احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📸 عروسک‌های سه‌متریِ زال و رودابه، در نمایشگاه گردشگری تهران - عکس از خبرگزاری میراث آریا @ehsanname
⚠️ نویسندگان و ناشران سر چه چیزی دعوایشان می‌شود؟
@ehsanname
برخلاف چیزی که به نظر می‌رسد دنیای کتاب و ادبیات چندان هم بی‌حاشیه نیست. از بین موارد اختلاف ارجاع‌شده به کمیته‌ی حقوقی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، پنج موردی که بیشترین تعداد شکایت را دارند اینهاست:

خودداری ناشر از پرداخت حق‌التألیف، خودداری ناشر از چاپ اثر پس از پرداخت حق‌التألیف، تغییر متن بدون مجوز یا هماهنگی با نویسنده، کتاب‌سازی با سرقت از چند کتاب مختلف، تحویل اثر به ناشر بدون دریافت رسید.

📌 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257085/
🎨 ون‌گوک علیه ترامپ
@ehsanname
تابلوی «چشم‌انداز برفی» اثری از ونسان ون‌گوک است که آن را در ۱۸۸۸ کشیده. یکی از آخرین تابلوهایی که قبل از بریدن گوش چپش کشید و یکی از ۱۰ تابلوی برفی که او در فاصله سالهای ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۹ خلق کرد. ون‌گوک در این زمان ۳۵ساله بود و در آرل، در جنوب فرانسه در انزوایی خودخواسته زندگی می‌کرد.
goo.gl/PtjFyP
این تابلو یکی از چهار اثر ون‌گوک است که در موزه گوگنهایم نیویورک نگه‌داری می‌شود و البته معروفترین آنها. تازه‌ترین ماجرای این تابلو، خبری است که دونالد ترامپ و همسرش، رئیس‌جمهور و بانوی اول آمریکا در سپتامبر (اواخر تابستان) از مسئولین موزه گوگنهایم خواسته بودند این تابلو را به کاخ سفید امانت بدهد و آنها هم گفته‌اند نمی‌توانند چنین کاری بکنند، ولی به جایش حاضرند مجسمه طلایی توالتی را که در این موزه هست به آقا و خانم ترامپ امانت بدهند. این توالت طلا کار یک هنرمند ایتالیایی است و ارجاع به نابرابری اجتماعی دارد. شاید هم موزه‌دارها خواستند به گفتار خاص ترامپ در استفاده از لفظ «چاه فاضلاب» طعنه‌ای بزنند. اصل خبر در اینجا:
📌 washingtonpost.com/local/dc-politics/the-white-house-wanted-a-van-gogh-the-guggenheim-offered-a-used-solid-gold-toilet/2018/01/25/38d574fc-0154-11e8-bb03-722769454f82_story.html
✍️از بین نویسندگان ایرانی که از موزه گوگنهایم نیویورک دیدن کرده‌اند، جلال آل‌احمد گزارشی از بازدیدشان در روز ۲۷ تیر ۱۳۴۴ نوشته و عجیب اینکه هیچ اشاره‌ای به این تابلو از ون‌گوک ندارد: «گوگنهایم یک موزه جمع و جور است و خالی از گرفتگی و بوی نای موزه‌های معمولی، که تاکنون سراغ داشته‌ام. راحت و خلوت و خودمانی. عیبش این بود که دیر بازش کردند، وگرنه به کارهای دیگرمان می‌رسیدیم. مقداری کارهای جدید در طبقه بالایش بود که با آسانسور رفتیم بالایش و آمدیم پایین. بعد، به ترتیب از دوبوفه بود و میرو و جکسون پولاک، با درهمی رنگها و همان که بهجت صدر و دیگران ازش تقلید می‌کنند. بعد، پییر نونار. و بعد، در یک شاه‌نشین، شش‌تا موندریان و در یک شاه‌نشین دیگر از دِلانی و سه شاه‌نشین دیگر از کاندینسکی (واسیلی) و یک شاه‌نشین دیگر از میرو و یکی دیگر از کلی Paul Klee و تابلوی معروف لِژه. و بعد کارهای مهمّ شاگال: ویولن‌زن سبز (خاخام‌مانند)، پاریس از پنجره، و خانه حریق‌زده. و بعد، چهارتا از مودیلیانی و پیتر بنش. و بعد مقدار زیادی کار از پیکاسو (حتی از ۱۸۸۱) و یک مجسمه هم و جالب این که توی حوضچه پایین- کف بنا- سکه می‌انداختند. پنج سنتی و یک سنتی. به هر صورت، موزه راحتی بود و دلباز و خسته‌نکننده و بوی نا نگرفته؛ و خلأ مدام دم دست و همه‌چیز به جای خود؛ و مارپیچ و دایره‌ای در بالا پهن و در پایین باریک‌شونده، عین دوکی، از رأس پهن‌تر بر زمین و مضافاتش همه با هم جور. مثلاً آسانسورش بجای مربع یا مستطیل، نیم‌دایره بود و قوس‌مانند؛ و جمعاً خوب بود.» (صفحه ۱۰۹ از «سفر آمریکا»)
📚 نامزدهای جایزۀ استاد نجفی به عنوان بهترین ترجمۀ سال، معرفی شدند. سال گذشته و در اولین دورۀ برگزاری این جایزه، کتاب «آشیانه اشراف» تورگنیف با ترجمۀ آبتین گلکار برنده شد @ehsanname
📖 طرح جلد نسخۀ فرانسوی کتاب «شما که غریبه نیستید»، زندگینامه خودنوشت هوشنگ مرادی کرمانی که توسط انتشارات شمع و مه منتشر شده است @ehsanname
احسان‌نامه
📖 طبق اطلاعات سایت کتابخانه ملی، ۵ ناشر کتاب پرگفتگوی این روزها «آتش و خشم» را ترجمه کرده و برایش فیپا گرفته‌اند. این کتاب ۱۸روز پیش (۵ ژانویه) منتشر شده است @ehsanname
❗️وقتی دقت فدای سرعت می‌شود. اولین ترجمه از «آتش و خشم»، کتاب افشاگرانه علیه ترامپ، با چنین ایرادهای نگارشی عجیب و حتی غلط تایپی در اسم مترجم منتشر شده است @ehsanname
قصیدهٔ «برف»
کمال‌الدین اسماعیل
قصیدهٔ برف، سرودهٔ کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی معروف به خلّاق‌المعانی

