احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
💶 در حراجی در پاریس، این نامۀ آنتون سنت‌اگزوپری که با طرحی از شازده کوچولو همراه است، به قیمت فوق‌العادۀ ۲۴۰هزار و ۵۰۰ یورو (یک میلیارد و ۹۶۶ میلیون تومان) فروش رفت @ehsanname
Forwarded from جامعه نو


🔹ماجرای یک شطرنج ناتمام / به‌مناسبت سالروز درگذشت ماکسیم گورکی

🖌ایمان پاکنهاد

▫️جامعه نو: فقط یکی‌دو عکس از آن روز نسبتاً سرد، در نخستین روز سال 1908 باقی است. ولادیمیر لنین یک‌طرف میز شطرنج نشسته است و الکساندر بوگدانف، نظریه‌پرداز، فیلسوف و نویسنده‌ روس، طرف دیگر. یک نفر دیگر هم در عکس دیده می‌شود. مردی با بینی پهن و سبیلی پرپشت که به سر طاس لنین خیره شده. نام او ماکسیم گورکی، نویسنده نامدار روسیه است و مکان عکس، خانه‌ رؤیایی گورکی در جزیره‌ کاپری ایتالیا. نقشه‌ها در سر دارند. بازی شطرنج میان لنین و بوگدانف تمام می‌شود و نوبت بازی میان لنین و گورکی، دو رفیق دیرپاست. فرمانده لشکر سیاه گورکی است و فرمانده لشکر سفید لنین. بازی با حرکت سرباز لنین آغاز می‌شود و گورکی رخش را به جنگ می‌فرستد. پس از 55 حرکت، پیش از آنکه گورکی آخرین حرکت را بکند، لنین که از مات خود مطمئن است، از بازی دست می‌کشد. بازی نیمه‌تمام می‌ماند. شطرنجی که تا آخر عمر لنین ادامه داشت و بعدها میان گورکی و استالین شکل گرفت.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Gorky-06-19
🇪🇸 اسپانیایی‌ها در ایران
@ehsanname
⚽️احسان رضایی: تیم ملی امروز در مهمترین مسابقۀ تاریخ فوتبال ما، به مصاف اسپانیا خواهد رفت. از اسپانیا، جز بازیکنان اسپانیایی، ما اسپانیایی‌های دیگری هم می‌شناسیم. اسپانیایی‌هایی که رمان‌هایشان در بازار کتاب ایران هست. با مروز این آثار به استقبال بازی امشبِ تیم ملی برویم.

📗می‌دانیم که اسپانیا، از قرن ۱۵ و جای دولت اندلس شکل گرفت. مهمترین داستانی که از اندلس باقی مانده، رساله «حیِّ بن یقظان» به معنی «زندۀ بیدار» است. این رساله، یک داستان کم‌حجم است که توسط یک فیلسوف اهل غرناطه (گرانادا، زادگاه لورکا) در شرح رساله‌ای از ابن‌سینا نوشت. ابن‌طفیل (قرن ۱۲) در این داستان مراحل سلوکِ آدمی را در قالب یک داستان تمثیلی شرح داد: حی بن یقظان، مثل رابینسون کروزوئه در یک جزیرۀ متروکه گیر افتاده و باید خودش مشکلاتش را حل کند. این داستان را استاد بدیع‌الزمان فروزانفر به فارسی ترجمه کرده است.

📖در همان اوایل تشکیل دولت اسپانیا و رواج زبان اسپانیولی، رمانی نوشته شد که هنوز هم آن را جزو بهترین‌ها می‌دانند. میگل دو سروانتس (قرن ۱۶) در «دون کیشوت» ماجرای پهلوانی را تعریف می‌کند کهدر خیالش می‌خواهد به جنگ اژدها برود، اما در عمل با آسیاب‌بادی‌ها می‌جنگد. «دون کیشوت» مهمترین اثر ادبی در زبان اسپانیولی است. این رمان را محمد قاضی با هنرمندی تمام به فارسی برگردانده و یک شاهکار ارایه داده، طوری که در «فرهنگ سخن» (دکتر حسن انوری) از این رمان به عنوان شاهد مثال برای معانی لغات استفاده شده. اگر حوصله ندارید دو جلد قطور «دون کیشوت» را بخوانید، خلاصه‌هایی از آن (بهترینش با ترجمه حشمت کامرانی، نشر هرمس) هم هست.

