📊 وزیر ارشاد خبر داده ۲۰۰ شهر ایران کتابخانه ندارند (goo.gl/EGD319). بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، ایران ۱۲۴۵ شهر دارد (goo.gl/FVQKxD). @ehsanname
احساننامه
Shams Langeroudi – 53 tarane aasheghane
53 Taraneye Asheghaneh
Shams Langeroodi
🎧 «میخواستم ترانهای باشم که بچههای دبستانی از بر کنند ...» شعر و صدای #شمس_لنگرودی را بشنوید، از آلبوم «۵۳ ترانه عاشقانه». ۲۶ آبان سالروز تولد آقای شاعر است @ehsanname
📸 شکوفه میرانی، کتابدار کتابخانه پیامبر اعظم(ص) شهر زلزلهزده ریجاب شهرستان دالاهو، خانهاش خراب شده اما همچنان وظیفهاش را انجام میدهد و برای بچهها قصه میگوید @ehsanname
📌 عکس از سایت iranpl.ir
📌 عکس از سایت iranpl.ir
احساننامه
💷 ۲۰سال پیش، «هری پاتر و سنگ جادو» چاپ شد، اما ناشر فقط ۵۰۰جلد تیراژ زد. یکی از آن ۵۰۰ نسخه هفته پیش در آمریکا به ۶۰هزار و ۱۸۶ پوند (حدود ۲۴۹میلیون تومان) حراج شد. ۵هزار برابر قیمت پشت جلدش @ehsanname
💷 «هری پاتر و سنگ جادو» باز هم رکورد زد. یک نسخه امضاشدۀ چاپ اول (۲۰سال پیش) این کتاب در لندن ۱۰۶هزار و ۲۵۰ پوند (حدود ۴۳۹میلیون تومان) حراج شد. رکورد قبلی همین کتاب ۶۰هزار و ۱۸۶ پوند بود @ehsanname
🗞بازخوانی یک خبر: در ٧ تير ١٣٦٩ اهالى قصر شيرين كه از جنگ تحمیلی آسيب ديده بودند، بودجه نوسازی شهرشان را به مردم زلزلهزدۀ رودبار و منجیل اهدا كردند @ehsanname
📸 goo.gl/w5JiVd
🌕 تصویر سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، ضرب سمرقند ۲۰۲ قمری، یعنی یک سال قبل شهادت امام.
@ehsanname
روی سکه به خط کوفی نوشته: لِلّه/ محمد رسول الله/ المأمون خلیفه الله/ مما أمر به الامیر الرضا/ ولیعهد المسلمین علی بن/ موسی بن علی بن ابیطالب. در حاشیه سکه هم نوشته شده: محمد رسول الله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون.
قطر سکه ۳/۲ سانتیمتر است و وزنش ۴/۳ گرم.
این سکه در موزه ملک نگهداری میشود. در سایر موزهها هم انواع درهم (سکه نقره) و دینار (سکه طلا) از آن دوران، ضرب شهرهای مختلف (از مصر تا سمرقند) وجود دارد که معمولا روی درهمها، بعد از اسم حضرت رضا (با تاکید روی پسرِ مولا بودن حضرت)، نام «ذوالریاستین» (فضل بن سهل، وزیر مأمون) هم درج شده است.
این سکهها تا دو سال بعد از شهادت امام هم ضرب میشد، تا وانمود کنند که دوستدار حضرت بودند و نقشی در شهادتشان نداشتند.
🌕 تصویر سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، ضرب سمرقند ۲۰۲ قمری، یعنی یک سال قبل شهادت امام.
@ehsanname
روی سکه به خط کوفی نوشته: لِلّه/ محمد رسول الله/ المأمون خلیفه الله/ مما أمر به الامیر الرضا/ ولیعهد المسلمین علی بن/ موسی بن علی بن ابیطالب. در حاشیه سکه هم نوشته شده: محمد رسول الله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون.
