احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🍏چطور تولستوی گیاهخوار شد؟
@ehsanname
احسان رضایی: یکی از مهمترین نکاتی که توسط گیاهخوارها تبلیغ می‌شود، این است که با نخوردن گوشت، زندگی آرامتری خواهیم داشت. اما نسیم اقدم، دختر ایرانی-آمریکایی که دیروز به دفتر یوتیوب حمله کرد هم گیاهخوار بود و هم مبلّغ این سبک زندگی. عجیب این‌که آدولف هیتلر، پیشوای آلمان در جنگ جهانی دوم هم گیاهخوار بود‌. عجیب‌تر اینکه فهرست گیاهخواران معروفِ تاریخ، تنها جایی است که هیتلر و گاندی در کنار هم قرار می‌گیرند.

در بین نویسندگان هم چهره‌های معروفی پیدا می‌شوند که رژیم گیاهخواری داشتند. اسم کسانی مثل رومن رولان (نویسندهٔ فرانسوی و برنده نوبل ادبیات ۱۹۱۵)، جرج برنارد شاو (نمایش‌نامه‌نویس انگلیسیِ برنده نوبل ادبیات ۱۹۲۵)، آلدوس هاکسلی (نویسندهٔ انگلیسی «دنیای قشنگ نو»)، ایزاک باشویس سینگر (داستان‌نویس یهودی و برنده نوبل ادبیات ۱۹۷۸)، جی.ام. کوتسی (نویسندهٔ هلندی‌تبار اهل آفریقای جنوبی و برندهٔ نوبل ادبی ۲۰۰۳) و آلن مور (معروفترین نویسندهٔ کتابهای کمیک) همگی در فهرست گیاهخواران است.
در بین نویسندگان ایرانی هم صادق هدایت را داریم که از جوانی گیاهخوار شد و کتاب «فواید گیاهخواری» را در سال ۱۳۰۶ نوشت که هنوز هم مشهورترین کتاب فارسی در این زمینه است.
حتی بین نویسندگان قدیمی هم گیاهخوار پیدا می‌شود. مثلاً در مورد ابوالعلاء مَعرّی، شاعر و فیلسوفِ نابینای عرب در قرن پنجم هجری، شهرت او به گیاهخواری آن‌قدر بوده که ایرج میرزا شعری دربارهٔ او بسراید که وقتی در زمان مریضی سوپ جوجه برایش آوردند، به گریه افتاد:
قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر
لحم نخورد و ذواتِ لحم نیازرد
در مرض موت با اجازۀ دستور
خادم او جوجه‌با به محضر او برد
خواجه چو آن طیر کشته دید برابر
اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت چرا ماکیان شدی، نشدی شیر
تا نتواند کسَت به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امر طبیعی است
هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد
bit.ly/2IvGmGL
اما بدون شک مهمترین نویسندهٔ گیاهخوار، لئو تولستوی، خالق «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» است که در ۲۵سال آخر عمرش گیاهخوار شد و ترویج گیاهخواری هم می‌کرد. این، دورانی است که در آن «رستاخیز»، «مرگ ایوان ایلیچ»، «حاجی مراد» و «سونات کرویستر» را نوشت.
طبق روایت سرگی لوویچ، پسر تولستوی، بعد از ملاقات با ویلیام فری، اثبات‌گرا و گیاه‌خوار، در پاییز ۱۸۸۵ بود که سبک زندگی تولستوی عوض شد. البته تولستوی قبل از این دوران خودش به شکار هم می‌رفت. ولی او که در جستجوی رشد معنوی بود، بعد از ملاقات با فری، شروع به ایجاد تغییراتی در زندگی خودش کرد. گیاه‌خوار شد (البته هنوز شیر می‌نوشید و تخم‌مرغ می‌خورد). مهارت پینه‌دوزی را یاد گرفت و شروع به دوختن کفش‌های خودش کرد. دست از نوشیدن الکل برداشت و سیگار کشیدن را هم به مرور کنار گذاشت. تولستوی با ارسال مقالاتی به مجلات و استقبال از افتتاح مهمان‌خانه‌های گیاه‌خواری، شروع به ترویج این رژیم غذایی کرد. دختران او خیلی زود گیاه‌خوار شدند و همسرش، سوفیا آندریونا، هم در اواخر عمرش گیاه‌خوار شد.