📓بعد از سروانتس، مهمترین چهرۀ ادبی اسپانیایی که ما می‌شناسیم، فدریکو گارسیا لورکا است. لورکا، شیفتۀ شعر بود و مثل الیوت فکر می‌کرد شیواترین شیوۀ بیان شعر، تئاتر است. برای همین نمایشنامه هم می‌نوشت و کارگردانی می‌کرد. سربازان ژنرال فرانکو او را دستگیر و تیرباران کردند (۱۹۳۶). جسد لورکا هرگز پیدا نشد. لورکا در ایران مترجمان زیادی دارد و از احمد شاملو تا نجف دریابندری، کارهای او را ترجمه کرده‌اند.

📚بخش مهمی از ادبیات اسپانیایی اما خارج از کشور اسپانیا و در آمریکای جنوبی (که زمانی مستعمرۀ اسپانیا بودند) خلق شده. این را از تعداد نوبلیستهای اسپانیولی زبان در آمریکای جنوبی هم می‌شود فهمید. تا به حال ۶ اسپانیولی‌زبان غیراسپانیایی برندۀ نوبل ادبیات شده‌اند (گابریلا میسترال - از شیلی در ۱۹۴۵، میگل آنخل آستوریاس - از گوآتمالا در ۱۹۶۷، پابلو نرودا - از شیلی در ۱۹۷۱، گابریل گارسیا مارکز - از کلمبیا در ۱۹۸۲، اکتاویو پاز - از مکزیک در ۱۹۹۰، ماریو بارگاس یوسا - از پرو در ۲۰۱۰). درحالی‌که از بین اسپانیایی‌ها (با وجود اروپامحور بودن نوبل) فقط ۵ نویسنده برندۀ جایزه نوبل ادبیات شده‌اند.

📒برندگان نوبل ادبیات در اسپانیا عبارتند از: خوزه اچه‌خارای (۱۸۳۲ - ۱۹۱۶) سیاستمدار و نمایش‌نامه‌نویس در ۱۹۰۴؛ خاسینتو بناونته (۱۸۶۶ - ۱۹۵۴) نمایش‌نامه‌نویس در ۱۹۲۲؛ خوآن رامون خیمِنِس (۱۸۸۱ - ۱۹۵۸) شاعر در ۱۹۵۶؛ ویسنته آله‌خاندره (۱۸۹۸ - ۱۹۸۴) شاعر در ۱۹۷۷؛ کامیلو خوزه سلا (۱۹۱۶ - ۲۰۰۲) رمان‌نویس در ۱۹۸۹. از این جمع، فقط رمان «من و پلاترو» خوآن رامون خیمنس (ترجمه عباس پژمان) و «خانواده پاسکوال دو آرته» خوزه سلا (با دو ترجمۀ فرهاد غبرایی و حسن پستا) را خوانده‌ایم.

📕ترجمۀ ادبیات اسپانیا در ایران، معمولا از زبان واسط بوده. رمان «دست به دست» ویکتور آلبا را احمد شاملو به فارسی برگردانده. «پولینا چشم و چراغ کوهپایه» نوشتۀ آناماریا ماتوته، با ترجمۀ محمد قاضی است. رمان «قدیس مانوئل»، مجموعه داستان «هابیل» و کتاب فلسفی «درد جاودانگی» میگل د اونامونو توسط بهاءالدین خرمشاهی ترجمه شده. از میان نمایشنامه‌‌های اسپانیایی ترجمۀ چند اثر از فرناندو آرابال را داریم. از خابیر ماریاس، مهمترین داستان‌نویس فعلی اسپانیا هم رمان «قلبی به این سپیدی» (توسط مهسا ملک‌مرزبان) و «مرد است و احساسش» ترجمه شده است.

