احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📸 این تصویر از تشییع پیکر علی‌اشرف درویشیان، چه عکس خوبی است. درست در میان مردمش @ehsanname
🔹شکسپیر باعث نفرت بن‌لادن از غرب شد؟
@ehsanname
سازمان سیا روز چهارشنبه ۴۷۰هزار سند از بن‌لادن منتشر کرد. سیا می‌گوید این اسناد را در حمله به مخفیگاه اسامه بن لادن در ابیت‌آباد پاکستان در ۲۰۱۱ کشف کرده. دفترچه خاطرات روزانه رهبر القاعده یکی از این اسناد است. این دفترچه اطلاعات جالبی از زندگی شخصی بن‌لادن دارد.

قبل از این می‌دانستیم اسامه بن لادن در ۱۹۷۰، وقتی ۱۳ساله بود برای یک سفر درمانی به بریتانیا فرستاده شد. یک سال بعد هم ۱۰ هفته را برای تحصیل در بریتانیا سپری کرد.
حالا در این دفترچه خاطرات می‌خوانیم که همان سفر اول در ۱۳سالگی عامل انزجارش از فرهنگ غرب بوده. بن‌لادن در دفترچه خاطراتش درباره بازدیدش از خانه ویلیام شکسپیر، در استراتفورد-آون هم نوشته است. او نوشته: «ما هر یکشنبه برای بازدید از خانه شکسپیر می‌رفتیم. من تحت تأثیر قرار نمی‌گرفتم و می‌دیدم آنها جامعه‌ای متفاوت و از لحاظ اخلاقی منحط هستند.»

خانۀ معروف به زادگاه شکسپیر در استراتفورد-آون یکی از معروفترین نقاط برای گردشگری ادبی است. این خانه امروزه تبدیل به موزه شده است. معروف است که سال ۱۸۴۷ آمریکایی‌ها این خانه را خریدند تا با کشتی آن را به آمریکا ببرند اما گروهی از نویسندگان ازجمله چارلز دیکنز مانع شدند.

📌 theguardian.com/world/2017/nov/01/newly-released-journal-confirms-osama-bin-laden-visited-the-west
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: «برای خاطر کتاب‌ها» 👇
دستخط دکتر محمد قریب- گلستان سعدی-
نوشتن و مکافات
@ehsanname
نویسندگی به اندازه کار در معدن سخت نیست، اما زندگی نویسندگان بیشتر پشت میز و در حال نوشتن سپری می‌شود و بسیاری از نویسندگان در طول تاریخ به دلیل نوشتنِ زیاد دچار بیماری شده‌اند.

جورج اورول، از کودکی دارای مشکلات سلامتی بود، اما ساعات کاری مداوم او برای نوشتن کتاب «درود بر کاتولونیا» و نگارش و ویرایش رمان «1984» سلامتی او را بیشتر از پیش به خطر انداخت. جان راس، در کتاب «وضعیت پزشکی نویسندگان بزرگ» نقل‌قولی از یکی از مقاله‌های اورول می‌آورد که: «نوشتن، کار وحشتناک و کشمکشی خسته‌کننده است و شباهت زیادی به تحمل بیماری سخت دارد.» او در طول نگارش این دو اثر هر روز حالش وخیم‌تر می‌شد. راس می‌نویسد: «او خون بالا می‌آورد، تب داشت و شب‌ها در خواب عرق می‌کرد. ۱۲ کیلو وزن از دست داد و دو ماه آخر نگارش کتاب را نیز در بستر بود.» در نهایت بیماری سل در او شدت گرفت و او را به کام مرگ کشاند.

طبق نامه‌های به‌جا مانده از خانواده هرمان ملویل، او هم در حین نگارش «موبی دیک» دچار اسپاسم چشم، حملات اضطرابی و درد ویرانگرِ کمر بوده. جان جی. راس نقل قول همسر ملویل، لیزی را نوشته است: «این فعالیت مداوم مغزی و غلیان تخیلات، هرمان را از پا درمی‌آورد.» ناتانیل هاثورن هم ارزیابی مشابهی داشت. او درباره دوستش نوشته: «بدون شک اشتغال دایمی ادبی به ذهن او آسیب می‌زند.»

اونوره دو بالزاک، به قهوه اعتیاد داشت چون باعث می‌شد بیدار بماند و داستان‌هایش را بنویسد. به علاوه بالزاک معتقد بود قهوه موجب فوران خلاقیت ادبی می‌شود. خوردن قهوۀ سرد و با شکم خالی، عاقبت سلامتی او را به خطر انداخت. خود بالزاک مقاله‌ای با عنوان «لذات و دردهای قهوه» نوشته و گفته روش خودش برای نوشتن داستان را به همه پیشنهاد نمی‌کند چون یک بار به دوست لاغراندامی چنین پیشنهادی کرد و اصلا پایان خوشی برایش رقم نخورد. البته خوردن بیش از حد قهوه برای خالق «کمدی انسانی» نیز پایان خوشی نداشت و او بر اثر مسمویت با کافئین در ۵۱سالگی از دنیا رفت.