همسر تولستوی در دفتر خاطراتش فهرست مفصلی از دستور پخت غذاهای مورد علاقه خانواده تولستوی، و همچنین اطلاعات و جزئیاتی از زندگی روزانه‌شان یادداشت کرده بود که بعدها استپان آندریویچ برس، برادر سوفیا این دفتر خاطرات را قرض گرفت و یک کتاب آشپزی از آن منتشر کرد با عنوان «دستور پخت‌های خانوادهٔ تولستوی».
📚 برای خواندن یک اثر کلاسیک چه‌قدر وقت لازم داریم؟ - از اینستاگرام نشر اطراف
@ehsanname
@atrafpublication
🔹علیرضا قزوه پشت حمید هیراد درآمد و در اعتراض به انتشار گزارش از ماجراهای هیراد و شاعران در خبر ۲۰و۳۰ دیشب به علیرضا بدیع حمله کرد. متن پست اینستاگرامی او را (که بعداً حذف کرد) ببینید @ehsanname
📸دیدار با استاد عبدالله کوثری، مترجم و پژوهشگر پیشکسوت، در ادامۀ دیدارهای نوروزی وزیر ارشاد @ehsanname
تو را دوست می‌دارم
بهرام زند
🎼 امروز (۱۸ فروردین) صدای گرم بهرام زند، دوبلور پیشکسوت خاموش شد. به یاد آن صدا که خاطره‌ها برایمان ساخت، شعر پل الوار با ترجمه #احمد_شاملو را بشنویم با دکلمۀ بهرام زند @ehsanname
🗓۱۹ فروردین سالگرد خودکشی صادق هدایت، یکی از رکورددارهای جملات منسوب در فضای مجازی است. نقاشی هدایت با مصراعِ معروف حافظ را می‌بینید که امضایش تاریخ ۲۲ می ۱۹۳۰ (۳۱ اردیبهشت ۱۳۰۹) دارد @ehsanname
🚩 سرودۀ شایان مصلح برای قهرمانی پرسپولیس @ehsanname
📖 استاندارد اخلاقی در نگارش کتاب درسی
@ehsanname
کتاب «اصول طب داخلی هاریسون» (Harrison's Principles of Internal Medicine) یکی از معروفترین کتاب‌های درسی دانشجویان پزشکی و معتبرترین منابع برای پزشکان است. چاپ اول این کتاب سال ۱۹۵۰ و ویرایش نوزدهم آن در ۲۰۱۵ منتشر شد. کتاب به نام تینسلی هاریسون (۱۹۰۰-۱۹۷۸) متخصص قلبِ آمریکایی که ویراستار ارشد ۵ ویرایش اولیه کتاب بود نام‌گذاری شده و ویرایش بیستم آن هم نیمۀ آگوست (اواخر مرداد) امسال می‌آید.
این کتاب مشهور اما نه فقط به خاطر ویراست جدیدش، که با یک اتفاق عجیب خبرساز شده است. نویسندگان طب داخلی هاریسون متهم شده‌اند که در فاصله سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، بیشتر از ۱۱ میلیون دلار از شرکت های دارویی برای معرفی محصولاتشان در کتاب هاریسون دریافت کرده‌اند. در یک مورد، فقط یکی از نویسندگان کتاب هاریسون حدود ۸۷۰هزار دلار از یک شرکت دارویی دریافت کرده است.
دریافت هزینۀ تحقیقات از مراکز دارویی، البته امر شایعی است اما طبق اصول پژوهش باید در مقالات پزشکی conflicts of interest (تضاد منافع) رعایت شود و محقق یا نویسنده، قید کند که در مورد فلان داروی مورد بحث، از شرکت سازنده وجهی دریافت شده یا نه. حالا بحث اینجاست که استاندارد کتابهای آموزشی پزشکی هم باید سختگیرانه‌تر از قبل باشد.

