📚از فواید کتاب خواندن
@ehsanname
✍احسان رضایی: شبکههای مجازی کنار آن همه محاسن و فوایدی که دارند، یک ایراد هم دارند که منابع اطلاعاتی موثقی نیستند و همیشه باید برای مطمئن شدن، خبرهایشان را با منابع دیگر هم کنترل کرد. این البته به خاطر سرعت بالای انتقال مطالب در این شبکههاست و ربطی به این پیامرسان و آن یکی سایت ندارد. سرعت همیشه با دقت رابطۀ عکس دارند. مثلاً اطلاعات تاریخی که در این شبکهها دست به دست میشود در اغلب موارد اشتباه یا ناقص است؛ حتی آنهایی که حرفشان را به منبع و کتابی هم مستند کردهاند.
بک نمونهاش اینکه در ایام اخیر و به مناسبت بحثهای مربوط به تلگرام، مطلبی هم شایع شده که ملکمخان ناظمالدوله، شخصیت معروف عصر قاجار گفته «من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. درحالیکه شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عینالدوله اجازه نمیداد در شهرهای ایران خطوط تلگراف احداث کنم.» چرا؟ چون عینالدوله معتقد بود: «اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع میکنند و از احوال یکدیگر باخبر میشوند و علیه سلطنت آشوب میکنند.» زیرش هم منبع زدهاند که مطلب از کتاب «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» دکتر فریدون آدمیت است.
خب در اینکه عینالدوله جزو شخصیتهای ضد مشروطه و بهغایت مستبد بوده شکی نیست، اما آیا او واقعا علیه تلگراف هم کاری کرده؟ بگذارید منابع را مرور کنیم. کتاب «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» شرح افکار سه شخصیت، یعنی ملکم خان ناظمالدوله، یوسفخان مستشارالدوله (نویسندۀ کتاب «یک کلمه» که میگفت اگر فقط یک کلمه را رعایت کنیم، پیشرفت و ترقی خواهیم داشت و آن یک کلمه، قانون است) و میرزا عباسقلیخان آدمیت (که انجمنی به اسم «جامع آدمیت» داشت) است. تنها جایی که در این کتاب از تلگراف بحث شده، در صفحۀ اول زندگینامه ملکم است که یک جمله آمده: «در سال ۱۲۷۵ اولین خط تلگرافی را در ایران احداث کرد» (چاپ اول کتاب، انتشارات سخن، ۱۳۴۰، صفحه ۹۴). این خط تلگرافی، خطی بود که ملکم خان برای جلب نظر شاه به این وسیلۀ ارتباطی بین کاخ گلستان و مدرسۀ دارالفنون کشید و بعد از آن بود که شاه دستور داد اولین خط تلگرافی ایران بین تهران و زنجان کشیده شود و این کار به وسیلۀ علیقلیخان مخبرالدوله انجام شد. به هر حال، در کتاب فریدون آدمیت جز همان یک جمله بحثی دربارۀ تلگراف نیست.
در زمان احداث اولین خط تلگرافی ایران، عبدالمجیدمیرزا عینالدوله، اصطبلدارِ مظفرالدین میرزای ولیعهد در تبریز بود. عینالدوله به تدریج توانست نظر مظفرالدین میرزا را جلب کند و داماد او بشود، اما نه آن زمان و نه ۳۸سال بعدی که ناصرالدین شاه زنده بود، عینالدوله قدرتی نداشت که بتواند مانع از تصمیمات شاه مثل گسترش تلگراف شود. در ۵ سال اول سلطنت مظفرالدین شاه هم او فقط حاکم تهران بود و بعد هم که به صدارت رسید تصمیماتش صدای تاجران تهرانی را درآورد و به ماجراهایی انجامید که در تاریخ به انقلاب مشروطه معروف شده. با این حال عینالدوله در آن زمان هم اقدامی علیه تلگراف که دیگر در بیشتر کشور بود نکرد و چنین جملهای هم از او در منابع شرح حالش نیست. (به جلد دوم «شرح حال رجال ایران» مهدی بامداد، انتشارات زوار، صفحه ۹۳ تا ۹۹ یا اگر مفصلتر میخواهید کتاب «عینالدوله و رژیم مشروطه» نوشتۀ مهدی داوودی، انتشارات کتابهای جیبی، ۱۳۴۱ نگاه کنید).
