📖 پیشنهاد کتاب
@ehsanname
📌از توئیتر خانم امیلی امرایی: «اینگونه ما را ننگرید» خودنوشتِ «فرخنده بیطرف» است؛ توانخواه جسمی وذهنی که از یک ماهگی دچار بیماری سیپی [Cerebral Palsy - فلج مغزی] شده.
فرخنده نوشته: «نمیخواستم مانند بچههای فلج مغزی در آسایشگاه زنده به گور شوم». نمونۀ بارز یک توانخواه که باید بشناسیمش.
خانواده توان نگهداری فرخنده توی خونه را نداشتند. از ۹سالگی توی آسایشگاه بوده، اما روی تخت درس خوانده و بعد خودش را به مدرسۀ عادی رسانده.
فرخنده اولین کسی است که با وجود بیماری سیپی توانسته دیپلم بگیرد و دانشگاه برود. کتابش روایت حیرتانگیزی از مبارزه برای زنده بودن و زندگی کردن است.
کتاب فرخنده را نشر ویدا منتشر کرده [در ۱۴۴صفحه و ۱۱هزار تومان]. این، صدای غایبی بود.
goo.gl/mHZrB7
@ehsanname
📌از توئیتر خانم امیلی امرایی: «اینگونه ما را ننگرید» خودنوشتِ «فرخنده بیطرف» است؛ توانخواه جسمی وذهنی که از یک ماهگی دچار بیماری سیپی [Cerebral Palsy - فلج مغزی] شده.
فرخنده نوشته: «نمیخواستم مانند بچههای فلج مغزی در آسایشگاه زنده به گور شوم». نمونۀ بارز یک توانخواه که باید بشناسیمش.
خانواده توان نگهداری فرخنده توی خونه را نداشتند. از ۹سالگی توی آسایشگاه بوده، اما روی تخت درس خوانده و بعد خودش را به مدرسۀ عادی رسانده.
فرخنده اولین کسی است که با وجود بیماری سیپی توانسته دیپلم بگیرد و دانشگاه برود. کتابش روایت حیرتانگیزی از مبارزه برای زنده بودن و زندگی کردن است.
کتاب فرخنده را نشر ویدا منتشر کرده [در ۱۴۴صفحه و ۱۱هزار تومان]. این، صدای غایبی بود.
goo.gl/mHZrB7
✍ ۲۲ درس استیفن کینگ
@ehsanname
معروفترین نویسنده ادبیات جنایی حال حاضر و یکی از ده نویسنده پرفروش دنیا، استیفن کینگ، توصیههایی برای نویسندگان جوان کرده است. بایدها و نبایدهای نوشتن را بخوانید، از قول این نویسنده این معروف:
۱. دیگر تلویزیون تماشا نکن؛ به جای آن، تا میتوانی کتاب بخوان
۲. بیشتر از چیزی که فکر میکنی، خودت را برای شکستها و انتقادها آماده کن
۳. وقتت را با تلاش برای راضی کردن مردم تلف نکن
۴. اول برای خودت بنویس
۵. با چیزهایی سر و کله بزن که نوشتن دربارهشان سخت است
۶. موقع نوشتن، ارتباطت را با بقیه دنیا قطع کن
۷. [با استفاده از کلمات قلمبه سلمبه] تظاهر نکن
۸. از قیدها و پاراگرافهای طولانی پرهیز کن
۹. زیاد درگیر دستور زبان نباش
۱۰. در هنرِ توصیف استاد شو
۱۱. اطلاعات بیخودی به خواننده نده
۱۲. درباره کارهایی که مردم واقعی میکنند، داستان بگو
۱۳. ریسک کن؛ با احتیاط بازی نکن
۱۴. متوجه باش که برای نویسنده خوب شدن به مخدرها نیاز نداری
۱۵. سعی نکن صدای کس دیگری را بدزدی
۱۶. بدان که نویسندگی یک جور تلهپاتی است
۱۷. نوشتن را جدی بگیر
۱۸. هر روز بنویس
۱۹. اولین ویرایش را در سه ماه تمام کن
۲۰. وقتی نوشتنت تمام شد، برو عقب و نگاه کن
۲۱. جرأت داشته باش و از متن بزن
۲۲. متأهل بمان، سالم باش و خوب زندگی کن
توضیحات هر نکته، در آدرسهای زیر:
📌 independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/stephen-king-22-lessons-creative-writing-advice-novels-short-stories-a8021511.html
📌 www.isna.ir/news/96081307916/
@ehsanname
معروفترین نویسنده ادبیات جنایی حال حاضر و یکی از ده نویسنده پرفروش دنیا، استیفن کینگ، توصیههایی برای نویسندگان جوان کرده است. بایدها و نبایدهای نوشتن را بخوانید، از قول این نویسنده این معروف:
۱. دیگر تلویزیون تماشا نکن؛ به جای آن، تا میتوانی کتاب بخوان
۲. بیشتر از چیزی که فکر میکنی، خودت را برای شکستها و انتقادها آماده کن
۳. وقتت را با تلاش برای راضی کردن مردم تلف نکن
۴. اول برای خودت بنویس
۵. با چیزهایی سر و کله بزن که نوشتن دربارهشان سخت است
۶. موقع نوشتن، ارتباطت را با بقیه دنیا قطع کن
۷. [با استفاده از کلمات قلمبه سلمبه] تظاهر نکن
۸. از قیدها و پاراگرافهای طولانی پرهیز کن
۹. زیاد درگیر دستور زبان نباش
۱۰. در هنرِ توصیف استاد شو
۱۱. اطلاعات بیخودی به خواننده نده
۱۲. درباره کارهایی که مردم واقعی میکنند، داستان بگو
۱۳. ریسک کن؛ با احتیاط بازی نکن
۱۴. متوجه باش که برای نویسنده خوب شدن به مخدرها نیاز نداری
۱۵. سعی نکن صدای کس دیگری را بدزدی
۱۶. بدان که نویسندگی یک جور تلهپاتی است
۱۷. نوشتن را جدی بگیر
۱۸. هر روز بنویس
۱۹. اولین ویرایش را در سه ماه تمام کن
۲۰. وقتی نوشتنت تمام شد، برو عقب و نگاه کن
۲۱. جرأت داشته باش و از متن بزن
۲۲. متأهل بمان، سالم باش و خوب زندگی کن
توضیحات هر نکته، در آدرسهای زیر:
📌 independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/stephen-king-22-lessons-creative-writing-advice-novels-short-stories-a8021511.html
📌 www.isna.ir/news/96081307916/
🔹علیاصغر سیدآبادی، مدیرکل دفتر کتابخوانیِ معاونت فرهنگیِ وزارت ارشاد: طبق پیمایشی که در سال ۱۳۹۴ انجام شد سرانه مطالعه در کشور ما ۱۲ دقیقه و ۳۳ ثانیه است @ehsanname
منبع ibna.ir/fa/doc/report/253834
منبع ibna.ir/fa/doc/report/253834
🔹۱۶ آبان، سالروز تولد ملکالشعرای بهار (در ۱۲۶۵) است. به همین مناسبت چند اجرا از تصنیف معروف او «مرغ سحر» بشنوید
@ehsanname
📸تصویر بهار در جمع فرزندانش
@ehsanname
📸تصویر بهار در جمع فرزندانش
Forwarded from احساننامه
Morghe Sahar
Molook Zarrabi
🎼 اولین اجرای ضبط شده از «مرغ سحر» در پاییز ۱۳۰۶ شمسی، با صدای ملوک ضرابی و تارِ استاد مرتضی نیداوود. بیشتر اجراهای بعدی این تصنیف به همان ملودی نیداوود وفادار ماندند @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Morghe Sahar
Shajarian
🎼 محبوبترین اجرای «مرغ سحر» برای استاد محمدرضا شجریان است که تقریبا در هر کنسرت او تقاضاهای مکرر برای خواندنش هست @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Morghe Sahar
Farhad
🎼 متفاوتترین اجرای «مرغ سحر» توسط فرهاد مهراد و گیتارش در آلبوم «برف». فرهاد این ترانه را با شیوه و بیانی جدید اجرا کرد @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Morghe Sahar
