احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه رمان و داستان بلند @ehsanname
📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه مجموعه داستان کوتاه @ehsanname
Barfe no
Ahmad Shamlou
... همه آلودگی است این ایام
راه شومی است می‌زند مطرب
تلخ‌واری است می‌چکد در جام
اشک‌واری است می‌کشد لبخند
ننگ‌واری است می‌تراشد نام
@ehsanname
🎧 شعر «برف» #احمد_شاملو با صدای شاعر و موسیقی مرتضی حنانه
🔸"شما با خواجه حافظ شیرازی درددل می‌کنید. قسمش می‌دهید به شاخ نباتش. همدم تنهایی‌های شماست. اما با او چه کردید؟ حافظ می‌سراید «بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب/ که رفت موسم و حافظ هنوز می‌ نچشید». این دادگسترا را دارد به کسی می‌‌گوید که گردن چندهزار نفر را زده است. خب چه‌ کسی قرار است این رنج حافظ را جواب بدهد؟ حکیم ابوالقاسم فردوسی یک نسخه از شاهنامه را زیر بغل گرفت و از طوس فرار کرد. امروز ما یادمان رفته با فردوسی چه کردیم. هی از این می‌گوییم که فردوسی فرهنگ ما را نجات داد و چنین کرد و چنان. این‌هایی که این کار را با فردوسی کردند، پدران و اجداد ما بودند. این خط را بگیرید و بیایید تا امروز."
از مصاحبه هوشنگ ابتهاج #سایه با شماره ۷۲۴ هفته‌نامه «چلچراغ»
@ehsanname
نسخه کامل مصاحبه در اینجا:
📌 http://40cheragh.org/زمان-بیکرانه/
Forwarded from احسان‌نامه
🖋 به مناسبت ۱۳ دی سالروز درگذشت نیما: اینفوگرافیِ زندگی و زمانه نیما یوشیج، نوشته احسان رضایی، از شماره ۱۴۹ «همشهری جوان» @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔊 ترا من چشم در راهم شباهنگام
كه می‌گيرند بر شاخِ تُلاجَن سايه‌ها رنگِ سياهی
وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم،
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام،
در آن دم كه بر جا دره‌ها چون مرده‌ماران خفتگانند،
در آن نوبت كه بندد دستِ نيلوفر به پای سروِ كوهی دام،
گرَم ياد آوری يا نه، من از يادت نمی‌كاهم
ترا من چشم در راهم
@ehsanname
در سالروز درگذشت نیما (۱۳ دی) شعر معروفِ نیما را با خوانش‌ها و صداهای مختلف بشنوید 👇
Forwarded from احسان‌نامه
To ra Man chashm dar raham
Hosein Ghavami
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز حسین قوامی و آهنگسازی عماد رام از آلبوم «نغمه فاخته» (۱۳۶۶) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Chashm Be Rah
Shahram Nazeri
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک از آلبوم «چشم به راه» (۱۳۷۰) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
To ra Man chashm dar raham
Ahmadeza Ahmadi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمدرضا_احمدی و آهنگسازی فریبرز لاچینی از آلبوم «در شب سرد زمستانی» (۱۳۶۸) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Nima
Ahmad Shamloo
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمد_شاملو و آهنگسازی فرهاد فخرالدینی از آلبوم «شعرهای نیما» (۱۳۷۳) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
To ra Man chashm dar raham
Ghazale Alizade
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای غزاله علیزاده. از این داستان‌نویس دکلمه شعر «داروگ» نیما هم به جا مانده @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
To ra Man chashm dar raham
Esameil Jannati
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای اسماعیل جنتی و آهنگسازی بهرام دهقانیار از آلبوم «او را صدا بزن» (۱۳۷۴) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Shabahengam
Khosro Shakibayi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای خسرو شکیبایی و آهنگسازی هوشنگ کامکار از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Shabahengam
Bijan Kamkar
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز بیژن کامکار و همراهی گروه کامکارها از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
To ra Man chashm dar raham
Soheil Nafisi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز و گیتارِ سهیل نفیسی از آلبوم «چنگ و سرود» (۱۳۹۰) @ehsanname
در باب غلط‌نویسی جوان‌های امروز
@ehsanname
کتاب «آدم ما در قاهره» تازه‌ترین اثر محمد قائد، بازنویسی خاطرات دکتر قاسم غنی از ماموریت سال ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ قاهره (برای طلاق فوزیه، بازگرداندن جسد رضاخان و پس گرفتن جواهرات سلطنتی) است. در بخش‌هایی از مقدمه کتاب، محمد قائد در بررسی ویژگی‌های نثری این طبیبِ ادیبِ دیپلماتِ مصحح دیوان حافظ، گریزی هم به نقدهای وارد به نثر جوانان هم می‌زند و نکاتی می‌گوید که خواندنش خالی از لطف نیست:

🔹بزرگترها عادت دارند و حتی لازم می‌بینند جوانها را سرزنش کنند که از پیشینیهٔ زبان فارسی و مفاخر ادبی کشور خویش آگاهی ندارند و حواسشان دنبال زرق و برق مغرب زمین و نوشته‌های مهملی است زیر عنوان شعر و ادبیات نو، و کامنت‌گذاری در اینترنت. بزرگترها معمولاً استحضار دارند که این تمام واقعیت نیست اما عادت دارند خودشان را به آن راه بزنند زیرا تجاهل العارف را برای وعظ و نصیحت لازم می‌بینند، و بزرگتر اگر نصیحت نکند بزرگتر نیست.
محمدتقی بهار، در تعریضی تند به میرزاده عشقی، نوشت جوانهای پس از انقلاب مشروطیت، یعنی نسل به اصطلاح جدید، به برکت تجدد "از همان کودکی" شروع به "سیگار کشیدن و عرق خوردن و فحش دادن و روزنامه خواندن و شعر مهمل گفتن" می‌کنند. نمی‌دانیم بهار اهل آشامیدن هم بود یا نه، اما نشریه بیرون می‌داد و زمانی که یک جریده‌نگار او را متهم به تدخین افیون کرد باران ناسزا بر سر طرف و والده‌اش باراند. در هر حال، به عنوان دارندهٔ لقب ملک‌الشعرای موروثی، فارسی را غلط استعمال نمی‌کرد.

🔹منتقدانی سخت می‌گیرند که از فعل داشتن نباید برای دریافت نامه و پیام و مکالمهٔ تلفنی و برداشتن و گرفتن و خوردن و خریدن استفاده کرد و "ناهار را داشته باشیم" به نظرشان قابل تعقیب کیفری است، گرچه بین دریافت کردن یا
دریافت داشتن نامه و نامه داشتن از زمین تا آسمان تفاوت نیست و عرفاً همه‌فهم است (نامه دارید، تلفن دارید). فعلی مرکب خلاصه شده است. در هر حال، این یکی در نثر [قاسم] غنی نوبر است: "تعجب داشتم." بسیاری قالبهای بیانی که امروز نتیجهٔ سهل‌انگارى جریده‌نگاران و کم‌سوادی کاربران جوان اینترنت تلقی می‌شود، بدتر از همه "را"ی نابجا و مغایر نحو زبان و مخلّ معنی، در نثر قلمزنان نسلهای پیش هم به چشم می‌خورد. اما کمتر منتقدی به خودش اجازه می‌دهد به سنگین‌وزنهایی کلاسیک در حد عبدالله مستوفی و قاسم غنی و مهدیقلی هدایت و محمدعلی جمالزاده و علی‌اکبر دهخدا همان اندازه سخت بگیرد که به معاصران جوجه‌وزن خویش.
غنی با حشو قبیح و تکراری زائد می‌نویسد "ظهر اشخاص ذیل به ناهار دعوت دارند که در سفارت ناهار می‌زنند." استعمال فعل زدن برای مهمانی رسمی در نوشتهٔ هفتاد سال پیشِ ادیب فاضل و ستارهٔ آسمان ادب متولد قرن نوزدهم. جوان غیرفاضل امروزی اگر ناپرهیزی کند یک فروند همبر خفن بزند به بدن، فغان سره‌گرایان و داد پرستندگان زبان معیار و هوار منتقدان انحراف زبان بلند است که یک مشت جوانکِ از مکتب‌گریختهٔ جریده‌نگار با گرته‌برداری‌شان زبان فخیم و فاخرمان را تباہ کردند.

🔹قاسم غنی چند سال پیش از قتل ناصرالدین شاه زاده شد و در دههٔ آخر قرن نوزدهم به مکتب رفت. فارسی نوشتن او محصول عصری بود که معرکه‌گیرها در حسرتش آه جگرسوز می‌کشند و به چیزی که اسمش را مدرنیزاسیون گذاشته‌اند لعنت می‌فرستند: "ساعت ۷ کیف را درست کردم. خداحافظی نموده، ساعت ده و نیم به مطار رفته، ۱۲ حرکت کرد. طیاره جای پنجاه و دو نفر دارد با هفت نفر عملهٔ طیاره." در فارسی امروزی، چمدان را می‌بندند و ساک و کیف را آماده می‌کنند؛ خداحافظی نمودنی نیست؛ به مطار می‌گویند فرودگاه؛ جملهٔ حرکت طیارہ باید با فاعلی جدید و متفاوت شروع شود، و هواپیما خدمه دارد نه عمله.
خواهند گفت فارسی در آن روزگار غیر از زبان امروزی بود. پس برای از دست رفتن چه چیزی آه می‌کشند و چرا نسلهای بعدی را به گناه "گرته‌برداری" ملامت می‌کنند؟ انواع سبک در شعر وجود داشت اما نثر را تقریباً همه عین هم و به همین شلختگی و حتی بدتر می‌نوشتند.