قطر سکه ۳/۲ سانتیمتر است و وزنش ۴/۳ گرم.
این سکه در موزه ملک نگهداری میشود. در سایر موزهها هم انواع درهم (سکه نقره) و دینار (سکه طلا) از آن دوران، ضرب شهرهای مختلف (از مصر تا سمرقند) وجود دارد که معمولا روی درهمها، بعد از اسم حضرت رضا (با تاکید روی پسرِ مولا بودن حضرت)، نام «ذوالریاستین» (فضل بن سهل، وزیر مأمون) هم درج شده است.
این سکهها تا دو سال بعد از شهادت امام هم ضرب میشد، تا وانمود کنند که دوستدار حضرت بودند و نقشی در شهادتشان نداشتند.
🔹خبرنگار تابناک از ۲۰ نماینده مجلس سوال کرده آخرین کتابی که خواندید چی بوده؟ اصلا کتاب میخوانید؟... فقط دو نفر (هادی شوشتری نمایندۀ قوچان و محمدجواد فتحی نمایندۀ تهران) جواب دادهاند @ehsanname
ای علی موسی الرضا
ای پاکمردِ یثربی، در توس خوابیده
من تو را بیدار میدانم
زندهتر، روشنتر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فَرّ شور و زندگی سرشار میدانم
گرچه پندارند دیری هست، همچون قطرهها در خاک
رفتهای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزهبارانِ بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری، پاک و رحمتبار میدانم
ای (چو بختم) خفته در آن تنگنای زادگاهم، توس
-در کنار دون تبهکاری، که شیر پیر پاکآیین، پدرتْ، آن روح رحمان را به زندان کشت-
من ترا بیدارتر از روح و راهِ صبح، با آن طُرّهٔ زرتار میدانم
من تو را بی هیچ تردیدی (که دلها را کند تاریک)
زندهتر، تابندهتر از هرچه خورشید است در هر کهکشانی، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهانتر پردهٔ اسرار میدانم...
#مهدی_اخوان_ثالث
@ehsanname
📌از کتاب «سال دیگر ای دوست ای همسایه» (چاپ اول، انتشارات زمستان، ۱۳۹۳) صفحه ۲۹ و ۳۰
goo.gl/9gV8Do
ای پاکمردِ یثربی، در توس خوابیده
من تو را بیدار میدانم
زندهتر، روشنتر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فَرّ شور و زندگی سرشار میدانم
گرچه پندارند دیری هست، همچون قطرهها در خاک
رفتهای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزهبارانِ بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری، پاک و رحمتبار میدانم
ای (چو بختم) خفته در آن تنگنای زادگاهم، توس
-در کنار دون تبهکاری، که شیر پیر پاکآیین، پدرتْ، آن روح رحمان را به زندان کشت-
من ترا بیدارتر از روح و راهِ صبح، با آن طُرّهٔ زرتار میدانم
من تو را بی هیچ تردیدی (که دلها را کند تاریک)
زندهتر، تابندهتر از هرچه خورشید است در هر کهکشانی، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهانتر پردهٔ اسرار میدانم...
#مهدی_اخوان_ثالث
@ehsanname
📌از کتاب «سال دیگر ای دوست ای همسایه» (چاپ اول، انتشارات زمستان، ۱۳۹۳) صفحه ۲۹ و ۳۰
goo.gl/9gV8Do
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹روی اگر با خونِ دل آراستم
رونق بازار او میخواستم...
@ehsanname
شعرخوانیِ هوشنگ ابتهاج #سایه
از مثنوی «بانگ نی» (صفحات ۹۶ تا ۱۱۰ کتاب)
آبان ۱۳۹۶
@yaldaebtehaj
رونق بازار او میخواستم...
