احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
◀️ دو روایت از بی‌بی شهربانو
احسان رضایی
@ehsanname
مشهور است که مادر حضرت سجاد، شهربانو دختر یزدگرد، آخرین شاه ساسانی است. این امر از قدیم شهرت داشت، چنان‌که به ابوالأسود دوئلی منسوب است که سرود: «و إن غلاما بین کسری و هاشم/ لأکرم من نیطت علیه التمائم» (پسری که از بین کسری و هاشم برخاسته، شایسته‌ترین کودکی است که برایش نظربند بیاویزند) با این حال در سالهای اخیر، درباره این نسبت تردید شده است.

خلاصه این نظرات را استاد مرحوم سیدجعفر شهیدی، در کتاب «زندگانی علی بن الحسین(ع)» (دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵، صفحات ۹ تا ۲۷) آورده که می‌گوید داستان شهربانو را باور ندارد، چون قدیمی‌ترین سند در این باره متعلق به سال ۲۹۰ است و بعد روایت «اصول کافی» را نقل می‌کند که دختران یزدگرد را در زمان خلیفه عمر به مدینه آوردند، دختر به دیدن عمر چیزی به فارسی گفت، خلیفه عصبانی شد، مولا علی(ع) دخالت کرد و گفت دختران پادشاهان را نمی‌شود فروخت و از شاهزاده خواست خودش همسری اختیار کند. استاد محتوای این روایت را نقد کرده، دو ایراد تاریخی می‌گیرد که اولا فتح خراسان در زمان عثمان بود و در ثانی قتل عمر در سال ۲۳ است و ولادت حضرت سجاد(ع) بنابر مشهور در ۳۸قمری. استاد روایات کتابهای بعدی را که از وقع داستان در زمان عثمان گفته‌اند، ساخته‌شده برای رفع ایرادها می‌داند و از نامه منصور دوانیقی در سال ۱۴۵قمری به عنوان سند رد این مطلب یاد می‌کند. در آن نامه منصور به محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) که ادعای امامت داشت، نوشته: «بعد از رسول خدا فاضلتر از علی بن حسین در خاندان شما نزاد و مادر او "اُمّ وَلَد" (کنیز) بود»، استاد شهیدی می‌گوید «اگر منصور دروغ نوشته بود، محمد سخنش را در دهانش می‌شکست و بدو پاسخ می‌داد».