📌خبر مربوط به کتاب هاریسون و بحثهای مطرح در مورد آن را اینجا ببینید:
https://www.statnews.com/2018/03/06/conflict-of-interest-medical-textbook/
💵شوخی‌های توئیتری با دلار

🔹خطاب درویشانۀ سعدی به کیست در این بیت: «ای روی دُلارایت مجموعه‌ی زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم»؟

🔹سعدی، با این‌همه دلارِ چشم‌درآر، درویشی‌اش کجا بود: «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت.» تازه آن‌قدر جانش به دلارهایش بسته است که از بین داعش و دلار ترجیح می‌دهد به دست دلارهایش هلاک شود: «به دست دلارام خوشتر هلاک.»

🔹می‌گویند مولانا هم دلخوش به دلارهایش بوده و دیروز که خواسته برود برای فروش دلارها، هر چه گشته پیدا نکرده. شمس پرسیده چته، مولانا گفته: «چون دلارام نیابم، به چه چیز آرام‌ام؟»

🔹بعید نیست خواجوی کرمانی دلارهای مولانا را بلند کرده باشد، که حالا با آن‌ها پز فندقی هم می‌دهد: «چه بوی است کارام دل می‌برد/ مگر بوی زلف دلارای ماست؟»

🔹این وسط، به‌جز ما ریال‌خورانِ بی‌دلار، انگار فقط حافظِ سرخوش سرش بی‌کلاه مانده که به دلارهای یار نظر دارد و دخیل بسته: «مگر به روی دلارای یار ما ور نی / به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید.»

🔹آری برادر و خواهر ایمانی من، وصل و هجران معشوق و خدا، و بمب و داعش و ترامپ و سازمان اوج، همه را زمین بگذار و بچسب به وصلِ دلارهایت. از فروغی بسطامی بیاموز: «الحق فروغی از پی اسباب خوش‌دلی/ از هر چه هست وصل دلارام خوش‌تر است.»

@ehsanname
@KhabGard
📌منبع، سایت خوابگرد و این توئیت:
https://twitter.com/khabgard/status/983019658327613440
📚پرفروش‌ترین کتابهای ایرانی در عید۹۷
bit.ly/2qhF9eQ
هر سال در حین اجرای طرح‌های فصلی تخفیف کتاب، فهرست پرفروش‌ها هم به صورت انلاین و لحظه‌ای اعلام می‌شد. امسال پرفروش‌ترین کتاب‌های طرح عیدانه معرفی نشد تا به قول مدیرعامل خانه کتاب باعث فساد کاذب نشود، «فساد کاذب به این معنا که برخی از ناشران و کتاب‌فروشی‌ها برای این‌که رتبه خود را حفظ کنند دست به اقداماتی می‌زدند. مثلا به جای این‌که کتابی را که مراجعه‌کننده تهیه کرده در لیست خود وارد کنند کتاب خود را در لیست وارد می‌کردند تا در رتبه اول قرار گیرند.» (isna.ir/news/97011905397)
حالا و بعد از پایان طرح، خانه کتاب فهرست ۵۰ رتبه پرفروش در حوزه کتابهای تألیفی را (بدون ذکر تعداد فروش) اعلام کرده است. فهرستی که ۱۰ رتبۀ اولش (به ترتیب) این کتابها هستند:
📖 «رهش» رضا امیرخانی (نشر افق)، «قهوۀ سرد آقای نویسنده» روزبه معین (نشر نیماژ)، «سمفونی مردگان» عباس معروفی (نشر ققنوس)، «سلام بر ابراهیم» (نشر شهید ابراهیم هادی)، «عشق و چیزهای دیگر» مصطفی مستور (نشر چشمه)، «چشم‌هایش» بزرگ علوی (انتشارات نگاه)، «چای نعنا: سفرنامه مراکش» منصور ضابطیان (نشر مثلث)، «سلام بر ابراهیم۲» (نشر شهید ابراهیم هادی)، «پاییز فصل آخر سال است» نسیم مرعشی (نشر چشمه)، «یک عاشقانۀ آرام» نادر ابراهیمی (نشر روزبهان).
@ehsanname
📌۴۰ عنوان کتاب ایرانیِ پرفروش دیگر را اینجا ببینید:
ibna.ir/fa/doc/tolidi/259511/
بهترین داستان‌نویسِ بریتانیا چه کسی است؟
@ehsanname
هفته‌نامه ضمیمۀ ادبی تایمز (TLS) از ۲۰۰ منتقد، استاد دانشگاه و نویسنده نظرسنجی کرده تا بهترین داستان‌نویسِ "حال حاضر" بریتانیا را معرفی کنند. در این نظرسنجی، آلی اسمیت، نویسنده ۵۶سالۀ اسکاتلندی بیشترین آراء را آورده. از آلی اسمیت کتابی به فارسی ترجمه نشده.
نکتۀ دیگر این‌که بجز آلی اسمیت سه زن دیگر هم جزو ۵ رتبۀ اول این نظرسنجی هستند: هیلاری مَنتل، زادی اسمیت و ایمیر مک‌براید. یعنی کازوئو ایشی‌گورو برندۀ نوبل ۲۰۱۷ تنها مردی است که در این نظرسنجی به عنوان پنج نویسندۀ برتر (آن هم رتبه چهارم) انتخاب شده‌.

