احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
احسان‌نامه
📝 معرفی پروفسور مریم میرزاخانی (راست) در کتاب «زنان در علم» (چپ). این کتاب چاپ ۲۰۱۶ آمریکا است، ۵۰ دانشمند زن پیشگام را به کودکان معرفی می‌کند و با میرزاخانی ریاضیدان تمام می‌شود @ehsanname
📝 معرفی پروفسور مریم میرزاخانی در جلد دوم کتاب «قصه‌های شب برای دختران سرکش» (چپ). این کتاب چاپ ۲۰۱۷ آمریکا زنان موفقی نظیر مری شلی، جی. کی. رولینگ و آدری هپبورن را به کودکان معرفی می‌کند @ehsanname
Forwarded from رسانه انقلاب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ امیرخانی از علل افزایش تهاجم فرهنگی می‌گوید

💢 صحبت‌های مهم رضا امیرخانی درباره حقوق مولفان و مصنفان

☕️ + خاطره جالب رضا امیرخانی از دیدار با #جرج_جرداق مسیحی

🌐 @resanehenghelab
✔️‏تنها شاعری که بخاطر کثیرالسفر بودن، به مساله افزایش عوارض خروج از کشور تو ‌بودجه ۹۷ حساسیت و اشاره دارد، شیخ اجل سعدی هست آنجا‌ که می‌فرماید:

کجاست مرد که با ما سر سفر دارد
گر از مقابله شیر آید از عقب شمشیر

🔻پانوشت:
شمشیر از عقب، در این بیت اشاره به عوارض خروج از کشور دارد.

@sahandiranmehr
@ehsanname
♨️کشمش‌ها عصبانی می‌شوند!
@ehsanname
ترجمه عنوان برخی کتاب‌ها، یکی از چالش‌هایی است که مترجمان با آن مواجه هستند. معمولا ناشرها جلد را تغییر می‌دهند تا مورد پسند خوانندگان در کشور دوم باشد. مترجم‌ها هم سعی می‌کنند ضمن وفاداری به اصل، حتی المقدور عنوان کتاب را به آداب و رسوم و فرهنگ جامعه هدف نزدیک کنند. ولی این وسط گاهی اتفاقات عجیب و غریب هم می‌افتد. اینجا ۱۰ مورد از عجیب‌ترین تغییرات عنوان کتابها بعد از ترجمه را می‌بینید، مورد اول ترجمه به انگلیسی است و بقیه، ترجمه از انگلیسی:

📕«مردانی که از زنان متنفر هستند» نوشته استیگ لارسون (سوئدی) ⬅️ «دختری با خالکوبی اژدها» (ترجمه انگلیسی)

📘«گتسبی بزرگ» نوشته اسکات فیتزجرالد ⬅️ «مردی بدون ملاحظات اخلاقی» (ترجمه سوئدی)

📙«خطای ستارگان بخت ما» نوشته جان گرین ⬅️ «دنیا کارخانه نیست» (ترجمه مقدونی) [در داستان، به شخصیت اول داستان یک داروی ضدسرطان داده می‌شود اما ظاهرا مترجم از جان گرین بدبین‌تر بوده!]

📗«خوشه‌های خشم» نوشته جان اشتاین‌بک ⬅️ کشمش‌های عصبانی (ترجمه ژاپنی) [مترجم پیش خودش گفته با اون درجه از خشم و خروش، حبه‌های انگور کم کم کشمش شدند!]

📕«پلی به‌سوی ترابیتیا» نوشته کاترین پترسون ⬅️ «پلی به آخرت» (ترجمه مجاری) [عنوانی که آخر قصه و مرگ قهرمان دختر داستان را لو می‌دهد]

📘«گرگ‌ومیش» نوشته استفانی مه‌یر ⬅️ شیفتگی (ترجمه فرانسوی) [مترجم دل‌نازک اثر، دلدادگی یک دختر به خون‌آشامی ۱۰۴ساله را مهمتر از خون‌آشام بودن طرف دیده!]

