🎧 هر پنجشنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید
این هفته: بختک از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
این هفته: بختک از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
Forwarded from بریدهها و برادهها
«نوشتن مشق های فرزند نازنین تان پذیرفته میشود»
سرطان تقلب و تنبلی و سودجویی در حال گسترش است
سرطان تقلب و تنبلی و سودجویی در حال گسترش است
🗞روزنامههای «اعتماد» و «همدلی» هنر را برتر از سیاست دانسته و نیمتای اول خود را به درگذشت علیاشرف درویشیان اختصاص دادند. دمشان گرم و سرشان خوش @ehsanname
🗓برنامههای بزرگداشت دهمین سالگرد درگذشت #قیصر_امین_پور
@ehsanname
🕓یکشنبه (۷ آبان)، از ساعت ۱۶
📚رونمایی کتاب «این ترانه بوی نان نمیدهد» (درباره ترانههای قیصر) نوشته مهدی فیروزیان
🔹با حضور مصطفی ملکیان و عبدالجبار کاکایی
📍خیابان احمد قصیر (بخارست)، مرکز فرهنگی شهر کتاب
goo.gl/5JgUGe
🕓دوشنبه (۸ آبان)، از ساعت ۱۳
🎤برنامه یادبود و سخنرانی با عنوان «سرنوشت من سرودن است»
🔹با حضور دکتر محمدرضا ترکی و دکتر مریم حسینی
📍دانشگاه الزهرا(س)، ساختمان خوارزمی، سالن دکتر تورانی
@ehsanname
🕓دوشنبه (۸ آبان)، از ساعت ۱۵
📚نقد کتاب «تحلیل گفتمانی اشعار قیصر امینپور» نوشته پریسا صالحی
🔹با حضور دکتر فاطمه راکعی و دکتر قدرتالله طاهری
📍دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات، تالار استاد شهیدی
🕓دوشنبه (۸ آبان)، از ساعت ۱۷
🏆اختتامیه دومین دوره کتاب سال شعر جوان «جایزه قیصر امینپور»
🔹با حضور ساعد باقری و بهزاد زرینپور
📍خیابان ایرانشهر، خانه هنرمندان، سالن استاد جلیل شهناز
@ehsanname
🕓یکشنبه (۷ آبان)، از ساعت ۱۶
📚رونمایی کتاب «این ترانه بوی نان نمیدهد» (درباره ترانههای قیصر) نوشته مهدی فیروزیان
🔹با حضور مصطفی ملکیان و عبدالجبار کاکایی
📍خیابان احمد قصیر (بخارست)، مرکز فرهنگی شهر کتاب
goo.gl/5JgUGe
🕓دوشنبه (۸ آبان)، از ساعت ۱۳
🎤برنامه یادبود و سخنرانی با عنوان «سرنوشت من سرودن است»
🔹با حضور دکتر محمدرضا ترکی و دکتر مریم حسینی
📍دانشگاه الزهرا(س)، ساختمان خوارزمی، سالن دکتر تورانی
@ehsanname
🕓دوشنبه (۸ آبان)، از ساعت ۱۵
📚نقد کتاب «تحلیل گفتمانی اشعار قیصر امینپور» نوشته پریسا صالحی
🔹با حضور دکتر فاطمه راکعی و دکتر قدرتالله طاهری
📍دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات، تالار استاد شهیدی
🕓دوشنبه (۸ آبان)، از ساعت ۱۷
🏆اختتامیه دومین دوره کتاب سال شعر جوان «جایزه قیصر امینپور»
🔹با حضور ساعد باقری و بهزاد زرینپور
📍خیابان ایرانشهر، خانه هنرمندان، سالن استاد جلیل شهناز
Forwarded from سخنرانیهای تد TED talks
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۶۰۰ سال تاریخ در یک شئ — منشور کوروش (۲۰۱۲)
#Fascinating, #Informative
برای دیدن سخنرانیهای بیشتر TED میتوانید به کانال زیر مراجعه کنید:
@TEDPersianSubtitle
#Fascinating, #Informative
برای دیدن سخنرانیهای بیشتر TED میتوانید به کانال زیر مراجعه کنید:
@TEDPersianSubtitle
🔹دزدها کتاب نمیخوانند و کتابخوانها دزدی نمیکنند - نامه کسی که بعد از سه سال پول کتاب را پرداخت کرد (از اینستاگرام نشر ثالث) @ehsanname
📝 خاطرات پاورقی (چند نکته درباره ارونقی کرمانی)
✍️ احسان رضایی
@ehsanname
رسول ارونقی کرمانی، این اسم یکی از معروفترین پاورقینویسهای تاریخ مطبوعات ایران است که نسل پدران ما با داستانهایش آشنا هستند. ارونقی کرمانی که ۵ آبان امسال در آمریکا درگذشت، ۲۵ عنوان رمان را به صورت پاورقی نوشت که از سال ۱۳۸۴ بعضیهایشان بازنشر هم شدند.