Alim Qasimov/Alim Qasimov
🎼 اجرای «مرغ سحر» به زبان آذری ولی با همان ریتم آشنا توسط عالیم قاسیماُف @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Morghe Sahar (Mahur)
Jalal Zolfonun
🎼 اجرای بدون کلام «مرغ سحر» از آلبوم «آموزش تار» استاد جلال ذوالفنون @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🔸تنها اجرای تصنیف «مرغ سحر» تحت نظر خود ملکالشعرای بهار، در پاییز ۱۳۰۷ و با آواز جمال صفوی ضبط شد. این تصویر از صفحه همان اجراست @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 اجرای «مرغ سحر» در سریال «هزار دستان» توسط مرحوم اسماعیل محمدی که صدای ناصر طهماسب روی آن دوبله شده است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📌ماجرای توقیف «مرغ سحر» بعد از یک ماه
@ehsanname
درباره ممنوعیت تصنیف «مرغ سحر» (که در «هزاردستان» 👆 هم به آن اشاره شده) دکتر هدایت نیّرسینا،در مقاله «خاطراتی از بهار، شاعر غزلسرا و ترانهساز» در فصلنامۀ «ره آورد» شماره ۹ (پاییز و زمستان ۱۳۶۴) صفحات ۹۴ تا ۱۰۳، اینطور نوشته است: «... برخی اشارات سیاسی و انتقادی که در اشعار بهار دیده و شنیده میشد، شهربانی آن زمان را که نظمیه میگفتند برانگیخت تا در همگی ترانهها، بهویژه اشعار آن سرایندۀ مبارز که در هر مورد به کنایه یا صریح از اوضاع واحوال انتقاد مینمود بررسی کند و پخش چنین مطالب را ممنوع سازد.
در آغاز پخش صفحات ترانۀ مرغ سحر [سال ۱۳۰۷] محل ایراد واقع نشد، با آنکه جنبۀ سیاسی و انتقادی آن صریح و روشن است و از قفس و زندان مینالد، از نبودن آزادی و مساوات فریاد میزند، از آشیان بر باد رفتۀ خود یاد میکند و صدا سر میدهد که:
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت،
شام تاریک ما را سحر کن.
اما در حدود یک ماه پس از انتشار، پخش این تصنیف را منع کردند و همین منع و توقیف انگیزۀ ایحاد بازار سیاه در مورد این صفحۀ شورانگیر شد و قیمت آن از پانزده ریال به چهل و پنجاه ریال افزایش یافت.»
مدتی بعد از این ماجرا، در سال ۱۳۰۸ هم ملکالشعرا به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه، چند ماهی به زندان افتاد و در سال ۱۳۱۲ به اصفهان تبعید شد، تا اینکه سال ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی و برای شرکت در جشنهای هزاره فردوسی این تبعید تمام شد.
یک نمونه دیگر از جریان ممیزی در ترانههای بهار هم در همان مقاله دکتر نیّرسینا، در مورد تصنیف معروف «ز فروردین» آمده . جالب است که در این خاطره، مامور نظمیه، استاد احمد عبادیان نوازندۀ معروف سهتار است: «... موقع غروب آفتاب و آغاز شبی از تابستان؛ آقای یحیی زرپنجه و دیگر نوازندگان، همچنین خوانندۀ تصنیف، جمال صفوی، برای ضبط بهحد کافی تمرین کرده، مهندسان هم قالب مومی مخصوص ضبط را بر جای خود قرار داده و همگی برای اجرای کار آماده و در انتظارند. جناب ملکالشعرا بهار هم در اطاق مخصوص پذیرایی نشستهاند که خود نیز اجرای این اثر را ملاحظه نمایند.