به علاوه اصلا منطقی نبوده که بخواهند تلگراف را ممنوع کنند. تلگراف بیشتر از اینکه راه ارتباط مردم با همدیگر باشد، وسیلۀ اطلاع سریع مقامات دولتی از اتفاقات کشور بود و تلگرافخانهها بخشی از مجموعه دولت و در اختیار آن بودند. برای همین بود که حتی در زمان استبداد صغیرِ محمدعلی شاه هم قرارداد تازهای با انگلیسیها برای تعمیر و تجهیز خطوط تلگرافی بسته شد (برای تاریخ تلگراف در ایران، بهترین منبع جلد دوم «تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران» نوشتۀ دکتر حسین محبوبی اردکانی، انتشارات دانشگاه تهران، ص ۱۹۴ تا ۲۳۳ است).
پس دیدید که چنین نقلی و چنین اتفاقی، اصلا وجود خارجی نداشته است. تا اینجای کار حرف اشتباه و نقل نادرستی است مثل هزاران حرف بیاساس دیگر. مشکل از جایی شروع میشود که سایتهای خبریِ معروف هم در این مسابقۀ سرعت شرکت میکنند و چنین مطالب اشتباهی را، بدون تحقیق بازنشر میکنند و آن وقت است که این مطلب، مبنای استناد و تحلیل میشود. از کاربر عادی نمیشود انتظار داشت که برای هر مطلبی که میخواند سراغ کتابخانه برود و تک تک جملات را با اصل مطابقت بدهد. اما در سایتهای خبری چطور؟ برای آنها هم منبع خبر و کنترل مطلب بیمعنی است؟!
@ehsanname
📌یادداشت در شماره ۶۴۶ هفتهنامه «همشهری جوان»
🔻نمونهای از بازنشر آن جمله در منابع خبری:
https://t.me/dw_farsi/14792
@ehsanname
✍احسان رضایی: شبکههای مجازی کنار آن همه محاسن و فوایدی که دارند، یک ایراد هم دارند که منابع اطلاعاتی موثقی نیستند و همیشه باید برای مطمئن شدن، خبرهایشان را با منابع دیگر هم کنترل کرد. این البته به خاطر سرعت بالای انتقال مطالب در این شبکههاست و ربطی به این پیامرسان و آن یکی سایت ندارد. سرعت همیشه با دقت رابطۀ عکس دارند. مثلاً اطلاعات تاریخی که در این شبکهها دست به دست میشود در اغلب موارد اشتباه یا ناقص است؛ حتی آنهایی که حرفشان را به منبع و کتابی هم مستند کردهاند.
بک نمونهاش اینکه در ایام اخیر و به مناسبت بحثهای مربوط به تلگرام، مطلبی هم شایع شده که ملکمخان ناظمالدوله، شخصیت معروف عصر قاجار گفته «من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. درحالیکه شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عینالدوله اجازه نمیداد در شهرهای ایران خطوط تلگراف احداث کنم.» چرا؟ چون عینالدوله معتقد بود: «اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع میکنند و از احوال یکدیگر باخبر میشوند و علیه سلطنت آشوب میکنند.» زیرش هم منبع زدهاند که مطلب از کتاب «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» دکتر فریدون آدمیت است.
خب در اینکه عینالدوله جزو شخصیتهای ضد مشروطه و بهغایت مستبد بوده شکی نیست، اما آیا او واقعا علیه تلگراف هم کاری کرده؟ بگذارید منابع را مرور کنیم. کتاب «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» شرح افکار سه شخصیت، یعنی ملکم خان ناظمالدوله، یوسفخان مستشارالدوله (نویسندۀ کتاب «یک کلمه» که میگفت اگر فقط یک کلمه را رعایت کنیم، پیشرفت و ترقی خواهیم داشت و آن یک کلمه، قانون است) و میرزا عباسقلیخان آدمیت (که انجمنی به اسم «جامع آدمیت» داشت) است. تنها جایی که در این کتاب از تلگراف بحث شده، در صفحۀ اول زندگینامه ملکم است که یک جمله آمده: «در سال ۱۲۷۵ اولین خط تلگرافی را در ایران احداث کرد» (چاپ اول کتاب، انتشارات سخن، ۱۳۴۰، صفحه ۹۴). این خط تلگرافی، خطی بود که ملکم خان برای جلب نظر شاه به این وسیلۀ ارتباطی بین کاخ گلستان و مدرسۀ دارالفنون کشید و بعد از آن بود که شاه دستور داد اولین خط تلگرافی ایران بین تهران و زنجان کشیده شود و این کار به وسیلۀ علیقلیخان مخبرالدوله انجام شد. به هر حال، در کتاب فریدون آدمیت جز همان یک جمله بحثی دربارۀ تلگراف نیست.