@ehsanname
شعرخوانیِ هوشنگ ابتهاج #سایه
از مثنوی «بانگ نی» (صفحات ۹۶ تا ۱۱۰ کتاب)
آبان ۱۳۹۶
@yaldaebtehaj
📸 کمپانی وارنربراز تصویر رسمی از بازیگران قسمت دوم فیلم «جانوران شگفتانگیز» منتشر کرد که در آن جود لا بازیگر نقش جوانیِ پروفسور آلبوس دامبلدور است (چپ). این فیلم، یک سال دیگر اکران میشود @ehsanname
احساننامه
📚 طرح پاییزه کتاب اعلام شد: از ۲ تا ۲۲ آذر، در مراکز استانها و تا ۲ دی در شهرستانها، با ۱۰۰هزار تومان خرید کتاب، ۲۰هزار تومان (برای کتاب کودک ۲۵هزار تومان) تخفیف بگیرید @ehsanname
🔹طرح پاییزه کتاب و تخفیفهای آن، پنجشنبه دوم آذر شروع میشود که همزمان با روز کتابگردی است و کتابفروشیهای عضو طرح در این روز ۱۰ درصد تخفیف بیشتر هم میدهند، یعنی تخفیف ۳۰ تا ۳۵ درصدی @ehsanname
Leo Tolstoy
@ehsanname
🎧 لئو تولستویِ بزرگ روز ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ (۲۸ آبان ۱۲۸۹) درگذشت. تنها صدای باقیمانده از او را بشنوید که یک سال قبل از مرگش ضبط شده است @ehsanname
احساننامه
@ehsanname – Leo Tolstoy
در صدایی که از تولستوی شنیدید👆 عمولئو دارد متنی انگلیسی درباره هدفِ زندگی میخواند؛ آن هم با انگلیسیِ بسیار ابتدایی. ظاهرا زبان دومی که تولستوی مسلط بوده، فرانسوی بوده. اما متن مورد قرائت آقای غول:
🔹That the object of life is self-perfection, the perfection of all immortal souls, that this is the only object of my life, is seen to be correct by the fact alone that every other object is essentially a new object. Therefore, the question whether thou hast done what thou shoudst have done is of immense importance, for the only meaning of thy life is in doing in this short term allowed thee, that which is desired of thee by He or That which has sent thee into life. Art thou doing the right thing?
این متن بخشی از کتاب A Calendar of Wisdom است که در آن تولستوی بزرگ، گزیدهای از مطالب خواندنی را برای روزهای مختلف سال جمعآوری کرده است. منتخبی از این کتاب، در ایران با عنوان «محدوده مطالب خواندنی» و توسط اسکندر ذبیحیان (انتشارات سروش، ۱۳۸۰) ترجمه شده است.
@ehsanname
🔹That the object of life is self-perfection, the perfection of all immortal souls, that this is the only object of my life, is seen to be correct by the fact alone that every other object is essentially a new object. Therefore, the question whether thou hast done what thou shoudst have done is of immense importance, for the only meaning of thy life is in doing in this short term allowed thee, that which is desired of thee by He or That which has sent thee into life. Art thou doing the right thing?
این متن بخشی از کتاب A Calendar of Wisdom است که در آن تولستوی بزرگ، گزیدهای از مطالب خواندنی را برای روزهای مختلف سال جمعآوری کرده است. منتخبی از این کتاب، در ایران با عنوان «محدوده مطالب خواندنی» و توسط اسکندر ذبیحیان (انتشارات سروش، ۱۳۸۰) ترجمه شده است.
@ehsanname
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 بارها به ما گفتهاند که نویسندگیِ خوب زادۀ عشق است نه آز. اما این تصویرِ رمانتیک از نویسندهای که، بیچشمداشت به پول، سخت کار میکند داستانی بیش نیست، داستانی که ریشههای آن به چند هزاره قبلتر بازمیگردد و امروز نیز با اثرات آن درگیریم. اگر پولْ همهچیز را میآلاید، چرا نتواند نوشتن را نیز بیالاید؟ داستان شاعر یونانی، سیمونیدس، نخستین نویسندهای که برای هر کلمه پول طلبید، نشان میدهد که چگونه کلمه و پول از آنچه به نظر میرسد نزدیکترند.
🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
http://tarjomaan.com/vdci.yavct1aywbc2t.html
🔗 @tarjomaanweb
🔗 @poemstoryradio
🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
http://tarjomaan.com/vdci.yavct1aywbc2t.html
🔗 @tarjomaanweb
🔗 @poemstoryradio
🔸زاهد یا دیوانه؟
✍احسان رضایی
@ehsanname
مقایسه بین ادیبان بزرگ، یکی از سالمترین تفریحات ممکن برای پر کردن اوقات فراغت است. درست مثل ماجرای سعدی و حافظ در ایران خودمان، هیچکس متر و معیار و شاخصی نمیتواند به دست بدهد که طبق آن بتوانیم بگوییم کدامیکی مهمتر و شاعرتر است. با این حال هر کسی برای خودش یک قضاوت شخصی دارد که چه بسا اگر با کس دیگری درمیان گذاشته شود، همان نکتهای که دلیل قوت دانسته میشود به نقطه ضعف تعبیر میشود و شاید هم برعکس.
وضعیت غولهای رمان، لئو تولستوی و فئودور داستایوسکی هم همینطور است. گروهی آن، گروهی این پسندند. گاندی، مارتین لوتر کینگ، آیزایا برلین، جورج کلونی و اغلب مردم روسیه معتقدند تولستوی بزرگترین رماننویسی است که تاریخ به خود دیده، در عوض آلبر کامو، فرانتس کافکا، ژان پل سارتر، فردریش نیچه و انیشتین، طرفدار سرسخت داستایوسکی هستند (او در وطن خودش چندان محبوب نیست و از تورگنیف تا ناباکوف همه از او متنفر بودند). نظرسنجیهای متعدد رسانهای و اینترنتی هم با موضوع «تولستوی بهتر است یا داستایوسکی؟» برگزار شده که اغلب به نفع تولستوی تمام شده است.
اگر شما تا حالا موضع مشخصی در این دعوای ادبی نداشتید، برای شروع خوب است اینها را بدانید: هر دو غول در دهه ۱۸۲۰ متولد شدند، اما برخلاف تصور داستایوسکی از تولستوی بزرگتر بوده (آن هم هفت سال). داستایوسکی در نوشتن هم پیشکسوت بوده (اولین کتابش «بیچارگان» شش سال زودتر از اولین کتاب تولستوی، «خاطرات کودکی» چاپ شد که طبیعتا اثر خیلی مهمتر و موفقتری هم بود). تعداد رمانها و داستانهای داستایوسکی تقریبا دو برابر آثار تولستوی است، در عوض تیراژ و فروش کارهای تولستوی، در همه زبانها بیشتر است و توی اغلب نظرسنجیها برای انتخاب بهترین یا top ten کتابها، «آنا کارنینا» و «جنگ و صلح» رتبههای خیلی بالاتری از آثار داستایوسکی میآورند. البته که در شهرت تولستوی، عمر طولانیتر او (۲۹ سال بعد از داستایوسکی درگذشت) و مهمتر از آن، فعالیتهای اجتماعیاش هم موثر است.