📌خبر نظرسنجی و نتایجش در اینجا:
https://www.the-tls.co.uk/articles/public/best-british-and-irish-novelists-today/
احسان‌نامه
📚پرفروش‌ترین کتابهای ایرانی در عید۹۷ bit.ly/2qhF9eQ هر سال در حین اجرای طرح‌های فصلی تخفیف کتاب، فهرست پرفروش‌ها هم به صورت انلاین و لحظه‌ای اعلام می‌شد. امسال پرفروش‌ترین کتاب‌های طرح عیدانه معرفی نشد تا به قول مدیرعامل خانه کتاب باعث فساد کاذب نشود، «فساد…
📚پرفروش‌ترین کتابهای ترجمه در عید۹۷
bit.ly/2EySPqX
پیش از این در حین اجرای طرح‌های فصلی تخفیف کتاب، فهرست پرفروش‌ها هم به صورت آنلاین اعلام می‌شد. امسال اما پرفروش‌ترین کتاب‌های طرح عیدانه بعد از پایان طرح معرفی شدند.

دیروز فهرست ۵۰ رتبه پرفروش در حوزه کتابهای تألیفی اعلام شد که در آن «رهش» رضا امیرخانی (نشر افق)، «قهوۀ سرد آقای نویسنده» روزبه معین (نشر نیماژ)، «سمفونی مردگان» عباس معروفی (نشر ققنوس) اول تا سوم بودند. (ibna.ir/fa/doc/tolidi/259511/)

امروز هم خانه کتاب فهرست ۵۰ کتاب پرفروش ترجمه را (بدون ذکر تعداد فروش) اعلام کرده است. فهرستی که در آن همچنان جوجو مویز بیشترین سهم را دارد. ۱۰ رتبۀ اول این فهرست (به ترتیب) این کتابها هستند:

📖 «ملت عشق» الیف شافاک ترجمه ارسلان فصیحی (نشر ققنوس)، «جزء از کل» استیو تولتز ترجمه پیمان خاکسار (نشر چشمه)، «من، پيش از تو» جوجو مویز ترجمه مریم مفتاحی نشر آموت، «دختری که رهایش کردی» جوجو مویز ترجمه کتایون اسماعیلی (نشر میلکان)، «پس از تو» جوجو مویز ترجمه مریم مفتاحی (نشر آموت)، «خانه درختی ۹۱طبقه» اندی گریفیتس ترجمه آنیتا یارمحمدی (نشر هوپا)، «بیشعوری» خاویر کرمنت ترجمه محمود فرجامی (نشر تیسا)، «شازده کوچولو» نوشته آنتوان‌دو سنت‌اگزوپری ترجمه احمد شاملو (انتشارات نگاه)، «جستارهایی در باب عشق» نوشته آلن دوباتن ترجمه گلی امامی (نشر نیلوفر)، «دنیای سوفی» یوستین گوردر ترجمه حسن کامشاد (نشر نیلوفر).
@ehsanname
📌۴۰ عنوان کتاب ترجمۀ پرفروش دیگر را اینجا ببینید:
ibna.ir/fa/doc/tolidi/259558/
دلارام در برابر دلارهام. (((:

دوشنبه عصر، ميدان سپاه ساعت ٦:٣٠
بيخيال قيمت ارز و شلوغى ها، با چنان آسودگى داشت اخوان ميخوند كه گويى اصلا توى اين دنيا نبود.
twitter.com/AndishehK/status/9835631699888
📸مراسم رونمایی از «مثنوی معنوی» تصحیح استاد موحد و ترجمۀ ترکی دو کتاب «شمس تبریزی» و «هیاهو برای هیچ» استاد در استانبول - عکس از ایرنا @ehsanname
🎬روایت «پاریس ریویو» از اقتباس مهرجویی از سلینجر
@ehsanname
جی. دی. سلینجر، خالق «ناتور دشت» از هالیوود دل خوشی نداشت و حتی در «ناتور دشت» هولدن کالفیلد می‌گوید: «در دنیا از یک چیز متنفرم و آن فیلم است. حتی اسم فیلم دیدن را هم جلوی من نیاور!»
نفرت سلینجر از هالیوود پس از فروش حق اقتباس داستان « عمو ویگیلی در کانه‌تی‌کت» [از مجموعۀ «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم»] شروع شد. از نظر سلینجر اقتباس سینمایی آن، فیلم «قلب احمق من» زیادی احساساتی از آب درآمد. از آن به بعد سلینجر به خودش قول داد که دیگر اجازه ندهد از آثارش اقتباس سینمایی شود. از فروش حق ساخت آثارش خودداری کرد و چند اقتباس غیرقانونی آثارش را تحت پیگرد قرار داد. الان هم وارثان سلینجر محکم و استوار در مقابل هالیوود ایستاده‌اند. طبق قانون کپی‌رایت در آمریکا، مالکیت معنوی آثار تا ۷۰سال پس از حیات فرد هست، اما در دهه ۱۹۹۰ یک شکاف در قوانین بی‌المللی کپی‌رایت باعث شد کارگردانی سراغ یک داستان سلینجر برود.
داریوش مهرجویی، یکی از چهره‌های پیشتاز موج نو سینمای ایران از فرصتی استفاده کرد که هیچ فیلمساز غربی نتوانست به دست آورد. مهرجویی در سال ۱۹۹۵ فیلم «پری» را با ترکیبی از دو داستان «فرانی و زویی» و «یک روز خوش برای موزماهی» [از همان مجموعۀ «دلتنگی‌های...»] سلینجر ساخت. مهرجویی در دانشگاه UCLA درس خوانده و اگر قبلاً در وطن خودش سلینجر نخوانده بود، بدون شک آثار سلینجر را در دورۀ تحصیل خوانده است. در ایران به بعضی هنرمندان غربی احترامی افسانه‌ای می‌گذارند. تقریباً غیرممکن است که کافی‌شاپی در تهران پیدا کنید که در طول هفته از آلبوم «نیمه تاریک ماه» پینک فلوید استفاده نکند و در هر کتابفروشی آثاری از سلینجر، اشتاین‌بک و سوزان سانتاگ را می‌شود در کنار آثار غول‌های ادبی خودشان، فروغ فرخزاد، صادق هدایت، حافظ، فردوسی و مولانا دید.
bit.ly/2qoFXze
روایت مهرجویی از داستان‌های سلینجر تمثلیلی وشاعرانه است. او از نمادها برای درآوردن خصوصیات سبکی سلینجر استفاده می‌کند. طبق قوانین ایران مهرجویی نمی‌توانست زویی را آن طور که سلینجر در وان حمام توصیف کرده نشان بدهد، پس از نمادِ آب بهره می‌گیرد. در ابتدای فیلم، پری، فرانیِ ایرانی را می‌بینم که توسط گروهی از همکلاسی‌هایش به زیر آب هل داده می‌شود. صحنه‌هایی در فیلم هست که دقیقاً مانند داستان سلینجر است و فقط کمی رنگ ایرانی گرفته. در داستان سلینجر، فرانی روبه‌روی دوست‌پسرش در یک رستوران مجلل می‌نشیند، دست به ساندویچ مرغی که سفارش داده نمی‌زند و به او از کتابی دربارۀ یک راهب روسی می‌گوید. در برگردان مهرجویی، پری هم روبه‌روی نامزدش نشسته و از کتابی دربارۀ یک صوفی حرف می‌زند، درحالی‌که جوجه‌کبابش سرد شده. پری هم درست مثل فرانی با سؤال‌هایی درباره هویت و باور روبه‌رو است؛ فقط شرایط اجتماعی و فرهنگی دو جامعه متفاوت است. در واقع داستان سلینجر به مهرجویی فرصت داده تا تصویری از زن ایرانی مدرن ارایه دهد. پری هم مانند فرانی تحصیل‌کرده و رُک است و نظام پدرسالارانه را زیر سؤال می‌برد.
