📸 در طرح «ماهی حوض قصهها» فرهنگسراهای تهران ماهیهای قرمز سفرههای هفت سین را میگیرند و جایش کتاب کودک میدهند. برای استفاده از طرح تا سهشنبه ۲۸ فروردین فرصت هست @ehsanname
❌ ارتباط عجیبِ نوبل و آن خبرهای شنیع
@ehsanname
✍️احسان رضایی: از خواص شبکههای مجازی، یکی هم افشاگریهایش است. جنبش مجازی #metoo از اکتبر پارسال که شروع شد، مثل گردباد گشت و گشت و در همۀ حوزهها قربانی گرفت. سهم ادبیات البته از سینما و موسیقی و اقتصاد و سیاست و حتی کلیسا کمتر بود. اما باز هم تشت رسوایی دو نویسندۀ آمریکایی از بام افتاد و لورین استاین، سردبیر مجلۀ معروف و مشهورِ «پاریس ریویو» هم به خاطر سوءاستفاده از موقعیت شغلیاش در آن قضایا، مجبور به استعفا شد. اما حالا این داستان دامنگیر آکادمی سوئد هم شده که بانیِ نوبل ادبیات است.
نوامبر گذشته آکادمی بیانیهای داد و گفت با مردی که ۱۸ زن سوئدی متهمش کردهاند، دیگر همکاری نمیکند. آن موقع اسم این بابا اعلام نشد و فقط گفتند مدیر یک مرکز فرهنگی در استکهلم بوده، اما حالا معلوم شده که ایشان همسر یکی از اعضای آکادمی، یعنی خانم کاترینا فورستِنسِن (شاعر سوئدی و صاحب صندلی شماره ۱۸) است و علاوه بر «آن کار دیگر»، از ۱۹۹۶ تابهحال ۷بار نام برندۀ نوبل را قبل از اعلام به بیرون داده (یحتمل برای بنگاههای شرطبندی). طبیعتاً سه نفر از اعضا اعتراض کردند که باید آن خانم را از آکادمی اخراج کرد. بقیه موافقت نکردند. آن سه نفر استعفا دادند و جمعۀ پیش سارا دانیوس، دبیر آکادمی رسماً استعفای این سه نفر را اعلام کرد. اینطوری پیتر اینگلوند، كلاس اوسترگرن و کیل اسپمارک (صاحبان صندلیهای شماره ۱۰، ۱۱ و ۱۶) از آکادمی جدا شدند. اما بعد حجم انتقادها به دبیر آکادمی آنقدر زیاد شد که امروز خود خانم دانیوس (دبیر و صاحب صندلی شماره ۷) هم استعفا داد و اصلاً یک وضعیتی.
این اولین بار است که در تاریخ نوبل چنین اتفاقاتی میافتد. قبلا یک بار در ۱۹۸۹ سه عضو آکادمی استعفا دادند که چرا آکادمی دربارۀ فتوای کتاب «آیات شیطانی» موضع نگرفته، که کسی محل نداد و قضیه منتفی شد. سال ۲۰۰۵ هم یک عضو آکادمی در اعتراض به نوبل گرفتن الفریده یلینک، نویسنده اتریشی در سال قبلش قهر کرد که صندلیاش آنقدر خالی ماند تا در ۲۰۱۲ مرد. اما حالا یک دفعه ۴ صندلی خالی شده،۲ نفر هم که غیرفعال بودند و آن خانم فورستِنسِن هم خودش سنگینتر است دیگر نیاید.
https://bit.ly/2HwqXXr
آکادمی یا فرهنگستان سوئد ۱۸ عضو دارد، از ۱۷۸۶ تاسیس شده و وظیفه اصلیاش پاسداشت زبان سوئدی است (و مثل فرهنگستان خودمان واژهسازی میکند). عضویت در آکادمی مادام العمر است و اعضایش را پادشاه سوئد منصوب میکند (ولی فقط خود اعضا میتوانند کسی را اخراج کنند). آنها از سال ۱۹۰۱ تصمیمگیری در مورد جایزه نوبل ادبیات را هم به عهده دارند که برای این کار از ۶ مشاور ادبی کمک میگیرند: یک مشاور برای زبانهای فرانسه و اسپانیولی، یک نفر برای آلمانی و اسکاندیناوی، یک نفر برای انگلیسی و هلندی (تاکنون هیچ ادیب هلندیزبانی برنده نوبل نشده)، یک نفر برای زبانهای اسلاوی، یک نفر برای ایتالیایی و یک نفر برای پرتغالی (این بابا هم در کل ۱۱۸ سالی که نوبل میدهند کلا کاری به این کارها نداشته و فقط یک بار، یک نفر را انتخاب کرده: ساراماگو در ۱۹۹۸). بقیه کسانی که زبانشان نمایندهای در این کمیته ندارد، با خواندن ترجمههای آثارشان انتخاب شدهاند. (مثلا کنزابورو اوئه حدود ۷۰۰ کتاب نوشته ولی فقط چندتایش به انگلیسی ترجمه شده، آن هم عمدتاً بعد از نوبلش در ۱۹۹۴).