معروفترین داستان ارونقی «امشب دختری میمیرد» است. این داستان که سال ۱۳۴۸ به فیلم هم تبدیل شد، خیلی زود جریانساز شد و به عنوان یکی از الگوهای اصلی قصههای عامهپسند ایرانی، بارها مورد تقلید نویسندگان مختلف قرار گرفت. ارونقی کرمانی، با نامهای مستعار «م. خورشید» و «الف. خورشید»، متولد ۱۳۰۹ بود و برخلاف فامیلش بیشتر در تبریز زندگی کرد. شهری که بازتاب زیادی در داستانهایش دارد. در داستانهای او مثل اغلب رمانهای عامهپسند، حوادث با سرعت فراوان اتفاق میافتد، عنصر تصادف نقش پررنگی دارد و معمولا از اعمال شوم و پلیدی پرده برداشته میشود.
ارونقی هم مثل بقیه پاورقینویسها کارش را با روزنامهنگاری شروع کرد، از ۲۲سالگی به روزنامه اطلاعات رفت و از خبرنگاری روزنامه به سردبیری «اطلاعات هفتگی» رسید و برای ۱۳ سال سردبیر این نشریه باقی ماند. شهرت و تیراژ «اطلاعات هفتگی» مدیون پاورقیهای عاشقانه و البته پرحادثه ارونقی و دیگر پاورقینویسهایش بود.
🗞 yon.ir/dhE1j
از ارونقی کرمانی اطلاعات چندانی نیست و تنها مصاحبه او با مجله «جوانان امروز» (یکی دیگر از مجلات مؤسسه اطلاعات) در ۱۴ مرداد ۱۳۴۳ بوده. مصاحبهگر به اتاق کار ارونقی در همان مؤسسه اطلاعات رفته و از او پرسیده داستانهایش را در همین اتاق مینویسد؟ ارونقی هم گفته از ۸ صبح تا ۸ شب در همین اتاق است و عادت ندارد مثل بعضی نویسندهها برای داستان نوشتن به این طرف و آن طرف سفر کند و «ما نویسندگان حرفهای همه همینطوریم... برای ما نوشتن حیرت است، زندگی است، سرعت است ...»
ارونقی درباره اینکه چطور کار ادبی را شروع کرده، جواب داده از نوجوانی به نوشتن علاقمند شده و پیاش را گرفته: «کار ادبی ناشی از احساس ذاتی است، نوشتن در خون من بود. وقتی تازه به دبیرستان قدم گذاشته بودم احساس کردم میخواهم بنویسم، به جای بازی و ورزش بیشتر به سوی کتابخانهها کشیده میشدم، به زودی نوشتن را شروع کردم. اما میدانید جوانی که در شهرستان سکونت دارد اغلب از بروز و نشان دادن احساسات و قدرت خلاقیت خود در زمینههای مختلف میترسد. من با ترس و لرز نخستین نوشتههایم را برای مطبوعات تهران فرستادم و با حیرت دیدم نوشتههایم با نام ارونقی کرمانی به چاپ رسیده است.» این داستان، سال ۱۳۲۶ و در ۱۷سالگی او چاپ شده بود.