📙«مزرعه حیوانات» نوشته جورج اورول ⬅️ «حیوانات در همه جا» (ترجمه فرانسوی) [کلا!]

📗«پیش از آنکه بمیرم» نوشته لارن الیور ⬅️ «آنها می‌گویند وقتی می‌میری، زندگی‌ات قبل از چشمهایت می‌رود» (ترجمه آلمانی) [این کتاب به فارسی ترجمه نشده، ولی فیلم اقتباسی‌اش را دیدیم.]

📕«ناطور دشت» نوشته جروم دیوید سالینجر ⬅️ «عمق گندمزار» و «کشاورزی در مزرعه گندم» (ترجمه روسی) [در اصل قصه، هولدن می‌خواست مواظب بچه‌های رهاشده در دشت باشه، معلوم نیست چطوری زده توی کار کشاورزی؟]

📘«کشتن مرغ مقلد» نوشته هارپر لی ⬅️ «چه کسی مزاحم بلبل شد؟» (ترجمه آلمانی)

📌اصل مطلب در اینجا:
https://www.bustle.com/p/10-famous-books-that-have-very-different-titles-in-other-languages-5521105
📌ترجمه‌ای از آن هم اینجاست:
http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/255207/
عقاب
پرویز ناتل خانلری
«گر در اوج فلکم باید مُرد
عمر در گند به سر نتوان برد»
@qadahha
@ehsanname
🎧شعر عقاب، سروده و صدای دکتر پرویز ناتل خانلری
📸 در سومین دوره جایزۀ شعر شاملو، مجموعه شعر «آشویتس خصوصی من» سرودۀ حسن همایون به عنوان برگزیده معرفی و مراسم اهدای جایزه توسط خانم آیدا سرکیسیان انجام شد @ehsanname
🖥 مارکزخوانی روی وب
@ehsanname
یک خبر فوق‌العاده برای دوستداران مارکز: دانشگاه تگزاس و مرکز هری رنسم (Harry Ransom) کار خفنی کرده‌اند و ۲۷هزار صفحه، عکس، سند، نامه، دسته‌نویس و یادداشت‌های شخصی گابریل گارسیا مارکز را به صورت آنلاین و رایگان روی وب منتشر کرده‌اند. این اسناد به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی است و در میان آنها می‌شود دست‌نویس‌های کتاب «صد سال تنهایی» و ۹ کتاب معروف دیگر مارکز را هم پیدا کرد. به علاوه، چرک‌نویس سخنرانی‌های او، مثل سخنرانی جایزه نوبل ۱۹۸۲ و دوهزار نامه به افرادی مثل کارلوس فوئنتس و گراهام گرین هم در این مجموعه هست. در این آرشیو خبری از ۱۰ رمان‌ ناتمام مارکز (مثل «همدیگر را در آگوست می‌بینیم» که قبلا یک فصلش در روزنامه‌ای اسپانیایی چاپ شده بود) نیست. اما پیش‌نویس ۳۲ صفحه‌ از جلد دوم خاطرات مارکز، یعنی «زنده‌ام که روایت کنم» اینجا پیدا می‌شود. جمع‌آوری آرشیو مارکز حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار دلار آب خورده است.

📌برای دیدن این آرشیو باید به این آدرس بروید:
https://hrc.contentdm.oclc.org/digital/collection/p15878coll51/

