احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
💰پولدارهای داستان‌ها
@ehsanname
سال ۲۰۱۳ مجله فوربس فهرستی از ثروتمندترین شخصیتهای خیالی را منتشر کرد که ثروت آنها را بر اساس زمان حال محاسبه کرده بود. برای حضور در این فهرست، دو شرط در نظر گرفته شده بود: طرف خیالی باشد (شامل داستان، فیلم، سریال، بازی کامپیوتری،... فقط داستان‌ها و فیلم‌های تاریخی حساب نمی‌شدند) و شخصیتِ داستان باشد (در پیشبرد داستان نقش داشته باشد). یکی از استثناهای این فهرست، بابانوئل بود که دارایی‌اش غیر قابل محاسبه است. در این گزارش، فهرست دارایی‌ها و اموال هر شخصیت خیالی از روی منابع مختلف تهیه شده و ارزش آنها با قیمت روز محاسبه شده بود. کاری بسیار بامزه که به برتریِ اسکروچ مک‌داک، اردک خسیسی که اولین بار در برگردان داستان «هدیه کریسمس» چارلز دیکنز ظاهر شد و اسمش هم از روی شخصیت ابنزر اسکروچ آن داستان آمده، قرار دارد. فهرست کامل این ثروتمندان خیالی، ۱۵ نفر است که اینجا ۱۰ رتبۀ اول را می‌بینید:
bit.ly/2J6CxwA
1️⃣ اسکروچ مک‌داک (اردک خسیسِ والت دیزنی)
▫️دارایی: ۶۵.۴ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: معدن‌داری و جستجوی گنج
2️⃣ اسماگ (اژدهای کتاب «هابیت» تالکین)
▫️دارایی: ۵۴.۱ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: غارتِ گنج دورف‌ها در تنهاکوه
3️⃣ کارلایل کالن (پدرِ ادوارد، خون‌آشامِ سری «گرگ و میش» استفانی میر)
▫️دارایی: ۴۶ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: سرمایه‌گذاری ۳۴۳ساله
4️⃣ تونی استارک (اسم واقعیِ مرد آهنی، قهرمان کتاب‌های کمیک)
▫️دارایی: ۱۲.۴ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: اختراعاتش و کمپانی استارک که در زمینۀ انرژی فعالیت می‌کند
5️⃣ چارلز فاستر کِین (شخصیت اول فیلمی «همشهری کِین» اورسن ولز)
▫️دارایی: ۱۱.۲ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: مدیریت کانال‌های تلویزیون و روزنامه‌های مختلف در سرتاسر جهان
6️⃣ بروس وِین (اسم واقعیِ بتمن، قهرمان کتاب‌های کمیک و سینما)
▫️دارایی: ۹.۲ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: ارثیه خانوادگی در شهر گاتهام
7️⃣ ریچی ریچ (ثروتمندترین بچۀ دمیا که همه چیز دارد جز دوست، قهرمان کمیک و انیمیشن)
▫️دارایی: ۵.۸ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: ارثیه خانوادگی که مدام در کارهای خیریه هم خرجشان می‌کند
8️⃣ کریستین گری (شخصیت کتاب و سریال «پنجاه سایۀ خاکستری» نوشتۀ ای. ال. جیمز)
▫️دارایی: ۲.۲ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: تجارت. می‌تواند از خرید شرکتهای ورشکسته درآمدزایی کند
9️⃣ تایوین لنیستر (بزرگ خاندان لنیستر در کتاب و سریال «بازی تاج و تخت» جورج آر آر مارتین)
▫️دارایی: ۱.۸ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: ارثیه خانوادگی و سیاست
🔟 مونتگومری برنز (شخصیت منفیِ سری انیمیشن «سیمپسون‌ها»)
▫️دارایی: ۱.۵ میلیارد دلار
▪️منبع درآمد: نیروگاه اتمی اسپرینگفیلد
@ehsanname
🔸جی گتسبی (قهرمان «گتسبی بزرگ» اسکات فیتزجرالد) هم با یک میلیارد دلار که از منابع مشکوکی نظیر معاملات غیرقانونی به دست آمده، در رتبۀ پانزدهم است.

