احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔹جسد استیو دیتکو، اسطورۀ ۹۰سالۀ کمیک‌های مارول، یک هفته بعد مرگش در آپارتمانش در منطقه منهتن نیویورک پیدا شد. دیتکو مرد عنکبوتی (اسپایدرمن) را سال ۱۹۶۱ و دکتر استرنج را در ۱۹۶۳ خلق کرده بود @ehsanname
احسان‌نامه
📸 کازوئو ایشی‌گورو دیشب در ضیافت شام کارل گوستاو شانزدهم، پادشاه سوئد، در استکهلم جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷ را دریافت کرد. سال پیش باب دیلن در این مراسم حاضر نشده بود @ehsanname
ایشی‌گورو توضیح می‌دهد: چرا باید خوش‌بین باشیم؟
@ehsanname
🔸بخشی از سخنرانی کازوئو ایشی‌گورو در خطابۀ دریافت نوبل ادبیات ۲۰۱۷: «... تازگی‌ها فهمیده‌ام سال‌هاست ساکن یک حبابم. متوجه ناامیدی‌ و تشویش‌های آدم‌های اطرافم نشده‌ام. فهمیده‌ام دنیای من- دنیای متمدن، مکانی برانگیزاننده که با آدم‌های طعنه‌‌آمیز و با دیدگاه‌های لیبرال پر شده- خیلی کوچک‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم. سال ٢٠١٦، سال رویدادهای سیاسی شوکه‌کننده- و برای من افسرده‌کننده- در اروپا و امریکا، و اقدامات تهوع‌آور تروریسم در جای جای جهان، من را وادار کرد تا این نکته را تأیید کنم که پیشرفت بدون مانعِ ارزش‌های لیبرالِ انسانی که از زمان کودکی‌ام بدیهی‌ترین مساله بودند، شکل یک توهم را به خود گرفته‌اند. من بخشی از نسلی هستم که به خوش‌بینی متمایل است و چرا که نه؟ ما دیده‌ایم که پیرترها اروپا را از مقر رژیم‌های تمامیت‌خواه، عاملیت قتل‌های زنجیره‌ای و خونریزی‌های بی‌سابقه در تاریخ به مناطق لیبرال دموکراتی تبدیل کرده‌اند که مردمانش در صمیمیتی بدون مرز زندگی می‌کنند. دیده‌ایم که امپراتوری‌های استعمارگر با خودسری‌هایی که سزاوار سرزنش ‌هستند و با این وجود تضمینی بر وجودشان است، در سراسر جهان فروپاشیده‌اند. ما در پس‌زمینه تصادم عظیم- هم از لحاظ ایدئولوژیک و هم از لحاظ نظامی- بزرگ شده‌ایم، میان کاپیتالیسم و کمونیسم، و شاهد آنچه بسیاری از ما باور داریم پایان خوش است بوده‌ایم.
اما حالا، با نگاه به گذشته، از زمان سقوط دیوار برلین این دوره شبیه به دوره‌ای از خود راضی، شبیه به دورۀ فرصت‌های از دست رفته می‌ماند. نابرابری‌های چشمگیر - از ثروت و فرصت- میان ملت‌ها و درون ملت‌ها اجازه رشد پیدا کردند. به ویژه اشغال مصیبت‌بار عراق در سال ٢٠٠٣ و پس از آن در هم شکسته شدن اقتصاد در سال ٢٠٠٨، سال‌های متوالی سیاست‌های خشک و خشن بر سر مردم عادی آوار شد و ما را به زمان معاصری رساند که ایدئولوژی‌های راست افراطی و ملی‌گرایی قومی تکثیر یافتند. نژادپرستی در اشکال سنتی‌ و مدرن‌شده‌اش، نسخه‌هایی با مصرف‌کننده‌های بهتر، بار دیگر جان گرفته‌اند و در خیابان‌های متمدن‌شدۀ ما مثل غول مدفونی که از خواب برخاسته، برانگیخته شدند. در این لحظه گویی دستمان از جنبشی مترقی برای اتحاد خالی است. در عوض، حتی در ثروتمندترین دولت‌های دموکراتیک غربی، به لشکرهای رقیبی تجزیه‌ شده‌ایم که به تلخی برای منابع یا قدرت می‌جنگیم.
من حالا مردی شصت‌وچند ساله هستم؛ مردی که در مه چشم‌هایش را می‌مالد و می‌کوشد محدودۀ چیزهایی را تشخیص دهد که تا دیروز حتی به وجود داشتن‌شان هم در این دنیا شک داشت. آیا من، نویسنده‌ای بازنشسته (متعلق به نسل روشنفکری بازنشسته) می‌توانم انرژی نگاه کردن به این مکان ناآشنا را پیدا کنم؟ آیا چیزی که ممکن است به ایجاد دیدگاه کمک کند در بساطم باقی مانده - چیزی که لایه‌هایی احساسی به مباحث، مبارزه‌ها و جنگ‌ها می‌دهد که در نهایت منجر به تقلای جوامع برای پذیرش تغییرات گزاف می‌شود؟ باید به راهم ادامه دهم و هر چه را در توان دارم انجام دهم. چرا که من هنوز هم بر این باورم که ادبیات مهم است و زمانی که از این زمین صعب‌العبور می‌گذریم، به این شکل هم خواهد بود. اما برای الهام گرفتن و هدایت، چشم من به نویسندگان نسل‌های جوان‌تر دوخته شده. این دوره، زمانۀ آنهاست و آنها دانش و غریزه‌ای برای ادبیات دارند که در من نشانی از آن نبود. در دنیای کتاب‌، سینما، تلویزیون و تئاتر استعدادهای بی‌پروا و پرشور و حرارت می‌بینم: زنان و مردانی که چهل‌وچند، سی‌وخرده‌ای یا بیست ساله‌ هستند. بنابراین من خوش‌بینم. چرا نباید باشم؟ در زمانۀ تقسیم‌بندی‌های فزاینده خطرناک، باید شنوا باشیم. نوشتار خوب و خوانش خوب، مرزها را از هم می‌درَد. حتی شاید ایده‌ای تازه به دست بیاوریم، دید انسانی شگرف که با توسل به آن جان بگیریم.»
bit.ly/2KIJ1m8
📌متن کامل این سخنرانیِ الهام‌بخش را در روزنامه «اعتماد» بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=1034&pageno=15
احسان‌نامه
📚بوکر طلایی و بازار کتاب ما @ehsanname به مناسبت پنجاهمین سال برگزاری جایزه کتاب بوکر، مهم‌ترین جایزه ادبیات داستانی بریتانیا، قرار است برندۀ برنده‌ها، یعنی اثر برگزیده بین ۵۰ دورۀ برگزاری با عنوان «بوکر طلایی» انتخاب شود. هیأت داوران این جایزه، ۵ رمان را…
📙رمان «بیمار انگلیسی» مایکل اونداتیه برندۀ‌ بوکر۱۹۹۲، به عنوان بوکر طلایی، بهترینِ ۵۰ برندۀ قبلی بوکر انتخاب شد. اقتباس سینمایی این رمان (آنتونی مینگلا، ۱۹۹۶) هم اسکار بهترین فیلم گرفته @ehsanname
ذکر امام صادق (ع)
تذکرةالاولیای عطار
#حلقه_کرگدنیه

