احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📚چند نکتۀ کتابی در حاشیۀ یک دیدار
@ehsanname
روز گذشته دونالد ترامپ و کیم جونگ اون، در سنگاپور با مهم دیدار و بیانیه مشترکی را امضا کردند. از ژوئیه ۱۹۵۳ تا به امروز، این سومین دیدار بین رهبران آمریکا و کره شمالی و دومین توافق بین دو کشور است. قبلاً جیمی کارتر در ۱۹۹۴ و بیل کلینتون در ۲۰۰۹ (هر دو بعد از پایان دورۀ ریاست‌جمهوری) به پیونگ‌یانگ رفته‌اند و یکبار هم آمریکا و کره شمالی، در اکتبر ۱۹۹۴ توافق کردند که آمریکا دو نیروگاه اتمی آب سبک برای کره شمالی بسازد و سالی ۵۰۰هزار بشکه نفت خام رایگان به کره شمالی تحویل دهد، تا کره شمالی برنامه غنی‌سازی خود را متوقف کند (Agreed Framework). توافقی که خیلی زود به هم خورد.

📕روابط عجیب کره شمالی با آمریکا، همسایۀ جنوبی‌اش و باقی دنیا (جز چین) نتیجۀ جنگ کره در سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ است. دربارۀ جنگ کره منابع مکتوب کمی به فارسی هست و بجز بخش‌هایی از کتاب‌های تاریخ قرن بیستم، تنها اثر مستقل این کتاب است: «جنگ کره» (مایکل. وی. آزکان، ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، ۸۷). از بین رمان‌هایی هم که با این موضع نوشته شده، فقط «ماهی بزرگ» را داریم که در آن ادوارد بلوم، پدر ویل هست که در جنگ کره جنگیده است. رمان «ماهی بزرگ» دانیل والاس (ترجمه احسان نوروزی، نشر مرکز، ۸۶) همان است که تیم برتون آن را تبدیل به فیلم کرده.
@ehsanname
📘اما در سال‌های اخیر، تعداد زیادی کتاب منتشر شده که روایتهایی از کره شمالی را بازتاب می‌دهد. تعداد زیادی از این روایتها به فارسی برگردانده شده که اغلبشان برای فروش، می‌گویند تنها کسی که توانسته از کره شمالی فرار کند، راوی کتاب خودشان است اما با این تعدد روایتها، فرار از کره شمالی چندان هم سخت به نظر نمی‌رسد. فهرست این کتابها و تفاوت راوی آنها را ببینید:
▫️آکواریوم‌های پیونگ یانگ (کانگ چول-هوان، ترجمه بیژن اشتری، نشر ثالث، ۸۵): داستان فرار مردی که ۱۰ سال همراه خانواده‌اش در یک اردوگاه کار اجباری کره شمالی بود
▪️افسوس نمی‌خوریم (باربارا دمیک، ترجمه حسین شهرابی و مینا جوشقانی، کتابسرای تندیس، ۹۳) داستان فرار پنج نفر از کره شمالی به روایت خبرنگار لس‌آنجلس تایمز در پکن
▫️فرار از اردوگاه ۱۴ (بِلِین هاردن، ترجمه مسعود یوسف حصیرچین، نشرچشمه، ۹۴) داستان فرار مردی که در اردوگاه کار اجباری به دنیا آمده بود
▪️حسرت نمی‌خوریم (باربارا دمیک، ترجمه زینب کاظم‌خواه، نشر ثالث، ۹۶) همان کتاب «افسوس نمی‌خوریم» که در این چاپ، ماجرای شش نفر روایت شده
▫️هزار فرسنگ تا آزادی (یون سون کیم، ترجمه زینب کاظم‌خواه، نشر ثالث، ۹۶) داستان فرار یک دختربچه یتیم از کره شمالی
▪️روح گریان من (کیم هیون هی، ترجمه فرشاد رضایی، انتشارات ققنوس، ۹۶) داستان فرار یک جاسوس زن
