احساننامه
📚 طرح پاییزه کتاب اعلام شد: از ۲ تا ۲۲ آذر، در مراکز استانها و تا ۲ دی در شهرستانها، با ۱۰۰هزار تومان خرید کتاب، ۲۰هزار تومان (برای کتاب کودک ۲۵هزار تومان) تخفیف بگیرید @ehsanname
📚 تهرانیها و اهالی مراکز استان اگر هنوز از تخفیفهای طرح پاییزه استفاده نکردهاند، فقط تا آخر وقت امروز فرصت هست. طرح پاییزه کتاب البته در شهرستانها تا ۲ دی ادامه خواهد داشت @ehsanname
♦️یک جوان فرانسوی ابتکار جالبی به خرج داده، برداشته رمان «قصر» کلود سیمون، نویسنده فرانسوی برندۀ نوبل ادبیات ۱۹۸۵ را رونویسی کرده و با اسم خودش به ۱۹ ناشر مختلف ارایه داده. نتیجه خیلی بامزه از آب درآمده: ۱۲ ناشر این کتاب را رد کرده و بقیه حتی به خودشان زحمت جواب دادن را هم ندادهاند! معلوم میشود در آن طرف دنیا هم شهرت نویسنده بیشتر از خود اثر، برای ناشران اهمیت دارد.
رمان «قصر» در سال ۱۹۶۲ نوشته شده و موضوع آن جنگهای داخلی اسپانیا، با گرایش به کاتالانهاست. این رمان به فارسی ترجمه نشده. از کلود سیمون در زبان فارسی «جاده فلاندر» را خواندهایم.
@ehsanname
📌منبع خبر:
https://www.theguardian.com/world/2017/dec/13/endlessly-long-nobel-prizewinning-book-turned-down-by-19-publishers
رمان «قصر» در سال ۱۹۶۲ نوشته شده و موضوع آن جنگهای داخلی اسپانیا، با گرایش به کاتالانهاست. این رمان به فارسی ترجمه نشده. از کلود سیمون در زبان فارسی «جاده فلاندر» را خواندهایم.
@ehsanname
📌منبع خبر:
https://www.theguardian.com/world/2017/dec/13/endlessly-long-nobel-prizewinning-book-turned-down-by-19-publishers
احساننامه
❗️صفحه چهارم از پیوست شماره ۴ (بخش دوم) لایحه بودجه سال ۹۷، ردیف "واژهگزینی در زبان فارسی" فرهنگستان: سال بعد باید ۲۷۵ واژه جدید ساخته شود، با قیمت واحد هر واژه ۱۲میلیون و ۳۸۲هزار تومان! @ehsanname
*️⃣تکمیلی: آقای دکتر حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دربارۀ بودجه «واژهگزینی» این فرهنگستان توضیح داده و گفتهاند در پیوست چهارم بودجه ۹۷، تعداد واژههایی که فرهنگستان تولید میکند به اشتباه ۲۷۵ واژه ذکر شده و بودجه درنظرگرفتهشده برای ۳هزار واژه مصرف میشود. با این توضیح، قیمت ساخت هر واژه یک میلیون و ۱۳۵هزار تومان از آب درمیآید. حرفهای آقای حدادعادل در مصاحبه با فارس، اینطور است:
@ehsanname
🔹«در معرفی فعالیتها متأسفانه با بیتوجهی سخنانی گفته میشود که صرفاً نتیجهای جز سوء تفاهم ندارد. مثلاً در [بودجه] فرهنگستان ۳.۵میلیارد [تومان] برای واژهگزینی اختصاص دادهاند و واژههای مصوب ۲۷۶ واژه ذکر شده، در حالی که تعداد واژههای بررسیشده چندین هزار واژه است که ۳۰۰۰ واژه به تصویب نهایی میرسد و این آمار غلطی است که برای هر واژه ۱۲میلیون تومان ذکر میشود و از نظر فرهنگستان معلوم نیست این رقم ۲۷۶ را از کجا گرفتهاند.
اساساً میان بودجههای تصویبشده با آنچه در عمل اختصاص و پرداخت میشود تفاوت بسیاری وجود دارد و بودجههای تخصیصی بسیار کمتر از ارقام تصویبشده است. درست به همین دلیل است که نتوانستهایم در یک سال و ۹ ماه اخیر در فرهنگستان زبان فارسی به هیچکدام از استادان دانشگاهها که با ما در گروههای واژهگزینی همکاری میکنند، پرداختی داشته باشیم.»