📖 از تاریخ اسپانیا، دو واقعه هست که سوژۀ داستان‌های مختلفی شده. ماجرای اول سقوط آندلس (در ۱۴۹۲) است. حجت‌الاسلام رسول جعفریان در یادداشتی (goo.gl/rFsVBt) نشان داده که چطور یک داستان مصری دربارۀ سقوط اندلس به یک حقیقت تاریخی در ایران تبدیل شد. واقعه دیگر، جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹) است که نویسندگان زیادی در آن جنگیدند: ارنست همینگوی، آندره مالرو، جورج اورول، آرتور کویستلر، ... برای همین چند داستان دربارۀ این جنگ نوشته شده که شاید معروفترینش «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» همینگوی باشد.
@ehsanname
📸 خوان کارلوس، پادشاه سابق اسپانیا که سال ۲۰۱۴ به نفع پسرش استعفا کرد، با نویسندگان مختلفی رفاقت داشت. این عکس برای دیدار با مارکز و ۲۰۰۴ است
bit.ly/2taqAMp
🔺بعضی کانال‌های خبری، به اشتباه خبر درگذشت صدرالدین شجره را به استاد شجریان نسبت دادند. حال استاد خوب است و این هم خوشنویسی او برای تیم ملی فوتبال در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل است @ehsanname
🔹شاید هیجان‌انگیزترین ستایش از بازی تیم ملی برابر اسپانیا، توییت الکس دل‌پیرو، ستارۀ فوتبال ایتالیا باشد: «ایران با استایل دهه ۸۰ طوری دفاع می‌کند که انگار فردایی وجود ندارد. قهرمانانه!» @ehsanname
📚 ترجمه‌های مکرر و همزمان. این قسمت: «استبداد» و «در برابر استبداد» ترجمۀ On Tyranny تیموتی اسنایدر، مورخ معاصر آمریکایی هستند @ehsanname
📚 ترجمه‌های مکرر و همزمان. این قسمت: باز خوب است ناشری که اسم رمان را تغییر داده، زیرعنوان «گیاهخوار» را گذاشته تا قبل از خریدن و خواندن متوجه یکی بودن دو کتاب باشیم @ehsanname
📸 سه مترجم در یک قاب: خانمها گلی امامی، مژده دقیقی و لیلی گلستان در اختتامیه جایزه فرشته (چهارشنبه ۳۰ خرداد) @ehsanname

📌یادداشت مژده دقیقی برای گلی امامی:
ibna.ir/fa/doc/note/262399/
به یاد و احترام صدرالدین شجره

شنبه دوم تیرماه، صدرالدین شجره را هم به خاک خواهیم سپرد. اما مگر می‌توان رنگی را هم که او به پاره‌ای از شیرین‌ترین خاطرات‌مان زده است به خاک سپرد!

از میان انبوه یادگاری‌های او، آلبوم صوتی شازده‌کوچولو بی‌گمان برای همه‌‌ی ما خاطره‌انگیزتر است. صدای پرحجم احمد شاملو و خود شجره در کنار صدای ازدست‌رفتگانی چون عزت‌الله مقبلی و مهدی فتحی و احمد آقالو.

به نظرم رسید بهترین کاری که در ادای احترام به صدرالدین شجره می‌توانم کرد، منتشر کردن فایل صوتی این نوار به تاریخ‌به‌پیوسته است. آن را در دو قطعه (دو روی نوارکاست قدیم) پای همین پست برایتان می‌گذارم.

مراسم تشییع پیکر صدرالدین شجره روز شنبه دوم تیرماه ۹۷ از مقابل رادیو ارگ (میدان ۱۵ خرداد) برگزار خواهد شد.