ارونقی کرمانی از جک لندن و ارنست همینگوی به عنوان نویسندگان مورد علاقه نام آورده. جوابش به این سوال کلیشهای که از چی متنفر است؟ این بوده: «از آدمهای دروغگو متنفرم.» و توصیه نویسندگی او به جوانهای علاقمند، اینطوری: «به نظر من هر نویسندۀ جوانی باید پس از اینکه مطلبی را نوشت، آن را یک بار، دوبار و حتی چندبار به دقت بخواند و چه بسا امکان این هست که پس از چند بار خواندن نوشته خود را پاره کند و دور بریزد. وقتی یک نفر چیزی مینویسد فکر میکند که شاهکاری خلق کرده است اما پس از چندبار مطالعه به عیوب و نقائص آن پی میبرد.»
📌 از دو مقاله در «همشهری جوان» شماره ۱۱۵ و «تماشاگران امروز» شماره ۳۶
✍️ احسان رضایی
@ehsanname
رسول ارونقی کرمانی، این اسم یکی از معروفترین پاورقینویسهای تاریخ مطبوعات ایران است که نسل پدران ما با داستانهایش آشنا هستند. ارونقی کرمانی که ۵ آبان امسال در آمریکا درگذشت، ۲۵ عنوان رمان را به صورت پاورقی نوشت که از سال ۱۳۸۴ بعضیهایشان بازنشر هم شدند.
معروفترین داستان ارونقی «امشب دختری میمیرد» است. این داستان که سال ۱۳۴۸ به فیلم هم تبدیل شد، خیلی زود جریانساز شد و به عنوان یکی از الگوهای اصلی قصههای عامهپسند ایرانی، بارها مورد تقلید نویسندگان مختلف قرار گرفت. ارونقی کرمانی، با نامهای مستعار «م. خورشید» و «الف. خورشید»، متولد ۱۳۰۹ بود و برخلاف فامیلش بیشتر در تبریز زندگی کرد. شهری که بازتاب زیادی در داستانهایش دارد. در داستانهای او مثل اغلب رمانهای عامهپسند، حوادث با سرعت فراوان اتفاق میافتد، عنصر تصادف نقش پررنگی دارد و معمولا از اعمال شوم و پلیدی پرده برداشته میشود.
ارونقی هم مثل بقیه پاورقینویسها کارش را با روزنامهنگاری شروع کرد، از ۲۲سالگی به روزنامه اطلاعات رفت و از خبرنگاری روزنامه به سردبیری «اطلاعات هفتگی» رسید و برای ۱۳ سال سردبیر این نشریه باقی ماند. شهرت و تیراژ «اطلاعات هفتگی» مدیون پاورقیهای عاشقانه و البته پرحادثه ارونقی و دیگر پاورقینویسهایش بود.
🗞 yon.ir/dhE1j
از ارونقی کرمانی اطلاعات چندانی نیست و تنها مصاحبه او با مجله «جوانان امروز» (یکی دیگر از مجلات مؤسسه اطلاعات) در ۱۴ مرداد ۱۳۴۳ بوده. مصاحبهگر به اتاق کار ارونقی در همان مؤسسه اطلاعات رفته و از او پرسیده داستانهایش را در همین اتاق مینویسد؟ ارونقی هم گفته از ۸ صبح تا ۸ شب در همین اتاق است و عادت ندارد مثل بعضی نویسندهها برای داستان نوشتن به این طرف و آن طرف سفر کند و «ما نویسندگان حرفهای همه همینطوریم... برای ما نوشتن حیرت است، زندگی است، سرعت است ...»