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960922001850
@ehsanname
🔹«در معرفی فعالیتها متأسفانه با بیتوجهی سخنانی گفته میشود که صرفاً نتیجهای جز سوء تفاهم ندارد. مثلاً در [بودجه] فرهنگستان ۳.۵میلیارد [تومان] برای واژهگزینی اختصاص دادهاند و واژههای مصوب ۲۷۶ واژه ذکر شده، در حالی که تعداد واژههای بررسیشده چندین هزار واژه است که ۳۰۰۰ واژه به تصویب نهایی میرسد و این آمار غلطی است که برای هر واژه ۱۲میلیون تومان ذکر میشود و از نظر فرهنگستان معلوم نیست این رقم ۲۷۶ را از کجا گرفتهاند.
اساساً میان بودجههای تصویبشده با آنچه در عمل اختصاص و پرداخت میشود تفاوت بسیاری وجود دارد و بودجههای تخصیصی بسیار کمتر از ارقام تصویبشده است. درست به همین دلیل است که نتوانستهایم در یک سال و ۹ ماه اخیر در فرهنگستان زبان فارسی به هیچکدام از استادان دانشگاهها که با ما در گروههای واژهگزینی همکاری میکنند، پرداختی داشته باشیم.»
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960922001850
🔸مادحِ خورشید مداحِ خود است. روابط عمومی دانشگاه تهران اعلام کرد در جلسه شورای انتخاب استاد ممتاز، این عنوان به دکتر محمدرضا #شفیعی_کدکنی استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی داده شد @ehsanname
📖حالا چی بخوانیم؟
✍احسان رضایی
@ehsanname
چه کتابی بخوانم؟ هر روز یک یا چند نفر برایم پیام میفرستند و سلام میکنند و بعد همین را میپرسند. سوال سادهای است، اما جواب آسانی ندارد. سلایق و علایق هر کسی با دیگری متفاوت است و موقع توصیهٔ کتاب، باید حواست به سن و سال، حال و حوصله، معلومات قبلی و انتظارات فعلیِ طرف باشد تا بتوانی چیزی معرفی کنی که به دردش بخورد و از خواندنش لذت ببرد. اما فقط همینها هم نیست. همیشه موقع پیشنهاد کتاب، سعی میکنم اسمی را بگویم و چیزی را معرفی کنم که کمی هم بتواند افکار خواننده را به کار بیاندازد. میگویند بهترین کتابها آنهایی هستند که بعد از تمام شدنشان تازه توی ذهن مخاطب شروع میشوند. آنهایی که سوالی ایجاد میکنند. بگذارید مثال بزنم. این روزها مشغول خواندن کتاب «انسان خردمند» نوشته یووال نوح هراری هستم. کتاب یک دوره تاریخ جهان است، از اعصار ماقبل تاریخ و انسانهای نئاندرتال تا به امروز. کتاب حجم معقولی دارد، یکجور طنز و سرخوشی در روایتش هست، مترجم متن را خوب و روان برگردانده، اما ویژگی مهم کتاب نگاه غیرکلیشهای آن به تاریخ بشر است. مثلا همه شنیدهایم که انقلاب کشاورزی و تبدیل آدمی از موجودی شکارچی به کشاورز، مرحله بزرگی از تمدن بوده. این کتاب مینویسد اینطور نیست. انقلاب کشاورزی دستاورد بزرگی بود، اما برای گندم، نه آدمی. چون گندم بود که بشر را متقاعد کرد از بین همهٔ گیاهان او را انتخاب کند، محیط زندگیاش را از سنگ و شن و گیاهان دیگر تمیز کند، برایش شبکه آبیاری درست کند، با آفاتش مبارزه کند، ... و آدمی را که در عصر شکار مِنوی غذایی بسیار متنوعی داشت، به چند غذای اصلی محدود کند. خب، میشود با این حرفها مخالفت کرد. در مورد خیلی از نکات دیگر کتاب هم میشود اِن قُلت آورد، اما نمیشود تاثیری که کتاب در ذهن ما برای پیدا کردن جواب ایجاد میکند را انکار کرد. کتاب خوب، چنین کتابی است. کتابی که خواندنش سوال ایجاد کند و خواننده را سراغ کتاب یا کتابهای دیگر بفرستد. در باقی موارد هم میشود همین حکم را داد. مثلا فرض کنید در شبکههای اجتماعی، همه ما عضو گروههای متعدد و فالوئر صفحات مختلفی هستیم. آنجا هم باید حواسمان باشد که فقط در جمع کسانی که مثل خودمان فکر میکنند نباشیم. چون وقتی همه شبیه هم باشیم، دیگر چالشی در کار نیست. اگر همه مخالف دولت باشیم، آن وقت تصویر سر زدن آقای جهانگیری به چادر زلزلهزدهها با کفش را خواهیم دید و انواع و اقسام شماتتهای ممکن را. اگر همه هوادار دولت باشیم، عذرخواهی آقای جهانگیری را دست به دست میکنیم و در ستایش روحیهٔ نقدپذیری دادِ سخن میدهیم. در هر دو حالت، بخشی از ماجرا و حرفهای کسانی که متفاوت از ما فکر میکنند را نخواهیم شنید. طبیعتا این روش به تعصب ختم خواهد شد و باور کنید با وجود تعصب، چیزی از خردِ بشری باقی نخواهد ماند. داعش مگر نبود؟ گروهی از افراد متعصب که دریافت ناقص خودشان از دین را به حرف تمام عالم و آدم ترجیح میدادند و حاضر نبودند ذرهای در افکارشان تردید کنند. داعش حالا نابود شده است، نکند راه و رسم متعصبانه آنها در درون ما زنده بماند!