آقای عبادی استاد محبوب موسیقی و نوازندۀ یکتای سهتار نیز در کنار جناب بهار نشستهاند. ایشان نمایندۀ نظمیۀ رضاشاه است و باید ضبط ترانه با اجازه و امضای قبول ایشان انجام پذیرد. این از مقررات شهربانی برای هر شعر و ترانه در همگی شرکتها بود و خود بهیاد دارم مامورهای مختلفی را که در لباس افسری یا شخصی در وقت اجرای اشعار حضور داشتند و نظرهایی هم میدادند. یکی از ایشان شخصی بنام آقای بهنام بود که تاکید میکرد که در تصنیفها از سیاست مطلبی یاد نکنیم. در این وقت هم که جناب عبادی باید نظر بدهند، به اقتضای احترام، از جناب ملک اجازۀ شروع ضبط خواسته شد. شاعر محترم هم با درک اوضاع و احوال، به آقای عبادی روی نموده گفتند: حضرات اجازه میخواهند. این آقای عزیز با تواضعی مخصوص در برابر یک شخصیت بزرگ فرهنگی اظهار داشت: اجازه میخواهم خواهش کنم یکی دو قسمت از جملههای این تصنیف را جناب ملک تغییر بدهند. [...] قطعهای که قرار بر تغییر یا تعویض آن بود بهصورت زیر بود:
بهار آمده با گل سنبل ـ ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل ـ دل او را از جفا مشکن
جهان در سر شور و شر دارد ـ دو صد فتنه زیر سر دارد
خوش آن کس کو یاری به بر دارد ـ بتی تازه، با شراب کهن
ایراد در قسمت دوم و تنها به دو جمله اول آن است که خبر از ظهور فتنه و شور و شر و انقلاب میدهد و در حکومت رضاشاه جای چنین سخنها نبود و تعبییر خوشی نداشت. آقای ملک هم با روی خوش و ابراز هنری شگفت، بیتامل تمام آن عبارت را به صورت زیر تغییر دادند:
بهار از گل سایبان دارد ـ دریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کو یاری جوان دارد ـ بتی تازه با شراب کهن
سپس تبدیل کلمۀ «دونان» در عبارت زیر مورد خواهش استاد عبادی بود:
اگر جان بردم از غم دونان
ز دست فراق تو جان نبرم
البته در کلمۀ «دونان» هم کنایهای است و این لفظ بهجای نام شخص یا اشخاصی بهکار رفته بود. بهجای این لفظ هم شاعر چیرهدست، بیدرنگ کلمۀ «دوران» گذاشتند و غائله پایان یافت.
همان دم موسی ارسطوزاده که جز حالت تسلیم و تمکین و بردباری نداشت، ضبط ترانه را آغاز کرد. استاد عبادی با خرسندی با همان جاذبۀ وقاری که داشت اظهار خوشوقتی و امنتان نمود. آقای ملک هم با آن حالت انعطافپذیری که داشت، از استاد عبادی و حاضران جلسه خداحافظی کرد.»
#برچیده_ها
@ehsanname
@ehsanname
درباره ممنوعیت تصنیف «مرغ سحر» (که در «هزاردستان» 👆 هم به آن اشاره شده) دکتر هدایت نیّرسینا،در مقاله «خاطراتی از بهار، شاعر غزلسرا و ترانهساز» در فصلنامۀ «ره آورد» شماره ۹ (پاییز و زمستان ۱۳۶۴) صفحات ۹۴ تا ۱۰۳، اینطور نوشته است: «... برخی اشارات سیاسی و انتقادی که در اشعار بهار دیده و شنیده میشد، شهربانی آن زمان را که نظمیه میگفتند برانگیخت تا در همگی ترانهها، بهویژه اشعار آن سرایندۀ مبارز که در هر مورد به کنایه یا صریح از اوضاع واحوال انتقاد مینمود بررسی کند و پخش چنین مطالب را ممنوع سازد.
در آغاز پخش صفحات ترانۀ مرغ سحر [سال ۱۳۰۷] محل ایراد واقع نشد، با آنکه جنبۀ سیاسی و انتقادی آن صریح و روشن است و از قفس و زندان مینالد، از نبودن آزادی و مساوات فریاد میزند، از آشیان بر باد رفتۀ خود یاد میکند و صدا سر میدهد که:
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت،
شام تاریک ما را سحر کن.
اما در حدود یک ماه پس از انتشار، پخش این تصنیف را منع کردند و همین منع و توقیف انگیزۀ ایحاد بازار سیاه در مورد این صفحۀ شورانگیر شد و قیمت آن از پانزده ریال به چهل و پنجاه ریال افزایش یافت.»