📌برای دیدن فهرست کامل و معرفی هر کدام از شخصیت‌ها به اینجا سر بزنید:
https://www.forbes.com/special-report/2013/fictional-15/
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📚در ایران با حداقل دستمزد(قانون کار) می‌شود ماهانه ۷۴جلد کتاب خرید. این رقم در آمریکا ۷۳جلد، در انگلیس ۱۰۸، در فرانسه ۱۱۵ و در آلمان ۱۱۶جلد است
@ehsanname
📌منبع محاسبه:
ibna.ir/fa/doc/report/261814/
✳️ بعلاوه نقد

✉️ نامه‌ای به یک استاد داستان‌نویسی
جان اشتاین‌بک - ترجمۀ محسن سلیمانی

اگرچه به نظر می‌آید که قرن‌ها از وقتی که در کلاس داستان‌نویسی شما در استانفورد شرکت می‌کردم گذشته، تجربیات آن دوران خوب به خاطرم مانده. آن روزها با چشمانی باز و ذهنی تیز آماده بودم تا راز و رمز نوشتن داستان‌های کوتاه خوب و حتی عالی را بقاپم. اما شما خیلی زود این توهم را باطل کردید. گفتید تنها راه نوشتن داستان کوتاه خوب، نوشتن داستان کوتاه خوب است. و تنها پس از نوشتن داستان می‌توان آن را جداگانه نقد و ارزیابی کرد. و باز گفتید داستان کوتاه مشکلترین قالب ادبی است و دلیلش هم این است که تعداد داستان‌های کوتاه موفق جهان بسیار کم است.
اما در ضمن قاعده‌ای اساسی به ما آموختید که ساده ولی مردافکن بود. گفتید داستانی گیراست که چیزی را از نویسنده به خواننده منتقل کند و معیار سنجش ما هم همان قدرت تأثیرگذاری آن است. غیر از این دیگر قانون و قاعده ای وجود ندارد، داستان می‌تواند راجع به هر چیزی باشد و هر فن و ابزاری را به کار بگیرد، مشروط بر اینکه گیرا باشد.
به اعتقاد شما یکی از اجزای این قاعده، نویسنده را ملزم می‌کند که بداند چه می‌خواهد بگوید و راجع به چه حرف بزند. و به عنوان تمرین باید سعی کنیم شاخ و برگ‌های داستان را بزنیم و آن را در یک جمله بنویسیم؛ چون فقط از این طریق می‌شود داستان را خوب درک کرد و آن را تا سه، شش یا ده‌هزار کلمه بسط و گسترش داد.
باری. گفتید فرمول جادویی و رموز داستان‌نویسی همین است. و ما را فقط با همین سخنان، بر جادۀ خلوت و دلتنگ‌کنندۀ نویسندگی گذاشتید. و ما باید داستان‌های بد را کنار می گذاشتیم.
من توقع داشتم که بگویید به اوج کمال و شکوفایی دست یافته‌ام اما نمره‌هایی که شما به کارهایم می‌دادید، فوری مرا سرخورده و مأیوس می‌کرد. احساس می‌کردم کارهایم را غیرمنصفانه نقد می کنید، با وجود این سردبیران و ویراستاران با قضاوت‌هایی که سال‌های بعد [در مورد کارهایم] کردند، جانب شما را گرفتند نه جانب مرا.