goo.gl/ts4aHS
📌یادداشت در شماره ۶۳۱ هفتهنامه «همشهری جوان»
✍احسان رضایی
@ehsanname
چه کتابی بخوانم؟ هر روز یک یا چند نفر برایم پیام میفرستند و سلام میکنند و بعد همین را میپرسند. سوال سادهای است، اما جواب آسانی ندارد. سلایق و علایق هر کسی با دیگری متفاوت است و موقع توصیهٔ کتاب، باید حواست به سن و سال، حال و حوصله، معلومات قبلی و انتظارات فعلیِ طرف باشد تا بتوانی چیزی معرفی کنی که به دردش بخورد و از خواندنش لذت ببرد. اما فقط همینها هم نیست. همیشه موقع پیشنهاد کتاب، سعی میکنم اسمی را بگویم و چیزی را معرفی کنم که کمی هم بتواند افکار خواننده را به کار بیاندازد. میگویند بهترین کتابها آنهایی هستند که بعد از تمام شدنشان تازه توی ذهن مخاطب شروع میشوند. آنهایی که سوالی ایجاد میکنند. بگذارید مثال بزنم. این روزها مشغول خواندن کتاب «انسان خردمند» نوشته یووال نوح هراری هستم. کتاب یک دوره تاریخ جهان است، از اعصار ماقبل تاریخ و انسانهای نئاندرتال تا به امروز. کتاب حجم معقولی دارد، یکجور طنز و سرخوشی در روایتش هست، مترجم متن را خوب و روان برگردانده، اما ویژگی مهم کتاب نگاه غیرکلیشهای آن به تاریخ بشر است. مثلا همه شنیدهایم که انقلاب کشاورزی و تبدیل آدمی از موجودی شکارچی به کشاورز، مرحله بزرگی از تمدن بوده. این کتاب مینویسد اینطور نیست. انقلاب کشاورزی دستاورد بزرگی بود، اما برای گندم، نه آدمی. چون گندم بود که بشر را متقاعد کرد از بین همهٔ گیاهان او را انتخاب کند، محیط زندگیاش را از سنگ و شن و گیاهان دیگر تمیز کند، برایش شبکه آبیاری درست کند، با آفاتش مبارزه کند، ... و آدمی را که در عصر شکار مِنوی غذایی بسیار متنوعی داشت، به چند غذای اصلی محدود کند. خب، میشود با این حرفها مخالفت کرد. در مورد خیلی از نکات دیگر کتاب هم میشود اِن قُلت آورد، اما نمیشود تاثیری که کتاب در ذهن ما برای پیدا کردن جواب ایجاد میکند را انکار کرد. کتاب خوب، چنین کتابی است. کتابی که خواندنش سوال ایجاد کند و خواننده را سراغ کتاب یا کتابهای دیگر بفرستد. در باقی موارد هم میشود همین حکم را داد. مثلا فرض کنید در شبکههای اجتماعی، همه ما عضو گروههای متعدد و فالوئر صفحات مختلفی هستیم. آنجا هم باید حواسمان باشد که فقط در جمع کسانی که مثل خودمان فکر میکنند نباشیم. چون وقتی همه شبیه هم باشیم، دیگر چالشی در کار نیست. اگر همه مخالف دولت باشیم، آن وقت تصویر سر زدن آقای جهانگیری به چادر زلزلهزدهها با کفش را خواهیم دید و انواع و اقسام شماتتهای ممکن را. اگر همه هوادار دولت باشیم، عذرخواهی آقای جهانگیری را دست به دست میکنیم و در ستایش روحیهٔ نقدپذیری دادِ سخن میدهیم. در هر دو حالت، بخشی از ماجرا و حرفهای کسانی که متفاوت از ما فکر میکنند را نخواهیم شنید. طبیعتا این روش به تعصب ختم خواهد شد و باور کنید با وجود تعصب، چیزی از خردِ بشری باقی نخواهد ماند. داعش مگر نبود؟ گروهی از افراد متعصب که دریافت ناقص خودشان از دین را به حرف تمام عالم و آدم ترجیح میدادند و حاضر نبودند ذرهای در افکارشان تردید کنند. داعش حالا نابود شده است، نکند راه و رسم متعصبانه آنها در درون ما زنده بماند!