▫️رهبر عزیز (جنگ جین سونگ، ترجمه مسعود یوسف حصرچین، انتشارات ققنوس، ۹۶) داستان فرار یک شاعر که از مسئولان تبلیغاتی کره شمالی بوده.
bit.ly/2y88ijQ
📸 ابتدای سال میلادی رسانه‌های کره شمالی این عکس را از اون در حال خواندن کتاب افشاگرانۀ «آتش و خشم» علیه ترامپ، منتشر کردند. رسانه‌های غربی اما معتقد بودند تصویر قلابی و تلفیقی از چند عکس است.
🔹قدیمی‌ترین کتاب فوتبالی در ایران: کتابچه «قوانین بازی فوت بال» منتشرشده توسط «مجمع ترقی و توسعه فوت بال طهران» در سال ۱۳۰۱ (دورۀ احمدشاه قاجار) - از مجموعۀ مهدی مهران @ehsanname
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📸 تیم ملی برای اولین مسابقه‌اش در جام جهانی با مراکش عازم سن‌پترزبورگ‌ است و سردار آزمون در هواپیما، کتاب «زندگی‌نامه من» آلکس فرگوسن را می‌خواند @ehsanname
📗کتابی برای ستایش فوتبال
@ehsanname
✍️ احسان رضایی: فن کول‌اندازی که سرخیو راموس در فینال جام باشگاه‌های اروپا روی محمد صلاح اجرا کرد، یک نمونۀ عالی است. راموس در آن صحنه یک خطای معمولی مرتکب نشد. او مثل یک جودوکار حرفه‌ای دستش را قفل کرد تا از حریف امتیاز بگیرد و بعد هم که صلاح به زمین افتاد، باز قفل دستش را باز نکرد تا خیالش راحت شود که کتف صلاح دررفته و دیگر نمی‌تواند بازی کند. این، یک جنگ بود و راموس کهنه‌کار نمی‌خواست به جوانی که تازه از راه رسیده ببازد. اگر تاریخچۀ زادگاه راموس، شهر سویا را که تا پانصد سال پیش مسلمان‌نشین بوده و اشبیلیه تلفظ می‌شد هم به یاد بیاوریم که ماجرا دیگر خیلی پیچیده‌تر می‌شود. به قول روانشناس‌ها شاید ناخودآگاه او در آن لحظه، به خاطرۀ جنگ‌های اندلس رجوع کرده باشد.
روانشناس‌ها در مورد فوتبال حرفهای زیادی دارند. مثلاً زیگموند فروید یک نظریۀ بامزه دارد. می‌گوید رفتارهای جمعی، محصول وقتی است که تمایلات غیراجتماعی یا حتی ضداجتماعی ما، با نیازمان به اجتماع و روابط جمعی در تعارض قرار می‌گیرد. بنابراین با سپردن خودمان به یک جمع (چیزی که اسمش را «همانندسازی فرافکنانه هویت» می‌گذارد) رفتارهای خودمان را با آن گروه خاص تنظیم می کنیم و احساسات خودمان را در آن جمع بروز می‌دهیم. فروید البته این را به عنوان نکته‌ای منفی گفته بود، اما ما به آن قسمتش کاری نداریم. چیزی که ما از حرف او می‌فهمیم همین است که در روزگار جدید، ما به جای ابراز تنفر یا جنگیدن در دنیای واقعی، در زمین فوتبال می‌جنگیم. چنان که با هواداری از پرسپولیس یا استقلال، می‌شود بخشی از تنش‌های روحی خودمان را ضمن کری خواندن برای رقیب خالی کنیم. یا برای مردم هلند، بازی‌هایشان با آلمان ادامۀ جنگ جهانی دوم است و آب دهنی که فرانک ریکارد در جام جهانی ۱۹۹۰ به صورت رودی فولر انداخت، کار بدی که نبود، مایۀ افتخار و پز دادن هم هست. همان‌طور که اروگوئه‌ای‌ها از گاز گرفتن سوارز در جام جهانی قبلی اصلا ناراحت نشدند. کتاب «فوتبال علیه دشمن» دربارۀ همین چیزهاست.