تابهحال ۵ عضو آکادمی سوئد خودشان را برندۀ نوبل ادبیات کردهاند. اول سما لاگرلوف، نويسندۀ «ماجراهاى نيلز» (همان پسری که کوچک و همسفر غازها شد) نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو آکادمی باشیم! ورنر فون هايدنشتام كه بين ۱۹۴۰-۱۹۱۲ عضو آكادمى بود، نه تنها براى خودش، كه براى ششتا از رفقايش هم نوبل ادبيات جور كرد. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زندهها داد، به یکی از اعضا (اریک آکسل کارلفلدت) بعد از مرگش نوبل ادبیات دادند. بدتر از همه اینکه سال ۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به نتیجه نرسیدند و نهایتاً جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). نتیجه این شد که مارتینسون (كه نسبت به جانسون نويسندۀ بزرگتر ولى آدم دلنازكترى بود) زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!
@ehsanname
📌خبر استعفا در آکادمی سوئد و حواشی را در اینجا بخوانید:
https://www.nytimes.com/2018/04/12/world/europe/sara-danius-swedish-nobel-scandal.html
📸 سارا دانیوس، دبیر ۵۵سالۀ آکادمی سوئد که از سال ۲۰۱۵ اسم برندۀ نوبل ادبیات را اعلام میکرد، امروز استعفا داد
@ehsanname
✍️احسان رضایی: از خواص شبکههای مجازی، یکی هم افشاگریهایش است. جنبش مجازی #metoo از اکتبر پارسال که شروع شد، مثل گردباد گشت و گشت و در همۀ حوزهها قربانی گرفت. سهم ادبیات البته از سینما و موسیقی و اقتصاد و سیاست و حتی کلیسا کمتر بود. اما باز هم تشت رسوایی دو نویسندۀ آمریکایی از بام افتاد و لورین استاین، سردبیر مجلۀ معروف و مشهورِ «پاریس ریویو» هم به خاطر سوءاستفاده از موقعیت شغلیاش در آن قضایا، مجبور به استعفا شد. اما حالا این داستان دامنگیر آکادمی سوئد هم شده که بانیِ نوبل ادبیات است.
نوامبر گذشته آکادمی بیانیهای داد و گفت با مردی که ۱۸ زن سوئدی متهمش کردهاند، دیگر همکاری نمیکند. آن موقع اسم این بابا اعلام نشد و فقط گفتند مدیر یک مرکز فرهنگی در استکهلم بوده، اما حالا معلوم شده که ایشان همسر یکی از اعضای آکادمی، یعنی خانم کاترینا فورستِنسِن (شاعر سوئدی و صاحب صندلی شماره ۱۸) است و علاوه بر «آن کار دیگر»، از ۱۹۹۶ تابهحال ۷بار نام برندۀ نوبل را قبل از اعلام به بیرون داده (یحتمل برای بنگاههای شرطبندی). طبیعتاً سه نفر از اعضا اعتراض کردند که باید آن خانم را از آکادمی اخراج کرد. بقیه موافقت نکردند. آن سه نفر استعفا دادند و جمعۀ پیش سارا دانیوس، دبیر آکادمی رسماً استعفای این سه نفر را اعلام کرد. اینطوری پیتر اینگلوند، كلاس اوسترگرن و کیل اسپمارک (صاحبان صندلیهای شماره ۱۰، ۱۱ و ۱۶) از آکادمی جدا شدند. اما بعد حجم انتقادها به دبیر آکادمی آنقدر زیاد شد که امروز خود خانم دانیوس (دبیر و صاحب صندلی شماره ۷) هم استعفا داد و اصلاً یک وضعیتی.
این اولین بار است که در تاریخ نوبل چنین اتفاقاتی میافتد. قبلا یک بار در ۱۹۸۹ سه عضو آکادمی استعفا دادند که چرا آکادمی دربارۀ فتوای کتاب «آیات شیطانی» موضع نگرفته، که کسی محل نداد و قضیه منتفی شد. سال ۲۰۰۵ هم یک عضو آکادمی در اعتراض به نوبل گرفتن الفریده یلینک، نویسنده اتریشی در سال قبلش قهر کرد که صندلیاش آنقدر خالی ماند تا در ۲۰۱۲ مرد. اما حالا یک دفعه ۴ صندلی خالی شده،۲ نفر هم که غیرفعال بودند و آن خانم فورستِنسِن هم خودش سنگینتر است دیگر نیاید.