• ذکر ابن‌محمد جعفر الصادق(ع)
• از کتاب شریف «تذکرة الاولیاء»
نوشتهٔ #عطار_نیشابوری
روایت: #احسان_رضایی
👇
@kargadanmagazine
🗓 ۱۸تیر، علاوه بر مناسبت‌های دیگر، روز درگذشت دکتر ناصر ملک‌نیا، استاد و بنیان‌گذار علم بیوشیمی در ایران است. روایت «شما سیروس را ندیدید؟» با قلم و صدای #احسان_رضایی ادای دینی است به این استاد بزرگ👇
🔹خبر از این تلخ‌تر نمی‌شود. استاد نجیب مایل هروی، نویسنده و پژوهشگر برجستۀ افغانستانی مقیم ایران، در نتیجه بی‌مهری مسئولان و اطرافیان، این روزها در یک بیمارستان روانپزشکی روزگار می‌گذراند.
@ehsanname
خبر را محمدابراهیم شریعتی، پژوهشگر و ناشر افغانستانی مقیم ایران به خبرگزاری مهر داده و گفته این محقق برجستۀ حوزه عرفان و ادبیات فارسی در بیمارستان روانپزشکی ابن‌سینا در مشهد بستری است. جایی که پسرش که مبتلا به عقب‌ماندگی ذهنی است هم بستری بوده.
شریعتی، در مورد بیماریِ استاد مایل هروی توضیح داده که او «دچار نوعی توهم آسیب‌زا شده است» و بخشی از زمینه‌های این بیماری به «بی‌توجهی اطرافیان» برمی‌گردد. نمونه این بی‌توجهی‌ها هم اینکه با وجود پیگیری پارسالِ شخص وزیر ارشاد برای حل مشکل بیمۀ این چهره فرهنگی برجسته، هنوز سازمان بیمه‌گر هزینه‌های درمانی او را نمی‌پردازد!
سال پیش هم شهاب‌الدین مایل هروی، پسر استاد به روزنامه «خراسان» (۲ مهر ۹۶) گفته بود بعضی ناشرها حق‌التألیف کتابهای او را نمی‌دهند.
bit.ly/2ui9sEf
📌اصل خبر مهر را اینجا بخوانید:
https://www.mehrnews.com/news/4342847/

