احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹در زادروز استاد بهرام بیضایی (۵ دی)، بخشی از نمایشنامه «سهراب‌کُشی» بیضایی را ببینیم که مویه‌ٔ تهمینه بر مرگ سهراب است و خانم مژده شمسایی در ۵ دی ۱۳۸۵ خوانده است @ehsanname
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
📒 «کتاب درسی» از کجا آمد؟ احسان رضایی @ehsanname ... تا همین ۱۵۰سال پیش، چیزی به اسم کتاب درسی وجود خارجی نداشت. قبل از مدارس جدید و امروزی، کودکان ایران برای آموزش به مکتبخانه می‌رفتند. جایی که به بچه‌ها خواندن قرآن، روخوانی از متون فارسی و کمی هم حساب آموزش…
🗓مدرسه معروف دارالفنون، ۱۶۶ سال پیش در چنین روزی، یکشنبه ۶ دی ماه ۱۲۳۰ برابر با پنجم ربیع‌الاول ۱۲۶۸ قمری، درست ۱۳ روز پیش از قتل بانی‌اش امیرکبیر با ۳۰ نفر شاگرد رسماً افتتاح شد.
@ehsanname
مدرسه درالفنون، که پیشرو آموزش نوین در کشورمان است، تاثیرات زیادی در فرآیندهای اموزشی امروز ما دارد. اما نگاهی به برنامه درسی این مدرسه در سالهای ابتدایی هم جالب است. طبق اسناد این مدرسه که در کتابخانه ملی موجود است، برنامه درسی آن سه کلاس در روزهای شنبه تا پنجشنبه داشته و از آن جالبتر زمان‌بندی ساعات درس است:
🔸 یک ساعت و نیم مانده به غروب تا نیم به غروب
🔹از یک ربع به غروب تا سه ربع از شب گذشته
🔸یک ساعت تا دو ساعت از شب گذشته
📸 goo.gl/F5HBXV
🕓 توضیحش این که در آن دوران، برای به خاطر سپردن اوقات شرعی، سنجش زمان را با غروب آفتاب تنظیم می‌کردند و غروب آفتاب به معنای «شب» بود. بعدا که در تهران ساعتهایی کار گذاشته شد (از جمله در همین دارالفنون) آن ساعت‌ها هم «غروب‌کوک» بودند، یعنی غروب آفتاب ۱۲شب فرض می‌شد. این ساعتها کلید یا قول خودشان دسته‌ای داشت که کنار عدد ۶ بود و با آن ساعت را تنظیم می‌کردند. بنابراین ظهر را «سرِ دسته» می‌گفتند و یک ساعت یا دو ساعت «از دسته گذشته» در متون قاجاری، یعنی ساعت ۱ یا ۲ بعدازظهر. به علاوه چون ساعتها غروب‌کوک بود، هر شهری برای خودش یک ساعت و زمان داشت. این وضعیت تا سال ۱۳۱۱ برقرار بود تا در این سال گروهی به ریاست دکتر محمود حسابی ساعت رسمی کشور را تعیین کردند.
📸کتابخانه استاد داریوش شایگان @ehsanname

📌عکس از دیدار ایبنا با شایگان به بهانه انتشار کتاب «فانوس جادویی زمان»
http://ibna.ir/fa/doc/gallery/256053/
📸استادان رضا داوری اردکانی و مهدی محقق در مراسم رونمایی از تصحیح مثنوی دکتر موحد. موحد گفت انگیزۀ این کار، سخنرانی استادش مجتبی مینوی در ۱۳۵۳ بوده. فکرش را بکنید، ۴۰ سال کار برای یک توصیه! @ehsanname
رباعی های 4 ریشتری !

دیدیم زلزله دارد جدی جدی با ما شوخی می کند ما هم جدی جدی با او شوخی کردیم :

قطعا سقف و تشک یکی خواهد شد
درد و غم مشترک یکی خواهد شد
تهران بالفرض اگر زمین لرزه شود
شوش و ظفر و ونک یکی خواهد شد!