و این غیرمنصفانه می‌نمود. من می توانستم با استفاده از تعلیمات شما، داستان‌های خوب را انتخاب کنم و بخوانم و حتی بفهمم که چگونه آنها را نوشته‌اند. اما چرا خودم نمی‌توانستم داستان خوبی بنویسم؟ باری، نمی‌توانستم. چون شاید امکان ندارد دوتا داستان خوب شبیه هم باشد. سال‌های بعد من داستان‌های زیادی نوشتم اما هنوز نمی‌دانم چطور داستان بنویسم. فقط دست به قلم می‌برم و شانسم را امتحان می‌کنم.
اگر هم در عالم داستان‌نویسی قاعدۀ سحرآمیزی در کار باشد، که من مطمئنم هست، کسی نمی‌تواند آن را به صورت دستورالعمل درآورد و در اختیار دیگران بگذارد. به نظر می‌رسد که آن قاعده همان تمایل شدید نویسنده در انتقال احساسات والايش به خواننده باشد. اگر نویسنده چنین دغدغه‌ای داشته باشد گاهی -و البته نه همیشه- شیوۀ مناسب این انتقال حس را نیز پیدا می‌کند.
پس از نوشتن داستان، قضاوت در مورد آن خیلی مشکل نیست. اما هنوز هم پس از سالها وقتی می‌خواهم داستانی بنویسم، زهره‌ترک میشوم. و حتی باید بگویم که نویسنده‌ای که موقع نوشتن داستان هراسان نیست خوشبختانه خبر از شکوه و جلال دوردست و دست‌نیافتنی ابزارش ندارد.
نمی‌دانم یادتان هست که آخرین اندرزی که به من دادید چه بود یا نه؟ آن موقع دهۀ وفور ثروت و پر هیجانی بود و من تازه می‌خواستم پا به جهان بگذارم و تلاش کنم تا نویسنده بشوم.
و شما به من گفتید: «خیلی طول می‌کشد تا نویسنده بشوی و تو پولی نداری. شاید بهتر باشد بروی اروپا.»
گفتم: «چرا؟»
گفتید: «چون در اروپا فقر نشانۀ بدشانسی است. ولی در امریکا فقر، ننگ است. و من نمی‌دانم که می‌توانی خفّتِ فقیر بودن را تحمل کنی یا نه؟»
و بعد خیلی طول کشید تا آن پریشان‌حالی و افسردگی بر سرمان نازل شد. و بعد همه فقیر شدند و دیگر فقر، ننگ و عار نبود. بنابراین دیگر هیچ‌وقت نخواهم فهمید که آیا می‌توانم ننگ فقر را تحمل کنم یا نه. اما مطمئناً شما یک چیز را راست می‌گفتید. خیلی طول کشید؛ خیلی خیلی طول کشید [تا من نویسنده شوم]؛ که البته هنوز هم ادامه دارد و نوشتن هنوز هم برایم آسانتر نشده. و شما این را نیز به من گفته بودید.
۸ مارس ۱۹۶۲
📌 http://naghdedastan.ir/article/49