https://bit.ly/2HwqXXr
آکادمی یا فرهنگستان سوئد ۱۸ عضو دارد، از ۱۷۸۶ تاسیس شده و وظیفه اصلیاش پاسداشت زبان سوئدی است (و مثل فرهنگستان خودمان واژهسازی میکند). عضویت در آکادمی مادام العمر است و اعضایش را پادشاه سوئد منصوب میکند (ولی فقط خود اعضا میتوانند کسی را اخراج کنند). آنها از سال ۱۹۰۱ تصمیمگیری در مورد جایزه نوبل ادبیات را هم به عهده دارند که برای این کار از ۶ مشاور ادبی کمک میگیرند: یک مشاور برای زبانهای فرانسه و اسپانیولی، یک نفر برای آلمانی و اسکاندیناوی، یک نفر برای انگلیسی و هلندی (تاکنون هیچ ادیب هلندیزبانی برنده نوبل نشده)، یک نفر برای زبانهای اسلاوی، یک نفر برای ایتالیایی و یک نفر برای پرتغالی (این بابا هم در کل ۱۱۸ سالی که نوبل میدهند کلا کاری به این کارها نداشته و فقط یک بار، یک نفر را انتخاب کرده: ساراماگو در ۱۹۹۸). بقیه کسانی که زبانشان نمایندهای در این کمیته ندارد، با خواندن ترجمههای آثارشان انتخاب شدهاند. (مثلا کنزابورو اوئه حدود ۷۰۰ کتاب نوشته ولی فقط چندتایش به انگلیسی ترجمه شده، آن هم عمدتاً بعد از نوبلش در ۱۹۹۴).
تابهحال ۵ عضو آکادمی سوئد خودشان را برندۀ نوبل ادبیات کردهاند. اول سما لاگرلوف، نويسندۀ «ماجراهاى نيلز» (همان پسری که کوچک و همسفر غازها شد) نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو آکادمی باشیم! ورنر فون هايدنشتام كه بين ۱۹۴۰-۱۹۱۲ عضو آكادمى بود، نه تنها براى خودش، كه براى ششتا از رفقايش هم نوبل ادبيات جور كرد. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زندهها داد، به یکی از اعضا (اریک آکسل کارلفلدت) بعد از مرگش نوبل ادبیات دادند. بدتر از همه اینکه سال ۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به نتیجه نرسیدند و نهایتاً جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). نتیجه این شد که مارتینسون (كه نسبت به جانسون نويسندۀ بزرگتر ولى آدم دلنازكترى بود) زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!
@ehsanname
📌خبر استعفا در آکادمی سوئد و حواشی را در اینجا بخوانید:
https://www.nytimes.com/2018/04/12/world/europe/sara-danius-swedish-nobel-scandal.html
📸 سارا دانیوس، دبیر ۵۵سالۀ آکادمی سوئد که از سال ۲۰۱۵ اسم برندۀ نوبل ادبیات را اعلام میکرد، امروز استعفا داد
✍روایت یوسف علیخانی، نویسنده و ناشر، از کتابی خواندنی که جعبه شیرینی شد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗓۲۳ فروردین زادروز جناب احمد پوریِ عزیز است. به همین مناسبت عاشقانهای از پابلو نرودا را بشنویم با ترجمه و دکلمۀ احمد پوری @ehsanname
❗️و اینطوری شد که کتاب «۴۲ اندیشهٔ ناب» تبدیل به ۴۱ اندیشهٔ ناب شد @ehsanname
🔹البته اصل جملۀ مارکوس اورلیوس، قیصرِ فیلسوف، قبلاً در کتاب «تأملات» (۶-۱۳) به فارسی ترجمه شده اما ...
🔹البته اصل جملۀ مارکوس اورلیوس، قیصرِ فیلسوف، قبلاً در کتاب «تأملات» (۶-۱۳) به فارسی ترجمه شده اما ...
🔖اعلانات: نشست نقد و بررسی کتاب «پاریس از دور نمایان شد» با حضور علیاکبر شیروانی و احسان رضایی؛ یکشنبه ۲۶فروردین ساعت ۱۶؛ کتابخانه پیروزی
@libpiroozi
@ehsanname
@libpiroozi
@ehsanname
📚زمانی که با گوشیهای هوشمندمان کار میکنیم، چند کتاب را از دست میدهیم؟ - از اینستاگرام نشر اطراف
@ehsanname
@atrafpublication
@ehsanname
@atrafpublication
📒 بازخوانی: درخبرها بود که ۴۳ وزیر و معاون آقای احمدینژاد در بیانیهای از او اعلام برائت کردند. بد نیست به یاد بیاوریم که بعد از نهمین انتخابات رياستجمهوری، کتابی منتشر شد با این مشخصات: «دهه ۸۰ دهه ظهور انشاءالله» تألیف سیدحسین سجادی، مشهد، انتشارات هاتف، ۱۴۲ صفحه وزیری، چاپ اول، ۱۳۸۵.