فرانتس کافکا دیگر نویسنده‌ای است که به دلیل کار نوشتن دچار آسیب شد. البته اگر او را خوب بشناسید و آثارش را خوانده باشید از این موضوع شگفت‌زده نخواهید شد. زادی اسمیت، نویسنده انگلیسی، در نیویورک‌تایمز دربارۀ او نوشته: «کافکا ۱۲ ساعت از روز را بیرون از خانه کار می‌کرد و وقت زیادی برای نوشتن نداشت. ساعت ۱۱ شب شروع به نوشتن می‌کرد و بسته به توانش در آن شب تا ۳ و گاهی ۶ صبح کار می‌کرد و فقط یکی دو ساعت وقت استراحت داشت. وظایف روزانه‌اش او را تا آستانۀ فروپاشی برد.»
این شرایط شاید نقش مهمی در بیماری سل نویسندۀ «مسخ» و «محاکمه» داشت، بنابراین اصلاً گزاف نیست اگر بگوییم کارش او را کُشت. کمی بعد گلویش دچار مشکل شد و خوردن غذا برای او سخت و تقریبا غیرممکن شد. در روزهای آخر عمرش داستان کوتاه «هنرمند گرسنه» را نوشت و به نظر می‌رسد خودش هم به دلیل ناتوانی در غذا خوردن و بر اثر گرسنگی جان داده است.

📌مقاله نویسندگانی که از نوشتن آسیب دیدند در اینجا:
lithub.com/6-famous-writers-injured-while-writing/
📌ترجمه بخشی از آن مقاله که ما نقل کردیم، هم اینجا:
ibna.ir/fa/doc/longtrans/253526/
📖 پیشنهاد کتاب
@ehsanname
📌از توئیتر خانم امیلی امرایی: «این‌گونه ما را ننگرید» خودنوشتِ «فرخنده بی‌طرف» است؛ توان‌خواه جسمی وذهنی که از یک ماهگی دچار بیماری سی‌پی [Cerebral Palsy - فلج مغزی] شده.
فرخنده نوشته: «نمی‌خواستم مانند بچه‌های فلج مغزی در آسایشگاه زنده به گور شوم». نمونۀ بارز یک توان‌خواه که باید بشناسیمش.
خانواده توان نگهداری فرخنده توی خونه را نداشتند. از ۹سالگی توی آسایشگاه بوده، اما روی تخت درس خوانده و بعد خودش را به مدرسۀ عادی رسانده.
فرخنده اولین کسی است که با وجود بیماری سی‌پی توانسته دیپلم بگیرد و دانشگاه برود. کتابش روایت حیرت‌انگیزی از مبارزه برای زنده بودن و زندگی کردن است.
کتاب فرخنده را نشر ویدا منتشر کرده [در ۱۴۴صفحه و ۱۱هزار تومان]. این، صدای غایبی بود.
goo.gl/mHZrB7
۲۲ درس استیفن کینگ
@ehsanname
معروفترین نویسنده ادبیات جنایی حال حاضر و یکی از ده نویسنده پرفروش دنیا، استیفن کینگ، توصیه‌هایی برای نویسندگان جوان کرده است. بایدها و نبایدهای نوشتن را بخوانید، از قول این نویسنده این معروف:

۱. دیگر تلویزیون تماشا نکن؛ به جای آن،‌ تا می‌توانی کتاب بخوان
۲. بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی، خودت را برای شکست‌ها و انتقادها آماده کن
۳. وقتت را با تلاش برای راضی کردن مردم تلف نکن
۴. اول برای خودت بنویس
۵. با چیزهایی سر و کله بزن که نوشتن درباره‌شان سخت است

۶. موقع نوشتن، ارتباطت را با بقیه دنیا قطع کن
۷. [با استفاده از کلمات قلمبه سلمبه] تظاهر نکن
۸. از قیدها و پاراگراف‌های طولانی پرهیز کن
۹. زیاد درگیر دستور زبان نباش
۱۰. در هنرِ توصیف استاد شو

۱۱. اطلاعات بیخودی به خواننده نده
۱۲. درباره کارهایی که مردم واقعی می‌کنند، داستان بگو
۱۳. ریسک کن؛ با احتیاط بازی نکن
۱۴. متوجه باش که برای نویسنده خوب شدن به مخدرها نیاز نداری
۱۵. سعی نکن صدای کس دیگری را بدزدی