در سال‌های اخیر انتشار کتابهای فوتبالی سرعت بیشتری گرفته، اما بین تمام این کتابها «فوتبال علیه دشمن» چیز دیگری است. این کتاب چنان عاشقانه دربارۀ بازی فوتبال حرف می‌زند که جایی نویسنده از نلسون ماندلای بزرگ ایراد می‎گیرد که چرا توی صحبتش در جمع بازیکن‎های تیم ملی آفریقای جنوبی آن‌قدر که باید هیجان توی صدایش نبوده. با این همه باید بدانید کتاب در اصل دربارۀ فوتبال نیست و درباره همین ماندلا و بقیه آدمهای مشابه اوست. یعنی شما در این کتاب با ماجراهای فوتبالی زیادی سر و کار ندارید (تنها توضیح فنی و فوتبالی، یک پاراگراف در صفحه ۱۴۵ است) ولی در عوض کتاب پر است از ماجراهایی که در حواشی فوتبال اتفاق افتاده و ربطی که چهره‎های معروف و غیرمعروف به فوتبال دارند. چه آنهایی که فوتبال به کمکشان آمده (مثل همین ماندلا که وقت رفراندوم درباره الغای آپارتاید در آفریقای جنوبی، تیم ملی کشورش اعلام کرده بود که اگر نتیجه بقای آپارتاید باشد در جام جهانی ۱۹۹۲ بازی نخواهند کرد) و چه آنهایی که فوتبال به جنگشان رفته (مثل دولت آلمان شرقی که ضدفوتبال بود).
«فوتبال علیه دشمن» کتاب عجیبی است. اطلاعاتی می‎دهد درباره خیلی از اسم‎های آشنایی که می‎شناسیم که حتی فکرش را هم نمی‎کنید (مثل اینکه بلیت شماره ۱۰۸۰۰۰ نوکمپ مال پاپ ژان پل دوم بود) و از طرف دیگر، ماجراهای تاریخی را از زوایۀ جدیدی می‎بیند و برایتان تعریف می‎کند. زاویه‎ای که حتما یکجوری به فوتبال ربط پیدا می‎کند. سایمون کوپر، نویسندۀ اوگاندایی- بریتانیایی کتاب یک ستون ثابت در «فایننشال تایمز» دارد و همین، به او این شانس را داده که به اسم‎های بزرگ قرن (از مارگارت تاچر تا خوان پرون) یکجا دسترسی داشته باشد و بتواند روایت‎های دست اولی از آنها برای ما تعریف کند. مثلا در فصل آخر کتاب، او چند خاطره فوق‎العاده از بلاژوویچ دوست‎داشتنی برای ما تعریف می‎کند که قبلاً جایی نخوانده و نشنیده بودیم. نتیجۀ همۀ این اطلاعات هم شده این‌که کتاب با این جمله شروع می‌شود: «فوتبال جنگ است». عنوان فصل اول که دربارۀ بازی آلمان-هلند در نیمه‌نهایی جام ملت‌های اروپا ۱۹۸۸ است، جایی که وقتی هلند بازی را برد، ۹میلیون نفر به خیابان‌ها ریختند و خوشحالی کردند و معلوم شد که خاطرۀ جنگ جهانی هنوز تمام نشده و آن وقت، شاعری در وصف گل فن‌باستن سرود: «آنهایی که به زمین می افتند/ از گورهایشان گل سر برمی‎آورد».
bit.ly/2JBl1AV
📌متن از هفته‌نامه «کرگدن» شماره ۸۷ - عکس از اینستاگرام کتابدونی
گوگل از ‏۳۲ هنرمند از کشورهایی که در جام جهانی فوتبال حضور دارند، خواسته تا طرحی که نشان‌دهنده‌ی فرهنگ و فوتبال کشورشان باشد، برای لوگو گوگل طراحی کنند.
آثار هنرمندان مختلف را می‌توانید از طریق لینک زیر ببینید که از امروز، لوگوها در صفحه‌ی اول گوگل نمایش داده می‌شود.
راشین خیریه، تصویرگر کتاب #غول_و_دوچرخه، هم در این پروژه مشارکت داشته و لوگو گوگل ایرانی را طراحی کرده است.