برای آنهایی هم که استاد نجیب مایل هروی را نمی‌شناسند، عرض شود:
استاد نجیب مایل هروی متولد ۱۳۲۹ است، در هرات. پدرش رضا مایل‌هروی هم استاد ادبیات فارسی بود و تصحیح‌ها و دفتر شعرهایی به فارسی دارد. سال ۱۳۵۰ به برای ادامه تحصیل به ایران آمد و در دانشگاه فردوسی مشهد درس خواند، در ۱۳۵۳ اولین کتابش را منتشر کرد، سال ۱۳۵۷ در ایران ازدواج کرد و ۵ دهه است که با اغلب نهادهای پژوهشی ادبیات فارسی همکاری دارد. او یکی از چند استاد برجسته در حوزۀ شناسایی نسخ خطی و متون کهن فارسی است. او بسیاری از آثار کهن فارسی را از فراموشی نجات داد. بعد از طالبان و در زمان نگارش قانون اساسی جدید افغانستان هم مایل هروی تلاش فراوانی کرد تا زبان فارسی به عنوان زبان رسمی در این کشور به رسمیت شناخته شود. با این حال او هنوز جواز اقامت دائم در ایران ندارد.

● بعضی از آثار مایل هروی در زمینۀ ادبیات عرفانی فارسی عبارتند از: «خاصیت آینگی» (دربارۀ عین‌القضات همدانی، نشر نی)، «اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن» (سماع‌نامه‌های فارسی، نشر نی)، «این برگ‌های پیر» (مجموعه ۲۰ رساله فارسی در تصوف، نشر نی)، «رسائل ابن‌عربی» (مجموعه ۱۰ رساله از ترجمه‌های قدیم آثار ابن عربی و بررسی تأثیر فکری محی‌الدین به عربی در ایران، نشر مولی)، «در شبستان عرفان(مجموعه ۵ رساله در تصوف، نشر گفتار)، «معراج‌نامه» (اثر معروف ابن‌سینا با ترجمه‌ها و شرح‌هایش، به‌نشر)، «مناقب الصوفیه» (اثری کهن در معرفی صوفیان، نشر مولی)، «مجموعه مصنفات علاء‌الدوله سمنانی (انتشارات علمی و فرهنگی، «چهل مجلس» او که متن سخنرانی‌های این عارف هست را هم جداگانه چاپ کرده)، ...

● برخی از آثار او در زمینۀ تاریخ ادب فارسی، اینها هستند: «جامی» (از سری بنیانگذاران فرهنگ امروز، انتشارات طرح نو)، «مقامات جامی» (رساله‌ای دربارۀ جامی و توضیحاتی دربارۀ تاریخ فرهنگی خراسان در عصر تیموریان، نشر نی)، «مذکّر احباب» (یک تذکرۀ معرفی شاعران از زمان تیموریان، نشر مرکز)، «تاج التراجم» (یکی از قدیمی‌ترین تفسیرهای قرآن به فارسی، نشر میراث مکتوب)، «مخزن الاسرار» (یکی از شرح‌های مثنوی مولوی، نشر قطره)، «معارف سلطان ولد» (مجالس وعظ و خطابۀ پسر مولانا، نشر مولی)، «تاریخ و زبان در افغانستان» (بنیاد موقوفات افشار) ...