مدتی بعد از این ماجرا، در سال ۱۳۰۸ هم ملکالشعرا به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه، چند ماهی به زندان افتاد و در سال ۱۳۱۲ به اصفهان تبعید شد، تا اینکه سال ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی و برای شرکت در جشنهای هزاره فردوسی این تبعید تمام شد.
یک نمونه دیگر از جریان ممیزی در ترانههای بهار هم در همان مقاله دکتر نیّرسینا، در مورد تصنیف معروف «ز فروردین» آمده . جالب است که در این خاطره، مامور نظمیه، استاد احمد عبادیان نوازندۀ معروف سهتار است: «... موقع غروب آفتاب و آغاز شبی از تابستان؛ آقای یحیی زرپنجه و دیگر نوازندگان، همچنین خوانندۀ تصنیف، جمال صفوی، برای ضبط بهحد کافی تمرین کرده، مهندسان هم قالب مومی مخصوص ضبط را بر جای خود قرار داده و همگی برای اجرای کار آماده و در انتظارند. جناب ملکالشعرا بهار هم در اطاق مخصوص پذیرایی نشستهاند که خود نیز اجرای این اثر را ملاحظه نمایند.
آقای عبادی استاد محبوب موسیقی و نوازندۀ یکتای سهتار نیز در کنار جناب بهار نشستهاند. ایشان نمایندۀ نظمیۀ رضاشاه است و باید ضبط ترانه با اجازه و امضای قبول ایشان انجام پذیرد. این از مقررات شهربانی برای هر شعر و ترانه در همگی شرکتها بود و خود بهیاد دارم مامورهای مختلفی را که در لباس افسری یا شخصی در وقت اجرای اشعار حضور داشتند و نظرهایی هم میدادند. یکی از ایشان شخصی بنام آقای بهنام بود که تاکید میکرد که در تصنیفها از سیاست مطلبی یاد نکنیم. در این وقت هم که جناب عبادی باید نظر بدهند، به اقتضای احترام، از جناب ملک اجازۀ شروع ضبط خواسته شد. شاعر محترم هم با درک اوضاع و احوال، به آقای عبادی روی نموده گفتند: حضرات اجازه میخواهند. این آقای عزیز با تواضعی مخصوص در برابر یک شخصیت بزرگ فرهنگی اظهار داشت: اجازه میخواهم خواهش کنم یکی دو قسمت از جملههای این تصنیف را جناب ملک تغییر بدهند. [...] قطعهای که قرار بر تغییر یا تعویض آن بود بهصورت زیر بود:
بهار آمده با گل سنبل ـ ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل ـ دل او را از جفا مشکن
جهان در سر شور و شر دارد ـ دو صد فتنه زیر سر دارد
خوش آن کس کو یاری به بر دارد ـ بتی تازه، با شراب کهن
ایراد در قسمت دوم و تنها به دو جمله اول آن است که خبر از ظهور فتنه و شور و شر و انقلاب میدهد و در حکومت رضاشاه جای چنین سخنها نبود و تعبییر خوشی نداشت. آقای ملک هم با روی خوش و ابراز هنری شگفت، بیتامل تمام آن عبارت را به صورت زیر تغییر دادند:
بهار از گل سایبان دارد ـ دریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کو یاری جوان دارد ـ بتی تازه با شراب کهن
سپس تبدیل کلمۀ «دونان» در عبارت زیر مورد خواهش استاد عبادی بود:
اگر جان بردم از غم دونان
ز دست فراق تو جان نبرم
البته در کلمۀ «دونان» هم کنایهای است و این لفظ بهجای نام شخص یا اشخاصی بهکار رفته بود. بهجای این لفظ هم شاعر چیرهدست، بیدرنگ کلمۀ «دوران» گذاشتند و غائله پایان یافت.
همان دم موسی ارسطوزاده که جز حالت تسلیم و تمکین و بردباری نداشت، ضبط ترانه را آغاز کرد. استاد عبادی با خرسندی با همان جاذبۀ وقاری که داشت اظهار خوشوقتی و امنتان نمود. آقای ملک هم با آن حالت انعطافپذیری که داشت، از استاد عبادی و حاضران جلسه خداحافظی کرد.»