تولستوی، مردی پایبند اصول، بابرنامه، دارای شخصیتی قوی، خشن و گیاهخوار بود. در عوض داستایوسکی ضعیفالنفس، معتاد به قمار، مهربان، همیشه مریض، مصروع و دمدمیمزاج بود. تولستوی عقیده داشت دنیای غرب رو به انحطاط است و «عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی»، داستایوسکی اما در تمام عمر آرزوی سفر به اروپا را داشت. تولستوی از طرف مادری شاهزاده و جزو اشراف بود، لقب «کُنت» داشت و خودش ارباب به حساب میآمد، هرچند کشاورزهایی که روی املاکش کار میکردند حسابی او را دوست داشتند و خودش به بچههای آنها سواد یاد میداد و در آثارش به نظام ارباب-رعیتی حاکم در روسیه آن زمان حمله میکرد. در عوض داستایوسکی فقیر و همیشه مقروض بود و یکبار هم بر اثر انتقادهایش از اوضاع اجتماعی، سر از سیبری درآورد و با کلی متن و شعر در ستایش تزار، توانست عفو بگیرد و دیگر تا آخر عمر از سیستم حمایت کرد. تولستوی برای نگارش آثارش حسابی وقت داشت (۱۴۰۰صفحه «جنگ و صلح» را هفت بار پاکنویس کرد) ولی داستایوسکی مجبور بود سریع بنویسد تا خودش و خانوادهاش گرسنگی نکشند («قمارباز» را ۲۶ روزه نوشته، آن هم در حالی که همزمان داشت «جنایت و مکافات» را هم پیش میبرد). شاید برای همین باشد که تولستوی در آثارش شخصیتهای متعددی را در طول یک دوره تاریخی طولانی تصویر میکند، ولی کاراکترهای داستانهای داستایوسکی کم و پیچیده هستند و ماجراهایشان در مدت کوتاهی به سرانجام میرسد. شخصیتهای آثار این دو نفر، شبیه خودشان هستند: اشراف شهرستاننشین که هزار جور سوال فلسفی دارند، در مقابل جوانهای شهری فقیر و بیچاره. تولستوی به قهرمانهایش اجازه کوچکترین لغزشی نمیدهد، چه رسد به آنچه آنا کارنینا کرد و به خاطرش مستحق بدترین مکافاتها یعنی انداختن خود زیر قطار شد. اما در آثار داستایوسکی، شخصیتها بدترین جنایتها را مرتکب میشوند، ولی ته تهش چیزهای مثبتی در وجودشان هست که باعث میشود بعد از کلی رنج و مرارت، رستگار شوند. فروید میگفت کتابهای داستایوسکی کلاس درس روانشناسی هستند.
این دو غول ادبی درباره آثار همدیگر نظر خیلی مثبتی داشتند. تولستوی از «جنایت و مکافات» و «برادران کاراما زوف» تمجید کرده و داستایوسکی از «آنا کارنینا» به عنوان بهترین داستانی که خوانده است، اسم آورده. این دو مرد، با وجود همزمانی هرگز همدیگر را ندیدند.
goo.gl/PaF1fv
✍احسان رضایی
@ehsanname
مقایسه بین ادیبان بزرگ، یکی از سالمترین تفریحات ممکن برای پر کردن اوقات فراغت است. درست مثل ماجرای سعدی و حافظ در ایران خودمان، هیچکس متر و معیار و شاخصی نمیتواند به دست بدهد که طبق آن بتوانیم بگوییم کدامیکی مهمتر و شاعرتر است. با این حال هر کسی برای خودش یک قضاوت شخصی دارد که چه بسا اگر با کس دیگری درمیان گذاشته شود، همان نکتهای که دلیل قوت دانسته میشود به نقطه ضعف تعبیر میشود و شاید هم برعکس.
وضعیت غولهای رمان، لئو تولستوی و فئودور داستایوسکی هم همینطور است. گروهی آن، گروهی این پسندند. گاندی، مارتین لوتر کینگ، آیزایا برلین، جورج کلونی و اغلب مردم روسیه معتقدند تولستوی بزرگترین رماننویسی است که تاریخ به خود دیده، در عوض آلبر کامو، فرانتس کافکا، ژان پل سارتر، فردریش نیچه و انیشتین، طرفدار سرسخت داستایوسکی هستند (او در وطن خودش چندان محبوب نیست و از تورگنیف تا ناباکوف همه از او متنفر بودند). نظرسنجیهای متعدد رسانهای و اینترنتی هم با موضوع «تولستوی بهتر است یا داستایوسکی؟» برگزار شده که اغلب به نفع تولستوی تمام شده است.