● برخی از تألیفات او در زمینۀ تاریخ کتاب در ایران و تصحیح نسخ خطی هم از این قرار است: «لغات و اصطلاحات فن کتابسازی» (بنیاد فرهنگ ایران)، «کتاب‌آرايی در تمدن اسلامی» (انتشارات به‌نشر)، «نقد و تصحيح متون» (انتشارات به‌نشر)، «تاريخ نسخه‌پردازی و تصحيح انتقادی نسخ خطی» (انتشارات کتابخانه مجلس)، ...
@ehsanname
🔺این کارنامۀ پر و پیمان یکی از شیفتگان ادبیات و زبان فارسی است و این هم تصویری از حال امروزش. در حق نجیب مایل هروی، خوب تا نکردیم.
📚محمود فرجامی: باغ‌وحش اساطیر(۱۳۹۶) نوشته احسان رضایی از سری کتابهای طنزآمیز است که نشر قاف با نظارت (دبیری مجموعه) امید مهدی‌نژاد منتشر کرده است. رضایی در این کتاب به موجودات افسانه‌ای در فرهنگ و فلکلور ایرانی می‌پردازد و با زبانی امروزی هر یک را شرح می‌دهد و برایشان قصه‌ای می‌سازد. موجوداتی که هنوز در زبان روزمره ما نام برده می‌شوند مثل آل، لولو خورخوره، مهرگیاه، هما، ققنوس... و آنهایی که کمتر نامشان شنیده می‌شود مثل کَمَک، کرم هفتواد، شبدیز، خر سه‌پا.
رضایی برای هر کدام از اینها مطلب کوتاهی نزدیک به هزار کلمه نوشته که مخلوطی است از معرفی موجود افسانه‌ای با ارجاع به منابع قدیمی با شوخی‌ها و نقدها و ارجاعات امروزی.
کتاب خوشمزه و خواندنی و البته مفید است و علاوه بر محتوا، کاغذ و صفحه‌بندی و ویراستاری خوبی دارد. پیوست آخر کتاب که منابع قدیمی‌ای را که این موجودات افسانه‌ای را می توان در آنها یافت هم به ارزش کتاب افزوده. و به نظرم ارزش و ماندگاری کتاب بیشتر می‌شد اگر نویسنده این‌همه ارجاعات ریز به شخصیتهای کارتونی و سریال‌ها و مسایل روزمره‌ای که فقط چند سال در خاطره‌ها می‌مانند نمی‌داد. من البته با افاضلی که حکیمانه معتقدند یک کتاب خوب باید از مسایل روز مبرا شود تا ماندگار شود به شدت مخالفم اما گمان می‌کنم اشارات مدام به شخصیت‌هایی مثل دیبی کلاه قرمزی، سوباسای فوتبالیستها، قهرمان کمپانی هیولاها، نقی معمولی... چند سال بعد خواننده این کتاب را بجای سرگرم کردن سردرگم کند. و یک نکته ریزتر و شخصی‌تر اینکه کتاب با ضعیفترین نوشته (درباره آل) که قاعدتا بر حسب حروف الفبا نخست افتاده شروع می‌شود که مشوق خوبی برای کسی بدون پیش‌زمینه کتاب را دست گرفته نیست.
در کل به باور من احسان رضایی طنزنویسی خوب و پرمعلومات است، کتابی خوب منتشر کرده و چشم براه کتابهای بهترش هستم.
bit.ly/2u9qWmL
📌نقل از فیسبوک محمود فرجامی
fb.com/mahmud.farjami/posts/10211505995148858:0
📊یک کم آمار
@ehsanname
ایبنا گزارش مفصلی از مقایسه آمارهای نشر در دو سال ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ دارد که کار هادی حسینی‌نژاد است. نکات مهم این گزارش را اینجا بخوانید:

📚آمار کلی تعداد کتابهای منتشرشده در سال ۹۶، ۱۱ درصد بیشتر از ۹۵ است و عجیب اینکه این آمارها در گروه کتاب‌های کمک‌درسی منفی است (۸ درصد کاهش). سوای بحث کیفیت، همین که بازار نشر توانسته بدون کمک‌درسی‌ها رشد کند خودش اتفاق ویژه‌ای است. بیشترین رشد تولید کتاب در گروه هنر (۲۶ درصد) و بعد ادبیات (۲۳ درصد) است.

📉 آن افزایش تعداد کتابها، در شرایطی که سرانۀ مطالعه بالا نرفته، خودش را در کاهش تیراژ نشان می‌دهد. تیراژ یک کتاب منتشرشده در سال ۹۶ نسبت به یک کتاب چاپ ۹۵، بطور متوسط ۱۰درصد کمتر است. بیشترین افت تیراژ برای بخش کتابهای علوم اجتماعی با ۱۶ درصد و ردۀ کتابهای فلسفه با ۱۵ درصد کاهش است.

📈 قیمت متوسط یک جلد کتاب در سال ۹۶ با ۱۴ درصد رشد، به ۱۷هزار و ۹۵۷ تومان رسیده است که طبعا در میزان خرید کتاب تأثیر خواهد گذاشت. بیشترین رشد قیمت (۳۰درصد) برای کتابهای کودک و بعد، کتابهای کمک‌درسی (۱۸ درصد) است.
bit.ly/2maJj6E
📖 تعداد کتاب‌های کودک از سال ۹۵ به ۹۶ افزایش ۲۲درصدی دارد. اما نکته اینجاست که در این بخش کتاب‌های ترجمه رشد ۳۵ درصدی دارند و کتابهای تألیفی فقط ۱۴ درصد اضافه شده‌اند. (برای مقایسه، در بخش کتابهای ادبیات، رشد تعداد آثار تألیفی ۲۰ درصد و افزایش آثار ترجمه ۳۱ درصد است.) این اعداد یعنی که ناشران کودک بیشتر روی انتشار کتاب‌ها و مجموعه‌های مشهور خارجی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ یعنی بچه‌های ما با این قصه‌ها بزرگ می‌شوند.

