احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
🗓خرمشهر در رمان معاصر
احسان رضایی: سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر بعد از ۵۷۵ روز اشغال، یکی از روزهای به یادماندنی تاریخ معاصر ماست. جنگ تحمیلی و وقایع مربوط به آن، در ادبیات معاصر ما بازتاب داشته. برای آثار جنگ در شهرهای مختلف داستان‌ها و رمان‌هایی داریم. مثلا بازتاب جنگ در زندگی مردم اهواز را در رمان‌های «زمین سوخته» احمد محمود، «زمستان ۶۲» اسماعیل فصیح و «دعای مرغ‌ آمین» سیروس طاهباز می‌بینیم و رمان‌های «کودکی‌های زمین» جمشید خانیان و «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده به جنگ در آبادان اختصاص دارند. خرمشهر، با آن مقاومت شگفت‌انگیز و آزادسازی شورآفرینش هم سوژۀ داستان‌هایی هست. چند رمان با موضوع جنگ در خرمشهر که خوانده‌ام اینها هستند:
 @ehsanname
📕نخل‌های بی‌سر (قاسمعلی فراست، ۱۳۶۳): رمان با اشغال خرمشهر شروع و با آزادی شهر تمام می‌شود. داستان، ماجرای خانواده‌ای خرمشهری است که با شروع جنگ آواره می‌شوند. دو نفر از بچه‌های خانواده شهید می‌شوند و فقط ناصر می‌ماند که او هم با وجود بحرا‌ن روحی، جبهه را ترک نمی‌کند و به گروهِ رضا دشتی، یکی از اولین گروه‌های مقاومت ملحق می‌شود.
@ehsanname
📘جنگی که بود (کاوه بهمن، ۱۳۷۳): شخصیتهای داستان، دو جانباز به نامهای رضا و حبیب هستند. رضا دو چشمش را در جنگ از دست داده و حبیب دو پایش را. حالا و بعد از جنگ، رضا برای پیدا کردن خواهرش به تهران آمده و در ادامه حوادث، با فلاش‌بک‌هایی گذشتۀ این دو نفر، کودکی و نوجوانی و جوانی آنها در خرمشهر را می‌بینیم. جوانی که مصادف است با حمله عراقی‌ها به خرمشهر و دفاع جوان‌ها از شهر.

📙در جست‌وجوی من (منیژه جانقلی، ۱۳۷۸): یک روایت زنانه از جنگ. هانیه، پزشکی است که در یکی از بیمارستان‌های خرمشهر کار می‌کند و با شروع جنگ هم حاضر به ترک شهر نیست. داستان با نگرانی‌های او برای مادر پیرش پیش می‌رود.

📗ضیافت به صرف گلوله (مجید قیصری، ۱۳۸۰): یکی از متفاوت‌ترین کارها در مورد جنگ. داستان سال‌ها پس از جنگ اتفاق می‌افتد و ساختاری معمایی و پیچیده دارد. بهزاد فرحان کسانی را که در زمان جنگ می‌شناخته در تاریخ معینی دعوت کرده و روایت هر کدام از این افراد، بخش‌هایی از ماجراهای خرمشهر را بازگو می‌کند تا شاید راز یک قتل روشن شود.
@ehsanname
📕مهمان مهتاب (فرهاد حسن‌زاده، ۱۳۸۷): ماجرای دو برادر دوقلو که بعد از حمله عراقی‌ها سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کنند. یکی در شهر می‌ماند تا در کنار علی‌کبابی به مدافعان خرمشهر غذا برساند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در می‌آورد.