عضویت، نقد و نشر رایگان داستان‌های شما فقط با چند کلیک
*️⃣ www.naghdedastan.ir
🎬 دومین فهرست از پرداخت‌های حمایتی وزارت ارشاد به پروژه‌های سینمایی هم منتشر شد.
@ehsanname
🔹دکتر صالحی، وزیر ارشاد در این باره توئیت کرد:
«موسسه رسانه‌های تصویری لیست رقم‌های پرداختی خود را از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ اعلام کرد. این گام دیگری در شفاف‌سازی پس از انتشار ارقام پرداختی بنیاد فارابی است.
به عهد خویش با مردم، برای حضور در ویترین شیشه‌ای پایبندی خواهیم داشت.»
https://twitter.com/S_A_Salehi/status/1003002298589696003

📌گزارش فهرست حمایت‌های ۸سال گذشتۀ مؤسسه رسانه‌های تصویری، در سایت سازمان سینمایی، با آدرس زیر قابل دسترسی است:
http://cinema-org.ir/files/vmi.pdf

📌فهرست حمایت‌های بنیاد فارابی (۹۰ تا ۹۶) هم که آخر سال ۹۶ اعلام شد، در سایت فارابی است:
http://www.fcf.ir/docs/sales-report.pdf
بابک غفوری‌آذر (درباره لیست بالا):
«موسسه رسانه‌های تصویری جزئیات حمایت‌های مالی‌اش از فیلم‌های مختلف تولید شده در ایران از سال ۸۸ تا ۹۵ را اعلام کرده است. این ارقام نکات به شدت عجیبی دارد. از جمله میزان پرداختی‌های زیاد به برخی سینماگران و از سوی دیگر خریدهای عجیب فیلم‌های تولید شده چند دهه قبل.
۲. به فیلم کم فروش و ناموفق «برلین ۷-» در سال ۸۹ نزدیک به دو میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان داده شده است. به محمد خزاعی برای مشارکت در تولید فیلم جنجالی «قلاده‌های طلا» هم در سال ۹۰ دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان داده شده است.
۳. برای خرید حقوق ویددئویی فیلم کم فروش «پایان نامه» ۲۵۰ میلیون تومان در سال ۹۰ به روح‌الله شمقدری برادر جواد شمقدری داده شده است.
۴. برای اینکه سازندگان فیلم «گزارش یک جشن» از خبر نمایش فیلمشان بگذرند و به نوعی هزینه توقیف فیلم پرداخت شود ۸۵۰ میلیون تومان به محمد پیرهادی تهیه‌کننده‌اش در سال ۹۱ داده شده است.
۵. به تهیه کنندگان دو فیلم دیگر توقیف شده «آشغال‌های دوست داشتنی» و «خرس» هم برای واگذاری حق مالکیت پول داده شده است. اولی ۵۵۰ و دومی ۷۰۰ میلیون تومان در سال ۹۲.
۶. وزارت ارشاد حتی حقوق فیلم «مارمولک» را هم از منوچهر محمدی به قیمت ۲۵۰ میلیون تومان خریده است.
۷. حقوق ویدوئویی تعداد زیادی از فیلم‌های تولید شده دهه‌های ۶۰ و ۷۰ دوباره از تهیه کنندگانشان خریداری شده است. در میان تهیه کنندگان نام چهره‌های منتقد عملکرد وزارت ارشاد مثل حسین فرجبخش، فرشته طائر پور و منوچهر شاهسواری به چشم می‌خورد.
۸. اطلاعات کامل درباره گزارش منتشر شده در فایل زیر قابل دسترسی است.»
http://cinema-org.ir/files/vmi.pdf

https://twitter.com/babakazar/status/1003216617571053568
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
🔹 #تبلیغات_کتاب مجموعه سخنان مولا علی(ع) برای کودکان، همراه با «پهلوان عبدالرزاق» (علی‌اکبر صادقی) و «ماهی سیاه کوچولو» (صمد بهرنگی)، روزنامه «اطلاعات»، ۱۳۵۱ @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
امشب برای همدیگر دعا کنیم @ehsanname
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری (محسن حسام مظاهری)
حقیقتِ من کجاست؟
روزگاری ساکن شهری بودم و اینک قرن‌هاست سرگشته‌ی بیابان الیاسم! شما من را از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. خون از شمشیرم چکاندید و سرهای دشمنان به تیغ ذوالفقارم بریدید. قلعه‌گیر و خندق‌گذار و معجزه‌سازم کردید. شاهِ مردان و شیر خدا گفتید. از زمینم به چهارم آسمان بردید. به خدایی رساندید. پدر خاک و خون خدا خواندید. درِ شهرِ علمم خواندید و از آن در به درون نرفتید. ...

شما با من چه کردید؟
سوگند خوردید به فرق شکافته‌ی من برای رواج سکه‌های قلب‌تان! به ذوالفقار خون‌چکان برای کشتن روح زندگی! و اشک ریختید بر مظلومیت من تا ساده‌دلان را کیسه تهی کنید! ... به شمارِ بارهایی که به نامم سوگند خوردی برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا، به همان شمار که دانستم و به رویت نیاوردم، شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. ذوالفقار این است نه تیغ دودم!
...
شما با من چه کردید؟
ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنه‌ی شما، حقیقتِ من کجاست؟ حذفم می‌کنید به خاطر نیکی‌هایم. و با من، نیکی را حذف می‌کنید. آری ـ نیکی بر صحنه‌ی شما مرده! و اگر قاتل نیک‌مردی بودم، با سربلندی نشان می‌دادید! شما که دوستداران منید با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند؟

شما با من چه کردید؟
بزرگم کردید برای حذفم! راستی که من انسان بودم پیش از آن‌که به آسمان برین برانیدم. چنین است که صحنه‌ها از ابن‌ملجم پر است و از علی خالی!