📘 تعداد کتاب‌های گروه زبان‌های خارجه از ۹۵ تا ۹۶ رشد ۴۰ درصدی داشته، در جدول مقایسه‌ای تیراژها هم فقط کتاب‌های این گروه افت تیراژ ندارند و تیراژ متوسطشان ۲ درصد رشد داشته. هر دوی این عددها یعنی افزایش علاقۀ جامعه به زبان‌های خارجی است: اما میل به یادگیری یا مهاجرت؟!
📌 ibna.ir/fa/doc/report/263081

💵 یک کتاب چقدر آب می‌خورد؟ جواب را به تفکیک برای گروه‌های مختلف آثار، در جدول زیر ببینید:
احسان‌نامه
🔹خبر از این تلخ‌تر نمی‌شود. استاد نجیب مایل هروی، نویسنده و پژوهشگر برجستۀ افغانستانی مقیم ایران، در نتیجه بی‌مهری مسئولان و اطرافیان، این روزها در یک بیمارستان روانپزشکی روزگار می‌گذراند. @ehsanname خبر را محمدابراهیم شریعتی، پژوهشگر و ناشر افغانستانی مقیم…
🔺آخرین خبرها از وضعیت استاد مایل هروی
@ehsanname
انتشار خبر بستری بودن استاد نجیب مایل هروی، بازتاب وسیعی میان دوستان و دوستداران ادبیات داشت و افراد و گروه‌های مختلف به این موضوع واکنش نشان دادند. امروز دو خبر هم در این باره منتشر شد که نشان از حل مشکل دارد.
bit.ly/2m7FnDo
🔹دکتر محسن جوادی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد برای پیگیری وضعیت نجیب مایل هروی به مشهد رفته و به روزنامه ایران گفته است «مشکلی برای تأمین هزینه‌های این پژوهشگر نیست.»
iran-newspaper.com/Newspaper/Page/6823/Last/24/0

🔸شهاب‌الدین مایل هروی، پسر استاد هم به ایبنا گفته بیماری پدرش افسردگی است. او دربارۀ وضعیت پدرش توضیح داده: «در حال ترخیص پدرم از بیمارستان هستم و هزینه ۵۰ روز بستری او را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان تخمین می‌زنم.» (یعنی کمتر از یک همایش و سمینار!) به گفتۀ شهاب مایل هروی، نیکنام حسینی‌‌پور، مدیرعامل خانه کتاب هزینه‌های درمان استاد را تقبل کرده است و اینکه «اگر پدرم تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار داشت، هزینه‌‌ بیمارستان ۳ میلیون تومان تمام می‌شد.» حیف!
ibna.ir/fa/doc/shortint/263105

📸 تقدیر از مایل هروی توسط رئیس‌جمهور روحانی در مراسم کتاب سال ۱۳۹۳ به عنوان پژوهشگر برتر
📙نامزدهای هشتمین جشنواره پروین اعتصامی در بخش داستان. این جایزۀ دوسالانه ویژه بانوان نویسنده است و اختتامیه‌اش روز شنبه برگزار می‌شود @ehsanname
🔹روایتِ اسماعیل آذری از روزگاری که پر از خط‌کشی است. آذری روستا به روستا می‌رود و برای بچه‌ها قصه می‌خواند @ehsanname
احسان‌نامه
🌕نوبل جایگزین هم به بازار آمد @ehsanname لابد در جریان هستید که بعد از انتشار آن خبر شنیع، نوبل ادبیات ۲۰۱۸ رفت روی هوا. جریان از این قرار است که زمستان گذشته ۱۸ زن رفتند عارض شدند که مدیر یک باشگاه کتابخوانی در استکهلم آن کار دیگر می‌کند. دست بر قضا این آقا…
🌕نوبل جایگزین شروع کرد
@ehsanname
بعد از انتشار اخبار مربوط به رسوایی همسر یکی از اعضای آکادمی سوئد و داستان‌هایی که بعدش راه افتاد، نوبل ادبیات ۲۰۱۸ هم رفت روی هوا. قضیه به روشنفکرهای سوئد بر خورد و صد نفر از نویسندگان، بازیگرها، روزنامه‌نگارها و باقی اصحاب فرهنگ در سوئد برای خودشان یک آکادمی جدید راه انداختند تا نوبل را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند. قرار شد آنها امسال خودشان نوبل ادبیات بدهند.

