیگر نبینم، باز دیدم باز دیدم/ در دو چشم دلفریبت عشق دیدم ناز دیدم/ قامت طناز دیدم گونۀ غماز دیدم/ برگ گل دیدم، میان برگ گل شیراز دیدم.
به‌ کلمۀ شیراز که رسید، دکتر حمیدی اشکش بیشتر سرازیر شد و دیدم خیلی هم حفظ‌ بودن این دیوان بیهوده نبوده. لازم بوده من آن اشعار را حفظ کرده باشم و در چنین روزی برایش بخوانم.

▪️آغداشلو: و بار امانت را تحویل بدهی.

▫️کیارستمی: بله، وقتی بیرون آمدیم، مرتضی گفت صورت من بی‌حس است. من هم همان‌طور بودم، یعنی صورتم و تنم بی‌حس بود. وضعیت خاصی بود اینکه کسی از راه برسد و دشمنی که به دوست تبدیل شود و بار امانت را به او تحویل دهد. بعد هم دکتر حمیدی در همانجا فوت کرد.

📌متن کامل آن گفتگو: tabnak.ir/fa/news/390107/
📸 دکتر مهدی حمیدی شیرازی، شاعر سنت‌گرا
🌕فینال جام جهانی، ربطی به نوبل ادبیات دارد؟
@ehsanname
امروز در فینال جام جهانی، فرانسه و کرواسی به مصاف هم می‌روند. قدرت فوتبالی دو کشور به کنار، می‌شود آنها را از نظر ادبیات هم با همدیگر مقایسه کرد. فرانسوی‌ها صاحب مکاتب ادبی مختلف هستند و ترجمۀ آثار ادبی ‌شان از زمان ناصرالدین شاه در ایران رایج بوده، اما کروات‌ها تازه در دهۀ اخیر به بازار کتاب ایران راه پیدا کرده اند و جز ایوو آندریچ، ترجمۀ آثار داستانی و غیرداستانی اسلاونکا دراکولیچ را داریم. اگر ملاک را نوبل ادبیات هم بگیریم، کشور فرانسه با ۱۵ جایزه نوبل ادبیات بیشترین سهم را در نوبل ادبیات دارد و کرواسی فقط یک نوبلیست دارد (که آن هم در زمان یوگسلاوی سابق جایزه برده).

🇫🇷 فرانسه:
نوبل ادبیات سال‌های ۱۹۰۱ (سولی پرودوم) ۱۹۰۴ (فردریک میسترال - بطور مشترک با خوزه اچه‌خارایِ اسپانیایی) ۱۹۱۵ (رومن رولان) ۱۹۲۱ (آناتول فرانس) ۱۹۲۷ (هانری برگسون) ۱۹۳۳ (ایوان بونین - نویسندۀ روس که از ۱۹۱۷ ساکن فرانسه شد) ۱۹۳۷ (روژه مارتن دو گار) ۱۹۴۷ (آندره ژید) ۱۹۵۲ (فرانسوا موریاک) ۱۹۵۷ (آلبر کامو) ۱۹۶۰(سن-ژان پرس) ۱۹۶۴ (ژان-پل سارتر) ۱۹۸۵ (کلود سیمون) ۲۰۰۸ (ژان-ماری گوستاو لو کلزیو) و ۲۰۱۴ (پاتریک مودیانو)