ارونقی درباره اینکه چطور کار ادبی را شروع کرده، جواب داده از نوجوانی به نوشتن علاقمند شده و پیاش را گرفته: «کار ادبی ناشی از احساس ذاتی است، نوشتن در خون من بود. وقتی تازه به دبیرستان قدم گذاشته بودم احساس کردم میخواهم بنویسم، به جای بازی و ورزش بیشتر به سوی کتابخانهها کشیده میشدم، به زودی نوشتن را شروع کردم. اما میدانید جوانی که در شهرستان سکونت دارد اغلب از بروز و نشان دادن احساسات و قدرت خلاقیت خود در زمینههای مختلف میترسد. من با ترس و لرز نخستین نوشتههایم را برای مطبوعات تهران فرستادم و با حیرت دیدم نوشتههایم با نام ارونقی کرمانی به چاپ رسیده است.» این داستان، سال ۱۳۲۶ و در ۱۷سالگی او چاپ شده بود.
ارونقی کرمانی از جک لندن و ارنست همینگوی به عنوان نویسندگان مورد علاقه نام آورده. جوابش به این سوال کلیشهای که از چی متنفر است؟ این بوده: «از آدمهای دروغگو متنفرم.» و توصیه نویسندگی او به جوانهای علاقمند، اینطوری: «به نظر من هر نویسندۀ جوانی باید پس از اینکه مطلبی را نوشت، آن را یک بار، دوبار و حتی چندبار به دقت بخواند و چه بسا امکان این هست که پس از چند بار خواندن نوشته خود را پاره کند و دور بریزد. وقتی یک نفر چیزی مینویسد فکر میکند که شاهکاری خلق کرده است اما پس از چندبار مطالعه به عیوب و نقائص آن پی میبرد.»
📌 از دو مقاله در «همشهری جوان» شماره ۱۱۵ و «تماشاگران امروز» شماره ۳۶
🔹به بستن جاده پاسارگاد انتقاد داریم، اما یادمان نرود که راه کتابفروشیها بسته نیست و باز هم یکی از بهترین کتابها در شناخت کورش هخامنشی فقط سه چاپ دارد، با تیراژ ۸۰۰نسخه در چاپ سوم! @ehsanname
💵 فقط با ۲میلیون و ۲۰۰هزار تومان میتوانید نویسنده یا مترجم کتاب دلخواهتان شوید
@ehsanname
گزارش تکاندهنده روزنامه «همشهری» از پدیدۀ کتابسازی سفارشی👇
hamshahrionline.ir/details/386549
@ehsanname
گزارش تکاندهنده روزنامه «همشهری» از پدیدۀ کتابسازی سفارشی👇
hamshahrionline.ir/details/386549
dardvare-ha
Gheysar Aminpoor
🎧 ۸ آبان سالروز درگذشت #قیصر_امین_پور است، شعر و صدای او را بشنویم: «من ولی تمام استخوان بودنم، لحظههای سادۀ سرودنم درد میکند...» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Be Yaadat
Ahmadreza Ahmadi
«وقتی تو نیستی ...» شعر #قیصر_امین_پور را با صدای #احمدرضا_احمدی بشنوید (از آلبوم «فاصله» محمد اصفهانی) @ehsanname
📸 این تصویر از تشییع پیکر علیاشرف درویشیان، چه عکس خوبی است. درست در میان مردمش @ehsanname
احساننامه
‼️همه شعرهایی که سهراب نگفته است @ehsanname بعد از انتشار پست قبلی در مورد انتساب ابیات نامربوطی به قیصر امینپور در یک کتاب کمکآموزشی، تصویر دیگری دیدم از بیدقتی بر روی جلد یک کتاب کمکآموزشی دیگر که شعری را به سهراب سپهری نسبت داده که فقط در فضای مجازی…
❗️اعتماد به منابع نامعتبرِ اینترنتی، حتی در کتاب درسیِ فارسی یازدهم دبیرستان! این شعر از کیوان شاهبداغی است، نه #سهراب_سپهری
@ehsanname
نسخه کامل شعر در وبلاگ شاعر
k1shahbodagh.blogfa.com/post/31
@ehsanname
نسخه کامل شعر در وبلاگ شاعر
k1shahbodagh.blogfa.com/post/31
🔹شکسپیر باعث نفرت بنلادن از غرب شد؟
@ehsanname
سازمان سیا روز چهارشنبه ۴۷۰هزار سند از بنلادن منتشر کرد. سیا میگوید این اسناد را در حمله به مخفیگاه اسامه بن لادن در ابیتآباد پاکستان در ۲۰۱۱ کشف کرده. دفترچه خاطرات روزانه رهبر القاعده یکی از این اسناد است. این دفترچه اطلاعات جالبی از زندگی شخصی بنلادن دارد.