برشی از کتاب «مجلس ضربت‌زدن (نمایشنامه)». نوشته‌ی بهرام بیضایی
https://t.me/mohsenhesammazaheri/284
@mohsenhesammazaheri
📗ویکتور هوگو، جمالزاده و شوهر آهو خانم
@ehsanname
🔸سیداحمد خمینی: این اواخر امام نمی‌رسیدند که کتاب‌های داستان و این طور چیزها را بخوانند. در نجف که بودند، شاید در روز صدها صفحه کتاب می‌خواندند، حال چه کتاب قصه و چه کتاب‌های اجتماعی. ایشان اکثر داستان‌های معروف را خوانده بودند و همین طور بسیاری از کتاب‌هایی را که جنبۀ سیاسی یا اجتماعی داشت، مثل «نگاهی به تاریخ جهان» نهرو. امام کتاب «شوهر آهو خانم» را از اول تا آخر خوانده بودند. اکثر داستان‌های بزرگ مثل «بینوایان» را مطالعه کرده بودند. تاریخ ایران را بارها مطالعه کرده و تاریخ مشروطه را خوب می‌دانستند. (کتاب «پا به پای آفتاب»، ۱۳۸۷، جلد اول، صفحه ۱۰۶)

🔹خانم فاطمه طباطبایی: اتاق پایین [خانۀ نجف] کتاب‌های گوناگون و تازه تألیف‌شده کنار دستشان بود که بیشتر طلبه‌های جوان و دانشجویان انجمن‌های اسلامی اروپا و آمریکا برای ایشان ارسال می‌کردند و ایشان آنها را با برنامه در ساعات معین مطالعه می‌کردند. آنچه از این کتاب‌ها به خاطر دارم عبارتند از: «فارسی شکر است» از جمالزاده، «طلوع انفجار» و «افضل الجهاد» (نامه سرگشاده به شاه) از علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی و کتاب‌هایی که از طرف دانشجویان انجمن‌های اسلامی تدوین شده بود. «تفسیر سوره انفال» نوشتۀ سازمان مجاهدین خلق، همچنین آثاری از جلال آل‌احمد و دکتر شریعتی. در آن زمان من مشغول مطالعه رمان «شوهر آهو خانم» نوشته علی‌محمد افغانی بودم. امام از من خواستند هنگامی که آن را نمی‌خوانم در دسترس ایشان قرار دهم. جالب اینکه هنوز من آن را به پایان نرسانده بودم که امام تمام آن را خواندند. (کتاب «اقلیم خاطرات»، ۱۳۹۰، صفحه ۳۸۷)
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📚شما وقتی که خسته، ناراحت یا ناامید هستید، چه کتابی می‌خوانید؟ یعنی کتابی که به شما انگیزه و امید می‌دهد کدام است؟ گاردین، این سوال را از چند نویسنده پرسیده است.
@ehsanname
📕فیلیپ پولمن، نویسندۀ سه‌گانۀ فانتزی «نیروی اهریمنی‌اش» می‌گوید راهکارش برای غلبه بر غم، خواندن «تشریح مالیخولیا» نوشتۀ رابرت برتون در قرن هفدهم است. «در تمام صفحات این کتابی راهی برای دلداری دادن به خود و تسلی خاطر می‌یابید. برتون به خواننده انرژی ادامه زندگی می‌دهد. دوست دارم این کتاب در سال‌های باقیمانده از عمرم همیشه همدم و همراهم باشد.» (این کتاب مشهور به فارسی ترجمه نشده. فقط محمد طلوعی در اسم رمانش «آناتومی افسردگی» به آن ارجاع داده.)