https://t.me/ofoqkidsandteens/1109


https://www.google.com/doodles
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
Forwarded from احسان‌نامه
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام‌ست
@ehsannane
🔹غزلی از حافظ از قدیمی‌ترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده)
Bigharar
Shahram Nazeri
🌙 تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه‌دارم روز و شب
@ehsanname
🎼 طاعات قبول، عید فطر مبارک. غزل عیدانه مولانا را بشنویم، با صدای شهرام ناظری
Forwarded from احسان‌نامه
🌙میزان فطریه شاعران چقدر است؟
@ehsanname


بگیر فطره‌ام، اما مخور برادر جان
که من در این رمضان قوتِ غالبم غم بود
#مهدی_اخوان_ثالث

در هر رمضان فرصت من کم بوده‌ست
این رحمتِ وارفته، محرّم بوده‌ست
از فطریه‌ام مستحقی شاد نشد
عمری‌ست که قوت غالبم غم بوده‌ست
#اصغر_عظیمی_مهر

عمری‌ست قوت غالب من اشکِ روضه است
با نرخ عشق فطریه‌ام را حساب کن
#صهبا_رحیمی

شهد لب‌های نگارم گشته قوت غالبم
من چگونه فطریه باید بپردازم خدا؟
گفته‌ای باشد روا بر مستمندان فطریه
من گدای کوی یارم، می‌شود بر من روا؟
#سید_مسیح_شاهچراغ

من که جای خوردن افطار می‌بوسم تو را
مانده‌ام فطریه‌ام گندم بُوَد یا نیشکر؟
#سعیدصاحب_علم

می‌دهم فطريه امسال دو كندوى عسل
بس‌كه بوسيده‌ام اين ماه لب لعل تو را
#مهدى_خداپرست

زکاتِ فطره یقیناً «انار» خواهم داد
که قوت غالبِ امسال من لبانت بود
#کاظم_ذبیحی_نژاد
@ehsanname
🇲🇦 مراکشی‌ها در ایران
@ehsanname
⚽️احسان رضایی: تیم ملی ما امروز اولین مسابقه‌اش در جام جهانی را با کشور مراکش برگزار می‌کند. کشوری که مدتی است روابط سیاسی خوبی هم با ایران ندارد. با این حال نویسندگان مراکشی زیادی در بازار کتاب ایران حاضر هستند. با مروز این آثار به استقبال بازی امروز تیم ملی برویم.

📗اشتباه نیست اگر به عنوان مهمترین اثر ادبی مراکش، از «رَحله (سفرنامه) ابن‌بطوطه» اسم ببریم. محمد بن عبدالله بن محمد بن بطوطه در قرن هشتم هجری/ چهاردهم میلادی زندگی می‌کرد. او سال ۷۲۵ قمری برای سفر حج از زادگاهش خارج شد و مصر، شام، فلسطین، حجاز، عراق، ایران، یمن، بحرین، ترکستان، بین‌النهرین و بخشی از هند و چین، جاوه، شرق اروپا و شرق آفریقا را گشت و بعد از ۲۷ سال به مراکش برگشت. ابن‌بطوطه تقریباً معاصر مارکو پولو و حافظ بود (به شیراز هم آمده) ولی مسیر سفرهای او سه برابر مارکوپولو است. سفرنامه او (با ترجمه استاد محمدعلی موحد) به فارسی ترجمه شده.
@ehsanname
📖 حالا که بحث سفر است، از دو سفرنامه هم یاد کنیم که حاصل سفر نویسندگانش به مراکش است: «چای نعنا» سفرنامه منصور ضابطیان به مراکش است که جزو پرفروش‌های طرح عیدانه بهار ۹۷ هم بود. «صداهای مراکش» هم سفرنامه الیاس کانتی، برندۀ نوبل ادبیات ۱۹۸۱ به این سرزمین است که (توسط محمود حدادی) به فارسی هم ترجمه شده.

📙به نویسندگان معاصر مراکشی که برسیم، باید از دو نویسندۀ مهاجر بنویسیم که به زبان فرانسوی (زبان دوم در کشور مراکش) می‌نویسند. مهمترین اسم، طاهر بن‌جلون است که نیم قرنی است ساکن پاریس شده و در ۱۹۸۷ هم جایزه گنکور را برد. از بن‌جلون آثار زیادی به فارسی برگردانده شده: رمان‌های «با چشمان شرمگین» (با ترجمه اسدالله امرایی)، «ف‍س‍اد در ک‍ازاب‍لان‍ک‍ا»، «شب قدر»، «مرگ نور»، «مرد خسته» و «فرزند پوشالی» و کتاب غیرداستانیِ «معنای نژادپرستی برای دخترم» (با دو ترجمه).