در اولین قدم آنها از کتابدارهای سوئدی خواستند هر نویسنده‌ای از هر کجای دنیا را که می‌خواهند -به شرطی که حداقل ۲کتاب و یکی‌اش را در ۱۰سال اخیر نوشته باشد - به عنوان نامزد معرفی کنند. حالا اسامی ۴۷نفرۀ نامزدهای این نوبل جدید آماده است تا ملت به صورت اینترنتی رأی بدهند. سه نفر اول این رأی‌گیری اینترنتی و یک نفر هم به انتخاب کتابدارها می‌روند مرحلۀ بعد تا اعضای این آکادمی، خودشان برنده را انتخاب کنند.
bit.ly/2NJoICR
در فهرست ۴۷تایی نامزدهای نوبل جایگزین، ۲ آسیایی، ۲ آفریقایی، یک نویسنده اهل آمریکای لاتین و ۴۲ غربی وجود دارند که طبیعتاً سوئد با ۱۲ نویسنده بیشترین نماینده را دارد. اما نکتۀ جالبتر، حضور نویسندگان مشهوری است که نوبلی‌ها اغلب آنها را نادیده می‌گرفتند و به قول معروف در لیست سیاهِ نوبل بودند: نویسندگانی مثل هاروکی موراکامی (از ژاپن)، پل استر، جویس کرول، دون دلیلو و کورمک مک‌کارتی (از آمریکا)، جی.کی.رولینگ، نیل گیمن و زادی اسمیت (از بریتانیا)، مارگارت آتوود (کانادا)، النا فرانته (ایتالیا)، آرونداتی روی (هند)، نگوگی وا تیونگو (کنیا) و...

حالا اگر شما هم می‌خواهید به برنده شدن نویسندۀ محبوب خودتان کمک کنید، تا ۱۴ آگوست (۲۳ مرداد) وقت دارید که به این آدرس بروید و رأی بدهید:
📌 www.dennyaakademien.com
🔸«امید هرگز نمی‌میرد» یک رمان پلیسی است که کارآگاهش باراک اوباما و دستیار/راوی‌اش، جو بایدن است. آنها بعد انتخابات۲۰۱۶ درگیر قتل یک نگهبان قطار هستند. کتاب یک هفته است آمده و خوب هم فروخته @ehsanname
📒 در هشتمین دوسالانه پروین اعتصامی، دو رمان در بخش‌های بزرگسال (بگذار تروا بسوزد) و کودک (شاخ دماغی‌ها) شایستۀ تقدیر معرفی شدند @ehsanname
🗓 امروز (۲۳ تیر) اولین سالگرد درگذشت پروفسور مریم میرزاخانی است. یک سال از روزهایی که خبر درگذشت این نابغۀ جوان، همه را منقلب کرد می‌گذرد. قاعدتاً حالا باید انبوه مطالب مشابه در صفحات مجازی و صفحات نشریات، جای خودش را به کتابها داده باشد. اما آیا این اتفاق افتاده است؟ جواب را ببینید:
@ehsanname
📚سیاه‍ۀ کتابها دربارۀ خانم مریم میرزاخانی
-کتاب ۱۳۴ صفحه‌ای «دختری از تبار ما» (کامران شهبازی، انتشارات نقد فرهنگ)
-صفحات ۱۸ تا ۲۵ جلد اول کتاب «پیشتازان ایرانی» (سمانه رحیمی، نشر شهر)
-صفحات ۱۴۸ و ۱۴۹ «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» (ترجمۀ امید سهرابی‌نیک و آرزو گودرزی، نشر نو)
bit.ly/2LfAVxj
ممکن است کسانی بگویند دلیل این کم‌کاری، وجود اصطلاحات علمی و تخصصی در کار و زندگی پروفسور میرزاخانی، چیزهایی مثل نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک یا هندسه هم‌تافته... باشد که معنای آن بر همگان روشن نیست. اما واقعیت این است که برای روایت دخترانی که بعد از او ریاضی و المپیاد را جدی گرفتند، برای داستان نوشتن، برای کتاب کودک، برای فیلم و انیمیشن، برای هزار کار دیگر، این اصطلاحات چندان نقشی ندارند.
@ehsanname
مرگ قو
حمیدی شیرازی
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ...
@ehsanname
🎧 ۲۳تیر سالگرد درگذشت مهدی حمیدی شیرازی است. از آقای شاعر، جز خاطرۀ دعواهایش با نیما و طرفدارانش، اشعار زیبایی به جا مانده. «مرگ قو» را با صدای خودش بشنوید
🔹خاطرۀ عباس کیارستمی از حمیدی شیرازی
@ehsanname
بخشی از گفتگوی عباس کیارستمی و آیدین آغداشلو در سالنامهٔ ۹۳ «شرق» (که بعدها نسخۀ کاملش در کتاب «خانه‌ای با شیروانی قرمز» چاپ شد):