@KhabGard
شازده‌کوچولو:
احمد شاملو (راوی)
مهوش افشاری (شازده‌کوچولو)
عزت‌الله مقبلی (جغرافی‌دان)
بهزاد فراهانی (روباه)
مهدی فتحی (پادشاه)
صدرالدین شجره (تاجر)
احمد آقالو (خودپسند)
نوشابه امیری
بیوک میرزایی
سوسن مقصودلو
نورالدین شجره
رضا فیاضی
تهیه شده در سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار (پاییز ۱۳۶۴)
bit.ly/2tgjdTw
Shazde Kuchulu
Antoine De Saint Exupery - Ahmad Shamlou
شازده کوچولو (قسمت یکم)
راوی: احمد شاملو (۱۳۶۴)

@NavaaGard
Shazde Kuchulu
Antoine De Saint Exupery - Ahmad Shamlou
شازده کوچولو (قسمت دوم)
راوی: احمد شاملو (۱۳۶۴)

@NavaaGard
🎯 هراری شاید جزو معدود مورخ‌هایی باشد که بتواند برای نوع بشر تاریخی ۷۵هزارساله بنویسد. بااین‌حال نوشتن تاریخچه‌ای برای ایام گذشته آنچنان شگفت‌آور نیست. آنچه خوانندۀ آثار او را انگشت‌به‌دهان می‌کند، نگارش سرنوشت دورانی است که هنوز فرا نرسیده. گرچه هراری پیشگو نیست، اما سخت می‌شود توصیف او از سال ۲۱۰۰ را خواند و با هول و هراس بر خود نلرزید: آینده همان مصر باستان است که فیس‌بوک قدرتش را چندبرابر کرده، با همان بردگان و با همان فرعون‌ها. ترسناک نیست؟

📌 مطالب این پرونده را در لینک زیر بخوانید:
tarjomaan.com/report/9029/

🔗 @tarjomaanweb
⚽️ چرا فوتبال؟ یوسا جواب می‌دهد
@ehsanname
در خبرها بود که ماریو بارگاس یوسا، نویسندۀ معروف ۸۲ساله، بعد از زمین خوردن در خانه‌اش، در بیمارستانی در مادرید بستری شده. به همین بهانه، یادداشتی از او بخوانیم که درست قبل از بازی افتتاحیۀ جام جهانی اسپانیا در ۱۳ ژوئن ۱۹۸۲ در استادیوم نوکمپ نوشته است.