در اين کتاب مطالبی بود که در سالهای بعد از آن بسیار رواج داده شد: پیشبینی ظهور تا پایان دهۀ شمسی و به دنبالِ وقوع حوادث خونینی در منطقه مثل کودتا در سوريه به فرماندهی «سفیانی»، جنگ او با شیعیان لبنان و بعد لشگرکشی به عراق و پیوستن سوریۀ تحت امر سفیانی به جبهه آمریکا (ص ۱۰۱ تا ۱۰۶) یا ترور ملک عبدالله، شاه عربستان، به دست القاعده (ص ۱۳۲) و بالاخره ظهور «شعیب بن صالح»، شخصیتی که در بعضی رواياتِ ظهور نام او بهعنوان فرماندۀ سپاه امام زمان(عج) آمده. در این کتاب ادعا شده بود که مشخصات شعیب بن صالح با رییس دولت قبل یکی است (ص ۴۴ تا ۵۴)!
bit.ly/2GXh9Vi
تازه چند سال بعد که چنین ادعاهایی شدت یافت روزنامه «جمهوری اسلامی» در سرمقاله ۲۷ فروردین ۱۳۹۰ خود از سکوت در برابر این کتاب انتقاد کرد!
@ehsanname
در اين کتاب مطالبی بود که در سالهای بعد از آن بسیار رواج داده شد: پیشبینی ظهور تا پایان دهۀ شمسی و به دنبالِ وقوع حوادث خونینی در منطقه مثل کودتا در سوريه به فرماندهی «سفیانی»، جنگ او با شیعیان لبنان و بعد لشگرکشی به عراق و پیوستن سوریۀ تحت امر سفیانی به جبهه آمریکا (ص ۱۰۱ تا ۱۰۶) یا ترور ملک عبدالله، شاه عربستان، به دست القاعده (ص ۱۳۲) و بالاخره ظهور «شعیب بن صالح»، شخصیتی که در بعضی رواياتِ ظهور نام او بهعنوان فرماندۀ سپاه امام زمان(عج) آمده. در این کتاب ادعا شده بود که مشخصات شعیب بن صالح با رییس دولت قبل یکی است (ص ۴۴ تا ۵۴)!
bit.ly/2GXh9Vi
تازه چند سال بعد که چنین ادعاهایی شدت یافت روزنامه «جمهوری اسلامی» در سرمقاله ۲۷ فروردین ۱۳۹۰ خود از سکوت در برابر این کتاب انتقاد کرد!
@ehsanname
Khastgaahe Noor
Ali Musavi Garmarudi
✅در روز عید مبعث، شعر «خاستگاه نور» را در همین موضوع و با صدای شاعرش، استاد #علی_موسوی_گرمارودی بشنوید @ehsanname
❤️بین دیوارنوشتههای عربی عاشقانهای هست که: «همه فلافل هستند، فقط تو شاوِرما هستی». روی دیوار دیگری جواب دادهاند: «همه شاوِرما هستند، جز تو که موشکی». این دومی لابد اهل سوریه است @ehsanname
#جداریات
#جداریات
🔹 میلوش فورمن، کارگردان معروف و خالقِ «دیوانه از قفس پرید» و «آمادئوس» در ۸۶سالگی درگذشت. منبع اقتباس این دو فیلم کلاسیک، یعنی رمانِ کن کیسی و نمایشنامۀ پیتر شفر به فارسی ترجمه شده است @ehsanname
🔹خانم فدرا اسدخانی ۲۰۰ دستور پخت از غذاهای موجود در سری هری پاتر را در کتاب «پختوپز جادویی با هری پاتر» آماده کرد. او قبلا کتاب آشپزی «ارباب حلقهها» و «هابیت» را هم منتشر کرده بود @ehsanname
🔺آیا این شجرهنامه صحیح است؟
@ehsanname
✍️احسان رضایی: روزنامۀ تایمز لندن اخیراً ادعا کرده که ممکن است ملکه الیزابت دوم از فرزندان پیامبر اسلام(ص) باشد. (bit.ly/2IYhckp) در این مطلب به یک روزنامۀ مراکشی (که نامش نیامده) و یک کتاب چاپ ۱۹۸۶ استناد شده. در شجرهنامۀ مورد ادعا نسبت ملکۀ انگلیس به ابوالقاسم محمد بن اسماعیل بن عِبّاد بن عمر بن أسلم بن عمرو بن عِطاف بن نعیم اللخمی، حاکم اشبیلیه در فاصله سالهای ۴۱۴ تا ۴۳۳قمری (۱۰۲۳ تا ۱۰۴۲میلادی) میرسد و ادعا شده که این دولتمرد اهل اندلس هم از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) است و با ۴۳ نسل فاصله این نسبت را به پیامبر(ص) رسانده است.
📌 www.thetimes.co.uk/article/queen-may-be-child-of-muhammad-k5xd9btcl
در مورد این ادعا باید مورخان نظر دقیقتر بدهند. اما در همان نگاه اول مطلب چندان صحیح به نظر نمیرسد. چرا که در سلسلۀ سادات حسنی، حضور یک «لخمی» عجیب است!