#برچیده_ها
@ehsanname
Forwarded from کشکول محمدی
سهراب سپهری و امیرحسین آریانپور نوههای نایب حسین کاشی/به مناسبت سالگرد اعدام نایب حسین کاشی
@mhabook
@mhabook
Forwarded from کشکول محمدی
18 آبان سالگرد اعدام حسین پشت مشهدی، مشهور به نایب حسین کاشی، شرور و راهزن و جنایتکار مشهور ناحیه کاشان و سردسته گروه نایبیان کاشان است. میرزاحسن خان وثوقالدوله (برادر احمد قوام السلطنه) نخست وزیر وقت توانست با سیاست و مهارت زیاد نایب حسین و پسرش را به تهران آورده و اعدام کند.
یکی از مهمترین کتابهایی که به شرح جنایتها و خیانتهای نایب حسین کاشی پرداخته کتاب «تاریخ اجتماعی کاشان» نوشته میرزا حسن نراقی، پدر زندهیاد مرحوم دکتر احسان نراقی است.
نایب حسین کاشی هرچند انسان شرور و سنگدلی بود، اما نوههای او توانستند نام نیکی از خود به جای بگذارند. سهراب سپهری و مرحوم دکتر امیرحسین آریانپور از نوههای نایب حسین کاشی بودند.
از بازماندگان نایب حسین کاشی، دکتر امیراشرف آریانپور (برادر کوچکتر مرحوم امیرحسن آریانپور) موسیقیدان مشهور ایرانی است که اکنون در تهران سکونت دارد.
@mhabook
یکی از مهمترین کتابهایی که به شرح جنایتها و خیانتهای نایب حسین کاشی پرداخته کتاب «تاریخ اجتماعی کاشان» نوشته میرزا حسن نراقی، پدر زندهیاد مرحوم دکتر احسان نراقی است.
نایب حسین کاشی هرچند انسان شرور و سنگدلی بود، اما نوههای او توانستند نام نیکی از خود به جای بگذارند. سهراب سپهری و مرحوم دکتر امیرحسین آریانپور از نوههای نایب حسین کاشی بودند.
از بازماندگان نایب حسین کاشی، دکتر امیراشرف آریانپور (برادر کوچکتر مرحوم امیرحسن آریانپور) موسیقیدان مشهور ایرانی است که اکنون در تهران سکونت دارد.
@mhabook
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 در سالگرد درگذشت محمدعلی جمالزاده، نویسندۀ پیشرو، یک ویدیو کوتاه از او ببینید مربوط به دیدار با فرهاد سپهبدی در ۱۰۲سالگی. جمالزاده سه سال بعد از این ویدیو، در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ درگذشت @ehsanname
Forwarded from نور سیاه
روایتی کاملتر از شعر اربعین سایه
این روزها انبوهی پیغام به شکلهای گوناگون به دستم می رسد که نشان می دهد دوستانِ سالار شهیدان و دوستدارانِ رادمردی و آزادگی، شعر اربعین سایه را مثل کاغذ زر دست به دست می برند.این یعنی این شعر کوتاه و ناتمام مثل خیلی دیگر از شعرهای سایه به دل مردم نشسته است و زمزمه لحظاتی از زندگی شان شده است...
یک روز سایه به من گفت بندی دیگر بر این شعر افزوده و برایم خواندش. به دلم نشست.به جانم نشست. با یکبار شنیدن به خاطر سپردمش و در لحظه هایی برای خودم زمزمه می کنمش. ولی چرا تنهاخوری کنم و فقط خودم از آن لذت ببرم؟ پس تقدیمش می کنم به همه آنهایی که شعر اربعین سایه لحظاتی از زندگی شان را «ساخته» و رنگین کرده است و... به احترام شاعری که برای لحظه های رنگارنگ زندگی ملت ایران اینهمه زمزمه های فاخر و ماندنی خلق کرده تمام قد می ایستم.
یا حسین بن علی
خون گرمِ تو هنوز
از زمین میجوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمهی خون مینوشد
کربلاییست دلم!
سرِ حق بر نیزه ست
خیل آزادگی آواره صحرای ستم
از سیهکاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسین بن علی
همتت همره حق جویان باد!
