احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📸 ساختمان مصلی تهران در حال آماده‌سازی برای نمایشگاه کتاب. نمایشگاه کتاب تهران امسال به مصلی برگشته و از ۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت برپاست @ehsanname
📚نشر قطره اعلام کرد با هدف حمایت از کتابفروشی‌های کوچک، از حضور در نمایشگاه کتاب تهران و نمایشگاه‌های استانی کتاب انصراف می‌دهد. البته می‌شد به صورت نمایشگاهی و فقط بدون فروش کتاب شرکت کرد @ehsanname
نمایشگاه کتاب و مترجم‌های ۱۵ساله
@ehsanname
دیروز خبری اعلام شد که طبق آن به دلیل اعیاد شعبانیه و ۴۰مین سالگرد انقلاب و چه و چه، احکام صادر شده در نمایشگاه کتاب پارسال در مورد ناشرهای متخلف، به مدت دو سال تعلیق شده است. یعنی آن ناشرها در نمایشگاه امسال هم شرکت می‌کنند، به این امید که دیگر تخلف نکنند.
حالا داشته باشید که طبق همان خبر، در سی‌ا‌ُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (یعنی نمایشگاه پارسال) ۱۲۴ ناشر از حضور در نمایشگاه سی و یکم (امسال) محروم شده بودند که از این تعداد، ۸۰ مورد به خاطر عرضه و فروش کتاب سایر ناشران و بقیه برای نقد کردن بن خرید کتاب بوده.
توجه کردید؟ ۸۰ ناشر کتابهای انتشاراتی‌های دیگر را عرضه می‌کردند. برای اینکه بدانید دقیقاً درباره چه چیزی حرف می‌زنیم ماجرای مترجم ۱۵ساله را باید مرور کرد:
bit.ly/2H5cFvS
مهرماه گذشته انتشارات کوله‌پشتی از ناشری به دادگاه شکایت کرد که کتاب «دختری در قطار» پائولا هاوکینز با ترجمۀ علی قانع را عیناً منتشر کرده و فقط اسم مترجمش عوض شده. (نمونه صفحات دو چاپ را اینجا ببینید: https://t.me/ehsanname/2391)

اما نکتۀ عجیب در مورد مترجمِ جدید در نشر دوم این بود که طبق اطلاعات فیپای مندرج در ابتدای کتاب، متولد ۱۳۸۱ و (در آن زمان) ۱۵ساله بود. عجیب‌تر اینکه جستجوی نام این مترجم ۱۵ساله در وبسایت کتابخانه ملی نشان می‌داد او فقط مترجم این کتاب نیست و ۵ ترجمه دیگر هم دارد: «۱۹۸۴» و «دختر کشیش» از جرج اورول، «جنس ضعیف» و «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» اثر اوریانا فالاچی و «سقوط» آلبر کامو و که همگی مثل همان «دختری در قطار» توسط یک ناشر منتشر شده است. ناشری که امیدوار است خواننده توجهی به اسم مترجم نکند و این رمان مشهور و پرفروش را از او بخرد.

قاعدتا باید از والدین این دختر ۱۵ساله (اگر وجود خارجی داشته باشد) برای سوءاستفاده از نام کودک زیر سن قانونی شکایت شود. اما اینجا فقط ناشرها می‌توانند در حین برپایی نمایشگاه کتاب از آن نشر شکایت کنند تا غرفه‌اش تعطیل شود و امیدوار باشند دیگر آن کتابها را نفروشد!