در زمان احداث اولین خط تلگرافی ایران، عبدالمجیدمیرزا عینالدوله، اصطبلدارِ مظفرالدین میرزای ولیعهد در تبریز بود. عینالدوله به تدریج توانست نظر مظفرالدین میرزا را جلب کند و داماد او بشود، اما نه آن زمان و نه ۳۸سال بعدی که ناصرالدین شاه زنده بود، عینالدوله قدرتی نداشت که بتواند مانع از تصمیمات شاه مثل گسترش تلگراف شود. در ۵ سال اول سلطنت مظفرالدین شاه هم او فقط حاکم تهران بود و بعد هم که به صدارت رسید تصمیماتش صدای تاجران تهرانی را درآورد و به ماجراهایی انجامید که در تاریخ به انقلاب مشروطه معروف شده. با این حال عینالدوله در آن زمان هم اقدامی علیه تلگراف که دیگر در بیشتر کشور بود نکرد و چنین جملهای هم از او در منابع شرح حالش نیست. (به جلد دوم «شرح حال رجال ایران» مهدی بامداد، انتشارات زوار، صفحه ۹۳ تا ۹۹ یا اگر مفصلتر میخواهید کتاب «عینالدوله و رژیم مشروطه» نوشتۀ مهدی داوودی، انتشارات کتابهای جیبی، ۱۳۴۱ نگاه کنید).
به علاوه اصلا منطقی نبوده که بخواهند تلگراف را ممنوع کنند. تلگراف بیشتر از اینکه راه ارتباط مردم با همدیگر باشد، وسیلۀ اطلاع سریع مقامات دولتی از اتفاقات کشور بود و تلگرافخانهها بخشی از مجموعه دولت و در اختیار آن بودند. برای همین بود که حتی در زمان استبداد صغیرِ محمدعلی شاه هم قرارداد تازهای با انگلیسیها برای تعمیر و تجهیز خطوط تلگرافی بسته شد (برای تاریخ تلگراف در ایران، بهترین منبع جلد دوم «تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران» نوشتۀ دکتر حسین محبوبی اردکانی، انتشارات دانشگاه تهران، ص ۱۹۴ تا ۲۳۳ است).
پس دیدید که چنین نقلی و چنین اتفاقی، اصلا وجود خارجی نداشته است. تا اینجای کار حرف اشتباه و نقل نادرستی است مثل هزاران حرف بیاساس دیگر. مشکل از جایی شروع میشود که سایتهای خبریِ معروف هم در این مسابقۀ سرعت شرکت میکنند و چنین مطالب اشتباهی را، بدون تحقیق بازنشر میکنند و آن وقت است که این مطلب، مبنای استناد و تحلیل میشود. از کاربر عادی نمیشود انتظار داشت که برای هر مطلبی که میخواند سراغ کتابخانه برود و تک تک جملات را با اصل مطابقت بدهد. اما در سایتهای خبری چطور؟ برای آنها هم منبع خبر و کنترل مطلب بیمعنی است؟!