🇭🇷 کرواسی:
نوبل ادبیات سال‌۱۹۶۱ (ایوو آندریچ)
@ehsanname
دیشب و در بازی رده‌بندی البته قضیۀ نوبل ادبیات برعکس از آب درآمد و انگلیسی‌ها که تا حالا ۹ نوبل ادبیات گرفته‌اند از بلژیکی‌ها که فقط یک بار برنده این جایزه شده‌اند (موریس مترلینگ در ۱۹۱۱) باختند. امشب چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟
📸 روستای بیاره (در شهرستان دنا، استان کهگیلویه و بویراحمد) چه جای عجیبی است! یک روز با نامگذاری کوچه‌ای به اسم استاد شجریان خبرساز می‌شود، یک بار با کندن تابلوی همان کوچه! (عکس از ایسنا) @ehsanname
🔹پوستری متفاوت برای یک جلسۀ نقد کتاب، کاری از علیرضا جوانمرد @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◼️کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، در ۶۶سالگی درگذشت. کامیار ۳ساله بود که پدر و مادرش جدا شدند و این، شروع داستان او بود. گفتگوی دو سال پیش او و خانم مریم نوابی‌نژاد را ببینید @ehsanname
✍️ رمان نوشتن با ایموجی
@ehsanname
امروز (۱۷ جولای) به نام روز جهانی ایموجی نامگذاری شده. کلمۀ ایموجی (Emoji) از زبان ژاپنی آمده و به معنی تصویرنگاشت است: ترکیبی از تصویر (e) + شخصیت (moji). اغلب این شکلک‌ها هم متعلق به فرهنگ ژاپنی هستند مثل 🙏 به علامت تشکر. با این حال در دهۀ ۲۰۱۰ این علایم جهانی شده و به یک زبان مشترک بین همۀ فرهنگ‌ها تبدیل شدند. روزانه بیشتر از ۶ میلیارد ایموجی میان افراد مختلف رد و بدل می‌شود و سال ۲۰۱۵ هم لغتنامۀ آکسفورد، 😂 را که پرکاربردترین ایمجوی است، به عنوان لغت سال انتخاب کرد.
bit.ly/2mnhdFb
هستند کسانی که با ایموجی‌ها مخالف هستند و آن را پس‌رفتی در رشد و تکامل زبان‌ها می‌دانند. از آن طرف هم کسانی از ایموجی‌ها دفاع می‌کنند و استفاده از این علایم تصویری مشترک را گام بزرگی در برقراری ارتباط غیرکلامی می‌دانند. در مطلب زیر، نمونه‌ای از مباحث مختلف در این مورد را می‌توانید ببینید:
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/8630/

یک ماجرای ادبی دیگر در مورد ایموجی‌ها، تلاش برای داستان تعریف کردن با آنهاست. این تلاش‌ها معمولاً داستان‌های کوتاه و چند خطی است. اما سال ۲۰۱۳ فرِد بنسون نامی، رمان «موبی‌دیک» هرمان ملویل را با علایم ایموجی بازنویسی کرد و اسم آن را Emoji Dick 🐳 گذاشت. برای اطلاع از چند و چونِ این شیوه از داستان‌نویسی، چند سطر ابتدایی ایموجی‌دیک را با متن موبی‌دیک (از ترجمۀ فارسی پرویز داریوش) مقایسه کنید که چندان هم با همدیگر مطابقت ندارند:

1️⃣👀👇👎☁️☁️
فصل اول - پندارها
☎️👱⛵️🐳👌
اسماعيل خطابم کنید. (متن انگلیسی: Call me Ishmael)
🎰🈁🚤
سالها پیش (کاری نداریم درست چند سال پیش) از آنجا که چندان پولی در جیب نداشتم و چیز خاصی هم در ساحل مرا جذب نمی‌کرد، انديشيدم اندکی به کشتی بنشینم و آن قسمت جهان را که آب گرفته به تماشا گیرم.
5️⃣👃💹💪🌻
این راهی است که من برای برطرف کردن سودا و تنظیم جریان خون در پیش می‌گیرم.
😣👄☔️💦☕️✋️🌃🍔🌅
هر وقت احساس کنم کامم ناخوش شده، هرگاه ببینم روحم دچارخزان نمناک و بارانی شده، هر موقع ببینم بی اراده برابر مرده‌شويخانه ایستاده مرده‌ها را تشییع می‌کنم، و به‌خصوص هر وقت خونم چنان به غليان بیاید که بر من چیره شود و باید به اصول اخلاقی محکمی متوسل شوم تا به این قصد به کوچه نروم که با عزم جزم کلاه مردم را از سرشان بیندازم - در این مواقع به نظرم وقت آن شده که هرچه زودتر خود را به دریا برسانم.
👇👍🔫⚾️🆗
این به دریا رفتن من جای متوسل شدن به پیشتاب و گلوله است.
🈁♒️♍️🏬🈹🈵💄㊙️
كاتو در چنین موردی با ایراد نطق فلسفی خود را روی شمشیر می افکند، اما من با آرامش به کشتی پناه می برم.
🚦💐🚲🚅📪🎑🌠
دراین کار هیچ چیز بهت‌آوری نیست.
👦🏻👱👲👴🏄👏
تقریباً همه مردم به درجات مختلف، گاه و بیگاه تقریباً همین احساس مرا نسبت به دریا حس می‌کنند، منتها خود خبر ندارند...
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🎧 شعر و شکیبایی
@ehsanname
اصلی‌ترین ویژگی بازی زنده‌یاد خسرو شكیبایی صدای منحصر به فرد او بود (آن بخش از فیلم «مزاحم» سیروس الوند را به یاد بیاورید که امین حیایی ادای شکیبایی را درمی‌آورد). شکیبایی در سالهای کار تئاتر و همین‌طور دوبله، این صدا را حسابی تمرین داده بود. در اواخر دهه ۴۰ شکیبایی در فیلمهای زیادی کار دوبله کرده و نقشهای فرعی را گفته بود که معروفترین نمونه‌هایش در فیلم «شعله» و «طالع نحس» است. حتی در سریال «روزی روزگاری» که خودش هم بازی کرده بود، محمد فیلی را به عنوان نسیم‌بیگ دوبله کرد. در بازی‌هایش هم این صدا، عنصر اصلی بود. صدایی که توانایی ادای مونولوگ طولانی (سریال «مدرس»)، گفتار متن (سریال «خانه سبز»)، ترانه‌خوانی (فیلم «خواهران غریب») و ... را داشت. بجز اینها، از صدای خسرو شکیبایی خاطره دیگری هم داریم. سال ۷۳ بود که کاستی از شعرهای سهراب سپهری با صدای او آمد که خیلی زود تبدیل به موج شد. آن‌قدر شعرها با حس خوانده شده بود که شایعه شد که این صدای خود سهراب سپهری است. تا اینکه کاست‌های دیگری هم از شعرخوانی شکیبایی آمد و تسلط او را در این زمینه هم نشان داد. خسرو شکیبایی دکلمه شعرهایی از سهراب سپهری (آلبوم‌های «حجم سبز»، «سهراب»، «صدای پای آب» و «مسافر»)، افسانه شعبان‌نژاد (دو قطعه در آلبوم «سخاوت»)، سیدعلی صالحی (آلبوم‌های «نامه‌ها» و «نشانی‌ها»)، محمدرضا عبدالملکیان (آلبوم «مهربانی»)، فروغ فرخزاد (آلبوم «پری‌خوانی»)، گلچین گیلانی (یک قطعه در آلبوم «سخاوت»)، سهیل محمودی (یک قطعه در آلبوم «سخاوت»)، یوسفعلی میرشکاک (دو قطعه در آلبوم «سخاوت»)، نیما یوشیج (آلبوم «شباهنگام») را دکلمه کرده و از «گلستان سعدی» هم بخشهایی را (دو آلبوم «۴۰حکایت از گلستان سعدی» و «۱۲حکایت از گلستان سعدی») خوانده است.

نمونه‌های مختلف شعرخوانی آن زنده‌یاد را بشنوید 👇
name 1
Khosro Shakibayi
🎼 «حال همۀ ما خوب است، اما تو باور نکن» شعر سید علی صالحی با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «نامه‌ها»، ۱۳۷۳ @ehsanname
Ziba
Khosro Shakibayi
🎼 «زیبا هوای حوصله ابری است» شعر #محمدرضا_عبدالملکیان با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «مهربانی»، ۱۳۷۴ @ehsanname
GhayeghBan
Khosro Shakibayi
🎼 «بر سر قایقش اندیشه‌کنان قایق‌بان...» شعر نیما با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «شباهنگام»، ۱۳۷۸ @ehsanname
Salaami Dobareh
Khosro Shakibayi
🎼 «به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «پری خوانی»، ۱۳۸۲ @ehsanname
seda kon mara
Khosro Shakibayi
🎼 «صدا کن مرا، صدای خوب است» شعر سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «حجم سبز»، ۱۳۸۲ @ehsanname
Golestan 25
Khosro Shakibayi
🎼 بخشی از کتاب «گلستان» با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «۴۰ حکایت از گلستان سعدی»، ۱۳۹۱ @ehsanname