در برابر این نظر، تحقیق دکتر احمد مهدوی دامغانی را داریم که اثبات می‌کند مادر امام چهارم(ع) شاهزاده ایرانی است. دکتر مهدوی در رساله «شاهدخت والاتبار شهربانو» (ضمیمه شماره ۱۶ مجله «آینه میراث»، ۱۳۸۸، ۸۴ صفحه) ابتدا نقل‌های ۴۷ کتاب کهن (هنمگی قبل از صفویه) درباره این موضوع را آورده و نشان داده که در ۶منبع مادر امام "امّ ولد"، در یک منبع بانویی جوان (فتاة)، در دو منبع بانویی از سِند (سندیة)، در دو منبع دخترِ «نوشجان‌شاه» و در ۳۶ منبع دختر یزدگرد قید شده (که در بعضی همراه با عبارت "امّ ولد" است، بعضی منابع مثل «تاریخ یعقوبی» هم قبل از ۲۹۰ مورد اشاره استاد شهیدی است). دیگر اینکه قبل از محققین معاصر، سه دانشمند شیعه (علامه حلّی، فیض کاشانی و علامه مجلسی) در وقوع ماجرا در زمان عمر شک کرده و آن را اصلاح کرده‌‌اند. بعد دکتر مهدوی درباره یزدگرد ساسانی و وقایع زندگی او تحقیق کرده و نشان می‌دهد که دو دختر او (شهربانو و مرداوند=مروارید؟) در مرزهای شرقی خراسان (همان سِند) در زمان عثمان اسیر می‌شوند و خلیفه آنها را به عقد امام حسین(ع) و محمد بن ابی‌بکر درآورد که خیلی زود و بعد از تولد فرزندشان درگذشتند. در کتابهای تاریخ، پسرخاله بودن حضرت سجاد(ع) و قاسم بن محمد، متواتر است. یک دختر یزدگرد (اَدرَگ) در زمان خلافت مولا علی(ع) اسیر شد که داستانش در «وقعة صفین» و «اخبار الطوال» آمده. مولا با این دختر مهربانی‌ها کرد و پسرش عبدالرحمن از راویان حدیث حضرت سجاد(ع) است. پسر یزدگرد، پیروز هم که سالها مشغول جنگ و گریز با فاتحان مسلمان بود، دختری داشت که در زمان حجاج اسیر شد و خلیفه اموی، عبدالملکِ مروان با او ازدواج کرد و پسرش، یزید بن عبدالملک هم خلیفه شد. برادرزاده یزدگرد هم سنجان نام داشت که احتمالا اسم «نوشجان» از اینجا آمده. باقی آشفتگی روایات هم احتمالا از قاطی شدن این چند سرنوشت است. به اضافه اینکه امام حسین(ع) و عبدالله بن عمر هم در زمان خلیفه دوم، با دو دخترعمو ازدواج کرده بودند (حاصل این ازدواج حضرت، علی‌اکبرِ شهید است). دکتر مهدوی می‌گوید آن بخش از روایت درگیری شهربانو با خلیفه عمر هم می‌تواند با ماجرای قتل فیروزانِ ایرانی توسط عبیدالله بن عمر مرتبط باشد. وقتی به او گفتند چرا به جای قاتل خلیفه، بیگناهی را کشته، مدعی برنامه‌ریزی برای این ترور شد. به یاد بیاوریم که ادعای معاویه، خونخواهی عثمان بود و در همان زمان عبیدالله بن عمر در دربار اموی زندگی می‌کرد. می‌ماند ماجرای "امّ ولد" که دکتر مهدوی یادآوری می‌کند در قدیم این عبارت بار معنایی امروز را نداشته و مثلا ادیب و لغویِ بزرگ، مُبَرّد در کتاب «الکامل» خود از مادر امام چهارم ما(ع) هم با لفظ امّ ولد و هم دختر یزدگردشاه یاد کرده. مبّرد درباره حضرت سجاد(ع) چنین نوشته: «او کسی است که شایسته نیست هیچ مسلمانی او را نشناسد.»
Forwarded from روزآروز
#اختصاصی_روزآروز

📣 این ماه کیا چقدر بودجه فرهنگی گرفتن؟ 🤔

▪️با دستور رئیس جمهور، خزانه‌داری کشور مبلغ پرداخت‌های ماه فروردین ۹۷ را اعلام کرده و پرداخت‌ها به مؤسسات فرهنگی به این ترتیب بوده است:

▫️ شورای عالی حوزه‌های علمیه ۲۲،۷۰۶،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️مرکز خدمات حوزه‌های علمیه ۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی ۲۶۸،۵۰۰،۰۰۰ تومان

▫️مؤسسه دایره‌المعارف فقه اسلامی ۱۷۷،۹۰۰،۰۰۰ تومان

▫️شورای نظارت بر صداوسیما ۲۷۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️مجلس شورای اسلامی ۲۷۶،۹۰۰،۰۰۰ تومان

▫️بنیاد حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ۱۶۹،۲۹۰،۰۰۰ تومان

▫️دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ۸،۹۲۱،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ۱،۱۴۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️جامعه المصطفی العالمیه ۸،۲۸۴،۶۰۰،۰۰۰ تومان

▫️سازمان صداوسیما ۱۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ۹۱۱،۶۰۰،۰۰۰ تومان

▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۴۹۷،۰۰۰،۰۰۰ تومان

▫️پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ۱۵۲،۹۰۰،۰۰۰ تومان

▫️مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ۱،۱۰۵،۹۰۰،۰۰۰ تومان

▫️مجمع جهانی اهل بیت ۱،۲۲۳،۲۰۰،۰۰۰ تومان

▫️بنیاد سعدی ۵۷۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان

@roozArooz_media
📖معرفی و پیشنهاد مجموعه «۱۰۰ پرسش: جعبه ابزاری برای گفت و گو» اثر آلن دوباتن (نشر نو) توسط استاد مصطفی ملکیان
@ehsanname
@mostafamalekian
🔸پوستر سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران - طراحی بهنام کیوان. نمایشگاه کتاب تهران ۱۲ اردیبهشت شروع می‌شود @ehsanname
🔹مجلۀ تایم از سال ۲۰۰۴ فهرستی سالیانه از ۱۰۰ فرد تأثیرگذار در جهان را انتخاب و معرفی می‌کند. امروز فهرست تایم ۱۰۰ امسال منتشر شد.
(bit.ly/2F8JXIS) نکتۀ جالب این فهرست، حضور دو رمان‌نویس است: جسمین وارد (Jesmyn Ward) آمریکایی و کوین کوان (Kevin Kwan) سنگاپوری. اولی داستان‌هایی دربارۀ سیاهپوستان آمریکا می‌نویسد و منتقدها به او «ویلیام فاکنرِ عصر جدید» لقب داده‌اند (از جمله در همین معرفی تایم) و دومی به خاطر رمان‌های سه‌گانۀ طنزش دربارۀ ثروتمندان آسیای جنوب شرقی مشهور است. هیچ کدام از کارهای این دو نویسنده به فارسی ترجمه نشده است.
@ehsanname
📌فهرست ۱۰۰ چهره منتخب تایم را اینجا ببینید:
http://time.com/collection/most-influential-people-2018/
📄این هم تصویر جلد این شماره تایم و صفحات مربوط به رمان‌نویسان:
Forwarded from احسان‌نامه
🔹۲۳ آوریل سالروز تولد و درگذشت ویلیام شکسپیر، یکی از مشهورترین نویسندگان تاریخ است. #شکسپیر_در_ایران هم حسابی معروف است. طرح جلدی از مرتضی ممیز را می‌بینید با سوژه شکسپیر @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📌در فاصله ۴۰۰ ساله بعد از شکسپیر تا به امروز، ایرانیان فقط در نیمی از این دوران، در ۲۰۰ ساله دوم شکسپیر را می‌شناختند و برای اولین بار، دویست سال بعد از مرگ او، یک ایرانی نام این شاعر را به کار برد. آن ایرانی، میرزا صالح شیرازی است که معمولا اور را به انتشار اولین روزنامه ایرانی با نام «کاغذ اخبار» می‌شناسیم. میرزا صالح برای یادگیری صنعت چاپ، از طرف عباس‌میرزا به اروپا و انگلیس فرستاده شده بود. میرزا صالح در سفرنامه‌اش، در روز ۲۴ شعبان ۱۲۳۴ قمری معادل ۱۶ ژوئن ۱۸۱۶ میلادی تاریخچه مفصلی از انگلستان نوشته و از جمله در مورد عصر الیزابت (یا به قول خودش «الیزابث») نوشته: «شکسپیر یکی از شعرای عصر، از جمله مشاهیر در آن عهد، به عرصۀ وجود آمد» (مجموعه سفرنامه‌های میرزا صالح شیرازی، نشر نگاه معاصر، ۱۳۸۷، صفحه ۳۴۹) این اولین باری است که اسم شکسپیر به فارسی نوشته شد. @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📝 اولین ترجمه #شکسپیر_در_ایران در عهد ناصرالدین شاه و کارِ این چهره، حسینقلی سالور ﻋﻤﺎداﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، نوه محمدشاه قاجار بود. تاریخ انتشار چاپ سنگی این نمایشنامه، سال ۱۳۱۸ قمری یعنی ۱۲۷۸ شمسی است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