در سایت این مرکز علاوه بر آرشیو مارکز، مجموعه‌هایی از چند چهره شاخص ادبی دیگر، مثل خواهران برونته، ادگار آلن پو، اسکار وایلد، اُ. هنری، رابرت لویی استینسون و تامس هاردی هم می‌شود پیدا کرد.
goo.gl/Q11Mwb
📝نمونه‌ای از آرشیو مارکز: نسخه اول «وقایع‌نگاری یک مرگ از پیش اعلام‌شده» با اصلاحات مارکز
احسان‌نامه
📚 طرح پاییزه کتاب اعلام شد: از ۲ تا ۲۲ آذر، در مراکز استان‌ها و تا ۲ دی در شهرستان‌ها، با ۱۰۰هزار تومان خرید کتاب، ۲۰هزار تومان (برای کتاب کودک ۲۵هزار تومان) تخفیف بگیرید @ehsanname
📚 تهرانی‌ها و اهالی مراکز استان اگر هنوز از تخفیف‌های طرح پاییزه استفاده نکرده‌اند، فقط تا آخر وقت امروز فرصت هست. طرح پاییزه کتاب البته در شهرستان‌ها تا ۲ دی ادامه خواهد داشت @ehsanname
♦️یک جوان فرانسوی ابتکار جالبی به خرج داده، برداشته رمان «قصر» کلود سیمون، نویسنده فرانسوی برندۀ نوبل ادبیات ۱۹۸۵ را رونویسی کرده و با اسم خودش به ۱۹ ناشر مختلف ارایه داده. نتیجه خیلی بامزه از آب درآمده: ۱۲ ناشر این کتاب را رد کرده‌ و بقیه حتی به خودشان زحمت جواب دادن را هم نداده‌اند! معلوم می‌شود در آن طرف دنیا هم شهرت نویسنده بیشتر از خود اثر، برای ناشران اهمیت دارد.
رمان «قصر» در سال ۱۹۶۲ نوشته شده و موضوع آن جنگ‌های داخلی اسپانیا، با گرایش به کاتالان‌هاست. این رمان به فارسی ترجمه نشده. از کلود سیمون در زبان فارسی «جاده فلاندر» را خوانده‌ایم.
@ehsanname
📌منبع خبر:
https://www.theguardian.com/world/2017/dec/13/endlessly-long-nobel-prizewinning-book-turned-down-by-19-publishers
احسان‌نامه
❗️صفحه چهارم از پیوست شماره ۴ (بخش دوم) لایحه بودجه سال ۹۷، ردیف "واژه‌گزینی در زبان فارسی" فرهنگستان: سال بعد باید ۲۷۵ واژه جدید ساخته شود، با قیمت واحد هر واژه ۱۲میلیون و ۳۸۲هزار تومان! @ehsanname
*️⃣تکمیلی: آقای دکتر حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دربارۀ بودجه «واژه‌گزینی» این فرهنگستان توضیح داده و گفته‌اند در پیوست چهارم بودجه ۹۷، تعداد واژه‌هایی که فرهنگستان تولید می‌کند به اشتباه ۲۷۵ واژه ذکر شده و بودجه درنظرگرفته‌شده برای ۳هزار واژه مصرف می‌شود. با این توضیح، قیمت ساخت هر واژه یک میلیون و ۱۳۵هزار تومان از آب درمی‌آید. حرفهای آقای حدادعادل در مصاحبه با فارس، اینطور است:
@ehsanname
🔹«در معرفی فعالیت‌ها متأسفانه با بی‌توجهی سخنانی گفته می‌شود که صرفاً نتیجه‌ای جز سوء تفاهم ندارد. مثلاً در [بودجه] فرهنگستان ۳.۵میلیارد [تومان] برای واژه‌گزینی اختصاص داده‌اند و واژه‌های مصوب ۲۷۶ واژه ذکر شده، در حالی که تعداد واژه‌های بررسی‌شده چندین هزار واژه است که ۳۰۰۰ واژه به تصویب نهایی می‌رسد و این آمار غلطی است که برای هر واژه ۱۲میلیون تومان ذکر می‌شود و از نظر فرهنگستان معلوم نیست این رقم ۲۷۶ را از کجا گرفته‌اند.