محمد بن اسماعیل بن عباد، کسی بود که بعد از فروپاشیِ دولت امویانِ اندلس و هرج و مرج در آن دولت، سلسلۀ بنیعبّاد را در اشبیلیه راه انداخت که حدود ۷۰سال ادامه داشت. اِشبیلیّه، نام عربیِ ایالت سویل یا سویا در جنوب غربى اسپانیا است. به نوشتۀ مورخان این خاندان (همانطور که در نسبتِ جدشان، نعیم اللخمی هست) از قبیلۀ اعراب لَخمی بودند. لَخمیها گروهی از اعراب بودند که در روزگار ساسانیان و بین قرنهای ۳ تا ۷ میلادی در عراق زندگی میکردند و به نوعی مرزداران ایرانِ ساسانی در نبرد با روم بودند. نُعمان بن منذر، آخرین امیرِ معروف لخمیها بود که به دستور خسرو پرویز او را کشتند و زیر پای فیل انداختند. خاقانی در قصیدۀ معروف «هان ای دل عبرتبین» به این ماجرا اشاره دارد:
از اسب پیاده شو، بر نطع زمین رخ نِه
زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان
بنیعبّاد به اینکه فرزندانِ نعمان منذر هستند افتخار میکردند و شعرهایی که شاعران در این باره گفتهاند، در کتابهای تاریخ هست. طبیعتاً اگر آنها نسبت به امام حسن(ع) و پیامبر(ص) میبردند، تبلیغ آن برای یک خاندان اسلامی واجبتر از افتخار کردن به نعمان بود. بهترین منبع فارسی دربارۀ بنیعباد (که ماجراهایی هم با السید، جنگجوی معروف دارند) جلد دوم «تاریخ دولت اسلامی در اندلس» نوشتۀ عبدالله محمد عنان و ترجمۀ استاد عبدالمحمد آیتی (صفحات ۲۸ تا ۷۸) است.
در همین کتاب (صفحات ۳۵۴ تا ۳۵۷) بحثی هم دربارۀ «زائده» هست. زنی که در شجرهنامۀ بالا ادعا شده از خاندان بنیعبّاد بوده و به همسری آلفونسوی ششم، پادشاه کاستیل درآمده و حلقۀ اتصال خاندانهای پادشاهی اروپا با امیران اندلس است. کتاب نشان داده که زائده عروس این خاندان و همسر فتح بن معتمد بوده که با دیدن زوال این خاندان، از پیش آنها فرار کرده است.
@ehsanname
✍️احسان رضایی: روزنامۀ تایمز لندن اخیراً ادعا کرده که ممکن است ملکه الیزابت دوم از فرزندان پیامبر اسلام(ص) باشد. (bit.ly/2IYhckp) در این مطلب به یک روزنامۀ مراکشی (که نامش نیامده) و یک کتاب چاپ ۱۹۸۶ استناد شده. در شجرهنامۀ مورد ادعا نسبت ملکۀ انگلیس به ابوالقاسم محمد بن اسماعیل بن عِبّاد بن عمر بن أسلم بن عمرو بن عِطاف بن نعیم اللخمی، حاکم اشبیلیه در فاصله سالهای ۴۱۴ تا ۴۳۳قمری (۱۰۲۳ تا ۱۰۴۲میلادی) میرسد و ادعا شده که این دولتمرد اهل اندلس هم از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) است و با ۴۳ نسل فاصله این نسبت را به پیامبر(ص) رسانده است.
📌 www.thetimes.co.uk/article/queen-may-be-child-of-muhammad-k5xd9btcl
در مورد این ادعا باید مورخان نظر دقیقتر بدهند. اما در همان نگاه اول مطلب چندان صحیح به نظر نمیرسد. چرا که در سلسلۀ سادات حسنی، حضور یک «لخمی» عجیب است!
محمد بن اسماعیل بن عباد، کسی بود که بعد از فروپاشیِ دولت امویانِ اندلس و هرج و مرج در آن دولت، سلسلۀ بنیعبّاد را در اشبیلیه راه انداخت که حدود ۷۰سال ادامه داشت. اِشبیلیّه، نام عربیِ ایالت سویل یا سویا در جنوب غربى اسپانیا است. به نوشتۀ مورخان این خاندان (همانطور که در نسبتِ جدشان، نعیم اللخمی هست) از قبیلۀ اعراب لَخمی بودند. لَخمیها گروهی از اعراب بودند که در روزگار ساسانیان و بین قرنهای ۳ تا ۷ میلادی در عراق زندگی میکردند و به نوعی مرزداران ایرانِ ساسانی در نبرد با روم بودند. نُعمان بن منذر، آخرین امیرِ معروف لخمیها بود که به دستور خسرو پرویز او را کشتند و زیر پای فیل انداختند. خاقانی در قصیدۀ معروف «هان ای دل عبرتبین» به این ماجرا اشاره دارد:
از اسب پیاده شو، بر نطع زمین رخ نِه
زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان
بنیعبّاد به اینکه فرزندانِ نعمان منذر هستند افتخار میکردند و شعرهایی که شاعران در این باره گفتهاند، در کتابهای تاریخ هست. طبیعتاً اگر آنها نسبت به امام حسن(ع) و پیامبر(ص) میبردند، تبلیغ آن برای یک خاندان اسلامی واجبتر از افتخار کردن به نعمان بود. بهترین منبع فارسی دربارۀ بنیعباد (که ماجراهایی هم با السید، جنگجوی معروف دارند) جلد دوم «تاریخ دولت اسلامی در اندلس» نوشتۀ عبدالله محمد عنان و ترجمۀ استاد عبدالمحمد آیتی (صفحات ۲۸ تا ۷۸) است.