📗الیف شافاک، نویسندۀ ترکیه‌ای «ملت عشق» مجموعه مقاله‌ای از والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی را کتابی معرفی کرده که همیشه همراهش است: «اشراق‌ها». والتر بنیامین در آثارش سرمایه‌داری را نقد می‌کند و دربارۀ زیبایی‌شناسی می‌نویسد. نکتۀ جالب آثار او برای الیف شافاک این است: «بنیامین معتقد بود ممکن است فردی اطلاعات زیادی داشته باشد اما این به معنای دانش یا مهارت فرد نیست. اتفاقی که در دوره ما بسیار ملموس است. ذهن بنیامین پر از امید و افسردگی، شک و باور بود. خواندن کتاب بنیامین به ما نوعی امید هوشمندانه می‌بخشد تا چالش‌های بشر را درک کنیم و در عین حال به انسانیت ایمان داشته باشیم.» (مقالاتی از این کتاب بنیامین در دو کتاب «نشانه‌ای به رهایی» ترجمه بابک احمدی و «عروسک و کوتوله» ترجمۀ مراد فرهادپور وامید مهرگان آمده است.)
@ehsanname
📘مایکل مورپورگو، نویسندۀ انگلیسی که رمان «اسب جنگی» را از او خوانده‌ایم گفته است در اوقاتی که داشته «شازده کوچولو» آنتون دو سنت‌اگزوپری را ترجمه می‌کرده حال خیلی خوشی داشته و «هیچ شخصیت داستانی دیگری را سراغ ندارم که ترجیح بدهم که بیشتر از شازده کوچولو مشتاق دیدارش باشم. برای دوست بودن با او، بهتر است که خود را بهتر بشناسیم، عمیق فکر کنیم، جهان را با چشمان تازه ببینیم و با امید تازه زندگی کنیم.» (این کتاب انواع و اقسام ترجمه‌ها را به فارسی دارد.)

📔رز مک‌گوآن، بازیگری که تجاوز جنسی یک تهیه‌کننده هالیوودی را گزارش کرد و کتاب «شجاع» را در شرح این افشاگری نوشت هم گفته کتاب «کنت مونت کریستو» الکساندر دوما به او قوت قلب داده. «من عاشق ادموند دانتس و مبارزۀ طولانی او برای عدالت شدم. نوشتۀ دوما به من کمک کرد. کاش می‌توانستم شخصاً از او تشکر کنم.» («کنت مونت کریستو» از زمان ناصرالدین شاه و توسط محمدطاهر میرزای قاجار به فارس یبرگردانده شده و ترجمه‌های دیگری هم دارد.)