ابوالقاسم خان ناصرالملک؛ از بزرگان ایل قاجار و نایب‌السلطنه احمدشاه خردسال، یکی دیگر از مترجمان شکسپیر است. ناصرالملک که اولین ایرانی است که در آکسفورد تحصیل کرده، در زمان اقامت در اروپا، دو ترجمه از شکسپیر انجام داد: «داستان غم‌انگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (تاجر ونیزی). او این ترجمه‌ها در سال ۱۲۹۶ شمسی انجام داد. ترجمه‌های او که هنوز هم خواندنی است و از نمونه‌های شیرین نثر قاجار، در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۸۷ چاپ شد. متن زیر، بخشی از مقدمه ناصرالملک بر «اتللو» (صفحات ۱۶ تا ۱۸ چاپ ۱۳۳۷) است که قدیمی‌ترین زندگی‌نامه مفصل #شکسپیر_در_ایران است. جالب است که در همین مطلب، ناصرالملک به مساله اختلاف نظر در هویت شکسپیر هم پرداخته است:
@ehsanname
«ویلیم شاکسپیر که یکی از سخنوران بزرگ و شعرای معروف انگلستان است در صنعت نگاشتن افسانه تصرفات تازه کرده و پایۀ سخن را به جایی بلند رسانیده است. پس از قرن‌ها که پیروی پیشینیان دائره را محدود کرده بود، مبتکر سبکی جدید گردیده و منظرۀ وسیع به عالم طبایع و اخلاق گشوده، ‌گویی نظر دقیق او به‌هر گوشه و بیغولۀ دل انسانی راه برده که نکته‌ای از اسرار مکنون بر او پوشیده نیست یا صور حقیقت در آیینه ضمیرش منعکس گردیده و در بیانات او جلوه‌گر آمده. لطافت طبعش از الفاظ شیرین صورت‌انگیز و ترکیبات خوش‌الحان و دلپذیر نظم او هویداست. گاهی به چند کلمۀ رنگین نقشی می‌نگارد که گویی روح در آن دمیده شده است. در کلام اندک، معنی بسیار گنجانیدن از خصایص اوست و پار‌ه‌ای از عباراتش مانند امثال در زبان انگلیسی جاری... عجب آن‌که بیشتر منظومه‌های خود را در اندک مدتی برای راه انداختن کار تماشاخانه نگاشته و مجال تکرار مراجعه و حک و اصلاح زیاد نداشته و بعد هم در بند پیراستن و چاپ کردن آنها نبوده است... کلیه مصنفات او را پس از وفاتش به چند سال، دوستان او جمع و چاپ کرده، منتشر ساختند و چون مصنف در این‌صدد بر نیامده بود غلط بسیار در دیوان او راه یافته و پارۀ از آن موارد شبهه گردیده که آیا نگاشتۀ خامۀ اوست یا ساختۀ دیگری به دستیاری او.
ویلیم شاکسپیر در سنۀ ۱۵۶۴ در استرتفورد-آن-ایون قدم به عرصه وجود نهاد. پدرش از مردمان متوسط‌الحال آن شهر بود و از راه کسب و زراعت به فراغ بال زندگانی می‌نمود. هنوز سن او به چهارده نرسیده بود که کار پدر رو به انحطاط گذاشت و متدرجاً به فقر و فاقه انجامید. شاید تنگدستی سبب شد که در جوانی عازم لندن گردد (مقارن سنۀ ۱۵۸۶). چندی در آن‌جا به عسرت گذرانید تا آن‌که به کار تماشاخانه پرداخت و به بازی کردن و نوشتن، حال او رونقی یافت. در سنه ۱۵۹۲ به سلکِ دستۀ درباری الیزابت ملکۀ انگلستان درآمد و پس از مدتی در تماشاخانه‌ای که بازی می‌کرد شریک گردید و خوش‌تر بهرۀ او از مال اندوخته این بود که پدر را در پیری از پریشانی آسوده کرد. نزدیک به چهارسال پیش از وفاتش به مولد خود عودت کرده، کنج عزلت گزید و در بیست و سوم آوریل سنۀ ۱۶۱۶ مطابق روز مولودش، به سن پنجاه و دو جهان را بدرود گفته، سر زیر خاک کشید. اکنون قبر او چون زیارتگاهی است و همه ساله در موعد معلوم، گروهی انبوه از هر مرز و بوم برای زنده داشتن نام او در آن شهر گرد آمده، از نمایش نگاشته‌های او که بزرگترین صنعتگران بر عهده می‌گیرند بهره‌مند می‌شوند. هرچند از حالات او اندکی بیش ضبط نشده، از آن برمی‌آید که مردی بوده است مهربان، خوش‌رو و دوستی‌پرور و از دانشِ‌ آموخته، جز آن‌چه در آن زمان در دبستان مدرسه‌ای مانند استرتفورد-آن-ایون به زبان لاتین تعلیم می‌کردند، بهره‌ای نداشته. اما هنرش از روی منظومات او که به همۀ زبان‌های اروپا ترجمه شده در جریدۀ عالم ثبت جاودان است.»
#برچیده_ها
Forwarded from احسان‌نامه