▫️کیارستمی: آیدین، نمی‌دانم تو چطور به شعر نگاه می‌کنی اما آدم یک دوره از چیزهایی خوشش می‌آید و بعد آنها را کنار می‌گذارد. در مورد من اینطور بوده است. مثلا من شعرهای «دکتر حمیدی‌شیرازی» را عاشقانه دوست داشتم و تمام دیوان شعرش را حفظ بودم و در دوره‌ای از اینکه او را دوست داشتم بسیار عصبی بودم که چرا حافظه من را دیوان او پر کرده است. این دوره گذشت و دوباره بعد از مدتی که به شوخی این شعر را خواندم دیدم شعرهایش احساساتی است اما بد نیست.

▪️آغداشلو: شعری داشت درباره دختری که دوست داشت و با کس دیگری ازدواج کرده بود. شعرهای تکان‌دهنده پر از غیظ و فحاشی دارد.

▫️کیارستمی: این شعری که گفتی یادم است:
دیدمش آخر به کوری چشم من آبستن من
کوری چشم مرا آبستن از اهریمن من
بچه دیوی خود همین فردا برآرد شیون من
سر گذارد خواب را بر دامن سیمین‌تن من
هر دم از دیدار او تابنده گردد آذر من
وای بر من، وای بر من

▪️آغداشلو: من بعدها و همین الان هم در هنر غیظ را دوست ندارم اما این شعر زیباست و نشان می‌دهد چقدر به او سخت گذشته.

▫️کیارستمی: چون این غیظ تجربی بود. یک‌بار عاشق دختر سرهنگی بوده که آن دختر را به او نداده بودند. من در ۱۵سالگی با او همدل شده بودم! و چون کتابش‌گران بود نمی‌توانستم آن را بخرم و دوستم از میان کتاب‌های برادرش آن را برایم می‌آورد و می‌گفت صبح باید بگذارم سر جایش چون برادرم دقیق است و متوجه می‌شود کتاب نیست. به‌همین‌خاطر من در دو شب این دیوان را در دفترچه‌ای پاکنویس کردم و حفظ شدم.

▪️آغداشلو: چه حافظه درخشانی!

▫️کیارستمی: سال‌ها بعد که خیلی عصبانی بودم- مثل کسانی که بعد از مدتی از اینکه خالکوبی کرده‌اند پشیمان می‌شوند- از اینکه یک دیوان شعر «هارد» مغزم را پر کرده و هیچ جایی به دردم نمی‌خورد خیلی عصبی بودم. در سفری به لندن در خانه دوستم مرتضی کاخی بودم. مرتضی به من گفت: دوستی از ایران آمده و برای دیدارش به سفارت می‌روم. گفتم: چه کسی آمده؟ گفت: نمی‌‌شناسی. یک شاعر است به نام دکتر حمیدی‌شیرازی. گفتم من نمیشناسم؟! (خنده) همانجا به این آدم چند ناسزا گفتم و مرتضی گفت بیا ۱۰ دقیقه پایین منتظر باش تا من برگردم. در نهایت و به ناچار همراه مرتضی به دیدار دکتر حمیدی رفتم و دیدم موجودی نحیف روی تخت افتاده و حال خوبی ندارد. مرتضی بالای سر او رفت و گفت آقای دکتر حمیدی، آقای کیارستمی از شیفتگان شعر شما و از علاقه‌مندان‌تان هستند. همه دیوانتان را هم حفظ‌اند (خنده) مایل هستید یکی از شعرهای شما را بخوانند؟ او هم با سر تایید کرد. من هم شعری را خواندم که تا دیدمش یک‌باره به ذهنم آمد. شعری عجیب که بیان حال ایشان بود: خسته من، رنجور من، بیمار من، بی‌بال و پر من/ تا سحر بیدار من، همدرد مرغان سحر من/... وای بر من وای بر من.