چند سال پیش یک انسان‌شناس برزیلی سخنرانی درخشانی کرد و طی آن توضیح داد که محبوبیت فوتبال میل ذاتی مردم را به قانونمندی، برابری و آزادی بیان می‌کند.
استدلالش هوشمندانه و جالب بود. به قول او عموم مردم فوتبال را نمایندۀ جامعه کوچکی می‌دانند که قوانین ساده و روشنی بر آن حاکم است که همه آن را می‌فهمند، و اگر نقض شود برای عضو گناهکار مجازات فوری در نظر گرفته می‌شود. زمین بازی فوتبال، جایی است مساوات‌طلب که هر نوع سلیقۀ شخصی و امتیاز را حذف می‌کند. در اینجا، در این چمن که خطهای سفید آن را مشخص کرده، هر کس آن طور که هست، بنا به مهارتش، ایثار، ابداع و کارآیی‌اش، ارزیابی می‌شود. وقتی نوبت به گل زدن و هلهله و سوت تماشاگر می‌رسد، نام، پول و نفوذ هیچ به حساب نمی‌آید. بعلاوه بازیکن فوتبال تنها شکلی از آزادی را که جامعه به اعضایش می‌دهد، اعمال می‌کند: یعنی آنچه دلش می‌خواهد، به شرطی که قواعد مورد پذیرش همگانی آن را آشکارا منع نکرده باشد.
در نهایت همین است که جماعت زیادی را در سراسر جهان به شوق می‌اورد، به سوی زمین بازی می‌کشاند، پای تلویزیون می‌نشاند و بر سر بتهای فوتبال به جنگ و دعوا وامی‌دارد: همچشمی نهانی، غم غربتی ناآگاهانه برای جهانی که برخلاف جهان واقعی آکنده از بی‌عدالتی، نابرابری و فساد نیست، و در چنگال بی‌قانونی و خشونت دست و پا نمی‌زند.
آیا این نظریۀ زیبا می‌تواند حقیقت داشته باشد؟ شاید این‌طور باشد، چون شک نیست که فریبنده است و برای آیندۀ بشر چیزی مثبت‌تر از این احساسات متمدن یافت نمی‌شود. اما مثل همیشه احتمال دارد که واقعیت بر نظریه غالب آید و آن را ناقص نشان دهد.
این مطالب را روی یک صندلی در نوکمپ، چند دقیقه پیش از شروع بازی آرژانتین-بلژیک که بازی‌های جام جهانی را آغاز می‌کنند، می‌نویسم. همه چیز بر وفق مراد است: آفتاب تابان، آسمان صاف، جمعیتی رنگارنگ که پرچمهای اسپانیا، کاتالان، آرژانتین و عدۀ کمی بلژیک را تکان می‌دهند، آتشبازی، جشن، محیط پرنشاط و کف زدن برای رقص محلی که بر گرمای بازی می‌افزاید.
البته این در قیاس با دنیای بیرون و پشت جایگاه‌های نوکمپ، دنیایی است بسیار خوشایندتر و جذاب‌تر. این دنیایی است فارغ از جنگ. جنگی که مثلاّ در اقیانوس اطلس جنوبی و لبنان درگیر است و جام جهانی آن را در ذهن میلیون‌ها هوادار در سراسر جهان به مرتبۀ دوم رانده، و این هواداران در دو ساعت آینده، مثل ما که در استادیوم هستیم به چیزی جز پاس دادن و شوت کردن ۲۲ بازیکن آرژانتینی و بلژیکی نمی‌اندیشند.
شاید توضیح این پدیدۀ خارق‌العاده، به آن پیچیدگی هم که جامعه‌شناسان و روانشناسان می‌گویند نباشد، و دلیلش فقط این باشد که فوتبال چیزی به مردم می‌دهد که کمتر می‌توانند داشته باشند، یعنی فرصتی برای تفریح، لذت بردن، به هیجان آمدن، مفرّی برای تخلیۀ هیجان، برانگیختن احساسات و عواطف عمیقی که زندگی روزمره کمتر مجال آن را می‌دهد.
خواستن تفریح و لذت و خوش گذراندن مشروع‌ترین آرزوهاست، حقی که به اندازۀ میل به خوردن و کار ارزشمند است. بنا به دلایل بسیار و بی‌شک پیچیده، فوتبال گسترده‌تر از هر ورزش دیگر این نقش را در جهان امروز به عهده گرفته است.
ما که فوتبال را دوست داریم و از آن لذت می‌بریم، به هیچ وجه از محبوبیت عظیم آن تعجب نمی‌کنیم. اما بسیاری دیگر هم هستند که این نکته را درنمی‌یابند و حتی از آن اظهار تأسف یا انتقاد می‌کنند. آنان این پدیده را مایۀ تأسف می‌دانند، زیرا می‌گویند فوتبال توده‌های مردم را از خود بیگانه می‌سازد و تحلیل می‌برد و از موضوعات مهم منحرف می‌کند. آنهایی که این‌طور فکر می‌کنند یادشان می‌رود که تفریح کردن مهم است. همچنین فراموش می‌کنند که ویژگی سرگرمی، هرقدر که شدید و جذاب باشد، و بازی فوتبال سخت چنین است، این است که موقتی، غیرمتعالی و بی‌ضرر است. تجربه‌ای که علت و معلول با هم در آن ناپدید می‌شوند. ورزش برای کسانی که از آن لذت می‌برند عشق به صورت است، چشم‌اندازی که مثلاّ برخلاف کتاب یا نمایش کمتر ردی در حافظه به جا می‌گذارد و به دانش غنا نمی‌بخشد یا تحلیلش نمی‌برد. و کشش آن در همین است که هیجان‌آور است و تهی. به همین دلیل روشنفکر و عامی، فرهیخته و نافرهیخته می‌توانند به یکسان از فوتبال لذت ببرند. حالا دیگر کافی است. تیم‌ها رسیده‌اند. جام‌جهانی به‌طور رسمی افتتاح شده. بازی شروع شده است. نوشتن کافی است. بگذارید کمی تفریح کنیم.