⚠️توضیح تکمیلی: امروز آقای امیرزاده، سخنگوی نمایشگاه کتاب اعلام کردند: «ناشرانی که عینِ ترجمه کتابِ منتشر شده توسط ناشر دیگری را تکثیر و منتشر کرده‌اند و در نمایشگاه سی‌ام از ادامه فعالیت غرفه آن ها به دلیل تکثیر و عرضه غیرمجاز کتاب ممانعت شده است مشمول این تعلیق نخواهند شد.» خبر خوبی است.
http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259796/
📚خبر خوب برای اهالی ادبیات اینکه مجموعه مقالات، یادداشتها و درس‌گفتارهای دکتر #شفیعی_کدکنی درباره حافظ در ۳جلد «این کیمیای هستی» به نمایشگاه کتاب امسال می‌آید @ehsanname
🔹رضا امیرخانی که خودش از اعضا شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب است، در یادداشتی نوشته که در جلسۀ تصمیم‌گیری بازگشت نمایشگاه کتاب به مصلا، تنها رأی مخالف بوده و اتفاقاَ در جلسۀ بهمن ۹۴ همین شورا برای رفتن به شهرآفتاب هم تنها مخالف بوده و رأیش بازگشت به محل دائمی نمایش‌گاه‌های بین‌المللی در خیابان سئول است. بخصوص که سال بعد و با مصادف شدن زمان نمایشگاه کتاب با ماه رمضان، با زمان نمایشگاه کتاب، مصلا میزبان نمایشگاه قرآن خواهد بود و دیگر امکان برگزاری نمایشگاه کتاب در آن نیست. اما دلیل اصلی مخالفت امیرخانی با برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلی، چیز دیگری است:
@ehsanname
✍️«مساله‌ی اصلی مصلا، امنیت بازدیدکننده‌گان است. اگر یک ترقه وسط مصلا بترکد، خروج از شبستان، قطعا اتفاقی مرگ‌بار است. در همین بهشت زهرا قطعه‌ای داریم به نام سوخته‌گان ارک. بسیاری از سوخته‌گان ارک در ازدحام خروج از مسجد از دنیا رفتند نه بر اثر سوخته‌گی.
زیرشاخه‌ای هست در جامعه‌شناسی که کارش تحلیل عددی رفتار انبوهه‌ها در وضعیت اضطراری‌ست. این زیرشاخه بعدتر طراحی می‌کند راه‌های خروج از فضاهای عمومی را. در بسیاری از کشورهای دنیا هر فضای عمومی باید چنین پیوست امنیتی را داشته باشد و در همه‌ی فضاهای عمومی دپارتمان پلیس شهری پلاکی نصب می‌کند که ظرفیت دقیق نفرات داخل را مشخص می‌کند. در ایالات متحده حتا مساجد نیز از این امر مستثنا نیستند. به خاطر دارم که امام جماعت مسجدی در نیویورک می‌گفت وقتی دسته‌ی پاکستانی‌ها روز عاشورا برای سنت سلام هیات‌ها وارد مسجد ‌شدند، پلیس نیویورک وارد شد و اعلام کرد از ظرفیت بالاتر رفته‌اید و عده‌ای باید از شبستان خارج شوند.
سوال! این عددِ ظرفیت در شبستانِ مصلا چند نفر است؟ کدام مرجع شهری یا حکومتی پاسخ‌گوست؟ اگر چنین عددی وجود دارد، حجم جمعیت چه‌گونه اندازه‌‌گیری می‌شود؟
این دو سوال بدون پاسخ است. رای من، مخالف بازگشت به مصلاست.
و اگر نظر هم‌چنان بر بازگشت به مصلاست، پیش‌نهاد می‌کنم حتما احتمال عقلایی بدهند و نه قطعه، که قطعاتی در بهشت زهرا با عنوان کشته‌گان کتاب در نظر بگیرند!»
bit.ly/2JQfHWN
📌متن کامل یادداشت امیرخانی در کانال شخصی او
https://t.me/ermiadotir/101
https://t.me/ermiadotir/102
و در خبرگزاری مهر
https://www.mehrnews.com/news/4274161/

📸 رضا امیرخانی در نمایشگاه کتاب ۹۶
🔸از شعار نمایشگاه کتاب امسال، یعنی «نه به کتاب نخواندن»، چندان استقبال نشد. برای مقایسه شعار نمایشگاه کتاب تونس را ببینید که به تازگی برگزار شده: «کتاب می‌خوانیم تا دوبار زندگی کنیم» @ehsanname
📸کتابفروشی انتشارات آسیا در چهارراه سعدی (مخبرالدوله سابق) بعد از ۵۸سال، تبدیل به اغذیه‌فروشی شده است @ehsanname

📌گزارشی از این ماجرا
http://ibna.ir/fa/doc/report/259831/
Forwarded from همشهری
 🔘چیزهایی هست که مزه می‌دهد