📘بچه‌های کارون (احمد دهقان، ۱۳۹۲): ماجرای داستان در روزهای قبل از عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) و در یک پایگاه کوچک کنار رود کارون می‌گذرد. راوی داستان، ناصر، یک رزمندۀ نوجوان است و ما، ماجراهای این عملیات بزرگ را از نگاهی نوجوانانه و سرخوش او می‌بینیم.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یادِ شهیدانِ وطن.
سوم خرداد روزِ آزادیِ خرمشهر گرامی باد.
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
احسان‌نامه
📚فهرست کتاب پیشنهادی رضا امیرخانی @ehsanname امشب امیرخانی در گفتگوی تلویزیونی‌اش در برنامه «کتاب‌باز»، از فهرست (یا به قول خودش: سیاهه) ۱۰۰تایی رمان‌های پیشنهادی‌اش برای خواندن گفت. این سیاهه البته ۱۰۰تایی نیست و ۱۱۲تایی است (۱۰۹ عنوان در جدول به اضافه «سورِ…
📚در باب اهمیت فهرست
@ehsanname
✍️احسان رضایی: چه کتابی بخوانم؟ این سوالی است که تقریباً هر روز چند نفر از من می‌پرسند. برایم پیام می‌فرستند، به محل کارم می‌آیند، گاهی هم توی خیابان و یکباره همین را می‌پرسند. این، سوال ساده اما در عین حال بسیار مهمی است. برای دانستن اهمیتش کافی است یک کم آمار و ارقام مربوط به بازار کتاب را بدانیم. برای دستگرمی باید بدانیم چندتا ناشر فعال در کشورمان داریم: جواب در تعداد ناشران ثبت‌نام کرده برای شرکت در نمایشگاه کتاب امسال است: یک قلم ۲۴۳۰ ناشر تا اسفندماه ثبت‌نام کرده بودند و بعد از بخشیدن ناشران متخلف، ۲۰۰ ناشر هم دوباره اضافه شدند. می‌کند ۲۶۳۰ ناشر. حالا نکته بعدی: برای اینکه به یک انتشاراتی در نمایشگاه کتاب غرفه بدهند، شرط و شروطی هست، از جمله تعداد کتاب. اینطوری که ناشران عمومی و دانشگاهی را راه می‌دهند که ظرف ۴سال اخیر ۴۰ کتاب منتشر کرده باشند و ناشران کودکی که ۴۵ کتاب داشته باشند؛ از این تعداد هم حداقل ۱۵تایش چاپ اول باشد. حالا خودتان حساب و کتاب کنید: ۲۶۳۰ ناشر، در ۴ سال اخیر حداقل ۱۵ عنوان کتاب چاپ اول داشته‌اند. یعنی ۳۹هزار و ۴۵۰عنوان، تو بگو ۴۰هزار عنوان جدید فقط در همین ۴سال به بازار کتاب ما اضافه شده است. خب توی این حجم از کتاب، که سالی حداقل ۱۰هزار عنوان جدید هم به آن اضافه می‌شود، چطور باید کتاب خوب و مورد علاقه و مطابق سلیقۀ خودمان را پیدا کنیم؟ اینجاست که توصیۀ اهل فن و فهرست‌های پیشنهادی معنی پیدا می‌کند. گفت: بی پیر مرو تو در خرابات. در همه جای دنیا انواع کتابهای راهنما (guideline) هست که برای خواندن دربارۀ فلان موضوع، سبک، یا نویسنده از کجا شروع کنیم و کدام آثار را بخوانیم. اینجا اما از این نظر فقر منبع داریم. یعنی برای رفتن دنبال دلایل کمبود مطالعه، حتماً باید یک بابی هم باز کنیم به عنوان نداشتن فهرست‌های راهنمای متنوع و متعدد. ما در مجله «همشهری جوان» بارها سعی کردیم برای کمک به حل این مشکل، چنین فهرست‌هایی را تولید و به خوانندگان پیشنهاد بدهیم. در این شماره ۶۴۹ مجله هم فهرست کتاب پیشنهادیِ دوست بزرگوار و عزیزم، رضا امیرخانیِ جان را داشتیم. امیرخانی قبلا فهرست (یا به قول خودش: سیاهه) ۱۰۰تایی رمان‌های پیشنهادی‌اش برای خواندن را منتشر کرده بود. این، فهرست دوم و دنبالۀ همان است، هرچند تمام پیشنهادها از جنس رمان نیستند. ببینید (در پست بعدی👇) که احتمالاً برای انتخاب و خرید کتاب به کارتان می‌آید.
https://t.me/ermiadotir/116
HJ 649 - fehrest 100tayi Reza Amirkhani.pdf
2.1 MB
📚دومین فهرست ۱۰۰ کتاب پیشنهادیِ رضا امیرخانی، به نقل از شماره ۶۴۹ «همشهری جوان» @ehsanname