قبل از این میدانستیم اسامه بن لادن در ۱۹۷۰، وقتی ۱۳ساله بود برای یک سفر درمانی به بریتانیا فرستاده شد. یک سال بعد هم ۱۰ هفته را برای تحصیل در بریتانیا سپری کرد.
حالا در این دفترچه خاطرات میخوانیم که همان سفر اول در ۱۳سالگی عامل انزجارش از فرهنگ غرب بوده. بنلادن در دفترچه خاطراتش درباره بازدیدش از خانه ویلیام شکسپیر، در استراتفورد-آون هم نوشته است. او نوشته: «ما هر یکشنبه برای بازدید از خانه شکسپیر میرفتیم. من تحت تأثیر قرار نمیگرفتم و میدیدم آنها جامعهای متفاوت و از لحاظ اخلاقی منحط هستند.»
خانۀ معروف به زادگاه شکسپیر در استراتفورد-آون یکی از معروفترین نقاط برای گردشگری ادبی است. این خانه امروزه تبدیل به موزه شده است. معروف است که سال ۱۸۴۷ آمریکاییها این خانه را خریدند تا با کشتی آن را به آمریکا ببرند اما گروهی از نویسندگان ازجمله چارلز دیکنز مانع شدند.
📌 theguardian.com/world/2017/nov/01/newly-released-journal-confirms-osama-bin-laden-visited-the-west
@ehsanname
سازمان سیا روز چهارشنبه ۴۷۰هزار سند از بنلادن منتشر کرد. سیا میگوید این اسناد را در حمله به مخفیگاه اسامه بن لادن در ابیتآباد پاکستان در ۲۰۱۱ کشف کرده. دفترچه خاطرات روزانه رهبر القاعده یکی از این اسناد است. این دفترچه اطلاعات جالبی از زندگی شخصی بنلادن دارد.
قبل از این میدانستیم اسامه بن لادن در ۱۹۷۰، وقتی ۱۳ساله بود برای یک سفر درمانی به بریتانیا فرستاده شد. یک سال بعد هم ۱۰ هفته را برای تحصیل در بریتانیا سپری کرد.
حالا در این دفترچه خاطرات میخوانیم که همان سفر اول در ۱۳سالگی عامل انزجارش از فرهنگ غرب بوده. بنلادن در دفترچه خاطراتش درباره بازدیدش از خانه ویلیام شکسپیر، در استراتفورد-آون هم نوشته است. او نوشته: «ما هر یکشنبه برای بازدید از خانه شکسپیر میرفتیم. من تحت تأثیر قرار نمیگرفتم و میدیدم آنها جامعهای متفاوت و از لحاظ اخلاقی منحط هستند.»
خانۀ معروف به زادگاه شکسپیر در استراتفورد-آون یکی از معروفترین نقاط برای گردشگری ادبی است. این خانه امروزه تبدیل به موزه شده است. معروف است که سال ۱۸۴۷ آمریکاییها این خانه را خریدند تا با کشتی آن را به آمریکا ببرند اما گروهی از نویسندگان ازجمله چارلز دیکنز مانع شدند.