شاید اگر سلینجر «پری» را دیده بود از آن خوشش می‌آمد. صنعت فیلمسازی ایران هالیوودی نیست و حس‌های مهرجویی خوب و آگاهانه است، اما سلینجر هرگز این فیلم را ندید. تا اینکه سال ۱۹۹۸ مرکز سینمایی لینکلن تصمیم گرفت یک فستیوال سه‌هفته‌ای درباره سینمای ایران برگزار کند. تبلیغات دربارۀ این رویداد، توجه سلینجر را به فیلم جلب کرد. نمایندگان سلینجر بلافاصله نامه‌ای نوشتند که اکران فیلم نقض آشکار قانون کپی‌رایت است. اگرچه مرکز لینکن از این هشدار انتقاد کرد، اما شاید به دلیل سابقه دعواهای حقوقی قبلی سلینجر تصمیم گرفتند نمایش فیلم را لغو کنند.
مهرجویی در پاسخ به این اتفاقات در «نیویورک‌تایمز» مقاله‌ای نوشت: «من نمی‌خواهم فیلم را به شکل تجاری بفروشم. این یک وع تبادل فرهنگی است و فقط می‌خواهم منتقدین و کسانی که آثارم را دنبال می‌کنند به تماشای فیلم بنشینند.» او اضافه کرد که نامه‌ای به سلینجر نوشته تا از او اجازه بگیرد اما وقتی جوابی دریافت نکرد به کارش ادامه داد: «ما در کشورمان قانون کپی‌رایت نداریم و آزادیم هر چه دوست داریم بخوانیم.»
این حرف البته کاملاً درست نیست و در ایران کپی‌رایت داخلی هست. با این وجود قوانین شامل آثار خارج از کشور نمی‌شوند و در چهارراه‌های شلوغ تهران، پسربچه‌ها DVD فیلم‌های خارجی را به کمتر از یک دلار می‌فروشند. این اتفاق البته در سال‌های اخیر هزینه‌هایی برای ایران داشته، بخصوص برای نرم‌افزارنویس‌های ایرانی. اما اگر این تفاوت در قانون کپی‌رایت دو کشور نبود، این گفتگوی غیرمستقیم بین دو هنرمند از دو فرهنگ متفاوت شکل می‌گرفت؟
@ehsanname
📌متن کامل مقالۀ Sasha von Oldershausen خبرنگار ایرانی-آمریکایی را اینجا بخوانید:
theparisreview.org/blog/2018/04/05/franny-and-zooey-in-iran/
📸بازدید دکتر محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت ارشاد، از بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و عملکرد ۶ماهۀ پایگاه نقد داستان

عضویت، نقد و نشر رایگان داستان‌های شما فقط با چند کلیک
*️⃣ naghdedastan.ir
📊خلاصه عملکرد شش‌ماهۀ پایگاه نقد داستان (از ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۷)

عضویت، نقد و نشر رایگان داستان‌های شما فقط با چند کلیک
*️⃣ www.naghdedastan.ir
📖خبر خوب برای تالکین‌خوان‌ها: کریستوفر تالکین کتاب «سقوط گاندولین»، ماجرای شهر قدیمی اِلف‌ها و بقیۀ داستان تور را از روی دستنویس‌های پدرش آماده کرده و آگوست (شهریور) امسال منتشر می‌کند @ehsanname
✍️کسی حواسش به ناشرهای ایرانی هست؟ - یادداشت در روزنامه «همشهری» (چهارشنبه ۲۷ فروردین ۹۰)
http://newspaper.hamshahri.org/id/11851/
📸 در طرح «ماهی حوض قصه‌ها» فرهنگسراهای تهران ماهی‌های قرمز سفره‌های هفت سین را می‌گیرند و جایش کتاب کودک می‌دهند. برای استفاده از طرح تا سه‌شنبه ۲۸ فروردین فرصت هست @ehsanname