در همین کتاب (صفحات ۳۵۴ تا ۳۵۷) بحثی هم دربارۀ «زائده» هست. زنی که در شجرهنامۀ بالا ادعا شده از خاندان بنیعبّاد بوده و به همسری آلفونسوی ششم، پادشاه کاستیل درآمده و حلقۀ اتصال خاندانهای پادشاهی اروپا با امیران اندلس است. کتاب نشان داده که زائده عروس این خاندان و همسر فتح بن معتمد بوده که با دیدن زوال این خاندان، از پیش آنها فرار کرده است.
احساننامه
✍️کسی حواسش به ناشرهای ایرانی هست؟ - یادداشت در روزنامه «همشهری» (چهارشنبه ۲۷ فروردین ۹۰) http://newspaper.hamshahri.org/id/11851/
🔹خبر خوش وزیر فرهنگ در مورد ماجرای کمبود کاغذ ناشی از نوسانات ارزی @ehsanname
📸 ساختمان مصلی تهران در حال آمادهسازی برای نمایشگاه کتاب. نمایشگاه کتاب تهران امسال به مصلی برگشته و از ۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت برپاست @ehsanname
📚نشر قطره اعلام کرد با هدف حمایت از کتابفروشیهای کوچک، از حضور در نمایشگاه کتاب تهران و نمایشگاههای استانی کتاب انصراف میدهد. البته میشد به صورت نمایشگاهی و فقط بدون فروش کتاب شرکت کرد @ehsanname
❌نمایشگاه کتاب و مترجمهای ۱۵ساله
@ehsanname
دیروز خبری اعلام شد که طبق آن به دلیل اعیاد شعبانیه و ۴۰مین سالگرد انقلاب و چه و چه، احکام صادر شده در نمایشگاه کتاب پارسال در مورد ناشرهای متخلف، به مدت دو سال تعلیق شده است. یعنی آن ناشرها در نمایشگاه امسال هم شرکت میکنند، به این امید که دیگر تخلف نکنند.
حالا داشته باشید که طبق همان خبر، در سیاُمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران (یعنی نمایشگاه پارسال) ۱۲۴ ناشر از حضور در نمایشگاه سی و یکم (امسال) محروم شده بودند که از این تعداد، ۸۰ مورد به خاطر عرضه و فروش کتاب سایر ناشران و بقیه برای نقد کردن بن خرید کتاب بوده.
توجه کردید؟ ۸۰ ناشر کتابهای انتشاراتیهای دیگر را عرضه میکردند. برای اینکه بدانید دقیقاً درباره چه چیزی حرف میزنیم ماجرای مترجم ۱۵ساله را باید مرور کرد:
bit.ly/2H5cFvS
مهرماه گذشته انتشارات کولهپشتی از ناشری به دادگاه شکایت کرد که کتاب «دختری در قطار» پائولا هاوکینز با ترجمۀ علی قانع را عیناً منتشر کرده و فقط اسم مترجمش عوض شده. (نمونه صفحات دو چاپ را اینجا ببینید: https://t.me/ehsanname/2391)
اما نکتۀ عجیب در مورد مترجمِ جدید در نشر دوم این بود که طبق اطلاعات فیپای مندرج در ابتدای کتاب، متولد ۱۳۸۱ و (در آن زمان) ۱۵ساله بود. عجیبتر اینکه جستجوی نام این مترجم ۱۵ساله در وبسایت کتابخانه ملی نشان میداد او فقط مترجم این کتاب نیست و ۵ ترجمه دیگر هم دارد: «۱۹۸۴» و «دختر کشیش» از جرج اورول، «جنس ضعیف» و «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» اثر اوریانا فالاچی و «سقوط» آلبر کامو و که همگی مثل همان «دختری در قطار» توسط یک ناشر منتشر شده است. ناشری که امیدوار است خواننده توجهی به اسم مترجم نکند و این رمان مشهور و پرفروش را از او بخرد.
قاعدتا باید از والدین این دختر ۱۵ساله (اگر وجود خارجی داشته باشد) برای سوءاستفاده از نام کودک زیر سن قانونی شکایت شود. اما اینجا فقط ناشرها میتوانند در حین برپایی نمایشگاه کتاب از آن نشر شکایت کنند تا غرفهاش تعطیل شود و امیدوار باشند دیگر آن کتابها را نفروشد!