۱۶. بدان که نویسندگی یک جور تله‌پاتی است
۱۷. نوشتن را جدی بگیر
۱۸. هر روز بنویس
۱۹. اولین ویرایش را در سه ماه تمام کن
۲۰. وقتی نوشتنت تمام شد، برو عقب و نگاه کن

۲۱. جرأت داشته باش و از متن بزن
۲۲. متأهل بمان، سالم باش و خوب زندگی کن

توضیحات هر نکته، در آدرس‌های زیر:
📌 independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/stephen-king-22-lessons-creative-writing-advice-novels-short-stories-a8021511.html
📌 www.isna.ir/news/96081307916/
🔹علی‌اصغر سیدآبادی، مدیرکل دفتر کتابخوانیِ معاونت فرهنگیِ وزارت ارشاد: طبق پیمایشی که در سال ۱۳۹۴ انجام شد سرانه مطالعه در کشور ما ۱۲ دقیقه و ۳۳ ثانیه است @ehsanname
منبع ibna.ir/fa/doc/report/253834
🔹۱۶ آبان، سالروز تولد ملک‌الشعرای بهار (در ۱۲۶۵) است. به همین مناسبت چند اجرا از تصنیف معروف او «مرغ سحر» بشنوید
@ehsanname
📸تصویر بهار در جمع فرزندانش
Forwarded from احسان‌نامه
Morghe Sahar
Molook Zarrabi
🎼 اولین اجرای ضبط شده از «مرغ سحر» در پاییز ۱۳۰۶ شمسی، با صدای ملوک ضرابی و تارِ استاد مرتضی نی‌داوود. بیشتر اجراهای بعدی این تصنیف به همان ملودی نی‌داوود وفادار ماندند @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Morghe Sahar
Shajarian
🎼 محبوبترین اجرای «مرغ سحر» برای استاد محمدرضا شجریان است که تقریبا در هر کنسرت او تقاضاهای مکرر برای خواندنش هست @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Morghe Sahar
Farhad
🎼 متفاوت‌ترین اجرای «مرغ سحر» توسط فرهاد مهراد و گیتارش در آلبوم «برف». فرهاد این ترانه را با شیوه و بیانی جدید اجرا کرد @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Morghe Sahar
Alim Qasimov/Alim Qasimov
🎼 اجرای «مرغ سحر» به زبان آذری ولی با همان ریتم آشنا توسط عالیم قاسیم‌اُف @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Morghe Sahar (Mahur)
Jalal Zolfonun
🎼 اجرای بدون کلام «مرغ سحر» از آلبوم «آموزش تار» استاد جلال ذوالفنون @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔸تنها اجرای تصنیف «مرغ سحر» تحت نظر خود ملک‌الشعرای بهار، در پاییز ۱۳۰۷ و با آواز جمال صفوی ضبط شد. این تصویر از صفحه همان اجراست @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 اجرای «مرغ سحر» در سریال «هزار دستان» توسط مرحوم اسماعیل محمدی که صدای ناصر طهماسب روی آن دوبله شده است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📌ماجرای توقیف «مرغ سحر» بعد از یک ماه
@ehsanname
درباره ممنوعیت تصنیف «مرغ سحر» (که در «هزاردستان» 👆 هم به آن اشاره شده) دکتر هدایت نیّرسینا،در مقاله «خاطراتی از بهار، شاعر غزلسرا و ترانه‌ساز» در فصلنامۀ «ره آورد» شماره ۹ (پاییز و زمستان ۱۳۶۴) صفحات ۹۴ تا ۱۰۳، این‌طور نوشته است: «... برخی اشارات سیاسی و انتقادی که در اشعار بهار دیده و شنیده می‌شد، شهربانی آن زمان را که نظمیه می‌گفتند برانگیخت تا در همگی ترانه‌ها، به‌ویژه اشعار آن سرایندۀ مبارز که در هر مورد به کنایه یا صریح از اوضاع واحوال انتقاد می‌نمود بررسی کند و پخش چنین مطالب را ممنوع سازد.
در آغاز پخش صفحات ترانۀ مرغ سحر [سال ۱۳۰۷] محل ایراد واقع نشد، با آنکه جنبۀ سیاسی و انتقادی آن صریح و روشن است و از قفس و زندان می‌نالد، از نبودن آزادی و مساوات فریاد می‌زند، از آشیان بر باد رفتۀ خود یاد می‌کند و صدا سر می‌دهد که:
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت،
شام تاریک ما را سحر کن.
اما در حدود یک ماه پس از انتشار، پخش این تصنیف را منع کردند و همین منع و توقیف انگیزۀ ایحاد بازار سیاه در مورد این صفحۀ شورانگیر شد و قیمت آن از پانزده ریال به چهل و پنجاه ریال افزایش یافت.»