اگر شما تا حالا موضع مشخصی در این دعوای ادبی نداشتید، برای شروع خوب است اینها را بدانید: هر دو غول در دهه ۱۸۲۰ متولد شدند، اما برخلاف تصور داستایوسکی از تولستوی بزرگتر بوده (آن هم هفت سال). داستایوسکی در نوشتن هم پیشکسوت بوده (اولین کتابش «بیچارگان» شش سال زودتر از اولین کتاب تولستوی، «خاطرات کودکی» چاپ شد که طبیعتا اثر خیلی مهمتر و موفقتری هم بود). تعداد رمانها و داستانهای داستایوسکی تقریبا دو برابر آثار تولستوی است، در عوض تیراژ و فروش کارهای تولستوی، در همه زبانها بیشتر است و توی اغلب نظرسنجیها برای انتخاب بهترین یا top ten کتابها، «آنا کارنینا» و «جنگ و صلح» رتبههای خیلی بالاتری از آثار داستایوسکی میآورند. البته که در شهرت تولستوی، عمر طولانیتر او (۲۹ سال بعد از داستایوسکی درگذشت) و مهمتر از آن، فعالیتهای اجتماعیاش هم موثر است.
تولستوی، مردی پایبند اصول، بابرنامه، دارای شخصیتی قوی، خشن و گیاهخوار بود. در عوض داستایوسکی ضعیفالنفس، معتاد به قمار، مهربان، همیشه مریض، مصروع و دمدمیمزاج بود. تولستوی عقیده داشت دنیای غرب رو به انحطاط است و «عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی»، داستایوسکی اما در تمام عمر آرزوی سفر به اروپا را داشت. تولستوی از طرف مادری شاهزاده و جزو اشراف بود، لقب «کُنت» داشت و خودش ارباب به حساب میآمد، هرچند کشاورزهایی که روی املاکش کار میکردند حسابی او را دوست داشتند و خودش به بچههای آنها سواد یاد میداد و در آثارش به نظام ارباب-رعیتی حاکم در روسیه آن زمان حمله میکرد. در عوض داستایوسکی فقیر و همیشه مقروض بود و یکبار هم بر اثر انتقادهایش از اوضاع اجتماعی، سر از سیبری درآورد و با کلی متن و شعر در ستایش تزار، توانست عفو بگیرد و دیگر تا آخر عمر از سیستم حمایت کرد. تولستوی برای نگارش آثارش حسابی وقت داشت (۱۴۰۰صفحه «جنگ و صلح» را هفت بار پاکنویس کرد) ولی داستایوسکی مجبور بود سریع بنویسد تا خودش و خانوادهاش گرسنگی نکشند («قمارباز» را ۲۶ روزه نوشته، آن هم در حالی که همزمان داشت «جنایت و مکافات» را هم پیش میبرد). شاید برای همین باشد که تولستوی در آثارش شخصیتهای متعددی را در طول یک دوره تاریخی طولانی تصویر میکند، ولی کاراکترهای داستانهای داستایوسکی کم و پیچیده هستند و ماجراهایشان در مدت کوتاهی به سرانجام میرسد. شخصیتهای آثار این دو نفر، شبیه خودشان هستند: اشراف شهرستاننشین که هزار جور سوال فلسفی دارند، در مقابل جوانهای شهری فقیر و بیچاره. تولستوی به قهرمانهایش اجازه کوچکترین لغزشی نمیدهد، چه رسد به آنچه آنا کارنینا کرد و به خاطرش مستحق بدترین مکافاتها یعنی انداختن خود زیر قطار شد. اما در آثار داستایوسکی، شخصیتها بدترین جنایتها را مرتکب میشوند، ولی ته تهش چیزهای مثبتی در وجودشان هست که باعث میشود بعد از کلی رنج و مرارت، رستگار شوند. فروید میگفت کتابهای داستایوسکی کلاس درس روانشناسی هستند.