📌 theguardian.com/world/2017/nov/01/newly-released-journal-confirms-osama-bin-laden-visited-the-west
🎧 هر پنجشنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید
این هفته: «برای خاطر کتابها» 👇
این هفته: «برای خاطر کتابها» 👇
Forwarded from داستان شب (Mohammad Amin Chitgaran)
1031.برای خاطر کتابها
Ehsan Rezaei
Forwarded from اقیانوس آرام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥شعرخوانی #شایان_مصلح مدافع #پرسپولیس درباره #اربعین در #اقیانوس_آرام
#مرکز_اوج_کودک_و_نوجوان
#به_اقیانوس_بپیوند
🆔 @owjkids_ir
🆔 @Oghyanousearam
#مرکز_اوج_کودک_و_نوجوان
#به_اقیانوس_بپیوند
🆔 @owjkids_ir
🆔 @Oghyanousearam
✍نوشتن و مکافات
@ehsanname
نویسندگی به اندازه کار در معدن سخت نیست، اما زندگی نویسندگان بیشتر پشت میز و در حال نوشتن سپری میشود و بسیاری از نویسندگان در طول تاریخ به دلیل نوشتنِ زیاد دچار بیماری شدهاند.
جورج اورول، از کودکی دارای مشکلات سلامتی بود، اما ساعات کاری مداوم او برای نوشتن کتاب «درود بر کاتولونیا» و نگارش و ویرایش رمان «1984» سلامتی او را بیشتر از پیش به خطر انداخت. جان راس، در کتاب «وضعیت پزشکی نویسندگان بزرگ» نقلقولی از یکی از مقالههای اورول میآورد که: «نوشتن، کار وحشتناک و کشمکشی خستهکننده است و شباهت زیادی به تحمل بیماری سخت دارد.» او در طول نگارش این دو اثر هر روز حالش وخیمتر میشد. راس مینویسد: «او خون بالا میآورد، تب داشت و شبها در خواب عرق میکرد. ۱۲ کیلو وزن از دست داد و دو ماه آخر نگارش کتاب را نیز در بستر بود.» در نهایت بیماری سل در او شدت گرفت و او را به کام مرگ کشاند.
طبق نامههای بهجا مانده از خانواده هرمان ملویل، او هم در حین نگارش «موبی دیک» دچار اسپاسم چشم، حملات اضطرابی و درد ویرانگرِ کمر بوده. جان جی. راس نقل قول همسر ملویل، لیزی را نوشته است: «این فعالیت مداوم مغزی و غلیان تخیلات، هرمان را از پا درمیآورد.» ناتانیل هاثورن هم ارزیابی مشابهی داشت. او درباره دوستش نوشته: «بدون شک اشتغال دایمی ادبی به ذهن او آسیب میزند.»
اونوره دو بالزاک، به قهوه اعتیاد داشت چون باعث میشد بیدار بماند و داستانهایش را بنویسد. به علاوه بالزاک معتقد بود قهوه موجب فوران خلاقیت ادبی میشود. خوردن قهوۀ سرد و با شکم خالی، عاقبت سلامتی او را به خطر انداخت. خود بالزاک مقالهای با عنوان «لذات و دردهای قهوه» نوشته و گفته روش خودش برای نوشتن داستان را به همه پیشنهاد نمیکند چون یک بار به دوست لاغراندامی چنین پیشنهادی کرد و اصلا پایان خوشی برایش رقم نخورد. البته خوردن بیش از حد قهوه برای خالق «کمدی انسانی» نیز پایان خوشی نداشت و او بر اثر مسمویت با کافئین در ۵۱سالگی از دنیا رفت.
فرانتس کافکا دیگر نویسندهای است که به دلیل کار نوشتن دچار آسیب شد. البته اگر او را خوب بشناسید و آثارش را خوانده باشید از این موضوع شگفتزده نخواهید شد. زادی اسمیت، نویسنده انگلیسی، در نیویورکتایمز دربارۀ او نوشته: «کافکا ۱۲ ساعت از روز را بیرون از خانه کار میکرد و وقت زیادی برای نوشتن نداشت. ساعت ۱۱ شب شروع به نوشتن میکرد و بسته به توانش در آن شب تا ۳ و گاهی ۶ صبح کار میکرد و فقط یکی دو ساعت وقت استراحت داشت. وظایف روزانهاش او را تا آستانۀ فروپاشی برد.»