goo.gl/ts4aHS
📌یادداشت در شماره ۶۳۱ هفتهنامه «همشهری جوان»
📸 منصور خانی، راننده ۴۲سالهای که در تاکسی کتاب میفروشد. مصاحبهای با او در اینجا
www.fardanews.com/fa/news/758936/
www.fardanews.com/fa/news/758936/
Forwarded from تاریخ معاصر علوم پزشکی در ایران
روزگاری که رینوپلاستی نبود - فروردین ۱۳۱۹
@medicalhistoryofiran
@medicalhistoryofiran
📸 تصویری دیدهنشده از #مهدی_اخوان_ثالث در «نمایشگاه عکس شاعران دهه ۴۰»، عکسهای محمد گلجامجو عکاس پیشکسوت مطبوعاتی که این روزها در کافه مانیا برپا است @ehsanname
🎧 هر پنجشنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید
این هفته: «شکسپیر لعنتی!» 👇
این هفته: «شکسپیر لعنتی!» 👇
🔹طرح پاییزه کتاب، در تهران و شهرهای بزرگ تمام شد (در شهرستانها این طرح تا ۲دی ادامه دارد). در این مدت کدامیک از نویسندگان بیشتر فروختند؟ آمار خانه کتاب، از کتابفروشیهای عضو طرح را ببینید @ehsanname
🖥 وقتی کامپیوتر ادامۀ هری پاتر را مینویسد
@ehsanname
✍️احسان رضایی: آیا هوش مصنوعی میتواند جای انسان را بگیرد؟ این، یکی از تمهای رایج در داستانهای علمی-تخیلی است. نویسندگان جوابهای مختلفی برای این سوال دارند، اما در اغلب حالتها، روباتها در زمینه عواطف و احساسات کم میآورند. یکی از حوزههای مرتبط با احساسات، توصیف آنها، یعنی گفتن قصه است. هوش مصنوعی در زمینه قصهگویی چی برای عرضه دارد؟ این سوالی است که برای پاسخ دادن به آن حداقل یک نمونه قابل بررسی داریم.
شرکت بوتنیک (Botnik) که خودش را «یک استودیو سرگرمیسازی انسانی-ماشینی» معرفی میکند، اخیراً دست به یک ماجراجویی هیجانانگیز زده. آنها هر ۷ جلد هری پاتر را به یک روبات دادهاند و برای آن، یک الگوریتم نوشتهاند. روبات طبق دادههای قبلی و الگوریتم موجود، سعی کرده یک داستان جدیدب رای هری ارت بنویسد. داستانی که فقط یک فصل از آن را داریم.
goo.gl/yF73SS
اسم این داستان هست: «هری پاتر و چیزی که شبیه یک تودۀ بزرگ خاکستر بود» (Harry Potter and the Portrait of What Looked Like a Large Pile of Ash). کل فصلی که هوش مصنوعی نوشته، ۴ صفحه است. داستان اینطوری شروع میشود: «قلعه گرفتار یک موج جادویی از باد شدید بود. آسمان بیرون سقف سیاهی بود، پر از خون. تنها صداهایی که از کلبه هاگرید بلند میشد، ضجههای نفرتانگیزی بود که از مبلمان شخصی او میآمد. جادو: این چیزی بود که هری پاتر فکر میکرد خیلی خوب است.»
پاراگراف بعدی هم شروعش پاتری است: «وقتی هری به سمت قلعه میرفت، ورقهای چرمی باران به روحش شلاق میزد. رون هم آنجا ایستاده بود و به شکل دیوانهواری میرقصید...» اما بعد: «او هری را دید و بلافاصله شروع کرد به خوردن خانواده هرمیون.» توجه کردید؟ رون خانوادۀ هرمیون را خورد.