@ehsanname
📌یادداشت در شماره ۶۴۶ هفتهنامه «همشهری جوان»
🔻نمونهای از بازنشر آن جمله در منابع خبری:
https://t.me/dw_farsi/14792
Telegram
DW Persian دویچهوله فارسی
📷 صد سال فیلترینگ در ایران؛ از تلگراف تا تلگرام
@dw_farsi
@dw_farsi
🔖اعلانات: بیست و هفتمین کارگاه چای و داستان، دوشنبه ۳ اردیبهشت ساعت ۱۶، قم، مدرسه اسلامی هنر
@chaiodastan
@ehsanname
@chaiodastan
@ehsanname
🔖اعلانات: رونمایی از کتاب شعر شایان مصلح با حضور بازیکنان پرسپولیس، جمعه ۳۱ فروردین از ساعت ۱۵، مرکز تبادل کتاب
@shayanmosleh315
@ehsanname
@shayanmosleh315
@ehsanname
📚زمانی که با گوشیهای هوشمندمان کار میکنیم، چند کتاب را از دست میدهیم؟
@atrafpublication
@ehsanname
📌منبع: سایت Musicmagpie - ترجمه: اینستاگرام نشر اطراف
@atrafpublication
@ehsanname
📌منبع: سایت Musicmagpie - ترجمه: اینستاگرام نشر اطراف
🔹ماجرای رمانی که معمر قذافی نوشت در کتاب «حرمسرای قذافی» (که به زودی منتشر میشود) به نقل از اینستاگرام بیژن اشتری، مترجم کتاب @ehsanname
📖 ترجمههای مکرر و همزمان، این قسمت: ترجمۀ مجموعه داستانِ تام هنکس، قبل از نشر افق (که کپیرایت آن را هم خریده) توسط نشر یوبان منتشر شد @ehsanname
✅ عید میلاد شاه شهیدان مبارک باد. میلاد بزرگمردی که آخرین وصیتش، در عصر عاشورا، یک چیز بود: ظلم نکردن.
🔹عدة من اصحابنا عن احمد بن ابیعبدالله عن اسماعیل بن مهران عن درست بن ابیمنصور عن عبسی بن بشیر عن ابیحمزه الثمالی عن ابیجعفر ع قال:
لَمّا حَضَرَ عَلِیّ بنَ الحُسَین ع اَلْوَفاةُ ضَمَّنِی إلی صَدرِهِ ثُمَّ قالَ یا بُنَیّ أوصیکَ بِما أوصانِی بِهِ أَبِی ع حینَ حَضَرَتهُ الْوَفاةُ وَ بِما ذَکَرَ أنَ أباهُ أوصاهُ بِهِ قالَ یا بُنَیَّ إیّاکَ وَ ظُلمَ مَنْ لا یَجِدُ عَلَیکَ ناصراً إلّا الله.
📌الکافی، کتاب الإیمان و الکفر، بابُ الظّلم، حدیث ۴
@ehsanname
🔸شیخ کلینیِ رازی در کتابش این حدیث را با سند آن روایت کرد از امام باقر(ع) که فرمود: «چون لحظات آخر پدرم على بن الحسین(ع) رسید، مرا به خود نزدیک کرد و فرمود که: پسرم! تو را وصیت مىکنم به آنچه پدرم(ع) مرا به آن وصیت کرد، در هنگامى که شهادتش رسیده بود، و آن چیزی بود که پدرش امیرالمؤمنین(ع) او را به آن وصیت کرده بود. فرمود که: پسرم! مبادا ستم کنی بر کسى كه پیش تو پناهی ندارد، جز خدا».
bit.ly/2K0pDx4
📌اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمرهای، جلد ۵، صفحه ۲۷۱ - ترجمه سیدجواد مصطفوى، جلد ۴، صفحه ۲۴ - ترجمه محمدعلى اردکانی (با نام «تحفة الاولیاء»)، جلد ۴، صفحه ۲۳
🔹عدة من اصحابنا عن احمد بن ابیعبدالله عن اسماعیل بن مهران عن درست بن ابیمنصور عن عبسی بن بشیر عن ابیحمزه الثمالی عن ابیجعفر ع قال:
لَمّا حَضَرَ عَلِیّ بنَ الحُسَین ع اَلْوَفاةُ ضَمَّنِی إلی صَدرِهِ ثُمَّ قالَ یا بُنَیّ أوصیکَ بِما أوصانِی بِهِ أَبِی ع حینَ حَضَرَتهُ الْوَفاةُ وَ بِما ذَکَرَ أنَ أباهُ أوصاهُ بِهِ قالَ یا بُنَیَّ إیّاکَ وَ ظُلمَ مَنْ لا یَجِدُ عَلَیکَ ناصراً إلّا الله.