مدتی بعد از این ماجرا، در سال ۱۳۰۸ هم ملک‌الشعرا به اتهام مخالفت‌های پنهان با رضاشاه، چند ماهی به زندان افتاد و در سال ۱۳۱۲ به اصفهان تبعید شد، تا اینکه سال ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی و برای شرکت در جشن‌های هزاره فردوسی این تبعید تمام شد.

یک نمونه دیگر از جریان ممیزی در ترانه‌های بهار هم در همان مقاله دکتر نیّرسینا، در مورد تصنیف معروف «ز فروردین» آمده . جالب است که در این خاطره، مامور نظمیه، استاد احمد عبادیان نوازندۀ معروف سه‌تار است: «... موقع غروب آفتاب و آغاز شبی از تابستان؛ آقای یحیی زرپنجه و دیگر نوازندگان، همچنین خوانندۀ تصنیف، جمال صفوی، برای ضبط به‌حد کافی تمرین کرده، مهندسان هم قالب مومی مخصوص ضبط را بر جای خود قرار داده و همگی برای اجرای کار آماده و در انتظارند. جناب ملک‌الشعرا بهار هم در اطاق مخصوص پذیرایی نشسته‌اند که خود نیز اجرای این اثر را ملاحظه نمایند.
آقای عبادی استاد محبوب موسیقی و نوازندۀ یکتای سه‌تار نیز در کنار جناب بهار نشسته‌اند. ایشان نمایندۀ نظمیۀ رضاشاه است و باید ضبط ترانه با اجازه و امضای قبول ایشان انجام پذیرد. این از مقررات شهربانی برای هر شعر و ترانه در همگی شرکت‌ها بود و خود به‌یاد دارم مامورهای مختلفی را که در لباس افسری یا شخصی در وقت اجرای اشعار حضور داشتند و نظرهایی هم می‌دادند. یکی از ایشان شخصی بنام آقای بهنام بود که تاکید می‌کرد که در تصنیف‌ها از سیاست مطلبی یاد نکنیم. در این وقت هم که جناب عبادی باید نظر بدهند، به اقتضای احترام، از جناب ملک اجازۀ شروع ضبط خواسته شد. شاعر محترم هم با درک اوضاع و احوال، به آقای عبادی روی نموده گفتند: حضرات اجازه می‌خواهند. این آقای عزیز با تواضعی مخصوص در برابر یک شخصیت بزرگ فرهنگی اظهار داشت: اجازه می‌خواهم خواهش کنم یکی دو قسمت از جمله‌های این تصنیف را جناب ملک تغییر بدهند. [...] قطعه‌ای که قرار بر تغییر یا تعویض آن بود به‌صورت زیر بود:
بهار آمده با گل سنبل ـ ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل ـ دل او را از جفا مشکن
جهان در سر شور و شر دارد ـ دو صد فتنه زیر سر دارد
خوش آن کس کو یاری به بر دارد ـ بتی تازه، با شراب کهن
ایراد در قسمت دوم و تنها به دو جمله اول آن است که خبر از ظهور فتنه و شور و شر و انقلاب می‌دهد و در حکومت رضاشاه جای چنین سخن‌ها نبود و تعبییر خوشی نداشت. آقای ملک هم با روی خوش و ابراز هنری شگفت، بی‌تامل تمام آن عبارت را به صورت زیر تغییر دادند:
بهار از گل سایبان دارد ـ دریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کو یاری جوان دارد ـ بتی تازه با شراب کهن
سپس تبدیل کلمۀ «دونان» در عبارت زیر مورد خواهش استاد عبادی بود:
اگر جان بردم از غم دونان
ز دست فراق تو جان نبرم
البته در کلمۀ «دونان» هم کنایه‌ای است و این لفظ به‌جای نام شخص یا اشخاصی به‌کار رفته بود. به‌جای این لفظ هم شاعر چیره‌دست، بی‌درنگ کلمۀ «دوران» گذاشتند و غائله پایان یافت.
همان دم موسی ارسطوزاده که جز حالت تسلیم و تمکین و بردباری نداشت، ضبط ترانه را آغاز کرد. استاد عبادی با خرسندی با همان جاذبۀ وقاری که داشت اظهار خوشوقتی و امنتان نمود. آقای ملک هم با آن حالت انعطاف‌پذیری که داشت، از استاد عبادی و حاضران جلسه خداحافظی کرد.»
#برچیده_ها
@ehsanname
Forwarded from کشکول محمدی
سهراب سپهری و امیرحسین آریان‌پور نوه‌های نایب حسین کاشی/به مناسبت سالگرد اعدام نایب حسین کاشی
@mhabook