📌ترجمه مهدی غبرایی، کتاب «موج‌آفرینی»، صفحه ۲۶۸ تا ۲۷۲
@ehsanname
📸 یوسا در حال گزارش فوتبال در جام جهانی۱۹۸۲
bit.ly/2Mg0DSF
احسان‌نامه
📚سه سال پیش داعش کتابخانه مرکزی دانشگاه موصل را سوزاند. حالا جوان‌های موصلی می‌خواهند دوباره کتابخانه را برپا کنند. عبدالستار الحمدانی، دانشجوی۲۱ساله داروسازی کتابهایش را به دانشگاه می‌برد @ehsanname
📸 جوان‌های موصلی کمپینی برای نجات کتاب‌های کتابخانۀ تخریب‌شده دانشگاه این شهر در زمان اشغال داعش به راه انداخته‌اند. آنها تابه‌حال ۳۱هزار جلد کتاب را از زیر آوارها بیرون کشیده‌اند @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
HJ247-Marquez Llosa.pdf
313.6 KB
چرا روابط مارکز و یوسا شکرآب شد؟ شما طرفدار کدام هستید؟ بازخوانی یک دعوای صددرصد ادبی، به قلم احسان رضایی، از شماره ۲۴۷ هفته‌نامه «همشهری جوان» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘معرفی و خبر انتشار کتاب «زندگی و زمانه سیدمحمد حسینی بهشتی» توسط حجت‌الاسلام محمدرضا زائری @ehsanname
یک رباعی از بورخس
@ehsanname
در مجموعه اشعار بورخس، شعری هم با عنوان Quatrain (رباعی) هست. خود بورخس نوشته که این شعر را از دیوان المعتصم المغربی در قرن دوازدهم میلادی برگردانده؛ که قاعدتاً منظور یحیی معتصم، از امرای دولت موحدون (در مراکش و اندلس) است. او نوۀ یعقوب المنصور، فرمانروای معروف آندلس است، از ۶۲۴ تا ۶۳۳ قمری حکومت کرد و این سالها را در جنگ قدرت با عموهایش گذراند. شعر بورخس و دو ترجمۀ آن (هر دو به نقل از کتاب جدیدِ «رز زرد»، اشعار بورخس، ترجمه علی معصومی، انتشارات نگاه، صفحه ۲۶۵) چنین است:

Others died, but it occurred in the past,
Which is the season (everyone knows) most propitious for death.
Is it possible that I, subject of Yaqub Almansur,
Die as roses and Aristotle had to die?

🔸مردند کسان ولی زمان در گذر است
این ویژگی مرگ عجب پر اثر است
(در شهر کسی نیست کزین آگه نیست)
مرگ چو منی، رعیت المنصور
چون مرگ گل سرخ و ارسطو دگر است

🔹دیگران مردند، ولی در گذشته‌ای بس دور
که زمان خوشی بود برای مردن (و کسی این را نمی‌داند)
شاید من که رعیتِ یعقوب المنصورم
باید آن‌گونه بمیرم که رُزها و ارسطو مردند.
🗓دو نمایندۀ مجلس از وزیر ارشاد برای نامگذاری روز کورش در تقویم رسمی سؤال کرده‌اند.طبق متون میخی بابِل باستان، ۷ آبان(۲۹ اکتبر)روز فتح بابل توسط کورش هخامنشی و بطور غیررسمی به نام کوروش است @ehsanname
🎯 تیموتی اسنایدر مورخی متخصص اروپای شرقی است. اما چند سالی است که دست از کتاب‌های پر از جزئیات خود برداشته و سبک جدیدی از نگارش را برگزیده است. سبکی که، به یمنِ استقبال بی‌نظیر خوانندگان از آن، لقب‌هایی مثل «برجسته‌ترین تاریخ‌نگار شرّ در عصر ما» را برای او به ارمغان آورده است. انتقادی به عمومی‌کردن درس‌های تاریخ نیست، اما جای سؤال است که دقت‌نظر و ذهن شکاکِ اسنایدر در این کتاب‌های جدید کجا رفته است؟

🔖 ۴۳۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۲۶ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
tarjomaan.com/barresi_ketab/9032/

🔗 @tarjomaanweb