اساساً میان بودجه‌های تصویب‌شده با آنچه در عمل اختصاص و پرداخت می‌شود تفاوت بسیاری وجود دارد و بودجه‌های تخصیصی بسیار کمتر از ارقام تصویب‌شده است. درست به همین دلیل است که نتوانسته‌ایم در یک سال و ۹ ماه اخیر در فرهنگستان زبان فارسی به هیچ‌کدام از استادان دانشگاه‌ها که با ما در گروه‌های واژه‌گزینی همکاری می‌کنند، پرداختی داشته باشیم.»
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960922001850
🔸مادحِ خورشید مداحِ خود است. روابط عمومی دانشگاه تهران اعلام کرد در جلسه شورای انتخاب استاد ممتاز، این عنوان به دکتر محمدرضا #شفیعی_کدکنی استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی داده شد @ehsanname
📖حالا چی بخوانیم؟
احسان رضایی
@ehsanname
چه کتابی بخوانم؟ هر روز یک یا چند نفر برایم پیام می‌فرستند و سلام می‌کنند و بعد همین را می‌پرسند. سوال ساده‌ای است، اما جواب آسانی ندارد. سلایق و علایق هر کسی با دیگری متفاوت است و موقع توصیهٔ کتاب، باید حواست به سن و سال، حال و حوصله، معلومات قبلی و انتظارات فعلیِ طرف باشد تا بتوانی چیزی معرفی کنی که به دردش بخورد و از خواندنش لذت ببرد. اما فقط همین‌ها هم نیست. همیشه موقع پیشنهاد کتاب، سعی می‌کنم اسمی را بگویم و چیزی را معرفی کنم که کمی هم بتواند افکار خواننده را به کار بیاندازد. می‌گویند بهترین کتابها آنهایی هستند که بعد از تمام شدنشان تازه توی ذهن مخاطب شروع می‌شوند. آنهایی که سوالی ایجاد می‌کنند. بگذارید مثال بزنم. این روزها مشغول خواندن کتاب «انسان خردمند» نوشته یووال نوح هراری هستم. کتاب یک دوره تاریخ جهان است، از اعصار ماقبل تاریخ و انسان‌های نئاندرتال تا به امروز. کتاب حجم معقولی دارد، یکجور طنز و سرخوشی در روایتش هست، مترجم متن را خوب و روان برگردانده، اما ویژگی مهم کتاب نگاه غیرکلیشه‌ای آن به تاریخ بشر است. مثلا همه شنیده‌ایم که انقلاب کشاورزی و تبدیل آدمی از موجودی شکارچی به کشاورز، مرحله بزرگی از تمدن بوده. این کتاب می‌نویسد اینطور نیست. انقلاب کشاورزی دستاورد بزرگی بود، اما برای گندم، نه آدمی. چون گندم بود که بشر را متقاعد کرد از بین همهٔ گیاهان او را انتخاب کند، محیط زندگی‌اش را از سنگ و شن و گیاهان دیگر تمیز کند، برایش شبکه آبیاری درست کند، با آفاتش مبارزه کند، ... و آدمی را که در عصر شکار مِنوی غذایی بسیار متنوعی داشت، به چند غذای اصلی محدود کند. خب، می‌شود با این حرفها مخالفت کرد. در مورد خیلی از نکات دیگر کتاب هم می‌شود اِن قُلت آورد، اما نمی‌شود تاثیری که کتاب در ذهن ما برای پیدا کردن جواب ایجاد می‌کند را انکار کرد. کتاب خوب، چنین کتابی است. کتابی که خواندنش سوال ایجاد کند و خواننده را سراغ کتاب یا کتابهای دیگر بفرستد. در باقی موارد هم می‌شود همین حکم را داد. مثلا فرض کنید در شبکه‌های اجتماعی، همه ما عضو گروه‌های