این شرایط شاید نقش مهمی در بیماری سل نویسندۀ «مسخ» و «محاکمه» داشت، بنابراین اصلاً گزاف نیست اگر بگوییم کارش او را کُشت. کمی بعد گلویش دچار مشکل شد و خوردن غذا برای او سخت و تقریبا غیرممکن شد. در روزهای آخر عمرش داستان کوتاه «هنرمند گرسنه» را نوشت و به نظر میرسد خودش هم به دلیل ناتوانی در غذا خوردن و بر اثر گرسنگی جان داده است.
📌مقاله نویسندگانی که از نوشتن آسیب دیدند در اینجا:
lithub.com/6-famous-writers-injured-while-writing/
📌ترجمه بخشی از آن مقاله که ما نقل کردیم، هم اینجا:
ibna.ir/fa/doc/longtrans/253526/
@ehsanname
نویسندگی به اندازه کار در معدن سخت نیست، اما زندگی نویسندگان بیشتر پشت میز و در حال نوشتن سپری میشود و بسیاری از نویسندگان در طول تاریخ به دلیل نوشتنِ زیاد دچار بیماری شدهاند.
جورج اورول، از کودکی دارای مشکلات سلامتی بود، اما ساعات کاری مداوم او برای نوشتن کتاب «درود بر کاتولونیا» و نگارش و ویرایش رمان «1984» سلامتی او را بیشتر از پیش به خطر انداخت. جان راس، در کتاب «وضعیت پزشکی نویسندگان بزرگ» نقلقولی از یکی از مقالههای اورول میآورد که: «نوشتن، کار وحشتناک و کشمکشی خستهکننده است و شباهت زیادی به تحمل بیماری سخت دارد.» او در طول نگارش این دو اثر هر روز حالش وخیمتر میشد. راس مینویسد: «او خون بالا میآورد، تب داشت و شبها در خواب عرق میکرد. ۱۲ کیلو وزن از دست داد و دو ماه آخر نگارش کتاب را نیز در بستر بود.» در نهایت بیماری سل در او شدت گرفت و او را به کام مرگ کشاند.
طبق نامههای بهجا مانده از خانواده هرمان ملویل، او هم در حین نگارش «موبی دیک» دچار اسپاسم چشم، حملات اضطرابی و درد ویرانگرِ کمر بوده. جان جی. راس نقل قول همسر ملویل، لیزی را نوشته است: «این فعالیت مداوم مغزی و غلیان تخیلات، هرمان را از پا درمیآورد.» ناتانیل هاثورن هم ارزیابی مشابهی داشت. او درباره دوستش نوشته: «بدون شک اشتغال دایمی ادبی به ذهن او آسیب میزند.»
اونوره دو بالزاک، به قهوه اعتیاد داشت چون باعث میشد بیدار بماند و داستانهایش را بنویسد. به علاوه بالزاک معتقد بود قهوه موجب فوران خلاقیت ادبی میشود. خوردن قهوۀ سرد و با شکم خالی، عاقبت سلامتی او را به خطر انداخت. خود بالزاک مقالهای با عنوان «لذات و دردهای قهوه» نوشته و گفته روش خودش برای نوشتن داستان را به همه پیشنهاد نمیکند چون یک بار به دوست لاغراندامی چنین پیشنهادی کرد و اصلا پایان خوشی برایش رقم نخورد. البته خوردن بیش از حد قهوه برای خالق «کمدی انسانی» نیز پایان خوشی نداشت و او بر اثر مسمویت با کافئین در ۵۱سالگی از دنیا رفت.