📖 پاسخ‌های بقیه نویسندگان در مورد کتابهایی که به آنها نیرو و امید می‌دهد را در آدرس زیر ببینید و خودتان به این سؤال جواب بدهید: برای شما کدام کتاب این حکم را دارد؟
📌 theguardian.com/books/2018/jun/02/books-to-give-us-hope
✍️ کلینتون هم داستان‌نویس شد
@ehsanname
احسان رضایی: این هفته داستان «رئیس‌جمهور گم شده است» نوشتۀ مشترک بیل کلینتون و جیمز پترسون، پلیسی‌نویس مشهور منتشر شد تا این رئیس‌جمهور اسبق آمریکا هم وارد جمع نویسندگان شود و مردم آمریکا او را به چیزی غیر از ماجراهای سیاسی و جنجالی‌اش هم بشناسند.
bit.ly/2LpyRmr
پیش از این بسیاری از رؤسای‌جمهور سابق آمریکا کتاب نوشته‌اند، اما این کتابها عمدتاً خاطرات و زندگینامۀ آنهاست (دونالد ترامپ هم کتابهای موفقیت دارد. اینجا را ببینید: https://t.me/ehsanname/51).
در بین آثار رؤسای‌جمهور ایالات متحده چند مورد کتاب کودک هست. اولین بار (۱۸۹۸) تئودور روزولت، کسی که برای آمریکایی‌ها مظهر سختکوشی است و برای ما ایرانی‌ها یادآور اسم نوه‌اش کیم روزولت که عملیات براندازی دولت مصدق را رهبری کرد، یک کتاب کودک نوشت: «قصه‌های قهرمانان تاریخ امریکا» (Hero Tales from American History). آخرین نمونه (۲۰۱۰) هم برای باراک اوباما است: «از تو می‌خوانم» (Of Thee I Sing) که مثل همان اولی، در واقع کاری نیمه‌داستانی است و در آن، دو دختر اوباما به دیدار ۱۰ چهره از تاریخ آمریکا می‌روند و با آنها آشنا می‌شوند. این وسط فقط داستان کودکانۀ جیمی کارتر بود که جنبۀ داستانی بیشتری داشت: «اسنوگل فلیجر، پسر کوچک» (The Little Baby Snoogle-Fleejer). کارتر در این داستان (۱۹۹۵) ماجرای پسربچه‌ای را تعریف کرده که قادر به دویدن نیست و نمی‌تواند با بقیه بازی کند و برای همین با یک هیولای دریایی دوست می‌شود. اتفاقاً اولین رمان نوشتۀ یک رئیس‌جمهور آمریکا را هم همین جیمی کارتر نوشت. کارتر که با ماجرای سفارت آمریکا در تهران خیلی زود بازنشسته شد، به نوشتن رو آورد و بیشتر از همۀ رؤسای‌جمهور آمریکا کتاب دارد (۳۳جلد تا به حال). از جمله رمان «لانه زنبور» (The Hornet's Nest) که در ۲۰۰۳ منتشر شد و داستان یک زوج در زمان جنگ استقلال آمریکا و روابطشان با مهاجران و بومی‌های جورجیا را تعریف می‌کند، چیزی شبیه رمان «آخرین موهیکان‌» (نوستۀ جیمز فنی مور کوپر که هم فیلم شده و هم ترجمه به فارسی).
داستان کلینتون-پترسون با نام «رئیس‌جمهور گم شده است» (The President Is Missing) یک داستان جنایی است که در کاخ سفید می‌گذرد. جایی که شایعاتی در مورد یک حملۀ سایبری رواج دارد و همه فکر می‌کنند در کابینۀ دولت یک نفر جاسوس است. حتی خود رئیس‌جمهور هم از مظنونین است اما کمی بعد رئیس‌جمهور ناپدید می‌شود و ... ماجرایی پلیسی که حتی قبل از انتشار کتاب، قرارداد ساخت سریال تلویزیونی از روی آن بسته شده بود.
درباره اینکه نحوۀ همکاری کلینتون و پترسون چطور بوده، فقط کلیاتی گفته شده که: محتوای کتاب و جزئیات مربوط به کاح سفید و روابط دولت را بیل کلینتون ساخته و برقرار کردن ربط داستانی بین این جزئیات به عهده پترسون بوده. با این حال پترسون در گفتگوهای مختلف، راست یا دروغ، از شمّ داستان‌گویی کلینتون حسابی تعریف کرده. البته کلینتون و پترسون در مصاحبه‌هایشان از یک نگرانی هم حرف زده‌اند. اینکه چنین داستانی در دورۀ ریاست‌جمهوری ترامپ ممکن است خوب نفروشد، چون دیگر وقایع داستان چندان عجیب نیست و در روزهایی که بحث دخالت روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در جریان است، کسی از داستان آنها شگفت‌زده نمی‌شود!
@ehsanname
🔹خبر و #تبلیغات_کتاب «الذریعة إلی تصانیف الشیعة» (فرهنگ کتابشناسی آثار شیعیان) در سالنامه «پارس» ۱۳۲۳. آن زمان فقط ۴ جلد از الذریعه منتشر شده بود، این کتاب ۲۶ جلد است @ehsanname
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
Lament of Hazrate Ali
Loris Tjeknavorian
شب شهادت - ساخته لوریس چکناواریان
Forwarded from احسان‌نامه
چند رباعی از نیما یوشیج در منقبت امیرالمؤمنین(ع) به خط خود نیما @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
امشب برای همدیگر دعا کنیم @ehsanname
Dar Sayesare Nakhle Velayat
Ali Musavi Garmarudi
پیش از تو هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای‌افزاری وصله‌دار به پا کند
و مشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد...
@ehsanname
🎧 شعری از #علی_موسوی_گرمارودی با صدای شاعر
🎬مستند «توران خانم»، ساختۀ رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرطهماسب از زندگی توران میرهادی، ۲۶ تا ۲۸ خرداد در سایت hashure.com اکران می‌شود و عواید فروشش به شورای کتاب کودک می‌رسد @ehsanname