بی معرفتی و بی کلاسی به خدا
از ظلمت شب نمی هراسی به خدا
آخر دو و نیم نصف شب هم شد وقت؟
ای زلزله وقت ناشناسی به خدا...!

از مردم بی درد حسابم نکنی
آواره شوش و  انقلابم نکنی
این خانه به خون دل خریدم به خدا
ای زلزله جان خانه خرابم نکنی

امشب به خدا رسیده ام،  مهمانم
پنداشته ای که بچه ی تهرانم؟
 جان پدرت فقط ولم کن بروم
والله که من بچه ی شهرستانم...!


با آینه های پرغبارت چه کنم
با خاطره های سوگوارت چه کنم
با زلزله ات کنار خواهم آمد
با این همه موش زنده خوارت چه کنم؟


این شهر پر از گدا مرا خواهد کشت
یک روز همین بلا مرا خواهد کشت
از زلزله هم به فرض اگر در بروم
آلودگی هوا مرا خواهد کشت

سعید بیابانکی

@sbiabanaki
📸 کتابفروشی اسلامیه، در خیابان ۱۵ خرداد، با ۱۵۰ سال عمر قدیمی‌ترین کتابفروشی در تهران است @ehsanname
Forwarded from نشر مرکز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی که برف سرخ ببارد با صدای شمس لنگرودی

@nashremarkaz
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک روایت از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: «آنجا که نام کوچک من آغاز می‌شود» 👇
🗓 ۱۲۷ سال پیش (۲۹ دسامبر ۱۸۹۰) آخرین نبرد بزرگ سرخپوستها و ارتش ایالات متحده در داکوتای جنوبی و جایی به اسم واندد نی (Wounded Knee) اتفاق افتاد که به یک کشتار گسترده تبدیل شد: ۳۰۰ تن از سرخ‌پوستان شامل ۲۰۰ زن و کودک کشته شدند و ۲۵ نظامی آمریکایی که ظاهرا اغلبشان با شلیک اشتباهی همقطاران خود از پا درآمدند. با کشتار واندد نی، سرخپوستهای باقیمانده دیگر مقاومتی در مورد زمین‌هایشان نشان ندادند و ایالات متحده این‌چنین وارد قرن جدید شد.
@ehsanname
📚درباره تاریخ سرخپوست‌های آمریکای شمالی و تلاش آنها برای حفظ زمین‌هایشان، کتابهای زیادی نوشته شده که بعضی از آنها به فارسی هم ترجمه شده. از معروفترین‌هایش، کتابی است به اسم «فاجعه سرخپوستان آمريکا»، نوشته دی براون که مرحوم محمد قاضی آن را ترجمه کرده است (انتشارات خوارزمی). در اهمیت کتاب همین بس که بزرگان سینما، نظیر جان فورد و رابرت آلتمن هر کدام از روی یک فصلش فیلم ساخته‌اند. یکی از بازمانده‌های کشتار واندد نی هم سرخپوستی به اسم گوزن سیاه، از قبیلۀ سو، هست که بعدها خبرنگاران زیادی با او صحبت کردند تا زندگی و عقاید سرخپوستان را از بان او بشنوند. کتاب «گوزن سیاه سخن می‌گوید» هم توسط استاد ع. پاشایی به فارسی برگردانده شده (نشر میترا).
goo.gl/ghj33F
🔹 در همین زمینه این مطلب هم خواندنی است: 
در ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۶۹، نیل آرمسترانگ و باز آلدرین پا به سطح ماه گذاشتند. این فضانوردان ماه‌ها قبل از سفر اکتشافی آپولو ۱۱ به تمرین در بیابانی دورافتاده در غرب آمریکا پرداختند که شبیه به کرهٔ ماه بود. آن منطقه سکونتگاه چندین قبیلهٔ سرخپوست آمریکایی بود و داستان - یا افسانه‌ای - دربارهٔ ملاقات میان فضانوردان و یکی از افراد این قبایل وجود دارد.
فضانوردان روزی، هنگام تمرین، با سرخپوستی پیر روبه‌رو شدند که از آنها پرسید آنجا چه می‌کنند؟ آنها جواب دادند که عضو یک هیأت اکتشافی هستند که به‌زودی عازم سفر به ماه خواهد شد. پیرمرد با شنیدن این حرف لحظه‌ای سکوت کرد و بعد، از فضانوردان خواست که لطفی به او بکنند‌.
پرسیدند: «چه میخواهی؟»
پیرمرد گفت: «مردم قبیلهٔ من معتقدند که ارواح مقدس در ماه زندگی می‌کنند. نمیدانم آیا می‌توانید پیام مهمی را از طرف مردم من به آنها برسانید یا نه.»
فضانوردان پرسیدند: «چه پیامی؟»
پیرمرد چیزی به زبان قبیلهٔ خود گفت و سپس از فضانوردان خواست آن را بارها تکرار کنند تا درست از بر شوند.
فضانوردان پرسیدند: «معنی‌اش چیست؟»
«نمی‌توانم به شما بگویم. رازی است که فقط قبیلهٔ ما و ارواح ساکن ماه اجازه دارند آن را بدانند.»
وقتی که فضانوردان به قرارگاهشان بازگشتند، با جستجوهای زیاد فردی را یافتند که زبان آن قبیله را می‌دانست و از او خواستند آن پیام را ترجمه کند. وقتی آنچه را از بر داشتند تکرار کردند، مترجم شلیک خنده را سر داد. وقتی که ساکت شد، از او خواستند معنی‌اش را بگوید. او توضیح داد که معنی جمله‌ای که با آن دقت از بر کرده‌اند این است: «حتی یک کلمه از حرفهایشان را باور نکنید. اینها آمده‌اند زمینهای شما را بدزدند.»