#هوشنگ_ابتهاج_سایه
https://t.me/n00re30yah
این روزها انبوهی پیغام به شکلهای گوناگون به دستم می رسد که نشان می دهد دوستانِ سالار شهیدان و دوستدارانِ رادمردی و آزادگی، شعر اربعین سایه را مثل کاغذ زر دست به دست می برند.این یعنی این شعر کوتاه و ناتمام مثل خیلی دیگر از شعرهای سایه به دل مردم نشسته است و زمزمه لحظاتی از زندگی شان شده است...
یک روز سایه به من گفت بندی دیگر بر این شعر افزوده و برایم خواندش. به دلم نشست.به جانم نشست. با یکبار شنیدن به خاطر سپردمش و در لحظه هایی برای خودم زمزمه می کنمش. ولی چرا تنهاخوری کنم و فقط خودم از آن لذت ببرم؟ پس تقدیمش می کنم به همه آنهایی که شعر اربعین سایه لحظاتی از زندگی شان را «ساخته» و رنگین کرده است و... به احترام شاعری که برای لحظه های رنگارنگ زندگی ملت ایران اینهمه زمزمه های فاخر و ماندنی خلق کرده تمام قد می ایستم.
یا حسین بن علی
خون گرمِ تو هنوز
از زمین میجوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمهی خون مینوشد
کربلاییست دلم!
سرِ حق بر نیزه ست
خیل آزادگی آواره صحرای ستم
از سیهکاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسین بن علی
همتت همره حق جویان باد!
#هوشنگ_ابتهاج_سایه
https://t.me/n00re30yah
Telegram
نور سیاه
یادداشتهای ایرانشناسی میلاد عظیمی
@MilaadAzimi
@MilaadAzimi
Forwarded from احساننامه
noohe Arbaein
Bakhsoo
«شیعیان گشته عیان ماتم سالار شهیدان، همه زنهای ستمدیده همه گریان و پریشان ...» نوحه با صدای جهانبخش کردیزاده (بخشو) از آلبوم «اربعین در بوشهر» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانس افتتاحیه مستند «اربعین» از ناصر تقوایی، ساخته ۱۳۴۹. بخش اصلی این مستند تحسینشده، نوحهخوانیِ بخشو در مسجد دهدشتی بوشهر است @ehsanname
Forwarded from اقیانوس آرام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاه خستهٔ من تا بهآسمان برسد
کشانده است بهدنبال خویش بارانرا
🎥 شعرخوانی سروده جدید #حمیدرضا_برقعی، برای اولین بار در #اقیانوس_آرام
#مرکز_اوج_کودک_و_نوجوان
#به_اقیانوس_بپیوند
@oghyanousearam
کشانده است بهدنبال خویش بارانرا
🎥 شعرخوانی سروده جدید #حمیدرضا_برقعی، برای اولین بار در #اقیانوس_آرام
#مرکز_اوج_کودک_و_نوجوان
#به_اقیانوس_بپیوند
@oghyanousearam
🔹پیادهروی اربعین و یک جای خالی
@ehsanname
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب اخبار درباره پیادهروی اربعین است. پای پیاده برای زیارت رفتن، در سایر ادیان هم هست. از جمله شهری است در شمالغربی اسپانیا به اسم سانتیاگو دِ کامپوستلا که میگویند مزار یکی از حواریون مسیح در آنجاست و هر ساله، زائران در جادهای مشخص، پیاده تا این شهر طی طریق میکنند. کافی است خودتان عبارت Camino de Santiago را سرچ کنید. آنطور که ویکیپدیا آمار میدهد، در این پیادهروی تا ۲۶۰هزار نفر هم شرکت میکنند و برای آن فیلمها و کتابهای زیادی ساخته و نوشته شده که بین پدیدآورندگان این آثار اسامی معروفی مثل لوئیس بونوئل (فیلم «راه شیری» در ۱۹۶۹) یا پائولو کوئیلو (رمان The Pilgrimage در ۱۹۸۷) هم هست. کوئیلو خودش در این پیادهروی شرکت کرد و تجربه آن نقطهعطف زندگیاش شد، مسیرش را از موسیقی به نویسندگی تغییر داد و اولین کتاب را درباره همین سفر نوشت. این کتاب تا به حال شش بار به فارسی ترجمه شده: «زائر کومپوستل» (ترجمه حسین نعیمی، ۷۶) «اعترافات یک سالک» (ترجمه دلآرا قهرمان، ۷۹) «خاطرات یک مغ» (ترجمه آرش حجازی، ۷۹) «خاطرات یک جادوگر» (ترجمه بهرام جعفری، ۸۳) «زیارت» (ترجمه سوسن اردکانی، ۸۳) «سفر زیارتی» (ترجمه میترا میرشكار، ۸۴). این کتابها هر کدام هم چند باری تجدید چاپ شدهاند و نشان از توجه مخاطب کتابخوان ایرانی به این تجارب معنوی میدهد. میماند این سوال که چرا نویسندگان ما از تجربۀ پیادهروی اربعین، که در مقیاسی بسیار عظیمتر و باشکوهتر برگزار میشود، برای خلق آثار ادبی استفاده نمیکنند؟ تا به حال تلاشهایی برای روایت این اتفاق شده و حتی یک رمان («اربعین طوبی»، نوشته سیدمحسن امامیان) هم داریم که اتفاقاتش در ضمن پیادهروی اربعین تعریف میشود. اما هنوز تا نقطه مطلوب، راه زیادی در پیش است. زیاد.