📌الکافی، کتاب الإیمان و الکفر، بابُ الظّلم، حدیث ۴
@ehsanname
🔸شیخ کلینیِ رازی در کتابش این حدیث را با سند آن روایت کرد از امام باقر(ع) که فرمود: «چون لحظات آخر پدرم على بن الحسین(ع) رسید، مرا به خود نزدیک کرد و فرمود که: پسرم! تو را وصیت مىکنم به آنچه پدرم(ع) مرا به آن وصیت کرد، در هنگامى که شهادتش رسیده بود، و آن چیزی بود که پدرش امیرالمؤمنین(ع) او را به آن وصیت کرده بود. فرمود که: پسرم! مبادا ستم کنی بر کسى كه پیش تو پناهی ندارد، جز خدا».
bit.ly/2K0pDx4
📌اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمرهای، جلد ۵، صفحه ۲۷۱ - ترجمه سیدجواد مصطفوى، جلد ۴، صفحه ۲۴ - ترجمه محمدعلى اردکانی (با نام «تحفة الاولیاء»)، جلد ۴، صفحه ۲۳
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 کمک فوتبال به ادبیات: صف طولانی هواداران پرسپولیس برای جشن امضای کتاب شعر شایان مصلح «پرواز۶۹» در جلوی مرکز تبادل کتاب @ehsanname
❗️به نظرتان چرا در این کافه، کتاب را بریده و کاشتهاند؟ روشنفکریتر است یعنی؟
@ehsanname
➖عکس از امیرحسین اسلامی
@ehsanname
➖عکس از امیرحسین اسلامی
Forwarded from احساننامه
Man Gholame Ghamaram
Ahmad Shamloo
🎼 «من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو» شعر مولانا با دکلمه #احمد_شاملو از آلبوم «غزلیات مولوی» @ehsanname
Tasnif Gholame Ghamar
Alireza Ghorbani
🎼 «من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو» شعر مولانا با آواز علیرضا قربانی از آلبوم «قاف عشق» @ehsanname
Tasnife Gholaame Ghamar
Salar Aghili/Salar Aghili
🎼 «من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو» شعر مولانا با آواز سالار عقیلی از آلبوم «هوای آفتاب» @ehsanname
🗓 اول اردیبهشت، روز بزرگداشتِ استاد سخن سعدی است. تمبرهای یادبود سعدی در سال ۱۳۳۱ را میبینید @ehsanname
Asheghgan bidel
Saye
🎧«شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد» غزل سعدی با صدای هوشنگ ابتهاج #سایه و موسیقی فریدون شهبازیان، از آلبوم «سعدی» (کانون پرورش فکری، ۱۳۵۲) @ehsanname
Shabe Asheghgan bidel
Aydin Aghdashloo
🎧«شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد» غزل سعدی با صدای آیدین آغداشلو، و موسیقی پیمان سلطانی، از آلبوم «وَشتَن» (۱۳۹۵) @ehsanname
📚کدام چاپ سعدی را بخریم؟
@ehsanname
سعدی، به اندازۀ حافظ تصحیحهای مختلف و متنوع ندارد. ولی انتخاب از بین همین چند تصحیح موجود هم کار دشواری است که خیلی وقتها مخاطبان را گیج میکند. دوست عزیز، دکتر رضا ضیاء در اینجا👇 توضیحات مفیدی دربارۀ انواع چاپهای کلیات، غزلیات و بوستان و گلستان سعدی داده است. مطلب را به نقل از کانال «اوراق پریشان» @oragheparishan بخوانید:
https://bit.ly/2HEfGGU
@ehsanname
سعدی، به اندازۀ حافظ تصحیحهای مختلف و متنوع ندارد. ولی انتخاب از بین همین چند تصحیح موجود هم کار دشواری است که خیلی وقتها مخاطبان را گیج میکند. دوست عزیز، دکتر رضا ضیاء در اینجا👇 توضیحات مفیدی دربارۀ انواع چاپهای کلیات، غزلیات و بوستان و گلستان سعدی داده است. مطلب را به نقل از کانال «اوراق پریشان» @oragheparishan بخوانید:
https://bit.ly/2HEfGGU
Telegraph
کدام سعدی؟
اوّلین قدم برای ارتباط با متون کهن، اینست که یک چاپ معتبر از آنها در دست داشته باشیم. یعنی اوّل از همه مطمئن باشیم که اینهایی که در این متن آمده، از شاعر یا نویسندۀ مزبور هست یا نه. مثلاً اکثرِ قریب به اتّفاقِ اشعاری که به خیام و باباطاهر و ابوسعید نسبت…
Forwarded from ترمه گرافیک | Termegraphic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 اول اردیبهشت روز شعر است. ماجرای یکی از معروفترین اشعار فارسی، «بوی جوی مولیان آید همی»ِ رودکی را ببینید از فیلم «سرنوشت یک شاعر» (بوریس کیمیاگاروف، تاجیکستان، ۱۹۵۹) @ehsanname
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
◀️ دو روایت از بیبی شهربانو
احسان رضایی
@ehsanname
مشهور است که مادر حضرت سجاد، شهربانو دختر یزدگرد، آخرین شاه ساسانی است. این امر از قدیم شهرت داشت، چنانکه به ابوالأسود دوئلی منسوب است که سرود: «و إن غلاما بین کسری و هاشم/ لأکرم من نیطت علیه التمائم» (پسری که از بین کسری و هاشم برخاسته، شایستهترین کودکی است که برایش نظربند بیاویزند) با این حال در سالهای اخیر، درباره این نسبت تردید شده است.