این دو غول ادبی درباره آثار همدیگر نظر خیلی مثبتی داشتند. تولستوی از «جنایت و مکافات» و «برادران کاراما زوف» تمجید کرده و داستایوسکی از «آنا کارنینا» به عنوان بهترین داستانی که خوانده است، اسم آورده. این دو مرد، با وجود همزمانی هرگز همدیگر را ندیدند.
goo.gl/PaF1fv
📌از توصیههای سوزان سونتاگ به نویسندگان جوان
@ehsanname
عاشق کلمات باشید، برای نوشتن جملات سختی بکشید و به دنیا توجه کنید. کمی هم جدی باشید؛ منظور من این است که دورو نباشید، نه اینکه شوخطبع نباشید. نکته دیگری هم هست که دوست دارم بگویم: لطفاً عجله نکنید. اگر نویسنده خوششانسی باشید میتوانید از خواندن آثار نویسندگانی چون تولستوی، داستایوسکی و تورگنیف لذت زیادی ببرید. خیلیها از من میپرسند اگر بخواهیم نویسنده شویم باید چهکار کنیم و من همیشه میگویم نویسندگی چیزی نیست که تصمیم بگیرید انجام دهید. نویسندگی حسی است که اگر انجامش ندهید، نمیتوانید به زندگی خود با آرامش ادامه دهید. البته اشکالی ندارد کارهایی چون نقاشی و یادگیری موسیقی را با تصمیم شخصیمان آغاز کنیم و بیاموزیم. افراد زیادی مینویسند و اشکالی هم ندارد، اما اگر بخواهید نویسندهای حرفهای شوید نیاز به حسی ورای تصمیمی شخصی است.
توصیههای سونتاگ را اینجا ببینید👇
lithub.com/susan-sontag-on-being-a-writer-you-have-to-be-obsessed/
ترجمهای از این متن هم اینجاست👇
ibna.ir/fa/doc/longtrans/254376/
@ehsanname
عاشق کلمات باشید، برای نوشتن جملات سختی بکشید و به دنیا توجه کنید. کمی هم جدی باشید؛ منظور من این است که دورو نباشید، نه اینکه شوخطبع نباشید. نکته دیگری هم هست که دوست دارم بگویم: لطفاً عجله نکنید. اگر نویسنده خوششانسی باشید میتوانید از خواندن آثار نویسندگانی چون تولستوی، داستایوسکی و تورگنیف لذت زیادی ببرید. خیلیها از من میپرسند اگر بخواهیم نویسنده شویم باید چهکار کنیم و من همیشه میگویم نویسندگی چیزی نیست که تصمیم بگیرید انجام دهید. نویسندگی حسی است که اگر انجامش ندهید، نمیتوانید به زندگی خود با آرامش ادامه دهید. البته اشکالی ندارد کارهایی چون نقاشی و یادگیری موسیقی را با تصمیم شخصیمان آغاز کنیم و بیاموزیم. افراد زیادی مینویسند و اشکالی هم ندارد، اما اگر بخواهید نویسندهای حرفهای شوید نیاز به حسی ورای تصمیمی شخصی است.
توصیههای سونتاگ را اینجا ببینید👇
lithub.com/susan-sontag-on-being-a-writer-you-have-to-be-obsessed/
ترجمهای از این متن هم اینجاست👇
ibna.ir/fa/doc/longtrans/254376/
📖 در شب نابودی داعش چی بخوانیم؟ یک خبرنگار آلمانی در سال ۲۰۱۴ و اوج قدرت داعش توانست اجازه حضور در مناطق اشغالی را بگیرد. او ضمن روایت سفرش، تحقیقی هم درباره نقش غرب در شکلگیری داعش دارد @ehsanname
📸 ترجمه کتابهای دکتر علی شریعتی در سوق الحویش، نجف. هر جلد حدود ۶۸۰۰ تومان - عکس از خانم فاطمه دلاوری @ehsanname