و ادامهاش: «لباس رون درست به اندازه خودش بد بود. هرمیون عاقلانه گفت: اگر شما دو نفر با خوشحالی پا نکوبید، عصبی میشوم.»
برویم صفحه دوم: «"در مورد جادوگری رون، چطور؟" این را رون پرسید. برای هری، رون یک پرنده پرسروصدا، بیجنبوجوش و لطیف بود. هری دوست نداشت به پرندهها فکر کند.»
و بعد از این اظهار نظر عجیب در مورد رون، بلافاصله میخوانیم: «"مرگخوارها بالای قلعه هستند" رون با صدای لرزان نالید.»
داستان از این عبارات کم ندارد. چیزهایی مثل این: «آنها به در نگاه کردند، فریاد زدند که چطور میشود این در بسته باشد. از آن خواستند که با یک گوی کوچک جایگزین شود. رمز عبور این بود: "زنهای نقنقو". هرمیون زد زیر گریه.»
داستان خیلی سریع به مواجهه هری با لرد سیاه، یا اگر از او او نمیترسید ولدمورت میرسد و هری خطاب به ولدمورت میگوید: «تو جادوگر خیلی بد و پستی هستی». مرگخوارها هرمیون را مسخره میکنند و بعد بدون اینکه سرنوشت دوئل هری و لرد سیاه را بخوانیم، به تالار بزرگ مدرسه برمیگردیم که فضایش با چلچراغهای نالان، کوهی از موش و کتابداری که حفرهها را با کتاب پر میکند توصیف شده است. آنجاست که قصه اینطوری تمام میشود: «"من هری پاترم" هری شروع کرد به داد زدن: "هنرهای سیاه بهتره نگران باشند، آره پسر!"»
@ehsanname
📌اینجا میتوانید متن داستان ۴صفحهای نوشتهشده توسط هوش مصنوعی را بخوانید
http://botnik.org/content/harry-potter.html
📌این هم توضیح مفصلی است درباره الگوریتمی که در موردی دیگر، هوش مصنوعی برای نگارش یک داستان طراحی کرده
https://www.wired.com/2017/12/when-an-algorithm-helps-write-science-fiction/
@ehsanname
✍️احسان رضایی: آیا هوش مصنوعی میتواند جای انسان را بگیرد؟ این، یکی از تمهای رایج در داستانهای علمی-تخیلی است. نویسندگان جوابهای مختلفی برای این سوال دارند، اما در اغلب حالتها، روباتها در زمینه عواطف و احساسات کم میآورند. یکی از حوزههای مرتبط با احساسات، توصیف آنها، یعنی گفتن قصه است. هوش مصنوعی در زمینه قصهگویی چی برای عرضه دارد؟ این سوالی است که برای پاسخ دادن به آن حداقل یک نمونه قابل بررسی داریم.
شرکت بوتنیک (Botnik) که خودش را «یک استودیو سرگرمیسازی انسانی-ماشینی» معرفی میکند، اخیراً دست به یک ماجراجویی هیجانانگیز زده. آنها هر ۷ جلد هری پاتر را به یک روبات دادهاند و برای آن، یک الگوریتم نوشتهاند. روبات طبق دادههای قبلی و الگوریتم موجود، سعی کرده یک داستان جدیدب رای هری ارت بنویسد. داستانی که فقط یک فصل از آن را داریم.
goo.gl/yF73SS
اسم این داستان هست: «هری پاتر و چیزی که شبیه یک تودۀ بزرگ خاکستر بود» (Harry Potter and the Portrait of What Looked Like a Large Pile of Ash). کل فصلی که هوش مصنوعی نوشته، ۴ صفحه است. داستان اینطوری شروع میشود: «قلعه گرفتار یک موج جادویی از باد شدید بود. آسمان بیرون سقف سیاهی بود، پر از خون. تنها صداهایی که از کلبه هاگرید بلند میشد، ضجههای نفرتانگیزی بود که از مبلمان شخصی او میآمد. جادو: این چیزی بود که هری پاتر فکر میکرد خیلی خوب است.»
پاراگراف بعدی هم شروعش پاتری است: «وقتی هری به سمت قلعه میرفت، ورقهای چرمی باران به روحش شلاق میزد. رون هم آنجا ایستاده بود و به شکل دیوانهواری میرقصید...» اما بعد: «او هری را دید و بلافاصله شروع کرد به خوردن خانواده هرمیون.» توجه کردید؟ رون خانوادۀ هرمیون را خورد.
