احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
چرا کتابهای قاسم هاشمی‌نژاد را باید خواند؟
احسان رضایی
@ehsanname
اول می‌خواستم خدمتتان کتابهای مرحوم هاشمی‌نژاد را معرفی کنم و یکی یکی درباره هر کدام چند خطی توضیح بدهم. بعد دیدم چه کاری است؟ این را که جاهای دیگر هم می‌شود پیدا کرد. اهل فضای مجازی می‌توانند یک‌سر به ویکیپدیای فارسی بزنند و فهرست کتابهای او را ببینند، اهل خواندن و کتاب هم اگر «راه ننوشته» را که یک گفتگوی بلند است با آن مرحوم، دست بگیرند، کارشان راه می‌افتد. این است که به جای تکرار مکررات، بیایید کمی هم درباره لذت خواندن این آثار حرف بزنیم. درباره اینکه این مرد و کتابهایش چه حق بزرگی به گردن ما دارند. که چطور نگاه کردن دقیق و درست را به ما یاد داد. که دقت فراوانش در هر متنی (چه ترجمه رمان پلیسی و چه تحقیق در احوال صوفیان) یک کلاس درس بود. که چقدر برای هر کتاب وقت می‌گذاشت. که نشانمان داد واقعا می‌شود در زمینه‌های گوناگون (از فیلمنامه‌نویسی تا ترجمه متون پهلوی و خوانش متون کهن هندی) متخصص و صاحب‌نظر بود و در عین حال، هیچ فخر و فضلی نفروخت. که کتابهایش بهتر از هر کلاس و دوره و کارگاهی بود. که به ما یاد می‌داد طور دیگری ببینیم و متن‌ها را جور دیگری بخوانیم.
مرحوم قاسم هاشمی‌نژاد، نویسنده پرکار و در عین حال گزیده‌کاری بود. بیست و اندی عنوان کتاب داشت و در عین حال، در بیشتر حوزه‌ها، فقط یک کتاب منتشر کرد. مثلا فقط یک رمان نوشت (رمان پلیسی «فیل در تاریکی»)، یک رمان ترجمه کرد («خواب گران» از ریموند چندلر)، در حوزه مطالعات ایران باستان تنها یک اثر داشت (ترجمه «کارنامه اردشیر بابکان»)، در حوزه ادبیات تطبیقی یک کار آماده کرد («کتاب ایوب» که مقایسه متن عهد عتیق این داستان با پنج اثر قارسی کهن است) و یک کتاب هم در حوزه مطالعات دین‌پژوهی داشت («راه رستگاری» که ترجمه یکی از متون مذهبی هندو با نام «آوادوگیتا»ست). البته در حوزه مطالعات عرفانی، کتابهای متعددی از او مانده است. دلیلش هم اینکه نقطه وصل و نخ تسبیح همه بخشهای این کارنامه پراکنده، تلاش و جستجو برای رسیدن به پاسخ آن سوال اصلی و آن گم‌کرده ازلی و ابدی آدمی است. برای همین هم هست که در داستان هم به سراغ رمان پلیسی می‌رود. هاشمی‌نژاد، دنبال چیزی می‌گردد که آن را در مقدمه‌های کتابهایش بهتر از هر جایی می‌توان یافت. اگر در اغلب کتابها، بخش مقدمه را باید زودتر رد کرد تا به متن اصلی رسید، در کتابهای هاشمی‌نژاد، اتفاقا حرفهای مقدمه، حرفهای اصلی و اساسی است. جایی که او شرح جستجوهایش را می‌دهد. جستجوهایی که عاقبت او را به متون عرفانی و آرامش موجود در آموزه‌های آنها رساند. یکی از آخرین کتابهای او، «سیبی و دو آینه» است، مجموعه از حکایتها و گفته‌های عارفان مشهور ایرانی که به سبک داستان‌های مینی‌مال تنظیم شده. خود هاشمی‌نژاد در مقدمه کتابش نوشته «اگر از گوناگونی نام‌ها بگذریم که هم سبب شناسایی و هم سبب تمایز آن‌هاست، در واقع داریم از یک تن واحد، از یک روح رهایی‌یافته سخن می‌گوییم.» این، همان خطی است که در کل آثار هاشمی‌نژاد باید دید. از داستان مصایب ایوب، تا سرگشتگی‌های اردشیر بابکان، تا جستجوی فیل در تاریکی همه برای رهایی روح است. این‌همه چیزهای مختلف برای هاشمی‌نژاد در واقع یک چیز است. همان‌طور که در ابتدای رمان «خواب گران» از ریموند چندلرِ آمریکایی، این عبارت را از «نصیحت الملوک» امام غزالی نقل می‌کند که: «حکیمی را پرسیدند که مرگ چیست و خواب چیست؟ گفت خواب مرگِ سبک است و مرگ خوابِ گران» و بعد معادل عبارت انگلیسی Big sleep را از همین نقل انتخاب می‌کند تا نشان بدهد که می‌شود و می‌توان همه این چیزهای به ظاهر غیرمرتبط را طوری نگاه کرد که به هم مربوط باشند. حالا که بحث انتخاب عنوان کتاب شد، این را هم بگویم که درس‌های موجود در کتابهای هاشمی‌نژاد از همان روی جلد و انتخاب عنوان کتاب شروع می‌شود. اسم کتاب «سیبی و دو آینه» از اینجا آمده که در ابتدای مقدمه کتاب می‌خوانیم، روزی از شیخ نجیب‌الدین علی‌بن بُزغُشِ شیرازی، عارف قرن هفتمی و شاگرد سهروردی می‌پرسند معنای وحدت وجود و توحید را برایمان توضیح بده، می‌گوید دو آینه روبروی هم را تصور کنید و یک سیب بینشان. این پاسخ، با اینکه برای هشتصد سال پیش است، اما جوابی است کاملا مدرن و امروزی. انگار بحثی باشد که همین امروز صبح سر یک کلاس درس دانشگاه، از زبان یکی از آن استادهای کمیاب شنیده باشیم. آشنایی با این استاد باحال و شرکت در چنین کلاس درسی را مدیون قاسم هاشمی‌نژاد هستیم.

📌 از هفته‌نامه «کرگدن» شماره ۴۴
goo.gl/RFe30j
📊پرفروشترین کتاب سال ۲۰۱۷ در فرانسه، جلد ۳۷ سری کمیک‌های آستریکس بود که یک میلیون و ۵۹۰هزار نسخه فروخت @ehsanname
یک یادمان ۵۵ساله
@ehsanname
بنای امروزیِ آرامگاه خیام در ۱۲ فروردین ۱۳۴۲ رسماً افتتاح شد. طراحی این بنا کار هوشنگ سیحون است که استاد معماری و رئیس پیشین دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و طراحی بنای آرامگاه بوعلی‌سینا در همدان آرامگاه‌های فردوسی و نادرشاه در مشهد و کمال‌الملک در نیشابور را هم انجام داده است.
📸 bit.ly/2EbZ9Em
خیام را در باغ خودش و جایی که تعیین کرده بود، دفن کرده‌اند. نظامی عروضی در «چهار مقاله» خودش گزارش جالبی از آرامگاه خیام دارد: «در سنۀ ست و خمس‌مائه (۵۰۶ قمری) به شهر بلخ در کوی برده‌فروشان در سرای امیرابوسعد جره، خواجه امام عمر خیامی، و خواجه امام مظفر اسفزاری نزول کرده بودند، و من بدان خدمت پیوسته بودم. در میان مجلسِ عشرت از حجة‌الحق عمر شنیدم که او گفت: گور من در موضعی باشد که هر بهاری [بادِ] شمال بر من گل‌افشان می‌کند. مرا این سخن مستحیل [=محال] نمود، و دانستم که چُنویی گزاف نگوید. چون در سنۀ ثلاثین (۵۳۰) به نیشابور رسیدم، چهار سال بود که تا آن بزرگ روی در نقاب خاک کشیده بود، و عالم سُفلی از او یتیم مانده و او را بر من حق استادی بود. آدینه‌ای به زیارت او رفتم و یکی را با خود ببردم که خاکِ او به من نماید. مرا به گورستان حیره بیرون آورد، و بر دست چپ گشتم. در پایین دیوار باغی خاکِ او دیدم نهاده، و درختان امرود [=گلابی] و زردآلو سر از آن باغ بیرون کرده، و چندان برگِ شکوفه بر خاک او ریخته بود که خاک او در زیر گل پنهان شده بود. و مرا یاد آمد آن حکایت که به شهر بلخ از او شنیده بودم. گریه بر من افتاد، که در بسیطِ عالم و اقطار ربعِ مسکون او را هیچ جای نظیری نمی‌دیدم.»