📌از کتاب «انسان خردمند» نوشته یووال نوح هراری، ترجمه نیک گرگین (نشر نو) صفحه ۳۹۵ و ۳۹۶
#برچیده_ها

📸 تصویر مربوط است به اسکار مارلون براندو در سال ۱۹۷۳ برای بازی در «پدرخوانده». او به جای خودش یک دختر سرخپوست از قبیله آپاچی را روی سِن فرستاد تا دربارۀ غصب زمین‌هایشان بیانیه‌ای بخواند
🎯 اومبرتو اکو هیولای کتاب‌خوانی بود. این عشق بی‌مرز به کتاب حتی در رمان‌هایش هم کاملاً مشهود است. معلوم نیست اگر برای چنین آدمی توضیح بدهید که چرا نباید کتاب خواند، چه عواقبی منتظرتان خواهد بود. بااین‌حال، گویا پی‌یر بایار چنین کاری کرده است. و جالب اینجاست که اکو استدلال او را کمابیش قانع‌کننده می‌بیند: هیچکس نمی‌تواند همۀ کتاب‌ها را بخواند، پس باید راه‌های دیگری برای مواجهه با کتاب‌ها پیدا کرد.

🔖 ۱۰۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۶ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/vdcb.5bwurhbwa-kp.huri3er8e6.html

🔗 @tarjomaanweb
🔹نمایشگاه کتاب تهران به مصلی برمی‌گردد. این خبر را امروز، همایون امیرزاده، سخنگوی شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب تهران داد @ehsanname
معرفی کتاب «باغ وحش اساطیر» در شماره ۷۳ هفته‌نامه «کرگدن» به قلم رامبد خانلری @ehsanname
📚قصه‌هایی که در ۲۰۱۷ جا ماند
@ehsanname
سال میلادی به پایان رسید و مطبوعات و رسانه‌ها، طبق سنت این سال را از جهات مختلف مرور می‌کنند. چیزهایی مثل درگذشتگان سال. ما هم مروری داریم بر قصه‌گوهایی که در این سال خاموش شدند:

🔸۱۲ ژانویه: ویلیام پیتر بِلَتی (نویسنده آمریکایی که معروفترین کارش رمان و فیلمنامه «جن‌گیر» است)
🔹۱ مارس: پائولا فاکس (نویسنده آمریکایی رمان‌های کودک، معروفترین کارش «برده رقصان» است)
🔸۲۱ مارس: کالین دکستر (خالق انگلیسی داستان‌های بازرس مورس)
🔹۲۴ آوریل: رابرت پیرسیگ (نویسنده آمریکایی رمان فلسفیِ «ذن و فن نگهداشت موتورسیکلت»)
🔸۲۴ می: دنیس جانسون (داستان‌نویس آمریکایی که از او مجموعه «پسر عیسی» را خواندیم)
🔹۲۷ ژوئن: مایکل باند (خالق انگلیسی «خرس پدینگتون» و «باغچه سبزیجات»)
🔸۳ جولای: اسپنسر جانسون (نویسنده آمریکایی داستان روانشناسانۀ «چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟»)
🔹۲۷ جولای: سام شپارد (بازیگر و داستان‌‌نویس آمریکایی)
🔸۱۹ آگوست: برایان آلدیس (نویسنده علمی ـ تخیلی انگلیسی)
@ehsanname
♦️بجز داستان‌نویس‌ها، معروفترین نویسندگانی که در این سال میلادی درگذشتند تِزوتان تودوروف (فیلسوف و نشانه‌شناس بلغاری-فرانسوی)، جان برجر (نویسنده و منتقد انگلیسی)، چاک بری (ترانه‌سرا و گیتاریست آمریکایی)، درِک والکوت (شاعر برنده نوبل ادبیات ۱۹۹۲ اهل سنت‌لوسیا) بودند.
goo.gl/F8suar
📸 معروفترین شخصیت‌های داستانی هم که در این سال میلادی مردند، اولنا تایرل و ویسریون، اژدهای دنریز در سریال «بازی تاج و تخت»، شیوا، ببرِ شاه ازکیل در سریال «مردگان متحرک» و بالاخره مری واتسون در سریال «شرلوک» 👇
📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه رمان و داستان بلند @ehsanname
📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه مجموعه داستان کوتاه @ehsanname
Barfe no
Ahmad Shamlou
... همه آلودگی است این ایام
راه شومی است می‌زند مطرب
تلخ‌واری است می‌چکد در جام
اشک‌واری است می‌کشد لبخند
ننگ‌واری است می‌تراشد نام
@ehsanname
🎧 شعر «برف» #احمد_شاملو با صدای شاعر و موسیقی مرتضی حنانه
🔸"شما با خواجه حافظ شیرازی درددل می‌کنید. قسمش می‌دهید به شاخ نباتش. همدم تنهایی‌های شماست. اما با او چه کردید؟ حافظ می‌سراید «بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب/ که رفت موسم و حافظ هنوز می‌ نچشید». این دادگسترا را دارد به کسی می‌‌گوید که گردن چندهزار نفر را زده است. خب چه‌ کسی قرار است این رنج حافظ را جواب بدهد؟ حکیم ابوالقاسم فردوسی یک نسخه از شاهنامه را زیر بغل گرفت و از طوس فرار کرد. امروز ما یادمان رفته با فردوسی چه کردیم. هی از این می‌گوییم که فردوسی فرهنگ ما را نجات داد و چنین کرد و چنان. این‌هایی که این کار را با فردوسی کردند، پدران و اجداد ما بودند. این خط را بگیرید و بیایید تا امروز."
از مصاحبه هوشنگ ابتهاج #سایه با شماره ۷۲۴ هفته‌نامه «چلچراغ»
@ehsanname
نسخه کامل مصاحبه در اینجا:
📌 http://40cheragh.org/زمان-بیکرانه/
Forwarded from احسان‌نامه
🖋 به مناسبت ۱۳ دی سالروز درگذشت نیما: اینفوگرافیِ زندگی و زمانه نیما یوشیج، نوشته احسان رضایی، از شماره ۱۴۹ «همشهری جوان» @ehsanname