❎ خلاصه این نظرات را استاد مرحوم سیدجعفر شهیدی، در کتاب «زندگانی علی بن الحسین(ع)» (دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵، صفحات ۹ تا ۲۷) آورده که میگوید داستان شهربانو را باور ندارد، چون قدیمیترین سند در این باره متعلق به سال ۲۹۰ است و بعد روایت «اصول کافی» را نقل میکند که دختران یزدگرد را در زمان خلیفه عمر به مدینه آوردند، دختر به دیدن عمر چیزی به فارسی گفت، خلیفه عصبانی شد، مولا علی(ع) دخالت کرد و گفت دختران پادشاهان را نمیشود فروخت و از شاهزاده خواست خودش همسری اختیار کند. استاد محتوای این روایت را نقد کرده، دو ایراد تاریخی میگیرد که اولا فتح خراسان در زمان عثمان بود و در ثانی قتل عمر در سال ۲۳ است و ولادت حضرت سجاد(ع) بنابر مشهور در ۳۸قمری. استاد روایات کتابهای بعدی را که از وقع داستان در زمان عثمان گفتهاند، ساختهشده برای رفع ایرادها میداند و از نامه منصور دوانیقی در سال ۱۴۵قمری به عنوان سند رد این مطلب یاد میکند. در آن نامه منصور به محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) که ادعای امامت داشت، نوشته: «بعد از رسول خدا فاضلتر از علی بن حسین در خاندان شما نزاد و مادر او "اُمّ وَلَد" (کنیز) بود»، استاد شهیدی میگوید «اگر منصور دروغ نوشته بود، محمد سخنش را در دهانش میشکست و بدو پاسخ میداد».
✅ در برابر این نظر، تحقیق دکتر احمد مهدوی دامغانی را داریم که اثبات میکند مادر امام چهارم(ع) شاهزاده ایرانی است. دکتر مهدوی در رساله «شاهدخت والاتبار شهربانو» (ضمیمه شماره ۱۶ مجله «آینه میراث»، ۱۳۸۸، ۸۴ صفحه) ابتدا نقلهای ۴۷ کتاب کهن (هنمگی قبل از صفویه) درباره این موضوع را آورده و نشان داده که در ۶منبع مادر امام "امّ ولد"، در یک منبع بانویی جوان (فتاة)، در دو منبع بانویی از سِند (سندیة)، در دو منبع دخترِ «نوشجانشاه» و در ۳۶ منبع دختر یزدگرد قید شده (که در بعضی همراه با عبارت "امّ ولد" است، بعضی منابع مثل «تاریخ یعقوبی» هم قبل از ۲۹۰ مورد اشاره استاد شهیدی است). دیگر اینکه قبل از محققین معاصر، سه دانشمند شیعه (علامه حلّی، فیض کاشانی و علامه مجلسی) در وقوع ماجرا در زمان عمر شک کرده و آن را اصلاح کردهاند. بعد دکتر مهدوی درباره یزدگرد ساسانی و وقایع زندگی او تحقیق کرده و نشان میدهد که دو دختر او (شهربانو و مرداوند=مروارید؟) در مرزهای شرقی خراسان (همان سِند) در زمان عثمان اسیر میشوند و خلیفه آنها را به عقد امام حسین(ع) و محمد بن ابیبکر درآورد که خیلی زود و بعد از تولد فرزندشان درگذشتند. در کتابهای تاریخ، پسرخاله بودن حضرت سجاد(ع) و قاسم بن محمد، متواتر است. یک دختر یزدگرد (اَدرَگ) در زمان خلافت مولا علی(ع) اسیر شد که داستانش در «وقعة صفین» و «اخبار الطوال» آمده. مولا با این دختر مهربانیها کرد و پسرش عبدالرحمن از راویان حدیث حضرت سجاد(ع) است. پسر یزدگرد، پیروز هم که سالها مشغول جنگ و گریز با فاتحان مسلمان بود، دختری داشت که در زمان حجاج اسیر شد و خلیفه