همان‌طور که این شعر را می‌خواندم، دیدم از گوشه چشم‌هایش اشک سرازیر است. مرتضی را هم که نگاه کردم، دیدم به شیوۀ ناصر ملک‌مطیعی در فیلم «قیصر» رو به دیوار کرده و شانه‌هایش تکان می‌‌خورد! خودم هم بغض کرده بودم و شعر هم طولانی بود: گفتمت دیگر نبینم، باز دیدم باز دیدم/ در دو چشم دلفریبت عشق دیدم ناز دیدم/ قامت طناز دیدم گونۀ غماز دیدم/ برگ گل دیدم، میان برگ گل شیراز دیدم.
به‌ کلمۀ شیراز که رسید، دکتر حمیدی اشکش بیشتر سرازیر شد و دیدم خیلی هم حفظ‌ بودن این دیوان بیهوده نبوده. لازم بوده من آن اشعار را حفظ کرده باشم و در چنین روزی برایش بخوانم.

▪️آغداشلو: و بار امانت را تحویل بدهی.

▫️کیارستمی: بله، وقتی بیرون آمدیم، مرتضی گفت صورت من بی‌حس است. من هم همان‌طور بودم، یعنی صورتم و تنم بی‌حس بود. وضعیت خاصی بود اینکه کسی از راه برسد و دشمنی که به دوست تبدیل شود و بار امانت را به او تحویل دهد. بعد هم دکتر حمیدی در همانجا فوت کرد.

📌متن کامل آن گفتگو: tabnak.ir/fa/news/390107/
📸 دکتر مهدی حمیدی شیرازی، شاعر سنت‌گرا
🌕فینال جام جهانی، ربطی به نوبل ادبیات دارد؟
@ehsanname
امروز در فینال جام جهانی، فرانسه و کرواسی به مصاف هم می‌روند. قدرت فوتبالی دو کشور به کنار، می‌شود آنها را از نظر ادبیات هم با همدیگر مقایسه کرد. فرانسوی‌ها صاحب مکاتب ادبی مختلف هستند و ترجمۀ آثار ادبی ‌شان از زمان ناصرالدین شاه در ایران رایج بوده، اما کروات‌ها تازه در دهۀ اخیر به بازار کتاب ایران راه پیدا کرده اند و جز ایوو آندریچ، ترجمۀ آثار داستانی و غیرداستانی اسلاونکا دراکولیچ را داریم. اگر ملاک را نوبل ادبیات هم بگیریم، کشور فرانسه با ۱۵ جایزه نوبل ادبیات بیشترین سهم را در نوبل ادبیات دارد و کرواسی فقط یک نوبلیست دارد (که آن هم در زمان یوگسلاوی سابق جایزه برده).

🇫🇷 فرانسه:
نوبل ادبیات سال‌های ۱۹۰۱ (سولی پرودوم) ۱۹۰۴ (فردریک میسترال - بطور مشترک با خوزه اچه‌خارایِ اسپانیایی) ۱۹۱۵ (رومن رولان) ۱۹۲۱ (آناتول فرانس) ۱۹۲۷ (هانری برگسون) ۱۹۳۳ (ایوان بونین - نویسندۀ روس که از ۱۹۱۷ ساکن فرانسه شد) ۱۹۳۷ (روژه مارتن دو گار) ۱۹۴۷ (آندره ژید) ۱۹۵۲ (فرانسوا موریاک) ۱۹۵۷ (آلبر کامو) ۱۹۶۰(سن-ژان پرس) ۱۹۶۴ (ژان-پل سارتر) ۱۹۸۵ (کلود سیمون) ۲۰۰۸ (ژان-ماری گوستاو لو کلزیو) و ۲۰۱۴ (پاتریک مودیانو)

🇭🇷 کرواسی:
نوبل ادبیات سال‌۱۹۶۱ (ایوو آندریچ)
@ehsanname
دیشب و در بازی رده‌بندی البته قضیۀ نوبل ادبیات برعکس از آب درآمد و انگلیسی‌ها که تا حالا ۹ نوبل ادبیات گرفته‌اند از بلژیکی‌ها که فقط یک بار برنده این جایزه شده‌اند (موریس مترلینگ در ۱۹۱۱) باختند. امشب چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟
📸 روستای بیاره (در شهرستان دنا، استان کهگیلویه و بویراحمد) چه جای عجیبی است! یک روز با نامگذاری کوچه‌ای به اسم استاد شجریان خبرساز می‌شود، یک بار با کندن تابلوی همان کوچه! (عکس از ایسنا) @ehsanname
🔹پوستری متفاوت برای یک جلسۀ نقد کتاب، کاری از علیرضا جوانمرد @ehsanname