به روایت: محمّدرضا ضیاء

👇👇👇
@kargadanmagazine
📖در سنت ادبی ما، قاضیِ بلخ نماد بی‌عدالتی در قضاوت است (hassani.ir/post-327.aspx). بهرام بیضایی نمایشنامه‌ای با همین شخصیت دارد. «دیوان بلخ» را در «دیوان نمایش» جلد۲ صفحات ۱۹۵تا۳۸۰ بخوانید @ehsanname
📊 سهم شاعران از میزان بازدیدهای مردم از بناهای تاریخی کشور در سال ۱۳۹۴: حافظیه ۱۳.۶درصد بازدیدها را دارد، سعدیه ۱۱درصد و آرامگاه فردوسی در توس ۳.۵درصد
@strategicdata
@ehsanname
احسان‌نامه
◼️محسن سلیمانی نویسنده، مترجم و منتقد ادبی هم درگذشت. او که رایزن فرهنگی ایران در صربستان بود، صبح امروز (۲ بهمن) در بلگراد دچار حمله قلبی شد. همین چند ساعت پیش @ehsanname
📸 مراسم بدرقه محسن سلیمانی، نویسنده و مترجم پرکار کشورمان، در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تهران زیر بارش برف - عکس از ایسنا @ehsanname
📸 مجسمه فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در زیر برف - عکس از حجت‌الاسلام رسول جعفریان @ehsanname
📸 مجسمه #حسین_منزوی خانه شاعران در زیر برف - عکس از خانم آوین فرهادی، همسر دوست شاعرمان جواد زهتاب @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 چرا شاهنامه برای ما مهم است؟ پاسخ استاد مجتبی مینوی را در بخشی از مستند «فردوسی و مردم» (حسین ترابی) ببینید. مینوی، یکی از مهمترین اساتید ادبیات معاصر در ۷ بهمن ۱۳۵۵ درگذشت @ehsanname
◼️اردلان عطارپور روزنامه‌نگار قدیمی و سردبیر سابق روزنامه «جهان صنعت» بود. از بین کتابهایش، «مو لای درز فلسفه» که روایتی طنزآمیز است از تاریخ فلسفه، مشهورتر است. او امروز (۸ بهمن) درگذشت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
سوال شاعر، در روزِ برفی @ehsanname
شب است و ره گم کرده ام در کولاک زمستانی
غزلی از حسین منزوی
با صدا و حس و حال امشب
#غلامرضا_طریقی
@gholamrezatarighi
سمت راست: روزنامه اطلاعات - یکشنبه 8 بهمن 96 - صفحه سوم
سمت چپ: روزنامه کیهان - یکشنبه 8 بهمن 96 - صفحه سوم