بنایی که بر سر مزار خیام بود، ابتدا بنایی شبیه اغلب بناهای اسلامی، با گنبد فیروزه‌ای بوده. ویلیام سیمپسون (۱۸۹۹-۱۸۲۳) نقاش اسکاتلندی که در افغانستان خدمت کرده، تصویری از این بنا در سال ۱۸۸۵ میلادی کشیده است (t.me/ehsanname/1762)
در سال ۱۳۱۳ شمسی و همزمان با جشن هزارهٔ فردوسی، انجمن آثار ملی ایران آرامگاه جدیدی هم برای خیام ساخت. این آرامگاه یک سکوی چهارگوش و ستونی سنگی بر روی آن بود که روی آن یک رباعی از ملک الشعراء بهار حک شده بود: «بر تربت خیام نشین، کام طلب...» (t.me/ehsanname/417)
اما چون این بنا مورد پسند اهل فرهنگ واقع نشد، در سال ۱۳۳۸ مسابقه‌ای برای بنای جدید آرامگاه در دانشگاه تهران برگزار شد که طرح هوشنگ سیحون برنده شد. این طرح، شبیه یک جامِ برعکس است که در آن ترکیبات هندسی دیده شده و در فضاهای بین تیغه‌ها، روزنه‌هایی برای تماشای آسمان وجود دارد: ترکیبی از شعر و ریاضی و نجوم. در کتیبه‌های لوزی‌شکل و کاشی‌کاری شدۀ بنا هم ۲۰ رباعی از خیام به خط تعلیق توسط مرتضی عبدالرسولی نوشته شده. ساخت این بنا تا شهریور ۱۳۴۱ طول کشید (t.me/ehsanname/1697) اما افتتاح رسمی آن به نوروز سال بعد موکول شد.
Forwarded from رسول جعفریان
تصویری که از حافظ در ذهن یک نقاش دوره قاجاری بوده
@jafarian1964
Forwarded from رسول جعفریان
این هم تصوری که همان نقاش قاجاری از سعدی داشته است
@jafarian1964
📸 صابر حسینی، با دوچرخه‌اش که صندوقی پر از کتاب دارد، روستا به روستا رکاب می‌زند تا بچه‌ها کتاب قصه بخوانند. اینجا کابل افغانستان است - عکس از مشرق @ehsanname
🔹 آر. ال. استاین، استاد ژانر وحشت، اینجا (bit.ly/2H8Z9s9) آموزش آنلاین نوشتن داستان ترسناک گذاشته: ۲۸ جلسه ۹۰ دلار @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔹خاطره سیمین دانشور از پروین اعتصامی
@ehsanname
در دانشکده ادبیات، پشت میز کتابداری می‌دیدمش. چشم‌های درشتش کمی تاب داشت و روسری سر می‌کرد. بیشترِ دانشجویان «خانم کتابدار» صدایش می‌کردند و من «خانم». مرحوم فروزانفر، مرا «دوشیزۀ مشکین شیرازی» می‌نامید تا اشارتی باشد به پوست آفتاب‌خوردۀ جنوبی‌ام. اما او یک روز گفت: «دانشور! کلیّاتِ او.هِنری را به امانت برده‌ای و پس نیاورده‌ای. جریمه می‌شوی.»
آن روزگار، ویرِ او.هِنری داشتم و از پایان غافلگیرکنندۀ داستان‌های کوتاهش خوشم می‌آمد.