⚠️توضیح تکمیلی: امروز آقای امیرزاده، سخنگوی نمایشگاه کتاب اعلام کردند: «ناشرانی که عینِ ترجمه کتابِ منتشر شده توسط ناشر دیگری را تکثیر و منتشر کردهاند و در نمایشگاه سیام از ادامه فعالیت غرفه آن ها به دلیل تکثیر و عرضه غیرمجاز کتاب ممانعت شده است مشمول این تعلیق نخواهند شد.» خبر خوبی است.
http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259796/
@ehsanname
دیروز خبری اعلام شد که طبق آن به دلیل اعیاد شعبانیه و ۴۰مین سالگرد انقلاب و چه و چه، احکام صادر شده در نمایشگاه کتاب پارسال در مورد ناشرهای متخلف، به مدت دو سال تعلیق شده است. یعنی آن ناشرها در نمایشگاه امسال هم شرکت میکنند، به این امید که دیگر تخلف نکنند.
حالا داشته باشید که طبق همان خبر، در سیاُمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران (یعنی نمایشگاه پارسال) ۱۲۴ ناشر از حضور در نمایشگاه سی و یکم (امسال) محروم شده بودند که از این تعداد، ۸۰ مورد به خاطر عرضه و فروش کتاب سایر ناشران و بقیه برای نقد کردن بن خرید کتاب بوده.
توجه کردید؟ ۸۰ ناشر کتابهای انتشاراتیهای دیگر را عرضه میکردند. برای اینکه بدانید دقیقاً درباره چه چیزی حرف میزنیم ماجرای مترجم ۱۵ساله را باید مرور کرد:
bit.ly/2H5cFvS
مهرماه گذشته انتشارات کولهپشتی از ناشری به دادگاه شکایت کرد که کتاب «دختری در قطار» پائولا هاوکینز با ترجمۀ علی قانع را عیناً منتشر کرده و فقط اسم مترجمش عوض شده. (نمونه صفحات دو چاپ را اینجا ببینید: https://t.me/ehsanname/2391)
اما نکتۀ عجیب در مورد مترجمِ جدید در نشر دوم این بود که طبق اطلاعات فیپای مندرج در ابتدای کتاب، متولد ۱۳۸۱ و (در آن زمان) ۱۵ساله بود. عجیبتر اینکه جستجوی نام این مترجم ۱۵ساله در وبسایت کتابخانه ملی نشان میداد او فقط مترجم این کتاب نیست و ۵ ترجمه دیگر هم دارد: «۱۹۸۴» و «دختر کشیش» از جرج اورول، «جنس ضعیف» و «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» اثر اوریانا فالاچی و «سقوط» آلبر کامو و که همگی مثل همان «دختری در قطار» توسط یک ناشر منتشر شده است. ناشری که امیدوار است خواننده توجهی به اسم مترجم نکند و این رمان مشهور و پرفروش را از او بخرد.
قاعدتا باید از والدین این دختر ۱۵ساله (اگر وجود خارجی داشته باشد) برای سوءاستفاده از نام کودک زیر سن قانونی شکایت شود. اما اینجا فقط ناشرها میتوانند در حین برپایی نمایشگاه کتاب از آن نشر شکایت کنند تا غرفهاش تعطیل شود و امیدوار باشند دیگر آن کتابها را نفروشد!
⚠️توضیح تکمیلی: امروز آقای امیرزاده، سخنگوی نمایشگاه کتاب اعلام کردند: «ناشرانی که عینِ ترجمه کتابِ منتشر شده توسط ناشر دیگری را تکثیر و منتشر کردهاند و در نمایشگاه سیام از ادامه فعالیت غرفه آن ها به دلیل تکثیر و عرضه غیرمجاز کتاب ممانعت شده است مشمول این تعلیق نخواهند شد.» خبر خوبی است.
http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259796/
📚خبر خوب برای اهالی ادبیات اینکه مجموعه مقالات، یادداشتها و درسگفتارهای دکتر #شفیعی_کدکنی درباره حافظ در ۳جلد «این کیمیای هستی» به نمایشگاه کتاب امسال میآید @ehsanname
🔹رضا امیرخانی که خودش از اعضا شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب است، در یادداشتی نوشته که در جلسۀ تصمیمگیری بازگشت نمایشگاه کتاب به مصلا، تنها رأی مخالف بوده و اتفاقاَ در جلسۀ بهمن ۹۴ همین شورا برای رفتن به شهرآفتاب هم تنها مخالف بوده و رأیش بازگشت به محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی در خیابان سئول است. بخصوص که سال بعد و با مصادف شدن زمان نمایشگاه کتاب با ماه رمضان، با زمان نمایشگاه کتاب، مصلا میزبان نمایشگاه قرآن خواهد بود و دیگر امکان برگزاری نمایشگاه کتاب در آن نیست. اما دلیل اصلی مخالفت امیرخانی با برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلی، چیز دیگری است:
@ehsanname
✍️«مسالهی اصلی مصلا، امنیت بازدیدکنندهگان است. اگر یک ترقه وسط مصلا بترکد، خروج از شبستان، قطعا اتفاقی مرگبار است. در همین بهشت زهرا قطعهای داریم به نام سوختهگان ارک. بسیاری از سوختهگان ارک در ازدحام خروج از مسجد از دنیا رفتند نه بر اثر سوختهگی.