فرانتس کافکا دیگر نویسندهای است که به دلیل کار نوشتن دچار آسیب شد. البته اگر او را خوب بشناسید و آثارش را خوانده باشید از این موضوع شگفتزده نخواهید شد. زادی اسمیت، نویسنده انگلیسی، در نیویورکتایمز دربارۀ او نوشته: «کافکا ۱۲ ساعت از روز را بیرون از خانه کار میکرد و وقت زیادی برای نوشتن نداشت. ساعت ۱۱ شب شروع به نوشتن میکرد و بسته به توانش در آن شب تا ۳ و گاهی ۶ صبح کار میکرد و فقط یکی دو ساعت وقت استراحت داشت. وظایف روزانهاش او را تا آستانۀ فروپاشی برد.»
این شرایط شاید نقش مهمی در بیماری سل نویسندۀ «مسخ» و «محاکمه» داشت، بنابراین اصلاً گزاف نیست اگر بگوییم کارش او را کُشت. کمی بعد گلویش دچار مشکل شد و خوردن غذا برای او سخت و تقریبا غیرممکن شد. در روزهای آخر عمرش داستان کوتاه «هنرمند گرسنه» را نوشت و به نظر میرسد خودش هم به دلیل ناتوانی در غذا خوردن و بر اثر گرسنگی جان داده است.
📌مقاله نویسندگانی که از نوشتن آسیب دیدند در اینجا:
lithub.com/6-famous-writers-injured-while-writing/
📌ترجمه بخشی از آن مقاله که ما نقل کردیم، هم اینجا:
ibna.ir/fa/doc/longtrans/253526/
📖 پیشنهاد کتاب
@ehsanname
📌از توئیتر خانم امیلی امرایی: «اینگونه ما را ننگرید» خودنوشتِ «فرخنده بیطرف» است؛ توانخواه جسمی وذهنی که از یک ماهگی دچار بیماری سیپی [Cerebral Palsy - فلج مغزی] شده.
فرخنده نوشته: «نمیخواستم مانند بچههای فلج مغزی در آسایشگاه زنده به گور شوم». نمونۀ بارز یک توانخواه که باید بشناسیمش.
خانواده توان نگهداری فرخنده توی خونه را نداشتند. از ۹سالگی توی آسایشگاه بوده، اما روی تخت درس خوانده و بعد خودش را به مدرسۀ عادی رسانده.
فرخنده اولین کسی است که با وجود بیماری سیپی توانسته دیپلم بگیرد و دانشگاه برود. کتابش روایت حیرتانگیزی از مبارزه برای زنده بودن و زندگی کردن است.
کتاب فرخنده را نشر ویدا منتشر کرده [در ۱۴۴صفحه و ۱۱هزار تومان]. این، صدای غایبی بود.
goo.gl/mHZrB7
@ehsanname
📌از توئیتر خانم امیلی امرایی: «اینگونه ما را ننگرید» خودنوشتِ «فرخنده بیطرف» است؛ توانخواه جسمی وذهنی که از یک ماهگی دچار بیماری سیپی [Cerebral Palsy - فلج مغزی] شده.
فرخنده نوشته: «نمیخواستم مانند بچههای فلج مغزی در آسایشگاه زنده به گور شوم». نمونۀ بارز یک توانخواه که باید بشناسیمش.
خانواده توان نگهداری فرخنده توی خونه را نداشتند. از ۹سالگی توی آسایشگاه بوده، اما روی تخت درس خوانده و بعد خودش را به مدرسۀ عادی رسانده.
فرخنده اولین کسی است که با وجود بیماری سیپی توانسته دیپلم بگیرد و دانشگاه برود. کتابش روایت حیرتانگیزی از مبارزه برای زنده بودن و زندگی کردن است.
کتاب فرخنده را نشر ویدا منتشر کرده [در ۱۴۴صفحه و ۱۱هزار تومان]. این، صدای غایبی بود.
goo.gl/mHZrB7