گفتم: «تمامش نکرده‌ام.»
گفت: «تو بیاور، دوباره امانت بگیر!»
دانشجوی پسری که بعدها شناختمش، دکتر معین – معینِ فرهنگ و ادبیات ایران – در کنارم، به انتظارِ گرفتنِ کتاب، بی‌تاب می‌نمود.
گفت: «خانم پروین اعتصامی گزارش نمی‌دهد. هوای دخترها را دارد.»
خودِ خودش بود. غافلگیر شدم. وقتی آدم جوان است، انتظار دارد که هر آن اتفاقِ خوشی برایش بیفتد و اتفاقِ خوش افتاده بود. می‌دانستم که بایستی می‌شناختمش. می‌دانستم که این خانم خانم‌ها را در ذهنم، در قلبم، در کلِ وجودم، جایی دیده‌ام، یا باید دیده باشم، ویا شنیده باشم. سیر نگاهش کردم. کمی چاق، اما غمگین می‌نمود و مثل شعرش بلندبالا نبود. سرش که خلوت شد، به اشاره‌اش به مخزن کتابخانه رفتم. خواستم دستش را ببوسم، که نگذاشت. چای که می‌خوردیم، دوتا از بهترین شعرهایش «سفر اشک» و «مست و هوشیار» را از زبان من شنید. اما نتوانستم لبخندی به لب‌های بسته‌اش اهداء کنم. حتی حیرت نکرد که «قند پارسی»اش تا شیرزا رفته و برگشته.
آن روز، هیچ کداممان نمی‌دانستیم که پایان غافلگیرکننده، سال بعد [و ۱۵ فروردین ۱۳۲۰] است.

📌به نقل از کتاب «شناخت و تحسین هنر» (مجموعه مقالات سیمین دانشور، کتاب سیامک، ۱۳۷۵)، صفحه ۶۴۵ و ۶۴۶
احسان‌نامه
🔹پرفروش‌های طرح عیدانه کتاب، از میان ۵۴۲هزار جلد خریداری‌شده توسط ۲۱۶هزارنفر. فروش طرح پاییزه ۶۵۹هزار جلد کتاب خریداری بود و در طرح تابستانه ۵۴۶هزار جلد و آن دوبار «من پیش از تو» اول بود @ehsanname
🔸طرح عیدانه امسال ۲۰روز بود، اما تعداد کتابهای خریداری شده در آن از عیدانه پارسال (۵۴۲هزار جلد در ۳۰روز) بیشتر بود. امسال اما فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها اعلام نشد @ehsanname
📚اسکارلت دهۀ شصت، خاما، رهش، سیب هوس، قهوۀ سرد آقای نویسنده، مارون، مثنوی دکتر موحد، ملت عشق، هرس... کتابهایی که در ۹۶ خبرساز شدند @ehsanname
گزارش شهاب داربیان، اینجا👇
ibna.ir/fa/doc/report/259313/
🔅کتابخانۀ روستای رَمین، از توابع چابهار، الان در یک کانکس است. اهالی می‌خواهند برای کتابخانه ساختمانی بسازند. اگر می‌خواهید کمک کنید این👆شماره مسئول کتابخانه، این هم کانال کتابخانه @Bahar_Library
احسان‌نامه
📸 رد پای نارنجک‌های چهارشنبه سوری بر کتیبه‌های آرامگاه فردوسی در توس - عکس‌ها از توئیتر مجید خاکپور @ehsanname
🗞انعکاس خبر آسیب باغ آرامگاه فردوسی از نارنجک‌های چهارشنبه‌سوری در صفحۀ طنز روزنامه «شهروند» (پنجشنبه ۱۶ فروردین ۹۷)
@ehsanname
@shahrvang
🍏چطور تولستوی گیاهخوار شد؟
@ehsanname
احسان رضایی: یکی از مهمترین نکاتی که توسط گیاهخوارها تبلیغ می‌شود، این است که با نخوردن گوشت، زندگی آرامتری خواهیم داشت. اما نسیم اقدم، دختر ایرانی-آمریکایی که دیروز به دفتر یوتیوب حمله کرد هم گیاهخوار بود و هم مبلّغ این سبک زندگی. عجیب این‌که آدولف هیتلر، پیشوای آلمان در جنگ جهانی دوم هم گیاهخوار بود‌. عجیب‌تر اینکه فهرست گیاهخواران معروفِ تاریخ، تنها جایی است که هیتلر و گاندی در کنار هم قرار می‌گیرند.