و ادامهاش: «لباس رون درست به اندازه خودش بد بود. هرمیون عاقلانه گفت: اگر شما دو نفر با خوشحالی پا نکوبید، عصبی میشوم.»
برویم صفحه دوم: «"در مورد جادوگری رون، چطور؟" این را رون پرسید. برای هری، رون یک پرنده پرسروصدا، بیجنبوجوش و لطیف بود. هری دوست نداشت به پرندهها فکر کند.»
و بعد از این اظهار نظر عجیب در مورد رون، بلافاصله میخوانیم: «"مرگخوارها بالای قلعه هستند" رون با صدای لرزان نالید.»
داستان از این عبارات کم ندارد. چیزهایی مثل این: «آنها به در نگاه کردند، فریاد زدند که چطور میشود این در بسته باشد. از آن خواستند که با یک گوی کوچک جایگزین شود. رمز عبور این بود: "زنهای نقنقو". هرمیون زد زیر گریه.»
داستان خیلی سریع به مواجهه هری با لرد سیاه، یا اگر از او او نمیترسید ولدمورت میرسد و هری خطاب به ولدمورت میگوید: «تو جادوگر خیلی بد و پستی هستی». مرگخوارها هرمیون را مسخره میکنند و بعد بدون اینکه سرنوشت دوئل هری و لرد سیاه را بخوانیم، به تالار بزرگ مدرسه برمیگردیم که فضایش با چلچراغهای نالان، کوهی از موش و کتابداری که حفرهها را با کتاب پر میکند توصیف شده است. آنجاست که قصه اینطوری تمام میشود: «"من هری پاترم" هری شروع کرد به داد زدن: "هنرهای سیاه بهتره نگران باشند، آره پسر!"»
@ehsanname
📌اینجا میتوانید متن داستان ۴صفحهای نوشتهشده توسط هوش مصنوعی را بخوانید
http://botnik.org/content/harry-potter.html
📌این هم توضیح مفصلی است درباره الگوریتمی که در موردی دیگر، هوش مصنوعی برای نگارش یک داستان طراحی کرده
https://www.wired.com/2017/12/when-an-algorithm-helps-write-science-fiction/
Forwarded from پایگاه نقد داستان
🔖 معرفی پایگاههای نقد شعر و نقد داستان در شماره ۶۳۲ هفتهنامه «همشهری جوان»
✅ #عضویت، #نقد و #نشر رایگان اشعار و داستانهای شما فقط با چند کلیک
*⃣ www.naghdesher.ir
*⃣ www.naghdedastan.ir
✅ #عضویت، #نقد و #نشر رایگان اشعار و داستانهای شما فقط با چند کلیک
*⃣ www.naghdesher.ir
*⃣ www.naghdedastan.ir
📚پرفروشترین کتابهای سایت آمازون در سال ۲۰۱۷. فهرست کامل در اینجا
https://www.amazon.com/gp/bestsellers/2017/books
از کتاب اول دو ترجمه هست: «اعجوبه» (فرح بهبهانی) و «شگفتی» (پروین علیپور) @eshsanname
https://www.amazon.com/gp/bestsellers/2017/books
از کتاب اول دو ترجمه هست: «اعجوبه» (فرح بهبهانی) و «شگفتی» (پروین علیپور) @eshsanname
Forwarded from KetabBaz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کتاب_باز
#آنونس شصت و چهارمين قسمت برنامه کتاب باز با حضور احسان رضايى، نويسنده و منتقد.
🕗 امشب ساعت 20 تماشا کنید!
.
📺 #شبکه_نسیم
.
📚 @ketabbaztv
#آنونس شصت و چهارمين قسمت برنامه کتاب باز با حضور احسان رضايى، نويسنده و منتقد.
🕗 امشب ساعت 20 تماشا کنید!
.
📺 #شبکه_نسیم
.