✉️ترجمه‌های ناصرالملک از شکسپیر قبل از چاپ در چند اجرای تئاتر استفاده شد. نامه تشکر محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت از ناصرالملک برای ترجمه #شکسپیر_در_ایران را می‌بینید (از آرشیو کتابخانه ملی) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📝 اولین کسی که با اقتباس از #شکسپیر_در_ایران داستانی نوشت، اشرف‌الدین حسینی معروف به نسیم شمال بود که در سال ۱۲۹۴ شمسی، کتاب «عزیز و غزال، یا عشقِ بی‎معشوق» را از روی «رومئو و ژولیت» شکسپیر به نظم و نثر نوشت. شش سال بعد و در سال ۱۳۰۴، ایرج میرزا دست به کار سرودن مثنوی «زهره و منوچهر» شد که نتوانست قبل از مرگش آن را به پایان برساند. داستان زهره و منوچهر برگرفته از «ونوس و آدونیس» اثر شکسپیر است. برخلاف نسیم شمال، ایرج اشاره‌ای به این اقتباس نکرده بود. برای همین وقتی افراد دیگر بعد از مرگ ایرج پایان سعی کردند منظومه او را به اتمام برسانند (یکی از این افراد، پروفسور محمود حسابی بود) آخر قصه را نمی‌دانستند و هر کدام، سرنوشت جداگانه‌ای برای منوچهر و زهره تصور کرده‌اند @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🎭 از نشانه های اقبال به #شکسپیر_در_ایران اجرای نمایشنامه‌های اوست. تصویر مربوط به اجرایی از «تاجر ونیزی» شکسپیر در ۳۰ فروردین ۱۳۰۷ شمسی در باشگاه زردشتیان تهران است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔸تصویری از اجرای نمایش «رویای نیمه‌شب تابستان» در مدرسه فنی آبادان، سال ۱۳۲۳. قاعدتا یکی از جاهایی که #شکسپیر_در_ایران زودتر حاضر شده، آبادان بوده، آن هم به خاطر حضور انگلیسی‌های شرکت نفت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📝 از دهه ۱۳۳۰ بود که ترجمه #شکسپیر_در_ایران سرعت گرفت و مترجمان زیادی سراغش رفتند. نمونه‌ طرح جلدهای آن دوران را بر روی جلد «اتللو» و «هملت» هر دو با ترجمه به‌آذین ببینید @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 کمدی ناموفق «گربه را دم حجله می کشند» (داوود اسماعیلی، ۱۳۴۸) اولین اقتباس سینمایی از #شکسپیر_در_ایران است که با بازی حسین گیل، به نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» نظر داشت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📌یک نمونه از پوسترهای اجرای آثار #شکسپیر_در_ایران : پوستر «هملت» که خانم مهنوش مشیری در سال ۱۳۵۶ و برای اجرایی از این تئاتر در هفته فرهنگی بریتانیا طراحی کرده است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔸هنوز هم ترجمه و اقتباس و اجرای #شکسپیر_در_ایران پرطرفدار است. زنده‌یاد داوود رشیدی را در حال تمرین «ریچارد سوم» اثر شکسپیر در سال ۱۳۷۸ و در تئاتر شهر می‌بینید @ehsanname
🗞انعکاس خبر فیلتر کردن لغات خاص در نسخه‌های آنلاین لغتنامه دهخدا، در صفحۀ طنز روزنامه «شهروند» (دوشنبه ۳ اردیبهشت ۹۷)
@ehsanname
@shahrvang
📸نمای تاریخ: بعد از بازگرداندن جسد رضاشاه از مصر به ایران، آرامگاهی برایش ساختند (راست) که در اردیبهشت۱۳۵۹ تخریب شد. امروز جسدی مومیایی در شهرری پیدا شد (چپ) که ممکن است برای پهلوی اول باشد @ehsanname
📖 مأمور بازگرداندن جسد رضاشاه از مصر به ایران، دکتر قاسم غنی بود. این طبیبِ ادیبِ دیپلماتِ مصحح دیوان حافظ، البته وظیفه داشت علاوه بر جسد مومیایی‌شده، طلاق فوزیه را هم به سرانجام برساند و جواهرات سلطنتی (همراه جسد و نیز در دست فوزیه) را برگرداند. دکتر غنی خاطراتش از مأموریت سال‌های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ در قاهره را نوشته بود که یکبار هم چاپ شد. محمد قائد این خاطرات را در کتاب «آدم ما در قاهره» بازخوانی کرده است (bit.ly/2HUaFry) که سال گذشته چاپ شد. حالا که ماجرای جسد پهلوی اول موضوع اخبار شده، خواندن این کتاب خالی از لطف نباید باشد.
@ehsanname