🔹از نظر شکل و نثر، بسیاری چیزهای معاصر شبیه گذشته‌‌اند اما انسان و جهان و زبان همواره در حال دگرگونی‌اند. پس چه بهتر که بزرگترها قدری بزرگوارتر و بخشنده‌تر باشند و این قدر چماق "درست بنویسید، غلط ننویسید، عمیق فکر کنید، زود باشید کتاب بخوانید" بر سر جوانترها نکوبند. جوانترها البته بد نیست رعایت حال بزرگترها را بکنند اما لزومی ندارد نصایحشان را زیاد جدی بگیرند. دنیای سرشار از معنویت و انسونیت و اخلاق که فضلای سالمند و پرسوناژهای تهرونی فیلمهای نئولاتی با دریغ و درد می‌نالند که از دست رفت، در واقع هیچ‌گاه وجود نداشت.
goo.gl/3CE1cK
📌بخش‌هایی از مقدمه کتاب «آدم ما در قاهره»، محمد قائد، نشر کلاغ، ۱۳۹۶، صفحات ۴۰ تا ۵۶
#برچیده_ها
📚 کدام کتابهای این دهه بالای ۴۰ نوبت چاپ دارند؟
@ehsanname
⚠️بیشتر فروش حاصل تبلیغ، مسابقات کتابخوانی و خرید نهادها است. البته نکات خاصی هم هست مثل این توضیح برای رتبه۴ جدول
t.me/ehsanname/2441
📙 استاد میرجلال‌الدین کزازی، نویسنده سفرنامه «آنک پاریس»، مستندنگاری قابل تقدیر سال ۹۵ (بطور مشترک با «سفر دیدار») دهمین دوره جایزه جلال @ehsanname
📙 خانم مریم جهانی، نویسنده «این خیابان سرعتگیر ندارد»، برنده مشترک رمان برتر سال ۹۵ (بطور مشترک با «بی‌کتابی») دهمین دوره جایزه جلال @ehsanname
📙 محمدرضا شرفی خبوشان، نویسنده «بی‌کتابی»، برنده مشترک رمان برتر سال ۹۵ (بطور مشترک با «این خیابان سرعتگیر ندارد») دهمین دوره جایزه جلال @ehsanname
Forwarded from الفیا
🔸نگاتیو نویسنده

🖋احسان رضایی

اولین مستند درباره جلال را خانم پریسا عشقی، در شهریور ۱۳۸۷ و به مناسبت چهلمین سالمرگ جلال ساخت. این مستند ۷۲ دقیقه‌ای با اسم ساده «جلال آل‌آحمد» برای شبکه دو تلویزیون ساخته شد. مستندی که با این جمله از دکتر علی شریعتی شروع می‌شود: «همه می‌پندارند که هر کسی آنچنان فهمیده می‌شود که هست، اما نه، آنچنان که فهمیده می‌شود هست.» انتخاب این جمله هدف مستندساز را نشان می‌دهد که سعی دارد بیشتر از روایت کردن زندگی و زمانه جلال، تلقی دیگران از جلال را نشان بدهد. این دیگران، شخصیت‌هایی هستند که با آنها مصاحبه شده: زنده‌یاد رضا سیدحسینی، علی‌اصغر خبره‌زاده، بهمن شعله‌ور، محمد صنعتی، غلامرضا امامی، مهدی آل‌احمد، خواهرزاده جلال و ایرج بابایی، پسر سرایدار جلال در اسالم. مستند با طرح مساله مرگ جلال شروع می‌شود و طرح مساله اینکه آیا او را ساواک کشته یا نه که به نتیجه مشخصی نمی‌رسیم. از اینجا وارد زندگی جلال و بعد اهمیت جلال در ادبیات معاصر و بررسی داستان‌ها و مقالات او می‌رسیم، نماهایی مانند خانه پدری جلال را می‌بینیم، معلمی را می‌بینیم که در ۱۷سالگی وقتی شنیده جلال در اسالم نزدیک خانه اقوامشان است با دوچرخه‌اش خودش را به جلال رسانده، به جمله سیدحسینی می‌رسیم که «جلال شدن کار هر کسی نیست» و در نهایت آرامگاه جلال در مسجد فیروزآبادی شهر ری را می‌بینیم و دکلمه شعر شاملو: «هرگز از مرگ نهراسیده‌ام اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.»

ادامه‌ی این مطلب را در لینک زیر بخوانید🔻
📎http://alefyaa.ir/?p=7764

#احسان_رضایی
#جلال_در_آینه_مستند
#الفیا
@alefya