📌فهرست اول را اینجا ببینید:
http://ermia.ir/contents.aspx?id=15
احسان‌نامه
🔹ادامه ماجرای ترامپ و نویسندگان- استیفن کینگ نوشت ترامپ بلاکش کرده: «ترامپ من را از خواندن توییت‌هایش محروم کرده. خودم را می‌کشم!» رولینگ نوشته: «من هنوز دسترسی دارم. برایت دایرکت می‌کنم!» @ehsanname
🔹یک قاضی در نیویورک، حکم داده دونالد ترامپ به عنوان مقام دولتی حق ندارد کسی را در توئیتر بلاک کند. یکی از کسانی که ترامپ بلاک کرده بود، استیفن کینگ، رمان‌نویس مشهور است که سال پیش بلاک شد @ehsanname
📸پلکان ورودیِ دانشگاه بَلمَند در شهر کوره، شمال لبنان، با طرحی خلاقانه از کتابهای معروف تاریخ @ehsanname
📚ماهنامه «قلک» کمپینی راه انداخته تا ٢٥٠٠جلد کتاب برای کودکان کپرنشینِ سیستان و بلوچستان ارسال کند. اگر می‌خواهید در این امر خیر سهیم شوید، به این آدرس سر بزنید:
📌 2nate.com/qollak/ba-ketab-ta-kapar
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
▪️ناصرخان ملک‌مطیعی، یکی از معدود هنرمندانی که بین مردم به اسم کوچکش معروف بود، در اثر بیماری کلیوی و در سن ۸۸سالگی درگذشت. برای یادبود «فرمون، فرمون که می‌گفتند» بخشی از حرفهای او را در کتاب «ناصر و فردین» بخوانید. این کتاب کم‌حجم، مصاحبۀ رضا کیانیان با ناصر ملک‌مطیعی و محمدعلی فردین است:
@ehsanname
▫️این کار [سینما] چارچوب و قانونِ خاصی ندارد، وگرنه همه این قانون را رعایت می‌کردند و موفق می‌شدند. من فکر می‌کنم با نقش‌هایی که بازی کردیم و وضعی که داشتیم یک مقدار به مردم نزدیک‌تر بودیم. مردمِ کوچه و بازار ما را می‌پسندیدند، چون ما زندگی مردم را روی پرده می‌آوردیم و قهرمانِ داستان‌های خیالی مردم بودیم. در فیلم‌ها کارهایی نمی‌کردیم که مورد نارضایتی ‌آنها شود، یعنی نقش‌هایی را بازی می‌کردیم که ایده‌آل مردم بود. مردم ما رویاپرداز هستند و دوست دارند با محبت و دوست‌داشتن زندگی بکنند. این‌که من در فیلم آدم خوب و امینِ مردم بودم، شخصیتی بود که مردم دنبالش می‌گشتند.

▫️[در فیلم «کاکو»] در صحنه‌ای که ما نشسته بودیم با آفرین و ... اوباش می‌ریختند و شلوغ می‌کردند. مرتضی عقیلی که فکر کنم اولین فیلمش بود، و اهالی خانه از من به عنوان بزرگ محل و زورخانه‌دار توقع داشتند عکس‌العملی نشان بدهم ولی در فیلمنامه این‌طور بود که من بروم کلانتری و پلیس بیاورم. من سه روز با فیلمنامه‌نویسان بحث داشتم که من این کار را نمی‌کنم؛ ولی گفتند ما می‌خواهیم بگوییم دیگر آن زمان گذشته و من هم قبول کردم. همان سانس‌های اول و روزهای اول، مردم اعتراض کردند. حتی جلوی در سینما بچه‌ها به مسخره می‌گفتند ناصر می‌رود پلیس می‌آورد! بالاخره بعد از چند روز مجبور شدند آن صحنه را دربیاورند.