📸 yon.ir/Cu12K
@ehsanname
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب اخبار درباره پیادهروی اربعین است. پای پیاده برای زیارت رفتن، در سایر ادیان هم هست. از جمله شهری است در شمالغربی اسپانیا به اسم سانتیاگو دِ کامپوستلا که میگویند مزار یکی از حواریون مسیح در آنجاست و هر ساله، زائران در جادهای مشخص، پیاده تا این شهر طی طریق میکنند. کافی است خودتان عبارت Camino de Santiago را سرچ کنید. آنطور که ویکیپدیا آمار میدهد، در این پیادهروی تا ۲۶۰هزار نفر هم شرکت میکنند و برای آن فیلمها و کتابهای زیادی ساخته و نوشته شده که بین پدیدآورندگان این آثار اسامی معروفی مثل لوئیس بونوئل (فیلم «راه شیری» در ۱۹۶۹) یا پائولو کوئیلو (رمان The Pilgrimage در ۱۹۸۷) هم هست. کوئیلو خودش در این پیادهروی شرکت کرد و تجربه آن نقطهعطف زندگیاش شد، مسیرش را از موسیقی به نویسندگی تغییر داد و اولین کتاب را درباره همین سفر نوشت. این کتاب تا به حال شش بار به فارسی ترجمه شده: «زائر کومپوستل» (ترجمه حسین نعیمی، ۷۶) «اعترافات یک سالک» (ترجمه دلآرا قهرمان، ۷۹) «خاطرات یک مغ» (ترجمه آرش حجازی، ۷۹) «خاطرات یک جادوگر» (ترجمه بهرام جعفری، ۸۳) «زیارت» (ترجمه سوسن اردکانی، ۸۳) «سفر زیارتی» (ترجمه میترا میرشكار، ۸۴). این کتابها هر کدام هم چند باری تجدید چاپ شدهاند و نشان از توجه مخاطب کتابخوان ایرانی به این تجارب معنوی میدهد. میماند این سوال که چرا نویسندگان ما از تجربۀ پیادهروی اربعین، که در مقیاسی بسیار عظیمتر و باشکوهتر برگزار میشود، برای خلق آثار ادبی استفاده نمیکنند؟ تا به حال تلاشهایی برای روایت این اتفاق شده و حتی یک رمان («اربعین طوبی»، نوشته سیدمحسن امامیان) هم داریم که اتفاقاتش در ضمن پیادهروی اربعین تعریف میشود. اما هنوز تا نقطه مطلوب، راه زیادی در پیش است. زیاد.
📸 yon.ir/Cu12K
Forwarded from سر به هوا باش
سنگ قبرهایی از سده هشتم و نهم هجری قمری در گورستان تاریخی روستای بنادک سادات یزد (در منطقه میانکوه شیرکوه) به عنوان لاشه سنگ دیوارسازی از بین رفتند.
منبع: کانال توفان یزد
@sarbehavabash
منبع: کانال توفان یزد
@sarbehavabash