📕یک داستان‌نویس دیگر اهل مراکش، لیلا سلیمانی، نویسنده ۳۵ساله است که او هم در سال ۲۰۱۶ برنده جایزه گنکور شد. از سلیمانی رمان «لالایی» را (با ترجمه ابوالفضل الله‌دادی) به فارسی داریم. این کتاب از پرفروش‌های بازار کتاب فرانسه در سال‌های اخیر بوده.
@ehsanname
📘از متفکران مراکشی هم در ایران کتاب داریم. از فاطمه مرنیسی، نویسنده پرگفتگویی که درباره زنان در تاریخ اسلام می‌نوشت، کتابهای «زنان پرده‌نشین و نخبگان جوشن‌پوشن»، «زنان بر بالهای رویا» و «ملکه‌های فراموش‌شده در سرزمین‌های خلافت اسلامی» ترجمه شده است. کتاب «زنان پرده‌نشین ...» بهار ۱۳۸۱ با حکم قاضی سعید مرتضوی توقیف و جمع شد. محمد عابد جابری، استاد فلسفه و روشنفکر معروف جهان عرب، دیگر مراکشی است که آثار زیادی از او به فارسی برگردانده شده، مثل «نقد عقل عربی، تکوین عقل عربی» و «سقراط‌هایی از گونه دیگر».
bit.ly/2HUArdS
📸 طاهر بن جلون ۷۳ساله، معروفترین نویسندۀ حال حاضر مراکشی است. مصاحبه «پاریس ریویو» با او را در کتاب «رویای نوشتن» (ترجمه خانم مژده دقیقی) صفحات ۱۶۷ تا ۱۸۸ بخوانید
⚽️برد وقتی این‌قدر دراماتیک و داستانی و لحظه آخری باشد، خیلی بیشتر کیف می‌دهد. مبارک همه‌مان باشد این پیروزی @ehsanname
⚽️أنتِ جميلة كهدف في الدقيقة التسعين
❤️تو زیبایی، درست مثل گل دقیقۀ نود
@ehsanname
عاشقانه‌ای فوتبالی بر دیواری در طرابلس
#جداریات
✍️دو روایت از صحنۀ نمادین بازی ایران-مراکش:
@ehsanname
🔸#غلامرضا_طریقی، شاعر:
فوتبال اگر عین خود زندگی باشد - که هست-
این عکس نزدیکترین تصویر به خود ماست.
ما که با دنده‌هایمان به جنگ چرخ‌دنده‌ها می‌رویم.
نشکستن مبارکمان باشد.
bit.ly/2HV4amB
🔹مهدی یزدانی‌خرم، داستان‌نویس:
نمادین‌ترین صحنۀ امروز رد پای بازیکن مراکش بود روی تن امید ابراهیمی... زخمی که انگار روی تن تمام‌مان هست‌. افسانه‌ها همین‌طور ساخته می‌شوند. روزهای سخت ایران، سیاست‌مداران پرماجرا، تنهایی در جهان. تیمی که کمپانی نایک کفش‌هایش را از آن دریغ کرد. روح خسته از این روزگار و انگار ما به این جنگجوها نیاز داشتیم. به وحید امیری و نفس تمام‌نشدنی‌اش، به بیرانوند و شیرجه‌های ناب‌اش، به پورعلی گنجی و اقتدارش، به روزبه چشمی که توپ از او رد نشد، به جهانبخش که یک‌تنه به قلب تیم حریف می‌زد و... انگار غم وطن، غم روزگار را با جنگجوهایی که بسیاری امید چندانی به آن‌ها نداشتیم برای لحظاتی فراموش کنیم... ما به قصه‌ها نیاز داریم، ما به جان نیاز داریم، به خنده و حرکت... ما تنها نیستیم. با اشک‌هایمان هم را در آغوش می‌گیریم. ایران تنها نیست... فوتبال یک ورزش نیست، یک محاسبه و حسابگری ریاضی نیست، فوتبال می‌تواند زخم‌ها را آشکار کند. می‌توان حوالی‌ هم فریاد کشید و فکر کرد وجود داشت... همان که بورخس را بعد نابینا شدن‌اش باز مفتون می‌کرد، همان که پاموک را وامی‌دارد اذعان کند شکست‌های تیم ترکیه چطور جهان را برایش رقم می‌زند... امروز در شرایطی تیم ایران یک مسابقۀ فوتبال بسیار مهم را برد که انگار ارواحی در زمین حضور داشتند... ارواح مردان و زنانی که نگران این کشور هستند، نگران مردمی که غم‌ کم‌ ندارند... من چهره‌های تمام این پسران را به‌خاطر خواهم سپرد. چهره‌هایی که واقعاً جنگیدند... جنگیدن همه چیز است در زمین فوتبال و آنها برای جنگیدنشان پاداش گرفتند. پاداش دادند... برای هزارمین بار جملۀ بیل شنکلیِ کبیر را بخوانید: «فوتبال مسألۀ بین مرگ و زندگی نیست، امری‌ست فراتر از آن» حالا که این شور در این شب تعطیل آرام شود و دوباره به یاد آوریم لحظاتش را، حس می‌کنیم همۀ ما در عین تفرّد به هم پیوند خورده‌ایم. پیوندی که هیچ بیلبورد احمقانه، سرود فرمایشی یا اراجیفِ تبلیغاتی تلویزیون نمی‌تواند رگ و پی‌اش را نابود کند و کسی یا تکه‌ای از ما را حذف کند. تیم فوتبال ایران نفس ما را چاق کرد. چه کسی می‌تواند منکر این باشد که چقدر ما قصه‌های باشکوه کم داشته‌ایم در این سال‌ها و مدام در حالِ مرور ناکامی‌هامان بوده‌ایم... این برد مال تمام زخم‌خورده‌گان است، نه هیچ مدیر موج‌سواری، نه هیچ کت و شلوارپوش کم‌دانشی، نه هیچ یقه‌درِ خیابان‌گردی... ما قصه‌ای را تماشا کردیم که کمی نور تاباند بر جان‌مان، بر روح‌مان. ما تنها نیستیم حالا... زخم پهلوی امید ابراهیمی خلاصۀ ماجراست. ما همیشه به جهان بازمی‌گردیم...
🔹عکاس انگلیسی گله کرده است که چرا انتشارات نگاه بدون اجازه، دوتا از عکس‌های او را روی جلد کتابهایش کار کرده. اصل عکس‌های او را در سایتش (alanschaller.com) می‌شود دید @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نسخۀ انگلیسی «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی، با طراحی فرشید مثقالی، در بازار کهنه‌فروش‌های پاریس - از اینستاگرام منصور ضابطیان @ehsanname
احسان‌نامه
‼️همه شعرهایی که سهراب نگفته است @ehsanname بعد از انتشار پست قبلی در مورد انتساب ابیات نامربوطی به قیصر امین‌پور در یک کتاب کمک‌آموزشی، تصویر دیگری دیدم از بی‌دقتی بر روی جلد یک کتاب کمک‌آموزشی دیگر که شعری را به سهراب سپهری نسبت داده که فقط در فضای مجازی…
کم کم حجم اشعار منسوب به #سهراب_سپهری دارد خودش به اندازۀ «هشت کتاب» می‌شود!
@ehsanname
این شعر را امروز که در اروپا و آمریکا به نام روز پدر است، در فضای مجازی و به نام سهراب گذاشته‌اند:

«پدرم دفتر شعری آورد
تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند
و مرا برد به آرامش زیبای یقین
زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند»

یک راه ساده برای فهمیدن اینکه اشعار منسوب به سهراب از او هستند یا نه، سر زدن به سایت sohrabsepehri.com است که هم متن کامل اشعار سهراب و هم قابلیت جستجو دارد. شعر بالا هم از سهراب نیست و از کیوان شاهبداغی است. نسخۀ کامل شعر هم در وبلاگ خودش هست، اینجا:
http://k1shahbodagh.blogfa.com/post/31
انهدام
نصرت رحمانی
«وقتی صدای حادثه خوابید
بر سنگ گور من بنویسید:
یک جنگجو که نجنگید
اما... شکست خورد»
@ehsanname
🎧در سالگرد درگذشت #نصرت_رحمانی (۲۷خرداد) شعر و صدایش را بشنویم که در مراسم یادبود نیما، دی ۷۴ خوانده بود
📚خانم فهیمه رحیمی در چنین روزی (۲۸خرداد ۹۲) درگذشت؛ زنی که از ۶۹ تا ۹۱ سی جلد و ۱۱۷۰۰ صفحه رمان نوشت تا خیلی‌ها خواندن را با آثار او شروع کنند. رحيمى به همۀ نامه‌هاى خوانندگانش جواب می‌داد @ehsanname
احسان‌نامه
🎬مستند «توران خانم»، ساختۀ رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرطهماسب از زندگی توران میرهادی، ۲۶ تا ۲۸ خرداد در سایت hashure.com اکران می‌شود و عواید فروشش به شورای کتاب کودک می‌رسد @ehsanname
🎬اکران اینترنتی مستند «توران خانم»، ساختۀ رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرطهماسب، ۴۸ساعت تمدید شد. تا ساعت ۱۹ چهارشنبه ۳۰ خرداد می‌توانید از سایت hashure.com ببینید @ehsanname
📸 فروشگاه سیار انتشارات مدرسه با قابلیت نمایش و عرضه ۱۴۰ کتاب @ehsanname