احسان رضایی|روزنامه نگار


🔺می‌گویند دیگر نمایشگاه کتاب رفتن حال نمی‌دهد. اتفاقا دلایل مفصلی هم برای خودشان دارند. می‌گویند دیگر مثل آن قدیم‌ها نیست که کل بازار کتاب ما به یکی، دو راسته محدود، خلاصه شود و حالا کلی کتابفروشی جدید توی شهر باز شده که برخلاف شکل سنتی فروشگاه‌های کتاب، هم نمایشگاه هستند و هم فروشگاه؛ یعنی امکان دیدن و خواندن و چرخیدن بین کتاب‌ها و چه بسا لم‌دادن توی فروشگاه و ورق‌زدن و خواندن سر فرصت کتاب‌ها را برای ما فراهم کرده‌اند.

🔺سیستم‌های کامپیوتری فروش و شبکه‌های جدید توزیع را هم به این امکانات اضافه کنید. الان برای پیداکردن یک کتاب خاص، لازم نیست حتما تا نمایشگاه رفت. به علاوه دیگر از آن تبلیغ که «کی میره تو غار» هم خیلی گذشته و الان دوران نوۀ عمویادگار است و راه‌های جدیدی برای دسترسی به کتاب پیدا شده.

🔺 شبکه اینترنت، خودش کتابخانه بزرگی است که علاوه بر همه آن چیزهایی که قبلا به راحتی نمی‌شد در کتاب‌ها پیدایشان کرد، حتی بسیاری از کتاب‌ها را هم می‌شود در آن پیدا کرد، با قابلیت سرچ اضافه.