📚 @ketabbaztv
احساننامه
بهترین طراحیهای جلد کتاب در سال ۲۰۱۶ به انتخاب نیویورک تایمز @ehsanname بقیه را اینجا ببینید 👇 nytimes.com/interactive/2016/books/review/book-covers.html
📝 بهترین طراحیهای جلد کتاب در سال ۲۰۱۷ به انتخاب نیویورک تایمز
@ehsanname
بقیه را اینجا ببینید 👇
nytimes.com/interactive/2017/books/review/best-covers.html
@ehsanname
بقیه را اینجا ببینید 👇
nytimes.com/interactive/2017/books/review/best-covers.html
احساننامه
*️⃣تکمیلی: آقای دکتر حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دربارۀ بودجه «واژهگزینی» این فرهنگستان توضیح داده و گفتهاند در پیوست چهارم بودجه ۹۷، تعداد واژههایی که فرهنگستان تولید میکند به اشتباه ۲۷۵ واژه ذکر شده و بودجه درنظرگرفتهشده برای ۳هزار واژه…
*️⃣تکمیلی: توضیحات توئیتری آقای دکتر حدادعادل، دربارۀ بودجه بنیاد سعدی و فرهنگستان و ماجرای ۳.۵میلیارد تومان بودجه برای واژهگزینی. فقط اینکه در توئیت اول، ابتدا «شکرگذار» بود که اصلاح شد @ehsanname
Forwarded from KetabBaz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐵 میمونها میتوانند شکسپیر بنویسند؟
@ehsanname
امیل بورِل، ریاضیدان فرانسوی در سال ۱۹۱۳ ضمن مقالهای درباره مکانیک آماری، یک مثال بامزه آورد که حالا به اسم قضیهٔ میمون نامیرا (Infinite monkey theorem) معروف است. طبق این قضیه، اگر یک میمون نامیرا داشته باشیم و این میمون به صورت تصادفی کلیدهای یک ماشین تحریر را فشار دهد و این کار را تا زمانی بینهایت ادامه دهد به احتمال قریب به یقین هر متنی را تایپ خواهد کرد، مثلاً آثار کامل ویلیام شکسپیر را.
goo.gl/1RzXYA
ایدۀ میمون نامیرا، ایده جالبی است که در ادبیات و هنر بازتاب زیادی داشته. مثلا در یکی از قسمتهای «سیمپسونها» میمونهای ماشیننویس در اتاق آقای برِنز هستند و او یکیشان را به خاطر اشتباه در تایپ یک کلمه از «داستان دو شهر» دیکنز دعوا میکند. بورخس در داستان «کتابخانه بابل» از ایدۀ حروفی که تصادفی کنار هم قرار گرفته و کتابخانهای پر از کتابهای مرموز ساختهاند، استفاده کرد. میکائیل انده در یکی از فصلهای «داستان بیپایان» شهری را تصویر کرد که مردمش خاطراتشان را گم کردهاند و حالا یک میمون به اهالی اجازه میدهد با انداختن تاسی از حروف، شانسشان را برای گفتن یک داستان امتحان کند. در نمایشنامه طنز «واژهها، واژهها، واژهها» از دیوید اِویسِ آمریکایی هم سه میمون به نامهای میلتون، سویفت و کافکا هستند که قرار است «هملت» را بنویسند. اما آیا واقعا میمونها میتوانند یک نمایشنامه شکسپیر را بنویسند؟
@ehsanname
البته که میمون نامیرا و زمان نامحدود در اختیار نداریم تا صحت این قضیه را بررسی کنیم، اما سال ۲۰۰۳ محققان دانشگاه پلیموث انگلیس، دست به آزمایش محدودتری زدند و ۶ میمون کاکلدار اهلِ اندونزی را به مدت ۴ هفته با یک کامپیوتر در اتاقی دربسته رها کردند. میمونهای بازیگوش حسابی با صفحه کیبورد ور رفتند و روی آن خرابکاری کردند، اما حتی یک جمله معنادار هم ننوشتند، چه برسد به شکسپیر. نتیجۀ تلاش آنها چیزهایی بود نظیر:
ssssssssssssssssssssssssaaavalavgggggggggggggv
مهمترین یافته این آزمایش این بود که میمونها به حرف s بیشتر از سایر حروف علاقه دارند. محققان ۵صفحه متن تولیدشده توسط میمونها را در یک جلد چرمی زیبا صحافی کردند و با شوخطبعی اسمش را گذاشتند: «به سمت مجموعه آثار کامل شکسپیر»!