متعدد و فالوئر صفحات مختلفی هستیم. آنجا هم باید حواسمان باشد که فقط در جمع کسانی که مثل خودمان فکر می‌کنند نباشیم. چون وقتی همه شبیه هم باشیم، دیگر چالشی در کار نیست. اگر همه مخالف دولت باشیم، آن وقت تصویر سر زدن آقای جهانگیری به چادر زلزله‌زده‌ها با کفش را خواهیم دید و انواع و اقسام شماتت‌های ممکن را. اگر همه هوادار دولت باشیم، عذرخواهی آقای جهانگیری را دست به دست می‌کنیم و در ستایش روحیهٔ نقدپذیری دادِ سخن می‌دهیم. در هر دو حالت، بخشی از ماجرا و حرفهای کسانی که متفاوت از ما فکر می‌کنند را نخواهیم شنید. طبیعتا این روش به تعصب ختم خواهد شد و باور کنید با وجود تعصب، چیزی از خردِ بشری باقی نخواهد ماند. داعش مگر نبود؟ گروهی از افراد متعصب که دریافت ناقص خودشان از دین را به حرف تمام عالم و آدم ترجیح می‌دادند و حاضر نبودند ذره‌ای در افکارشان تردید کنند. داعش حالا نابود شده است، نکند راه و رسم متعصبانه آنها در درون ما زنده بماند!
goo.gl/ts4aHS
📌یادداشت در شماره ۶۳۱ هفته‌نامه «همشهری جوان»
📸 منصور خانی، راننده ۴۲ساله‌ای که در تاکسی کتاب می‌فروشد. مصاحبه‌ای با او در اینجا
www.fardanews.com/fa/news/758936/
روزگاری که رینوپلاستی نبود - فروردین ۱۳۱۹
@medicalhistoryofiran
📸 تصویری دیده‌نشده از #مهدی_اخوان_ثالث در «نمایشگاه عکس شاعران دهه‌ ۴۰»، عکس‌های محمد گل‌جامجو عکاس پیشکسوت مطبوعاتی که این روزها در کافه مانیا برپا است @ehsanname
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: «شکسپیر لعنتی!» 👇
🔹طرح پاییزه کتاب، در تهران و شهرهای بزرگ تمام شد (در شهرستان‌ها این طرح تا ۲دی ادامه دارد). در این مدت کدامیک از نویسندگان بیشتر فروختند؟ آمار خانه کتاب، از کتابفروشی‌های عضو طرح را ببینید @ehsanname
🖥 وقتی کامپیوتر ادامۀ هری پاتر را می‌نویسد
@ehsanname
✍️احسان رضایی: آیا هوش مصنوعی می‌تواند جای انسان را بگیرد؟ این، یکی از تم‌های رایج در داستان‌های علمی-تخیلی است. نویسندگان جوابهای مختلفی برای این سوال دارند، اما در اغلب حالتها، روبات‌ها در زمینه عواطف و احساسات کم می‌آورند. یکی از حوزه‌های مرتبط با احساسات، توصیف آنها، یعنی گفتن قصه است. هوش مصنوعی در زمینه قصه‌گویی چی برای عرضه دارد؟ این سوالی است که برای پاسخ دادن به آن حداقل یک نمونه قابل بررسی داریم.
شرکت بوتنیک (Botnik) که خودش را «یک استودیو سرگرمی‌سازی انسانی-ماشینی» معرفی می‌کند، اخیراً دست به یک ماجراجویی هیجان‌انگیز زده. آنها هر ۷ جلد هری پاتر را به یک روبات داده‌اند و برای آن، یک الگوریتم نوشته‌اند. روبات طبق داده‌های قبلی و الگوریتم موجود، سعی کرده یک داستان جدیدب رای هری ارت بنویسد. داستانی که فقط یک فصل از آن را داریم.
goo.gl/yF73SS