📌 ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
newspaper.hamshahri.org/id/12711
📘رمان «طریق بسمل شدن» محمود دولت آبادی بعد از ۱۰ سال، بالاخره مجوز نشر گرفت و به نمایشگاه کتاب امسال می‌آید @ehsanname
📚از فواید کتاب خواندن
@ehsanname
احسان رضایی: شبکه‌های مجازی کنار آن همه محاسن و فوایدی که دارند، یک ایراد هم دارند که منابع اطلاعاتی موثقی نیستند و همیشه باید برای مطمئن شدن، خبرهایشان را با منابع دیگر هم کنترل کرد. این البته به خاطر سرعت بالای انتقال مطالب در این شبکه‌هاست و ربطی به این پیامرسان و آن یکی سایت ندارد. سرعت همیشه با دقت رابطۀ عکس دارند. مثلاً اطلاعات تاریخی که در این شبکه‌ها دست به دست می‌شود در اغلب موارد اشتباه یا ناقص است؛ حتی آنهایی که حرفشان را به منبع و کتابی هم مستند کرده‌اند.
بک نمونه‌اش اینکه در ایام اخیر و به مناسبت بحثهای مربوط به تلگرام، مطلبی هم شایع شده که ملکم‌خان ناظم‌الدوله، شخصیت معروف عصر قاجار گفته «من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. درحالی‌که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین‌الدوله اجازه نمی‌داد در شهرهای ایران خطوط تلگراف احداث کنم.» چرا؟ چون عین‌الدوله معتقد بود: «اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می‌کنند و از احوال یکدیگر باخبر می‌شوند و علیه سلطنت آشوب می‌کنند.» زیرش هم منبع زده‌اند که مطلب از کتاب «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» دکتر فریدون آدمیت است.
خب در این‌که عین‌الدوله جزو شخصیت‌های ضد مشروطه و به‌غایت مستبد بوده شکی نیست، اما آیا او واقعا علیه تلگراف هم کاری کرده؟ بگذارید منابع را مرور کنیم. کتاب «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» شرح افکار سه شخصیت، یعنی ملکم خان ناظم‌الدوله، یوسف‌خان مستشارالدوله (نویسندۀ کتاب «یک کلمه» که می‌گفت اگر فقط یک کلمه را رعایت کنیم، پیشرفت و ترقی خواهیم داشت و آن یک کلمه، قانون است) و میرزا عباسقلی‌خان آدمیت (که انجمنی به اسم «جامع آدمیت» داشت) است. تنها جایی که در این کتاب از تلگراف بحث شده، در صفحۀ اول زندگینامه ملکم است که یک جمله آمده: «در سال ۱۲۷۵ اولین خط تلگرافی را در ایران احداث کرد» (چاپ اول کتاب، انتشارات سخن، ۱۳۴۰، صفحه ۹۴). این خط تلگرافی، خطی بود که ملکم خان برای جلب نظر شاه به این وسیلۀ ارتباطی بین کاخ گلستان و مدرسۀ دارالفنون کشید و بعد از آن بود که شاه دستور داد اولین خط تلگرافی ایران بین تهران و زنجان کشیده شود و این کار به وسیلۀ علیقلی‌خان مخبرالدوله انجام شد. به هر حال، در کتاب فریدون آدمیت جز همان یک جمله بحثی دربارۀ تلگراف نیست.
در زمان احداث اولین خط تلگرافی ایران، عبدالمجیدمیرزا عین‌الدوله، اصطبل‌دارِ مظفرالدین میرزای ولیعهد در تبریز بود. عین‌الدوله به تدریج توانست نظر مظفرالدین میرزا را جلب کند و داماد او بشود، اما نه آن زمان و نه ۳۸سال بعدی که ناصرالدین شاه زنده بود، عین‌الدوله قدرتی نداشت که بتواند مانع از تصمیمات شاه مثل گسترش تلگراف شود. در ۵ سال اول سلطنت مظفرالدین شاه هم او فقط حاکم تهران بود و بعد هم که به صدارت رسید تصمیماتش صدای تاجران تهرانی را درآورد و به ماجراهایی انجامید که در تاریخ به انقلاب مشروطه معروف شده. با این حال عین‌الدوله در آن زمان هم اقدامی علیه تلگراف که دیگر در بیشتر کشور بود نکرد و چنین جمله‌ای هم از او در منابع شرح حالش نیست. (به جلد دوم «شرح حال رجال ایران» مهدی بامداد، انتشارات زوار، صفحه ۹۳ تا ۹۹ یا اگر مفصلتر می‌خواهید کتاب «عین‌الدوله و رژیم مشروطه» نوشتۀ مهدی داوودی، انتشارات ک‍ت‍اب‍ه‍ای‌ ج‍ی‍ب‍ی‌، ۱۳۴۱ نگاه کنید).
به علاوه اصلا منطقی نبوده که بخواهند تلگراف را ممنوع کنند. تلگراف بیشتر از اینکه راه ارتباط مردم با همدیگر باشد، وسیلۀ اطلاع سریع مقامات دولتی از اتفاقات کشور بود و تلگرافخانه‌ها بخشی از مجموعه دولت و در اختیار آن بودند. برای همین بود که حتی در زمان استبداد صغیرِ محمدعلی شاه هم قرارداد تازه‌ای با انگلیسی‌ها برای تعمیر و تجهیز خطوط تلگرافی بسته شد (برای تاریخ تلگراف در ایران، بهترین منبع جلد دوم «تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران» نوشتۀ دکتر حسین محبوبی اردکانی، انتشارات دانشگاه تهران، ص ۱۹۴ تا ۲۳۳ است).
پس دیدید که چنین نقلی و چنین اتفاقی، اصلا وجود خارجی نداشته است. تا اینجای کار حرف اشتباه و نقل نادرستی است مثل هزاران حرف بی‌اساس دیگر. مشکل از جایی شروع می‌شود که سایت‌های خبریِ معروف هم در این مسابقۀ سرعت شرکت می‌کنند و چنین مطالب اشتباهی را، بدون تحقیق بازنشر می‌کنند و آن وقت است که این مطلب، مبنای استناد و تحلیل می‌شود. از کاربر عادی نمی‌شود انتظار داشت که برای هر مطلبی که می‌خواند سراغ کتابخانه برود و تک تک جملات را با اصل مطابقت بدهد. اما در سایتهای خبری چطور؟ برای آنها هم منبع خبر و کنترل مطلب بی‌معنی است؟!
@ehsanname
📌یادداشت در شماره ۶۴۶ هفته‌نامه «همشهری جوان»