▫️خلاصه آن قدر مردانگی به ما چسباندند که اگر در زندگی معمولی نامردی می‌کردیم، مشکل پیش می‌آمد!
bit.ly/2IS5uba
🔺 کبابِ کتاب بر آتش قلیان...
@ehsanname
✍️مسعود مهرابی (مدیرمسئول ماهنامه «فیلم»): بین مردم ایران باور نادرستی درباره مصرف کاغذ وجود دارد؛ باور دارند مصرف کاغذ باعث از بین رفتن جنگل‌ها و آسیب زدن به محیط زیست می‌شود. این باور چنان فراگیر شده است که حتی تعدادی از دانش‌آموختگانِ دوست‌دارِ طبیعت، کتاب و نشریه نمی‌خرند و آن را در فضای مجازی می‌جویند و گاهی اوقات رایگان دانلود می‌کنند! در حالی که بخش عمده‌ای از کاغذ برای چاپ کتاب و روزنامه و مجله از چوب جنگل‌های صنعتی و مصنوعی به شکل کاشت نهال در زمین‌های بارور و زراعت چوب که باعث افزایش تعداد درختان جهان می‌شود، و بخشی دیگر (حدود ۴۰ درصد) با استفاده از محصولات جانبی کشاورزی مانند ساقه پنبه و باگاسِ تولیدشده در کارخانه‌های نیشکر تهیه می‌شود. بخشی از کاغذ مورد نیاز ایران از کره جنوبی و سوئد وارد می‌شود. آیا مردم و مسؤلان محیط زیست این کشورها عقل‌‌شان را از دست داده‌اند که جنگل‌‌های طبیعی‌شان را نابود و کاغذ تهیه‌‌شده از آن را به کشور ما صادر کنند؟
اما آن روی سکه؛ بر اساس تحقیق‌های میدانی روزانه ۳‌هزار تُن زغال برای قلیان در ایران مصرف می‌شود (۲۰۰ تُن در تهران با گردش مالی دو میلیارد تومان است) که برای تهیه آن به طور متوسط ۹هزار تُن چوب مصرف می‌شود. اگر میانگین وزن درختان را هزار کیلوگرم حساب کنیم، روزانه ۹هزار درخت دود می‌شود و به هوا می‌رود. اما این همه درد نیست، به همین میزان و شاید بیش‌‌تر زغال برای منقل (کباب و غیره) مصرف می‌شود؛ یعنی ۱۸‌هزار درخت، هرچند بخشی از آن‌ها خشک و فرسوده‌اند، و با این خشکسالی که ایران را فراگرفته هر سال از وسعت جنگل‌های‌مان کاسته می‌شود و باغ منقل‌داران و قلیان‌داران آباد.
بر اساس آمار رسمی سایت خانه‌ کتاب، در سه ماه آخر سال ۱۳۹۶ در مجموع ۳۱میلیون جلد کتاب در ایران چاپ شده است؛ یعنی روزانه حدود ۳۴۵هزار جلد. اگر وزن متوسط کتاب‌ها را یک کیلوگرم حساب کنیم، روزانه ۳۴۵ تُن کاغذ برای چاپ کتاب مصرف می‌شود؛ در کنار هم قرار دادن این رقم‌ها نشان‌دهنده عمق فاجعه زیست‌محیطی و زیان‌های جسمانی‌ست؛ مصرف روزانه ۶‌هزار تُن زغال از چوب جنگل‌های ایران که قابل‌بازیافت هم نیست، در برابر ۳۴۵ تُن کاغذ برای چاپ کتاب که ۸۰ درصد آن از خارج کشور وارد می‌شود!
خانم‌ها و آقایان، دوستان و دشمنان محیط زیست، به غیر از زغال برای کباب و غیره، در این مرز پُرگهر هر روز دست‌کم دو میلیون جلد کتاب بر آتش قلیان‌ها کباب می‌شود!