در بین نویسندگان هم چهره‌های معروفی پیدا می‌شوند که رژیم گیاهخواری داشتند. اسم کسانی مثل رومن رولان (نویسندهٔ فرانسوی و برنده نوبل ادبیات ۱۹۱۵)، جرج برنارد شاو (نمایش‌نامه‌نویس انگلیسیِ برنده نوبل ادبیات ۱۹۲۵)، آلدوس هاکسلی (نویسندهٔ انگلیسی «دنیای قشنگ نو»)، ایزاک باشویس سینگر (داستان‌نویس یهودی و برنده نوبل ادبیات ۱۹۷۸)، جی.ام. کوتسی (نویسندهٔ هلندی‌تبار اهل آفریقای جنوبی و برندهٔ نوبل ادبی ۲۰۰۳) و آلن مور (معروفترین نویسندهٔ کتابهای کمیک) همگی در فهرست گیاهخواران است.
در بین نویسندگان ایرانی هم صادق هدایت را داریم که از جوانی گیاهخوار شد و کتاب «فواید گیاهخواری» را در سال ۱۳۰۶ نوشت که هنوز هم مشهورترین کتاب فارسی در این زمینه است.
حتی بین نویسندگان قدیمی هم گیاهخوار پیدا می‌شود. مثلاً در مورد ابوالعلاء مَعرّی، شاعر و فیلسوفِ نابینای عرب در قرن پنجم هجری، شهرت او به گیاهخواری آن‌قدر بوده که ایرج میرزا شعری دربارهٔ او بسراید که وقتی در زمان مریضی سوپ جوجه برایش آوردند، به گریه افتاد:
قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر
لحم نخورد و ذواتِ لحم نیازرد
در مرض موت با اجازۀ دستور
خادم او جوجه‌با به محضر او برد
خواجه چو آن طیر کشته دید برابر
اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت چرا ماکیان شدی، نشدی شیر
تا نتواند کسَت به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امر طبیعی است
هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد
bit.ly/2IvGmGL
اما بدون شک مهمترین نویسندهٔ گیاهخوار، لئو تولستوی، خالق «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» است که در ۲۵سال آخر عمرش گیاهخوار شد و ترویج گیاهخواری هم می‌کرد. این، دورانی است که در آن «رستاخیز»، «مرگ ایوان ایلیچ»، «حاجی مراد» و «سونات کرویستر» را نوشت.
طبق روایت سرگی لوویچ، پسر تولستوی، بعد از ملاقات با ویلیام فری، اثبات‌گرا و گیاه‌خوار، در پاییز ۱۸۸۵ بود که سبک زندگی تولستوی عوض شد. البته تولستوی قبل از این دوران خودش به شکار هم می‌رفت. ولی او که در جستجوی رشد معنوی بود، بعد از ملاقات با فری، شروع به ایجاد تغییراتی در زندگی خودش کرد. گیاه‌خوار شد (البته هنوز شیر می‌نوشید و تخم‌مرغ می‌خورد). مهارت پینه‌دوزی را یاد گرفت و شروع به دوختن کفش‌های خودش کرد. دست از نوشیدن الکل برداشت و سیگار کشیدن را هم به مرور کنار گذاشت. تولستوی با ارسال مقالاتی به مجلات و استقبال از افتتاح مهمان‌خانه‌های گیاه‌خواری، شروع به ترویج این رژیم غذایی کرد. دختران او خیلی زود گیاه‌خوار شدند و همسرش، سوفیا آندریونا، هم در اواخر عمرش گیاه‌خوار شد.