اموی، عبدالملکِ مروان با او ازدواج کرد و پسرش، یزید بن عبدالملک هم خلیفه شد. برادرزاده یزدگرد هم سنجان نام داشت که احتمالا اسم «نوشجان» از اینجا آمده. باقی آشفتگی روایات هم احتمالا از قاطی شدن این چند سرنوشت است. به اضافه اینکه امام حسین(ع) و عبدالله بن عمر هم در زمان خلیفه دوم، با دو دخترعمو ازدواج کرده بودند (حاصل این ازدواج حضرت، علیاکبرِ شهید است). دکتر مهدوی میگوید آن بخش از روایت درگیری شهربانو با خلیفه عمر هم میتواند با ماجرای قتل فیروزانِ ایرانی توسط عبیدالله بن عمر مرتبط باشد. وقتی به او گفتند چرا به جای قاتل خلیفه، بیگناهی را کشته، مدعی برنامهریزی برای این ترور شد. به یاد بیاوریم که ادعای معاویه، خونخواهی عثمان بود و در همان زمان عبیدالله بن عمر در دربار اموی زندگی میکرد. میماند ماجرای "امّ ولد" که دکتر مهدوی یادآوری میکند در قدیم این عبارت بار معنایی امروز را نداشته و مثلا ادیب و لغویِ بزرگ، مُبَرّد در کتاب «الکامل» خود از مادر امام چهارم ما(ع) هم با لفظ امّ ولد و هم دختر یزدگردشاه یاد کرده. مبّرد درباره حضرت سجاد(ع) چنین نوشته: «او کسی است که شایسته نیست هیچ مسلمانی او را نشناسد.»
احسان رضایی
@ehsanname
مشهور است که مادر حضرت سجاد، شهربانو دختر یزدگرد، آخرین شاه ساسانی است. این امر از قدیم شهرت داشت، چنانکه به ابوالأسود دوئلی منسوب است که سرود: «و إن غلاما بین کسری و هاشم/ لأکرم من نیطت علیه التمائم» (پسری که از بین کسری و هاشم برخاسته، شایستهترین کودکی است که برایش نظربند بیاویزند) با این حال در سالهای اخیر، درباره این نسبت تردید شده است.
❎ خلاصه این نظرات را استاد مرحوم سیدجعفر شهیدی، در کتاب «زندگانی علی بن الحسین(ع)» (دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵، صفحات ۹ تا ۲۷) آورده که میگوید داستان شهربانو را باور ندارد، چون قدیمیترین سند در این باره متعلق به سال ۲۹۰ است و بعد روایت «اصول کافی» را نقل میکند که دختران یزدگرد را در زمان خلیفه عمر به مدینه آوردند، دختر به دیدن عمر چیزی به فارسی گفت، خلیفه عصبانی شد، مولا علی(ع) دخالت کرد و گفت دختران پادشاهان را نمیشود فروخت و از شاهزاده خواست خودش همسری اختیار کند. استاد محتوای این روایت را نقد کرده، دو ایراد تاریخی میگیرد که اولا فتح خراسان در زمان عثمان بود و در ثانی قتل عمر در سال ۲۳ است و ولادت حضرت سجاد(ع) بنابر مشهور در ۳۸قمری. استاد روایات کتابهای بعدی را که از وقع داستان در زمان عثمان گفتهاند، ساختهشده برای رفع ایرادها میداند و از نامه منصور دوانیقی در سال ۱۴۵قمری به عنوان سند رد این مطلب یاد میکند. در آن نامه منصور به محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) که ادعای امامت داشت، نوشته: «بعد از رسول خدا فاضلتر از علی بن حسین در خاندان شما نزاد و مادر او "اُمّ وَلَد" (کنیز) بود»، استاد شهیدی میگوید «اگر منصور دروغ نوشته بود، محمد سخنش را در دهانش میشکست و بدو پاسخ میداد».