📌 ibna.ir/fa/doc/naghli/261515/
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
🔺بروشور تئاتر «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی، مهر ۱۳۵۸ با تصویر مهدی هاشمی (در نقش آسیابان)، سوسن تسلیمی (زن آسیابان) و امین تارخ (سردار) - از اینستاگرام فرزاد فربد @ehsanname
📊 مصرف سیگار ٤ برابر کتاب
@ehsanname
🚬 هر خانواده ایرانی به‌طور متوسط ١٣٣‌ هزار و ٤٠٢ تومان برای دخانیات مصرف می‌کند. اگر این رقم را در ٢٥‌ میلیون خانوار ایرانی ضرب کنیم، متوجه می‌شویم که ایرانی‌ها در یک‌سال بیشتر از ٣‌هزار و ٣٣٥‌ میلیارد تومان برای دخانیات هزینه می‌کنند. اگر این رقم را برای هر روز به دست بیاوریم، متوجه می‌شویم براساس گزارش بانک مرکزی، ایرانی‌ها هر روز حدود ٩‌ میلیارد و ٢٦٤ ‌میلیون تومان برای سیگار و دخانیات مصرف می‌کنند.

🚬 گردش مالی کتاب در ایران سالانه ٣‌ هزار‌ میلیارد تومان است که ٢‌ هزار و ٢٠٠‌ میلیارد تومان از گردش مالی انجام‌شده متعلق به کتاب‌های کنکور و کتاب‌های درسی است و در واقع گردش مالی کتاب‌های غیردرسی سالانه تنها ٨٠٠‌ میلیارد تومان است. این در حالی است که ایرانی‌ها سالانه حدود ٣‌ هزار و ٣٣٥‌ میلیارد تومان برای سیگار پول می‌پردازند. به این ترتیب، در آمار کلی بازار کتاب هم مردم کشور ما برای خرید کتاب کمتر از سیگارشان پول می‌دهند. اگر بخواهیم در یک نگاه منطقی‌تر آمار کتاب‌های کنکور و درسی را از این بازار حذف کنیم، متوجه می‌شویم در ایران ٤/١برابر کتاب برای خرید سیگار پول پرداخته می‌شود.

🚬 همچنین سرانۀ کتاب برای هر کودک و نوجوان ایرانی تنها ٣‌هزار تومان در ‌سال است که اگر این رقم را با جمعیت ٢٠‌میلیون نفری کودک و نوجوان درنظر بگیریم، متوجه می‌شویم خانواده‌های ایرانی تنها ٦٠‌میلیارد تومان برای خرید کتاب برای بچه‌هایشان هزینه می‌کنند؛ این درحالی است که آنها ٥٥/٥ برابر برای خرید سیگار و دخانیات‌شان هزینه می‌کنند.

📌بخش‌هایی از گزارش خانم مریم شکرانی در روزنامه «شهروند» ۶ خرداد ٩٧
http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/134308/
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
🔹نمونه #تبلیغات_کتاب قدیمی: آگهی معرفی رمان «شراب خام» اسماعیل فصیح در روزنامه «اطلاعات»، ۱۳۴۷ @ehsanname
🔺نامه ترامپ به رهبر کره شمالی ظاهراً پر از غلط‌های نگارشی است و حالا تصحیح اشتباهات این نامه خوراک کاربران شبکه‌های اجتماعی شده. اینجا یک معلم برگۀ او را صحیح کرده و به او نمره F داده @ehsanname
📚بوکر طلایی و بازار کتاب ما
@ehsanname
به مناسبت پنجاهمین سال برگزاری جایزه کتاب بوکر، مهم‌ترین جایزه ادبیات داستانی بریتانیا، قرار است برندۀ برنده‌ها، یعنی اثر برگزیده بین ۵۰ دورۀ برگزاری با عنوان «بوکر طلایی» انتخاب شود. هیأت داوران این جایزه، ۵ رمان را به نمایندگی از هر دهه انتخاب کرده‌اند و قرار است با رأی مردمی برندۀ بوکر طلایی مشخص شود.
🔸فهرست نامزدهای این انتخاب از این قرار است: «در کشور آزاد» از وی. اس. نایپل (برندۀ بوکر ۱۹۷۱)، «ببر ماه» اثر پنه‌لوپه لایولی (برندۀ بوکر ۱۹۸۷)، «بیمار انگلیسی» نوشته مایکل اونداتیه (برندۀ‌ بوکر ۱۹۹۲)، «تالار گرگ‌ها» اثر هیلاری منتل (برندۀ‌ بوکر ۲۰۰۹) و «لینکلن در برزخ» از جورح ساندرز (برندۀ بوکر ۲۰۱۷).
bit.ly/2JaVWeZ
🔹جایزه «من بوکر» که اولین‌بار در ۱۹۶۹ برگزار شد، تا سال ۲۰۱۴ فقط به نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع، انگلیسی‌ها و ایرلندی‌ها تعلق می‌گرفت، اما از ۲۰۱۴ قرار شد تمام آثار نوشته‌شده به زبان انگلیسی‌ بررسی و داوری شوند و مثلا جورج ساندرز که در فهرست بوکر طلایی هم هست، آمریکایی است.
نتیجۀ آرای مردمی برای بوکر طلایی ۸ جولای (۱۷ تیر) اعلام می‌شود. برای رأی دادن به این فهرست یک ماه فرصت هست و از این سایت باید اقدام کرد:
http://themanbookerprize.com/vote