🌾 @sedanet | @Dariush_Shayegan
🗞روزنامه «اعتماد» جای برف و سیاست، صفحه اولش را به سخنان مصطفی ملکیان در نشست نقد یک کتاب (ترجمه «در باب حرف مفت» هری فرانکفورت) اختصاص داده. تیتر هوشمندانه‌ای که آن موارد هم در دلش هست @ehsanname
🗣چرا ما حرف مفت می‌زنیم؟
@ehsanname
استاد مصطفی ملکیان: فرانکفورت در کتاب «در باب حرف مفت» عللی را بیان کرده است که به نظر استقصاء او ناتمام است. به نظر من گرایش انسان به حرف مفت دو دسته ادله دارد:

🔸١- ادلّه غیرمعرفتی: این ادله به دو دسته فردی و جمعی تقسیم می‌شوند. اینها عواملی روانی هستند. از میان ادله فردی یکی احساس تنهایی عمیق است. فرد برای رفع تنهایی عمیقش حرف مفت می‌زند تا با دیگری ارتباط برقرار کند. این نشان‌دهنده آن است که فرد سلامت روانی ندارد. انگیزه دیگر حرف مفت خودشیفتگی است، مثل زمانی که فرد احساسات و عواطف خود را برای دیگران بیان می‌کند. این قسم غیر از آنکه نشان‌دهنده فقدان سلامت روانی است، نشان‌دهنده نوعی رذیلت اخلاقی نیز هست. سومین دلیل فردی حرف مفت خودنمایی است که صرفا یک رذیلت اخلاقی است، مثل فردی که رشته اصلی‌اش فیزیک است، اما در سایر رشته‌ها نیز اظهارنظر می‌کند. دلیل فردی چهارم حرف مفت تنبلی است. آدمی که حوصله مطالعه ندارد، حرف مفت می‌زند.

🔹اما عوامل غیرمعرفتی اجتماعی نیز هست که فرانکفورت به برخی از آنها اشاره کرده است. نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگی‌های ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بی‌معنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگی‌های فرزانگان در دوران گذشته بود.

🔹دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته می‌شود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفت‌گویی می‌شود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چاره‌ای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز می‌توانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.

🔹سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمتِ به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمی‌خورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان می‌گوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده می‌شود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان می‌شود و می‌گوید زمانی که کسی کنجکاوی بی‌ارزش داشته باشد، مخاطب یاوه‌گویی بی‌ارزش می‌کند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته می‌شوند. او می‌گفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بی‌جا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بی‌ارزش و سرگشتگی نیز رخ می‌دهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.

🔹چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوه‌گویی می‌شود، سیطره کمیّت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف می‌زنند (توجه به کمیت) . قرآن می‌گوید: «لِیبْلُوکمْ أیکمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا می‌آزماید که کدام کار بهتر می‌کنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری می‌کند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.

🔹پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدّم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش می‌کنند.
goo.gl/2dWrCQ
🔸٢- ادله معرفتی: همه فلسفه‌ها و مکتب‌ها و سنت‌های فکری که می‌گویند یا حقیقتی در کار نیست (نیهیلیسم معرفتی) و فقط چشم‌اندازها و سوژه‌ها در کار هستند؛ یا بشر به حقیقت دسترسی ندارد (آگنوستیسیزم یا اسکپتیسیزم معرفتی)، در واقع می‌گویند، هر چه بیان می‌شود، حرف مفت است. هر جا انسان فکر کند حقیقتی نیست یا دسترسی به حقیقت ندارد، به گمانه زنی درباره حقیقت می‌پردازد و این به معنای حرف مفت است. این دیدگاه معرفتی لب سخن پست‌مدرن‌هاست. آنها می‌گویند حقیقتی در کار نیست و اگر حقیقتی هم هست، خارج از دسترس بشر است. این البته غیر از سخن کانت است که می‌گفت نومنی (شیء فی‌نفسه) هست که از دسترس معرفت خارج است، اما معرفت به فنومن (پدیدار) امکان‌پذیر است.
📌 etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=918&pageno=14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 یک شعر برفی و زمستانی: «سگها و گرگها» از #مهدی_اخوان_ثالث، با صدا و اجرای آقای شاعر @ehsanname
احسان‌نامه
📚 نامزدهای جایزۀ استاد نجفی به عنوان بهترین ترجمۀ سال، معرفی شدند. سال گذشته و در اولین دورۀ برگزاری این جایزه، کتاب «آشیانه اشراف» تورگنیف با ترجمۀ آبتین گلکار برنده شد @ehsanname
📚 نامزدهای ۳۵مین دوره کتاب سال، در گروه ادبیات-ترجمه. پارسال «دیگری» آرتور شنیتسلر ترجمۀ علی‌اصغر حداد شایسته تقدیر شد و پیارسال «نامه‌های پرتب و تاب» بورخس ترجمۀ نجمه شبیری برگزیده شد @ehsanname