📌نتیجه یک ماه تایپ میمونهای کاکلدار را اینجا میتوانید ببینید:
http://i-dat.org/wp-content/uploads/2002/06/NOTES_EN.pdf
📌خبر و تفصیل این آزمایش را هم اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/uk/2003/may/09/science.arts
📸 عکس تزیینی است
@ehsanname
امیل بورِل، ریاضیدان فرانسوی در سال ۱۹۱۳ ضمن مقالهای درباره مکانیک آماری، یک مثال بامزه آورد که حالا به اسم قضیهٔ میمون نامیرا (Infinite monkey theorem) معروف است. طبق این قضیه، اگر یک میمون نامیرا داشته باشیم و این میمون به صورت تصادفی کلیدهای یک ماشین تحریر را فشار دهد و این کار را تا زمانی بینهایت ادامه دهد به احتمال قریب به یقین هر متنی را تایپ خواهد کرد، مثلاً آثار کامل ویلیام شکسپیر را.
goo.gl/1RzXYA
ایدۀ میمون نامیرا، ایده جالبی است که در ادبیات و هنر بازتاب زیادی داشته. مثلا در یکی از قسمتهای «سیمپسونها» میمونهای ماشیننویس در اتاق آقای برِنز هستند و او یکیشان را به خاطر اشتباه در تایپ یک کلمه از «داستان دو شهر» دیکنز دعوا میکند. بورخس در داستان «کتابخانه بابل» از ایدۀ حروفی که تصادفی کنار هم قرار گرفته و کتابخانهای پر از کتابهای مرموز ساختهاند، استفاده کرد. میکائیل انده در یکی از فصلهای «داستان بیپایان» شهری را تصویر کرد که مردمش خاطراتشان را گم کردهاند و حالا یک میمون به اهالی اجازه میدهد با انداختن تاسی از حروف، شانسشان را برای گفتن یک داستان امتحان کند. در نمایشنامه طنز «واژهها، واژهها، واژهها» از دیوید اِویسِ آمریکایی هم سه میمون به نامهای میلتون، سویفت و کافکا هستند که قرار است «هملت» را بنویسند. اما آیا واقعا میمونها میتوانند یک نمایشنامه شکسپیر را بنویسند؟
@ehsanname
البته که میمون نامیرا و زمان نامحدود در اختیار نداریم تا صحت این قضیه را بررسی کنیم، اما سال ۲۰۰۳ محققان دانشگاه پلیموث انگلیس، دست به آزمایش محدودتری زدند و ۶ میمون کاکلدار اهلِ اندونزی را به مدت ۴ هفته با یک کامپیوتر در اتاقی دربسته رها کردند. میمونهای بازیگوش حسابی با صفحه کیبورد ور رفتند و روی آن خرابکاری کردند، اما حتی یک جمله معنادار هم ننوشتند، چه برسد به شکسپیر. نتیجۀ تلاش آنها چیزهایی بود نظیر:
ssssssssssssssssssssssssaaavalavgggggggggggggv
مهمترین یافته این آزمایش این بود که میمونها به حرف s بیشتر از سایر حروف علاقه دارند. محققان ۵صفحه متن تولیدشده توسط میمونها را در یک جلد چرمی زیبا صحافی کردند و با شوخطبعی اسمش را گذاشتند: «به سمت مجموعه آثار کامل شکسپیر»!
📌نتیجه یک ماه تایپ میمونهای کاکلدار را اینجا میتوانید ببینید:
http://i-dat.org/wp-content/uploads/2002/06/NOTES_EN.pdf
📌خبر و تفصیل این آزمایش را هم اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/uk/2003/may/09/science.arts
📸 عکس تزیینی است
Forwarded from بریدهها و برادهها
یعنی میشد به جاش 200 تا کتاب خونده باشم سال قبل؟
https://qz.com/895101/in-the-time-you-spend-on-social-media-each-year-you-could-read-200-books/
Somebody once asked Warren Buffett about his secret to success. Buffett pointed to a stack of books and said,
Read 500 pages like this every day. That’s how knowledge works. It builds up, like compound interest. All of you can do it, but I guarantee not many of you will…
#کتاب #فناوری
https://qz.com/895101/in-the-time-you-spend-on-social-media-each-year-you-could-read-200-books/
Somebody once asked Warren Buffett about his secret to success. Buffett pointed to a stack of books and said,
Read 500 pages like this every day. That’s how knowledge works. It builds up, like compound interest. All of you can do it, but I guarantee not many of you will…
#کتاب #فناوری
Quartz
In the time you spend on social media each year, you could read 200 books
Somebody once asked Warren Buffett about his secret to success. Buffett pointed to a stack of books and said,
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 آنونس|وقتی بورخس با شنیدن شعر حافظ به گریه افتاد. بخشی از گفتگوی سروش صحت و #احسان_رضایی در برنامه «کتاب باز»
@ehsanname
📌نسخه کامل در اینجا
https://t.me/ketabBazTV/393
@ehsanname
📌نسخه کامل در اینجا
https://t.me/ketabBazTV/393