🔺اما بجز بحثهای مربوط به بوکر، این فهرست یک نکتۀ دیگر هم دارد. این‌که از ۵ رمان برگزیدۀ نیم‌قرن اخیر، یک عنوان اصلا به فارسی ترجمه نشده و از چهار عنوان دیگر هم فقط یک عنوانش نسبتاً پرفروش بوده و به چاپ سوم رسیده و ناشر آثار دیگر نویسنده‌اش را هم منتشر کرده است:
▫️«در کشور آزاد» وی. اس. نایپل (ترجمه مهدی قراچه‌داغی، انتشارات خاتون، ۱۳۶۷ - نشر دایره، ۱۳۸۱)
▪️«تالار گرگ» هیلاری مانتل (ترجمه علی‌اکبر قاضی‌زاده، کتابسرای تندیس، ۱۳۹۰، چاپ سوم ۱۳۹۵)
▫️«بیمار انگلیسی» مایکل اونداتیه (ترجمه زهرا طراوتی، انتشارات سبزان، ۱۳۹۴)
▪️«لینکلن در برزخ» جورج ساندرز (ترجمه رعنا موقعی، نشر ستاک، ۱۳۹۶)
@ehsanname
📖در واقع بازار نشر ما به اتفاقات ادبی دنیا چندان توجهی ندارد و معمولا به ترجمۀ مکرر نویسندگان پرفروش و به اصطلاح «جواب پس داده» می‌پردازد. از بین جوایز ادبی، اینجا فقط جایزه ادبیات نوبل شناخته‌شده و مورد توجه است. آن هم نه در مورد همۀ نویسندگان. مثلا در فهرست بالا، وی. اس. نایپل برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۰۱ هم هست، خودش هم دوبار به ایران سفر کرده، یکبار تابستان ۱۳۵۸ بود و یکی در اردیبهشت ۱۳۷۶ که مهمان نمایشگاه کتاب شد و برنامۀ دیدار عمومی هم داشت و اتفاقاً وقتی داشت یکی از داستان‌های مجموعه «خیابان میگل» را می‌خواند به گریه هم افتاد، اما گریۀ آقای نویسنده هم دردی را دوا نکرد. ناشرها به آثار او چندان روی خوشی نشان نمی‌دهند و از ۱۵ اثر داستانی او ۷ اثر به فارسی ترجمه شده (که تازه ۴عنوانش: «مشت‌مالچی عارف»، «خانه‌ای برای آقای بیسواس»، «انتخابات الویرا» و «خیابان میگل» را هم مهدی غبرایی ترجمه کرده و معلوم است که انگیزۀ شخصی خود اوست) و از ۲۰ اثر غیرداستانی و سفرنامه‌اش هم فقط ۲کتاب به فارسی برگردانده شده است.
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