اسم این داستان هست: «هری پاتر و چیزی که شبیه یک تودۀ بزرگ خاکستر بود» (Harry Potter and the Portrait of What Looked Like a Large Pile of Ash). کل فصلی که هوش مصنوعی نوشته، ۴ صفحه است. داستان اینطوری شروع می‌شود: «قلعه گرفتار یک موج جادویی از باد شدید بود. آسمان بیرون سقف سیاهی بود، پر از خون. تنها صداهایی که از کلبه هاگرید بلند می‌شد، ضجه‌های نفرت‌انگیزی بود که از مبلمان شخصی او می‌آمد. جادو: این چیزی بود که هری پاتر فکر می‌کرد خیلی خوب است.»
پاراگراف بعدی هم شروعش پاتری است: «وقتی هری به سمت قلعه می‌رفت، ورق‌های چرمی باران به روحش شلاق می‌زد. رون هم آنجا ایستاده بود و به شکل دیوانه‌واری می‌رقصید...» اما بعد: «او هری را دید و بلافاصله شروع کرد به خوردن خانواده هرمیون.» توجه کردید؟ رون خانوادۀ هرمیون را خورد.
و ادامه‌اش: «لباس رون درست به اندازه خودش بد بود. هرمیون عاقلانه گفت: اگر شما دو نفر با خوشحالی پا نکوبید، عصبی می‌شوم.»
برویم صفحه دوم: «"در مورد جادوگری رون، چطور؟" این را رون پرسید. برای هری، رون یک پرنده پرسروصدا، بی‌جنب‌وجوش و لطیف بود. هری دوست نداشت به پرنده‌ها فکر کند.»
و بعد از این اظهار نظر عجیب در مورد رون، بلافاصله می‌خوانیم: «"مرگخوارها بالای قلعه هستند" رون با صدای لرزان نالید.»
داستان از این عبارات کم ندارد. چیزهایی مثل این: «آنها به در نگاه کردند، فریاد زدند که چطور می‌شود این در بسته باشد. از آن خواستند که با یک گوی کوچک جایگزین شود. رمز عبور این بود: "زن‌های نق‌نقو". هرمیون زد زیر گریه.»
داستان خیلی سریع به مواجهه هری با لرد سیاه، یا اگر از او او نمی‌ترسید ولدمورت می‌رسد و هری خطاب به ولدمورت می‌گوید: «تو جادوگر خیلی بد و پستی هستی». مرگخوارها هرمیون را مسخره می‌کنند و بعد بدون اینکه سرنوشت دوئل هری و لرد سیاه را بخوانیم، به تالار بزرگ مدرسه برمی‌گردیم که فضایش با چلچراغ‌های نالان، کوهی از موش و کتابداری که حفره‌ها را با کتاب پر می‌کند توصیف شده است. آنجاست که قصه اینطوری تمام می‌شود: «"من هری پاترم" هری شروع کرد به داد زدن: "هنرهای سیاه بهتره نگران باشند، آره پسر!"»
@ehsanname

📌اینجا می‌توانید متن داستان ۴صفحه‌ای نوشته‌شده توسط هوش مصنوعی را بخوانید
http://botnik.org/content/harry-potter.html
📌این هم توضیح مفصلی است درباره الگوریتمی که در موردی دیگر، هوش مصنوعی برای نگارش یک داستان طراحی کرده
https://www.wired.com/2017/12/when-an-algorithm-helps-write-science-fiction/
🔖 معرفی پایگاه‌های نقد شعر و نقد داستان در شماره ۶۳۲ هفته‌نامه «همشهری جوان»

#عضویت، #نقد و #نشر رایگان اشعار و داستان‌های شما فقط با چند کلیک
*⃣ www.naghdesher.ir
*⃣ www.naghdedastan.ir
📚پرفروشترین کتابهای سایت آمازون در سال ۲۰۱۷. فهرست کامل در اینجا
https://www.amazon.com/gp/bestsellers/2017/books
از کتاب اول دو ترجمه هست: «اعجوبه» (فرح بهبهانی) و «شگفتی» (پروین علیپور) @eshsanname