زیرشاخهای هست در جامعهشناسی که کارش تحلیل عددی رفتار انبوههها در وضعیت اضطراریست. این زیرشاخه بعدتر طراحی میکند راههای خروج از فضاهای عمومی را. در بسیاری از کشورهای دنیا هر فضای عمومی باید چنین پیوست امنیتی را داشته باشد و در همهی فضاهای عمومی دپارتمان پلیس شهری پلاکی نصب میکند که ظرفیت دقیق نفرات داخل را مشخص میکند. در ایالات متحده حتا مساجد نیز از این امر مستثنا نیستند. به خاطر دارم که امام جماعت مسجدی در نیویورک میگفت وقتی دستهی پاکستانیها روز عاشورا برای سنت سلام هیاتها وارد مسجد شدند، پلیس نیویورک وارد شد و اعلام کرد از ظرفیت بالاتر رفتهاید و عدهای باید از شبستان خارج شوند.
سوال! این عددِ ظرفیت در شبستانِ مصلا چند نفر است؟ کدام مرجع شهری یا حکومتی پاسخگوست؟ اگر چنین عددی وجود دارد، حجم جمعیت چهگونه اندازهگیری میشود؟
این دو سوال بدون پاسخ است. رای من، مخالف بازگشت به مصلاست.
و اگر نظر همچنان بر بازگشت به مصلاست، پیشنهاد میکنم حتما احتمال عقلایی بدهند و نه قطعه، که قطعاتی در بهشت زهرا با عنوان کشتهگان کتاب در نظر بگیرند!»
bit.ly/2JQfHWN
📌متن کامل یادداشت امیرخانی در کانال شخصی او
https://t.me/ermiadotir/101
https://t.me/ermiadotir/102
و در خبرگزاری مهر
https://www.mehrnews.com/news/4274161/
📸 رضا امیرخانی در نمایشگاه کتاب ۹۶
@ehsanname
✍️«مسالهی اصلی مصلا، امنیت بازدیدکنندهگان است. اگر یک ترقه وسط مصلا بترکد، خروج از شبستان، قطعا اتفاقی مرگبار است. در همین بهشت زهرا قطعهای داریم به نام سوختهگان ارک. بسیاری از سوختهگان ارک در ازدحام خروج از مسجد از دنیا رفتند نه بر اثر سوختهگی.
زیرشاخهای هست در جامعهشناسی که کارش تحلیل عددی رفتار انبوههها در وضعیت اضطراریست. این زیرشاخه بعدتر طراحی میکند راههای خروج از فضاهای عمومی را. در بسیاری از کشورهای دنیا هر فضای عمومی باید چنین پیوست امنیتی را داشته باشد و در همهی فضاهای عمومی دپارتمان پلیس شهری پلاکی نصب میکند که ظرفیت دقیق نفرات داخل را مشخص میکند. در ایالات متحده حتا مساجد نیز از این امر مستثنا نیستند. به خاطر دارم که امام جماعت مسجدی در نیویورک میگفت وقتی دستهی پاکستانیها روز عاشورا برای سنت سلام هیاتها وارد مسجد شدند، پلیس نیویورک وارد شد و اعلام کرد از ظرفیت بالاتر رفتهاید و عدهای باید از شبستان خارج شوند.
سوال! این عددِ ظرفیت در شبستانِ مصلا چند نفر است؟ کدام مرجع شهری یا حکومتی پاسخگوست؟ اگر چنین عددی وجود دارد، حجم جمعیت چهگونه اندازهگیری میشود؟
این دو سوال بدون پاسخ است. رای من، مخالف بازگشت به مصلاست.
و اگر نظر همچنان بر بازگشت به مصلاست، پیشنهاد میکنم حتما احتمال عقلایی بدهند و نه قطعه، که قطعاتی در بهشت زهرا با عنوان کشتهگان کتاب در نظر بگیرند!»
bit.ly/2JQfHWN
📌متن کامل یادداشت امیرخانی در کانال شخصی او
https://t.me/ermiadotir/101
https://t.me/ermiadotir/102
و در خبرگزاری مهر
https://www.mehrnews.com/news/4274161/
📸 رضا امیرخانی در نمایشگاه کتاب ۹۶
🔸از شعار نمایشگاه کتاب امسال، یعنی «نه به کتاب نخواندن»، چندان استقبال نشد. برای مقایسه شعار نمایشگاه کتاب تونس را ببینید که به تازگی برگزار شده: «کتاب میخوانیم تا دوبار زندگی کنیم» @ehsanname