همسر تولستوی در دفتر خاطراتش فهرست مفصلی از دستور پخت غذاهای مورد علاقه خانواده تولستوی، و همچنین اطلاعات و جزئیاتی از زندگی روزانه‌شان یادداشت کرده بود که بعدها استپان آندریویچ برس، برادر سوفیا این دفتر خاطرات را قرض گرفت و یک کتاب آشپزی از آن منتشر کرد با عنوان «دستور پخت‌های خانوادهٔ تولستوی».
📚 برای خواندن یک اثر کلاسیک چه‌قدر وقت لازم داریم؟ - از اینستاگرام نشر اطراف
@ehsanname
@atrafpublication
🔹علیرضا قزوه پشت حمید هیراد درآمد و در اعتراض به انتشار گزارش از ماجراهای هیراد و شاعران در خبر ۲۰و۳۰ دیشب به علیرضا بدیع حمله کرد. متن پست اینستاگرامی او را (که بعداً حذف کرد) ببینید @ehsanname
📸دیدار با استاد عبدالله کوثری، مترجم و پژوهشگر پیشکسوت، در ادامۀ دیدارهای نوروزی وزیر ارشاد @ehsanname
تو را دوست می‌دارم
بهرام زند
🎼 امروز (۱۸ فروردین) صدای گرم بهرام زند، دوبلور پیشکسوت خاموش شد. به یاد آن صدا که خاطره‌ها برایمان ساخت، شعر پل الوار با ترجمه #احمد_شاملو را بشنویم با دکلمۀ بهرام زند @ehsanname
🗓۱۹ فروردین سالگرد خودکشی صادق هدایت، یکی از رکورددارهای جملات منسوب در فضای مجازی است. نقاشی هدایت با مصراعِ معروف حافظ را می‌بینید که امضایش تاریخ ۲۲ می ۱۹۳۰ (۳۱ اردیبهشت ۱۳۰۹) دارد @ehsanname
🚩 سرودۀ شایان مصلح برای قهرمانی پرسپولیس @ehsanname
📖 استاندارد اخلاقی در نگارش کتاب درسی
@ehsanname
کتاب «اصول طب داخلی هاریسون» (Harrison's Principles of Internal Medicine) یکی از معروفترین کتاب‌های درسی دانشجویان پزشکی و معتبرترین منابع برای پزشکان است. چاپ اول این کتاب سال ۱۹۵۰ و ویرایش نوزدهم آن در ۲۰۱۵ منتشر شد. کتاب به نام تینسلی هاریسون (۱۹۰۰-۱۹۷۸) متخصص قلبِ آمریکایی که ویراستار ارشد ۵ ویرایش اولیه کتاب بود نام‌گذاری شده و ویرایش بیستم آن هم نیمۀ آگوست (اواخر مرداد) امسال می‌آید.
این کتاب مشهور اما نه فقط به خاطر ویراست جدیدش، که با یک اتفاق عجیب خبرساز شده است. نویسندگان طب داخلی هاریسون متهم شده‌اند که در فاصله سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، بیشتر از ۱۱ میلیون دلار از شرکت های دارویی برای معرفی محصولاتشان در کتاب هاریسون دریافت کرده‌اند. در یک مورد، فقط یکی از نویسندگان کتاب هاریسون حدود ۸۷۰هزار دلار از یک شرکت دارویی دریافت کرده است.
دریافت هزینۀ تحقیقات از مراکز دارویی، البته امر شایعی است اما طبق اصول پژوهش باید در مقالات پزشکی conflicts of interest (تضاد منافع) رعایت شود و محقق یا نویسنده، قید کند که در مورد فلان داروی مورد بحث، از شرکت سازنده وجهی دریافت شده یا نه. حالا بحث اینجاست که استاندارد کتابهای آموزشی پزشکی هم باید سختگیرانه‌تر از قبل باشد.

📌خبر مربوط به کتاب هاریسون و بحثهای مطرح در مورد آن را اینجا ببینید:
https://www.statnews.com/2018/03/06/conflict-of-interest-medical-textbook/