🔻نمونه‌ای از بازنشر آن جمله در منابع خبری:
https://t.me/dw_farsi/14792
🔖اعلانات: بیست و هفتمین کارگاه چای و داستان، دوشنبه ۳ اردیبهشت ساعت ۱۶، قم، مدرسه اسلامی هنر
@chaiodastan
@ehsanname
🔖اعلانات: رونمایی از کتاب شعر شایان مصلح با حضور بازیکنان پرسپولیس، جمعه ۳۱ فروردین از ساعت ۱۵، مرکز تبادل کتاب
@shayanmosleh315
@ehsanname
📚زمانی که با گوشی‌های هوشمندمان کار می‌کنیم، چند کتاب را از دست می‌دهیم؟
@atrafpublication
@ehsanname
📌منبع: سایت Musicmagpie - ترجمه: اینستاگرام نشر اطراف
🔹ماجرای رمانی که معمر قذافی نوشت در کتاب «حرمسرای قذافی» (که به زودی منتشر می‌شود) به نقل از اینستاگرام بیژن اشتری، مترجم کتاب @ehsanname
📖 ترجمه‌های مکرر و همزمان، این قسمت: ترجمۀ مجموعه داستانِ تام هنکس، قبل از نشر افق (که کپی‌رایت آن را هم خریده) توسط نشر یوبان منتشر شد @ehsanname
عید میلاد شاه شهیدان مبارک باد. میلاد بزرگ‌مردی که آخرین وصیتش، در عصر عاشورا، یک چیز بود: ظلم نکردن.

🔹عدة من اصحابنا عن احمد بن ابی‌عبدالله عن اسماعیل بن مهران عن درست بن ابی‌منصور عن عبسی بن بشیر عن ابی‌حمزه الثمالی عن ابی‌جعفر ع قال:
لَمّا حَضَرَ عَلِیّ بنَ الحُسَین ع‏ اَلْوَفاةُ ضَمَّنِی إلی صَدرِهِ ثُمَّ قالَ یا بُنَیّ أوصیکَ بِما أوصانِی بِهِ‏ أَبِی ع‏ حینَ حَضَرَتهُ الْوَفاةُ وَ بِما ذَکَرَ أنَ أباهُ‏ أوصاهُ بِهِ قالَ یا بُنَیَّ إیّاکَ وَ ظُلمَ مَنْ لا یَجِدُ عَلَیکَ ناصراً إلّا الله.
📌الکافی، کتاب الإیمان و الکفر‌‏، بابُ الظّلم‏، حدیث ۴
@ehsanname
🔸شیخ کلینیِ رازی در کتابش این حدیث را با سند آن روایت کرد از امام باقر(ع) که فرمود: «چون لحظات آخر پدرم على بن الحسین(ع) رسید، مرا به خود نزدیک کرد و فرمود که: پسرم! تو را وصیت مى‏‌کنم به آنچه پدرم(ع) مرا به آن وصیت کرد، در هنگامى که شهادتش رسیده بود، و آن چیزی بود که پدرش امیرالمؤمنین(ع) او را به آن وصیت کرده بود. فرمود که: پسرم! مبادا ستم کنی بر کسى كه پیش تو پناهی ندارد، جز خدا».
bit.ly/2K0pDx4
📌اصول کافی، ترجمه‌ محمدباقر کمره‌ای، جلد ۵، صفحه ۲۷۱ - ترجمه سیدجواد مصطفوى، جلد ۴، صفحه ۲۴ - ترجمه محمدعلى اردکانی (با نام «تحفة الاولیاء»)، جلد ۴، صفحه ۲۳
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 کمک فوتبال به ادبیات: صف طولانی هواداران پرسپولیس برای جشن امضای کتاب شعر شایان مصلح «پرواز۶۹» در جلوی مرکز تبادل کتاب @ehsanname
❗️به نظرتان چرا در این کافه، کتاب را بریده و کاشته‌اند؟ روشنفکری‌تر است یعنی؟
@ehsanname
عکس از امیرحسین اسلامی
Forwarded from احسان‌نامه
«من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو»
@ehsanname
عید میلاد ماهِ هاشمیان مبارک
Man Gholame Ghamaram
Ahmad Shamloo
🎼 «من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو» شعر مولانا با دکلمه #احمد_شاملو از آلبوم «غزلیات مولوی» @ehsanname