✅ در برابر این نظر، تحقیق دکتر احمد مهدوی دامغانی را داریم که اثبات میکند مادر امام چهارم(ع) شاهزاده ایرانی است. دکتر مهدوی در رساله «شاهدخت والاتبار شهربانو» (ضمیمه شماره ۱۶ مجله «آینه میراث»، ۱۳۸۸، ۸۴ صفحه) ابتدا نقلهای ۴۷ کتاب کهن (هنمگی قبل از صفویه) درباره این موضوع را آورده و نشان داده که در ۶منبع مادر امام "امّ ولد"، در یک منبع بانویی جوان (فتاة)، در دو منبع بانویی از سِند (سندیة)، در دو منبع دخترِ «نوشجانشاه» و در ۳۶ منبع دختر یزدگرد قید شده (که در بعضی همراه با عبارت "امّ ولد" است، بعضی منابع مثل «تاریخ یعقوبی» هم قبل از ۲۹۰ مورد اشاره استاد شهیدی است). دیگر اینکه قبل از محققین معاصر، سه دانشمند شیعه (علامه حلّی، فیض کاشانی و علامه مجلسی) در وقوع ماجرا در زمان عمر شک کرده و آن را اصلاح کردهاند. بعد دکتر مهدوی درباره یزدگرد ساسانی و وقایع زندگی او تحقیق کرده و نشان میدهد که دو دختر او (شهربانو و مرداوند=مروارید؟) در مرزهای شرقی خراسان (همان سِند) در زمان عثمان اسیر میشوند و خلیفه آنها را به عقد امام حسین(ع) و محمد بن ابیبکر درآورد که خیلی زود و بعد از تولد فرزندشان درگذشتند. در کتابهای تاریخ، پسرخاله بودن حضرت سجاد(ع) و قاسم بن محمد، متواتر است. یک دختر یزدگرد (اَدرَگ) در زمان خلافت مولا علی(ع) اسیر شد که داستانش در «وقعة صفین» و «اخبار الطوال» آمده. مولا با این دختر مهربانیها کرد و پسرش عبدالرحمن از راویان حدیث حضرت سجاد(ع) است. پسر یزدگرد، پیروز هم که سالها مشغول جنگ و گریز با فاتحان مسلمان بود، دختری داشت که در زمان حجاج اسیر شد و خلیفه اموی، عبدالملکِ مروان با او ازدواج کرد و پسرش، یزید بن عبدالملک هم خلیفه شد. برادرزاده یزدگرد هم سنجان نام داشت که احتمالا اسم «نوشجان» از اینجا آمده. باقی آشفتگی روایات هم احتمالا از قاطی شدن این چند سرنوشت است. به اضافه اینکه امام حسین(ع) و عبدالله بن عمر هم در زمان خلیفه دوم، با دو دخترعمو ازدواج کرده بودند (حاصل این ازدواج حضرت، علیاکبرِ شهید است). دکتر مهدوی میگوید آن بخش از روایت درگیری شهربانو با خلیفه عمر هم میتواند با ماجرای قتل فیروزانِ ایرانی توسط عبیدالله بن عمر مرتبط باشد. وقتی به او گفتند چرا به جای قاتل خلیفه، بیگناهی را کشته، مدعی برنامهریزی برای این ترور شد. به یاد بیاوریم که ادعای معاویه، خونخواهی عثمان بود و در همان زمان عبیدالله بن عمر در دربار اموی زندگی میکرد. میماند ماجرای "امّ ولد" که دکتر مهدوی یادآوری میکند در قدیم این عبارت بار معنایی امروز را نداشته و مثلا ادیب و لغویِ بزرگ، مُبَرّد در کتاب «الکامل» خود از مادر امام چهارم ما(ع) هم با لفظ امّ ولد و هم دختر یزدگردشاه یاد کرده. مبّرد درباره حضرت سجاد(ع) چنین نوشته: «او کسی است که شایسته نیست هیچ مسلمانی او را نشناسد.»